Thursday, January 31, 2008

اعدام ها را متوقف کنید

اعدام 1 فعال سیاسی در زندان اهواز

دستگاه قضایی جمهوری اسلامی یک فعال سیاسی و حقوق بشر را صبح امروز پنجشنبه 11 بهمن ماه در زندان "کارون" اهواز به دارآویخت.
"زامل باوی" 29 ساله که روز پنجشنبه اعدام شد پنجمین نفری بود که طی 1 ماه گذشته از سوی جمهوری اسلامی با اتهامات سیاسی در اهواز اعدام شدند.
یک ماه قبل نیز 4 فعال سیاسی و حقوق بشر با اسامی احمد مرمزی، عبدالحسین حریبی، حسین عساکره و عبدالرضا سنواتی، در اهواز اعدام شدند و خطر اعدام 3 تن دیگر با اسامی سعید عوده صاکی، عبدالرسول علی مزرعه و فالح عبدالله المنصوری را نیز تهدید می کند
.





اعدام 5 نفر دیگر در زندان اوین

دستگاه قضایی رژیم جمهوری اسلامی صبح امروز چهارشنبه 10 بهمن ماه، 5 تن را در زندان اوین اعدام کرد.
فراز 19 ساله، محسن 25 ساله، رمضان 29 ساله، محمد عابدی 32 ساله و فردی با نام محمد، 5 نفری که همگی متهم به قتل بودند، صبح روز چهارشنبه در زندان اوین به دارآویخته شدند.
صبح امروز چهارشنبه همچنین حکم شلاق 3 نفر در میدان هفت تیر و 1 نفر در بازار راه آهن کرج در ملاعام اجرا شد
.

Wednesday, January 30, 2008

زنگ مدرسه فمينيستی به صدا در آمد


چرا توقف کنم،چرا؟
پرنده ها به سوی جانب آبی رفته اند
افق عمودی است
افق عمودی است و حرکت : فواره وار
و در حدود بینش
سیاره های نورانی میچرخند
زمین در ارتفاع به تکرار میرسد
و چاههای هوایی
به نقب های رابطه تبدیل میشوند
و روز وسعتی است
که در مخیله ی تنگ کرم روزنامه نمیگنجد
چرا توقف کنم؟
راه از میان مویرگ های حیات می گذرد
کیفیت محیط کشتی زهدان ماه
سلول های فاسد را خواهد کشت
و در فضای شیمیایی بعد از طلوع
تنها صداست
صدا که ذوب ذره های زمان خواهد شد .
چرا توقف کنم؟

لیلا حیدری را فوری آزاد کنید


لیلا حیدری را فوری آزاد کنید

بیانیه ۹۰۰ فعال اجتماعی -سیاسی
کانون زنان ایرانی -بیش از 900 نفر از فعالان سیاسی -اجتماعی با امضای بیانیه ای خواستار آزادی سریع و بی قید و شرط لیلا حیدری شدند .در بخشی از این بیانیه که به ابتکار جمعی از زنان آذربایجانی تهیه شده ،آمده است:لیلا حیدری هنگام ملاقات با همسر زندانی خود، بهروز صفری (از فعالان سیاسی آذربایجان) بازداشت و اكنون پنجمین ماه دستگیری خود را در بند 209 زندان اوین در حالی می‌گذراند كه به‌ گفته منابع خبری و بنا به گزارشِ گزارشكران حقوق بشر، بارها در زندان دچار حمله‌های قلبی و میگرن شده است، بطوری که دو بار در حین بازجویی، بیهوش شده و حتی مسوولان بهداری نسبت به وضعیت او هشدار داده‌اند.
متن کامل این بیانیه و اسامی امضا کنندگان به این شرح است:

هم اكنون كشور ما در شرایطی به سر می‌برد كه روز به روز بر محدودیتهای فردی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در آن افزوده می‌شود. این تضییقات، پیامدهای بسیار نامطلوب‌تری را گریبانگیر جامعه خواهد كرد. زنان آذربایجان اعتراض خود را به ادامه این روند اعلام كرده و خاطرنشان می‌كنند:
1 ـ تشدید فیلترینگ سایتها و و توقیف نشریات و اخطار به آنها مبنی بر اجتناب از طرح مسائل جدی اجتماعی و ... موجب به بن بست كشیدن روند دمكراتیزه كردن جامعه و بی محتوایی مطبوعات و جراید شده و نهایتا جریانات اجتماعی را به سوی حركات افراطی‌ سوق خواهد داد. ما زنان آذربایجان، اعتراض خود را به توقیف نشریات، از جمله توقیف ماهنامه "دیلماج" كه به تحلیل معضلات آذربایجان و انعكاس قابلیتهای آن می پرداخت و در صدد ارتقاء بار تئوریك فعالان اجتماعی آن بود و علاوه بر آن تریبونی آزاد برای جنبش مستقل زنان آذربایجان نیز محسوب می‌شد، اعلام می‌كنیم. نمونه‌های متعدد دیگری را می توان برشمرد، از جمله نشریه دانشجویی "تلنگر" كه برای طرح مسائل زنان با انتشار اولین شماره خود توقیف شد و هیات تحریریه ومدیر مسوول آن به حراست دانشگاه تبریز فرا خوانده شدند.
ما خواستار رفع لغو امتیاز و توقیف نشریات مستقل آذربایجان و پایان دادن به ارعاب مدیران مسوول مطبوعات هستیم و اخطار به ماهنامه‌ها و فصلنامه‌هایی كه برخی شماره‌های خود را به طرح مسائل زنان اختصاص می‌دهند، محكوم می‌كنیم.
2 ـ جنبش زنان آذربایجان همچنان كه از پیشتازان " كمپین یك میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز علیه زنان" بود- چنان چه در ابتدا بیشتر شهرهای پبشتازاین حركت، بعد از تهران از شهرهای آذربایجان بودند ـ معتقد است، آشنایی زنان با حقوق داشته و نداشته‌شان، مهمترین راه برای تعیین و تثبیت خواسته‌های آنان به شمار می‌آید. ما كماكان حامی كمپین به عنوان كف مطالبات زنان هستیم و این را حق مسلم و ابتدایی هر كسی می‌دانیم كه ذیل خواسته‌های خود را امضا كند. ما هر گونه تهدید یا دستگیری و ارعاب فعالان جنبش زنان را محكوم می‌كنیم.
3 ـ احقاق حقوق زنان، هدف مشترک فعالان جنبش زنان است. در حالی که زنان ترک، کرد، عرب و... خواسته‌های مدنی خود را با دیگر زنان فعال در جنبش زنان پیوند زده‌اند، در راستای احقاق حقوق ملی خویش و... نیز مبارزه می‌کنند و بیشترین هزینه‌ها را متحمل می‌‌شوند. چنان چه در ماههای گذشته، شاهد دستگیری زنان دگراندیش ترک در نقاط مختلف آذربایجان بوده‌ایم؛ زنانی که هم دغدغه برابری زنان ومردان را دارند و هم دغدغه برابری حقوق اقوام و ملل ایرانی را. اما آن چه تامل‌برانگیز است، عدم پوشش خبری مناسب دستگیریهای فوق، چه از جانب جنبش زنان ایران و چه از جانب دیگر گروهها و فعالان سیاسی است. نتیجه اتخاذ چنین رویکردی بازگذاشتن دست سرکوب‌گران است که با خیال راحت و به‌دور ازنظارت ناظران حقوقی و افکار عمومی، به اتهامات واهی تجزیه‌طلبی و بدون در نظر گرفتن کمترین حقوقی، با بیرحمانه ترین برخوردها، این افراد را دستگیر و روانه زندان می‌كنند و همین امر ظلمی مضاعف در حق این فعالان است.
جنبش زنان آذربایجان، ضمن ابراز نارضایتی خود از تهدید، بازداشت و شكنجه فعالان اجتماعی و سیاسی آذربایجان كه اغلب آنها در شرایط بسیار بدی به سر می برند، معتقد است، ادامه این روند بر كینه و نفرت مردم این خطه افزوده و باز تاكید می‌كنیم، راه را برای حركات افراطی هموار می‌‌كند. ما زنان عمیقا درك می‌كنیم كه خانواده‌ها و همسران این زندانیان از جمله عطیه طاهری همسر سعید متین‌پور، رقیه علیزاده همسر عباس لسانی و خانواده‌های رضا متین پور و جلیل غنی‌لو و... بسیار معذب تر از خود آنها هستند.
ما خواهان آزادی این زندانیان، به ویژه آزادی فوری و بدون قید و شرط لیلا حیدری هستیم كه به هنگام ملاقات با همسر زندانی خود، بهروز صفری (از فعالان سیاسی آذربایجان) بازداشت و اكنون پنجمین ماه دستگیری خود را در بند 209 زندان اوین در حالی می‌گذراند كه به‌ گفته منابع خبری و بنا به گزارشِ گزارشكران حقوق بشر، بارها در زندان دچار حمله‌های قلبی و میگرن شده است، بطوری که دو بار در حین بازجویی، بیهوش شده و حتی مسوولان بهداری نسبت به وضعیت او هشدار داده‌اند.
ما زنان آذربایجانی فعال در جنبش زنان، ضمن تاکید و توجه بر حقانیت مطالبات قومی (ملی)، خواستار آزادی هر چه سریعتر لیلا حیدری، باتوجه به وخامت وضع سلامتی او هستیم و از تمامی فعالان جنبش زنان و نهادهای مدنی و فعالان سیاسی انتظارداریم با امضای بیانیه، با ما همصدا شده و زنان آذربایجان را یاری دهند.

(در ثبت اسامی از ذکر عناوین، مناصب،احزاب و انجمن ها خودداری شده است.)

1. آتیلا فیض الهی 2. آتیلا کیشی زاده 3. آراز دانشور 4. آراز فردی 5. آراز فرهادی 6. آرتا داوری 7. آرزو باغبان خطیبی 8. آرزو شانلی 9. آرزو قناعت 10. آرزو ناصرزاده 11. آرزوحسینی 12. آرش آروین 13. آرش آهنگر قشقایی 14. آرش شهسواری 15. آرش صادق 16. آرش ناطقی 17. آرش نصیری اقبالی 18. آزاده به‌كیش 19. آزاده تاج پور 20. آزاده ثبوت 21. آزاده خسرو شاهی 22. آزاده طیب پور 23. آمنه شیرافکن 24. آیت مهرعلی بیگلو 25. آیدین ابراهیمی 26. آیدین انگوتی 27. آیدین شفیعی 28. آیدین فیض الهی 29. آیناز قیچلو 30. آی تك رابط 31. آیدین تیموری فر 32. آیدین خواجه 33. ائلناز سرداری نیا 34. ائلنازبابایی 35. ابراهیم امدادی 36. ابراهیم عبداله نیا 37. ابراهیم علیزداه 38. ابوالفضل جعفریان 39. ابوذر هاشمی 40. احترام شادفر 41. احد عباس زاده 42. احسان باقری‌پور 43. احسان دهکردی 44. احسان محمدی 45. احمد رناسی 46. احمد آدینه وند 47. احمد عطایی 48. احمد فدائی 49. احمد فرهادی 50. احمد مختاری 51. احمد مدادی 52. احمد مطلایی 53. احمد نجاتی 54. احمد هدایت خواه 55. احمد یزدانی 56. ادریس صالحی 57. اردشیر کریمی 58. ارسلان رضاوند 59. اسماعیل قادری 60. اسماعیل ناطقی 61. اسمعیل جمیلی 62. اشرف اوزتلو 63. اشکان آرشیان 64. اصغر جعفر زاده 65. اصغر مظلومی 66. افروز غلامباشیان 67. افسانه سئوگین 68. افسانه قنبری 69. افسانه وفایی 70. افشین امیرشاهی 71. اکبر آزاد علی لو 72. اکبر بنی حسن 73. اکبر قربانی 74. اکرم خوشوقت پیر سلطان 75. اکرم خیرخواه 76. اكبر عطری 77. البرز زاهدی 78. المیرا علی حسینی 79. الناز اصلانی 80. الناز انصاری 81. الناز ناطقی 82. الهام بنائی 83. الهام جوانشیر 84. الهام قیطانچی 85. الهه امانی 86. الهه امینی 87. الهه رادمهر 88. الهه زمانی 89. الهه شریف پور 90. الهه هیكس – شریف پور 91. الیاس خلج 92. امید صدقیانی 93. امیر اسحاقی 94. امیر راعی فرد 95. امیر شیخ الاسلام 96. امیر فرشاد ابراهیمی 97. امیر محمود زاده 98. امیر یعقوبعلی 99. امین احمدیان 100. امین اسدالهی 101. امید صدقیانی 102. امیر دوانلو 103. امیرحسین ایرجی 104. امیرحسین گنج بخش 105. انصافعلی هدایت 106. انور دوستانی 107. اوكتای داراب زند 108. اولدوز سلطان پور 109. اولدوز صادق بارنجی 110. اومای خیاولی 111. ایرج یوسفی 112. ایزگار مهابادی 113. اَیسن نظیری 114. ایرج یوسفی 115. بؤیوك رسول اوغلو 116. بابک سمائی 117. بابک نظری 118. بابك ایرانی 119. بابك خرمدین 120. بلال مراد ویسی 121. بنفشه حجازی 122. بهار بهساز 123. بهار مجد زاده 124. بهاره خرمدین 125. بهاره سپهری 126. بهبود قلی زاده 127. بهروز خلیق 128. بهروز فدایی 129. بهزاد بابان 130. بهزاد كریمی 131. بهکام محمدی 132. بهمن نیرومند 133. بهناز خاکی 134. بهناز شكاریار 135. بهناز مهرانی 136. بهنام تركانپور 137. بهنام دارایی زاده 138. بهنام عسگری 139. بهنام فرشادی 140. بیتا طاهباز 141. بینا داراب زند 142. بیوک رسول اوقلو 143. پاكیزه غلامی 144. پرتو محسن نژاد 145. پرتو نوری علا 146. پرستو اله یاری 147. پروانه حاجیلو 148. پروانه نامور 149. پروین اردلان 150. پروین ضرابی 151. پروین فرهنگ 152. پرویز حدادی زاده 153. پروین ذبیحی 154. پریسا الوند پور 155. پریسا بابایی فرد 156. پریسا ثابتی سادات 157. پریسا عالی نژاد 158. پریسا کاکایی 159. پریسا احمدیان 160. پریسا سادات ثابتی 161. پریسا هاشمی 162. پریناز ناصرزاده 163. پژمان خرسند 164. پوران كریمی 165. پویا موسوی 166. پویش عزیزالدین 167. پیام ابوطالبی 168. پیام احتسابیان 169. پیمان خراج زاده 170. پیمان عارف 171. پینار فرج زاده 172. پیمان انصاری 173. تئلناز نعمتی 174. تارا سپهری فر 175. تارا نجداحمدی 176. تورج آزموده 177. توکل غنی لو 178. جعفر بری بورچالی 179. جعفر شاهی 180. جلال حجتی 181. جلال کودریلو 182. جلوه جواهری 183. جلیل علمداری 184. جمشید آئیندر 185. جمید اورنگی 186. جواد سودبر 187. جواد صفوی زاده 188. جواد عباس زاده 189. جواد لقزیان 190. جواد ولدان 191. چنگیز بخت آور 192. حامد ایرانشاهی 193. حامد عزیزی 194. حامد منزه 195. حبیب آوریده 196. حدیث جاودانی 197. حسام وثوقی 198. حسن اسدی زیدآبادی 199. حسن بهگر 200. حسن خیر خواه 201. حسن راشدی 202. حسن رحیمی 203. حسن رضایی 204. حسن زهتاب 205. حسن شریفی 206. حسن صادق 207. حسن صفری 208. حسن ماسالی 209. حسین رجایی 210. حسین غلامی 211. حسین نوری وند 212. حسین رجب پور 213. حسین زمانلو 214. حسین صفا 215. حسین نجدیار 216. حمید احمد زاده 217. حمید رضا اصغری نژاد 218. حمید صمیمی 219. حمید کیاروستا 220. حمید مهدیلو 221. حمید ندایی 222. حمید وحیدنیا 223. حمیدرضا عسگری نژاد 224. حمیده جبارزادگان 225. حمیده نظامی 226. حمید احمدزاده 227. حمید حمیدی 228. حمید رضا اکبری 229. حمیدرضا رحیمی 230. حنانه دارابی 231. حوریه تقی زاده 232. خدیجه بیرق دار 233. خدیجه مقدم 234. خدیجه میر ابراهیمی 235. خدیجه اكبری 236. خلیل غزلی 237. خلیل مؤمنی 238. خورشید عابدین 239. دادوود عظیم زاده 240. داریوش ابراهیم پور 241. داریوش رضائی 242. داریوش احمدی 243. داریوش مجلسی 244. داود فیاض 245. داود قربانی 246. داود نوائیان 247. دنیز محمدی 248. دورال بربسته 249. دیوید ناش 250. رئوف طاهری 251. راحله بکتاش 252. راحله حسینی 253. راحله زمان زاده 254. راحله فتح‌زاده 255. راضیه خالقی 256. راضیه رئوف 257. رامین امن گستر 258. رامین جهانگیرزاده 259. رامین عطائی 260. رامین محمدخانی 261. رباب عظیمی 262. ربابه رایمند 263. رجب حسین پور 264. رحیم واحدی 265. رحیمه رواچی 266. رحیم قادری 267. رستم رستمی 268. رسول سمیعی نژاد 269. رسول علمشاه 270. رسول قهرمانی 271. رشید اسماعیلی 272. رضا ابری 273. رضا اغنامی 274. رضا بی اوغلو 275. رضا حلاجیون 276. رضا حمیدی 277. رضا خشتی 278. رضا زارعی 279. رضا عباسی 280. رضا عزیزی 281. رضا عزیزی نژاد 282. رضا محسنی 283. رضا منافی آذر 284. رضا مهدوی 285. رضوان مقدم 286. رقیه آذریان 287. رقیه عبداله زاده 288. رقیه لسانی 289. ركسانا ستایش 290. روجا بندری 291. روزا بارانی 292. روزبه درنشان 293. روزبه كریمی 294. روشدان پیرو 295. روشن پیرو 296. روشنک سیرجانی 297. رویا صحرایی 298. رویا تیموری 299. رویا رهبر 300. رویا طلوعی 301. رویا تیموری 302. رویا راهبر 303. رها آزاد 304. رهیا برید نظیف 305. رهیا برید نظیف 306. ریحانه انهاری 307. ریزگر بانه 308. زانیار احمدی 309. زاهد مجرد 310. زمان عبدالهی 311. زهرا بیگدلی 312. زهرا جعفری 313. زهرا حسین زاده 314. زهرا شیشه 315. زهرا صادقی 316. زهرا عرفانی 317. زهرا عنایتی 318. زهرا فریدلی 319. زهرا قویدست 320. زهره ارزنی 321. زهره امین 322. زهره جوادی 323. زهره شیشه 324. زهره مظلومی 325. زیبا کرباسی 326. زینب پیغمبرزاده 327. زینب عبداله زاده 328. زیبا كرباسی 329. ژانت آفاری 330. ژیلا بنی یعقوب 331. ژیلا محمدخانی 332. ژیلا صادق 333. سئودا شفاف‌ زمردی 334. سئودا فرج زاده 335. سئویل یوسفی نجمی 336. سئویل تبریزلی 337. سئویل فرهادی 338. سارا ارشدی 339. سارا اسمی زاده 340. سارا خجسته امیری 341. سارا خوزستانی امیری 342. سارا سلمانی 343. سارا کرمانیان 344. ساعده سیما 345. سالک مولایی 346. سام قندچی 347. سامان محمدی 348. سانلی لک 349. ستار لقایی 350. ستاره اصغری 351. ستاره سجادی 352. سجاد بابایی 353. سجاد جمالی 354. سجاد رادمهر 355. سجاد نیکنام 356. سحر ابونصر 357. سحر قنواتیان 358. سحرقنواتی 359. سعید اسلامی 360. سعید عبدی 361. سعید قائم مقامی 362. سعید موغانلی 363. سعید نعیمی 364. سعید نبی زاده 365. سعیده اسلامی 366. سعیده غلامی 367. سلمان زند 368. سلمان سیما 369. سمانه گلاب 370. سمانه مرادیانی 371. سمانه نیک نامی 372. سمیرا درستکار 373. سمیرا صدری 374. سمیه حسن نیا 375. سمیه حکمتیان 376. سمیه حمزه لویی 377. سمیه رستم پور 378. سمیه رضائی 379. سمیه عزیزی 380. سمیه فلاحیان 381. سمیرا جمالی 382. سمیرا جمالیه 383. سمیرا درستكار 384. سمیه حسن‌نیا 385. سمیه رستم پور 386. سمیه كارگر 387. سودابه بویه 388. سودابه قریشی 389. سولماز احمری 390. سولماز كوچه باغی 391. سولماز مقدم 392. سولماز مکاری 393. سولماز مهدوی پور وحدتی 394. سونا فرج زاده 395. سونیا قنبری 396. سویل تبریزلی 397. سهیل آصفی 398. سهیلا ستاری 399. سیاوش سعادتیان 400. سیاوش شهسواری 401. سیاوش قاسمی 402. سید حیدر بیات 403. سیروس ابراهیم نژاد 404. سیروس حسین نژاد 405. سیروس شیری 406. سیما حسین زاده 407. سیما دیدار 408. سیمین مراشی 409. سینا انصاری 410. سینا جهانبخش 411. سید فهیم ایراندوست 412. سیدحیدر بیات 413. سیروس ملكوتی 414. سیما باغبان خطیبی 415. سیمین اسکوئی 416. سینا جهانبخش 417. شاهین نوایی 418. شاهین زینعلی 419. شایا شهوق 420. شایان صبحی 421. شبنم امامی 422. شبنم بابایی 423. شبنم زرین فر 424. شریفی معصومه 425. شقایق درنشان 426. شکراله قهرمانی 427. شكوفه منتظری 428. شهاب الدین شیخی 429. شهاب فیضی 430. شهباز ابراهیم نژاد 431. شهرام آقامیر 432. شهرام احمدزاده 433. شهرام شوقی 434. شهرزاد عبدالمجید 435. شهلا انتصاری 436. شهلا بهاردوست 437. شهلا شفیق 438. شهلا محمودزاده 439. شهلا نوری 440. شهلاعبقری 441. شهناز بیات 442. شهناز غلامی 443. شهناز گلزاری 444. شهین حیدری 445. شهین راستی 446. شیدا پورمند 447. شیرویه قبادی 448. شیرین مومنی 449. شیما فرزاد منش 450. شیوا بدیهی 451. شیوا نظرآهاری 452. شیرین عبادی 453. شیرین نوایی 454. شیما فرازمند 455. شیما فرزادمنش 456. شیوا نوری 457. صابر درخشان 458. صادق شجاعی 459. صادق شیر دل 460. صادق عیسی بئلی 461. صادق كار 462. صالح سلطانی 463. صبور کبیری 464. صدیقه علیمردانی 465. صدیقه مصائبی 466. صدیقه مقدم 467. صدیقه عدالتی 468. صمد بابایی 469. صمد پورموسوی 470. صمد مولاقلی 471. صیاد شکری 472. صیاد محمدیان 473. ضیاء الدین صدرالاشرافی 474. طاهره وفایی 475. طلعت تقی نیا 476. طناز نوروزی 477. عباس امیر انتظام 478. عباس بختیاری 479. عباس خالقی 480. عباس عاقلی‌زاده 481. عباس نجاریان 482. عباس نعیمی 483. عباسعلی فتاح 484. عبدالعزیز مولودی 485. عبدالله مومنی 486. عبداله حیدری 487. عبداله عزیزی 488. عزت ابراهیمی نژاد 489. عزت همتیان 490. عزیز قاسمی 491. عزیز مولودی 492. عزیزالدین پویش 493. عسگر محمدپور 494. عسل اخوان 495. عطیه طاهری 496. عطیه وحید منش 497. عظیم امان زاده 498. عفت ماهباز 499. علی پور نقوی 500. علی ابوالقاسمی 501. علی احمدی 502. علی اکبر آزاد بابالو 503. علی اکبر خسرو شاهی 504. علی اکبر موسوی خوئینی 505. علی بابایی 506. علی باغبانی 507. علی بدلی 508. علی پژومان 509. علی ثمری 510. علی جمالی 511. علی راه گل 512. علی رضا اخوان 513. علی رضا ارشادی فر 514. علی رضایی 515. علی سلطانی 516. علی صادقی 517. علی صدیق 518. علی عباسی 519. علی عبدی 520. علی قاسمی 521. علی مؤذن 522. علی محمدی قیرمزخلفه 523. علی مختاری 524. علی ملیحی 525. علیرضا حسین زاده 526. علیرضا خادمی 527. علیرضا خیرابادی 528. علیرضا شعبانی 529. علیرضا صرافی 530. علیرضا فرشی 531. علیرضا کرمانی 532. علیرضا مولوی 533. علیرضا نصیری 534. علیرضا هدائی 535. علی احمددوست 536. علی افشاری 537. علی پورنقوی 538. علی رضا فخر 539. علی رضائی 540. علی زرع چاركی 541. علی زیرک 542. علی عبدی 543. علی فتوتی 544. علی قراجه‌لو 545. علی مختاری 546. علیرضا ارشادی فر 547. علیرضا خامسیان 548. علیرضا فخر 549. عیسی عادلی 550. غزال کیهان فر 551. غفار ابراهیمی 552. غفار وقری 553. غلامرضا مهدوی پور 554. فاتح مردوک 555. فاطمه تیموری 556. فاطمه جعفری 557. فاطمه حاجی دینی 558. فاطمه حیدری 559. فاطمه صفاییان 560. فاطمه طاهری 561. فاطمه فتح اله‌زاده 562. فاطمه فرهنگ خواه 563. فاطمه قلعه گلابی 564. فاطمه مسجدی 565. فاطمه نصرالهی 566. فتانه رافضی 567. فتح‌اله ذوقی 568. فخری شادفر 569. فخری نامی 570. فراز یكیتا 571. فرانك فرید 572. فرانك مقدسی 573. فرح طاهری 574. فرحروز رنجبر 575. فرزاد صمدلی 576. فرزانه جمال آذریه 577. فرزیا ثابتی 578. فرشته ناصرزاده 579. فرشید دیلمقانی 580. فرناز سیفی 581. فرناز فر 582. فرناز نوروزی 583. فرود سیاوش پور 584. فروغ قره داغی 585. فرهاد رضائی 586. فرهنگ نادری 587. فرید هاشمی 588. فریده جبارزادگان 589. فرین حسین روحانیان 590. فریبا داودی مهاجر 591. فرید پایا 592. فرید چاووشی 593. فرید هاشمی 594. فریده پورعبداله 595. فواد پاشایی 596. فواد شمس 597. فواد مجیدی 598. فهیمه شجاع 599. فیروز ابراهیم نژاد 600. فیروزه مهاجر 601. قاسم دینی 602. قهرمان لک 603. کارن جواهری 604. کاظم رضازاده 605. کاظم طلوعی 606. کاظم علمداری 607. کامران طاهباز 608. کاوه داد 609. کاوه رحیمی 610. کاوه رضایی شیراز 611. کاوه کرمانشاهی 612. کاوه مظفری 613. کاوه موسوی 614. کبری مجدی 615. کلثوم تقی زاده 616. کوروش جنتی 617. کوروش گلنام 618. کوهیار گودرزی 619. کیانوش سنجری 620. کیوان صمیمی 621. کیومرث بلی وند 622. کیومرث حکیم 623. کیومرث سابقی 624. كیوان مهجور 625. گلسا ممتاز 626. گلشن جوانی 627. گونش بویه 628. گوهر بیات 629. گیتی خیرخواه 630. لاله جوانشیر 631. لاله محمدی 632. لطیف حسنی 633. لعیا مقدم 634. لیدا نهری 635. لیلا صحت 636. لیلا نهری 637. لیلا انصاری 638. لیلا حاتم پور 639. لیلا حیدری 640. لیلا رابط 641. لیلا سلطانعلی زاده 642. لیلا غلامی 643. لیلی مظاهری 644. مازیار سمیعی 645. ماشاله عباس‌زاده 646. ماندانا چترچی 647. ماهنی زنگانلی 648. مجتبی رزمی 649. مجید ملکی 650. مجید اسدی 651. مجید دری 652. محبوبه حسین زاده 653. محبوبه کرمی 654. محسن خسروی 655. محسن پور رحیم 656. محسن حقی خطیبی 657. محسن سازگارا 658. محسن نژاد 659. محمد حسنی 660. محمد حسیبی 661. محمد حسین محمدخانی 662. محمد شیر محمدی 663. محمد صادقی 664. محمد صفوی 665. محمد صیادی 666. محمد عباسپور 667. محمد قره باغی 668. محمد کریمی 669. محمد مختاری 670. محمد نیکنام 671. محمدرضا اردبیلی 672. محمدرضا خشتی 673. محمدرضا رضوی 674. محمدرضا مختاری 675. محمود رنجبر 676. محمود فضلی 677. محیده وحدتی حق 678. مرتضی ابراهیم نژاد 679. مرتضی بهشتی 680. مرتضی لک 681. مرتضی محمد نظری 682. مرتضی مرادپور 683. مرتضی صادقی 684. مرتضی محیط 685. مرتضی یگانه پور 686. مرجان ناظمی 687. مرجان نمازی 688. مرضیه بخشی زاده 689. مرضیه هاشمی 690. مرضیه حقانی 691. مریم اسفاری 692. مریم اسلامیه 693. مریم بهرمن 694. مریم بهشتی 695. مریم جباری 696. مریم خیرخواه 697. مریم زندی 698. مریم طالبی 699. مریم قره داغلی 700. مریم محمدی امینی 701. مریم یوسفی 702. مریم اسلامیه 703. مریم چراغی 704. مریم زارعی 705. مریم زرع چاركی 706. مریم زندی 707. مریم شكری 708. مریم صادق 709. مریم عزیزی‌فرد 710. مریم محمدیان 711. مریم میرزا 712. مریم میرزا نژاد 713. مریم نیاپیر 714. مریم یوسفی 715. مزدک دانشور 716. مزدك بامدادان 717. مژگان ثروتی 718. مسعود حبیبی 719. مسعود شب افروز 720. مسعود شکوری 721. مسعود کریم زاد 722. مصطفی خسروی 723. مصطفی شیخ پور 724. معصومه بهروزیان 725. معصومه تقی پور 726. معصومه شرقی ثانی 727. معصومه قلی زاده 728. معصومه لقمانی 729. معصومه ناصری 730. مقصود رنجبر 731. ملیحه ربیعی 732. ملیحه رزازان 733. ملیحه صندوق داران 734. ملیحه عزیزپور 735. مناف سببی 736. منصور امینیان 737. منصور حسینی 738. منصوره شجاعی 739. منصوره عمرانی فر 740. منو چهر واحدی 741. منوچهر امری 742. منوچهر امیری 743. منوچهر سالكی 744. منوچهر شفائی 745. منوچهر صفایی 746. منوچهر عزیزی 747. منوچهر عزیزی 748. منوچهر فرید 749. منیره بادران 750. منیره کاظمی 751. منیزه حاجی دینی 752. منیره برادران 753. مونا قاسمیان 754. مهتاب صفایی 755. مهدی افشارنیک 756. مهدی امینی زاده 757. مهدی حاتمی 758. مهدی فخرزاده 759. مهدی قره داغی 760. مهدی محمودیان 761. مهدی نعیمی 762. مهدیه گلرو 763. مهدی حمیدی شفیق 764. مهدی میرزایی 765. مهران آریا 766. مهران رحیمی 767. مهرداد عبداله زاده 768. مهرداد مرهون 769. مهرداد مشایخی 770. مهری رنجبر 771. مهریار رحیمی 772. مهشید راستی 773. مهناز آریا 774. مهناز جندی 775. مهناز محمدیان 776. مهین شافعی 777. مهیا قویدست 778. میترا رهنمایان 779. میلاد اسدی 780. مینا برزگر 781. مینا حکیم 782. مینا صمدی 783. مینا مقدس 784. میترا یوسفی 785. میثم قاسمی 786. میلاد مكری 787. مینا برزگر 788. مینا جعفری 789. مینا راستین 790. مینو حمایلی 791. مینو كیامان 792. مینو یوسفی 793. میهن احمدی 794. نادر حاجی محسن 795. نادر عزیزی 796. نادر میران 797. نادر یزدانی 798. ناردین سعیدی 799. نازلی صحرایی 800. نازلی فرخی 801. نازنین افشین جم 802. نازی عظیما 803. ناصح فریدی 804. ناصر الدین علیزاد 805. ناصر بختیاری 806. ناصر رضاپور 807. ناصر عبدالهی 808. ناصر علیزاده 809. ناصر مرقاتی 810. ناصرمنظوری 811. ناهید جعفری 812. ناهید خیرابی 813. ناهید کشاورز 814. ناهید افراسیابی 815. ناهید صادقی 816. ناهید میرحاج 817. ناهید ناظمی 818. نجیبه خشتی 819. ندا دریاقلی 820. ندا كاظمی 821. نرگس اناری 822. نرگس پیغان 823. نرگس خسروشاهی 824. نسرین چنگیزیان 825. نسرین افضلی 826. نسرین الماسی 827. نسرین رنجبر 828. نسیم سرابندی 829. نعمت محمدیان 830. نعمت وقار 831. نعیمه پورزینال 832. نگین احتسابیان 833. نگین شیخ الاسلامی 834. نگین فیروزه ای 835. نورالدین رضازاده 836. نوشابه امیری 837. نوشین خاکی 838. نوشین شاهرخی 839. نوشین احمدی خراسانی 840. نوشین سلیمانی 841. نوشین شاهرخی 842. نوید محمدی نسب آباد 843. نیر صمدی 844. نیره پیربیرقدار 845. نیره توحیدی 846. نیگار ساقیلار 847. نیلوفر بیضایی 848. نیلوفر شمیرانی 849. نیلوفر گلکار 850. نینا نادری 851. نیوشا درخشان 852. نیره بیرقدار 853. نیره توحیدی 854. نیکنام سجاد 855. نیگار خیاوی 856. نیلوفر شمیرانی 857. نیلوفر فرخزاد 858. نیلوفر مهدیان 859. نیما پوریعقوب 860. نیما نامداری 861. نیوشا درخشان 862. وجیهه حاجی دینی 863. وحید شیخ‌بگلو 864. وحید قره باغلی 865. وحید قهرمانپور 866. وحیده اکبری 867. وحید دهقانی 868. وحید وحدت حق 869. وحیده احمدیان 870. وحیده اسكندری 871. وحیده مولوی 872. ودود اسدی 873. وقار نعمت 874. وهاب انصاری 875. ویدا بیگلری 876. ویدا خسروی 877. ویدا قلی زاده 878. ویدا قنبر پور 879. ویدا مهراز 880. ویکتوریا آزاد 881. ویدا خسروی 882. ویدا فرهودی 883. هاجر ابراهیم نژاد 884. هاجر کبیری 885. هادی رضا زاده 886. هاشم ایزدی 887. هاشم ریحانی 888. هانا دارابی 889. هانیه وحدتچی 890. هایده اُ. فلاهرتی 891. هدایت سلطان زاده 892. هدی کیانی راد 893. هدی پیمانی 894. هژیر پلاسچی 895. هستی خضروی 896. هما كاویانی 897. هما هودفر 898. هوشنگ پاكپور 899. هوشنگ گللاب دژ 900. هومن حسینی 901. یاسین محمدیان 902. یاشار حکاک پور مراغه 903. یاشار عیدی 904. یاشار محتشم 905. یانار افضلی 906. یاور خسروشاهی 907. یعقوب حسنی 908. یوسف هنگفتی 909. یوسف هوشیار 910. یونس زارعیون 911. یونس شیری 912. یادگار صالح 913. یاسر زرع چاركی 914. یاشار تورك اوغلو 915. یحیی غلامی 916. یونس زاعیون 917. مرجان کسمایی 918. نیما رضوان 919. صمد عبدالهی 920. سامان رنجبر عبدالهی 921. نیاز سلیمی 922. حسام نیری 923. سعید قریب 924. فرهاد سلطانی 925. رامین ذوقی پور 926. مهدی ذوقی پور 928. مهسا ذوقی پور 930. مهدی سلطانپور 931.نازی سلیمی

Tuesday, January 29, 2008

ده بهمن روز حمایت از دانشجویان در بند ، تا آزادی همه ی دربندیان

روی عکس کلیک کنید و ببینید



باور ما این است...



ده بهمن را به سان همه ی روز های سخت گذشته در کنار هم خواهیم بود.
ده بهمن را با همدلی هم خاطره ای خواهیم ساخت در یادها ماندنی.
ده بهمن را روزی خواهیم ساخت٬ حجت دیگری از طراوت بهاری سبز در زمستانی سرد.
ده بهمن را نمادی خواهیم ساخت از هم اندیشی گسترده ی همه ی وبلاگ نویسان ایرانی در حمایت از آزادی همه ی دانشجویان در بند.
آری! باور ما این است...
ده بهمن برای انجام حرکتی بشر دوستانه و رهایی دوستانمان از زندان گرد هم آمده ایم و تا پایان راه با هم می مانیم.
ده بهمن برای انجام فعالیتی صلح جویانه و به دور از هر گرایش حزبی٬ فارغ از ایدئولوژی های متفاوت و تنها برای آزادی جوانان ایرانی گرد هم آمده ایم و تا پایان راه با هم می مانیم.
ده بهمن برای انجام وظیفه ی انسانی مان٬ فارغ از قومیت و گوناگونی اندیشه٬ برای احقاق حقوق هم کلاسی هایمان گرد هم آمده ایم و تا پایان راه با هم می مانیم.
ده بهمن سال ۱۳۸۶ خورشیدی٬ با تغییر سراسری نام وبلاگ هایمان به "همبستگی با دانشجویان در بند" یا "دانشجویان در بند را آزاد کنید" زنده خواهیم کرد٬ نام و یاد همه ی آنان را٬ نام و یاد احمد را٬ مجید را٬ احسان را٬ بیتا را و مرتضی را و... و نام و یاد همه را...
ده بهمن به امید آزادی شان و برای رهایی شان در کنار هم می مانیم و نشان می دهیم٬ هر کجا که باشیم٬ در همه ی روز های سخت تا آزادی همه ی دانشجویان در بند که همگی از نخبگان علمی و اخلاقی ایران هستند٬ هر چه در توان داریم به کار می بندیم و از پای
نخواهیم نشست

احتمال اعدام 28 زندانی بامداد فردا در زندان اوین


احتمال اعدام 28 زندانی بامداد فردا در زندان اوین

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

بیست و هشت نفر از زندانیان زندان گوهردشت کرج برای اعدام به زندان اوین انتقال داده شدند
بنابه گزارشات رسیده از زندان گوهردشت کرج امروز صبح 28 نفر از زندانیان عادی از بندهای 1،2،5،6 به زندان اوین اتفقال داده شدند. این 28 نفر قرار است فردا صبح در زندان اوین و تعدادی زیادی از آنها در ملاء عام اعدام شوند.
اسامی تعدادی از آنها که از بند 2 زندان گوهرداشت به زندان اوین جهت اعدام منتقل شدند عبارتند از: حالت محمد عابدینی سر 26 ساله،محسن غلامی 30 ساله ،عباس کاهانی 30 ساله و فراز ابراهیمی 25 ساله .
اسامی سایر زندانیان در اطلاعیه های بعدی به اطلاع عموم خواهد رسید.
در حال حاضر 4 نوجوان در زندن گوهردشت در انتظار اجرای حکم اعدام هستند که یکی از آنها به نام بنیامین حسینی که هنگام بازداشت 15 ساله بوده و قرار است در سریهای بعدی حکم اعدام او را به اجرا در آورند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، اعدام گروهی زندانیان در ملاءعام برای ایجاد رعب و وحشت را محکوم می کند و از تمامی سازمانهای حقوق بشری و از دبیر کل سازمان ملل می خواهد که از اعدام این زندانیان جاوگیری نماید.
خبر فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید1- عفو بین الملل2- شورای حقوق بشر سازمان ملل3- کمیسر عالی حقوق بشر4- دیدبان حقوق بشر

Monday, January 28, 2008

تظاهرات ضدحكومتی 2000 تن از دانشجویان دلیر دانشگاه تهران با شعار "مرگ بر استبداد"


تظاهرات ضدحكومتی 2000 تن از دانشجویان دلیر دانشگاه تهران با شعار "مرگ بر استبداد"

روز گذشته بیش از 2هزارتن از دانشجویان در كوی دانشگاه تهران، برای سومین روز متوالی در یك تظاهرات ضدحكومتی و با شعار مرگ بر استبداد با مأموران سركوبگر نیروی انتظامی و یگان ویژه درگیر شدند و به سوی آنان كوكتل مولوتوف پرتاب كردند.مأموران سركوبگر گارد ویژه كه تمامی منطقه را به محاصره خود درآورده بودند، در یورش وحشیانه به دانشجویان، به تیراندازی هوایی پرداختند، خوابگاه های شماره یك و دو در كوی دانشگاه را به كلی تخریب كردند، 60دانشجو را به شدت مجروح ساختند و بیش از 40تن را دستگیر كردندبا این وجود دانشجویان اعلام كردند اگر به مطالباتمان رسیدگی نشود، اعتراضات خود را همانند قیام تیر ماه سال 78 و فراتر از آن گسترش خواهیم داد. افكتبراساس گزارش های دریافتی از تهران، دانشجویان كه از روز جمعه در اعتراض به سركوبی و اختناق تظاهرات خود را آغاز كرده اند، خواستار آزادی دانشجویان دربند و پایان دادن به احضار فعالان دانشجویی گردیدند.دانشجویان خشمگین در تظاهرات شب گذشته خود درِ جنوبی كوی دانشگاه را شكستند و یك كیوسك را كه مقابل كوی دانشگاه قرار داشت به آتش كشیدند. آنان با سنگ وچوب با مأموران سركوبگررژیم وگارد ویژه درگیر شدند. نیروهای سركوبگر كه ازقبل كوی را محاصره كرده بودند تلاش كردند مانع ورود دانشجویان به خیابان امیر آباد شوند وجلوی خروج آنها ازكوی را بگیرند. با اینحال دسته هایی ازدانشجویان موفق شدند وارد خیابان شوند. مأموران جنایتكار یگان ویژه به طرز وحشیانهیی با باتون به جان دانشجویان افتاده و آنان را مصدوم و مجروح ساختند. آنان تلاش میكردند یك حكومت نظامی را بر دانشگاه حاكم كنند. بسیاری از مردم منطقه ازپنجره ها وپشت بام ها نظاره گر رشادت فرزندان دانشجوی خود بودند و تعدادی از آنها تلاش كردند به دانشجویان بپیوندند كه مأموران سركوبگر با وحشی گری مانع آنان شدند. دانشجویان با مقاومت و پایداری خود و به پشت گرمی حمایت مردمی به تظاهرات خود ادامه داده و شعار می دادند:حكومت زور نمی خوایم پلیس مزدور نمیخوایم ، پلیس به این بی غیرتی هرگز ندیده ملتی ، دانشجوی باغیرت حمایت حمایت دانشجو میمیرد ذلت نمی پذیرد، ایران شده فلسطین، مردم چرا نشستین، رئیس انصابی استعفا استعفا، ملت باغیرت حمایت حمایت.دانشجویان همچنین سرود یار دبستانی را به طور جمعی می خواندند.دانشجویان بپاخاسته در تهران تهدید كردند اگر به خواسته هایمان ر

یورش وحشیانه نیروهای گارد ویژه به کوی دانشگاه تهران

گزارش کامل از اتفاقات یکشنبه شب در کوی دانشگاه: ورود گارد ویژه به کوی و ضرب و شتم دانشجویان




خبرنامه امیرکبیر: در حالی که مسئولین دانشگاه تهران اعلام کرده اند به خواسته های صنفی دانشجویان کوی دانشگاه رسیدگی خواهند کرد، اعتراضات دانشجویان برای سومین شب متوالی در محوطه کوی دانشگاه ادامه یافت.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر ساعت ۷:۳۰ یکشنبه شب، ۷ بهمن ماه، در حدود ۵۰۰ نفر از دانشجویان ساکن کوی دانشگاه تهران با تجمع در محوطه کوی به اعتراضات خود پیرامون مطالبات صنفی و سیاسی خود ادامه دادند. دانشجویان ابتدا با خواندن شعار «یار دبستانی» و سر دادن شعارهایی همچون «رئیس بی لیاقت استعفا استعفا»، «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد» و… به راهپیمایی در صحن کوی پرداخته و به تدریج مقابل درب دانشکده فنی کوی جمع شدند.

این در حالی بود که دقایقی پس از آغاز تجمع دانشجویان نیروی انتظامی و گارد ضد شورش به همراه مامورین لباس شخصی در خیابان امیرآباد مستقر شده بودند. تعداد نیروهای پلیس ضد شورش بیش از هفتاد نفر بود که با تعداد زیادی خودرو از جمله دو اتوبوس، چهار مینی‌بوس و یک خودروی کورکننده آنتن تلفن همراه، در اطراف کوی دانشگاه مستقر شدند.




نیروی انتظامی به طرف دانشجویان تجمع کننده داخل کوی اقدام به سنگ پراکنی کردند که دانشجویان نیز در اقدامی متقابل به طرف مامورین نیروی انتظامی مستقر در خیابان سنگ پرتاب می کردند. نیروهای گارد ویژه همچنین در اقدامی تحریک آمیز در پاسخ به شعارهای دانشجویان بر علیه نیروی انتظامی دانشجویان را «هو» می کردند و نیروهای گارد در خیابان امیرآباد مقابل خوابگاه دانشجویان رژه می رفتند.

پس از آن که جمعیت دانشجویان تجمع کننده مقابل درب فنی به بیش از ۷۰۰ نفر رسیده بود، اقدامات تحریک آمیز نیروی انتظامی و فشار جمعیت موجب شکسته شدن درب فنی و خارج شدن دانشجویان از کوی شد. دانشجویان درحالی که شعار «مرگ بر دیکتاتور» سر می دادند چند متر وارد خیابان شدند.

در پی این حرکت دانشجویان، گارد ویژه در اقدامی بی سابقه با حمله به طرف دانشجویان، آن ها را تا داخل کوی تعقیب و دانشجویان تجمع کننده را مورد ضرب و شتم قرار داد. در پی ضرب و شتم دانشجویان حدود ۱۸ نفر از دانشجویان جراحاتی در ناحیه سر، صورت، پا و دست برداشتند. گارد ویژه همچنین در داخل کوی اقدام به دستگیری ۴-۵ نفر از دانشجویان نمود.

پس از این حرکت، نیروهای گارد از کوی خارج شده و به داخل خیابان باز گشتند. دانشجویان نیز با انتقال مجروحین به داخل نمازخانه، همچنان به تجمع و سر دادن شعار در محوطه کوی ادامه دادند. جمعیت دانشجویان در ساعت ۱۰ شب به بیش از ۱۰۰۰ نفر رسیده بود و دانشجویان شعارهای تند سیاسی بر علیه مسئولین نظام سر می دادند.

دانشجویان از داخل کوی و پشت بام ساختمان خوابگاه های کوی اقدام به پرتاب سنگ و مواد آتش زا به داخل خیابان کردند. گارد ضد شورش در مقابل این حرکت به حالت نشسته درآمده و سپرهای خود را روی سر خود گرفته بود، تا سنگ و مواد آتش زا به آن ها آسیبی نرساند. اما با این وجود چند نفر از مامورین نیروی انتظامی مجروح و با آمبولانس به بیمارستان منتقل شدند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر تجمع دانشجویان تا دقایقی مانده به نیمه شب ادامه داشت و در چند نوبت پس از تجمع دانشجویان مقابل درب ها، مامورین نیروی انتظامی با حمله به سمت دانشجویان آن ها را از پشت درب های کوی متفرق می کردند. دانشجویان شعار می دادند «دانشجو می میرد، ذلت نمی پذیرد»، «زنجانی بی عرضه، برو برگرد به حوزه» و… .

در حالی که جو رعب و وحشت در میان دانشجویان ساکن کوی از حمله شبانه نیروهای لباس شخصی به کوی حاکم شده، همانند اتفاقی که در ۱۸ تیر سال ۷۸ افتاد، معرضین به تجمع خود خاتمه داده و به اتاق های خود بازگشتند.

حرکت اعتراضی دانشجویان ساکن کوی دانشگاه تهران روز جمعه و در پی پایین بودن کیفیت غذا آغاز و این اعتراض به خیابان کشیده شد. همان روز قمصری، معاون دانشجویی دانشگاه تهران، با حضور در میان دانشجویان و انتقاد از کشیده شدن اعتراضات به خیابان قول پیگیری مطالبات صنفی دانشجویان را داد. دانشجویان روز شنبه نیز تجمع مشابهی را در کوی برگزار کردند.

در همین رابطه خبرگزاری وابسته به دولت از قول یک مقام مسوول در کوی دانشگاه تهران گفت: سوء‌استفاده‌کنندگان در جریان اعتراض به وضع غذای سلف سرویس کوی دانشگاه، ظهر جمعه و شنبه شب، بیش‌از ۱۰ میلیون تومان به کوی دانشگاه خسارت وارد کردند. ایرنا در ادامه اعلام کرد سوء استفاده‌ کنندگان ضمن شکستن درب انبار مواد غذایی خوابگاه، دو هزار کنسرو ماهی به همراه چند گونی برنج، قند و شکر و تعدادی حلب روغن را با خود برده اند.

ایسنا نیز از فعالیت تمام وقت سرویس‌های دانشجویی و تضمین کیفیت غذای کوی دانشگاه از قول ضیایی، مدیر روابط عمومی دانشگاه تهران، خبر داد.

ضیایی در گفت‌وگو با ایسنا گفت: سرویس‌های دانشجویی فعال در مسیر کوی - دانشگاه امسال در دو نوبت ۱۰-۸ و ۱۹-۱۴ به ارایه خدمات می‌پرداختند و به عبارت دیگر تنها در ساعات ۱۰ تا ۱۴ به علت کمبود متقاضی، سرویس دهی انجام نمی‌گرفت که از امروز بنا بر درخواست دانشجویان سرویس‌دهی در کل ساعات ۸ صبح تا ۸ شب انجام می‌گیرد.

وی همچنین با اشاره به اعتراض برخی دانشجویان کوی نسبت به کیفیت غذا گفت: در این خصوص و در پی بازدید مجدد مسؤولان دانشگاه، مقرر شد برای تضمین کیفیت غذا، از مواد اولیه بهتری استفاده شود و همچنین به پیمانکار نیز تذکرات لازم داده شد.

دکتر ضیایی در پایان درباره درخواست‌ دانشجویان معترض مبنی بر تغییر مدیریت کوی تصریح کرد: تغییر مدیریت کوی به سیاست دانشگاه مربوط است و هرجا که خدمات مناسب به دانشجو انجام نگیرد، اقدامات لازم در این زمینه از سوی دانشگاه انجام می گیرد.

اما در حالی که ایسنا از قول روابط عمومی دانشگاه تهران اعلام کرد به پیمانکار مسئول تهیه و طبخ غذا در خصوص کیفیت پایین غذا تذکراتی داده شده، مهر از قول قمصری، معاون دانشجویی دانشگاه تهران، از تغییر پیمانکار خبر داد.

قمصری در گفتگو با خبرنگار مهر با بیان این خبر گفت: پیمانکار جدید سلف سرویس کوی دانشگاه به زودی تعیین می شود و سعی می شود بر روی کلیه عواملی که می تواند در کیفیت غذا موثر باشد، دقت نظر شود.

پیش تر محمود احمدی نژاد در حاشیه مراسم عزاداری ماه محرم در دانشگاه تهران در مورد رفع مسائل صنفی دانشجویان، به خصوص در زمینه تامین سرویس های نقلیه، قول مساعدت داده بود. مشکل کمبود سرویس های نقلیه از ابتدای امسال با اجرای طرح جداسازی دختران و پسران به صورت جدی مطرح شده است.

با همه این احوال دبیرکل شورای صنفی دانشگاه تهران، با توجه به برآورده نشدن خواسته های دانشجویان، احتمال ادامه اعتراضات را منتفی ندانست. رسولی عصر دیروز در گفت وگو با اعتماد ضمن آرام توصیف کردن فضای کوی خواستار توجه جدی مسوولان در برآوردن خواسته های صنفی دانشجویان شد
.

Saturday, January 26, 2008

تظاهرات خشمگینانه بیش از 1500تن از دانشجویان دانشگاه تهران

تظاهرات خشمگینانه بیش از 1500تن از دانشجویان دانشگاه تهران با شعار؛ "ما فرزندان كاوه و سیاوشیم، تا سقوط این نظام از پا نمینشینیم



1386.11.6

براساس آخرین گزارش رسیده از دانشگاه تهران، تظاهرات خشمگینانه بیش از 1500تن از دانشجویان دانشگاه تهران كه از عصر امروز آغاز شده بود در زیر حملات مأموران انتظامی و برف سنگین تا ساعت 21 و 30دقیقه ادامه داشت. در این تظاهرات دانشجویان شعار میدادند: ما فرزندان كاوه و سیاوشیم، تا سقوط این نظام از پا نمینشینیم ، حمتكو زور نمیخوایم، پلیس مزدور نمیخوایم ، احمدی پینوشه، ایران شیلی نمیشه ، محمود احمدی نژاد، عامل تبعیض و فساد و دانشجو میمیرد ذلت نمیپذیرد .مأموران گارد ویژه كه در طول تظاهرات مرتباً كمك میخواستند و دستههای تازهنفس به صحنه میآوردند، با استفاده از ماشینهای آبپاش و باتون به دانشجویان حمله میكردند، اما دانشجویان كه درِ قفل شده دانشگاه را شكسته بودند و با پرتاب سنگ به درگیری با مأموران ادامه دادند، چندبار آنها را به عقب راندند. براساس همین گزارش بیش از 20تن از دانشجویان مصدوم شدهاند. دانشجویان در ساعت 21 و 30دقیقه اعلام كردند كه تظاهرات را موقتاً پایان میدهند و فردا 7بهمن در صورتی كه خواست هایشان برآورده نشده باشد، اعتراضات را با شدت بیشتری از سر خواهند گرفت.

Friday, January 25, 2008

تجمع اعتراض آمیز دانشجویان ساکن کوی دانشگاه تهران

خبر اولیه: تجمع اعتراض آمیز دانشجویان ساکن کوی دانشگاه تهران به خیابان و درگیری با پلیس کشیده شد






خبرنامه امیرکبیر: در پی بی توجهی مسئولین دانشگاه تهران به مطالبات صنفی دانشجویان، ظهر امروز تجمع و راهپیمایی جمعی از دانشجویان در محوطه کوی دانشگاه تهران به خیابان امیرآباد کشیده شد.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر ظهر امروز در پی پایین بودن کیفیت غذا در حدود ۵۰۰ نفر از دانشجویان به نشانه اعتراض از خوردن غذا امتناع کرده و غذای خود را روی زمین ریختند. دانشجویان سپس در سالن غذاخوری متحصن شدند.

پس از بی توجهی مسئولین به این مطالبه صنفی دانشجویان، تحصن دانشجویان به تجمع، راهپیمایی در داخل کوی دانشگاه و سر دادن شعار علیه مسئولین دانشگاه تهران و دولت احمدی نژاد انجامید. دانشجویان با تجمع مقابل درب اصلی کوی و سر دادن شعار خواستار حل مشکلات صنفی که شامل کیفیت پایین غذا، وضعیت بد خوابگاه ها، احضارهای گسترده دانشجویان به کمیته انضباطی و صدور احکام سنگین انضباطی می شد، شدند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر مامورین انتظامات کوی دانشگاه درب های کوی را بسته و از خروج دانشجویان جلوگیری کردند. اما جمعیت ۵۰۰ نفره دانشجویان پس از ساعتی از در عبور کردند و وارد خیابان امیرآباد شدند و در خیابان دست به راهپیمایی و سر دادن شعار پرداختند.

نیروی انتظامی بلافاصله در محل حاضر شده و درگیری های مختصری نیز با بعضی از دانشجویان معترض رخ داده است. آخرین گزارش های رسیده حاکی از آن است که به تعداد دانشجویان معترضی که در خیابان حضور دارند هر لحظه افزوده می شود و هم اکنون جمعیت دانشجویان به ۱۰۰۰ نفر رسیده است.

همچنین خبر می رسد که گارد ویژه به محل اعزام شده است و احتمال درگیری، ضرب و شتم دانشجویان و دستگیری گسترده آن ها توسط نیروی انتظامی می رود. لازم به ذکر است پس از حوادث خردادماه سال ۱۳۸۲ این اولین باری است که اعتراضات دانشجویی به خیابان و به درگیری با نیروی انتظامی می انجامد.
خبر تکمیلی: دانشجویان به کوی بازگشتند، شیشه های سلف مرکزی کوی شکسته شد

خبرنامه امیرکبیر: گزارش های رسیده از کوی دانشگاه حکایت از آن دارد که پس از تجمع دانشجویان در خیابان امیرآباد و ایجاد درگیری مختصر با نیروی انتظامی، دکتر قمصری، معاون دانشجویی دانشگاه تهران، با حضور در جمع دانشجویان به ایشان قول داد در خصوص کیفیت پایین غذای دانشگاه تحقیق کند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر دانشجویان پس از حضور معاون دانشجویی دانشگاه در جمع خود به کوی بازگشتند و تحصن خود را برای ساعتی داخل کوی ادامه دادند. دانشجویان معترض به مشکلات صنفی شیشه های سلف مرکزی کوی را شکستند و پس از مدتی به تحصن خود خاتمه دادند.


رادیوفردا: تجمع دانشجویان در مقابل خوابگاه کوی دانشگاه تهران، فرین عاصمی

شماری از دانشجویان دانشگاه تهران، روز جمعه در اعتراض به غذای بد، امکانات نامناسب رفاهی دانشگاه و بی پاسخ ماندن مطالبات صنفی خود در خیابان کارگر شمالی، در مقابل کوی دانشگاه تهران تجمع کردند.

فرید هاشمی، سخنگوی دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران در گفت و گو با رادیو فردا گفت ساعت ۱۲ و ۳۰ دقیقه امروز به دنبال غذای خیلی بدی که به دانشجویان داده شده، دانشجویان دانشگاه تهران اعتراض خود را آغاز کردند.»

وی گفت:« تجمع با حدود صد نفر از دانشجویان در سلف اصلی کوی دانشگاه تهران آغاز می شود. پس از آن مسئولان دانشگاه حضور پیدا می کنند و به دانشجویان توهین می کنند.»

آقای هاشمی افزود:« تجمع پس از آن به درگیری کشیده می شود و دانشجویان با مسئولان کوی دانشگاه تهران درگیر می شوند. به همین ترتیب، تا ساعت یک و سی دقیقه بعدازظهر حدود ۵۰۰ دانشجوی معترض در کوی دانشگاه تهران جمع شده بودند. پس از آن مدیریت و معاونت دانشجویی دانشگاه تهران برای آرام کردن دانشجویان به میان آنها می آیند که بیشتر به ماجرا دامن می زنند.»

به گفته فرید هاشمی، پس از آن دانشجویان از کوی دانشگاه خارج و وارد خیابان کارگر شمالی، امیر آباد، تهران شدند و حدود هزار تا هزار و پانصد دانشجو در آنجا جمع شدند و پس از آن گارد شورش در محل حاضر و با دانشجویان درگیر شده است.

پس از ناآرامی های دانشجویی خردادماه سال ۱۳۸۲ این اولین بار است که اعتراضات دانشجویی به خیابان و به درگیری با نیروی انتظامی می انجامد.

فرید هاشمی، سخنگوی دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران در ادامه می گوید درگیری نیروهای ضد شورش با دانشجویان مستقیم نبوده و نیروهای ضد شورش تلاش کرده اند دانشجویان را متفرق کنند اما دانشجویان مانده اند و به تجمع ادامه داده اند.

این دانشجوی دانشگاه تهران در ادامه می گوید هیچ کدام از دانشجویان در این تجمع دستگیر نشده است.

سایت اینترنتی خبرنامه امیرکبیر نیز در گزارشی از این اعتراض نوشته است:« پس از بی توجهی مسئول ان به مطالبه صنفی دانشجویان، تحصن دانشجویان به تجمع، راهپیمایی در داخل کوی دانشگاه و سر دادن شعار علیه مسئولین دانشگاه تهران و دولت احمدی نژاد انجامید. دانشجویان با تجمع مقابل در اصلی کوی و سر دادن شعار خواستار حل مشکلات صنفی که شامل کیفیت پایین غذا، وضعیت بد خوابگاه ها، احضارهای گسترده دانشجویان به کمیته انضباطی و صدور احکام سنگین انضباطی می شد، شدند .»

فرید هاشمی نیز در گفت و گو با رادیو فردا گفت مهم ترین دلیل این تجمع دلیل صنفی بوده است. وی افزود:« اعتراضات دانشجویان صرفا اعتراضات صنفی نیست، اما امروز اعتراض آنها صنفی بوده است.»

آقای هاشمی گفت:«مدیر کوی دانشگاه تهران معتقد است امکانات رفاهی که در اختیار دانشجویان قرار گرفته و کیفیت آن هم مناسب نیست، لطفی به دانشجویان است. این مساله اعتراض دانشجویان را به دنبال داشته است.»

دانشگاه تهران در ماه های اخیر صحنه تجمع ها و اعتراضات زیادی بوده است و تعداد زیادی از دانشجویان این دانشگاه به کمیته های انضباطی احضار شده اند. در روزهای اخیر ۷ تن از دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران به کمیته های انضباطی احضار و تعداد زیادی نیز در ماه های اخیر با احکام محرومیت از تحصیل مواجه شده اند.

فرید هاشمی در ادامه گفت و گوی خود با رادیو فردا، با اشاره به دانشجویان احضار شده به کمیته های انضباطی گفت: «تعداد دانشجویان احضار شده دانشگاه تهران به کمیته های انضباطی زیاد است. فهرستی طولانی از دانشجویان تهیه شده و به تدریج آنها را به کمیته های انضباطی احضار می کنند. سیاست مسئولان دانشگاه تهران به این صورت است که دانشجویان را به تدریج احضار می کنند تا نتوان بر آن احضارهای فله ای نام نهاد.»

به گفته وی، بیشتر دانشجویان احضار شده دانشگاه تهران تا کنون از میان فعالان دانشجویی کرد و دانشجویان دموکراسی خواه هستند. فرید هاشمی، سخنگوی دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران، دلیل احضارهای گسترده دانشجویان این دانشگاه به کمیته های انضباطی را ساکت کردن صدای منتقدان دانست و افزود:« حاکمیت، سیاست نامشخصی را در پیش گرفته است. به نظر می رسد قصد آن برخورد حذفی و سرکوب گرانه با جنبش های اجتماعی است.»

وی گفت:« یکی از مهم ترین بخش های جنبش اجتماعی، جنبش دانشجویی است. به ویژه اینکه نیروهای آینده جنبش های اجتماعی دیگر هم از دانشجویان امروز تامین می شوند. حاکمیت می خواهد با احضار، تهدید و محدودیت هایی که برای دانشجویان ایجاد می کند، صداهای منتقد را خاموش کند.»


نوروز: درایت دانشجویان تنش‌آفرینی پلیس را ناکام گذاشت

برای اولین بار پس از حوادث خردادماه سال ۸۲، روز جمعه برای اولین بار اعتراضات دانشجویی در کوی دانشگاه به خیابان‌ها کشیده شد.

ظهر امروز وقتی دانشجویان با کیفیت پایین غذا مواجه شدند، حدود ۵۰۰ نفر از دانشجویان به نشانه اعتراض از خوردن آن امتناع کرده و غذای خود را روی زمین ریختند. دانشجویان سپس در سالن غذاخوری متحصن شدند. با بی‌اعتنایی مسئولین کوی دانشگاه بعد از گذشت نزدیک به یک ساعت دانشجویان تحصن خود در سالن غذا خوری را به راهپیمایی در داخل کوی تبدیل کردند که مسئولین حراست دانشگاه با اقدامی تحریک‌آمیز درب‌های دانشگاه را بسته و نیروهای انتظامی نیز با حضور در پشت درب‌ها و میله‌ها به این تنش‌ها دامن زدند.

به گفته دانشجویانی که از نزدیک در صحنه حضور داشتند، پس از نزدیک به دو ساعت دانشجویان از درب شهید نوروزی (بالاتر از درب اصلی کوی) وارد خیابان امیرآباد شدند و با شعارهای «غذای باکیفیت حق مسلم ماست»، خواهان استعفای فرهادی مدیر کل کوی و رسیدگی به مشکلات صنفی و رفاهی خود شدند.

با اینکه در این تجمع هیچ شعار سیاسی داده نمی‌شد و دانشجویان صرفا سعی در مطرح کردن مشکلات خود با مسئولین دانشگاه داشتند، اما نیروهای انتظامی با اقدامی تحریک‌آمیز با حضور بیش از ۵۰ موتور سوار با لباس‌ها و ماسک‌های سیاه که زمانی برای بازداشت اراذل و اوباش به کار گرفته می‌شدند و گرفتن آرایش رزمی، در صدد مقابله با دانشجویان بودند.

با این حال، این تجمع با درایت دانشجویان و بعد از حضور دکتر قمصری معاون امور دانشجویی دانشگاه و وعده حل مشکلات دانشجویان که تعدادشان به بیش از ۱۰۰۰ نفر رسیده بود، به پایان رسید و دانشجویان به داخل کوی برگشتند. تا لحظه ارسال این خبر هیچکدام از دانشجویان بازداشت نشده‌اند.


ایسنا: تجمع صنفی جمعی از دانشجویان کوی دانشگاه تهران در اعتراض به کیفیت غذا

جمعی از دانشجویان کوی دانشگاه تهران ظهر امروز در اعتراض به آنچه که «کیفیت نامناسب غذا» اعلام کردند، در محوطه کوی دانشگاه، تجمع کردند.

به گزارش خبرنگار «صنفی آموزشی» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) در این تجمع صنفی علاوه بر کیفیت نامناسب غذا، دانشجویان نسبت به برخی مسایل صنفی اعتراض کردند.

دانشجویان تجمع‌کننده با سر دادن شعارهایی خواستار استعفای یکی از مدیران کوی دانشگاه شدند.

تجمع جمعی از دانشجویان معترض برای ساعتی در خیابان امیرآباد شمالی مقابل کوی در حالی ادامه یافت، که برخی از دانشجویان به نشانه اعتراض، ظروف غذای خود را نیز به همراه داشتند.

همچنین دکتر قمصری، معاون دانشجویی دانشگاه تهران با حضور در جمع دانشجویان معترض در سخنانی با اشاره به مشکلات کوی گفت: آنچه وظیفه مدیران دانشگاه و کوی است، رسیدگی به مشکلات است.

وی گفت: مشکل کیفیت غذا کوی و همچنین برخی از مشکلات صنفی و رفاهی کوی دانشگاه طی هفته‌های آتی با تخصیص اعتبارات و مساعدتهای پیش‌بینی شده، برطرف می‌شود.

قمصری همچنین در گفت‌و‌گو با ایسنا گفت: به اعتراض دانشجویان در خصوص وضعیت غذا رسیدگی خواهد شد و در این خصوص باید دید علت پایین بودن کیفیت غذا، به کوتاهی پیمانکار مربوط می‌شود یا کیفیت مواد اولیه غذایی.

وی افزود: طبق روال همیشه روزهای جمعه در کوی دانشگاه غذا توزیع نمی‌شود اما امسال، در فصل امتحانات به دلیل جلوگیری از اتلاف وقت دانشجو جهت تهیه غذا، روزهای جمعه نیز غذا توزیع شد که از هفته آینده با توجه به پایان امتحانانت طبق روال گذشته عمل شده و در این روز غذا توزیع نمی‌شود.

معاون دانشجویی دانشگاه تهران با انتقاد از شیوه اعتراض دانشجویانی که در تجمع امروز اقدام به خروج از کوی و ورود به خیابان کردند گفت: ورود به خیابان و شکستن حریم عمومی روش و شیوه مناسبی برای اعتراض و بیان مشکلات نیست.

وی همچنین درباره درخواست دانشجویان برای تغییر مدیریت کوی اظهار کرد: انتخاب یک مدیر شرایط خاصی دارد و نمی‌توان به علت کیفیت غذا مدیری را تغییر داد.

قمصری در پایان تاکید کرد: تلاش می‌کنیم که به مشکلات کوی و مطالبات بحق دانشجویان در اسرع وقت رسیدگی شو
د.

نتایج یک نظرسنجی


رفقای ما را آزاد کنید

Thursday, January 24, 2008

باور کردنی نیست

بنی ادم اعضای یکدیگرند. که در افرینش ز یک گوهرند


چو عضوی به درد اورد روزگار. دگر عضوها را نماند قرار


توکز محنت دیگران بی غمی. نشاید که نامت نهند ادمی




باورکردنی نیست ولی کلیک کنید و ببینید

http://link3. streamhoster. com/?u=seanruiz&p=%2FNational_ Events%2F07- 1022_IFAW% 2F07-1023_ VOOW_videol. wmv&odaid=3637

سواران کجاوه مهر/ منصوره شجاعی



به بهانه نمایش فیلم 4+10)/4 بهمن 1386


کارل مارکس در کتاب سانسور و آزادی مطبوعات در قیاسی اعجاب انگیز سانسور را به پزشک فرمایشی واجباری مطبوعات تشبیه می کند که به طور مرتب قصد القای بیماری به مطبوعات را دارد تاکه خود به درمانشان بپردازد و به راه سلامت رهنمونشان سازد و لابد این طرح" سالم سازی" به" امنیت اجتماعی" منجر شود.
اما این فیلسوف ادیب پس از جاری کردن نهری ازحقایق و گفتنی ها درقالب عباراتی زیبا و فاخر در جان خواننده ، سرانجام گویا کاسه صبرش لبریز شده و واژه ها را به فریاد وا میدارد که: " آیا مرگ دلپذیرتراز آن نوع زندگی نیست که درآن فقط اقدامات پیشگیرانه برای نمردن انجام می شود ؟"(1)....
اندیشیدن به برخی از پرسش ها سبب سازجریانی میشود که گاه به تغییر و گاه تسلیم به صورت مسئله پرسش موردنظر می انجامد وگاه نیز به هرچیزی به غیر از آنچه که آن پرسش طرح کرده است می انجامد.

تماشای فیلم "4+10" ، هرچند قیاسی است مع الفارق وکاملا متفاوت ، اما موجب اندیشیدن به این سوال می شود . به راستی ، چگونه می توان به مرگ و زندگی فکر کرد و جملاتی این چنین ساده ، جاودان و تاثیر گذاررا به یاد نیاورد. حتی آن گاه که "مانیا اکبری" سناریست و کارگردان فیلم " 4+10 " در کنار زنانی از نوع خود،باصدایی رسا در جواب به این پرسش "نه " میگوید. و این نه ، به آن فیلسوف جاودان نیست این نه به اندوه و ملال و انزوای مرگ است . این " نه " از جنس دیگری است. جنسی زنانه کاملا زنانه و باهمصدایی دیگر زنانی ازاین دست...
مستند داستانی " 4+10" بدون آنکه به دام شعارها و کلیشه های رایج و گاه تجاری در سینمای واقع گرا بیفتد ، صادقانه به توصیف فضایی زنانه و مبارزه ای جمعی برای زندگی می پردازد. صرفنظر از خیل سینما دوستان و متخصصان این حوزه که میتوان به عنوان مخاطبان بالقوه از آنان نام برد، مخاطبان بالفعل و مستقیم این فیلم زنانی هستند که مبتلا به بیماری سرطان پستان شده اند و مخاطبان غیر مستقیم آن شاید تمام بیمارانی باشند که به نوعی با مرگ و زندگی درگیر هستند و یا به قیمت از دست دادن عضوی از تن خویش سلامتی مشروط و یا زندگی به شرط را تجربه می کنندو درکنار این مخاطبان نیز مخاطبانی منتقدو مقایسه گر قرار دارند که در هر فعلی به قیاس دو رویکرد وتفاوت دونگرش مردانه و زنانه در شخصی ترین ویا عمومی ترین احوال می پردازند.
*********************************
نحوه رویکرد مبتلایان به سرطان در زنان بیمار به دلایل گوناگون متفاوت از مردان بیمار است . از اقدام به خودکشی تا صبوری و مقاومت ، از جراحی های ترمیمی تا خشم و قهر با خود و دنیای پیرامون ،از بی تفاوت بودن نسبت به از دست دادن عضوی ازبدن تا ادامه روال همیشگی زندگی و... نمونه هایی است که اینجا و آنجا شنیده و دیده شده است. شدت و حدت این رویکردها درزنان ، به هنگام ازدست دادن اعضای زنانه بدن و به ویژه پستان عارض می شود . شاید ماجراجویانه ترین این رویکردها متعلق به غزاله علیزاده "زیبای خفته " زنان داستان نویس بود. حلق آویز کردن خویش در طبیعتی بی نظیر و غم انگیزتر کردن این ماجرا باانتخاب " لوکیشن " بسیار رمانتیک و شگفت محل واقعه ، منطقه ای در" جواهرده" رامسر .
نقطه مقابل این رویکرد را " مهرانگیز کار " به کار بست . با له له زدن های تنها و معصومانه اش برای بودن و برای مفید بودن و به سرانجام رسانیدن تمامی وظایف زنانه خویش چه در مقابل جنبش اجتماعی زنان و چه در برابرزندگی خانوادگی و دخترکش آزاده که حالا دیگر برای خودش فمینیستی تمام عیار است. !
مانیا اکبری نیز در این میانه ، با بیان وتصویر ماجراهایی که بر او گذشته ، راه سومی را معرفی میکند دوستی ،همدلی و مهرورزی زنان با زنان درتحمل سختی ها و زشتی های این بیماری . و این پیامی است که "4+10" برای مخاطبان منتقد وقیاسگر فمینیست داشته است.
غم انگیز است ، آنگاه که در پی یافتن مثال، به جای گشتن و ذره بین انداختن و فشار آوردن به ذهن ،یک دور تسبیح از زنان پستان بریده و رحم بیرون آورده و تخمدان از دست داده و..... به آسانی جلوی چشمانت قطار می شوند . از مادرت که چهل سال پیش در 29 سالگی مظلومانه به سرطان پستان مبتلا می شود تا مانیا اکبری که دوسال پیش و در همان سن و سال مجبور به برداشتن پستان های جوان خویش شده است . نه هیچ نیازی به جستجوی طولانی وفشار ذهنی نیست اما این سهولت در یافتن نمونه های مختلف نشان از چه چیز دارد به جز پریشان احوالی و اضطرابی که برزندگی زنان و به ویژه زنان فعال و روشنفکر این دیار سایه افکنده است و هیچیک را نیزنه سر تسلیم شدن است و نه سر باز ایستادن در مسیری که بدان پای نهاده اند.
*******************************
این بار با یکی از جوانترین این زنان مانیا اکبری آشنا می شویم که در حول وحوش سی سالگی به سرطان پستان دچار می شود وبرش هایی از مراحل بیماری اش را به دنیای فیلم و سینما وارد می کند وبا شمایل دلخراش یک بیمار شیمی درمانی شده جسورانه جلوی دوربین می آید و نه تنها حکایت بیماری خود بلکه حکایت چند تایی از زنان مبتلا را نیز به تصویر می کشد و تماشاچی و بازیگررا یک جا به داوری و به عمل و نه به ترحم و اشک ریزی فرا می خواند.
زنان فیلم مانیا در نوع خود کنشگر و ایثارگرهستند. هرکدام به نوعی خواستار کمک و همدلی هستند .یکی در طول شیمی درمانی برایش آواز می خواند ، آن یکی به هیچ روی تنهایش نمی گذارد و دیگری باوی به سفر می رود و هردو از بیماری مشترک ورویکرد متفاوتشان بی رودربایستی حرف می زنند و گاه نیز گریه می کنند . مانیا نیز این مهرورزی ها را در کوهان صبوری خویش ذخیره میکند تا که در جای خود خرجشان کند، در همراهی با دوستی که به مزار مادر می شتابد ،در کمک به آن یکی که آرزویش دیدن خواننده ای معروف است و یا در گوش سپردن صمیمانه و شیطنت آمیز به اعترافات و رازهای پسر نوجوانش ، ونیز در دل سپردن به اشک های خواهرو کمک به تجدید آرایش چشمها و گونه های خیس از اشک او ، تا که زیبا بماند. خواهر بدون آنکه به " رازسازی " های عامیانه دامن بزند با اندوهی عمیق از داوری ها و قضاوت های سنتی اطرافیان درباره بیماری و علل ابتلای وی به زعم آن "زنان دیگر میگوید" و اینجا مانیا است که اورا آرام میکند ونگاه سنتی وکینه توزانه به رفتار طبیعی زنان وبحث تاوان و قصاص را به نقد می کشد و تماشاچی منتقد را وا می دارد که ازخود بپرسد آیا آنان که معتقدند ترک شوهر و "انهدام" خانواده ویا داشتن دوست پسرو ....زنان را به مصائب گوناگون و از دست دادن پستان و رحم و ... دچار می کند هیچ گاه به سراغ مردانی که سر دیگر این رابطه اند ،رفته اند تا تحقیق کنند که آیا آنها هم با سوز این " آه" دچار سرطان پروستات و فلج شدن آلت تناسلی و ناکامی های دیگر شده اند یاخیر؟
این عذاب وجدان کاذبی که نگاه های خرافی اطرافیان و حتی گاه هم جنسانمان ، برسر زنان هوارکرده است آیا خود دلیلی بر افزون شدن بیماری ها و مشکلات روحی و جسمی این صبوران و خاموشان بالاجبار نیست ؟
اما زنان مانیا ، رفیقانه و دلسوزانه دور بیمار خویش حلقه مهر می زنند تا راه برجادوی پلید این گزافه گویی ها ببندند.
پرسشی که با دیدن صحنه های مهربان و ملایم ملاقات دوستان بلافاصله در ذهن یک نقاد فمینیست ایجاد میشود این است که آیا اگر مردی ، البته با دیدگاهی "مردانه"خواه روشنفکر و خواه غیرروشنفکر، چنین بیمار بود و دوستان همجنس به ملاقاتش می آمدند چه اتفاقی می افتادوچه گفتگوهایی در میانشان می گذشت شاید....
اول : سیاست ، خواه از جماعت روشنفکر و صاحب نظر باشند و خواه نباشند.
دوم: آب و هوا، خواه سرد وبرفی باشد و خواه گرم و آفتابی فرقی نمی کند از علائقشان که نمی گویند تنها در پی گفتن حرف هایی هستند که ازخودو درون خودشان نباشد.
سوم: گرانی خواه مرفه باشند، خواه میانه حال وخواه فقیر .
چهارم :وضعیت ملک وزمین و آپارتمان ، خواه ذینفع باشند و خواه نباشند .
پنجم : از وضعیت بیمار اتاق پهلویی و یا تخت بغلی ویا آشنای دور ونزدیکی که مشکلی مشابه داشته است. ( دقت کنید خود بیمارمطلقا سوژه نیست )
و ...البته اگر هنرمند وادیب باشند شاید از یک اثر هنری ویا یک شعر وشاید هم یک هدیه ... " چیزی مثل شعر" !
والبته درتمام مدت ملاقات هم تلاش میکنندکه مبادا نگاهشان به محل وموضع جراحی و عمل بیفتد و سوالی مطرح شودکه خدای ناکرده حمل بر دخالت و کنجکاوی شود....ودرنهایت آنچه فراموش می شود بیمار است و تن رنجور بیمار و روح آزرده و نیازش به مهرورزی و گفتن از خود و ازنزدیکان !
اما بیمار مانیا و ملاقاتی هایش آمده اند که از عشق بگویند و ازمهر ؛ از تن و از رنج تن ، از مفهوم زیبایی وکار، از زشتی گذرای شیمی درمانی و زیبایی درراه، از برنامه های دلگرم کننده آینده و از همدلی ها و همدستی های زنانه ، آنها آمده اند که تن رنجور بیمارشان را به نوازش لمس کنند و در آغوش بگیرند وترانه هایشان را در گوش هم زمزمه کنند ، آمده اند که بگویند بی مهری هایی را که بر ما شده فراموش کنیم و خود مهربان باشیم.
هرچند بیمار مانیا و اطرافیانش در فضایی به سر می برند که حداقل مسائل اقتصادی و رفاهی خیلی گریبانگیرشان نمی سازد ،اما حلقه مهر ودوستی که هاله اش بی دریغ این فضا را در بر گرفته است ، بی تردید از عهده این نیز برمی آمد.
*****************************
مانیا اکبری که با بازی در فیلم " ده " کیارستمی شناخته شد خود کارگردان و فیلمسازی جوان است که پیش ازاین فیملهای دیگری را نیز با موضوع زنان و مسائل آنان در جشنواره های گوناگون به نمایش گذاشته است . از آن جمله میتوان از فیلم "ده انگشت " نام برد که کاندید جایزه چندجشنواره شد و فیلم 4+10 او نیز برنده جایزه جشنواره ناپل شده است.
در فیلم ده انگشت نیز در اپیزودهایی جداگانه تک روایت های زنانه ای را می شنویم که از یک سو با برخورد به گوش های کر "مردانگی " شخصیت های مقابل راوی زن، بی جواب می ماند. و از سوی دیگرتماشاچی رابه تفکر درباره نوعی روانکاوی جنسیتی وا می دارد.
نمایش تفاوت میان نگاه زنانه و نگاه مردانه در نحوه برخورد و عمل عاطفی و اجتماعی بر پرده سینما و سرپیچی از فرمان نگاه مردسالارانه و مسلط بردوربین را عمدتا در سینمای مانیا اکبری میتوان مشاهده کرد. درواقع نه تنها فیلم های مانیا نظر به فضاهایی زنانه دارد بلکه دوربین اش نیز همگام با سوژه هایش سعی در گرفتن زاویه ای زنانه می کند .
"گرترود کخ " نظریه پرداز سینمای فمینیستی درباره کنش پذیری نگاه تماشاچی نسبت به حرکت و تاکید دوربین چنین می گوید : " چشم دوربین ،که طبعا به دست انسان هدایت می شود، دردنیا سیر می کند ،نگاه خودراباانتخاب پرسپکتیو متوجه ی پدیده های خاصی میکند و درقالب تصویر به تماشاگرارائه می دهد. نظریه های پذیرش دوربین درمقام ابزار نکاه کردن ، مارا به این فکر می رساند که نگاه تماشاگر آزاد نیست زیرا به جز نگاه دوربین چیزی را نمی بیند . ناچار است نگاه منقطع و بی رحمانه ی نماهای نزدیک را دنبال کند. "(2)
کخ ، سپس مطابق نظریه فیلم فمینیستی انگلوآمریکایی ، و خصوصا بااشاره به فیلم های روایی هالیوود چنین اثبات میکند که : "نگاه دوربین عمدتا مردانه و مردسالار است . این نگاه مردانه ،نگاه تماشاگر را کاملا دراختیارمی گیرد و منحرف می سازد و دردایره ی ادراک حسی مردانه محبوس می کند."(3)
هرچندکه درجهان سینما هنوز این پرسش به قطعیت پاسخ خودرانیافته است که آیانگاه زنانه از راه دوربین به جهان و پدیده ها ی آن متفاوت خواهد بود یانه ، اما به قاطعیت و با توسل به تجارب عینی درسینما میتوان گفت که دوربین مانیا در این فیلم ، که تماما هم به قول گرترود کخ با نگاه بی رحمانه ی نماهای نزدیک سرو کار دارد ، انصافا مردسالارانه نگاه نمی کند.
****************************
آنچه پس از تماشای فیلم 4+10، موجب و انگیزه نوشتن این مقاله شد نه نقد سینمایی فیلم است و نه کنکاشی عمیق ازمنظر روانکاوی و درمانی ، اما...... صاحب این قلم رهروی است مسخ که به دنبال کجاوه مهرزنان حاضر دراین فیلم روان شده تا که همصدا در " نه " گفتن به هر آنچه برتن آنها هوار می شود و با بله گفتن به مهری که بر جان خود روا می دارند در به انجام رسانیدن مسافر این کجاوه ومسافرانی دیگر از این دست سهیم باشد .
1. سانسور وآزادی مطبوعات. کارل مارکس. ترجمه حسن مرتضوی. تهران : اختران ،1383. ص.101.
2.زن وسینما . گزیده وبرگردان منیژه نجم عراقی ،...ودیگران.تهران:انتشارات روشنگران ومطالعات زنان .
1376.ص.191.
3. همان. ص.192
.

Tuesday, January 22, 2008

دهم بهمن روز همبستگی وبلاگنویسان با دانشجویان دربند

نیست تردید زمستان گذرد
وز پی اش پیک بهار
با هزاران گل سرخ
بی گمان می آید

اينجا خدا وجود ندارد؛ گزارش مستند از جنايات رژیم در زندان گوهردشت


اينجا خدا وجود ندارد؛ گزارش مستند از جنايات رژیم در زندان گوهردشت

فعالان حقوق بشر در ايران

آقاي بابک دادبخش زنداني سياسي تبعيدي به زندان رجايي شهر( گوهردشت کرج ) که تنها به دليل تبليغ و همکاري در جمع آوري مستندات مربوط به کتاب لانه فساد و ارائه ان به بازرساني که جهت بازرسي از آنچه که در کتاب لانه فساد شرح داده شده بود به زندان مراجعه کرده بودند هم اکنون در زندان گوهردشت از حق ملاقات با خانواده و تماس تلفني محروم است نامبرده در اعتراض به وضعيت مذکور بيش از 7 روز است که با اعلام اعتصاب غذا اقدام به دوختن لبان خود نموده است.
مسئولين زندان در تدوام اعمال فشار بر اين زنداني سياسي وي را به خطرناکترين نقطه زندان ، سالن 13 اندرزگاه 5 منتقل نموده اند.
اين مجموعه با ارائه گزارشي مستند از وقايع رخ داده از 18 ماه اخير در اين مسلخ انساني توجه سازمان ها و مدافعان حقوق انساني را نسبت به در خطر بودن جان بابک دادبخش چه به لحاظ شرايط خطرناک و فقدان امنيت جاني و چه به لحاظ تدوام اعتصاب غذاي نامبرده در وضعيت نامساعد جسمي وي جلب مي نمايد .
آنچه در زير مي آيد وقايع روي داده در 18 ماه در سالن 13 اندرزگاه 5 که تنها ظرفيت نگهداري 150 زنداني را دارد مي باشد.
کساني که در درگيري هاي 18 ماه گذشته اندرزگاه 5 سالن 13 زندان رجايي شهر به قتل رسيدند : 1- مسعود نقي2- سعيد محمدي3- اصغر فوقاني4- حسين ارجمندي5- فرهاد درويشي6- داوود بقايي7- مهران محمدي (مهران محمدي در اثر داشتن چاقويي که خودش مدعي بوده رئيس زندان به وي داده است تا يکي از زندانيان را به قتل برساند به دليل تحريک زندانيان وي را به قتل رساندند و با زدن 60 ضربه چاقو سرش را از بدنش جدا کردند/50 روز پيش )8- مهرداد سبک دست9- غلام بزرگ زاده 10- عباس اسکندري11- احمد نوروزي12- حاج عبدالرضا13- ابراهيم گلشني
اسامي خودکشي ها در اندرزگاه 5 سالن 13 زندان رجايي شهر : 1- محمد تيمسار2- سيد مرتضي3- رضا زندي4- سيد جواد 5- شهبازي6- فريدون دراز7- رضا شاه حسيني8- بابک خوانساري
مرگ هاي مشکوک در اندرزگاه 5 سالن 13 که با نام خودکشي صورت گرفته است : 1- سيامک بنده لو ( بر اثر تزريق آمپول بي هوشي در بهداري به قتل رسيده است)2- علي شريفي ( به دليل توهين به رئيس زندان و رئيس سابق حفاظت آقاي خادم با لباس زير در انفرادي حلق آويز شده است)3- محمد عظيمي ( حلق آويز در انفرادي )4- اصغر نصيري ( شيوه قتل وي به شکل حلق آويز بوده است و پس از حلق آويز با خوراندن قرص هاي روانگردان قتل وي را خودکشي جلوه داده اند)5- منصور قزويني ( حلق آويز در انفرادي )6- محمد رنجبر ( حلق آويز در انفرادي )7- اصغر کرمي ( حلق آويز در انفرادي)8- محمد فلاح ( حلق آويز در انفرادي)9- حميد رحيمي ( در حين اعتصاب غذا و براي شکستن اعتصاب شکنجه شده است و بر اثر شکنجه ها فوت کرده است)10- سيد محمد رسولي ( به بهانه حمل مواد مخدر در زندان به شدت شکنجه شده است و بر اثر شکنجه ها طحال وي پاره شده است وکليه هاي او دچار خونريزي شده و فوت کرده است در گزارش زندان عنوان شده است که به دليل بلعيدن مواد فوت شده است) 11- مرتضي جعفري ( 45 روز پيش ابتدا خفه شده و سپس حلق آويز شده است )12- مهدي نادري ( پس از 11 سال در درگيري بهداري زندان مجروح شده است و در انجا نيز فوت کرده است)13- فرهاد ( بر اثر عدم رسيدگي پزشکي فوت کرده است)
اسامي کساني که در سالن 13 اندرزگاه 5 بر اثر شکنجه ها دچار شکستگي استخوان شده اند : 1- احد سکوئيان (توسط محمد علي پور و کاظم لنکراني از ناحيه ساق پا و دست دچار شکستگي شده است )2- محمد علي پور ( از ناحيه صورت ، گونه و بيني شکسته شده است و سپس به زندان سنندج منتقل شده است)3- شاهين ترکي ( از ناحيه دست دچار شکستگي شده است )4- فريدون سميعي ( از ناحيه پا دچار شکستگي شده است )5- احمد الياسي ( رئيس کنوني زندان که زماني رئيس حفاظت بوده است به وسيله دسته کلنگ پاهاي وي را از ناحيه ساق شکسته است و پس از پيگيري هاي خانواده الياسي از سوي مراجع قضايي ديه دريافت شده است )6- حميد علي نبي ( در حالي که گلوله به وي اثابت کرده است مدتها در سلول انفرادي تحت شکنجه قرار گرفته است )7- سيد ابوالفضل اعتمادي ( در بيرون از زندان با رئيس زندان مشکل شخصي داشته اند بدون حکم قضايي به اندرزگاه 5 منتقل شده و با تحريک زندانيان وي را با چاقو مورد ضرب و شتم قرار دادند )8- بهمن معصومي ( در بيرون از زندان با رئيس زندان مشکل شخصي داشته اند بدون حکم قضايي به اندرزگاه 5 منتقل شده و با تحريک زندانيان وي را با چاقو مورد ضرب و شتم قرار دادند )9- جواد سلطاني ( از ناحيه دست دچار شکستگي شده است )10- ناصر رجبي ( از ناحيه دست و پا دچار شکستگي شده است )11- همت قنبري ( آقاي خادم رئيس سابق حفاظت با ميله فلزي دست پاي وي را شکسته است و سپس با زدن ضربات باتوم باعث اختلال حواس اين زنداني شده است بطوري که در مقابل دستشويي و يا بر روي موزايک هاي سرد سالن مي خوابد )
اسامي کساني که در اندرزگاه 5 سالن 13 زندان رجايي شهر فراموش شده اند : 1- فيروز شهابي 27 سال زندان 2- يحيي مجاوري 27 سال زندان (بيش از 60 سال سن دارد)3- صلاح الدين قرباني 23 سال زندان (بيش از 60 سال سن دارد)4- صلاح دادخواه 23 سال زندان (بيش از 60 سال سن دارد)5- غلام جابري 18 سال زندان 6- زيدان ويسي 20 سال زندان7- نادر صادقي 14 سال زندان8- فرامرز تورنگ 17 سال زندان9- مجيد کتاني 14 سال زندان10- محمود ترابي 15 سال زندان ( فقط به خاطر 2ميليون بدهي )11- بابا ارسلان قرباني 23 سال زندان (بيش از 70 سال سن دارد و ايام زندان خود را بدون ملاقات سپري نموده است)12- حميد ابوالحسني ، 20 سال زندان13- سعيد علم دار ، 16 سال زندان 14- رحمت گودرزي ، 7 سال زندان ( به حالت جنون رسيده است )15- رضا صدري ، 13 سال زندان 16- عباس همداني ، 8 سال زندان ( به حالت جنون رسيده است ، تکنسين برق)17- سيد فخرالدين صدر افشار ، 15 سال زندان ( به حالت جنون رسيده است )18- مسعود حبيبي ، 10 سال زندان ( به خاطر 10 ميليون تومان ديه )19- رسول خادمي ، 6 سال زندان ( به خاطر 10 ميليون تومان ديه )
برخي فجايعي که دراندرزگاه 5 سالن 13 زندان رجايي شهر در طول يک سال گذشته رخ داده است :
1- حسن ترکي ( به حالت جنون رسيده و آنقدر نماز خوانده است که اکنون خود را پيغمبر مي نامد )2- علي فتح الهي ( در درگيري تا پاي مرگ رفته و شب در خواب مورد اثابت بيش از 30 ضربه چاقو قرار گرفته و از تمام نقاط بدن که مورد جراحت واقع شده است ريه هاي چپ و راست دچار شکاف شده است و بيش از 7 روز از اين صدمات نگذشته است )3- بهروز شريعتي ( شاکي پرونده به دليل عدم توانايي در پرداخت ديه وي را به زندان سپرده است اما مسئولين زندان با اعمال صليقه شخصي و با جمع آوري مبلغ ديه وي را اعدام کردند )4- ابراهيم ايلام لو ( برادرش را که زنداني اعدامي بود در حيات زندان در مقابل چشمان وي اعدام کردند ولي به دليل پاره شدن طناب زنداني از چوبه دار به زمين افتاده است و سپس به گوش اي از حيات پناه برده ، مسئولين زندان وي را کشان کشان به پاي چوبه دار بردند و وي را مجددا اعدام کردند و اين حادثه باعث ديوانگي و جنون ابراهيم ايلام لو شده است )5- دو زنداني اعدامي در سال 84 با يک طناب دار در زندان اعدام شد و برخي از زندانيان را نيز به زور به محل اعدام منتقل کردند تا صحنه اعدام را ملاحظه کنند .6- جمشيد مال مير و فردي به نام اکبري از متوليان اجراي حکم اعدام که از پاهاي يک زن اعدامي آويزان شدند تا وي سريعتر و با شدت درد بيشتري اعدام شود.7- اعتاي ملاقات خصوصي يا شرعي با اعمال صليقه از سوي متوليان زندان براي افرادي صادر مي شود که حاضر هستند با دستور مسئولين زنداني را در زندان به قتل برسانند و يا ضرب و شتم کنند ، شهادت دروغ به نفع مسئولين زندان بدهند ، جاسوسي ساير زندانيان را براي مسئولين انجام دهند و ....
توضيح1 : برخي از قتل هايي که در اينگونه بند ها با دستور مقامات زندان انجام ميگيرد اکثرا در حياط زندان بوده است و براي آنکه مدرکي از درگيري وجود نداشته باشد دوربين هاي مدار بسته زندان را به سمت آسمان هدايت مي کنند ، اين آمار تنها از اندرزگاه 5 سالن 13 زندان رجايي شهر ( گوهردشت ) کرج مي باشد و امار سالن هاي ديگر و يا بند هاي ديگر زندان مدنظر قرار نگرفته است ، لازم به ذکر است به غير از دو مورد تمامي موارد در فاصله زماني 18 ماه گذشته در اين سالن رخ داده است.
توضيح2: اينجا خدا وجود نداردنام اين گزارش مستند از جمله قصار معروف علي محمدي معاونت قضائي زندان رجايي شهر که همواره در بدو ورود زندانيان به اين زندان طوطي وار به صورت " از بهشت به جهنم خوش آمديد ، خداي رجايي شهر با خداهاي ديگر فرق دارد ، اينجا خدا وجود ندارد " بيان ميشود برداشته شده است
.

بخشی از کارنامه دو دهه رهبری علی خامنه ای


پانزده درصد درآمد نفت در جمهوری. اسلامی خرج اعتياد می شود


طبق نتايج يک ارزيابی سر انگشتی دامنه اعتياد در جمهوری اسلامی دامن 800 هزار تا يك ميليون و 700 هزار نفر را گرفته است. معتادان ايران سالانه 3 ميليارد دلار، يعنی 15 درصد درآمد نفتی كشور را در شرايط عادی دود می كنند.
اينها را دكتر حسن رفيعی رئيس سابق مركز تحقيقات سوء مصرف و وابستگی به مواد مخدر «موسسه داريوش» به خبرگزاری ايسنا گفته است. عاشورائی با نزديک به دو ميليون قربانی رسمی که قطعا شمار واقعی آن دو تا سه برابراست.
اين آمار نتيجه تحقيق با هشت هزار پرسشنامه و حدود 9 هزار نمونه بدست آمده است.
در اين تحقيق پنج هزار و 943 معتاد خيابانی تحت پرسش قرار گرفتند، دو هزار و 105 نفر از اين تعداد در سال گذشته دستگير شده بودند كه از اين تعداد نيز 811 نفر به مراكز درمانی دولتی و يك هزار و 117 نفر به مراكز درمانی خصوصی مراجعه كرده بودند.
اين تحقيق نشان ميدهد5 درصد معتادان كشور زن هستند .شمار معتادان زير 20 سال و 20 تا 24 سال از 5 به 3 و از 17 به 15 درصد كاهش يافته است .
سال گذشته در كل كشور 289 هزار و 957 نفر به جرم مصرف مواد مخدر زندانی شده و 190 هزار و 852 نفر نيز در سراسر كشور به مراكز درمانی دولتی مراجعه كرده بودند
70 درصد معتادان كشور زيرديپلم هستند. 30درصد معتادان كشور بيکارند که9 درصد آنها به علت اعتياد بيكار شده‌اند. درصد قابل توجهی از معتادان كشور كارگر هستند.
16 درصد معتادان از طريق خريد و فروش و حمل مواد ارتزاق می‌كنند. 44/5 درصد معتادان هروئين و كراك مصرف می‌كنند.
20 درصد معتادان هروئين مصرف می کنند و در حال حاضر مصرف كنندگان كراك و هروئين در مجموع 5/44 درصد است. 4 درصد معتادان مبتلا به مصرف نورجيزك و شيشه هستند.
مصرف حشيش از 9 به د2 درصد و مصرف اكستاسی از 5/1 به 4/0 درصد كاهش يافته است. در عوض، تزريق مواد مخدر از 12 به 18 درصد افزايش يافته است. 38 درصد معتادان هروئين را تزريق می‌كنند. كراك در 20 درصد معتادان تزريقی مصرف می‌شود.
تزريق كراك ايرانی نيز 20 درصد معتادان كشور را مبتلا كرده است. اخيرا يعنی در دو ماه گذشته به دليل گران شدن قيمت كراك، مصرف تزريقی اين ماده بسيار افزايش داشته است. 20 درصد معتادان شيشه را تزريق می‌كنند. ضمنا7 درصد معتادان كل كشور تزريق مشترك دارند.
مسموميت ناشی از مواد مخدر از 36 به 41 درصد افزايش يافته است.
5 درصد معتادان كشور كارتن خواب و بی خانمان هستند.
حدود 70 درصد معتادان مصرف سيگار و الكل را زير 19 سال آغاز كرده‌اند و سيگار و الكل دروازه ورود اعتياد كشور است.

اطلاعیه انجمن دفاع از زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران ، پاریس


زندانهای ایران بوی خون می آید و جان زندانیان سیاسی و عقیدتی در این زندان ها در خطر جدّی قرار گرفته است

هم میهنان آزادیخواه

هنوز چند صباحی از قتل دلخراش زهرا بنی یعقوب پزشک جوان درزندان همدان نمی گذرد که ابراهیم لطف اللهی، دانشجوی دانشگاه سنندج در روز یکشنبه شانزدهم دی ماه سال جاری دستگیر و به اداره اطلاعات سنندج منتقل می شود. در بیست و پنجم دیماه گذشته بطور ناگهانی خبر کشته شدن وی در زندان به خانواده اش اطلاع داده شده است. قتل زهرا کاظمی، اکبر محمدی، زهرا بنی یعقوب و امروز ابراهیم لطف اللهی در کمال مظلومیت و در اسارت، زنجیره ای از جنایات بر علیه بشریت هستند که جمهوری اسلامی از زمان به روی کار آمدنش تا به امروزهمچنان به آن ادامه می دهد.
ایرانیان آزاده
هفتهء گذشته احکام ضد انسانی قصاص اسلامی در سراسر کشور و بویژه منطقهء سیستان و بلوچستان جهت ارعاب این هم میهنان مجددا از سر گرفته شدند. صدها زندانی سیاسی در زندان های رژیم اسلامی در زیر شکنجهء دائم قرار گرفته اند. اعدام ها در سال گذشته از مرز دویست و نود نفر عبور کردند. عدنان حسن پور روزنامه نگار کرد، بدون هیچ دلیلی کماکان در دالان مرگ بسر می برد. این قتل های دولتی در ایران حدود صد در صد “رشد” نسبت به سال گذشته را نشان می دهند. نظام حاکم بر ایران به نسبت جمعیت کشور، در زمینهء این عمل ضدانسانی، گوی سبقت را از همهء رژیم های ارتجاعی دیگر در سراسر جهان ربوده است. ما ضمن هشدار برای خنثی کردن این تهاجم بی سابقه به آزادی های مدنی در ایران، از شما دعوت می کنیم که به عمل مشترک و هماهنگ در حمایت از جنبش های اجتماعی ایران با شعار لغو فوری مجازات اعدام، توقف هر نوع شکنجه وآزادی بی چون و چرای زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران، بپردازیمبا موج جدید سرکوب بی سابقه و مداومی که از تابستان گذشته آغاز گردیده است وکشتن ابراهیم لطف الهی در زندان سنندج ، ما مجددا اعلام می کنیم که

از زندانهای ایران بوی خون می آید و جان زندانیان سیاسی و عقیدتی در این زندان ها در خطر جدّی قرار گرفته است

ما همراه با خانواده های زندانیان سیاسی و عقیدتی، سران نظام جمهوری اسلامی ایران را مسئول جان همهء عزیزان در بند می دانیم .انجمن دفاع از زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران ، پاریس

Friday, January 18, 2008

Thursday, January 17, 2008

من ساکت نخواهم ماند

من ساکت نخواهم ماند
/ روشنگری: ,طبيعت ميگويد زن انسان است، مرد مذهب را ساخت و اين را انکار کرد. طبيعت ميگويد زن انسان است، مرد فرياد ميزند، نه! زن ستم می بيند: در شرق، در غرب، در جنوب، در شمال. زن ستم می بيند: در خانه، در بيرون خانه. زن چه باور مذهبی داشته باشد چه نداشته باشد، ستم می بيند. زيبا باشد يا زشت، ستم می بيند. عاجزباشد يانباشد، فقير باشد يا غني، بيسواد يا با سواد، ستم می بيند. پوشيده يا عريان، ستم می بيند. کند ذهن يا نه، بزدل يا شجاع، او هميشه ستم می بيند. حتی يک سگ نگهبان خانه گاه به گاه پارس می کند، ولی بر دهان زن به بهايی ارزان، قفل گذاشته اند، يک قفل طلايی. من به خدا باورندارم. مذهب زنان را از نژاد بشر جدا ميکند. مرا نيز پرپر کرده اند، مرا نيز از حقوق انسانی ام محروم کرده اند., اين قطعه ای است که وبسايت تسليمه نسرين نويسنده شجاع و زن مبارز بنگلادشی با آن آغاز ميشود. تسليمه، گويا در چالش با والدينی که اين نام را برای او انتخاب کردند، و قطعا در چالش با جامعه ای که او را محکوم به انطباق با اين نام ميدانست، با تسليم بيگانه است و در برابر ستمی که بر زن ميرود، آرام نمی نشيند. حالا او باز خبر آفريده است. تسليمه را از کلکته، جايی که به خاطر شباهت با ميهن گم شده اش در آن ماوا گزيده بود، به زور رانده اند. حکومت بنگال غربی از او خواسته است شهر را ترک کند. حکومت محلی در بنگال غربی در دست حزب کمونيست CPMاست. اين بار تسليمه زير فشار حکومتی به آوارگی تن در داده که تاکيد و تلاش برای تقويت سکولاريسم و حقوق مدنی از مفاد اساسی برنامه حزب غالب آن و برنامه اعلام شده ی آن در حکومت است. هرچند حکومت بنگالی غربی راندن نسرين را انکار کرده و ميگويد او بنا بر تمايل خود شهر را ترک کرده است، اما گزارشگران محلی ترديدی ندارند که نسرين بنا بر تقاضای حکومت محلی کلکته را در حالت اجبار ترک کرده است. قبل از آن وقتی معلوم شد تقاضای اقامت تسليمه نسرين در بنگال غربی در آستانه پذيرش است، گروه های بنيادگرای اسلامی شهر را به شورش کشيدند، به عمارات دولتی حمله کرده و به تخريب اموال عمومی پرداختند و چندين پليس را زخمی کردند. با اينکه پليس بعدا در 24 نوامبر ادريس علی رهبر حزب All India Minority Forum را که گفته ميشود پشت اين شورش بود دستگير کرده است، اما تحليل گران با اطمينان از نقش حکومت در ترک کلکته توسط تسليمه خبر ميدهند. به گفته آن ها، انتخابات در راه هست و حزب کمونيست عليرغم برنامه سکولار و تاکيد بر برابری زن ومرد، نميخواهد رای مسلمانان را که 27 درصد رای دهندگان را تشکيل ميدهند از دست بدهد و با سازمان هايی مثل جمعيت علمای هند و اتحاد ملی پريشاد در بيفتد: حقوق زنان هميشه راحت مورد معامله قرار ميگيرد. تسليمه نسرين که ابتدا روشن نبود به کجا رفته و سکوت کرده بود، روز شنبه 24 نوامبر سه روز بعد از ترک کلکته، در راجستان به خبرنگاران گفت او تصميم دارد به کلکته برگردد. او گفت نه ميخواهد از بنگال برود و نه قصد دارد هندوستان را ترک کند. نسرين مثل هميشه چالشگر است و بی مبارزه به ناگزيری ها تن در نمی دهد. تسليمه نسرين که 45 سال دارد و پزشک است کار نويسندگی را با نوشتن مقالات انتقادی در روزنامه ها آغاز کرد. اما کتابی که باعث شد او کشورش را در سال 1995 ترک کند و به سوئد برود، ,شرم , نام دارد که بنيادگرايان اسلامی او را به خاطر آن به مرگ محکوم کردند. نسرين سه سال بعد به بنگلادش برگشت، ولی باز مجبور به ترک آن شد و به پاريس رفت.اما هوای ماندن در خارج را نداشت و سرانجام بنگال غربی را برای اقامت انتخاب کرد. او در مورد اين انتخاب گفت هيچوقت قصد ترک بنگلادش را نداشته: ,حالا که بنگال شرقی در را به روی من بسته است، ميخواهم به بنگال غربی بروم، چون در آنجا احساس ميکنم که در وطن خودم هستم., او در سال 2005 توانست يک ويزای موقت از دولت هند بگيرد، اما داستان ويزای اقامت او همچنان کش يافته است. نه برای اينکه دولت هند يک دولت دمکراتيک نيست، يا با ايده های بنيادگرايان موافق است. اما چالش نسرين با قوانين ضد زن، و چالش بنيادگرايان با او، ,سياست بازان, محلی و مرکزي، مقامات و قضات عادی و عالي، کمونيست يا نئوليبرال يا سوسيال دمکرات را در بنگلادش و هندوستان به مماشات و محافظه کاری و سازش بر سر حقوق او می کشاند. يک بار ديگر: حقوق زنان هميشه راحت مورد معامله قرار ميگيرد. تسليمه نسرين عليرغم اينکه بنيادگرايان اسلامي، او را از کشورش آواره کرده اند و زندگی اش دايما در معرض تهديد آنها قرار دارد، عليرغم اينکه احکام زن ستيز اسلامی را به شدت زير ضرب گرفته و علنا ميگويد عزم خود را برای لغو و تغيير آنها جزم کرده است و تهديدها نمی توانند او را ساکت کنند، اما او هتاکنون با اسلام ستيزی نژادپرستانه و فاشيستی که به منظور بهره برداری ارتجاعی در غرب به راه افتاده است، هم زبان نشده است. نسرين در مقاله ای در رابطه با مواضع ايان هيرسی علی که اکنون در خدمت موسسه آمريکن اينترپرايز قلم ميزند و فعاليت ميکند، نوشت: ,... مشکل ايان اين است که او تقصير همه سرکوب های سنتی و پدرسالارانه عليه زنان را منحصرا برگردن اسلام ميگذارد. نزد او اسلام مسوول ازدواج کودکان، حجاب، تاکيد بر نجابت، سقط جنين مونث، ختنه زنان، قتل ناموسی و همه چيزهای ديگر است. اين حتی برای يک ضد اسلام گرای هار مثل من، افراطی به نظر ميرسد. ايان بر اين باور است که با رهايی از اسلام، شر نابود ميشود. ولی ارتباط مذهب با اين مساله چيست است؟ تمام جوامع مرد سالار، صرفنظر از مذهب شان، متساويا زن را شکنجه کرده اند. جوامع مسيحی قبل ازاينکه ملت های سکولار را بسازند و حقوق برابر زن و مرد را اعلام کنند، هزاران زن را زنده سوزاندند. هندوها زنان جوان بيوه را با جسد شوهر روی هيزم سوزان قرار دادند. ايان به جوامع اسلامی حمله ميکند که در مورد رابطه جنسی قبل ازدواج مثل جوامع مسيحی و يهودي، ليبرال نيستند. ولی مسلما جوامع محافظه کار مسيحي، يهودي، بودايی و هندو در اين رابطه متساويا سختگير هستند. اين درست است که در حاليکه بيشتر جوامع به طرف پيشرفت، برابری و تساوی رفته اند، جوامع مسلمان در تامين برابری زن و مرد به موفقيت زيادی دست نيافته اند.در کمال اندوه، جوامع مسلمان هنوز در تاريکی به سر می برند. دليل آن در کشورهای اسلامی مختلف متفاوت است. در حالی که نادانی مردم مسلمان، فقدان آموزش، نقش قدرت و رفتار ديکتاتوری پشت خيزش بنيادگرايی اسلامی قرار دارد، اسلاموفوبيای جهان غرب، مسووليت کمتری ندارد. تروريسم دوام دار آمريکا عليه مردم فلسطين و عراق حالا جوانان مسلمان را به طرف بنيادگرايان سوق می دهد. يک زمانی جنبش های سکولار مثل جنبش ناسيوناليستی در شرق آسيا وجود داشتند که توسط آته ايست ها يا مسلمانان سکولار رهبری ميشدند. ولی همه آنها بوسيله توطئه های غربی در هم شکسته شدند. من در عين اينکه بر اين باورم که اسلام به تنهايی مسوول همه مشکلات زنان نيست، اين را هم مورد تاکيد قرار ميدهم که برای زندگی نيازی به اسلام نيست. يک ملت سکولار و يک سيستم آموزش سکولارميتواند به پرورش انسانها ی معقول در يک فضای سالم، علمی و فارغ از تابو کمک کند. برای از بين بردن باورها و رسوم ضد زن، مهم است که شالوده جوامع مردسالار را به تکان آورديم. برای مثال، در خانواده های مسلمان تابوهای سختگيرانه ای در رابطه با مسايلی مثل کنترل حاملگي، سقط جنين و خشونت جنسی وجود دارد. ولی اينها بيش از اسلام با فرهنگ و رسوم پيوند دارند. ايان در باره بسياری از اين رسوم و فرهنگ ها حرف زده است و تصور ميکند که آنها با مذهب ارتباط دارند. ولی اين طور نيست. اجازه بدهيد قتل ناموسی و ختنه جنسی را در نظر بگيريم. بنا بر سنت تمام جوامع مرد سالار، از بدن زن برای روياندن درخت خانواده مذکر استفاده کرده اند. کمربند نجابت در اروپای باستان رايج بود و بوسيله آن از رابطه جنسی زن با ساير مردان جلوگيری به عمل می آيد. زن به معنای واقعی کلمه بخشی از اموال مرد به شمار می آمد. اين باور به اسلام و جوامع يهودی - مسيحی انتقال يافت. رابطه جنسی خارج از ازدواج در متون اخلاقی اسلامی و يهودی- مسيحی ممنوع شد و گناه به شمار آمد. تخطی به نجابت، غالبا به عنوان فحشا يا زنا تلقی شد. از آنجا که همه مذاهب سلطه مرد را تبليغ ميکنند، اين نوع احکام تبعيض جنسی به آسانی در مذهب جا افتاد. اما ختنه جنسی عملی است که در ميان قبايل آفريقايی رايج است. عفو بين الملل به روشنی گفته است که اين يک رسم مذهبی نشات گرفته از احکام اسلامی نيست. ولی با وجود اين به يک ,قانون عرفی, تبديل شد. هيچيک از دو منبع اصلی قوانين اسلامي، قران و سنت، از آن نام نبرده اند و بيشتر حکمای اسلامی بااين امر موافقند که اين يک رسم مذهبی نيست. ايان حتی ميگويد قتل ناموسی يک مساله اسلامی است. ولی اين در جوامع اسلامی به علت عقب ماندگی و فقدان آموزش صورت ميگيرد. کشتن مردم به خاطر جرايم جنسي، از 1700 قبل از ميلاد مسيح، و پيش از اسلام معمول بود. قوانين حمورابی بر اين امر متمرکز است که بکارت زن متعلق به خانواده اوست. در پرو از 1200 قبل از ميلاد مسيح تا 1532 بعد از ميلاد مسيح، متهمان به زنا را به اين طريق مجازات ميکردند که دستها و پاهای شان را به يک ديوار می بستند. در عصر روم باستان، خانواده های روحانی اين حق را داشتند که دختران ازدواج نکرده ولی از نظر جنسی فعال و يا زنان زناکار را به قتل برسانند. در امپراتوری های کهن در اروپا، قوانين مسيحی جرايمی مثل زنا را با سنگسار کيفر ميدادند. قوانين يهودی برخی از رفتارهای خلاف مقررات جنسی را چه درمورد مرد و چه در مورد زن با قتل... کيفر ميدادند. عفو بين الملل قتل های ناموسی را چنين می بيند:"درکی که براساس آن زنی که کدهای رفتار جنسی را خدشه دار کند، به شرافت لطمه زده است. رژيم شرافت غيرقابل بخشش است؛ به زنی که در معرض سوءظن قرار گرفته است فرصت دفاع از خود داده نمی شود و اعضای خانواده هيچ شقی که از نظر اجتماعی قابل قبول باشد ندارند، مگر اينکه لکه را با حمله با زن بزدايند." از آنجاکه اسلام ازدواج عموزادگان را جايز ميداند، گفته ميشود تجاوز به خويشاوند را می پذيرد. ولی اين بين بسياری ديگر از مذاهب و فرهنگ ها رايج است. ازدواج درون فاميلي، بين دايی و خواهرزاده يا پسرعموها درجنوب هندوستان در ايالاتی مثل آندراپرادش جايز است، همچنين در جوامع يهودي، اسلامی يا زرتشتی... مذهب مسوول پذيرش رسوم کهن و منسوخ نيست، بلکه مردمی که عليه اين پذيرش به اعتراض برنخاسته و با سنت های زن ستيز کنار آمده اند مسوولند., روشن است که قصد تسليمه نسرين دفاع از مذهب نيست. انبوه نوشته های او که باعث شده بنيادگرايان اسلامی برای سر او جايزه تعيين کنند شاهد اين حقيقت است. اما هدف گرفتن کلمات و متون، ميتواند آنها را که مسوول جان دادن به اين کلمات هستند، از زير بار اتهام برهاند يا از اتهام آنها بکاهد. بعلاوه ستيز با کلمات بی جان که قرن ها پيش گفته شده خود عين بنيادگرايی است و ميتواند يک نوع بنيادگرايی را به جای نوع ديگر آن و يک نوع ستم را به جای نوعی ديگر از ستم بنشاند. با وجود اين نسرين عليرغم نقد نظر هيرسي، از او تجليل ميکند، زيرا او به عنوان يک زن مسلمان عليه ستم بر زنان به سخن درآمده است: ,ايان به شيوه ای غير معقولانه تقصير همه سبعيت هايی را که بر زنان ميرود، به گردن اسلام می اندازد. استدلال های او در بسياری موارد يک طرفه است. ولی با وجود اين...من برای او سه هورا می کشم زيرا عليرغم آنکه در يک خانواده مسلمان به دنيا آمده، جرات داشته است که اسلام را مورد نقد قرار دهد... اصلاح طلبان مرد فايده ای ندارند. برای در هم شکستن سخت گيری جوامع اسلامي، وبرای رد اسلام، ما نياز به هزاران زن خشمگين داريم که هم اکنون در چنگال مار زهرآگين اسلام گرفتارند. وقتی که آنها به دفاع برخيزند، اين مار تا کی ميتواند نيش بزند., اما تسليمه نسرين و ايان هيرسی علی لااقل تاکنون در دو مسير متضاد گام زده اند. هيرسی علی در جرگه زنانی در آمد که به قصد فرصت طلبی شخصي، ستم بر زنان در جوامع اسلامی را به عنوان کالای مدروز به برپا کنندگان جنگ صليبی و ستمگران و بنيادگرايانی از نوع ديگر می فروشند. امانسرين مينويسد: ,آزادی بيان برای برخي، کافی نيست. ما بايد برای آزادی بيان همگان تلاش کنيم. حقوق بشر برای برای برخی کافی نيست. مابايد برای حقو ق بشر همگان تلاش کنيم. صلح برای برخی کافی نيست. ما بايد بخاطر صلح برای همگان تلاش کنيم., نسرين عمدتا در کشورهايی زير ضربات بنيادگرايان اسلامی قرار گرفته است که در آنها بخش هايی از جمعيت سرکوب شده، به دامن ارتجاع اسلامی افتاده و به توهم مبارزه با امپرياليسم جنبش های ارتجاعی بوجود آورده اند و به ستيز با مدنيت برخاسته اند. در ايران اين تاريخی پايان يافته است. امروز اساسا اين دولت است که قوانين منسوخ زن ستيز را از گور تاريخ بيرون ميکشد و بر مردم با زور و سرکوب تحميل ميکند، و چون ميداند يک ,سيستم آموزش سکولار ميتواند به پرورش انسانها ی معقول در يک فضای سالم، علمی و فارغ از تابو کمک کند,، ميليون ها دلار از پول های نفت را صرف تاسيس نهادها و ترويج متون کهن و رسوم منسوخ ميکند تا شايد بتواند بر تعداد انسان های نامعقول بيفزايد و برای کلمات و متون بی جان، جان های مدنيت ستيز فراهم آورد. اما نتيجه معکوس است، و مقاومت زنان فزونی ميگيرد. از,آموزش, متون هزار ساله و رسوم منسوخ کاری ساخته نيست، زنان ايران درس خود را از زندگی ميگيرند. رژيم اسلامی ايران، هرساعت و هر روز در همه گوشه و کنار کشور، در خيابان و مدرسه و دانشگاه در چهره ميليون ها زن ايراني، تسليمه نسرين ها را می بيند که وجود رژيم زن ستيز را به چالش می کشند. به همين جهت است که به دار و درفش متوسل ميشود، همان داری که تسليمه نسرين در وبسايت خود زن ايرانی را آويزان بر آن به نمايش گذارده است. امااين سبعيت ها هم، کار را برای رژيم سخت تر ميکند و زن ايرانی به شيوه لقمان از ,بی ادبی, رژيم بطور مضاعف می آموزد که نبايد در برابر کسانی که به متون هزارساله و رسوم منسوخ جان داده اند، ساکت بماند. به هيچ بهايی نبايد ساکت بماند. مثل تسليمه نسرين: ,من، هرچه پيش بيايد، ساکت نخواهم ماند هرچه پيش بيايد، من به مبارزه ام برای برابری و عدالت بدون هرگونه سازشی ادامه خواهم داد. هرچه پيش بيايد، ساکت نخواهم ماند.,
تسلیمه نسرین

دانشجوی بازداشت شده در سنندج زیر شکنجه جان سپرد


دانشجوی بازداشت شده در سنندج زیر شکنجه جان سپرد

<شب گذشته ابراهیم لطف اللهی، دانشجوی دانشگاه پیاه نور سنندج زیر شکنجه بازجویان اداره اطلاعات سنندج کشته شد.
نامبرده به دستور شعبه سوم بازپرسی سنندج، بعد از خروج از جلسه امتحان در روز یکشنبه 16 دی ماه 1386 بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج منتقل شده بود.
خانواده وی روز چهارشنبه گذشته موفق به دیدار با وی شدند. اما از آن تاریخ به بعد علیرغم پیگیری ها و مراجعات مکرر خانواده او به نهادهای ذیربط از مکان نگهداری و دلیل بازداشت وی هیچ اطلاعی به خانواده اش داده نشده است.
طبق گزارشات رسیده مسئول بازجویی وی در اداره اطلاعات سنندج، شخصی است به نام "مهدی مولاولی" با نام مستعار "هاتفی". مولاولی جانشین رئیس اطلاعات سنندج و مسئول گزینش وزارت اطلاعات در استان کردستان می باشد.
صبح امروز با انتشار خبر کشته شدن این دانشجو در شهر سنندج و دانشگاه پیام نور، فضا به شدت متشنج شده و ماموران لباس شخصی در نقاط مختلف شهر سنندج به طرز گسترده ای پراکنده شدند
.

Wednesday, January 16, 2008

بلاگ نویسان ایرانی در روز 10 بهمن به طور سراسری و گسترده از دانشجویان در بند حمایت می کنند


بلاگ نویسان ایرانی در روز 10 بهمن به طور سراسری و گسترده از دانشجویان در بند حمایت می کنند

نیست تردید زمستان گذرد

وز پی اش پیک بهار

با هزاران گل سرخ

بی گمان می آید

بهار سبز و زیبای طبیعت در حالی در راه است که تعداد زیادی از همکلاسی ها و دوستانمان هنوز در بندند. آرش پاکزاد(دانشگاه مازندران)- سعید حبیبی(عضو کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر)- انوشه آزادبر(دانشگاه تهران)- ایلناز جمشیدی (ارتباطات٬ آزاد تهران مرکز)- مهدی گرایلو (ژئو فیزیک٬ تهران)- نادر احسنی( دانشگاه مازندران)- بهروز کریمی زاده(دانشگاه تهران)- نسیم سلطان بیگی (دانشکده ارتباطات٬ علامه) - علی سالم(کارشناسی ارشد پلیمر- پلی تکنیک)- محسن غمین (دانشگاه پلی تکنیک)- روزبه صف شکن(دانشگاه تهران)- یاسر(صدرا) پیر حیاتی(دانشگاه شاهد)- سعید آقام علی (دانشگاه یزد)- علی کلایی (دانشگاه آزاد واحد شهریار)- امیر مهرزاد ( دانش آموز)- هادی سالاری (دانشگاه رجایی)- فرشید فرهادی آهنگران(دانشگاه رجایی)- امیر آقایی (دانشگاه رجایی)- میلاد عمرانی(دانشگاه رجایی)-کیوان امیری الیاسی (کارشناسی ارشد صنایع دانشگاه صنعتی شریف)-٬ سروش هاشم پور(دانشجو اهواز )- فرشاد دوستی پور- سهراب کریمی - جواد علی زاده- محمدصالح ایومن - مهدی اللهیاری (کارشناسی ارشد٬ دانشگاه صنعتی شریف)-روزبهان امیری (علوم کامپیوتر٬ تهران)- بهرام شجاعی (مهندسی شیمی٬ دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب) سعید آقاخانی - مجید اشرف نژاد- پیمان پیران ( به نقل از بعضی منابع دانشجویی)طی یک ماه و نیم گذشته تعداد زیادی از دانشجویان در شهرها و دانشگاههای مختلف به خاطر برگزاری یا شرکت در مراسم 16 آذر دستگیر شده و در زندان نگهداری می شوند. در این مدت به خانواده های این دانشجویان اجازه ملاقات با فرزندانشان داده نشده و تنها تماسهای کوتاه تلفنی انجام شده است. این خانواده ها که تحت فشارهای روحی و نگرانی شدید به سر می برند٬ بارها به دستگیری فرزندان خود اعتراض کرده و خواهان آزادی دانشجویان زندانی شده اندعلیرغم تلاشهای بسیاری که برای آزادی این دانشجویان صورت گرفته تا کنون همچنان تعداد زیاد ی از این عزیزان در زندان به سر میبرند و حتی هنوز به تعدادی از این دانشجویان اجازه مکالمه تلفنی هم داده نشده استضمن همدردی با خانواده های این عزیزان به احترام فرزندان آزادی خواه و عدالت طلب ایران که تعدادی از آن ها وبلاگ نویس نیز هستند، ما جمعی از وبلاگ نویس ها تصمیم گرفته ایم که نام وبلاگهای خود را در این روز به "۱۰ بهمن ٬ روز حمایت وبلاگ نویس هاي ايراني از آزادی دانشجویان دربند" تغییر دهیمبه اميد آزادي تمامي یارانمان(وبلاگ خود را در قسمت نظرخواهی وارد کنید يا به آدرس10bahman@gmail.com بفرستيد تا به لیست حامیان اضافه شود.)پی نوشت : از همه وبلاگهای حامی این طرح می خواهیم که برای سرعت بخشیدن به روند همبستگی و حمایت وبلاگ نویسان و دانشجویان هر کس حداقل ۱۰ نفر از دوستانش را برای پیوستن به این حرکت جمعی دنیای مجازی و همبستگی با دانشجویان دعوت کند