Thursday, January 15, 2009

کاهش سن فحشا به ۱۱ سال در ایران


کاهش سن فحشا به ۱۱ سال در ایران

سایت دویچه وله: نتیجه پژوهشی دانشگاهی در سال ۱۳۸۶، نشانگر آن است که ۵۴ درصد جوانان تهرانی، دچار “آنومی” یا “نابسامانی اقتصادی و اجتماعی” هستند. این تحقیق بر روی یک نمونه‌ی ۸۱۶ نفری از جوانان ۱۵ تا ۲۹ ساله انجام گرفته است.
­ وضعیت «آنومیک» را می‌توان “گسست از هنجارهای اقتصادی - اجتماعی یا “آشفتگی در هویت” تعریف کرد. “آنومی” با هنجارستیزی، هنجارگریزی، قانون‌شکنی و احساس شکاف میان فرد و جامعه جلوه‌گر می‌شود.
بسیاری از جوانان ایرانی، برخوردار نبودن از منزلت فردی و اجتماعی، نداشتن دورنمایی موفق یا مشکلات اقتصادی و رفاهی را ناشی از مدیریت نادرست جامعه می‌دانند. اما چنین نیست که در برابر این سوء مدیریت، دست به عصیان بزنند. بیشتر آنان در مواجهه با پیامدهای این مدیریت ناکارا، احساس بدبختی، ناامیدی، پوچی و قربانی‌بودن می‌کنند. بسیاری از جامعه‌شناسان نیز ریشه‌های “آنومی” را در تکانه‌های اقتصادی و اجتماعیِ ناشی از انقلاب و جنگ می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بینند. آنان می‌گویند، هنجار پایداری، جایگزین ارزش‌های کهن یا ممنوع نشد و نسل جوان عمدتا با خلاء فرهنگی و اجتماعی ناشی از این شکاف روبه‌رو شد.
دکتر فرامرز قره‌باغی، استاد جامعه شناسی، وضعیت آنومیک کنونی را نمونه‌ی بارزی از ناکامی مسئولان جمهوری اسلامی در مهندسی فرهنگی و اجتماعی توصیف می‌کند.
وی برخی نمودهای رفتاری و آماری این نابسامانی را چنین برمی‌شمرد:
کاهش سن جرم کاهش سن فحشا به ۱۱ سال / کاهش سن اعتیاد به ۱۰ سا ل/ افزایش طلاق ناکامی یک ‌سوم ازدواج‌ها /افزایش بیکاری به میزان ۳۵ درصد / افزایش بیماران اعصاب و روان به میزان ۳۱ درصد / افزایش بیماران قلب و عروق به میزان ۲۲ درصد / افزایش حاشیه‌نشینی، با وجود وعده‌ی عدالت توزیعی در جامعه.»
نسبت آنومی با فروپاشی اجتماعی
پرسش متداول در بررسی وضعیت “آنومیک” یک جامعه این است که آیا گسست اقتصادی و اجتماعی یا شکاف فرهنگی و اخلاقی، در میان جوانان می‌تواند به از هم‌پاشیدگی یک نظم سیاسی یا اجتماعی منجر شود؟
دکتر قره‌باغی تاکید می‌کند که رشد چشمگیر نابهنجاری در یک جامعه، لزوما با فروپاشی اجتماعی همراه نیست. وی به نقش خرده‌فرهنگ‌ها، حمایت‌های دولتی و عدم خودآگاهی طبقاتی و گروهی، در ایران اشاره می‌کند و می‌افزاید: « این وضعیت را می‌توان به اتومبیلی تشبیه کرد که بنزین‌اش تمام شده اما چون در سرازیری است، کماکان می‌تواند به حرکت ادامه دهد. خودرو زمانی که به سربالایی برسد، متوقف می‌شود وتنها در آنجا، نیاز به فشار و نیرو دارد.»
در راه بودن چالش‌های تازه
در تحقیق مربوط به وضعیت «آنومیک» جوانان تهرانی، نابسامانی اقتصادی کنونی، به معنای “احساس عدم تناسب میان نیازها، آرزوها وهدف‌های خود و کمبود یا نبود راه‌های دستیابی به آنها” بیان شده است. دکتر قره‌باغی یادآوری می‌کند که نسل امروز بر خلاف نسل‌های قبل، آرمانگرا و جامعه‌خواه نیست و می‌افزاید: «این نسل البته ممکن است امروز امکاناتی برای رساندن پیام خود به بیرون از جامعه نداشته باشد، اما بدون تردید، در آینده گستاخ‌تر و سریع‌تر خواهد بود و چالش‌های جدی‌تری، هم با پدران و مادران خود و هم با حاکمیت اجتماعی-سیاسی خواهد داشت.»
پژوهش مربوط به “عارضه آنومیک در جوانان ایرانی”، در فصلنامه‌ی “رفاه اجتماعی” منتشر شده است
.

Wednesday, January 14, 2009

«رزا لوكزمبورگ»



«رزا لوكزمبورگ»
«رزا لوكزمبورگ» رهبر حزب كمونيست آلمان كه براي قبضه كردن حكومت اين كشور دست به يك قيام مسلحانه زده بود و 15 ژانويه 1919 (در روزي چون امروزدر 87 سال پيش) پس از دستگير شدن، در برلن به دست ماموران دولت و مخالفان كشته شد با انتشار چند كتاب و رساله از جمله كتاب «انباشتن سرمايه» خود را در رديف فرضيه پردازان بزرگ قرن 20 قرار داده است. وي براي استقرار نظام سوسياليستي در يك جامعه معتقد به قيام مسلحانه بود . رزا تغيير اوضاع از طريق اصلاحات اداري و وضع قوانين پارلماني را باور نداشتت و اتلاف وقت مي دانست.
«رزا» از ناسيوناليسم بيم فراوان داشت وآن را مستعد تبديل به تفكر نظامي (ميليتاريسم) مي دانست كه موجب قهرمان سازي و انتصاب مشاهير ملي به سمت هاي بزرگ مي شود و از آنجا كه هر ملتي براي خود برتري ها و برجستگي هايي قائل است ، رفاه عمومي قرباني هرچه بيشتر جلوه دادن اين بزرگي ها مي گردد و جامعه از تفكرات سوسياليستي دور مي شود .
وي عقيده داشت كه در يك جامعه ملي گرا هر « ايسم » ديگر خيانت خوانده مي شود و سركوب مي گردد. رزا در رساله «جنبه هاي منفي ناسيوناليسم» نوشته است: هر كشور در طول زمان گوشه اي از سرزمين اصلي را ازدست داده است كه ضميمه كشوري ديگر شده است و اگر ناسيوناليسم سرزمين اصلي فرا گيرد، جنگ باهمسايه محتمل خواهد بود ، زيرا ناسيوناليسم تنها حاضر است با زبان تفنگ حرف بزند. يك ناسيوناليست تنها به وطن و هموطن مي انديشد و نگران انهاست و برايش مهم نيست كه بشريت و ساير ملل چه دشواري هايي داشته باشند و نسبت به غمهاي آنها بي تفاوت است و به همين سبب آماده است با هر سلطه گري بر ضد ديگران بسازد مشروط بر اين كه منافع وطن او محفوظ بماند. به باور رزا، اگر ناسيوناليسم در يك كشور زنده شود چون مردم را به شور و هيجان در مي آورد اين «ايسم» در اندك مدتي به ملل ديگر منتقل مي شود و مبارزات نژادي گسترش مي يابد. احياء و تقويت روحيه ناسيوناليسي ميان يك ملت زحمت و هزينه ندارد ؛ زبان مي خواهد و قلم.
رزا كه از مشكلات دولت انقلاب بلشويكي روسيه آگاه بود در رساله «پس از انقلاب» نوشته است: زنهار، تا زماني كه انقلابيون آمادگي علمي و تخصصي و تجربه كافي به دست نياورند اداره امور را به آنان نسپاريد كه انقلاب را از مسير خود منحرف خواهند ساخت و در اين صورت جانشيني، جز ديكتاتوري نخواهد داشت . رزا حزب بهترين نوع دمكراسي را نظام شورايي ــ از نوع واقعي آن ـــ مي دانست تا همه مردم در تنظيم امور خود مشاركت داشته باشند.
رزا كه هنگام مرگ 48 ساله بود در سال 1871 در آن منطقه از لهستان كه متعلق به روسيه بود به دنيا آمده بود. وي از دوران دبيرستان روحيه انقلابي داشت و علنا از دولت انتقاد مي كرد و هنگامي كه در صدد دستگيريش بر آمدند به سويس فرار كرد و در انجا دكتراي اقتصاد سياسي گرفت. او سپس به آلمان رفت و از طريق ازدواج با يك كارگر ساده به تابعيت اين كشور در آمد و به فعاليت هاي سياسي سرگرم شد و به عضويت حزب سوسياليست در آمد. سپس براي شركت در انقلاب روسيه به آنجا رفت و دستگير و به زندان افتاد و در زندان بود كه موفق به مطالعه و تفكر و نوشتن كتابهابش شد كه وي را در ميان سوسياليستهاي اروپا معروف ساخت . پس از آزادي از زندان به برلن بازگشت و همه اوقات خود را وقف پيشبرد سوسياليسم كرد و
....

واشنگتن پست و عکس هایی از ختنه دختران در کردستان عراق

واشنگتن پست و عکس هایی از ختنه دختران در کردستان عراق

پدیده‌ی ختنه‌ی دختران که‌ یکی از وحشیانه‌ترین رفتارهای برخی از جوامع نسبت به‌ زنان به‌ شمار می آید هنوز هم در برخی از بافت های سنتی مانده‌ی جامعه‌ کردستان قربانی می گیرد.
روزنامه‌ی واشنگتن پست در گزارشی که‌ برخی از رسانه‌های کردی نیز آن را انعکاس داده‌اند به‌ این موضوع پرداخته‌ و ضمن روایت سرگذشت چند دختر ختنه‌ شده‌ی کرد ،تصاویر بسیار تکان دهنده‌ای را نیز منتشر ساخته‌ است که‌ نشان از اوج قربانی شدن زنان و دختران به‌ وسیله‌ی قوانین مردسالار دارد.
گزارشگر واشنگتون پست "آمیت بالی" داستان یک دختر خردسالی را که‌ قربانی ختنه‌ می شود این گونه‌ روایت می کند"شیلان انور عمر دختری 7 ساله‌ در مراسمی شرکت میکند که‌ پیشتر مادرش برای او تعریف کرده‌ است اما هنگامی که‌ به‌ مراسم مورد نظر می رود می بیند که‌ خبری نیست و گول خورده‌ .به‌ جای مراسم زنی که‌ در محله‌یشان به‌ ماما شهرت دارد آنجاست.‌ پس از آمدن شیلان،ماما درب قرمز رنگ زنگ گرفته‌ را برویش می بندد.هنگامی که‌ شیلان می بیند که‌ مادر لباسهایش را از تن او در می آورد وحشت زده میشود و به‌ لرزه‌ می افتد.ماما‌ سبیه‌ شخصی که‌ قصد دارد مرغی را سر ببرد پاهای شیلان را می گیرد و تیزبری شبیه‌ آنچه‌ در سلمانی ها از ان استفاده‌ می کند را بیرون آورده‌ و شروع می کند"
بعد از اینکه‌ مامای محل قسمت مورد نظرش از اندام شیلان را میبرد ، دختر بیچاره‌ با تمام قدرت جیغ می زند و صدایش به‌ منزل همسایه‌ها نیز می رسد.اما مادرش چنان با افتخار او را در آغوش می کشد که‌ انگار رویایش محقق شده‌ است.
"عایشه‌ محمد" مادر شیلان 30 ساله‌ و خانه‌دار ساکن شهر دوزخورماتو که‌ قومیت های مختلفی در خود دارد به‌ واشنگتون پست می گوید که‌ این رسم در کردستان وجود دارد و بسیاری بدان اعتقاد دارند و به‌ مانند یک فریضه‌ی دینی بدان می نگرند
لینک گزارش کامل و عکسهای ختنه شیلان

Tuesday, January 13, 2009

جمعي از کارگران بازنشسته در اعتراض به افزايش نيافتن مستمري بازنشستگان مقابل مجلس شوراي اسلامي تجمع کردند

ادامه عکس های جمعي از کارگران بازنشسته در اعتراض به افزايش نيافتن مستمري بازنشستگان مقابل مجلس شوراي اسلامي تجمع کردند

به جای غزه به داد مردم خرمشهر برسید


به جای غزه به داد مردم خرمشهر برسید

روزنامه حکومتی قدس: مردم خرمشهر از دولت و مسؤولان مي پرسند چرا با وجود تمامي وعده هاي داده شده و ادعاهاي اعلام شده، هنوز مردم اين شهر از حداقل امكانات و خدمات محرومند. آنها مي گويند در حالي كه در كنار سه رودخانه قرار گرفته اند، اما مجبور به خريد آبهاي بشكه اي و خريد دستگاههاي تصفيه آب هستند و از ناپايداري برق رنج مي برند.
به گفته آنها، خيابانهاي كثيف، بازارهاي آشفته و پريشان، انبوه دستفروشان و دكه داران به خوبي نشان مي دهد، اقتصاد شهر بر پايه سست و شكننده اي استوار است و طي سه سال گذشته به شهادت بسياري از بازاريان اين شهر قدرت خريد مردم بشدت كاهش پيدا كرده و وسعت بيكاري و پديده شكننده شغلهاي كاذب بخوبي در نماي عمومي اين شهر پيداست. مشكلاتي همچون فاضلاب از مرز 20 سالگي گذشته است و مردم زندگي در كنار فاضلاب را اكنون، باور و عادت كرده اند.
دستاورد منطقه آزاد اروند براي مردم از روز هم روشن تر شده است. مردم مي بينند افراد ذي نفوذ در پستهاي بالاهاي اين منطقه قرار دارند و حقوقهاي بالا براي مديران بازنشسته استان ثمره تلاش براي عمران منطقه توسط سازمان منطقه آزاد اروند بوده است.
امروز آن چنان دستهاي خالي مسؤولان در خرمشهر رو شده است كه كاروانهاي راهيان نور كه به اين خطه مقدس سفر مي كنند هم متوجه شده اند در خرمشهر چه خبر است؛ اين همه كثيفي، گراني، بي نظمي را نيز آنها متوجه شده اند. خيابانهايي كه گويي شخم خورده نيز چند سال است براي آنها جاي سؤال است و اينكه چرا مشكلات اين شهر نه چندان بزرگ قابل جمع كردن و حل شدن نيست.
مردم خرمشهر همچنين مي پرسند چرا افت تحصيلي در مدارس اين شهر مشهود و محل تفريح مناسب و بازي كودكان كم است، مسايل فرهنگي، در اين شهر جاي تأسف دارد و چرا سن جرايم اجتماعي پايين آمده است.
به عقيده كارشناسان امور اجتماعي بسياري از پرونده هاي موجود در دادگستري اين شهر در فقر فرهنگي و اقتصادي و پاسخگو نبودن مسؤولان براي اين مشكلات ريشه دارد.
در پايان بايد گفت: شرايط سخت در خرمشهر ادامه پيدا كرده و اكنون كار به جايي رسيده كه شهرداري اين شهر حتي توان پرداخت حقوق كاركنان خود را ندارد، اين شرايط سخت را حتي كودكان خرمشهر هم فهميده اند
.

Sunday, January 11, 2009

هرجا سری است می کوبند / هرجا دری است می بندند



گفتگوی نوشین احمدی با سیمین بهبهانی در مورد حمله به شیرین عبادی-19 دی 1387
مدرسه فمینیستی: «سالي كه به‎دنيا آمدم، شيرين عبادي، جامه‎ي قضاوت بر تن كرد و از اولين زنان قاضي در ايران شد تا جامعه، حق قضاوت زنان را به‎رسميت بشناسد و در كسوت قضاوت، حقوق زن ايراني را فرياد زند و به نوشته در آورد و آن را طلب كند... وقتي هنوز نمي‎دانستم شجاعت در ابراز انديشه چيست و چطور آن را مي‎نويسند اشعار شجاعانه و زنانه‎ي سيمين بهبهاني را خواندم و متوجه شدم ادبيات را چگونه مي‎توان به متن زندگي و دردهاي اجتماعي زنان پيوند زد... هنوز به مدرسه نمي‎رفتم و سواد خواندن نداشتم كه نوشته‎هاي ماندگار مهرانگيز كار در دفاع از حقوق زنان ايران در نشريات وقت منتشر و افق‎هاي نوين براي زنان ايراني را نويد مي‎داد...» این جملات را پیشترها در زمانه بهار جنبش زنان به قلم آوردم ولی امروز در این دنیای دیوانه و مملو از خشونت، با چشمانی اشک بار از بی رحمی، دوران پاییزی جنبش خود را با سختی و با مرارت پشت سر می گذاریم، می دانم که این دوران نیز می گذرد و بار دیگر اوج ها و باز هم فرودهایی دیگر در پیش است، تنها غصه ام از آن روست که این سه یاری که به ما مبارزه آموخته اند، یکی در آن سوی آبهاست و آن دیگری به خاطر سوی چشمان اش به زحمت می تواند اشعارش را بخواند و این یک که همیشه پشت و پناه بی پناهانی همچون ما زنان بوده است، امروز در معرض هتک حرمت و بدترین خشونت ها آن هم از سوی «هموطنان» اش قرار گرفته است. دلم گرفته است که امروز، مایی که آن سه را همواره ستوده ایم و هر کدام شان برای ما نماد و نشانه ای از چهل تکه مبارزات مان است، چنین ناخواسته در مشقت و سختی قرار گرفته اند.
دلم گرفته است اما هنگامی که می بینم شیرین عبادی، این ستون ماندگار جنبش زنان، همچنان شجاعانه و یک تنه در برابر همه این تندبادها می ایستد و با ایستادگی اش نیز به ما درس های جدیدی می آموزد، پر از امید می شوم. امید به این که شیرین عبادی این زن یکه و سرافزار، زنی تنها در آستانه فصلی سرد، فصل های سرد را به خاطر همه ما و با یاری همه ما به کناری خواهد زد.
امید به این که سیمین بهبهانی، به رغم چشمانی که فروغ اش کاهش می یابد، هنوز می سراید و می خواند و با اشعارش با ظلم می ستیزد. امیدم آن است که شیرین عبادی و سیمین بهبهانی همان گونه که سینه سپر کردند و با حرکت و قدم مبارک خود، لایحه حمایت از خانواده را از «صحن علنی مجلس» زدودند، امروز نیز با همبستگی ما زنان، می توانند سینه سپر کنند و همه این تندبادها را به کناری بزنند.
مصاحبه زیر را هنگامی که روز گذشته پای صحبت سیمین بهبهانی به خاطر یار دیرینش (شیرین عبادی) نشسته بودیم با ایشان انجام دادم که حاکی از نگرانی او در مورد برخوردهای اخیر نسبت به شیرین عبادی است
نوشین احمدی خراسانی: خانم بهبهانی، حتما اطلاع دارید که کانون مدافعان حقوق بشر را پلمب کردند و متاسفانه حملات خشونت آمیزی را در مورد خانم شیرین عبادی آغاز کرده اند. می خواستم نظر شما را در این مورد بدانم. و این که چرا خانم عبادی مرکز چنین برخوردهایی قرار گرفته است؟
سیمین بهبهانی: من از این بابت قلبا بسیار متاسفم. تا مدت ها پیش می شد احساس کرد که یک سلسله کارهای عاقلانه ای به چشم می خورد، اما مدتی است که می بینم که آنچه انجام می گیرد گاه حتا خلاف عقل سلیم است و گاه به شکل چشم گیری، حتا به نوعی حالت لجبازی پیدا می کند. من بیشتر جلسات عمومی که کانون مدافعان حقوق بشر برگزار می کرد شرکت داشتم و در آن جا هیچ بحثی که صدمه ای به امنیت کشور بزند یا این که یک جنبه شورشگری داشته باشد مشاهده نکردم. همان روز هم که دفتر کانون را پلمب کردند، من داشتم حاضر می شدم که به این جلسه که به مناسبت سالگرد اعلامیه حقوق بشر برگزار می شد شرکت کنم که منصوره شجاعی با من تماس گرفتند و گفتند که چنین مسئله تاسف باری اتفاق افتاده و من تعجب کردم و باورم نمی شد که چرا باید این کار خشونت آمیز را بکنند. فعالیت های کانون مدافعان و شخص شیرین عبادی، همگی به نفع کشور و سربلندی مملکت است. فعالیت های حقوق بشری گاهی اوقات جنبه راهنما و راهگشا و کمک به حال دارد و در همه عالم همه می دانند که دولت ها که خودشان به تنهایی نمی توانند تصمیم درستی اتخاذ کنند و همین سازمان ها هستند که راهگشای تصمیمات و اعمال درست دولت ها هستند. من فکر می کنم تعطیلی چنین سازمان هایی و سرکوب آدم هایی مثل شیرین عبادی که فکر و نظری دارند واقعا به ضرر مملکت است.
نوشین احمدی: خانم بهبهانی، همانطور که اطلاع دارید یک عده بسیجی ریخته اند جلوی خانه خانم عبادی و تابلوی وکالت ایشان را کنده اند و با شعارهای عجیبی که آدم حیرت می کند، ایشان را مدافع جنگ معرفی کرده اند!!! نظرتان در مورد چنین اعمالی چیست؟
سیمین بهبهانی: به صراحت می گویم که خانم عبادی مایه افتخار زنان ایران است. او جایزه نوبل را از آن خود کرده و تلاش و کوشش عملی شیرین عبادی است که تمام هم و غم اش را در این چند ساله در دفاع از حقوق بشر گذاشته و جلوی بسیاری از مفاسد را گرفته پرونده هایی را که در رابطه با افراد بی پناه، قتل های زنجیره ای، پرونده های فعالان دانشجویی و زنان و دراویش گنابادی به طور رایگان قبول کرده و از آنان دفاع می کند و به سرنوشت قضایی شان رسیدگی می کند. بنابراین فکر می کنم چنین زنی را باید قدرش را دانست و ازش سپاسگذار بود نمی دانم چرا یک عده ریخته اند در خانه ایشان و در و دیوار را کثیف کرده اند. نمی دانم این کارها و حرکات یعنی چه؟ این کارهای زشتی است و اگر هر کسی حرفی دارد بزند ولی رفتن و سیاه کردن دیوارها و اینجور کارها کار آدم عاقل نیست. آن هم وقتی که طرف آدم، کسی است مثل شیرین عبادی که فرد منطقی و اهل گفتگوست، مدافع صلح است و دانشی دارد و می تواند جوابگوی اعمال خودش باشد. بنابراین اگر کسی در مورد رفتار و گفتار خانم عبادی حرفی دارد می تواند با منطق صحبت کند ولی چنین اعمال جنجال برانگیزی واقعا شایسته نیست.
نوشین احمدی: آنها که جلوی در منزل خانم عبادی اجتماع کرده بودند شعارشان این بود که: «اسرائیل جنایت می کند، عبادی حمایت می کند». با توجه به شناخت شما از فعالیت های خانم عبادی، نظرتان در مورد این شعارشان چیست؟
سیمین بهبهانی: به نظر من این شعار را احتمالا برای درست شدن «قافیه اش» ساخته اند وگرنه هیچ استناد واقعی ندارد و همه ما خانم عبادی را می شناسیم که ایشان همیشه صلح طلب و مخالف خشونت بوده اند. همه ما و همه مدافعان حقوق بشر، ضد جنگ و خشونت و نابرابری هستیم. حالا هر جنگی و زیر هر پوششی که باشد. وقتی دنیا می تواند با صلح و صفا و گفتگو امور خودش را بگذارند و تنظیم کند، چه لزومی دارد که باید یکی نیزه بپراند و یکی هم بمب در جواب بریزد. هر دوی این دو دسته که خشونت ایجاد می کنند کارهای ناشایستی مرتکب شده اند و البته در این میان قربانیان این خشونت ها یعنی کودکان و زنان گناهی ندارند. من داشتم تلویزیون نگاه می کردم و دیدم یک مردی نمی دانم از کدام گروه بود یا حماس یا اسرائیل فرقی نمی کند، ولی آنچنان زار می زد و نشسته بود سر خرابی هایش و بچه اش را نشان می داد که کشته شده بود و می گفت آخر این بچه چه گناهی کرده، من این صحنه ها را می بینم واقعا دلم به درد آید و جگرم خون شده است. وقتی آدم ها می توانند بنشینند و در مورد مشکلات شان با هم گفتگو بکنند چرا باید مرتکب چنین جنایت هایی بشوند و خشونت راه بیاندازند. حالا به فرض حماس هم از بین برود، ولی مسئله و مشکل اصلی تروریسم است که گسترش پیدا کرده و با چنین جنگ هایی، ریشه تروریسم از بین نمی رود. ممکن است جنگ یک قوانینی داشته باشد ولی تروریسم دیگر هیچ قانونی ندارد
نوشین احمدی: خانم بهبهانی عزیز، شما پیشترها شعری در مذمت جنگ سروده اید، آیا ممکن است و حوصله آن را دارید که بار دیگر آن را برای ما با صدای گرم و ماندگار خودتان بخوانید؟
سیمین بهبهانی: اتفاقا این شعر وصف حال مادری است که در جنگ کودکش را از دست داده است و شعر اینطور شروع می شود:
آشفته حال و سودایی اندوهگین و افسرده چادر به سر نپوشیده رخ با حجاب نسپارده سودای گیر و بندش نه وز گزمگان گزندش نه فکر بپوش و پنهان کن خاطر از او نیازرده چشم اش دو دانه انگور از خوشه ها جدا مانده دست زمانه صد خم خون از این دو دانه افشرده دیوانه، پاک دیوانه با خلق و خویش بیگانه گیرم برد جهان را آب او خوابش از جهان برده یک جفت اشک نفرین را سربازمرده پوتین را آویزه کرده بر گردن بندش به هم گره خورده گفتم که چیست این معنی خندید و گفت فرزندم، طفلک نشسته بر دوشم پوتین برون نیاورده پوتین برون نیاورده
نوشین احمدی: خانم بهبهانی با سپاس از شما و با امید به صلح و برابری
.

سنگسارها در ایران ادامه دارد


سنگسارها در ایران ادامه دارد؛

حداقل ۱۰ نفر دیگر در خطر سنگسار هستند اطلاعیه مطبوعاتی کمپین قانون بی سنگسار:در نخستین هفته دی ماه، سه مرد در بهشت رضا، گورستان شهر مذهبی مشهد به جرم زنای محصنه سنگسار شدند. یکی از آنها، به نام محمود، تبعه افغانستان، توانست در حالی که به شدت زخمی شده بود از گودال سنگسار نجات یابد اما دو نفر دیگر که یکی از آنها هوشنگ خداده نام داشت و هویت دیگری هنوز معلوم نیست، براثر ضربات سنگ و جراحات ناشی از آن جان سپردند. پس از سنگسار جعفر کیانی، در خرداد ۸۶ و سنگسار محبوبه، م و عباس، ح در اردیبهشت ۸۵، این جدید ترین مورد گزارش شده اجرای حکم رجم است. قوه قضاییه ایران در سه سال گذشته همواره اعلام کرده که اگرچه مجازات سنگسار از قوانین ایران حذف نشده اما بنا به دستور رییس قوه قضاییه، احکام رجم اجرا نمی‌شوند؛ با این همه، اجرای حداقل شش سنگسار در سه سال گذشته نشان می‌دهد تا زمانی که این مجازات در قانون وجود دارد چنین گفته‌هایی از هیچ ارزش عملی برخوردار نیستند.در حالی که پس از مصاحبه مطبوعانی وکلای زنان محکوم به سنگسار در تیرماه امسال، علیرضا جمشیدی، سخنگوی قوه قضاییه در مرداد ماه اعلام کرد احکام سنگسار چهار زن (لیلا، ق، آذر و زهره کبیری و شمامه (ملک) قربانی تبدیل به شلاق و حبس شده است، آذر و زهره کبیری هنوز در زندان هستند و قرار است یک بار دیگر دوشنبه این هفته، ۲۳ دی ماه محاکمه شوند. همچنین در حال حاضر حداقل ده نفر دیگر در زندانهای مختلف کشور با خطر قطعی سنگسار مواجه هستند. ۱. کبری نجار، زندان رجایی شهر کرج۲. ایران الف.، زندان سپیدار اهواز۳. خیریه و.، زندان سپیدار اهواز۴. اشرف کلهری، زندان اوین تهران۵. عبدالله فریور، زندان ساری۶. گیلان محمدی، زندان مرکزی اصفهان۷. غلامعلی اسکندری، زندان مرکزی اصفهان۸. افسانه، ر، زندان عادل آباد شیراز۹. م. خ، زن، زندان وکیل آباد مشهد۱۰. ؟ ه.، زن، زندان وکیل آباد مشهدهمچنین در لایحه مجازات اسلامی که در حال حاضر در مجلس شورای اسلامی در حال بررسی است، زنای محصنه همچنان جرم و مجازات آن سنگسار است. تنها تفاوتی که این لایحه با قانون فعلی دارد این است که بر اساس آن "هرگاه اجرای حد رجم مفسده داشته باشد، با پیشنهاد دادستان مجری حكم و تأیید رئیس قوه قضاییه در صورتی كه موجب حد با بینه شرعی اثبات شده باشد، رجم تبدیل به قتل می‌شود و در غیر این صورت تبدیل به صد ضربه شلاق می‌شود."تصویب لایحه مجازات اسلامی در مجلس می‌تواند به روند رو افرایش اجرای سنگسارها تداوم بخشد؛ زیرا شرطی كه در قانون مجازات اسلامی برای تبدیل سنگسار به مجازات‌های دیگر گذاشته است ایجاد "مفسده" و به معنی دیگر مخالفت افكار عمومی و عرف اجتماعی با مجازات سنگسار است و در صورتی كه افكار عمومی از وقوع سنگسار مطلع نشود و به آن اعتراضی نكند ، اجرای مجازات سنگسار در مورد محكومین بلامانع خواهد شد.لازم به یادآوری است در مرداد ۸۵، پس از قطعی شدن وقوع سنگسار دو نفر در مشهد و نیز انتشار خبر سنگسار قریب الوقوع اشرف کلهری در زندان اوین، کمپین قانون بی سنگسار با هدف حذف مجازات سنگسار از قوانین آغاز شد. در طول فعالیت این کمپین، عمدتا با همکاری وکلای عضو شبکه وکلای داوطلب، هشت زن و یک مرد به نامهای حاجیه اسماعیلوند، پریسا الف، نجف الف، زهرا رضایی، صغری مولایی، مکرمه ابراهیمی، شمامه (ملک) قربانی، آذر کبیری، زهره کبیری و لیلا، ق از مجازات سنگسار نجات یافتند و اجرای سنگسار یک زن، اشرف کلهری، متوقف شده است. "كمپین قانون بی سنگسار"، ضمن ابراز نگرانی شدید از شدت گرفتن مجازات سنگسار و افزایش مجازات‌های اعدام در ماه‌های اخیر كه نشانه‌ای از تسلط سیاست‌های بنیادگرایانه در رویه‌های قضایی است، از همه مردم دعوت می‌كند كه همچنان اعتراض خود را نسبت به مجازات غیر انسانی سنگسار ادامه داده و از مسئولان جمهوری اسلامی بخواهند تا به تداوم این مجازات خاتمه دهند.دوشنبه: محاکمه مجدد زهره و آذر کبیری، محکومان به سنگسار میدان زنان: با ارجاع پرونده زهره و آذر کبیری، دو خواهر محکوم به سنگسار به شعبه 77 دادگاه کیفری استان تهران، روز دوشنبه جلسه محاکمه مجدد آنها برگزار خواهد شد.جبار صولتی، وکیل این دو خواهر که در زندان رجایی شهر زندانی هستند ضمن اعلام این خبر به "میدان زنان" یادآوری کرد: پس از اینکه سخنگوی قوه قضاییه در مرداد ماه گذشته اعلام کرد احکام سنگسار چهار نفر تبدیل شده است، با پیگیری‌های بعدی متوجه شدم رای رجم در پرونده موکلینم نقض شده و پرونده برای محاکمه مجدد به شعبه هم عرض، یعنی شعبه ۷۷ دادگاه کیفری استان ارجاع شده که روز دوشنبه صبح به اتهام زنای محصنه موکلینم رسیدگی می‌کند.گفتنی است آذر و زهره کبیری، دو خواهر جوان ساکن محله خادم آباد، در حاشیه‌ی شهریار - نزدیک کرج- بوده اندكه با ‏شکایت شوهر یکی از آنها، در تاریخ ۱۵ بهمن ۱۳۸۵ بازداشت می‌شوند. یک ماه پس از آن، این دو زن ‏دادگاهی می‌شوند. بنا به حکم دادگاه،به تحمل ۹۹ ضربه شلاق محكوم می‌شوند. اما دوباره شش ماه بعد برای پرونده مختومه این دو نفر دادگاه جدیدی تشكیل و در كمال ناباوری حكم سنگسار صادر می‌شود.زهره کبیری که در دانشگاه تاریخ خوانده است در گفت و گویی از شرایط دشوار زندگی و خشونتی که همسرش بر او اعمال می‌کرده سخن گفته است. او گفته فیلمی که شوهرش به استناد آن به دادگاه شکایت کرده، ساختگی است. زهره همچنین از اقرار به زنا تحت شکنجه شدید گفته است. گفت و گوی مفصل با زهره کبیری را اینجا بخوانید.

کمپین یک میلیون امضاء برندۀ جایزۀ سیمون دو بووار





کمپین یک میلیون امضاء برندۀ جایزۀ سیمون دو بووار
رادیوی بین المللی فرانسه
جمعه ۲۰ دی ۱۳۸۷ - ۰۹ ژانويه ۲۰۰۹فرنگیس حبیبی
ار. اف. ای.: جایزه سیمومن دو بووار دو سال است که در روز نهم ژانویه، روز سالگرد تولد این نویسندۀ بزرگ فرانسوی و نظریه پرداز دفاع از حقوق زنان، به یک شخصیت یا نهادی که در راه دفاع از حقوق زنان تلاش می کند اهدا می شود.خانم جولیا کریستوا ، نویسنده و روانکاو معروف فرانسوی که بنیانگذار و رئیس هیأت داوران این جایزه است در گفتگویی با رادیوی ما در بارۀ جایزۀ امسال گفته است:"سیمون دو بوار دنبالۀ مبارزۀ زنان را که دو قرن است ادامه دارد در دست گرفت . سیمون دو بوار با کتابش "جنس دوم"، که شهرتی جهانی دارد، انقلابی در این جنبش بوجود آورد. هیات داوران این جایزه که حدود بیست شخصیت جهانی را در برمی گیرد و چندین زن و مرد نویسنده، جامعه شناس، فیلسوف، روزنامه نگار و سیاستمدار در آن شرکت دارند امسال خواسته اند بر این نکته انگشت بگذارند که مبارزه برای حقوق زنان تنها مسئلۀ زنان فرانسوی، اروپایی و غربی نیست بلکه زنان را در تقریباً سراسر جهان به خود جلب کرده است. سال گذشته این چایزه به تسلیمه نسرین که تحت تعقیب و آزار است داده شد.امسال ما سخت تحت تأثیر جسارت زنان ایرانی و بدیع بودن شکل مبارزه اشان قرار گرفتیم. این جنبش کار مهمی را در جهت توضیح معنا و ماهیت حقوق بشر و حقوق زنان به خود زنان انجام می دهدو آن ها را تشویق می کند که علیه تضعیقات مبارزه کنند. کمپین یک میلیون امضاء جنبش بدیع و تازه ایست چون بر محور یک زن پیشرو و مشهور شکل نگرفته است بلکه جنبش وسیع است زیرا زنانی که در آن فعال هستندبه دیدار زنان دیگر می روند، با آن ها بحث می کنند ، خانه به خانه سر می زنند و حقوق زنان را تک به تک به آن ها توضیح می دهند. از این طریق و از راه اینترنت یک شبکۀ وسیع فکری بوجود می آورند که همنوع زنی را ، از اقشار کم درآمد گرفته تا زنان مرفه، در بر می گیرد و این دقیقاً با روح کار سیمون دو بووار همخوانی دارد. ما با اهدای این جایزه می خواهیم این زنان را تشویق کنیم و علاقه ، عشق و همبستگی خود را به آنها نشان دهیم".جایزه سیمون دوبووار به «کمپین یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیض آمیز» تعلق گرفت مدرسه فمينيستی: جايزه سيمون دوبووار امسال به کمپين يک ميليون امضاء در ايران، تعلق گرفت. اين جايزه با عنوان „برای رهايی زنان“ با هدف کمک به بسيج همبستگی بين المللی زنان، تاکيد دوباره بر حقوق زنان، تضمين حمايت از کسانی که امروز در مبارزه جان خود را در معرض خطر قرار می دهند و پشتيبانی از ايده برابری و صلح آنان بنياد گذاشته شد.اين جايزه سال گذشته در ۹ ژانويه روز تولد سيمون دوبووار و به مناسبت يک صدمين سالروز تولدش بنياد گذاشته شد. اولين جايزه سيمون دوبووار در ۹ ژانويه سال گذشته (۲۰۰۸ ميلادی) در دانشگاه سوربن پاريس از سوی هئيت داوران بين المللی به تسليمه نسرين، نويسنده بنگلادشی، و ايان هيرسی علی، عضو سابق پارلمان آلمان تعلق گرفت. اين جايزه به تسليمه نسرين به دليل به خطر انداختن جان اش برای آزادی زنان تعلق گرفت. تسليمه نسرين اولين دريافت کننده اين جايزه بود که هدف اش حمايت از حقوق زنان است. تسليمه نسرين نويسنده متولد بنگلادش است.در هيئت داوران بين المللی جايزه سيمون دوبووار با رياست جوليا کريستوا، فيلسوف سرشناس فمينيست، کسانی مانند اليزابت بدينتر (فيلسوف فمينيست)، کيت ميلت و اليس شوارتزر، اينگريد بتانکورت، سيلويا بون دوبووار (Sylvie Le Bon De Beauvoir)، دختر خوانده و وارث او، کلود لانزمن (Claude Lanzmann)، مدير مجله „عصر مدرن“ که سيمون دوبووار و ژان پل سارتر آن را پايه گذاری کردند، همچنين چهره های ديگری مانند آن زلانسکی (Anne Zelensky)، از موسسان اتحاديه بين المللی دفاع از حقوق زنان، و همکارش آنی شوگر (Annie Sugier)، يولاندا پاترسون (Yolanda Patterson)، مسئول انجمن سيمون دوبوار در دانشگاه کاليفرنيا، دانيل سالناو (Danièle Sallenave) و کلاير اشرلی (Claire Etcherelli)، نويسنده، ليلان کندل (Lilane Kandel)، جامعه شناس، ژورن لارسون (Bjorn Larsson)، استاد دانشگاه در سوئد، جوزيان ساويجنيو (Josyane Savigneau)، روزنامه نگار در روزنامه لوموند، آن ارناکس (Annie Ernaux)، نويسنده، اليزابت فالايز Elizabeth Fallaize))، پروفسور در دانشگاه آکسفورد، آيس کيران (Ayse Kiran)، استاد دانشگاه در ترکيه، ليندا ويل-کوريل ((Linda Weil-Curiel، وکيل دعاوی، آن ماری ليزين Anne-Marie Lizin))، سناتور بلژيکی، ميشل کايلMichel Kail))، مدير مجله انسان و جامعه، جرارد بونال Gérard Bonal))، نويسنده، آنت لوی ويلارد Annette Lévy-Willard))، روزنامه نگار ليبراسيون، مادلين گوبيل نوئل(Madeleine Gobeil-Noel)، مسئول هنری يونسکو عضويت دارند.به گزارش راديو فرانسه خانم جوليا کريستوا، نويسنده و روانکاو معروف فرانسوی که بنيانگذار و رئيس هيأت داوران اين جايزه است اظهار داشت: "سيمون دو بوار دنباله مبارزه زنان را که دو قرن است ادامه دارد در دست گرفت. سيمون دو بوار با کتابش "جنس دوم"، که شهرتی جهانی دارد، انقلابی در اين جنبش بوجود آورد. هيات داوران اين جايزه که حدود بيست شخصيت جهانی را در برمی گيرد و چندين زن و مرد نويسنده، جامعه شناس، فيلسوف، روزنامه نگار و سياستمدار در آن شرکت دارند امسال خواسته اند بر اين نکته انگشت بگذارند که مبارزه برای حقوق زنان تنها مسئله زنان فرانسوی، اروپايی و غربی نيست بلکه زنان را در تقريباً سراسر جهان به خود جلب کرده است. سال گذشته اين چايزه به تسليمه نسرين که تحت تعقيب و آزار است داده شد.امسال ما سخت تحت تأثير جسارت زنان ايرانی و بديع بودن شکل مبارزه اشان قرار گرفتيم. اين جنبش کار مهمی را در جهت توضيح معنا و ماهيت حقوق بشر و حقوق زنان به خود زنان انجام می دهدو آن ها را تشويق می کند که عليه تضعيقات مبارزه کنند. کمپين يک ميليون امضاء جنبش بديع و تازه ايست چون بر محور يک زن پيشرو و مشهور شکل نگرفته است بلکه جنبش وسيع است زيرا زنانی که در آن فعال هستندبه ديدار زنان ديگر می روند، با آن ها بحث می کنند، خانه به خانه سر می زنند و حقوق زنان را تک به تک به آن ها توضيح می دهند. از اين طريق و از راه اينترنت يک شبکه وسيع فکری بوجود می آورند که همنوع زنی را، از اقشار کم درآمد گرفته تا زنان مرفه، در بر می گيرد و اين دقيقاً با روح کار سيمون دو بووار همخوانی دارد. ما با اهدای اين جايزه می خواهيم اين زنان را تشويق کنيم و علاقه، عشق و همبستگی خود را به آنها نشان دهيم".درباره سيمون دوبوار و „جنس دوم“سيمون دوبووار فيلسوف و نظريه پرداز فمينيست فرانسوی کتاب برجسته خود „جنس دوم“ را در ژوئن ۱۹۴۹ ميلادی منتشر کرد. در نخستين هفته انتشار اين اثر گرانبها (که الهام بخش جنبش های آزادی زنان در آمريکا و فرانسه شد) بيش از ۲۲ هزار نسخه به فروش رسيد. دوبووار خود در پيشگفتار کتاب می نويسد: „ اگر کتاب من به زن ها کمک کرده علت اين است که اين کتاب افکار آن ها را بيان کرده است و زن ها نيز متقابلا حقيقت شان را به آن بخشيده اند.“ همان طور که خالق „جنس دوم“ می گويد نوشتن اين کتاب با اين پرسش آغاز شد که زن بودنش چه تاثيری در سرنوشتش دارد و به تدريج به اين نتيجه رسيد که: „برای اين کار نخست بايد وضع زنان را به طور کلی توصيف“ کند. بدين سان بود که سيمون دوبوار که به مرز چهل سالگی پا می گذاشت به واقعيتی دست يافت که تا آن موقع آن را منکر می شد يعنی زن بودنش را. از اين رو نوشت: „امروز می دانم که اگر بخواهم خود را تعريف کنم، نخستين چيزی که بايد بگويم اين است که من يک زن هستم“.پرسش کانونی که دوبووار در „جنس دوم“ در صدد پاسخ به آن برآمد اين است که: „منشاء اين که زن به عنوان „ديگری“ در جهان شناخته شده چيست؟“ به نظر سيمون دوبووار طرد جهان بينی زنانه موجود، عامل آزادی زنان است و بدين سان است که زنان می توانند به حيطه وجدان و خودآگاهی مستقل و اصيل زنانه برسند. تحليل های دوبووار در جنس دوم دستاوردهای مهمی برای نهضت فمينيستی به همراه داشت اگر چه بعدها بخش هايی از نظرات او توسط برخی فمينيست ها به نقد کشيده شد.دوبووار ديباچه کتاب جنس دوم خود را چنين آغاز می کند: „ مشاجره برابری حقوق زن و مرد به اندازه کافی مرکب قلم صرف خود کرده است و اين زمان تقريبا خاتمه يافته است. با اين همه باز از آن سخن به ميان می آيد و به نظر نمی رسد که ياوه های حجيمی که در طول قرن اخير بيان گرديده، مسئله را خيلی روشن کرده باشد.“در آوريل ۱۹۷۱ هنگامی که جنبش آزادی زنان (M L F) بيانيه „۳۴۳ زن“ را صادر کرد سيمون دوبووار به اين سازمان پيوست و يکی از امضا کنندگان اين بيانيه شد.در ژوئن ۱۹۷۲ دوبووار به همراه حقوقدانی به نام ژيزل حليمی جمعيتی به نام „شوازير“ (به معنی: انتخاب) را بنياد گذاشت و در ۸ مارس ۱۹۷۴ به رياست „مجمع حقوق زنان“ انتخاب گرديد. از سيمون دوبووار ۲۲ کتاب به يادگار مانده است.جايزه اين زن بزرگ و نظريه پرداز متعهد و مدافع برابری که امسال (۲۰۰۹) به کمپين يک ميليون امضاء تعلق گرفته است مايه مباهات و سبب دلگرمی و تعهد بيشتر همه ما فعالان کمپين يک ميليون امضا نسبت به ادامه راه مسالمت آميزمان خواهد بود
.

Tuesday, January 06, 2009

تجمع دانشجویان دانشگاه شیراز: مرگ بر دیکتاتور

تجمع دانشجویان دانشگاه شیراز: مرگ بر دیکتاتور



خبرنامه امیرکبیر: در پی بازداشت لقمان قدیری، عبدالجلیل رضایی، کاظم رضایی و محسن زرین کمر، ۴ تن از فعالان سیاسی دانشگاه شیراز، گردهمایی اعتراضی از ساعت ۱۱ امروز یکشنبه ۱۵ دی ماه در این دانشگاه بر پا شده است.در آغاز این گردهمایی دانشجویان شرکت کننده که تصاویری از دانشجویان بازداشت شده را در دست داشتند با سردادن شعارهایی همچون: “دانشجوی زندانی آزاد باید گردد” ، “گر تیر و فتنه بارد جنبش ادامه دارد” ، “مرگ بر دیکتاتور” ، “پینوشه پینوشه ایران شیلی نمیشه” از دانشجویان بازداشت شده حمایت نمودند و خواهان آزادی این دانشجویان شدند.در ادامه یکی از دانشجویان در میان جمع حاضر شد و پیرامون علت دستگیری و بازداشت این دانشجویان توضیحاتی داد و خواستار آزادی بی قید و شرط دانشجویان و همچنین برداشته شدن احکام انضباطی صادر شده برای ۲۷ نفر از دانشجویان دانشگاه شیراز شد.دانشجویان معترض سپس با سردادن شعار مرگ بر دیکتاتور از دانشگاه خارج شدند و پس از قریب به نیم ساعت به داخل دانشگاه بازگشتند.لازم به ذکر است که از صبح امروز حضور افراد لباس شخصی و عوامل امنیتی در سطح دانشگاه مشهود است و حتی این مساله منجر به درگیری دانشجویان با برخی از این افراد شده است.همچنین ارتباط اینترنتی در سطح دانشگاه قطع شده است.دانشجویان معترض اعلام کرده اند که در صورت عدم آزادی دانشجویان بازداشت شده به سمت ساختمان مدیریت دانشگاه حرکت خواهند کرد و آن را به تصرف خود در خواهند آورد.بازداشت چهار دانشجوی دانشگاه شیراز توسط اداره اطلاعاتعبدالجلیل رضایی، کاظم رضایی، محسن زرین کمر و لقمان قدیری گل تپه، ۴ دانشجوی دانشگاه شیراز، که در روز پنج شنبه به اداره اطلاعات شهر شیراز احضار شده بودند، ساعت ۸ صبح امروز شنبه، پس از مراجعه به این نهاد توسط مامورین بازداشت شدند.در احضاریه های این دانشجویان اتهام وارده به آن ها اقدام علیه امنیت ملی و توهین به مسئولین نظام عنوان شده است.از لحظه بازداشت این دانشجویان هیچ اطلاعی از وضعیت آن ها در دست نیست و تلاش های فعالین دانشگاه شیراز برای تماس با آن ها و اطلاع از وضعیت آن ها بی ثمر بوده است.بنا بر اخبار ارسالی از دانشگاه شیراز، دقایقی پیش از سوی اداره اطلاعات شیراز با خانواده دانشجویان بازداشت شده تماس گرفته شده و به خانواده های آنان گفته شده که هنوز برای این دانشجویان پرونده تشکیل نشده و تا زمان تشکیل پرونده و رسیدگی به آن، این دانشجویان باید در بازداشت به سر ببرند.لازم به ذکر است که هم اکنون جو دانشگاه شیراز به شدت ملتهب می باشد و دانشجویان تهدید کرده اند که در صورت عدم آزادی فوری آنان، دست به تحصن و اعتصاب غذا خواهند زد

نامه ای از فرزاد کمانگر: آقای اژه ای، بگذار قلبم بتپد


نامه ای از فرزاد کمانگر: آقای اژه ای، بگذار قلبم بتپد
ماههاست که در زندانم ، زندانی که قراربود اراده ام را ، عشقم را و انسان بودنم را درهم بشکند . زندانی که باید آرام و رامم میکرد چون “بره ای سر براه ” ، ماههاست بندی زندانی هستم با دیوارهایی به بلندای تاریخ .دیوارهایی که قرار بود فاصله ای باشد بین من ومردمم که دوستشان دارم ، بین من و کودکان سرزمینم فاصله ای باشد تا ابدیت ، اما من هر روز از دریچه سلولم به دور دستها میرفتم و خود را در میان آنها ومثل آنها احساس می کردم و آنها نیز دردهای خود را در منِ زندانی میدیدند و زندان بین ما پیوندی عمیق تر از گذشته ایجاد نمود.قرار بود تاریکی زندان معنای آفتاب و نور را از من بگیرد ، اما در زندان من روئیدن بنفشه را در تاریکی و سکوت به نظاره نشستم.قرار بود زندان مفهوم زمان و ارزش آن را در ذهنم به فراموشی بسپرد ، اما من با لحظه ها در بیرون از زندان زندگی کرده ام وخود را دوباره به د نیا آورده ام برای انتخاب راهی نو.و من نیز مانند زندانیانِ پیش از خود تحقیرها ، توهینها و آزارها را ذره ذره ، با همه وجود به جان خریدم تا شاید آخرین نفر باشم از نسل رنج کشیدگانی که تاریکی زندان را به شوق دیدار سحر در دلشان زنده نگه داشته بودند.اما روزی “محاربم ” خواندند ، می پنداشتند به جنگ “خدا”یشان رفته ام و طناب عدالتشان را بافتند تا سحرگاهی به زندگیم خاتمه دهند و از آن روز ناخواسته در انتظار اجرای حکم میباشم. اما امروزکه قرار است زندگی را ازمن بگیرند با “عشق به همنوعانم” تصمیم گرفته ام اعضای بدنم را به بیمارانی که مرگ من میتواند به آنها زندگی ببخشد هدیه کنم و قلبم را با همه ی” عشق ومهری” که در آن است به کودکی هدیه نمایم . فرقی نمیکند که کجا باشد بر ساحل کارون یا دامنه سبلان یا در حاشیه ی کویر شرق و یا کودکی که طلوع خورشید را از زاگرس به نظاره می نشیند ، فقط قلب یاغی و بیقرارم در سینه کودکی بتپد که یاغی تر از من آرزوهای کودکیش را شب ها با ماه وستاره در میان بگذارد و آنها را چون شاهدی بگیرد تا در بزرگسالی به رویاهای کودکی اش خیانت نکند ، قلبم در سینه کسی بتپد که بیقرار کودکانی باشد که شب سر گرسنه بر بالین نهاده اند و یاد “حامد ” دانش آموز شانزده ساله شهر من را در قلبم زنده نگهدارد که نوشت ؛ “کوچکترین آرزویم هم در این زندگی برآورده نمیشود ” وخود را حلق آویزکرد.بگذارید قلبم در سینه کسی بتپد مهم نیست با چه زبانی صحبت کند یا رنگ پوستش چه باشد فقط کودک کارگری باشد تا زبری دستان پینه بسته پدرش ، شراره ی طغیانی دوباره در برابر نابرابریها را در قلبم زنده نگهدارد.قلبم در سینه کودکی بتپد تا فردایی نه چندان دورمعلم روستایی کوچک شود وهر روز صبح بچه ها با لبخندی زیبا به پیشوازش بیایند واو را شریک همه ی شادی ها وبازیهای خود بنمایند شاید ان زمان کودکان طعم فقر وگرسنگی را ندانند ودر دنیای آنها واژه های “زندان ، شکنجه ، ستم ونابرابری” معنای نداشته باشد.بگذارید قلبم در گوشه ای از این جهان پهناورتان بتپد فقط مواظبش باشید قلب انسانیست که ناگفته های بسیاری از مردم وسرزمینش را به همراه دارد از مردمی که تاریخشان سراسر رنج واندوه ودرد بوده است.بگذارید قلبم در سینه ی کودکی بتپبد تا صبحگاهی از گلویی با زبان مادریم فریاد برارم :“من ده مه وی ببمه باییهخوشه ویستی مروف به رمبو گشت سوچی ئه م دنیاییه “معنی شعر : می خواهم نسیمی شوم و”پیام عشق به انسانها” را به همه جای این زمین پهناور ببرم.فرزاد کمانگربند بیماران عفونی ، زندان رجایی شهر کرجمورخ ۸/۱۰/۸۷تاریخ نگارش ؛ ۲/۱۰/۸۷ بند امنیتی ۲۰۹ اوینفعالان حقوق بشر در ایران

Friday, December 26, 2008

برای آزادی شهنازغلامی


برای آزادی شهناز غلامی
خانم شهناز غلامي در بند قاتلين و معتادان زندان تبريز محبوس است . خانم شهناز غلامي در صبحگاه روز 9/8/ در منزل مسكوني اش در تبريز از سوي چندين نفر از نيروهاي امنيتي با ضرب و شتم و توهين دستگير شده است پس از دستگيري مأمورين اطلاعات اقدام به برداشتن كليه لوازم و وسايل شخصي خانم غلامي از جمله شناسنامه، پاسپورت، كيس كامپيوتر، موبايل؛ كتاب ها و جزوات، دفترهاي تلفن و حتي دفترچه ي حساب بانكي و كوپن كرده اند.در حال حاضر خانم شهناز غلامي در بند قاتلين و معتادان زن زندان تبريز در بدترين وضيعت و به صورت كف خواب در حال بازداشت است . هيچ گونه لباس گرم و وسايل گرمايشي در اختيار خانم غلامي وجود ندارد و تنها زير انداز وي يك پتو است كه بر روي كاشي هاي كف بند مياندازد كه به همين علّت دچار درد شديد در ناحيه ي پا ها و كمر شده است. تنها اتهام خانم غلامي خبررساني در مورد فعالّان مدني آذربايجان است چيزي كه در هيچ جاي دنيا جرم و گناه حساب نمي شود.از سوي ديگر خانم غلامي عهده دار مسئوليت دختر خردسال و مادر مريض اش كه بيش از بيست سال در تختخواب مي باشد، نيز هست و در اين مدّت كه در زندان به سر مي برد از وضيعت نامساعد آنها خبري در دست نيست.خانم غلامي، علاوه بر قرار داشتن در بند زندانيان عادي و خطرناك و نداشتن امكانات اوليه يك زنداني، در زمان بازداشت در اداره ي اطلاعات مورد شديدترين شكنجه هاي روحي و جسمي قرار داشته است.احتمالًا در روزهاي آينده آقاي نقي محمودي وكالت و دفاع از خانم غلامي را قبول نمايد.

برای اعتراض به دستگیری شهناز غلامی و ثبت اسامی خود می توانید
به آدرس زیرارسال کنید
.
barayeshahnaz@gmail.com
گفتگوی خانم شهناز غلامی با رادیو برابری در مورد آخرین وضعیت زندانیان سیاسی آذربایجان

قوانين نابرابر از مرتكبان خشونت دفاع مي كند


در نشست کاهش خشونت مبتنی بر جنسیت مطرح شد

قوانين نابرابر از مرتكبان خشونت دفاع مي كند
سه شنبه 3 دی 1387

كانون زنان ايراني :تغییر رویکرد پژوهشگران خشونت مبتنی بر جنسیت از قربانیان به مرتکبان آن که عمدتا مردان به جای زنان هستند و تغيير قوانين نابرابر یکی از رویکردهای اصلی جلسه روزگذشته انجمن دفاع از قربانیان خشونت بود. ژاله شادی طلب استاد دانشگاه تهران منظور خود از تغییر رویکرد پژوهشگران به قربانیان یعنی مردان به جای زنان را بیشتر توضیح می دهد :"متاسفانه تاکنون همه پژوهشگران خشونت مبتنی بر جنسیت و از جمله خودم برای مطالعه سراغ قربانیان خشونت رفته ایم در حالیکه زنان عاملان این پدیده نبوده و ما گروه هدف مان را اشتباه تعریف کرده ایم . زمانی که از قربانی چرائی موضوعی را می پرسیم تصویر خود و دنیایش را ارائه می دهد که لزوما تصویر واقعی نیست ."
جامعه شناسي مردان
ژاله شادی طلب که همه تحقیقات صورت گرفته در این حوزه را از سال 75 به بعد بررسی کرده تاکید می کند که در هیچ یک از این تحقیقات به جز یکی گروه هدف همواره زنان بوده اند .در حالیکه خشونت یک مساله تعاملی است که در یک سوی آن زنان و در سوی دیگر آن مردان ایستاده اند .اوپیشنهاد می دهد که پژوهش های همسر آزاری رویکرد متفاوتی بیابد و بر مرتکبان خشونت متمرکز شود .
او بحث نسبتا جدیدی را که در جامعه شناسی به "مردانه بودن" معروف است برای توجه بیشتر به این موضوع مطرح می کند :"جامعه شناسی مردانگی از 1980 به بعد مطرح شده و طبق آن می توان گفت مفهوم مردانگی به هیچ وجه صفت ذاتی نیست و محصول شرایط جامعه است . مردان با مردانگی متولد نمی شوند و در فرایند جامعه پذیری مردانگی را می آموزند .شرایط فرهنگی مردان را با هویت مردانه بار می آورد و این فرایند چنان درونی.و ذاتی تلقی می شود که مردان علاقه مند به حفظ و صیانت از آن می شوند ."
به گفته او مردانگی صفت های مختلفی همچون خشن بودن ؛ بی باک بودن و بروز ندادن عواطف و احساسات و ...را در برمی گیرد و بدین شکل سلطه مردانه بخشی از مردانگی محسوب می شود و مردها می خواهند این شرایط را در همه دوران زندگی تجربه کنند .
او برای گفته هایش مثالی می آورد :" شاید بر اساس همین تعریف و تجربیات است که ابراز خشونت برای مردان اشکالی ندارد و گاه در شرایط اجتماعی تقویت هم می شود . اگر پسران در مدرسه همدیگر را بزنند امری طبیعی تلقی می شود اما پذیرش آن در میان دختران بسیار تعجب آور است .پس بارزترین صفت مردانگی خشن بودن است و کسانی که آن را یاد گرفته اند همواره از آن استفاده می کنند ."
یافته های تنها تحقیقی که به روش علمی از"مردان"دراین باره سوال کرده تحقیق ملی دکتر قاضی طباطبائی و همکاران است که هشت نوع خشونت رابرای زنان و مردان نشان می دهد . نتایج حاکی از ان است که میزان خشونتی که زن ها تجربه کرده با میزانی که مردها اعمال آن را اعلام کرده اند از لحاظ میانگین تفاوت زیادی داشته؛ به این معنا که که میزان خشونت اعمال شده از سوی مردان بسیار کمتر از میزانی است که زن ها گزارش کرده اند .به خصوص درباره دو خشونت فیزیکی و روانی مردان یک دهم زنان اعمال این خشونت ها را پذیرفته اند .
شادی طلب از نتایج این تحقیق نتیجه می گیرد :" اگر فرض کنیم مردان در این باره دروغ نگفته یا به دلایل اجتماعی از گفتن واقعیت پرهیز نکرده اند می توان گفت که آنها رفتارهایشان را اصلا خشونت تلقی نمی کنند .و رفتار خشونت امیز برای آنها بخشی از مردانه بودنشان است و اگر به ان عمل نکنند مردانه رفتار نکرده اند ."
چرا پژوهشگران از این موضوع غفلت کرده اند ؟این استاد دانشگاه تهران به سوالی که خود مطرح کرده این گونه پاسخ می دهد :"شاید فرهنگ مردانه در ذهن ما زنان پژوهشگر هم ریشه دوانده تا انجا که فکر می کنیم درباره این موضوع فقط باید به زنان فکر کنیم و حتی پرسیدن در این باره را از مردان خلاف می دانیم .اما این تفکری غلط است و دور باطلی از خشونت را رقم می زند . خشونت علیه زنان آفتی علیه مردان نیز هست. مردانی که زنان خود را با کلمات خشونت بار تحقیر می کنند .پسران آنها در بزرگسالی این رفتار را نسبت به همسرشان اعمال می کنند و این چرخه ادامه می یابد. او از موج شديد خشونت عليه زنان در جامعه خبر مي دهد : موجي كه شادي طلب تا پيش از اين ان را اين گونه نديده بوده است .
او توصیه می کند که مردان برای مبا رزه با این دور باطل سکوت خود را بشکنند و وارد میدان مبارزه با خشونت شوند
شهلا اعزازی عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی دیگر سخنران این نشست تخصصی بود .او خشونت را پدیده ای جهانی می داند :"وقتی درباره خشونت صحبت می کنیم نگاه مان خاص ایران نیست چون خشونت در همه کشورهای دنیا وجود دارد اما تفاوت در نگاه کشورها به این پدیده است اینکه دولت و افراد هر جامعه چقدر این موضوع را مهم می دانند".
او معتقد است : "در این سالها حساس سازی جامعه نسبت به این موضوع و تقبیح آن به ویژه در جوامع شهری صورت گرفته و در این میان مطبوعات نقش اصلی و تلویزیون کمترین نقش راداشته و همواره خشونت را در جامعه ترويج كرده است "
به گفته او در یک جمع بندی کلی مشخص شده که این پدیده در همه اقشار جامعه از باسواد تا بیسواد و مرفه و فقیر دیده شده است .
او برابر نبودن زنان با مردان را در ساختار جامعه یکی از علل خشونت می داند و تغییرات قانونی را در این باره ضروری قلمداد مي كند قوانيني نابرابر كه از مرتكبان خشونت دفاع مي كند
او راهکارهائی را برای مقابله با خشونت پیشنهاد می دهد :" تقویت عاملیت زنان یکی از راههای جلوگیری از این پدیده است توانمند سازی زنان به رشد قابلیت های انان می انجا مد و به تغییر شرایط اجتماعی و اقتصادی شان منجر می شود . این استاد دانشگاه اگاه کردن مسولان کشور را نسبت به خشونت در جامعه امری مهم می داند اینکه مسئولان دریابند که خشونت هزینه های اقتصادی ؛اجتماعی و روانی زیادی را به جامعه تحمیل می کند .
تغییر نگرش به خانواده نیز از دیگر نکاتی است که این جامعه شناس به آن می پر دازد :"در خانواده مدرن وظیفه زن انطباق با مرد نیست بلکه باید هر دو با یکدیگر انطباق پیدا کنند. ما باید کودکان را از روابط طبیعی درون خانواده اگاه سازیم. من گاه می شنوم که پدر و مادری جلوی فرزندان شان می گویند دعوا و کتک نمک زندگی است چنین تفکراتی درباره خانواده غلط است و باید تصویر درستی از خانواده را به فرزندان ارائه داد."
او کیفیت روابط خانوادگی را بسیار مهم می داند :"نباید فقط به آمار و ارقام و افزایش ازدواج ها دلخوش کنیم .ارائه الگوی خانواده موفق باید مطرح شود .خانواده یک مکان خصوصی نیست و نظارت عرصه عمومی بر برخی مسائل خانواده ضروری است "
آموزشهای قبل از ازدواج ؛ارائه راه حل های حل تضاد ؛ برگزاری جلسات خانواده درمانی ؛ تغییر در کلیشه های جنسیتی ؛ تشدید مجازات مجرم های خشونت خانوادگی ؛امکان دسترسی قربانی به سازمانهای حامی ؛ ایجاد خانه های امن ؛ آگاهی دهی مساجد به مردم درباره رفتار صحیح با همسران از دیگر راه کارهائی است که این جامعه شتاسبرای حل این مساله ارائه می دهد .
نقش دو گانه زن در ساختار خشونت
افسانه کمالی عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا از منظر دیگری به این موضوع می نگرد :"یکی از ویژگی های خشونت خانگی پنهان بودن و خصوصی بودن ان است . این ویژگی موجب می شود حتی قر بانیان ان را پنهان کنند .طبق یک پژوهش تقریبا 50 درصد از زنان با نقش فرمانبرانه خود در خانواده موافق بوده اند آنها شوهر را به عنوان فرمانده خانواده پذیرفته اند. پذیرش این اصل ایدئولوژی تحمل را در خانوادها بالا می برد ."
او این مسله را موجب تداوم خشونت در جامعه می داند هر چند می پذیرد که زنان به دلیل بی اطلاعی از حقوق اجتماعی خود این گونه رفتار می کنند .
به گفته او بسیاری از زنان به خاطر ترس از متلاشی شدن خانواده نقش قربانی را تحمل می کنند .نداشتن پشتوانه اقتصادی ؛امید به بهتر شدن مرد و تشویق به صبر و تحمل موجب می شود انها خشونت را یک راز خانوادگی بدانند و درباره آن سخن نگویند.گاهی اوقات این افکار تابه آنجا می رسد که زنان دربه وجود آوردن خشونت خود را مقصر قلمداد می کنند .
او تاکیدمی کند ": بنابراین زنان دراین باره نقش دوگانه دارد آنها قربانی اصلی خشونت هستند اما با ایدئولوژی تحمل به ساختار خشونت تداوم می بخشند و ان را مدام علیه خود و دیگران باز تولید می کند ."
او به مبحث یادگیری مشاهده ای بندورا روان شناس اجتماعی اشاره می کند :"یادگیری مشاهده ای زمانی رخ می دهد که فرد عملی را انجام و دیگران آن را مشاهده می کنند .با مشاهده این اعمال توانائی تکرار عمل افزایش پیدا می کند و هر چه فرد آن عمل را بیشتر مشاهده کند احتمال آنکه خود بیشتر بتواند آن را اجراکند بیشتر می شود . فرزندان با نگاه به والدین و رفتار خشونت بارشان یاد می گیرند چگونه باید خشونت را اعمال کنند ."
او در پایان گفته هایش تغییر ایدئولوژِ ی تحمل زنان را بسیار مهم ارزیابی می کند ":این تحمل به نفع زنان و در نهایت کودکان شان و خانواده های اینده نیست. زنان باید راه کارهای حل تضاد در خانواده و از بین بردن خشونت را بیابند و سعی در حل این معضل کنند. تحمل خشونت راه حل این معضل نیست و مدام به بازتولید آن می انجامد . جامعه ما به دنبال استحکام خانواده است و خانواده های امن این کار بزرگ را به عهده می گیرند ."

صیغه و عقوبت رابطه جنسی


صیغه و عقوبت رابطه جنسی
نوشین احمدی خراسانی-2 دی 1387
مدرسه فمینیستی: چندی پیش به دنبال طرح شدن نظرات آقای دکتر محمد برقعی در خصوص «صیغه» (که ایشان در گفتگوی شان با جواد موسوی خوزستانی در سایت مدرسه فمینیستی، به طور مختصر و در میزگرد «زن امروز» صدای آمریکا به طور مفصل به آن پرداخته است) نگارنده این سطور در نقد بحث ایشان، نامه حاضر را روانه ایمیل آقای برقعی کردم. ایشان با فروتنی و احساس مسئولیت، تاکید کردند که این نامه را منتشر سازم تا زمینه برای عمومی تر شدن این بحث فراهم آید. از این رو متن نامه ام را با افزوده هایی، منتشر می کنم به این امید که با مشارکت دیگران شاید بتوان به باز شدن ابعاد ناشناخته یا کمتر شناخته شده این موضوع، یاری رساند. چرا که بحث «صیغه» در مقام «قانون»، یکی از چالش هایی بوده است که از همان ابتدا، در میان برخی از اعضای کمپین یک میلیون امضاء نیز بحث هایی برانگیخت و البته پی گرفته نشد. از این منظر است که به نظر می رسد طرح این موضوع چالش برانگیز می تواند به هرچه روشن تر شدن مطالبات ما در کمپین یک میلیون امضاء نیز یاری رساند.
جناب آقای برقعی
ابتدا باید بگویم که با این بخش از نظر شما موافق هستم که باید در زمینه مسایل مربوط به صیغه و رابطه جنسی زن و مرد خارج از ازدواج، گفتگو و تبادل نظر شود بنابراین، بحث در مورد صیغه به عنوان یکی از ده ها مورد که در این زمینه مطرح است، می تواند کمک کند. البته یکی از جنبه های مهم رابطه جنسی زن و مرد در خارج از چارچوب ازدواج، همانطور که شما مطرح ساخته اید از زاویه آسیب شناسی اجتماعی است. از این رو به سهم خودم از شما که سعی دارید تا زمینه بحث و گفتگو درباره معضلی چنین بغرنج و مسئله ساز را فراهم آورید، سپاسگزارم.
با این وصف، به نظرم بررسی «صیغه» در لباس و هیئت «قانون»، بدون در نظر گرفتن دیگر قوانین موجود در ایران و نیز مسائل جانبی مربوط به «نظم جنسی حاکم بر کشور»، بعید است که حتا کاربرد آسیب شناسانه پیدا کند. یعنی به نظرم نمی توان طرز مواجهه شما را نسبت به این مشکل اجتماعی پذیرفت چراکه اساسا نمی توان مسئله تعدد زوجات، حق بلامنازع طلاق از سوی مردان، بحث حضانت کودکان، گسترش چند همسری در ایران بعد از انقلاب، و موضوعاتی از این دست را از یکدیگر جدا فرض کرد و فقط برای یکی از معضلات موجود (یعنی مسئله جنسی خارج از ازدواج) بحث صیغه را بدون در نظر گرفتن این موارد تبعیض آمیز _ که فجایع و نابرابری حاکم را پشتیبانی می کند _ مطرح ساخت. یعنی اگر این نوع برخورد یکجانبه را در دستور کارمان قرار دهیم مسلم بدانید که جامعه زنان واکنش منفی نشان خواهد داد و در نتیجه امکان ندارد این مسئله را به جز با قهر و زور و داغ و درفش به جامعه تحمیل کرد

Wednesday, December 24, 2008

کریسمس مبارک

Frohe Weihnachten

سحرگاه چهارشنبه۹ نفر در تهران اعدام شدند


شمار اعدامها در سال جاری به 317 نفر رسید

رژیم جنایت پیشه جمهوری اسلامی تنها ظرف یک هفته دست کم 17 نفر را در شهرهای مختلف ایران اعدام کرده است.
خبرگزاری فرانسه در گزارشی از تهران نوشت دستگاه قضايی رژیم اسلامی سحرگاه امروز 9 تن دیگر را در زندان اوین بدار آویخت. اتهام این افراد قتل عنوان شده است. در میان اعدام شدگان یک زن جوان 30 ساله به نام طیبه نیز وجود دارد.
خبرگزاری فرانسه در گزارش خود به اعدامهای گروهی در ایران در سال 2008 اشاره کرد و نوشت جمهوری اسلامی سال جاری میلادی را با اعدام 13 نفر آغاز کرد. در اواسط سال در ماه ژوئیه نیز 29 نفر را در زندان اوین بدار آویخت. در ماه نوامبر 10 نفر را اعدام کرد و در روزهای پایانی سال هم 9 نفر از جمله یک زن را حلق آویز کرده است.
این خبرگزاری نوشت با اعدامهای امروز تهران، شمار اعدامها در ایران در سال 2008 به 317 نفر رسیده است.
گفتنی است این آمار تنها مواردی را شامل می شود که اخبار آن در رسانه های حکومتی درج شده و مسلما شمار واقعی اعدامها بیش از اینها است.
اعدام گروهی امروز در زندان اوین درست چند روز پس از تصویب قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در محکومیت نقض وحشیانه حقوق بشر در ایران صورت می گیرد و یک دهن کجی آشکار دیگر از سوی جمهوری اسلامی به عالیترین مرجع بین المللی بشمار می رود

Sunday, December 21, 2008

گزیده مهمترین رویدادهای سیاسی اجتماعی


صدای میلیونها ایرانی زیر خط فقر مطلق

صدای میلیونها ایرانی زیر خط فقر مطلق

دفتر کانون مدافعان حقوق بشر پلمب شد





دفتر کانون مدافعان حقوق بشر پلمب شد


نیوشا بقراطی
مأموران امنیتی و انتظامی ایران، روز یکشنبه، با یورش به دفتر کانون مدافعان حقوق بشر در یوسف‌آباد تهران، اقدام به پلمپ این دفتر کردند.
نرگس محمدی، سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر در گفت و گو با راديو فردا گفت که نيروهای انتظامی، مأموران کلانتری و لباس شخصی‌ها ساعت سه بعد از ظهر بدون ارائه کردن حکم قضایی وارد ساختمان شدند.
بشنوید:
گفتگو با نرگس محمدی، سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر
وی افزود: حدود ۱۰ تا ۱۵ نفر وارد ساختمان شده و اقدام به فيلمبرداری از داخل ساختمان کردند.
به گفته خانم محمدی کانون مدافعان حقوق بشر قصد داشت روز يکشنبه، با چند روز تاخیر، به مناسبت شصتمين سالگرد تصويب اعلاميه حقوق بشر، جشنی برگزار کند.
وی اضافه کرد که این کانون می‌خواست در این مراسم به تقی رحمانی، از فعالان اجتماعی-سیاسی جايزه دهد و همچنين قرار بود ۱۰ نفر در این مراسم سخنرانی کنند.
به گفته وی حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ نفر ميهمان از جمله فعالان حقوق زنان، فعالان دانشجويی و کارگری به جشن روز يکشنبه دعوت شده بودند.
خانم محمدی می‌گويد وی نمی‌داند که به چه جرمی در کانون مدافعان پلمب شده است.
در همین حال کانون مدافعان حقوق بشر بيانيه ای در مورد پلمب شدن دفترش انتشار داده و اعلام کرد که «عدم ارائه حکم قانونی و قضايی به مسئولان کانون مدافعان حقوق بشر با اعتراض آنان مواجه شد. اين اعتراض با برخورد توهين آميز برخی از نيروهای مسئول در محل همراه شد که برخورد فيزيکی هم وجود داشت.»
کانون مدافعان حقوق بشر با مشارکت خانم شیرین عبادی، برنده ایرانی جایزه صلح نوبل و آقایان محمد سیف‌‌زاده، محمدعلی دادخواه، عبدالفتاح سلطانی و محمد شریف از وکیلان دادگستری فعال در پرونده‌های حقوق بشر در ایران پایه‌گذاری شده است.
فعالیت این کانون علاوه بر پیگیری موارد نقض حقوق بشر، دفاع از زندانیان سیاسی - عقیدتی و نیز حمایت از خانواده زندانیان سیاسی را نیز شامل می‌شود.
بر اساس این گزارش اقدام نیروهای امنیتی و انتظامی متشکل از مأموران پلیس امنیت و پلیس کلانتری یوسف آباد، با برخورد فیزیکی با اعضای کانون مدافعان حقوق بشر از جمله آقای اسماعیل‌زاده و خانم محمدی همراه بوده و این اقدام در زمان حضور خانم عبادی در دفتر کانون صورت گرفته است.
این گزارش همچنین حاکی است که مأموران امنیتی و انتظامی بدون ارائه کارت شناسایی اقدام به برخورد با اعضای کانون و پلمب این دفتر اقدام کرده‌اند.
پیشتر در مرداد ماه سال ۸۵، دبيرخانه کميسيون ماده ‪ ۱۰‬قانون فعاليت احزاب و جمعيت‌ها در ايران با صدور اطلاعيه‌ای اعلام کرد که فعاليت کانون مدافعان حقوق بشر غير قانونی است و اگر اعضای اين کانون به فعاليت ادامه دهند تحت پيگرد قضایی قرار خواهند گرفت
.

پنج اعدام دیگر در ایران؛ آمریکا: وضعیت وخیم تر شده


پنج اعدام دیگر در ایران؛ آمریکا: وضعیت وخیم تر شده

بنا به گزارشهای منتشرشده در رسانه های حکومتی، پنج تن دیگر در شهر قم به اتهام "قاچاق مواد مخدر و افساد فى الارض" به دار آويخته شدند.
این در حالیست که بدنبال تصویب قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در محکومیت نقض وحشیانه حقوق بشر در ایران، پاركس راگنز، معاون مدیركل وزارت خارجه آمریكا در امور حقوق‌ بشر اعلام کرد متاسفانه وضعیت حقوق بشر در ایران وخیم تر شده است.
خبرگزاری فرانسه هفته گذشته در گزارشی، تعداد اعدامها در ایران طی سال جاری میلادی را دست کم 300 نفر اعلام کرده بود
.

صدور قطعنامه و اظهار نگرانی ژرف مجمع عمومی سازمان ملل متحد در باره وضعیت حقوق بشر در ایران


صدور قطعنامه و اظهار نگرانی ژرف مجمع عمومی سازمان ملل متحد در باره وضعیت حقوق بشر در ایران
مجمع عمومی سازمان ملل متحد بر اساس گزارش دبیر کل این سازمان قطعنامه صادر کرد. ۲۸ آذر ۱۳۸۷ - امروز مجمع عمومی سازمان ملل متحد با ۶۹ رای موافق و ۵۴ رای مخالف با صدور قطعنامه ای نگرانیهای عمیق خود را از نقض حقوق بشر در ایران ابراز کرد. اعضای این مجمع در کنار همه موارد نقض حقوق بشر، نسبت به موارد مستند شده شکنجه، اعدامهای وسیع و اعدام نوجوانان بدون اینکه از روند حقوقی عادلانه بهره مند شده باشند، محاکمه فعالان زن که خواستار حقوق برابر خود هستند، تبعیض علیه اقلیتها و حمله به گروههای اقلیت از جمله بهائیان در رسانه های دولتی، و نقض وسیع حقوق سیاسی در ایران عمیقا ابراز نگرانی کرد.ارون رودز؛ سخنگوی کمپین بین المللی حقوق بشر در این زمینه گفت: “اقدامات حقوق بشر در ایران ناقض کرامت انسانی است و این گونه اقدامات باعث می شود که توافق های بین المللی درمورد عزت و کرامت انسانی و شیوه های حفاظت از آن تضعیف شوند.” رودز در مورد رای مجمع عمومی سازمان ملل متحد اضافه کرد که “این رای نشان می دهد که یک توافق وسیع در سطح جهان وجود دارد در اینکه دولت ایران مردم را از حقوق بشر خودشان محروم می کند و این توافق بر این موضوع تاکید دارد که مقامات ایرانی سیاستهایی را دنبال می کنند که دولت و مردم را در بهره مندی از همکاری ها و مشارکتهای بین المللی منزوی می کند.”در این قطعنامه از حکومت ایران خواسته شده است که برای سفر و تحقیق و تفحص گزارشگاران ویژه سازمان ملل به ایران اقدام کند. همچنین مجمع عمومی از حکومت ایران خواست که به مجازاتهای خشن و غیر انسانی، اعدام در ملا عام، اعدام نوجوانان، سنگسار، تبعیض علیه زنان و اقلیتها و آزار و اذیت بهاییان پایان دهد. حکومت ایران به همکاری با کمیسیار عالی حقوق بشر سازمان ملل برای احترام به حقوق بشر و اصلاح سیستم قضایی ترغیب شده است
.

Friday, December 19, 2008

سلام به روشنايی، در کنار سرو يلدا













سلام به روشنايی، در کنار سرو يلدا
در بلندترين و تاريک ترين شب زمستانی سرزمين مان، در
کنار سروهای آراسته با نور و روشنايي، سرود خوانان و پر انرژی، به پيشواز خورشيد، آن فا تح شکوهمند تاريکی بشتابيم،

یلدای ما

هوا سرد است. برف هم کم‏کمک می‏آید و نمی‏آید. زمستان است. امشب شب اول دی ماه است و من راز فصل‏ها را نمی‏دانم... نمی‏دانم پدر با کرسی قدیمی‏مان که روی پشت‏بام مانده بود و برف و باران می‏خورد تا سال‏ها، چه کرد. فقط یادم هست چهارشنبه سوری یکی از همین سال‏های نزدیک، آتش بزرگی وسط حیاط روشن شد؛ بزرگ‏تر از همیشه. چوب زیاد بود و نمی‏توانستیم از روی آتش بپریم. آن وقت‏ها اما از روی کرسی آسان می‏پریدیم. دعوا که می‏‏شد سر مداد‏تراش شمشیرنشان، سنگر خوبی بود. بلندترین بلندی برای بازی بالابلندی بود. صدای جیرجیر پایه‏هایش که بلند شد مادر دیگر نگذاشت برویم روی گرمی‏اش بنشینیم و مشق بنویسیم. دفتر و کتابمان هر شب روی کرسی ولو بود و بزرگترها از زیر لحاف سربداران را تماشا می‏کردند؛ در سکوت. خیلی گذشته بود از آن سال‏های امیرارسلان‏خوانی دور کرسی. مال دوره ما نبود. مال دوره پدرها و پدربزرگ‏ها بود. قصه‏خوانی در شب چله، خاطره ما نیست. انار و آجیل و هندوانه چرا. می‏چیدند روی کرسی و خیره می‏شدیم به موسیقی سیاه و سفید سال‏های دور از خانه. قصه‏خوانی شب‏های یلدا خاطره ما نیست. پدر‏بزرگ که می‏آمد گاه به گاه دهانش گرم می‏شد و می‏گفت؛ ای خردمند عاقل و دانا/ قصه موش و گربه برخوانا. توی ظرف آجیل دنبال راحت‏الحلقوم می‏گشتیم و پدربزرگ در آلزایمر حافظه‏اش می‏گشت دنبال موش و گربه که صدایی در اتاق می‏پیچید... ای لشگر صاحب زمان...
حالا برگشته‏ایم به دورها. همیشه همین است. آدم میل به بازگشت دارد. حالا پدربزرگ نیست. موش و گربه هست. زیاد هم هست. هم موش زیاد است در خیابان‏ها و هم گربه. حالا پدر نیست. کرسی هم نیست. هر چند کرسی دانشگاه و (...) هست. اما آنجا قصه نمی‏خوانند. موش و گربه بازی در می‏آورند. اصلا کار همه شده موش و گربه بازی. ما اما خواسته‏ایم برگردیم. برگردیم به سال‏های داستان‏خوانی در شب دراز یلدا. کرسی مجازی‏ ما هنوز گرم است. والس نمی‏گذارد سرد شود، سرد شویم. باید قصه خواندن را از سر بگیریم. گرم می‏شویم. در این مجموعه که نامش را یلدای والس گذاشته‏ایم، داستان‏هایی گرد آورده‏ایم تا به رسم کهن پدربزرگ‏ها شب دراز یلدا را با خواندن قصه‏ کوتاه کنیم.
ممنونم از دوستان نویسنده و مترجم که با آثارشان یلدای والس را گرم کرده‏اند.
...و ان یکاد بخوانید و در فراز کنید.

Thursday, December 18, 2008

بدون شرح

اتوبوس درایران

عکس از سایت هادی خرسندی

Tuesday, December 16, 2008

دروغ گویی ملی: «مینیاتور» خودرو صددرصد ایرانی


دروغ گویی ملی: «مینیاتور» خودرو صددرصد ایرانی

خبرنامه امیرکبیر: دروغ گویی های دولت و حامیانش این بار در خبر تولید خودرو صددرصد ایرانی آشکار شده است.

خودرو “مینیاتور” که هفته گذشته به عنوان یک خودرو ملی کاملا ایرانی معرفی شد، خودرویی است که بخش های بسیاری از آن ساخته کشورهای خارجی است. بنابر گزارش ها طراحی بدنه این خودرو توسط شرکت های ایتالیایی و تولید موتور آن نیز به یک شرکت آلمانی سفارش داده شده است. به گزارش روزنامه اعتماد، موتور این خودرو در واقع همان موتور پراید است که آلمانی ها حجم آن را افزایش داده اند تا به قدرتش افزوده شود.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر دولت با همکاری صدا و سیما طی روزهای متوالی به دروغ پردازی در ملی بودن این خودرو کرده و آن را حاصل زحمات دولت نهم دانسته است. اما جدا از اعتراضاتی که به این تبلیغات دروغین انجام شده است، بسیاری نیز معرفی پیش از موعد این خودرو را بی ارتباط با احتمال حضور مهرداد بذرپاش در وزارت کشور نمی دانند. بخشی از این اقدام سیاسی هم از این لحاظ انجام شده است که ادعا شود تحریم های گسترده ایران، تاثیری بر صنعت خودرو سازی نداشته است در حالیکه بنابر نظر کارشناسان و مهندسان فعال در زمینه صنعت خودرو، تحریم های ایران مشکلات بسیاری را برای صنعت خودرو سازی به وجود آورده است.

به اعتقاد کارشناسان به دلیل شرایط اقتصادی، توانایی علمی و جغرافیایی کشور، تولید کامل خودرو در ایران هیچ گاه قابلیت تبدیل شدن به یک صنعت در آمدزا ندارد بلکه طی سالهای گذشته ایران نیز می توانست همچون کشورهایی مثل مالزی با سرمایه گذاری در بخش تولید قطعات خودرو از این صنعت به عنوان یک صنعت درآمدزا برای کشور استفاده کند. اما طی سالهای گذشته بیش از آنکه به واردات صنعت خودورسازی به ایران از منظر اقتصادی نگاه شود، از منظر سیاسی و باج دادن به کشورهای قدرتمند نگاه شده است.

محمد رضا عاطفی یکی از کارشناسان خودرو نیز در زمینه اعلام خبر تولید خودرو “مینیاتور” گفته است اینکه سایپا تاکید دارد طراحی و تمام مراحل تولید این خودرو در ایران و توسط مهندسین داخلی صورت گرفته، نقطه ضعفی بزرگ است و ارزش بیان کردن و افتخار ندارد. فریب بوده است و در اصل یا وام گرفته از دیگران بوده یا جایی درون خود ایرادهایی داشته که در پشت ظواهر پنهان مانده است. داریوش قنبری نماینده ایلام د رمجلس در این زمینه گفته است: بعید است که مینیاتور خودرویی کاملا ملی باشد چون تا جایی که من اطلاع دارم در تولید خودروی ملی با وجود همه تبلیغی که در این باره انجام شده است مشکل داریم.

در ادامه گزارش روزنامه اعتماد و سایت خبری ایران را در این زمینه می توانید بخوانید.
ادامه مطلب
دروغ گویی ملی: «مینیاتور» خودرو صددرصد ایرانی

شلاق پاسداران بر بدن یک فعال کرد در هوای سرد


شلاق پاسداران بر بدن یک فعال کرد در هوای سرد

یک فعال کرد در بازداشتگاه اطلاعات سپاه پاسداران مریوان تحت شکنجه‌ قرار دارد
دانشجویان مدافع حقوق بشر کردستان: یک فعال کرد که‌ حدود 20 روز پیش دستگیر شده‌ است در بازداشتگاه اطلاعات سپاه پاسداران مریوان تحت شکنجه‌های شدید جسمی و روحی قرار دارد.
نیروهای امنیتی وابسته‌ به‌ سپاه پاسداران ساعت 3 نصف شب به‌ منزل یک فعال کرد به‌ نام “رفیق ذوالقدر” فرزند صادق و ساکن سرو آباد مریوان یورش برده‌ و پس از تفتیش منزل ، وی را همراه با خود برده‌ و سپس به‌ بازداشت گاه اطلاعات سپاه مریوان انتقال دادند.
در گفت و گوی دانشجویان مدافع حقوق بشر کردستان با یکی از اعضای خانواده‌ نامبرده،‌ ایشان اعلام داشتند که‌‌ چند روز پیش توانسته‌اند مدت 5 دقیقه‌ با وی ملاقات حضوری داشته‌ باشند،اما با بدن به‌ شدت شکنجه‌ شده‌ی رفیق ذوالقدر مواجه‌ گردیده‌اند.
بنا به‌ اعلام این عضو خانواده‌ ، نامبرده‌ اظهار داشته‌ که‌ مکررا در هوای سرد و بدون لباس آب بر بدن او ریخته‌ و سپس توام با توهین و تحقیر لفظی شلاق زده‌ می شود
.

Saturday, December 13, 2008

حکایت دل


حکایت دل

زهره محسنی پور
«دل» را حکایتی است غریب و«دلشدگان» را حکایتی غریب تر.
حکایت «دل» را، بر کس نتوان عرضه کرد مگر برآنکه، وی نیزاز «دلشدگان» باشد. مرا سری است سرگشته و جانی به آتش برافروخته.
روزی «دل» را گفتم :
«ای دل ! ترا چه حکایتی است که آرام و قرارت نباشد، از چه رو، چنین به فغان وغوغایی؟ آیا ترا دردیست؟ بازگو! که هر درد را درمانی است. آن سوز سینه را چه موجب است وین ناله و فریاد را چه سبب؟»
دل گفت : مرا«دلی» است، «دلشده».
گفتم: این نه عجب است؛ آن ساعت که دل آفریده شد، دلشدگی نیز به همراه اش زاده شد. از اول و ازل، دل و دلشدگی یار و همراه بودند و تا به ابد نیز چنین خواهد بود.
دل گفت : من نیز این می دانم. کیست که حکایتهای «دل و دلشدگی» را نشنیده باشد. اما در کار«دل» ، مرا حکم دیگری باشد.
گفتم : آن حکم چه باشد؟
دل گفت : چگونه از آن گویم چون «دل» خود نمی داند که آن چیست یا کیست ! همین بس که می داند گمشده ای دارد. روز را در آتش هجرانش می سوزد و شب را در خیال وصالش می گرید. به نامها او را جسته است و به نشانی ها پرسیده ، لیک تا به امروز او را نیافته است. همین بس، که دل می داند مبتلا است به ابتلاء عشق.
گفتم : باید چاره ای کرد؛ شاید که مصلحت آن باشد که این حکایت به نزد عقل بریم و از او چاره جوییم.
دل گفت: حاشا و کلا ! که عقل را به این وادی راهی نیست.
گفتم : پس چاره چیست؟
دل گفت : آن به که راه « دل » ، برگزینیم.
گفتم : کدامین راه ؟
دل گفت: جستن و نیافتن؛ و این مرتبتی از مراتب عشق است؛ و عشق آن عشاق را که عزیز دارد، این مرتبت دهد؛ چنانکه آنان همیشه عاشق بمانند براین عشق و بمیرند نیز بر همین عشق
.

Thursday, December 11, 2008

هشتاد و سومین سالگرد تولد «احمد شاملو

اگر امروز اینجا بودی هشتادوسومین تولدت را در کنار آیدا و آینه ات جشن میگرفتیم

هنوز هم پریای خسته کوچک مان میگریند

و هنوز هم دهان هایمان را می بویند مبا دا گفته باشیم دوستت داریم

Tuesday, December 09, 2008

روز جهانی حقوق بشر را گرامی ميداريم

روز جهانی حقوق بشر را گرامی ميداريم

زهره شجاعی
شصتمین سالگرد روز جهانی حقوق بشر، روز دهم دسامبر، را در شرايطی گرامی می داريم که در نگاهی کلی به جهان، رعایت حقوق بشر روند بهبود يابنده ای يافته، در بسیاری از کشورهای جهان حقوق بشر نهادینه شده، و رعایت این حقوق در این کشورها در جايگاه بخشی از فرهنگ مردم قرار گرفته است. در جهان ما ديگر هيچ نيرویی را نمی توان يافت که بتواند بدون رسوایی به انکار رسمی حقوق بشر بپردازد. اينکه حرمت و شان انسانی خدشه ناپذير است؛ اينکه همه انسان ها صرفنظر از نژاد، عقيده، مذهب، جنس، تعلق قومی و موقعيت اجتماعی، بايد از حقوق برابر برخوردار باشند؛ اينکه همه انسان ها بايد از آزادی بيان و نشر عقايد و آفرينش هنری برخوردار باشند و در مقابل تعرضات حکومت و شکنجه و رفتار غير انسانی مصون باشند، در بخش اعظم جهان حداقل رسما پذيرفته شده است. منشور جهانی حقوق بشر اينک به ميثاق مشترک و مبنای تنظيم مناسبات در جوامع بشری و در جايگاه غير قابل حدف در مناسبات بين المللی قرار گرفته است. ديگر نقض حقوق بشر در هر کشور امری داخلی تلقی نمی شود. هر روز بيش از پيش جامعه جهانی بشری بمثابه يک پيکر، مسئول وضعيت حقوق بشر در هر کشور شناخته می شود. خواست اجرای منشور جهانی حقوق بشر و ملحقات آن پايه ای از استراتژی سياسی نيروهای مدافع دموکراسی در کشورهای مختلف و نيز طرفدار استقرار مناسبات عادلانه در عرصه بين المللی و در راه استقرار "جهانی ديگر" و انسانی را تشکيل می دهد. اما اوضاع در ايران متاسفانه به گونه ای ديگر است. کشور ما جزو معدود کشورهایی است که رسما قوانين و نظام سياسی و حقوقی آن، چنين حقوقی را برای انسان ها منکر می شود. وضعیت نقض حقوق بشر، شدت و حدت بیشتری یافته است. حقوق گروه های مختلف اجتماعی: زنان و جوانان ایرانی، و کارگران و حقوق بگیران و دگر انديشان و صاحبان مذاهب و تعلق قومی و ملی ديگر، زندانیان سياسی و حقوق احاد ملت ایران، به طرز خشنی ضایع میشود. ایران تحت حکومت فقها عنوان زندان روزنامه نگاران را دریافت کرده است، روزنامه نگارانی که بخواهند مسئولانه سهم خبر رسانی خود را ادا کنند، با شکایت مدعی العموم و یا شاکیان حرفه ای روبرو شده و راهشان جز به زندان ختم نخواهد شد. نویسندگان ما در نشر نظرات خود آزادی ندارند و در صورت اصرار بر نگارش اثار خلق شده خود، یا باید در انتظار پرداخت بهایی سنگين چون زندان و شکنجه باشند و یا اینکه از انتشار نظرات خود صرف نظر کنند. کانون نویسندگان حتی هنوز موفق نشده است که مجوز یک نشست قانونی برای انتخاب نمایندگان خود را کسب کند. وکلای ما در صورتیکه بخواهند وکالت پرونده ای سیاسی و یا پرونده هایی که طرف مقابل دعوی از مسئولین حاکم هستند را در دست گيرند، باید مجازات هایی چون زندان و شکنجه را به جان بخرند. به این ترتیب همه شهروندان ایران که حقوق انها توسط افراد و ابسته به حکومت ضایع میشود، عملا از حق داشتن وکیل محروم میمانند. کارگرانی که علی رغم کار روزانه خود از دریافت حقوق ماهانه خود در ماه های متوالی محرومند، با توجه به اینکه درصد بالایی از صاحبان و مدیران این کارخانه ها یا نهادهای حکومتی و یا وابستگان حکومتی هستند، مورد حمایت هیچ مرجع قانونی قرار نمی گیرند و شکایاتشان بی ثمر می ماند. در مورد زنان شرایط بسیار منفی تر است. در شرايط وجود يک حاکميت ايدئولوژيک و تئوکراتيک که نقض حقوق زنان در جامعه مردسالار ما را به سطح قوانين رسانده، پس از انتخابات و پس از افزايش قدرت بنياد گرايان تضییق حقوق زنان تشديد شده است.در بسياری عرصه های ديگر نيز وضعيت به همين منوال است. با تمام این شرایط منفی، و تمامی تلاش های سرکوبگرانه جمهوری اسلامی برای محدود کردن ازادیها، و سرکوب جنبش ازادیخواهانه و عدالت طلبانه و ترقی خواهانه مردم ایران، اما روحیه عمومی مقاومت در مقابل این فشارها افزایش یافته است حرکات اعتراضی و مطالباتی و برای کسب حقوق پايمال شده بويژه در عرصه کارگری، دانشجوئی و زنان افزايش چشمگير داشته و تلاشهای پیگیر فعالین حقوق بشر چه در داخل ایران و چه در خارج از ایران، موثر واقع شده است. در روز جهانی حقوق بشر، ياد همه قربانيان نقض حقوق بشر در ايران را گرامی می داريم و از شهامت و پايداری کسانی که علی رغم پرداخت بهائی سنگين و تحمل فشار، زندان و شکنجه، سکوت نکرده و بر باورها و تلاشهای خويش پای فشرده اند، قدردانی می کنيم. با اين اميد که اين روز، روز جهانی حقوق بشر، روز ١٠ دسامبر، بتواند در ایران جایگاه یک روز ملی را پیدا کند
.

جلسه نقد دولت نهم در دانشگاه شیراز

Monday, December 08, 2008

سخنرانی پرستو فروهر سهراب مختاری سیما صاحبی همسر زنده یاد محمد جعفر پوینده

زنان زحمت می کشند ،مردان پول پس انداز می کنند


زنان زحمت می کشند ،مردان پول پس انداز می کنند

ترجمه ی کانون زنان ایرانی : هانا وامیتا کشاورز زن کنیایی با دست های بزرگ و زمخت خود محل پول هایش را که از شوهرش پنهان کرده نشان می دهد . پول هایی که باید برای خرید بذر ،تهیه غذا برای خانواده و پرداخت هزینه تحصیل چهار فرزند و دو نوه اش ، صرف شود . او تلاش می کند که این پول را در قفسه های اشپزخانه و هر جای دیگری مخفی کند . اما بهترین و مطمئن ترین روش مخفی کردن آن زیر لباس هایش است .
" این کار را برای این می کنم چون ممکن است شوهرم بو ببرد که پول در کجا مخفی شده است ." این را وامیتا می گوید . او 63 سال سن دارد و مراقبت از حیوانات و انجام کار زراعت در مزرعه کوچکشان را در شیب های کوهستانی مرکز کنیا برای تمام عهمر خود بر عهده داشته است . او می گوید ": شوهران ما طرز تلقی شان از زنانشان این است که ما برده های انها هستیم ."
وقتی " وامیتا" هر روز شیر را به کارخانه شیر می برد کارمند شرکت شیر آن را به حساب شوهرش می نویسد و پول را به او نمی دهد ، وقتی او محصول قهوه درختان زمین کوپکش را به تعاونی محل می فروشد ، به او فقط مبلغ کمی داده می شود و دوباره تمام پول به حساب شوهرش واریز می شود . انها برای افزایش حساب بانکی شوهرانشان مثل یک برده کار می کنند .
در اثنای کمبود شدید مواد غذایی که به خاطر شورش های گسترده از سنگال تا سومالی ادامه داشت ، متخصصان و تحلیل گران در تلاش هستند تا مشکلات مربوط به بازدهی اندک کشتزارها و مزارع آفریقا را پیدا کنند .آنها دریافتند که مشکل پول بسیار کم زنانی مثل "وامیتا " می تواند عامل اصلی مشکل گسترده مواد غذایی جهان باشد : فغرهنگی که در آن مرد صاحب دارایی ها است و کنترل سرمایه گذاری را دراختیار دارد ، دولت برنامه های اموزشی خود را برای مردان و بر اساس خواست مردان انجام میدهد و حتی کمک های بین المللی به نیروهای کار کشاورزان به مردان تعلق می گیرد . مردانی که کمترین کاری در مزارع و کشتزارها انجام نمی دهند .
"روث انیانگ " مدیر ارشد و موسس بنیاد برنامه توسعه روستایی کنیا می گوید :" زنان کنیا کسانی هستند که عمده غذای کشور را تهیه می کنند . اما آنها به خوبی این کار را انجام نمی دهند . بر ای اینکه انها از کمترین حمایت مناسب و شایسته برخوردار نیستند . چالش اصلی در کنیا این است . بر اساس فرهنگ اجتماعی و سنت های به شدت رسوخ کرده در اجتماع ، زنان صاحب زمین نیستند و به مردانشان وابسته اند . در حالیکه آنها بیشترین کار را در این زمین های کشاورزی انجامی دهند ."
بر اساس براورد های اداره غذا و کشاورزی سازمان ملل متحد بیش از 80 درصد مواد غذایی کنیا را زنان تولید می کنند .در حالیکه بر اساس سنت ها زمین و فواید آن به مردان تعلق دارد . بانک ها وام های کم بهره کشاورزی خود را به مردان می دهند و زنان به دلیل این که فاقد اسناد مالکیت زمین هستند از این امکان بی بهره اند . دولت هم آموزش های مربوط به افزایش تولید را به مردان ارائه می دهد . مردانی که کمترین کار را در زمین های کشاورزی انجام میدهند . خرید و یا در اختیار گرفتن ابزار و ادوات کشاورزی برای زنان هم معمولا بسیار پر هزینه و زمانبر است و از این باین انها نمی توانند در مزاذع خود از این ابزارها استفاده کنند .
" اونیانگ" می گوید: اگر شما 20 شیلینگ به یک زن بدهید در پایان روز شما خواهید دید که با این 20 شیلینگ چه کارها کرده است . اما اگر همین پول را به مرد کنیایی بدهید و با او به خانه اش بروید به گونه ای رفتار می کند که گویا هرگز شما را ندیده است .
پروفسور ماما از بنیاد " اونیانگ" می داند که در میان کشاورزان استان غربی کنیا و در زمانی که هنوز یکی از مستعمرات انگلستان محسوب می شد فقر در حال رشد بود . اما زندگی نسبت به حالا خیلی بد نبود . تپه های سرسبز به سمت ساحل دریاچه بزرگ ویکتوریا کشیده شده اند و در میان این سرزمین پربار ترین زمین های کشاورزی شرق افریقا قرار دارد . در دهه 80 میلادی بنیاد "اونینگ" ئتوانست که از یک فرصت مطالعاتی در زمینه تغذیه و علوم غذای در آمریکا استفاده کند و این شانس به " ماما " داده شد . وقتی در ابتدای دهه 90 به کنیا بازگشت او به شدت شوکه شد . جمعیت به صورت انفجاری افزایش یافته بود فقر و سوء تغذیه فراگیر شده بود . ایدز در حال کشتن تعداد زیادی از مردم در هر نقطه از کنیا بود .
"ماما " با ناراحتی می گوی:"د در اینجا زنان و بچه ها کشت و زرع می کنند و زحمت می کشند و در نهایت این مردان هستند که پول را پس انداز می کنند . "
هم اکنون بنیاد آنها در حال آموزش مبازره با ایدز آموزش سلامت و بهداشت به کارگران است و به زودی مرکزی را برای توسعه مراقبت و آموزش کودکان راه اندازی خواهد کرد. در حقیت انها روی کشاورزی کار می کنند .
"اونیانگ" معتقد است ":اگر یک مادر باید از فرزند بیمارش پرستاری کند ، او هرگز نمی تواند یک کارگر خوب در مزرعه خودش یاشد ."
هم اکنون صدها زن با پیوستن به این بنیاد برای گروهای خودشان اساسنامه می نویسند ، رهبران محلی و شوراهای محلی را انتخاب می کنند و مهمتر از همه بانکی را تاسیس کرده اند که هر ماه هر کدام از اعضا 50 سنت در آن پس انداز می کند .
" ما اکنون با پولی که در جیب های خودمان داریم می خوابیم " این را "سلفا سناح " 50 ساله که یکی از زنان وابسته به گروه است می گوید " با 300 دلاری که آنها از طریق این برنامه به دست آوردند توانستند یک مزرعه با تعدادی گاو تهیه کنند که گروه هایی ازفقیرترین افراد را در خود جای می داد . در سال 2005 آنها با قرض گرفتن 900 دلار توانستند یک محل برای نگهداری محصولات زراعی خو بسازند و آنها را در زمانی که قیمت بالا است بفروشند . سه سال بعد این گروه تمان قرض

تجمع دانشجویان به مناسبت روز دانشجو

شانزده آذر روز دانشجوهمواره زنده است







تجمع بزرگ «دانشگاه فریاد آزادی» با حضور بیش از سه هزار دانشجو برگزار شد


تجمع بزرگ «دانشگاه فریاد آزادی» با حضور بیش از سه هزار دانشجو برگزار شد

خبرنامه امیرکبیر: تجمع بزرگ دانشجویی «دانشگاه فریاد آزادی» امروز، یکشنبه، به میزبانی دفتر تحکیم وحدت در دانشگاه تهران برگزار شد. در این تجمع که با استقبال گسترده گروه های مختلف دانشجویی همراه بود بیش از ۳۰۰۰ نفر شرکت داشتند. دفتر تحکیم وحدت در خصوص تجمع خود در نامه ای به وزارت علوم و دانشگاه تهران از مسئولین این دو نهاد خواسته بود با دانشجویان در برگزاری این برنامه همکاری کنند. وزارت علوم و دانشگاه تهران موضعی مبنی بر مخالفت با تجمع اتخاذ نکرده بودند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر حرکت دانشجویان ابتدا از مقابل دانشکده حقوق و علوم سیاسی آغاز شد. دانشجویان با راهپیمایی در صحن دانشگاه و خواندن سرود یار دبستانی به مقابل دانشکده فنی رسیدند. پس از ملحق شدن دانشجویان دیگر به تجمع، اعلام شد تعداد زیادی از دانشجویان پشت درها مانده اند و انتظامات و حراست دانشگاه اجازه ورود به آن ها نداده است. بنا بر این دانشجویان برای وارد کردن دانشجویانی که در خیابان مانده بودند به سمت در خیابان ۱۶ آذر حرکت کردند.

دانشجویان در حین حرکت سرود یار دبستانی و ای ایران را می خواندند. انتظامات دانشگاه حتی پس از رسیدن دانشجویان به پشت در، قفل در را باز نکرد. از این رو فشار جمعیت از داخل و خارج دانشگاه باعث شکسته شدن در و ورود دانشجویان پشت درها به داخل دانشگاه شد. دانشجویان شعار می دادند «دانشجوی آزاده حمایتت می کنیم»، «پلیس به این بی غیرتی هرگز ندیده ملتی»، «نیروی انتظامی خجالت خجالت» و… در این لحظه تعداد معدودی از شرکت کنندگان در تجمع قصد داشتند با تحریک جمعیت وارد خیابان ۱۶ آذر شوند اما اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت مقابل در ایستادند و اجازه خروج به دانشجویان ندادند.

دانشجویان سپس برای برگزاری تجمع بار دیگر به مقابل دانشکده فنی حرکت کردند. مقابل دانشکده فنی اعلام شد چند نفر از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر توسط حراست دانشگاه تهران بازداشت و در کیوسک نگهبانی نگه داشته شده اند، یک نفر دیگر نیز در درگیری با نیروهای حراست به شدت زخمی شده بود که به علت خونریزی شدید بلافاصله به درمانگاه منتقل شد. جمعیت بار دیگر به طرف در شمالی دانشگاه، در پزشکی، حرکت کرد. اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت با یکی از مسئولین حراست دانشگاه که این دانشجویان را بازداشت کرده بود مذاکره کردند. آن ها به این مسئول اعلام کردند کلیه عواقب تجمع به عهده آن هاست و از او خواستند اجازه دهد اجازه دهد این سه دانشجو به داخل دانشگاه بیایند و در تجمع شرکت کنند
.

زیر پای تئاتر شهر را می خواهند خالی کنند

زیر پای تئاتر شهر را می خواهند خالی کنند
سال ستیز با تئاتر و تقویت تعزیه و بنای صدها و بلکه هزاران مسجد خالی از مردم، سرانجام رسیده اند به محاصره تئاتر شهر. بهانه این محاصره بنای یک ایستگاه جدید مترو تهران است.



Friday, December 05, 2008

شعر طنز نیما دهقانی

تقديم به دانشجويان آزاده‏اي که در برابر دانشگاه تهران، دست در دست يکديگر ترانه آزادي می خوانند


تقديم به دانشجويان آزاده‏ای که در برابر دانشگاه ، دست در دست يکديگر ترانه آزادی می خوانند
پاييز 1332، شبهاي سکوت و سياهي و خفقان. از آن شبهايي که صداي آواز مرغي هم به گوش نمي‏رسد(رجوع کنيد به پاورقي) کفتارها، در خيابانهاي شهر پرسه مي‏زنند و کرکسها بر بام منازل نشسته‏اند. قرار است که صبحدم، بر سينه‏هاي پليد گرگي گرسنه، بالهاي خونين کبوتر را بياويزند! سيب زميني‏ها به خواب هميشگي خود فرو رفته‏اند، بيدارهايشان نيز، در کوچه‏هاي لاله زار، به هنرنمايي مشغولند!... در اين ميان، تنها سه تن- آذر شريعت رضوي، مصطفي بزرگنيا و احمد قندچي- آن سکوت را شکستند و با خون خود، هم گرگها را رسوا کردند و هم سيب زميني‏ها را!... سالها بعد دکتر شريعتي درباره آن ماجرا چنين نوشت: «اگر اجباري که به زنده ماندن دارم نبود، خود را در برابر دانشگاه آتش مي‏زدم. همانجايي که بيست و دو سال پيش، «آذر»مان در آتش بيداد سوخت. او را در پيش پاي نيکسون قرباني کردند!... اين سه يار دبستاني که هنوز مدرسه را ترک نگفته‏اند، هنوز از تحصيلشان فراغت نيافته‏اند، نخواستند- همچون ديگران- کوپن ناني بگيرند و از پشت ميز دانشگاه به پشت پاچال بازار بروند و سر در آخور خويش فرو برند. از آن سال، چندين دوره آمدند و رفتند، اما اين سه تن ماندند تا هر که را آيد بياموزند و هر که را مي‏رود سفارش کنند. آنها هرگز نمي‏روند هميشه خواهند ماند، آنها شهيدند. اين سه قطره خون که بر چهره دانشگاه ما، همچنان تازه و گرم است.» از آن به بعد هزاران نفر آمدند و رفتند. خيلي‏هايشان هرگز ديوارهاي دانشگاه را نديدند. خيلي‏هايشان هم هرگز صداي مظلوميت آن سه تن را نشنيدند. من نمي گويم که خونهاي آن سه شهيد عزيز و راهشان فراموش شد، اما مي گويم سيب زميني ها همچنان نفس مي‏کشند و گرگها نيز خونخواه آن شهيدان شده‏اند! پس عجيب نيست که پوران شريعت رضوي (خواهر آذر شريعت رضوي و همسر شريعتي) مي‏گويد:«چرا نبايد در حال حاضر، دانشجويان ما اطلاع دقيقي از 16 آذر سال 1332 داشته باشند؟