Sunday, March 22, 2009

گفت و گو با ناهید دایی‌جواد، خواننده ترانه «غروب کوهستان»


گفت و گو با ناهید دایی‌جواد، خواننده ترانه «غروب کوهستان»

ناهید دایی‌جواد
ناهید دایی‌جواد، معروف به «ناهید اصفهانی» در بیست و هشتم اردیبهشت سال ۱۳۲۱ در محله «احمدآباد» اصفهان به دنیا آمد. از آن‌جایی که خانواده‌ی ناهید، هنردوست و هنرمند بودند بنا به شرایط خیلی زود فعالیت هنری‌اش را آغاز کرد.
فعالیت هنری او به‌ صورت حرفه‌ای، زمانی آغاز شد که در دانشکده با سیروس ساغری و جهانبخش پازوکی آشنا شد. ناهید از محضر اساتیدی چون تاج اصفهانی، حسن کسایی، حبیب‌الله بدیعی بهره برد و در کنار اساتیدی چون حسین قوامی فعالیت هنری داشت.

اوایل دهه چهل ترانه‌ی «غروب کوهستان» را اجرا کرد و با اجرای اولین ترانه، نام او بر سر زبان‌ها افتاد. برخی از ترانه‌هایی که با صدای زنده‌یاد پوران ماندگار شد، پیش‌تر توسط ناهید دایی جواد در اصفهان اجرا و ضبط شده بود.
اما زمانی که جهانبخش پازوکی، آهنگساز آن ترانه‌ها، از اصفهان به تهران نقل‌ مکان کرد اجرای آن‌ها را در رادیو و تلویزیون ملی ایران به بانو پوران سپرد تا امروزه همه این تصنیف‌ها و آوازها را با صدای پوران، و نه خواننده‌ی اصلی آن‌ها به‌خاطر بیاورند.
این گفت و گو را اینجا بشنوید

Friday, March 20, 2009

بهاران خجسته باد







بهاران خجسته باد
فرا رسيدن سال نو را به همه شما شادباش مى گوئيم و نوروزى سرشار از شادى و اميد را برايتان آرزو مى کنيم.بار ديگر بهارى نو از پس زمستانى سرد آغاز مى شود، نوروزى ديگر از راه مى رسد، طبيعت جانى تازه مى گيرد، رستن ها و شکفتن ها بر گستره خاک جلوه اى با شکوه مى بخشد. آغازى نو در گردش فصول پا به عرصه وجود مى گذارد.
مردم آزاده ايران
دانشجويان مبارز، خانواده هاى عزيز زندانيان سياسى
با درود بهارى به شما انسان هاى شرافتمند و متعهد كه بى ترس از آزار و اذيت گزمه هاى استبداد اعلام داشته ايد: "امسال، سال آزادى است! سال آزادى زندانيان سياسى از بند! و سال آزادى ملت شريف ايران از ظلم و ستم و بيداد
آنان را كه پاى در ميدان عمل مى گذارند تا آواز آزادى در مرغزارهاى بهارى به ترنم در آيد، آنانى را كه براى رخت بر بستن زمستان استبداد از ميهنمان از خود مايه مى گذارند، و آنانى را كه در اين روزهاى نوروزى به گناه دفاع از آزادى و دموكراسى و به خاطر مخالفت با استبداد و بنیادگرائی در گوشه سلول هاى اسارت زندانى هستند، يار و ياور باشيم. آزادى، حاصل تلاش و مبارزه است و مبارزه، بى اتحاد و همصدايى و همراهى بى بار است. يار هم باشيم و متحدا براى استقرار آزادى و دموكراسى در سال تازه خورشيدى بپا خيزيم. با درود به زندانيان سياسى، بهاران خجسته باد

زهره شجاعی

سرکوب مراسم "هفت سین آزادی" در برابر زندان اوین


سرکوب مراسم "هفت سین آزادی" در برابر زندان اوین

کميته گزارشگران حقوق بشر
سرکوب مراسم " هفت سین آزادی" در برابر زندان اوین و بازداشت تعدادی از حاضران
مراسم "هفت سین" خانواده های زندانیان سیاسی که قرار بود امروز همزمان با سال تحویل در برابر زندان اوین برگزار شود، با دخالت نیروهای امنیتی به خشونت و بازداشت شماری از حاضران منجر شد.
ساعت 3 بعدازظهر امروز، جمعی از خانواده های دانشجویان زندانی، اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و شمار دیگری از فعالان دانشجویی و حقوق بشر به همراه شخصیت هایی چون دکتر محمد ملکی،کیوان صمیمی و .. با حضور در برابر زندان اوین، قصد داشتند تا در همبستگی با زندانیان سیاسی، سفره هفت سین خود را پشت دیوارهای اوین برپا دارند، با این وجود نیروهای انتظامی با برخورد خشونت آمیز با تجمع کنندگان، آنان را پراکنده نموده و تعدادی را بازداشت کردند.
این نیروها، همچنین با حمله به ماشین های شرکت کنندگان اقدام به کندن پلاک ماشین آنها، نمودند.
در این مراسم، بهاره هدایت، مهدی عربشاهی، میلاد اسدی به همراه پدرش، سعید فیض الله، دکتر محمد ملکی، و مادر نریمان مصطفوی دانشجوی زندانی بازداشت شده اند. تاکنون از اسامی دیگر بازداشت شدگان اطلاعی در دست نیست. گفتنی است دکتر ملکی پس از دقایقی، آزاد شده و مجددا به محل مراسم بازگشت.
همچنین فرید هاشمی و فرید امین نظری دو تن دیگر از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت نیز، دقایقی پیش با مراجعه به محل پلیس امنیت در تهران، خواهان پیگیری وضعیت بازداشت شدگان شدند، با این حال مسئولان پلیس امنیت، این دو فعال دانشجویی را نیز بازداشت نمودند.
تاکنون از محل انتقال و نگهداری بازداشت شدگان اطلاعی در دست نیست

Wednesday, March 18, 2009

وبلاگ نویس دربند رضا میرصیافی در زندان جان باخت


وبلاگ نویس دربند رضا میرصیافی در زندان جان باخت

فعالان حقوق بشردر ایران
امیدرضا میرصیافی، وبلاگ‌نویس و روزنامه‌نگار امروز در زندان اوین فوت کرد.
این وبلاگ نویس زندانی که از ماه گذشته برای تحمل دو سال و نیم حبس در زندان اوین بسر می برد، صبح امروز به دلیل فشار روانی و عدم دریافت کمکهای پزشکی مورد نیاز با توجه به شرایط وخیم روحی به بهداری زندان منتقل شد. وی ساعتی پیش جان خود را در زندان اوین از دست داد.
امیدرضا میرصیافی وبلاگ‌نویس، روزنامه‌نگار و فعال فرهنگی بود که به خاطر درج عقایدش در وبلاگ به اتهامات توهین به مقامات و تبلیغ علیه نظام به دو سال و نیم زندان محکوم شده بود. وی پرونده مفتوح دیگری در دادگاه عمومی استان تهران مبنی بر توهین به مقدسات را داشت که تاریخ برگزاری آن اردیبهشت ماه سال آینده اعلام شده بود.
این زندانی عقیدتی که از وضعیت جسمی و روحی مناسبی برخوردار نبود علیرغم دارا بودن شرایط مرخصی، هیچگاه به مرخصی استعلاجی اعزام نگردید.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران پیش تر در خصوص مرگهای مشکوک زندانیان سیاسی در ایران و سیر تصاعدی آن ابراز نگرانی کرده بود
.

رقص و شادی و جشن در چهارشنبه سوری سال 87

کلیک کنید و ببینید


ایسنا: معاون عمليات نيروي انتظامي از دستگيري 2 هزار تن توسط پليس در شب چهارشنبه سوري در سطح كشور خبر داد.
معاون دادستان تهران در امور زندانها نیز گفته در شب چهارشنبه سوری بیش از 700 نفر در تهران دستگیر شدند که پرونده آنان در حال رسیدگی است. محمود سالارکیا گفت: این تعداد در حال حاضر در بازداشت به سر می برند و پرونده تمامی آنان در شعب ویژه ای که به این امر اختصاص یافته در حال رسیدگی است. معاون دادستان تهران در امور زندانها گفت: این 700 نفر بدلیل بر هم زدن آرامش عمومی و ایجاد رعب و وحشب در شب چهارشنبه سوری بازداشت شده اند.
پیش تر مرتضوی دادستان جنایتکار رژيم در تهران گفته بود اخلا‌ل كنندگان چهارشنبه آخر سال تا پايان تعطيلا‌ت نوروزى در بازداشت مى مانند.
این مزدور بدنام كه در جمع سركردگان ارگانهاى سركوبگر رژيم سخن مى گفت، افزود در 18 ناحيه دادسراى تهران يك نفر بازپرس و يك نفر داديار به صورت فوق العاده به جرايم اينگونه افراد خارج از نوبت رسيدگى خواهند كرد
.

فراخوان به تجمع نوروزی مقابل زندان اوین


فراخوان به تجمع نوروزی مقابل زندان اوین

دبیرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایراناطلاعیه مطبوعاتی
به پایان سال 1387 خورشیدی نزدیک می‌شویم و هنوز بسیاری هستند که به خاطر عقاید و داشتن اندیشه‌های مخالف در زندان به سر می‌برند و عید نوروز باستانی را به دور از خانواده و عزیزان‌شان سپری می‌کنند.
زندانیان عقیدتی بسیاری هستند که بر خلاف دیگر زندانیان حق استفاده از مرخصی را ندارند و سفره‌ی هفت‌سین‌شان پشت دیوارهای بلند زندان چیده می‌شود آن‌ها که باید روزهای عید را در کنار خانه و خانواده سر کنند، به حکم دستگاه امنیتی، از داشتن آزادی محروم هستند.
سال جاری یکی از سیاه ترین سالها در طی دهه اخیر برای مدافعان حقوق بشر محسوب میگردد. وضعیت زندانیان وجدانی در زندان‌های ایران بدتر شده و فشارها بر روی آنان بیش‌تر و بیش‌تر شده است. در طول سال گذشته بسیاری از این عزیزان مورد آزار و اذیت قرار گرفتند و در میان زندانیان خطرناک نگه‌داری شدند. فعالان دانشجویی و مدنی مورد بدرفتاری و برخورد قرار گرفتند، بسیاری از آنان مدت‌ها در سلول انفرادی نگه‌داری شدند و شاهد رفتارهای غیرانسانی با آن‌ها بودیم. بسیاری از آنان از نبود امکانات بهداشتی رنج بردند. امیرحسین حشمت‌ساران یکی از زندانیان سیاسی بود که در روزها پایانی سال در زندان رجایی‌شهر کرج درگذشت و باعث شد کارنامه‌ی نقض حقوق‌بشر در ایران بیش از گذشته تیره‌ شود.
"مجموعه فعالان حقوق‌بشر در ایران" جهت حمایت از زندانیان عقیدتی و درخواست آزادی آنان، از همه‌ی فعالان حقوق‌بشری، مدنی، سیاسی و احزاب دعوت می‌کند که فردا مورخه 29 اسنفدماه 1387 راس ساعت 10 صبح در مقابل درب زندان اوین بر سفره نوروزی حمایت از زندانیان حاضرشوند. بدون شک حضور همه‌ی فعلان سیاسی، مدنی و اجتماعی در حمایت از زندانیان عقیدتی می‌تواند برای آن‌ها و خانواده‌های‌شان دل‌گرمی باشد و همبستگی وجدانهای بیدار جامعه با قربانیان نقض حقوق بشر را به نمایش گذارد.
تهران - 28 اسفندماه 1387

Tuesday, March 17, 2009

چهارشنبه سوری نیست، میدان جنگ است


چهارشنبه سوری نیست، میدان جنگ است!
گزارش از تهران: از چهار گوشه تهران و از هر نقطه ای صداهای مهیب انفجار و ترقه های بمب که بعضی شان ساختمان ها را بلرزه در میاورد بگوش میرسد. در منطقه تهران پارس با اینکه نیروهای انتظامی از صبح امروز مستقر هستند ولی تراکم جمعیت بصورت کوپه ای و سیال این نیروها را به عواملی تماشاچی مبدل کرده است. جوانان از لای جمعیت ترقه های خود را پرتاب میکنند. حتی نارنجک های دست ساز باعث میشود تا نیروهای انتظامی با همه تجهیزاتی که در اختیار دارند در نقطه ای کز کنند و بجای سرکوبی مراقب خودشان باشند. درهمین منطقه و حواشی آن شعله های آتش زبانه میکشد. این آتش ها بجای بوته با انباشت هیزم و کارتن و انواع مواد سوزنده برپا شده است. در منطقه شهرک غرب و سعادت آباد نیز وضعیت دست کمی از تهران پارس ندارد. در این مناطق شرایط بگونه ای است که هرگونه ابتکار عمل را از دست نیروهای سرکوبگر گرفته و آنها را واداشته تا فقط بفکر سلامت خودشان باشند. مشاهدات حکایت از این دارد که اگر چنین وضعیتی فقط 2 روز ادامه پیدا کند، هیچ معلوم نیست که وضعیت رژیم اسلامی چگونه رقم بخورد !؟ شاید این سئوال هم اکنون در ذهن کارگزاران رژیم متبادر باشد. در منطقه هفت حوض نارمک شلوغی غیر متراکم و کپه ای بگونه ای است که کنترل آن بکلی از دست نیروهای انتظامی و امنیتی خارج شده و به فاصله هر یک دقیقه یا کمتر ترقه های بمب لرزه بر اندام نیروهای انتظامی می اندازد و باعث می شود تا آنها از ماندن در یک نقطه پرهیز کنند. چون هر لحظه ممکن است که با آمدن یک نارنجک یا ترقه بزرگ که با سنگ ریزه های بسیار ساخته میشود موجبات کور شدن یا نقص عضو آنها را فراهم سازد. گزارشها حکایت از آن دارد که در منطقه جنوبی تهران مثل جوادیه و منطقه قلعه مرغی – نازی آباد وغیرو وضعیت هزار بار بدتر از آن چیزی است که در شمال وغرب و شرق تهران جریان دارد. در یک کلمه میتوان گفت، مراسم چهارشنبه سوری امسال با آتش خشم مردم بمیدان جنگ، براستی به جنگی تمام عیار علیه رژیم جمهوری اسلامی مبدل شده است. خدا کند که ملایان حاکم و نیروهای سرکوبگر آن با هر تعریف و توصیفی و با هر لباسی و با هر عنوانی از وضعی که امروز بر تهران حاکم است درس گرفته و خشم فرونهفته مردم خاصه جوانان کشور را بخوبی دریابند.

گزارش از درگيری مردم با مزدوران رژیم در تهرانپارس


گزارش از درگيری مردم با مزدوران رژیم در تهرانپارس

سه شنبه، 27 اسفند ماه 1387 برابر با 2009 Tuesday 17 March
گزارش از درگيری مردم با مزدوران رژیم در تهرانپارس
ستاره از تهران
گزارش از درگيری مردم و پليس در تهرانپارس خ 151 : در پی درگيری شديد بين پليس و مردم ، سرهنگ حکمت از امنيت چهارم فرمان شکستن شيشه ی منازلی که مردم از پشت آن ها شاهد درگيری و فيلمبرداری بودند را صادر کرد.
شب چهارشنبه سوری ما هستیم....شب پیروزی ملت ایران
شب اندوه نظام اشغالگر
میدان آریاشهر حکومت نظامی است
از ساعات عصر، تعداد بیشماری اتومبیلهای ضربت سیاه رنگ و نیز اتومبیلهای گشت یگان ویژه و نیز نیروی انتظامی با تعداد بی نهایت فراوان مامورین ، تکاوران بسیار بلند قامت و تنومند و همگی جوان، با لباسهای مافوق مجهز ، کلاههای مخصوص و باتوم و اسلحه میدان صادقیه ، آریاشهر را تحت تصرف و تسلط خود قرار داده بودند
مجتمع تجاری و مرکز خرید گلدیس و سایر مراکز خرید آریاشهر را تعطیل کرده و مامورین میدان و اطراف آنرا قرق کرده بودند. همگی بسیار رعب آور و هراس انگیز...منطقهء صادقیه علیرغم حکومت نظامی اعلام نشده، مملو از جوانانی بود که در اطراف میدان در گروههای چند نفره ایستاده بودند و مترصد آغازبرگزاری مراسم چهارشنبه سوری بودند
جوانان اعم از دختران و پسران غیور و دلاور زنان و دلاور مردان ایرانی، به هشدار مامورین توجه نمیکردند و میدان را خالی نمی کردند
امشب شب پیروزی ما
شب شکست اهریمن
شب اثبات ما هستیم
شب هویت ایرانی ماست
و ما هستیمسه شنبه، 27 اسفند ماه 1387 برابر با 2009 Tuesday 17 March
گزارش از درگيری مردم با مزدوران رژیم در تهرانپارس
ستاره از تهران
گزارش از درگيری مردم و پليس در تهرانپارس خ 151 : در پی درگيری شديد بين پليس و مردم ، سرهنگ حکمت از امنيت چهارم فرمان شکستن شيشه ی منازلی که مردم از پشت آن ها شاهد درگيری و فيلمبرداری بودند را صادر کرد.
شب چهارشنبه سوری ما هستیم....شب پیروزی ملت ایران شب اندوه نظام اشغالگر میدان آریاشهر حکومت نظامی است از ساعات عصر، تعداد بیشماری اتومبیلهای ضربت سیاه رنگ و نیز اتومبیلهای گشت یگان ویژه و نیز نیروی انتظامی با تعداد بی نهایت فراوان مامورین ، تکاوران بسیار بلند قامت و تنومند و همگی جوان، با لباسهای مافوق مجهز ، کلاههای مخصوص و باتوم و اسلحه میدان صادقیه ، آریاشهر را تحت تصرف و تسلط خود قرار داده بودند مجتمع تجاری و مرکز خرید گلدیس و سایر مراکز خرید آریاشهر را تعطیل کرده و مامورین میدان و اطراف آنرا قرق کرده بودند. همگی بسیار رعب آور و هراس انگیز...منطقهء صادقیه علیرغم حکومت نظامی اعلام نشده، مملو از جوانانی بود که در اطراف میدان در گروههای چند نفره ایستاده بودند و مترصد آغازبرگزاری مراسم چهارشنبه سوری بودند جوانان اعم از دختران و پسران غیور و دلاور زنان و دلاور مردان ایرانی، به هشدار مامورین توجه نمیکردند و میدان را خالی نمی کردند امشب شب پیروزی ما شب شکست اهریمن شب اثبات ما هستیم شب هویت ایرانی ماست و ما هستیم
سه شنبه، 27 اسفند ماه 1387 برابر با 2009 Tuesday 17 March
گزارش از درگيری مردم با مزدوران رژیم در تهرانپارس
ستاره از تهران
گزارش از درگيری مردم و پليس در تهرانپارس خ 151 : در پی درگيری شديد بين پليس و مردم ، سرهنگ حکمت از امنيت چهارم فرمان شکستن شيشه ی منازلی که مردم از پشت آن ها شاهد درگيری و فيلمبرداری بودند را صادر کرد.
شب چهارشنبه سوری ما هستیم....شب پیروزی ملت ایران شب اندوه نظام اشغالگر میدان آریاشهر حکومت نظامی است از ساعات عصر، تعداد بیشماری اتومبیلهای ضربت سیاه رنگ و نیز اتومبیلهای گشت یگان ویژه و نیز نیروی انتظامی با تعداد بی نهایت فراوان مامورین ، تکاوران بسیار بلند قامت و تنومند و همگی جوان، با لباسهای مافوق مجهز ، کلاههای مخصوص و باتوم و اسلحه میدان صادقیه ، آریاشهر را تحت تصرف و تسلط خود قرار داده بودند مجتمع تجاری و مرکز خرید گلدیس و سایر مراکز خرید آریاشهر را تعطیل کرده و مامورین میدان و اطراف آنرا قرق کرده بودند. همگی بسیار رعب آور و هراس انگیز...منطقهء صادقیه علیرغم حکومت نظامی اعلام نشده، مملو از جوانانی بود که در اطراف میدان در گروههای چند نفره ایستاده بودند و مترصد آغازبرگزاری مراسم چهارشنبه سوری بودند جوانان اعم از دختران و پسران غیور و دلاور زنان و دلاور مردان ایرانی، به هشدار مامورین توجه نمیکردند و میدان را خالی نمی کردند امشب شب پیروزی ما شب شکست اهریمن شب اثبات ما هستیم شب هویت ایرانی ماست و ما هستیم
سه شنبه، 27 اسفند ماه 1387 برابر با 2009 Tuesday 17 March
گزارش از درگيری مردم با مزدوران رژیم در تهرانپارس
ستاره از تهران
گزارش از درگيری مردم و پليس در تهرانپارس خ 151 : در پی درگيری شديد بين پليس و مردم ، سرهنگ حکمت از امنيت چهارم فرمان شکستن شيشه ی منازلی که مردم از پشت آن ها شاهد درگيری و فيلمبرداری بودند را صادر کرد.
شب چهارشنبه سوری ما هستیم....شب پیروزی ملت ایران
شب اندوه نظام اشغالگر
میدان آریاشهر حکومت نظامی است
از ساعات عصر، تعداد بیشماری اتومبیلهای ضربت سیاه رنگ و نیز اتومبیلهای گشت یگان ویژه و نیز نیروی انتظامی با تعداد بی نهایت فراوان مامورین ، تکاوران بسیار بلند قامت و تنومند و همگی جوان، با لباسهای مافوق مجهز ، کلاههای مخصوص و باتوم و اسلحه میدان صادقیه ، آریاشهر را تحت تصرف و تسلط خود قرار داده بودند
مجتمع تجاری و مرکز خرید گلدیس و سایر مراکز خرید آریاشهر را تعطیل کرده و مامورین میدان و اطراف آنرا قرق کرده بودند. همگی بسیار رعب آور و هراس انگیز...منطقهء صادقیه علیرغم حکومت نظامی اعلام نشده، مملو از جوانانی بود که در اطراف میدان در گروههای چند نفره ایستاده بودند و مترصد آغازبرگزاری مراسم چهارشنبه سوری بودند
جوانان اعم از دختران و پسران غیور و دلاور زنان و دلاور مردان ایرانی، به هشدار مامورین توجه نمیکردند و میدان را خالی نمی کردند
امشب شب پیروزی ما
شب شکست اهریمن
شب اثبات ما هستیم
شب هویت ایرانی ماست

آتش زدن عکس احمدی نژاد و خامنه ای درچهارشنبه سوری

آتش زدن عکس احمدی نژاد و خامنه ای درچهارشنبه سوری

Saturday, March 14, 2009

ايران، دشمن اينترنت ، ٢٠٠٩




گزارشگران بدون مرز:
ايران، دشمن اينترنت ، ٢٠٠٩
پنجشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۲ مارس ۲۰۰۹
اسم: ایران

جمعیت :٧٢٧٦٩٦٩٤

کاربر اینترنت : ٢٣٠٠٠٠٠٠

متوسط دستمزد : ٢٠٠٠٠٠ و ٣٠٠٠٠٠

تعداد شرکت های ارائه کننده خدمات اینترنتی : بیشتر از پنجاه

شرکت های دولتی ارائه کننده خدمات اینترنتی : ١

وب‌نگاران زندانی : ٤
: ایران در صدر کشورهای سرکوبگر آزادی بیان بر روی اینترنت در خاورمیانه است. مشاور دادستان کل کشور اعلام کرده است که در ایران پنج میلیون سایت برای " تهاجم به اخلاق و هويت دينی " مسدود شده‌اند. با این حال ایران دارای فعال‌ترین وبلاگ‌نویسان در منطقه است. هم‌اکنون چهار وب نگار در زندان بسر می برند.در عرصه اینترنت ایران دارای رشدی بالاتر از سطح متوسط در منطقه است. به نظر می رسد که با نزدیک شدن انتخابات ریاست جمهوری در خرداد سال آینده مقامات مسئول بر شدت کنترل شبکه اینترنت افزوده‌اند. اصلی‌ترین شرکت‌های خدمات دهنده اینترنت وابسته به شرکت مخابرات ایران هستند. علیرغم حضور شرکت های خصوصی اما دولت نقش اصلی را در این بخش بر عهده دارد و توصیه های وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی محمد صفار هرندی برای سانسور به سرعت اجرا می‌شوند.در تاریخ ١٣ آبان سخنگوی کميسيون قضایی مجلس خبر از تاسیس "کميته جديد فيلترينگ" درچارچوب تصویب "قانون جرايم رایانه ای" داد. این کمیسیون بخش‌هایی از مواد این قانون را مورد تصویب قرار داده است. از سال ١٣٨١ دولت رسما از طریق "کمیته مصادیق فیلترینگ" که زیر مجموعه‌ی شورای عالی فرهنگی است و ریاست آن را رییس جمهور اسلامی برعهده دارد، "لیست سیاه" سایت‌های "ممنوعه" را براس مسدود سازی تهیه می‌کند. از جمله سایت‌های عمومی خارجی مسدود شده در ایران می‌توان از یوتیوب، قیس بوک و اورکوت نام برد. در ١٢ تير ماه در جلسه علنی مجلس شورای اسلامی یک فوریت طرح ١٣ ‌ماده‌ای " تشدید مجازات اخلال در امنیت روانی" به تصویب رسید. ماده ٢ این طرح "دایر کردن وبلاگ و وب‌سایت مروج فساد و فحشا، الحاد " را در کنار جرایمی چون " راهزنی، سرقت مسلحانه، تجاوز به عنف، تشکیل خانه فساد و فحشا" قرار داده است. با تصویب این قانون و با استناد به ماده ٣ آن "مرتکبین جرایمی" چون " تاسيس و داير کردن وبلاگ و سايت های مروج فساد و فحشا و الحاد" بدون تعریف مشخصی از این مفاهیم، " اگر مستوجب حد دیگری نباشد، محارب و مفسد فی الارض" شناخته می شوند.در تاریخ ١٩ آذر ماه ١٣٨٧سعید مرتضوی دادستان عمومی و انقلاب تهران در گفتگویی با خبرگزاری دولتی فارس " تشکیل دادسرای ویژه جرایم اینترنتی" را اعلام کرد. این دادسرا قرار است در " همکاری و هماهنگی با نيروهای اطلاعاتی، اقدامات لازم را انجام دهند." دادستان تهران در این گفتگو همچنین اعلام کرد" گروهی از متخصصان رايانه در دفتر اينترنت دادستانی و با همراهی دو بازپرس ويژه و همکاری و هماهنگی با نيروهای اطلاعاتی، اقدامات لازم را انجام می‌دهند. در اين زمينه گروه های فراوانی متلاشی شده‌اند که برخی از آنها سازمان يافته بودند."در تاریخ ١٩ بهمن ماه "فرمانده امنيت اخلاقی" نیروی انتظامی به مطبوعات اعلام کرد « شناسايی سايت های ممنوعه اينترنتی » و « استفاده غيرمجاز از سايت‏ها که در حوزه کاری ما است، دستگيری هم داشته‏ايم و به مقامات قضايی معرفی شده‏اند.» این اولین بار است که یک مقام پلیس ایران چنین موضعی را علنا اعلام می کند.سرکوب شدید وب‌نگاران سیاسی در آستانه انتخاباتمطبوعات نزدیک به قدرت حاکم، از اینترنت بعنوان وسیله‌ای برای براندازی نام برده ‌می‌شود. در سال میلادی گذشته ١٧ وب‌نگار و وبلاگ نویس از سوی مقامات قضایی و امنیتی دستگیر و زندانی شده اند، نسبت به سال گذشته به این تعداد ٧ افزوده‌شده است، بیش از ٣٨ سایت اطلاع‌رسانی رسما مسدود شده‌اند. در آستانه انتخابات برخی از سایت های اطلاع رسانی خارجی نیز مورد سانسور قرار گرفته‌اند.از تاریخ ٧ بهمن ماه سایت‌های فارسی رادیو دویچه وله و رادیو بین‌المللی فرانسه و سایت فارسی شبکه تلویزیونی العربیه از سوی بسیاری از شرکت‌های خدمات دهنده اینترنتی مسدود شده‌اند. بنا بر آزمایش انجام شده از سوی گزارشگران بدون مرز در تاریخ ٦ و ٧ بهمن ماه این سایت‌ها در شهرهای تهران، کرج، قم، مشهد،تبریز،اهواز و بوشهر از سوی بسیاری از شرکت‌های خدمات دهنده اینترنتی و شرکت مخابرات مسدود بوده‌اند.در همین شرایط اسماعيل جعفری وبلاگ نویس و روزنامه نگار از سوی دادگاه انقلاب بوشهر به پنج ماه زندان محکوم شده بود بازداشت و روانه زندان شد. وب‌نگار وبلاگ راه مردم در روز ١٩ فروردين به هنگام پوشش خبری تظاهرات ده ها کارگر اخراجي شرکت ايران صدرا در برابر استانداری بوشهر بازداشت شد. وی در تاريخ ٥ ارديبهشت ماه پس از سه هفته بازداشت با سپردن وثیقه ٥٠ میلیون تومانی آزاد شد. دادگاه انقلاب اسلامی بوشهر این روزنامه نگار را برای " تبلیغ علیه نظام و به نفع گروه ها و رسانه های خارجی" به پنج ماه زندان محکوم کرد. اسماعيل جعفری امکان دفاع از خود را در دادگاه تجدید نظر پیدا نکرد. وی با هفته نامه های نصر بوشهر و بهارستان نیز همکاری داشته است.در تاریخ ٥ بهمن ماه چندین سایت اطلاع رسانی از جمله سایت فردا و پارسینه بدون هیج توضیحی از سوی مقامات مسئول مسدود شدند. دو سایت مذکور نزدیک به مواضع محمدباقر قالیباف شهردار تهران و رقیب احتمالی محمود احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری خرداد ماه سال آینده هستند. درست یک ماه بعد در اسفند ماه دو سایت یاری و یاری‌نیوز حامیان محمدخاتمی رئیس جمهور سابق و کاندیدای ریاست جمهوری در انتخابات خرداد سال آینده مسدود شدند.سرکوب فقط محدود به منتقدان و رقبای رئیس جمهور نشده است . مجتبی لطفی در تاریخ ١٧ مهر ماه توسط ماموران امنیتی با حکم دادگاه ویژه روحانیت بازداشت شد. برخی از اتهامات این وب‌نگار " چاپ تكثير انتشار و ارسال جزوات و شبنامه هاي داراي موارد توهين و افترا تحت عنوان افشاگري و همكاري با شبكه هاي ماهواره اي خارجي و ضدانقلاب" و "نشر اكاذيب و تشويش اذهان عمومي" اعلام شده بود. منظور از این اتهامات انتشار نظرات آیت‌اله منتظری یکی از روحانیون برجسته ایران و از مخالفان آیت‌اله خامنه‌ای است. ٩ آذر ماه اعلام شد دادگاه ویژه روحانیت در پشت درهای بسته این وب‌نگار را برای " به اتهام نشر افکار آيت الله منتظری و فعاليت تبليغی عليه نظام و نشر اخبار " به چهار سال زندان و پنج سال تبعید از شهر قم محکوم کرده است.از تاریخ ١١ ابان ماه حسین درخشان وب‌نگار ایرانی در بازداشت و در محلی نامعلوم بسر می‌برد. بازداشت وی نیز پس از انتشار خبر توسط رسانه‌ها از سوی سخنگوی دستگاه قضایی در تاریخ ١٠ دی ماه تائید شد. این وب نگار که به کنفرانس‌های متعدد برای سخن گفتن در باره وضعیت اینترنت دعوت می‌شد، به گفته خانواده اش همچنان زندانی است. در تاریخ اول آذر ماه ژان فرانسوا ژولیارد دبیر اول گزارشگران بدون مرز با ارسال نامه ای به ایت اله سید محمود هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران خواهان روشن شدن "دلایل دستگیری این وبلاگ‌نویس و بهره‌مند شدن وی بنا بر قوانین جمهوری اسلامی از حقوق خود" شد.در ١٩ بهمن امید رضا میرصیافی وبلاگ نویس به شعبه پانزده دادگاه انقلاب اسلامی تهران احضار و زنداني شد. این وبلاگ‌نویس در تاریخ ١٢ آبان در همان شعبه محاکمه و با استناد به مواد ٥٠٠ و ٥١٤ قانون مجازات اسلامی برای " فعالیت تبلیغی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران " به شش ماه زندان و برای " توهین به توهین به آیت اله خمینی و آیت اله خامنه‌ای" به دوسال زندان محکوم شده بود. امید رضا میرصیافی در تاریخ سوم اردیبهشت سال جاری ٤١ روز را دربازداشت بسر برد و با سپردن وثیقه ١٠٠ میلیون تومانی آزاد شده بود.در ٩ فوریه ٢٠٠٩ جایزه معتبر سیمون دوبوار برای آزادی زنان به فعالان "کمپين يك ميليون امضاء براي تغيير قوانين تبعيض‎آميز" که از دوسال پیش فعالیت خود را آغاز کرده‌اند، اهدا شد. انتشار پیام های کارزار جنبش زنان بر روی اینترنت نقش موثری در شناخته شدن این جنبش در داخل کشور و در جهان داشته است. اما اهدای جوایز مختلف مانع آزار و اذیت قضایی - امنیتی برای فعالان و مسدود سازی سایت های فعالان این جنبش نشده است. سایت های تغيير برای برابری برای هژدهمین بار و مدرسه فمینیستی برای هشتمین بار، همچنین وبلاگ شخصی ژیلا بنی یعقوب مدیر سایت کانون زنان ايراني روزنامه نگار و مدافع حقوق زنان نیز برای چندمین بار مسدود شدند. از اغاز سال میلادی ٢٠٠٩ زنان وبلاگ‌نویس و وب‌نگاران فمینیست دست‌کم سه بار به دادگاه‌های احضار شده اند. در سال گذشته ده ها تن از فعالان کمپین محاکمه و به زندان محکوم شدند، از جمله پروین اردلان، جلوه جواهری، مریم حسین‌خواه و ناهید کشاورز که به شعبه ٣٤ دادگاه تجدید‌نظر استان تهران فراخوانده شدند این وب‌نگاران فمینیست در شهریور ماه سال جاری از سوی شعبه ١٣ دادگاه انقلاب تهران برای نوشتن در سایت های تغییر برای برابری و زنستان هر کدام به شش ماه زندان محکوم شده بودند. رای دادگاه تجدیدنظر تا کنون صادر نشده است.شهناز غلامی روزنامه‌نگار و مدیر وبلاگ آذرزن پس از ٦٩ روز زندان با سپردن ٢٠٠ میلیون وثیقه آزاد شد. وی در تاریخ ١٩ آبان توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شده بود و در طی مدت بازداشت در اعتراض به شرایط بازداشت خود دست به اعتصاب زد. این روزنامه نگار در تاریخ ٣ مهر ماه از سوی شعبه یک دادگاه انقلاب تبریز به شش ماه زندان برای "تبلیغ علیه نظام" محکوم شده بود. شهناز غلامی در سال گذشته نیز به مدت یک ‌ماه برای نوشتن مقالاتی در اعتراض به سرکوب خشونت‌بار تظاهرات در شهرهای مختلف استان آذربایجان زندانی شده بود.یکی دیگر از نشانه‌های محدود شدن آزادی بیان در ایران تشدید حملات به کانون مدافعان حقوق بشر است که دفاع از روزنامه نگاران و وبلاگ‌نویسان زندانی را بر عهده دارد. در تاریخ اول دی ماه دفتر کانون مدافعان حقوق بشر به بهانه نداشتن پروانه فعالیت از سوی ماموران امنیتی بسته شد، در تاریخ ٩ دی ماه ماموران امنیتی به نام بازرسان مالیاتی به دفتر وکالت شیرین عبادی حمله و بر خلاف قوانین ملی و بین الملی اسناد و پرونده های موکلین وی را ضبط کردند. روز ١٢ دی ماه بیش از صدتن از بسیحیان سازماندهی شده از سوی سپاه پاسداران برای محکوم کردن حملات اسرائیل به غزه در تهران در مقابل منزل شیرین عبادی تجمع و علیه وی شعار دادند.

Thursday, March 12, 2009

اعدام چهار نفر در زندان طبس




اعدام چهار نفر در زندان طبس
دستگاه قضايی جمهوری اسلامی چهار نفر را در زندان مرکزی شهر طبس بدار آویخت.یک مقام دادگستری رژیم در طبس گفت چهار نفر بنامهای علی آبستان، علی دهقانی، علی دامشاد و محمود مرادی در سال 85 طی یک درگیری مسلحانه در کویر طبس دستگیر شده بودند و پس از تائید مراجع قضايی در سحرگاه دیروز اعدام شدند.
-

نوروزِ : بدونِ حاجی فيروز! بدونِ عمو نوروز

نوروزِ : بدونِ حاجی فيروز! بدونِ عمو نوروز

وبلاگ نوشته های ستار لقایینوروز از راه مي رسد. با صداي سبز روييدن و زايش زمين. با شکفتنِ شکوفه هاي بادام. با خروشِ بوي خوش و رنگ زيباي سنبل. با چهچه ي قمريان. با نواي ِ بلبلان. با سرودِ مرغان عشق.نوروز از راه مي رسد، با لبان بي لبخندِ مردم ایران، با چهره هاي زردشان، با هفت سين هاي بي سين شان، با سفره هاي خالي شان، با لباس هاي پار و شايد پيرار و شايد هم دو دهه ي پيشترشان، با چشم هاي گريانِ خانواده ي هانا عبدی، با چشم هاي سرخ ايرانياني که عزيزان شان به جرم انسان دوستي و آزادگي، غل و زنجير ضد مردم را تحمل مي کنند و با اندوه تبعيدياني که آرزو شان، ديدار مادر سالخورده شان است...نوروز از راه مي رسد، با صدها هزار زني که به بهاي شيشه يي شير، براي کودک گرسنه شان، بر سر بازار به هر رجاله يي، تن مي فروشند. با هزاران کودک خياباني که شبِ تاريک و درازِ عيدشان را مثل ديگر شب هاشان، در قبرستان ها به صبح مي رسانند و روزها در کوچه پس کوچه هاي شهر، هويت شان را گدايي مي کنند و بزرگ ترين خواسته شان، دست نوازش مادري گم شده است و نيز يک وعده غذاي گرم. با مردمي که واژه ي جديدي به نام «کارتون خواب» را به فرهنگ نامه هاي فارسي افزوده اند.نوروز از راه مي رسد، با اضطرابي تلخ. با سفره هايی نه تنها بدون ماهي و سبزي پلو، بلکه عاري از تکه‌يي نان خشک.نوروز از راه مي رسد، بدون عمو نوروزاش. بدون حاجي فيروزاش. که قهر کرده اند، شايد. و يا دل و دماغ خبر رساني ندارند.نوروز از راه مي رسد، با هداياي بي شماري که دولت «مهرورزي» براي ملت ايران، در کوله بارش، ارمغان دارد. همه ي سفره ها و در همه ي خانه ها، با تصاوير و اخبار بمب هاي ايران برباد ده، و ويرانگر، رنگين است. بين تمام مردم، جز عده يي معدود از وابستگان اليگارشي آخوندي، سخاوتمندانه!! و بدون تبعيض!! «فقر» و «گرسنگي» و «شکنجه» و «اعدام» و «شربتِ گواراي شهادت»!! تقسيم شده است.نوروز از راه مي رسد، و امسال بر خلاف گذشته ها، عيدي هاي استثنايي و کلان!! به مردم ايران، به ويژه زحمتکشان، هديه شده است: گزمه های فقیه سفیه و پاسدار احمدی نژاد!! که شليک صدها تير خلاص را درکارنامه ي درخشان!! خود دارد، چند هفته مانده به نوروز، فقط در یک سحرگاه، 48 ایرانی را با «مهرورزي»!! اعدام کردند.نوروز از راه مي رسد، و همه ي کارگران ايران در شمول «مهرورزي»!! پاسدار احمدي نژاد قرار گرفته اند. و بيشترشان، ماه ها حقوق و مزاياي شغلي اشان، در صندوق کارفرمايان به عنوان ذخيره ي بلاعوض، مصادره شده است!! تا کارفرما بويژه اگر از اعضاي اليگارشي آخوندي باشد، نزد رييس بانک اش، در خارج از کشور، سرفراز باشد، و به خود ببالد که هر روز بر ميزان سپرده هاي ثابت و غير ثابت و نيز حجم معاملات اش در بورس هاي لندن و نيويورک و... و... افزوده مي شود، تا مردم ايران افتخار داشتن بيشترين ميلياردرها را در سطح جهان نصيب کشور خود کنند. و در مقابل گروه زيادي از کارگرانی که حقوق حقه شان را مطالبه کرده اند، در زندان هاي حکومت عدل!! فقيهِ!! مغول وار، وسيله ي انواع شکنجه هاي صميمانه، با مهر و محبت!!، پذيرايي!! مي شوند.نوروز از راه می رسد، در حالی که ده ها روزنامه نگار به نشانه ي «مهرورز»ي در سجن هاي سياه فقيه، مسجون اند و صدها روزنامه نگار، بيکار و تعداد زيادي روزنامه و سايت هاي اينترنتي به محاقِ تعطيل افتاده اند تا در روزهاي عيد نوروز، نويسندگان، فرصت کافي براي مطالعه و استراحت!! داشته باشند.نوروز از راه مي رسد، و حکومت «مهرورزي»، در در بلوچستان و سیستان، در کردستان و بسیاری از نقاط کشور، به عنوان غذاي شب عيد، به مردم گلوله هاي داغ تقديم!! می دارد و حق طلبان را به خاک می افکند و سطح زمين را با خون رنگ می زند!! و بدين وسيله مقدم نوروز را گرامي می دارد و جلوي پاش فرش قرمز می گستراند!!نوروز از راه مي رسد، با نگاه هاي صدها زنداني سياسي که در پشت ديوارهاي سيماني، در انتظار لحظه ي اعدام خويش اند.نوروز از راه مي رسد با صداي ضجه هاي زناني که سنگسار مي شوند.گوش کنيد!صداي برخورد سنگ ها و سرها را بشنويد!نوروز از راه مي رسد، با صداي رگبار مسلسل هايي که سينه هاي مردم دوستان ايران را مي شکافد.اگر اندکي شنوايي برايتان به جاي مانده است، گوش کنيد و صداي رگبار مسلسل ها و تيرهاي خلاصي را که ياران پاسدار احمدي نژاد شليک مي کنند، بشنويد!نوروز از راه مي رسد، گوش کنيد! صداي فرو افتادنِ برادران، خواهران، فرزندان، و والدين مان را، در آستانه ي نوروز، بشنويد.اين نوروز فقاهتي است!باشد که به کوشش همه ي ايرانيان، سالِ پاياني اش باشد

Wednesday, March 11, 2009

ما زن و مرد جنگیم، به جنگ تا به جنگیم

ما زن و مرد جنگیم، به جنگ تا به جنگیم
شعر از سعید گیل آوا- آهنگ از استاد محمد شمس - کلیپ از زری اصفهانی

اعدام شش نفر در زاهدان، اصفهان و ارومیه


اعدام شش نفر در زاهدان، اصفهان و ارومیه

رژیم جنایت پیشه جمهوری اسلامی شش تن دیگر را در شهرهای زاهدان، اصفهان و ارومیه اعدام کرد.
روز دوشنبه دستگاه قضايی رژیم چهار بلوچ سنی را به اتهام محاربه در زندان زاهدان بدار آویخت.
یكی زندانی دیگر نیز بنام مصطفی. م 34 ساله كه از اهالی روستاهای اصفهان بود، اعدام شد.
فعالان حقوق بشر نیز از حلق آویز یک زندانی دیگر بنام حامد محمد زاده در زندان ارومیه خبر دادند.
این زندانی که اهل میاندوآب بود سحرگاه سه شنبه در زندان مرکزی ارومیه بعد از چندین سال حبس اعدام شد.
همچنین بنابه خبر دیگری دستگاه قضائی رژیم حكم اعدام یک زندانی 33 ساله را در استان فارس صادر كرده است. این زندانی نیما نام دارد.
تنها طی 10 روز بیش از 20 نفر در شهرهای مختلف ایران اعدام شدند و حکم اعدام نزدیک به 35 تن دیگر نیز صادر شده است
.

اجرای مخفیانه حکم سنگسار مردی در رشت


اجرای مخفیانه حکم سنگسار مردی در رشت
خبرنامه امیرکبیر: سحرگاه پنجشنبه پانزده اسفند ۱۳۸۷ مردی ۳۰ ساله به جرم زنای محصنه سنگسار شد.ولی آزاد اهل پارس آباد مغان و کارمند اداره بازرگانی این شهر در محل زندان لاکان شهرستان رشت با حکم شعبه ۱۱ دادگاه کیفری استان گیلان به ریاست حجت الاسلام قاضی کاشانی محکوم به سنگسار شده بود و این در حالی است که زنی که در این اتهام با او شریک بود مورد عفو قرار گرفته است.این حکم به صورتی مخفیانه و با حضور افراد محدودی به اجرا گذاشته شده است و جنازه وی به دلیل ترس از افشا، علیرغم تلاش خانواده وی تحویل آنان نشده و در نقطه ای نامعلوم دفن شده است.اجرای چنین احکامی در گیلان کاملا بی سابقه است

Tuesday, March 10, 2009

گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، (زنان


گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، (زنان

من مخالفت خودم را موقعی و در زاویه ای علام می کنم و می گویم حجاب نمادی کاملا ضد زن و ارتجاعی است که می بینم تراشگران پیکره جامعه و یا کسانی که ادعای نمایندگی فردا را دارند ، از فلان ملای با سواد گرفته، تا فلان رجل مذهبی یا بهمان نویسنده ی اهل دین می خواهند باز هم
. تئوری ببافند و بخورد همگان دهند و خر مراد خود را برانند

Sunday, March 08, 2009

چهارشنبه سوری را به یک حرکت ضد حکومتی تبدیل کنیم


چهارشنبه سوری را به یک حرکت ضد حکومتی تبدیل کنیم



Saturday, March 07, 2009

گرامی باد 8 مارس روزجهانی زن

گرامی باد 8 مارس روزجهانی زن

زنده باد 8 مارس ،روز جهانی زن


ترانه سرود جهان دیگری
زنده باد 8 مارس ،روز جهانی زن


هشت مارس ياد آور روز انسان هايی است که در فرهنگ جوامع طبقاتی ارزش انسانی نداشته و ندارند
آری از زنان سخن می گوييم از نيمی از جمعيت انسانهای دنيا.آن نيمه ای که علاوه بر ستم طبقاتی،ستم جنسی را هم تحمل می کنند
امسال در شرايطی به پيشواز 8 مارس می رويم که زنان ايران و جهان بخصوص زنان کارگر دچار وحشیانه ترین ستم ها و بی حقوقی ها هستندو از دستمزد کمتری نسبت به مردان برخوردارند
در قوانين حقوقی برخی از کشورها ( از جمله ايران ) جنس دوم تلقی شده و از داشتن حقوق فردی و
اجتماعی محرومند ، در محل کار و زندگی مورد تعدی و تجاوز قرار می گيرند ، قربانی قتل های
ناموسی و اسير فرهنگ عقب مانده می شوند و در جنگ ها بهترين طعمه برای اشتهای سيری ناپذير
ارتجاع و سرمايه داری هستند
همه ما به خوبی می دانيم که اساس این ستم در نظام سرمایه داری است، نظامی که تولید و توضیعش را بر اساس سود بیشتر سازمان می دهد و زیر پا له شدن میلیون ها انسان برایش بی اهمیت و ناچیز است در اين ميان، تنها بخشی از جامعه که در دنيای
سرمايه داری در اولين حملات مورد تعرض قرار می گيرد، زنان هستند . در تعديل نيرو و اخراج
سازی ها ،اول اين زنان هستند که در ليست قرار دارند.در کاهش دستمزدها ، زنان هستند که بايد
اولين تجربه را به چشم ببينند. هنگام حمله به حقوق اجتماعی و فردی، زنان اولين قربانيان تبعيض و
ستم هستند و
، نويد بخش رهايی زنان 􀑧 هشت مارس روزی است که در عين حال که ياد آوراين ستم و تبعيض ها است
از ستم جنسی و طبقاتی است. پيام 8 مارس پيامی انسانی است که به همه ی زنان و مردان ستمدیده ، به همه ی انسان های آزاديخواه و برابری طلب فراخوان به برافراشتن پرچم رهايی بشريت
را می دهد. رها شدن جامعه در گرو رهايی زنان است. پس بيايم به اين فراخوان پاسخ داده و در
اين مبارزه ی مشترک(زنان و مردان) شرکت کنيم

سرکوب شدگان امروز ، فاتحان فردایند
زهره شجاعی 8 مارس 2009

Friday, March 06, 2009

شعار مرگ بر دیکتاتور بعد از سخنرانی خاتمی درشیراز

شعار مرگ بر دیکتاتور بعد از سخنرانی خاتمی درشیراز

وضعیت وخیم معیشتی میلیونها ایرانی در آستانه نوروز


وضعیت وخیم معیشتی میلیونها ایرانی در آستانه نوروز

آینده نیوز: در حالی که دو هفته تا عید نوروز باقی مانده است، نگرانی های معیشتی زندگی بیش از 50 میلیون نفر در ایران را فراگرفته است.
مطابق با آمارهای رسمی بیش از 14 میلیون نفر از مردم کشور زیر خط فقر شدید به سر می‌برند و حدود 30 میلیون نفر از مردم که شامل بخش عمده‌ای از حقوق‌بگیران دولت به ویژه فرهنگیان، اکثر نیروهای مسلح و کارگران هستند نیز دریافتی ماهیانه‌ای کمتر از 500 هزار تومان دارند و با توجه به آن که طبق آمارهای بانک مرکزی حدود 24 میلیون نفر از این تعداد اجاره‌نشین هستند، تأمین حداقل معیشت برای آن‌ها نیز ممکن نیست.
تصویب عیدی به مبلغ 250 هزار تومان برای کارمندان دولت نیز در حالی صورت می‌گیرد که به دلیل تعطیلات فراوان فروردین ماه، بخش عمده آن با کاهش اضافه کاری این ماه نسبت به سایر ماه‌های سال ناپدید می‌شود و با توجه به گرانی موجود، ‌مسئولان کشور باید پاسخگو باشند که آیا این مبلغ ناچیز 250 هزار تومانی، تأمین‌کننده چه مقدار مواد غذایی اولیه مورد نیاز مردم است؟ چه رسد به تأمین پوشاک، کفش و وسایل پذیرایی نوروز!
این در حالی است که متوسط حقوق نمایندگان مجلس، مدیران کل، معاونین، وزاری دولت و مدیران شهرداری از 5/1 تا 3 میلیون تومان در ماه است.
بنابر آخرین اعلام بانک مرکزی از قیمت‌های مواد خوراکی در شهر تهران، ماست هر کیلو هزار تومان، پنیر هر کیلو 5500 تومان،‌ تخم‌مرغ شانه‌ای 2700 تومان، برنج هر کیلو 3300 تومان، حبوبات به طور متوسط هر کیلو دو هزار تومان،‌ میوه به طور متوسط هر کیلو هزار تومان، گوشت گاو و گوسفند هر کیلو حدود ده هزار تومان، ‌گوشت مرغ هر کیلو 2400 تومان و روغن هر کیلو حدود دو هزار تومان است.‌ با توجه به این قیمت‌ها که از سوی دولت اعلام شده، باید از مسئولان پرسید، برای سیر کردن شکم یک خانواده 4 نفره با حداقل مواد غذایی لازم که به بیماری و سوء تغذیه دچار نشوند، چه میزان هزینه لازم است؟
و آیا تأمین این هزینه‌ها با یک حقوق پانصد هزار تومانی و عیدی 250 هزار تومانی با احتساب هزینه اجاره مسکن، حمل و نقل، درمان، پوشاک، آب،‌ برق، گاز و تلفن و... ممکن است و اگر ممکن نیست، زمانی که مسوولان خود در رفاه کامل به سر می‌برند، آیا به مردم محروم توصیه می‌کنند که شب‌ها با شکم گرسنه سر بر زمین بگذارند
؟

قاچاق و فروش دختران ایرانی در پاکستان


قاچاق و فروش دختران ایرانی در پاکستان

سایت کانون زنان ایرانی: دختران ایرانی پس از قاچاق در پاکستان به فروش می رسند. این دختران اغلب با ازدواج های قلابی به این کشور منتقل و در شهرهای مختلف آن به فروش می رسند . این گفته شهلا معظمی استاد دانشگاه تهران در سی و سومین نشست علمی قاچاق زنان و کودکان در آسیای مرکزی است که عصر سه شنبه در دانشگاه تهران برگزار شد .
معظمی می گوید توده های عوام و زنان روستائی کمترین آگاهی را نسبت به این موضوع دارند . در مناطق فقیر نشین کشور ما مانند خراسان جنوبی خیلی از خانواده ها با عقد رسمی دختران شان را با تصور شوهر دادن به این دام می اندازند . ازدواج هائی که قلابی است و بعدا این دختران از کشورهائی خلیج فارس و پاکستان سر در می آورند.
او به آگهی های تبلیغاتی که برای جذب نیروی کار تهیه می شود هم اشاره می کند آگهی هائی که در پشت پرده شان منظوری دیگر نهفته است اما عده ای به دلیل ناآگاهی فریب می خورند.
او از قاچاق انسان به عنوان بردگی نوین نام می برد. بردگی ای که در عصر مدرن همه حقوق انسان را از او سلب می کند. قاچاقچیان زنان و دختران جوان جویای کار را می فریبند و در انبار کشتی پنهان و با شرایط رقت بار قاچاق می کنند . گاه این زنان به خاطر شرایط بد انتقال هرگز به مقصد نمی رسند و گاه هم به دریا انداخته می شوند .
او به رشد وسیع این جرم سازمان یافته در طی سالهای اخیر اشاره می کند قاچاق زنان و کودکان برای قاچاقچیان کم خطر تر است .اغلب این زنان با رضایت کامل جابه جا می شوند و پس از رسیدن به مقصد می فهمند به دام افتاده اند.
سازمان ملل در این باره فیلمی ساخته است فیلمی که در پشت اگهی های استخدام با وعده زندگی بهتر و شغل مناسب تر بسیاری از دختران فریب می خورند و پس از رسیدن به مقصد به فحشای اجباری یا کار در شرایط غیر انسانی گمارده می شوند.
به گفته معظمی این افراد به شدت در جهت افزایش قدرت سیاسی شان می کوشند چون هر قدر دولت و پلیس با آنها همراه شوند بیشتر می توانند فعالیت هایشان را انجام دهند. بنابر این یک دولت سالم بهترین تهدید کننده این گروهها محسوب می شود و فساد مالی این سیستم هم بهترین تقویت کننده این باندها است
.

مرگ یک زندانی سیاسی در زندان گوهردشت



مرگ یک زندانی سیاسی در زندان گوهردشت
جمعه ۱۶ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۶ مارس ۲۰۰۹
رادیو فردا: زندانی سیاسی «در اثر کوتاهی مقامات ایرانی» درگذشتامیرحسین حشمت ساران، زندانی سیاسی که از چهار سال پیش در زندان رجاییشهر کرج محبوس بود، صبح روز جمعه در اثر بیماری قلبی در بیمارستان رجایی کرج درگذشت.به گفته محمدرضا فقیهی، وکیل آقای حشمت ساران، حال این زندانی که سابقه بیماری قلبی داشته است چهارشنبه شب به وخامت گراییده و به بهداری زندان رجاییشهر، گوهردشت سابق، و سپس به بیمارستان رجایی کرج منتقل شده و در همان جا جان سپرده است. آقای فقیهی در گفتوگو با رادیوفردا با اشاره به این که «زندان کوشش جدی برای معالجه زندانی بیمارش نکرده و باید توجه داشت که زندان مسئول سلامتی زندانیان است» نتیجه گرفت که در مرگ امیرحسین حشمت ساران «کوتاهی مقامات زندان مسلم است».به گفته وکیل آقای حشمت ساران، این زندانی از ماهها قبل دچار عارضه قلبی بوده و پیش از این نیز «بارها حال او بد شده بود». آقای فقیهی میگوید با این وجود دادستان انقلاب شهریار درخواستهای همسر آقای حشمت ساران، الهه نازجو، را برای درمان این زندانی بیپاسخ گذاشته و در چهار سال گذشته «برای جلوگیری از گفتوگوی او با رسانهها» بیش از یک بار به او مرخصی نداده است. فاطمه حشمت ساران، خواهر زندانی درگذشته، نیز در گفتوگو با رادیوفردا با اشاره به این که خانواده حشمت ساران به مرگ این زندانی «مشکوک» هستند گفت که «ما دنبال این کار را خواهیم گرفت». خانم حشمت ساران همچنین اشاره میکند که این زندانی پس از انتقال به بیمارستان با وجود این که در حال کما بوده «با دستبند به تخت بسته شده است». محمدرضا فقیهی در گفتوگو با رادیوفردا در عین حال ادعای مورد ضرب و شتم قرار گرفتن موکل خود، آقای ساران، در زندان کرج را رد کرد. پیشتر چند وبسایت و وبلاگ اشاره کرده بودند که امیرحسین حشمت ساران در سلول زندان مورد «حملات سازمانیافته و ضرب و شتم» قرار گرفته است.امیرحسین حشمت ساران در سال ۱۳۸۳ به جرم تاسیس گروهی به نام «جبهه اتحاد ملی ایران» محاکمه و در دادگاه انقلاب شهریار به هشت سال حبس محکوم شد. آقای حشمت ساران در سال ۱۳۸۴ نیز در اعتراض به همبند شدن با زندانیان عادی به همراه عدهای دیگر به اعتصاب غذا دست زد. این اعتصاب غذا ۹ هفته ادامه داشت.******مسئولان پاسخگوی مرگ های مشکوک زندانيان باشند اطلاعيه مطبوعاتی مجموعه فعالان حقوق بشر در ايرانبه استناد معاهدات و مقاوله نامه های جاری حفاظت از جان و امنيت زندانی بر عهده مسئولان قضائی و سيستم زندانبانی است، در تماس مجموعه با خانواده زندانی سياسی"امير حسين حشمت ساران" شنيده ها پيرامون خبر فوت ايشان تائيد گرديد، خانواده وی ضمن مبهم بودن زوايايی از مرگ وی که منجر به سکته مغزی اين زندانی گرديده است خواهان پاسخگويی و شفاف سازی مسئولان مربوطه شدند.اين زندانی وجدانی که در حال تحمل پنجمين سال از محکوميت شانزده ساله خود بود پس از رو به وخاومت گرائيدن وضعيت جسمی خود که با بی توجهی اوليه مسئولان در تاريخ ۱۱ اسفند سير تصاعدی طی نمود در بخش مراقبتهای ويژه بيمارستان رجايی کرج ر تاريخ ۱۵ اسفند بستری گرديد.اميرحسين حشمت ساران سرانجام صبح روز جاری در اين بيمارستان جان خود را از دست داد.آقای ساران که متاهل و دارای سه فرزند بودند در چندين نوبت در سال جاری درخواست مرخصی خود را به مسئولان مربوطه تسليم نموده بودند که هر بار با دلايل واهی از استفاده اين زندانی از حق مرخصی ممعانت بعمل آمده بود.مرگ مشکوک ايشان سومين مرگ مشکوک پس از ولی الله فيض مهدی و عبدالرضا رجبی در اين زندان امنيتی که هم اکنون محل نگهداری بيش از پنجاه زندانی سياسی از اقصی نقاط کشور است می باشد. در هيچيک از موارد مسئولان نسبت به مرگ اين زندانيان پاسخگو نبوده اند و مرگ مشکوک زندانيان همواره در پاره ای از ابهام قرار گرفته است. اين نوع جان باختن زندانيان عقيدتی در طی سه سال اخير در سراسر کشور روندی رو به رشد و نگران کننده داشته است.اميرحسين حشمت ساران در سال ۸۲ به همراه تعدادی از همفکران خود به دليل راه انداری گروهی به نام "جبهه اتحاد ملی ايران" که مشی مسالمت آميز و سياسی را در کارکرد گروه خود معرفی نموده بود بازداشت شد. وی در دادگاه انقلاب کرج به اتهام راه اندازی جمعيت غيرقانونی به هشت سال حبس تعزيری محکوم گرديد. نامبرده در اتهاماتی ديگر همچون تبليغ عليه نظام و توهين به مسئولان به هشت سال ديگر حبس تعليقی محکوم شد. در طول پنج سال سپری نمودن ايام محکوميت، اين زندانی عقيدتی تنها يکبار از حق مرخصی استفاده نمود و به صورت مکرر تحت فشار و برخورد مسئولان زندان رجايی شهر کرج قرار داشت.مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران ضمن مشکوک خواندن مرگ اين زندانی عقيدتی و تسليت به خانواده داغدار اين زندانی، از مسئولان زندان رجايی شهر کرج و کادر پزشکی اين زندان خواستار پاسخگويی نسبت به مرگهای مشکوک در اين زندان می باشد. همچنين ساير تشکلات مدافع حقوق بشر را به واکنش متحدانه و پيگری اين موضوع فرا می خواند.دبيرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ايرانتهران - شانزدهم اسفندماه ۱۳۸۷

Thursday, March 05, 2009

دوره‌ گردی و آوازه ‌خوانی، پيشه جديد كودكان كار

دوره‌ گردی و آوازه ‌خوانی، پيشه جديد كودكان كار

در حال حاضر كارشناسان مسائل اجتماعي معتقدند كه فضا و محيط‌هاي مركزي شهر، مكان مناسبي براي اشتغال كودكان نيست بويژه اين كه كودكان ناچارند براي كسب درآمد به فعاليت‌هاي پست روي آورند و تلاش آنها براي به دست آوردن پول آنان را براحتي در معرض امور خلاف قانون و اخلاق قرار مي‌دهد.
جام جم آنلاين: روزهاي پاياني سال فرصتي براي ورود كودكان قد و نيم‌قد با صورتي آفتاب سوخته و لباس‌هاي نامتعارف است، اينها يا حاجي فيروز مي‌شوند يا خواننده يا رقاص. گاهي هم فال و شكلات و اسكاچ مي‌فروشند. هرچه هستند قانون كار آنان را از ياد برده، ولي خيابان با تمام عابرانش در آستانه عيد هر سال آنها را به خاطر سپرده است.
حاجي فيروزم، سالي يه روزم
چند بار طول خيالان وليعصر را بالا رفته و پايين آمده‌اند، 2 كودك 10 و 12 ساله‌اي كه پيراهن چرك و ساتن قرمز پوشيده‌اند و صورتشان پشت زغال سياه پنهان شده است. پيرمرد تنبك به دست با هر ضربه‌اي آنان را وامي‌دارد تا برقصند و بخوانند و آنها كه خسته شده‌اند گاهي در ميانه كار خميازه‌اي مي‌كشند.
عجب رسميه، رسم زمونه
ابتداي ميدان هفت‌حوض، نوجواني آكاردئون به دست ايستاده، صورتش سبزه و سياه است و سرش تراشيده، به سختي 10 ساله به نظر مي‌رسد. با تمام قدرت مي‌خواند: «عجب رسميه...» گاهي هم از موسيقي عقب مي‌افتد، كسي نگاهش نمي‌كند. بعضي اوقات هم‌چنان فشاري به حنجره‌اش مي‌آورد كه سرفه‌اش مي‌گيرد و...تو رو خدا بخر...
آويزان عابران است، احتمالا 7 سال بيشتر ندارد. بيني‌اش را بالا مي‌كشد و دنبال آدم‌ها مي‌دود، بيشتر زنها از او آدامس مي‌خرند تا مردها. خودش مي‌گويد حاضر نيست از خودش بگويد حتي اسمش را. صاحب مغازه‌اي مي‌گويد گاهي تا ساعت 23 در خيابان پرسه مي‌زند و دست آخر پدرش كه كارگر ساختماني است، به سراغش مي‌آيد.
در اغلب گزارش‌ها، كودكان كار را چنان به تصوير مي‌كشند كه در شرايط نامناسب و به اجبار مشغول كارند. كار در كارگاه‌هاي صنعتي، دستفروشي در اماكن عمومي و چهارراه‌هاي شهر، گمارده شدن به كارهاي غيرقانوني وحتي خلاف اخلاق از جمله فعاليت‌هايي است كه كودكان منع شده‌اند.
در حالي كه متناسب با ايام سال، كودكان در فعاليت‌هاي نامتعارف ديگري هم ديده مي‌شوند كه به دليل انعطاف بيشتر در دستمزد و نبود قانون حمايتي حتي بيشتر از بزرگسالان به كار مشغولند.
كودكان كار در اغلب موارد از سوي پدرها، ناپدري‌ها و ديگر اقوام خود به كار سخت مبادرت مي‌ورزند و با وجود درآمد روزانه 1000 تا 3000 تومان براحتي مشقت كار را تحمل مي‌كنند.
كامران صداقت به عنوان پژوهشگر مسائل اجتماعي در گفتگو با ايسنا به نتيجه پيمايشي اشاره كرده كه بر اساس آن 7 درصد كودكان زير 14 سال به صورت تمام وقت يا پاره‌وقت و حتي به شكل پنهاني كار مي‌كنند.
وي علت اين امر را فقر معيشتي خانواده‌ها مي‌داند، چرا كه بر اساس نتايج اين تحقيق، كودكان كار به خانواده‌هاي دهك پايين جامعه تعلق دارند. همچنين تفاوت زياد سني والدين با كودكان عامل موثري است، چون اين كودكان اغلب از پشتيباني پدر و مادر محرومند.
وي مشخص نبودن نهاد مقابله‌كننده با كار كودكان را از ضعف‌هاي موجود مي‌داند و معتقد است: بايد نهادهايي مانند نيروي انتظامي، وزارت كار، سازمان بهزيستي و تشكيلات قضايي در برخورد با اين مشكل سازماندهي شوند.
آيين‌نامه ساماندهي كودكان كار طرحي فراموش شده
مثل بسياري از آسيب‌هاي اجتماعي هنوز آمار دقيقي از تعداد كودكاني كه در سنين زير 15 سال به كار مشغولند وجود ندارد، آمار خوشبينانه تعدادشان را تا 700 هزار نفر و كمي سختگيرانه‌تر تا 2 ميليون نفر برآورد مي‌كند.
عده‌اي از آنان تنها در تعطيلات تابستاني روانه بازار كار مي‌شوند و برخي هم به دلايل مختلف از ورود به مدرسه منع شده و تمام ايام سال كار مي‌كنند. اواخر دهه 70 و ابتداي دهه 80 مقررات جديدي براي مقابله با كار غيرقانوني كودكان و نوجوانان وضع شد كه طبق آن 23 نوع شغل براي افراد 15 تا 18 سال ممنوع اعلام شد كه اغلب اين فعاليت‌ها شامل جوشكاري، كار با وسايل برقي و با ارتعاش بالا و... بود و در حالي كه اين قانون پيش‌بيني درستي از كار كودكان نداشت، به نظر مي‌رسد تدوين‌كنندگان آن براحتي از حجم انبوه مشاغل كودكان كه آنها را وامي‌دارد تا تامين معيشت را بر آموزش رسمي در مدارس ترجيح دهند، چشم‌پوشي كرده‌اند.
بعلاوه قانون مورد اشاره حتي نتوانسته مانع از كار كودكان و نوجوانان در مشاغلي نظير نانوايي، مكانيكي، آهنگري و قاليبافي شود، چه رسد به مشاغلي كه سخت و زيان‌آور هم نيستند.
علت اين ناتواني را مي‌توان اشتياق برخي كارفرمايان در به‌كارگيري افراد زير سن قانوني و انعطاف آنان در برابر سطح دستمزد و نبود حمايت‌هاي بيمه‌اي و فقر و تنگدستي خانواده‌هايشان ذكر كرد.
اما كمي جلوتر مي‌توان از پيش‌نويس آيين‌نامه ساماندهي كودكان خياباني در وزارت رفاه طي 3 سال گذشته سراغ گرفت كه متاسفانه با وجودي كه 80 درصد كودكان خياباني را كودكان كار تشكيل مي‌دهند، اين آيين‌نامه هم از ضمانت اجرايي لازم برخوردار نبوده است.
نقص قانون، كسري بودجه فراموشي كودكان كار
هر چند كه قانون كار جمهوري اسلامي ايران، اشتغال اطفال كمتر از 15 سال را ممنوع كرد، اما هنوز اين قانون كارفرماياني را كه اطفال را استخدام مي‌كنند، مورد مواخذه قرار نمي‌دهد. حتي پيوستن ايران به كنوانسيون حقوق كودك در سال 1373 هم نتوانسته از روند پرشتاب كار كودكان بكاهد.
در اين كنوانسيون كشورها به تعيين حداقل سن براي انجام كار،‌ تعيين مقررات مناسب در شرايط و ساعات كاري و اعمال مجازات متخلفان موظف شده‌اند، در حالي كه اين كنوانسيون هم تاكنون جنبه صوري و تشريفاتي داشته است.
در حال حاضر كارشناسان مسائل اجتماعي معتقدند كه فضا و محيط‌هاي مركزي شهر، مكان مناسبي براي اشتغال كودكان نيست بويژه اين كه كودكان ناچارند براي كسب درآمد به فعاليت‌هاي پست روي آورند و تلاش آنها براي به دست آوردن پول آنان را براحتي در معرض امور خلاف قانون و اخلاق قرار مي‌دهد.
سازمان بهداشت جهاني فشارهاي رواني، پيري زودرس، افسردگي، سوءاستفاده‌هاي جنسي و نبود اعتماد به نفس را از عوارض كار كودكان در سنين پايين اعلام مي‌كند. هر چند سازمان‌هاي ارائه خدمات اجتماعي مانند بهزيستي و شهرداري در سال‌هاي اخير بارها به جمع‌آوري اين كودكان پرداخته‌اند ولي كسري اعتبارات، نبود مديريت واحد و منسجم، مشاركت نكردن سازمان‌هاي غيردولتي و از همه مهم‌تر مقطعي بودن برنامه‌ها و طرح‌هاي حمايتي باعث بي‌توجهي به كودكان كار شده است.
حضور اين كودكان در برخي مشاغل مانند دوره‌گردي، آوازخواني، دستفروشي و... آنقدر عادي شده كه با وجود علني و آشكار بودن حضورشان، چشم‌ها به پرسه زدن آنها عادت كرده است، گويا برنامه‌ريزان هم مانند عابران خيابان‌ها ديگر آنان را نمي‌بينند
.

طرح حقوق زنان ایران در نشست سازمان ملل متحد




طرح حقوق زنان ایران در نشست سازمان ملل متحد
امروز جمعی از فعالان پیشرو حقوق زن در ایران با شرکت در پنجاه و سومین نشست کمیسیون مقام زن، ویژه سازمانهای غیر دولتی، اعلام کردند که علیرغم اهمیت نقش زنان در همه حوزه‌های اجتماعی، زنان ایران در مبارزاتشان برای برابری جنسیتی، در بسیاری از حوزه ها با چالش‌های جدی مواجه هستند.
Thu / 05 03 2009 / 9:38مقر سازمان ملل متحد، ۱۴ اسفند ماه ۱۳۸۷- امروز جمعی از فعالان پیشرو حقوق زن در ایران با شرکت در پنجاه و سومین نشست کمیسیون مقام زن، ویژه سازمانهای غیر دولتی، اعلام کردند که علیرغم اهمیت نقش زنان در همه حوزه‌های اجتماعی، زنان ایران در مبارزاتشان برای برابری جنسیتی، در بسیاری از حوزه ها با چالش‌های جدی مواجه هستند. زنان شرکت کننده در این کنفرانس در میزگردی تحت عنوان "نابرابری های میان زنان و مردان، خشونت علیه زنان و اچ آی وی ایدز در ایران" سخنرانی کردند. این میزگرد توسط انجمن ایتالیایی زنان در توسعه (آیدوس) سازماندهی شده است. در حالیکه مدافعان حقوق زن بیش از یکصد سال است که برای برابری مبارزه می کنند، اما در سالهای اخیر شاهد سیاستهایی بوده اند که نابرابری های جنسیتی در آنها شدت گرفته است. در ایران در سه دهه اخیر، سیاستهای دولتی بیش از برابری جنسیتی بر عدالت جنسیتی مبتنی بوده است. به عبارت دیگر، دولت مروج سیاستهایی است که مدعی تفاوتهای میان مردان و زنان است و متناسب با آن باید حقوق، مسئولیتها و نقش های انها نیز متفاوت باشد. دانیلا کلمبو؛ رئیس آیدوس در این نشست گفت:"زنان ایرانی یکی از پویاترین و موثرترین جنبش های برابری جنسیتی را در جهان امروز رهبری می کنند. طیف وسیعی از فعالیتهایی که توسط این فعالان حقوق زن مورد بحث قرار گرفت وطرح چالش های پیش روی آنها بر اهمیت حقوق زنان و فوریت مبارزه برای آن گواهی می دهند." سوسن طهماسبی یک دید کلی ازجنبش کمپین یک میلیون امضا، که جنبشی است مبتنی بر توده مردم و هدف آن اصلاح قوانین تبعیض آمیز علیه زنان است، ارائه کرد. سوسن طهماسبی هم اثرات تبعیض قانونی بر زندگی زنان و هم فعالیتهای صلح آمیز کمپین را برای تغییر مورد بحث قرار داد و به حضور سه نسل از زنان و مردان برابری خواه در این جنبش اشاره کرد. او همچنین ، به اجرای حکم زندان عالیه اقدام دوست که بخاطر شرکت در تجمع مسالمت آمیز علیه قوانین تبعیض آمیز به سه سال زندان محکوم شد و در حال حاضرنیز در زندان بسر می برد در سخنرانی خود اشاره کرد.خدیجه مقدم در این نشست گفت که نابرابری های اقتصادی و نبود فرصتهای برابر شغلی، بر زنان بطور نامتناسبی اثر می گذارد. او با اشاره بر اینکه زنان سرپرست خانوار که تعدادشان رو به افزایش است و از فشارهای اقتصادی شدیدی رنج می برند و بسیاری از آنها در وضعیت زیر خط فقر زندگی می کنند، تاکید کرد که ضروری است که برنامه هایی با ثبات برای توانمند سازی اقتصادی زنان به فوریت اجرا شوند. خدیجه مقدم فرهنگ پدرسالارانه، تبعیض قانونی علیه زنان و عدم برنامه ریزی های متناسب با نیازها را چالش های اصلی پیش رو برای توانمند سازی اقتصادی زنان در ایران معرفی کرد.آسیه امینی در باره مجازات سنگسار گفت که چگونه تبعیض علیه زنان که در قانون مجازات تعریف شده است به همراه شرایط نا برابر اجتماعی به احکام سنگسار منجر می شوند. آسیه امینی از تحقیقات خود در باره موارد سنگسار زنان در سالهای اخیر گزارش داد و در باره کار فعالان برای پایان دادن به سنگسار بحث کرد.پروین بختیارنژاد اشاره کرد که خشونت علیه زنان بویژه در استانهای عشایرنشین در ایران شدت دارد. او ضمن ارائه مباحثی از تحقیق وسیع خود در باره قتل ناموسی گفت که تعصبات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و قانونی علیه زنان در جوامع عشایری به افزایش تعداد قتل های ناموسی منجر می شوند.فاطمه فرهنگ خواه بر مسائل زنان سرپرست خانوار مبتلا به ایدز تاکید کرد. فرهنگ خواه گفت که اکثریت این زنان، که بسیاری از آنها از نظر اقتصادی فقیر هستند و خودشان هم به ایدز مبتلا می باشند، و در بسیاری از موارد شوهران آنها یا بخاطر مواد مخدر در زندانند و یا در اثر ابتلا به ایدز از پا در آمده اند. او بر بار مسئولیت این زنان اشاره کرد و گفت که این زنان بار مسئولیتهای چندگانه برای تامین زندگی افراد خانواده، مراقبت از فرزندان (که آنها نیز احتمالا به ایدز مبتلا هستند) و مراقبت از خودشان را بر دوش می کشند که غالبا توسط سیاستگذاران نادیده گرفته می شود.شهلا اختری چالش های همکاری میان آژانس های سازمان ملل متحد و تشکل های غیر دولتی در ایران در زمنیه ایدز را مورد بحث قرار داد وضمن یادآوری دست آوردها ی موثر، توصیه هایی هم برای آژانس های سازمان ملل و هم برای تشکلها به منظور بهبود همکاری ها ارائه کرد. او ضمن تاکید بر اهمیت چنین همکاری هایی برای پرداختن به مسائل زنان ایرانی که توسط سایر سخنرانان ارائه شده است، برای حرکت به سمت امحاء نابرابری های جنسیتی وجلوگیری از گسترش بیماری ایدز بر همکاری سه جانبه بین ارگانهای دولتی ، آژانسهای سازمان ملل و نهادهای مردم نهاد ایرانی تاکید کرد
.

Wednesday, March 04, 2009

بدون شرح


هم زن هستم، هم کارگرم و هم معلم

هم زن هستم، هم کارگرم و هم معلم

شمه اي از زندگي ,عاليه اقدام دوست
ميدان زنان:شمه اي از زندگي ,عاليه اقدام دوست, از ميان خطوط تلفن بند نسوان زندان اوين-13 اسفند 1387 از بند نسوان زندان اوين تماس گرفت. عاليه اقدام دوست بود. کلي پرسش بود و وقت تنگ و وقت هاي تلفني که عاليه از دوستان همبندش قرض مي گرفت. ولي با همه اينها توانستيم شمه اي از زندگي اش را از او که کمتر در مورد خودش صحبت مي کند بشنويم. عاليه اقدام دوست، شما چه سالي متولد شده ايد؟ روز اول مردادماه 1332 در شهرستان فومن به دنيا آمدم. شما روزي معلم بوديد و در دبيرستان تدريس مي کرديد، ولي گويا از آموزش و پرورش اخراج شديد، آيا اين درست است؟ بله، درست است، در سال 1359 از آموزش و پرورش پاکسازي شدم. چه دروسي را در دبيرستان تدريس مي کردي ؟ درس هايي که تدريس مي کردم مختلف بود از رياضي گرفته تا تاريخ و تربيت بدني. در کجا تدريس مي کردي؟ آيا در شهر زادگاه ات يا...؟ مدتي در شهرستان فومن، محل زندگي ام تدريس مي کردم و مدتي هم در ناحيه 10 آموزش و پرورش تهران و يک زماني در دبيرستان هدف دخترانه، وقتي خانم ملينا ملکوميان سهام دارش بود جامعه شناسي تدريس مي کردم. در دانشگاه در چه رشته اي تحصيل کرده ايد؟ ليسانس تاريخ ام را از دانشگاه تهران گرفتم. البته در زماني که مي خواستم رشته تحصيلي انتخاب کنم مي توانستم با توجه به نمرات درسي ام، در رشته پزشکي ثبت نام کنم. چون آن موقع مثلا نمره، هوش و استعداد تحصيلي ام را 2/ 99 درصد بود و در مدرسه هم شاگرد اول بودم. ولي چون تحمل ديدن مرده را نداشتم و اساسا آدم رقيق القلب هستم، پيگير تحصيل در رشته پزشکي نشدم.چه سالي از دانشگاه فارغ التحصيل شديد؟ ـ فکر مي کنم سال 1353 بود که از دانشگاه تهران ليسانس گرفتم. اما بعدها دوباره ادامه تحصيل دادم و در سال 1376 فوق ليسانس ام را در رشته مديريت صنعتي با گرايش توليد گرفتم. شما چند تا خواهر و برادر هستيد؟ما مجموعا 7 تا خواهر و 3 تا برادر بوديم. ولي الان ما 4 تا خواهر و يک برادر هستيم. بقيه فوت کرده اند و من آخرين بچه خانواده هستم، براي همين خواهرها و برادرم همه سن و سال بالايي دارند و خيلي مسن هستند. واکنش خواهرهايت در برابر حکم زندان شما چه بود؟ وقتي شنيدند که اين اتفاق برايم افتاده خيلي حال شان بد شد و نزديک بود سکته کنند. براي همين واقعا نمي خواهم آنها در اين سن و سال صدمه بخورند. 25 سال پيش (در دهه شصت) که زندان بودم، خواهرهايم در سنين جواني بودند و مي توانستند به من برسند، گرچه من همان موقع هم دوست نداشتم که آنها به خاطر من آزار ببينند. ولي حالا که ديگر واقعا سن و سالي دارند و امکان جسمي اين کار را هم ندارند. پدر و مادرتان شغل شان چه بود؟ پدر من بازاري بود و فرد بسيار خيري بود. مادرم هم همينطور، ايشان هم خير بودند و هم فوق العاده فردي اجتماعي. براي نمونه، مادرم بعد از وقايع 28 مرداد سال 1332 مي رفت مجلس شوراي ملي و تحصن مي کرد و به مجلسيان اعتراض مي کرد. چطور ازدواج کرديد؟ د سال 1357 قرار بود که به عنوان اولين زن از شهرستان فومن به آلمان بروم براي ادامه تحصيل. ولي با شروع خيزش هاي مردمي، در فومن ماندگار شدم. در آن موقع من از دانشگاه فارغ التحصيل شده بودم و در شهرستان فومن معلم بودم، براي همين به همراه دانش آموزان ام (دختر و پسر) شهر فومن را تعطيل کرديم، چون در آن شهر، همه از بازاران گرفته تا کارمندان ادارات مرا و خانواده ام را مي شناختند، آن ها هم به ما پيوستند و شهر را تعطيل کردند. در آن زمان من به عنوان نماينده فرهنگيان از شهر فومن و همچنين نماينده آنان در استان گيلان انتخاب شدم و ارتباطاتي هم با ساير استان ها داشتيم براي اينکه انسجام فرهنگيان را به وجود بياوريم. در هر صورت آن زمان ها بود که شوهر سابق ام به من نزديک شد و به رغم مخالفت هاي خانواده ام، ولي با اصرار و گريه در سال 1357 با من ازدواج کرد. و فکر مي کنم در سال 1377 بود که با وضعيت خيلي بدي از من جدا شد و از آن زمان تا سال 1383 که رسما طلاق گرفتيم از هم جدا زندگي مي کرديم. البته ماجراي اين جدايي آنقدر دردآور و زننده است که نمي توانم اينجا توضيح بدهم. شوهر سابق ام علاوه بر اين ضربات روحي، در طي آن سال ها برايم مشکلات کيفري بسياري به وجود آورد، اما من در ابتدا، به دليل آن که در يک جامعه سنتي زندگي مي کردم و نمي خواستم مشکلات ,زن طلاق گرفته, را نيز با خود حمل کنم فکر کردم که همين جدايي فيزيکي کافي است و اصراري به طلاق نداشتم ولي در سال 1383 بود که همسر سابق ام بدون اطلاع به من، در دادگاه مرا مجهول الهويه اعلام کرد و غيابي از من طلاق گرفت. البته اين کار هم خيلي ساده بود، چون من در زمان ازدواج مهريه تعيين نکرده بودم چون اعتقادي به آن نداشتم، براي همين او خيلي راحت و حتا بدون اين که مرا در جريان بگذارد، غيابا مرا طلاق داد. درحالي که من در تمام طول زندگي زناشويي ام شايد بتوانم بگويم بيشترين بار مالي و خرج خانواده را برعهده داشتم. در دوران زناشويي هم دو بار حامله شدم که در هر دو مورد بچه ام سقط شد. دفعه اول که حامله شدم که به دليل آن که به يک کوه پيماني سنگين رفتم، بچه سقط شد و يک بار ديگر هم در سال 1369، دوباره حامله شدم ولي به دليل فشارهاي عصبي شديدي که در آن دوره تحمل مي کردم، کبد و کليه ام از کار افتاده بود، بنابراين بچه که 6 يا 7 ماهه بود، متاسفانه سقط شد. بعدها متوجه شدم که اگر در آن زمان بيمارستان ها داراي دستگاه هاي پيشرفته تري بودند مي توانستند بچه را در دستگاه بزرگ کنند ولي در هر صورت به دليل وضعيت جسماني ام، پزشکان بچه را تخليه کردند. از چه زماني به مسائل زنان حساس شديد؟ مسائل زنان جدا از مسائل مردم ايران نيست ولي در قوانين، زنان واقعا دچار تبعيض هستند. من از زماني که کودک و نوجوان بودم با مطالعه آثار ,جان اشتاين بک, با واژه هاي نابرابري، فقر و تبعيض آشنا شدم به همين دليل هميشه فقر و بي عدالتي و تبعيض برايم موضوعي مهم و حساسيت برانگيز بود. از همان کودکي وجود اين نابرابري ها در جامعه برايم آزاردهنده و تلخ بود. هرچقدر هم که بزرگتر شدم ديدم که زنان پا به پاي مردان تلاش مي کنند ولي با توجه به قوانين تبعيض آميز حاکم بر جامعه، زنان از نابرابري بيشتر رنج مي برند و در زندگي شان اثر مي گذارد. قبل از تجمع 22 خرداد، آيا شما در سمينارها و تجمعات ديگري که زنان برگزار مي کردند شرکت کرده بوديد؟ راستش خيلي نه، بيشتر دورادور فعاليت ها را دنبال مي کردم. دو سه بار در سال هاي 74 و 75 در مراسم روز زن شرکت کردم ولي معمولا در تاريخ هايي که شما تجمعاتي داشتيد در پارک لاله يا پارک دانشجو به مناسبت 8 مارس من در تهران نبودم و يا مشکلاتي برايم پيش آمده بود که نتوانستم شرکت کنم. مثلا در سال 1384 که تجمع جلوي دانشگاه تهران بود، من در آن زمان قصد داشتم هر طور شده در تجمع شرکت کنم ولي به دلايل مشکلات، نتوانستم که در 22 خرداد خودم را به تهران برسانم. ببينيد من با پوست و گوشت ام اين قوانين نابرابر را لمس کرده ام، براي همين وظيفه خودم مي دانم که اين مسئله را اعلام کنم. پس از چه طريقي خبردار شديد که تجمع 22 خرداد قرار است در ميدان هفت تير برگزار شود؟ از طريق راديو فردا که اطلاعيه اين تجمع را خواند مطلع شدم و يکي دو تا مصاحبه هم با فريبا داودي داشت که شنيدم او مي گفت اين تجمع فقط براي حقوق زنان است و هيچ مسئله ديگري نيست. خلاصه از اين طريق خبردار شدم که اين تجمع قرار است در روز 22 خرداد در ميدان هفت تير برگزار شود و چون عمومي بود من هم در آن شرکت کردم به خاطر اين که در مورد حقوق زنان بود و من هم وظيفه خودم مي دانستم که در اين تجمع شرکت کنم. آيا هيچ فکر مي کرديد که ممکن است در تجمع ميدان هفت تير درگيري ايجاد شود و احيانا بازداشت شويد؟ ببينيد، براي من مسئله اي نبود چون بحث حقوق زنان مطرح بود و قبلا هم که 6 سال زندان کشيده بودم. در ميدان هفت تير چه شد که دستگير شديد يعني چگونه اتفاق افتاد؟ و آيا پيش از دستگيري، شما هم مورد ضرب و شتم قرار گرفتيد؟ به ميدان هفت تير رسيده بودم که ماموران آمدند و گفتند که اين جا نايستيد، ولي من به ماموران گفتم که من اين جا آمده ام که اعلام کنم که من هم موافق برابري حقوق زنان هستم و مي خواهم که در قوانين ايران تبعيض از بين برود. بعد هم ماموران مرا گرفتند و در ماشين انداختند و بردند زندان. البته من در آن جا کتک نخوردم ولي برخي را ديدم که کتک خوردند از جمله برخي از هم بندي هايم در موقعي که بازداشت شده بودم. برخي از آنها دختران دانشجوي دانشگاه صنعتي شريف بودند. حتا من در دفتر خانم عبادي شهادت نامه نوشتم و کساني را که ديده بودم کتک خورده اند نوشتم ولي خودم کتک نخوردم. عاليه جان خود شما به چه مواردي از پرونده تان اعتراض داري؟ يادم مي آيد در مرحله بازپرسي دو تا پلاکارد آبي رنگ در پرونده ام گذاشته بودند و مي گفتند که اين پلاکاردها را از من گرفته اند، درحالي که من اصلا در آن روز هيچ پلاکاردي نداشتم يعني من بدون پلاکارد در اين تجمع شرکت کرده بودم. در دادگاه هم بعدا ديدم که آن پلاکاردهاي آبي نيست و به جاي آن يک کپي هاي سفيد رنگ آن هست. همين جا اعلام مي کنم که من به تبعيض هاي قانوني (که اتفاقا روي آن پلاکاردها نوشته شده بود) اعتراض داشتم و براي همين به تجمع آمده بودم ولي مشخصا اين پلاکاردها که در پرونده من گذاشته اند در دست من نبود و اعتراض ام اين است که طبق قانون، نبايد چيزي به پرونده من اضافه مي شد و نه کم مي شد و اين به نظرم نقض آشکار قانون است. در ضمن من هرگونه اتهامي را که به من منتسب کردند رد مي کنم، چون طبق ماده 27 قانون اساسي، آن تجمع و هر تجمعي که در رابطه با حقوق زنان و معلم ها و کارگران باشد حق دارم در آن شرکت کنم. چون من اولا زن هستم و بعد هم معلم بوده ام و در دوره اي نماينده فرهنگيان بودم و هم اين که در دوره اي در کارخانه مزدا کار مي کردم. يعني بعد از اين که از آموزش و پرورش پاکسازي شدم مدتي هم در کارخانه ,مزدا, کار مي کردم. بنابراين هم زن هستم، هم کارگر هستم و هم معلم هستم، پس طبق قانون مي توانم در مورد حقوق صنفي خود در چنين تجمعاتي شرکت کنم و اين کار را به هيچ وجه مغاير قانون نمي دانم. اسفند 1387

با تشکیل یک کنفرانس خبر و در اعتراض به حبس فعالان

با تشکیل یک کنفرانس خبر و در اعتراض به حبس فعالان
گروه های جنبش زنان دست به یک اقدام ائتلافی زدند

ائتلاف گروه های جنبش زنان که بدنبال زندانی شدن "عالیه اقدام دوست" و برای آزادی او تشکیل شده است یک کنفرانس مطبوعاتی در تهران برپا کرد. در این کنفرانس علاوه بر اعتراض به زندانی شدن عالیه اقدام دوست، نسبت به احکام حبس تایید شده برخی از دیگر فعالان جنبش زنان نیز اعتراض شد.
در این کنفرانس مطبوعاتی نسرین ستوده، نسیم غنوی و وکلای عالیه اقدام دوست، درباره پرونده وی توضیحاتی دادند. همچنین محمدعلی دادخواه وکیل شهناز غلامی، مهدی حجتی، وکیل زینب بایزدی، محمد مصطفایی وکیل نسرین افضلی و سارا صباغیان وکیل زینب پیغمبرزاده سخنرانی کردند.

اسامی گروه های ائتلافی:
مدرسه فمینیستی میدان زنان کانون زنان ایرانی کمیته زنان سازمان ادوار تحکیم وحدت کمیته گزارشگران حقوق بشر کمیته حقوق بشر سازمان دانش آموختگان ایران کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت انجمن پژوهشگران ایران انجمن زنان پارس ‌‌‌ - شیراز‌‌‌ - کانون ره آورد ‌‌‌ - آخن / آلمان‌‌‌ - انجمن فراسو ‌‌‌ - تبریز‌‌‌ - کمپین یک میلیون امضاء در ایتالیا سایت فصل سبز نشریه آوای زن جامعه مستقل زنان ایرانی مقیم اتریش کانون هستیااندیش کمپین یک میلیون امضا در دوسلدورف آلمان گروه زنان فعال در اصفهان ‌‌‌ - وبلاگ تغییر برای برابری دراصفهان ‌‌‌ - شبکه همکاری زنان ایرانی ‌‌‌ - شبکه‌‌‌ - مجموعه پژوهشی جامعه ایرانیان متحد کمپین یک میلیون امضاء در کویت کانون دفاع از حقوق بشر در ایران- بلژیک جوانان ایرانی آزاد - پاریس جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران - اتریش کمیته زنان کانون دفاع از حقوق بشر در آلمان سایت افلاطون ایرانی کمپین یک میلیون امضا در اتریش انجمن زنان مریوان آسیای باز ‌‌‌ -سازمان غیرانتفاعی و مستقل برای ایجاد فرهنگ عدالت و حقوق بشر در منطقه‌‌‌ - کمپین یک میلیون امضاء در سوئد سخن معلم کمیته ادیان کانون دفاع از حقوق بشر _ آلمان کمپین یک میلیون امضاء در آذربایجان ‌‌‌ -آذربایجان قادین سسی‌‌‌ - انجمن تلاشگران سلامت کانون یاران طبیعت کانون دانشجویان ایرانی در هلند سایت آگاهی

ردوى همبستگى زنان، جمعه در پارک آبیدر امیریه


اردوى همبستگى زنان، جمعه در پارک آبیدر امیریه
روز جهانى زن مبارک باد
زنان برابرى و رفع تبعيض ميخواهند! زنان مخالف خشونت و ستم جنسى هستند! زنان حرمت و امنيت و حقوق برابر و رفاه ميخواهند! روز جهانى زن فرصتى براى تاکيد بر تغيير به نفع زنان است!
اردوى همبستگى زنان مراسمى بمناسبت روز جهانى زن برگزار ميکند و شرکت شما زنان و مردان آزاده را خير مقدم ميگويد!
جمعه ١۶ اسفند ماه٬ ساعت 8 صبح الى 12 ظهردر پارک آبيدر٬ اميريه

Monday, March 02, 2009

پنج روز فشار بر روی فرزاد کمانگر برای اجرای حکم اعدام


مجموعه فعالان حقوق بشر

پنج روز فشار بر روی فرزاد کمانگر برای اجرای حکم اعدام
· فرزاد کمانگر پنج روز است که برای اجرای حکم اعدام در زندان اوين به سر مي‌برد.
در پنج روز گذشته فرزاد کمانگر زيرفشارهای گوناگون قرار گرفته است به طوری که بارها از وی درخواست کردند تا وصيت‌نامه‌ی خود را بنويسد و هر روز به وی گفته‌اند که امشب برای اجرای مراسم اعدام آماده باش.
پس از خبردار شدن خانواده و وکيل وی و با به وجود آمدن جو نارضايتی شديد در شهر کامياران و در ميان فعالين حقوق بشر، عوامل زندان درحال حاضر فرزاد کمانگر را به سالن 6 اندرزگاه 7 منتقل کرده‌اند.مادر وی و مردم شهر کامياران اعلام کرده‌اند در صورت اجرای حکم فرزاد کمانگر به خيابان‌ها خواهند آمد.
فرزاد کمانگر را از صبح روز دوشنبه‌ی هفته‌ی گذشته برای اجرای حکم اعدام به بند 240 زندان اوين منتقل کردند. اين انتقال بدون اطلاع قبلی به وی و خانواده و وکيل او صورت گرفت، به طوري‌که تا امروز حتا وکيل وی نيز از وضعيت او باخبر نبود.
گفتنی است با عدم موافقت آيت‌الله شاهرودی با اعمال ماده‌ی 18 در خصوص پرونده‌ی فرزاد کمانگر، اين معلم زندانی هم‌چنان زير حکم اعدام به سر مي‌برد.
اعتصاب غذای دانشجویان ادامه دارد
· مجید توکلی، حسین ترکاشوند، اسماعیل سلمانپور و کوروش دانشیار از دانش‌جویان بازداشتی دانش‌گاه امیرکبیر هم‌چنان در اعتصاب غذا به سر می‌برند.
این چهار دانش‌جو که از زمان بازداشت در تاریخ 18 بهمن ماه دست به اعتصاب غذا زده‌اند، هم‌اکنون بیست و دومین روز اعتصاب غذای خود را سپری می‌کنند. بنا بر گزارش‌های دریافت شده، وضعیت جسمی این دانش‌جویان به شدت وخیم است.
حسین ترکاشوند (دبیر انجمن اسلامی دانشجویان پلی تکنیک) اسماعیل سلمانپور و کوروش دانشیار (عضو شورای مرکزی انجمن پلی تکنیک) و مجید توکلی (عضو سابق شورای مرکزی انجمن) که در روز 18 بهمن ماه قصد شرکت در مراسم بزرگ‌داشت مهندس مهدی بازرگان در حسینیه‌‌ی ارشاد را داشتند، توسط ماموران بازداشت شدند. این در حالی بود که از برگزاری مراسم نیز جلوگیری شد.
هم اکنون این چهار دانش‌جو در بند 240 زندان اوین به سر می‌برند
· مهدی قاسم زاده یکی از پیروان اهل حق که به اتهام محاربه در زندان ارومیه به سر می‌برد، صبح امروز اعدام شد.
مهدی قاسم زاده که به همراه 3 تن دیگر، از مهرماه سال 1383 در پی درگیری‌ مسلحانه توسط نیروی انتظامی در روستای اوج تپه‌ دست‌گیر شده بود، پس از تحمل 4 سال زندان صبح امروز در زندان مرکزی ارومیه اعدام شد.
در سال 1383، مهدی قاسم زاده در اثر شلیک مأمورین نیروی انتظامی از ناحیه‌ی پا زخمی و بازداشت شده بود. وی به علت شکنجه‌ی ماموران٬ پای‌اش عفونت پیدا کرده و از ناراحتی پا رنج می‌برد.
گفتنی است سه متهم دیگر این پرونده به نام‌های سهندعلی محمدی، بخش‌علی محمدی و عبادالله قاسم زاده نیز به اعدام محکوم شده بودند که با شکستن حکم اعدام هر کدام محکوم به 13 سال حبس شده‌اند و اکنون در زندان به سر می‌برند

دانشجویان در زیر شکنجه و فشار
· در حالیکه بیش از ۱۴ روز از بازداشت علی‌رضا داودی و ۸ روز از بازداشت بهمن خدادادی می‌گذرد،‌ همچنان وضعیت این دانشجویان مبهم است.
طی ملاقاتی کوتاه که خانواده‌ی علیرضا داودی با وی داشتند، ‌وضعیت جسمی وی به شدت وخیم بوده است. زمان این ملاقات از ۲ دقیقه بیش‌ترنبوده و او را بلافاصله به سلول انفرادی بازگرداندند، در این ملاقات که در حیاط زندان انجام شده بود، علی‌رضا داودی را با سر و صورت کبود و درحالی‌که به سختی قادر به تکلم بود سر پا نگه داشتند و یکی از کارمندان زندان بین او و والدین‌اش ایستاده بود. در این مدت کم و با توجه به شرایط بسیار بد روحی و جسمی و هم‌چنین مزاحمت‌های کارمند زندان، خانواده‌ی وی نتوانسته بودند به درستی صحبت کنند و کاملا در حالت شوک ناشی از صدمات روحی و جسمی به سر می‌برده‌اند.
از وضعیت بهمن خدادادی نیز که از روز ۲۹ بهمن به طرز مشکوکی ناپدید شده است، همچنان هیچ اطلاعی در دست نیست. مسئولین اداره اطلاعات در ابتدا بازداشت وی را انکار کردند اما با تفتیش منزل وی توسط مامورین اطلاعاتی یقین حاصل شد که بهمن خدادادی در بازداشت اداره اطلاعات به سر می‌برد. وی تا کنون هیچ تماسی با خانواده‌ی خود نداشته است..
بعد از برگزاری مراسم گرامیداشت روز زن (۸مارس) در اسفند سال ۸۶ در دانشگاه اصفهان توسط دانشجویان، فشارها بر این دانشجویان رو به فزونی گرفت. بیش از ۳۰ نفر از تمامی گرایش‌ها در اصفهان در بهار امسال به ستاد خبری اداره‌ی اطلاعات احضار شدند. تعداد زیادی از دانشجویان به کمیته‌انضباطی دانشگاه اصفهان احضار شدند.
هشت تن از دانشجویان آزاد‌ی‌خواه و برابری طلب این دانشگاه با احکام انضباطی روبه‌رو شدند که عبارت‌اند از:
علیرضا داودی، مازیار معصومی و ارسلان صادقی هر کدام ۲ ترم محرومیت از تحصیل با احتساب سنوات و ممنوعیت از ورود به محوطه‌ی دانشگاه و خوابگاه.
مژده سماعی و ندا اسدی هر کدام یک ترم محرومیت از تحصیل با احتساب سنوات و ممنوعیت از ورود به محوطه‌ی دانشگاه و خوابگاه که حکم ندا اسدی همراه با توبیخ کتبی و درج در پرونده است و نرگس شریفی، زویا شکوهی و حسین سرشومی هریک توبیخ کتبی همراه با درج در پرونده شده‌اند.
سرانجام برخوردها شدت بیش‌تری گرفت و به اوج خود رسید که می‌توان به بازداشت ۵ تن از دانشجویان به نام‌های مازیار معصومی و ارسلان صادقی به مدت ۱۸ روز، حسین سرشومی به مدت ۱۲ روز و ندا اسدی و حبیبه علایی به مدت ۸ روز اشاره کرد..
هم اکنون نیز ۲ دانشجوی دیگر اصفهان در بازداشت اداره‌ی اطلاعات به سر می‌برند.
از دیگر اقدامات سرکوبگرانه‌ی وزارت اطلاعات وادار کردن بعضی از دانشجویان که بعضا خود دارای نشریات دانشجویی بوده‌اند،‌ به انتشار نشریاتی با محتوای پشیمانی از اعمال گذشته، ‌نوشتن علیه دانشجویان و تایید نظام جمهوری اسلامی است و پخش این نشریات در دانشگاه است.
در ادامه ۲ تن دیگر از دانشجویان دانشگاه اصفهان به نام‌های ارسلان صادقی و حسین سرشومی به دادگاه انقلاب احضار شده‌اند. این دانشجویان در مهر سال گذشته بازداشت و با قرار وثیقه از زندان آزاد شده بودند.
فعالان حقوق بشر در ایران

اعدام 11 نفر در کرمانشاه




اعدام 11 نفر در کرمانشاه

کرمانشاه پست : با اعدام یازده نفر دیگر در روز گذشته ( یکشنبه ) در کرمانشاه ، آمار اعدام شدگان تنها در سال جاری به 35 نفر رسید . این در حالی است که الهیار ملکشاهی ، رییس کل دادگستری استان کرمانشاه ،در نشست خبری چند روز پیش خود با خبرنگاران ، پیشاپیش خبر اعدام این افراد را اعلام کرده بود.
لازم بذکر است ایشان همچنین از 140 فقره مصالحه قتل در سه سال گذشته نیز سخن گفته اند . دادگستری مدعی شده که این اعدامها به دلیل محدودیت در ملأ عام صورت نمی گیرد.
هنوز از موضوعات پرونده اعدام های اخیر هیچگونه خبری منتشر نشده و تارنمای سازمان زندان های کرمانشاه هم دراینباره بر روی خروجی خود هیچ خبری مخابره نکرده است
.

فعال در بند جنبش زنان را آزاد کنيد


هزاروهفتصد نفر و ۷۰ گروه و کمپين و سايت خواهان آزادی عاليه اقدام دوست شدند
فعال در بند جنبش زنان را آزاد کنيد
دوشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۲ مارس ۲۰۰۹

ما امضا کنندگان اين بيانيه مصرانه خواستار توقف اينگونه برخوردهای غيرقانونی و قهرآميز با فعالان جنبش زنان و کنشگران کمپين يک ميليون امضا هستيم و از قانونگزاران و مسئولين قضايی کشور می خواهيم بازنگری در قوانين تبعيض آميز عليه زنان را جايگزين اين برخوردهای غيرقانونی كنند و با تجديدنظر در احكام حبس و زندان، همراهان جنبش زنان و كنشگران كمپين يك ميليون امضا را آزاد كنند.
در پی انتشار بيانيه اعتراضی نسبت به اجرای قطعی حکم عاليه اقدام دوست و درخواست آزادی او، تاکنون بيش از ۱۷۰۰ نفر در ايران و خارج کشور و حدود ۷۰ گروه، سايت و وبلاگ و کمپين و...خواستار آزادی اقدام دوست شده اند. جمع آوری امضا برای آزادی عاليه اقدام دوست همچنان ادامه دارد. متن بيانيه اعتراضی:فعال در بند جنبش زنان را آزاد کنيدآمادگی برای پيشواز روزجهانی زن ازهردو سو آغاز شده است؛ هم ازسوی فعالان جنبش زنان و هم از سوی بازدارندگان جنبش زنان. گويا بايد به استقبال فشار و زندان و تعليق و تعزير برويم وشادی بزرگداشت روز جهانی زن با اندوه اسارت زنان حق طلب جنبش زنان برايمان تيره و غمناک شود. مبارزان مسالمت جوی صحنه عدالت خواهی درحالی به بند کشيده می شوند كه ندای حق طلبانه شان ذره ذره سنگ سخت قوانين ناعادلانه را نرم می کند تا بی حقوقی زنان اين ديار ذره ای جبران شود اما در عوض خود به بند کشيده می شوند. اجرای حکم عاليه اقدام دوست، اين زن تنها در آستانه فصلی سرد که زندگی اش را فدای عدالت خواهی اش کرده است و بايد سه سال از عمرش را در اوين بگذراند، نمونه ی عينی افزايش فشار بر زنان است.عاليه اقدام دوست از بازداشت شدگان تجمع مسالمت آميز ۲۲ خرداد سال ۱۳۸۵ است. او در دادگاه بدوی به سه سال و چهار ماه حبس تعزيری و ۲۰ ضربه شلاق محکوم شد و دادگاه تجديد نظر حکم سه سال حبس او را تاييد کرد. او روز يکشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۸۷ تحت الحفظ از فومن، شهر محل زندگی اش به زندان اوين در تهران منتقل شد در حالی كه حتی فرصت تماس با دوستانش را نداشت تا برای بدرقه به زندان در کنارش باشيم. عاليه اقدام دوست اولين فعال حقوق زنان است که با حکم قطعی راهی زندان می شود. آيا اين آغازی است برای پايان دادن به فعاليت های مسالمت جويانه زنان؟اين قبيل برخوردهای بازدارنده در مقابله با فعالان زنان در حالی است که اقدامات آنان کاملا قانونی و در راستای قوانين کشور و حقوق شهروندی است.لذا ما امضا کنندگان اين بيانيه مصرانه خواستار توقف اينگونه برخوردهای غيرقانونی و قهرآميز با فعالان جنبش زنان و کنشگران کمپين يک ميليون امضا هستيم و از قانونگزاران و مسئولين قضايی کشور می خواهيم بازنگری در قوانين تبعيض آميز عليه زنان را جايگزين اين برخوردهای غيرقانونی كنند و با تجديدنظر در احكام حبس و زندان، همراهان جنبش زنان و كنشگران كمپين يك ميليون امضا را آزاد كنند
.

Sunday, March 01, 2009

از سرگیری سرکوب فعالان در دانشگاه ها


از سرگیری سرکوب فعالان در دانشگاه ها
دانشجویانی را که به دلیل اعتراضات صلح آمیز بازداشت شده اند رها کنید
شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۸۷ - ۲۸ فوريه ۲۰۰۹

(نيويورک، ۲۸ فوريه ۲۰۰۹) – ديده بان حقوق بشر امروز از مقام های ايران خواست هر چه سريعتر ۱۰ دانشجويی را که در فوريه ۲۰۰۹ و در جريان تظاهرات مسالمت آميز در دانشگاه بازداشت و بدون هيچ اتهامی در زندان اوين تهران بسر می برند آزاد کنند. مسئولين به اين دانشجويان اجازه نداده اند با وکيل و خانواده هايشان تماس بگيرند.دو تن از افرادی که همچنان در بازداشت بسر می برند، جزء ۷۰ دانشجويی هستند که در ۲۳ فوريه در جريان تحصنی در دانشگاه اميرکبير دستگير شدند. چهار دانشجوی ديگر اين دانشگاه که در اين تحصن اعتراض آميز شرکت نداشتند صبح روز بعد در ۲۴ فوريه در خانه هايشان دستگير شده و همچنان در بازداشت هستند. چهار تن ديگر که در مراسم سالگرد مهدی بازرگان اولين نخست وزير جمهوری اسلامی در ۵ فوريه شرکت کرده بودند نيز بازداشت شدند. برگزاری اين دو مراسم بطور صلح آميز بود. البته در جريان تحصن ۲۳ فوريه حمله لباس شخصی های طرفدار حکومت منجر به درگيری شد.سارا لی ويتسون مدير بخش خاورميانه ديده بان حقوق بشر می گويد: "اعتراض صلح آميز جرم نيست." وی می افزايد: "مقام های ايران بايد اين دانشجويان را بدون تاخير رها کنند." تحصن ۲۳ فوريه در اعتراض به اقدام انصار حزب الله و بسيج برای دفن بقايای پنج "شهيد گمنام" در محوطه دانشگاه انجام شد؛ ۳۰۰۰ دانشجو با امضای طوماری به اين تدفين ها اعتراض کردند. به اعتقاد اين دانشجويان انصار حزب الله و بسيج با تدفين سربازان و سايرينی که در جريان جنگ ۱۹۸۸- ۱۹۸۰ با عراق کشته شدند در محوطه های دانشگاهی بدنبال توجيه حضور فزاينده خود در دانشگاه های سراسر کشور هستند. اعضای اين گروه های شبه نظامی بطور منظم به اين مقابر رفته و ادای احترام می کنند. اين بازداشت های دانشجويی حاکی از تشديد مبارزات سه ساله بر عليه تدفين در محوطه های دانشگاهی سراسر کشور است. اين سرکوبها در حالی صورت می گيرد که حکومت به شدت مايل است در آستانه انتخابات رياست جمهوری ماه ژوئن هر نوع فعاليتی را خاموش کند.به گفته وبسايت خبری دانشجويان اميرکبير در حادثه ۲۳ فوريه لباس شخصی های انصار و نيروهای بسيج با لانچيکا (دو تکه چوب که با زنجيری به هم وصل شده اند)، چاقو، اسپری فلفل و باتوم به حدود ۶۰۰ دانشجويی که در محل تعيين شده برای خاکسپاری ها تحصن کرده بودند حمله ور شدند. بر اساس اين وبسايت خبری ۶۰ دانشجو زخمی شدند که ۲۰ تن از آنان برای بستری به بيمارستان منتقل شدند. حکومت که همواره ناآرامی های دانشجويی را تکذيب می کند هيچ بيانيه ای در ارتباط با اين حادثه صادر نکرده است. يکی از رهبران دانشجويی به ديده بان حقوق بشر گفته است که حال دو تن از دانشجويانی که در بيمارستان بستری هستند وخيم است. به گفته دانشجويانی که ديده بان حقوق بشر با آنها مصاحبه کرده و نيز بر اساس وبسايت خبری دانشجويان اميرکبير نيروهای شبه نظامی همراه با دانشجويان زخمی به بيمارستان رفته و از آنها در حين معالجه بازجويی کردند. ساير دانشجويان در محوطه دانشگاه دستگير و به اداره پليس ۱۰۷ در ميدان فلسطين برده شدند. مسئولين نهايتا ۲۱ تن از اين دانشجويان را به بند ۲۴۰ زندان اوين که ويژه زندان سياسی است منتقل کردند. دو نفرهمچنان در بازداشت هستند، اما نامهايشان هنوز اعلام نشده است.در ساعت ۷ بامداد ۲۴ فوريه نيروهای امنيتی با تظاهر به اينکه مقام های دفتر شهردار تهران هستند به منازل نريمان مصطفوی، عباس حکيم زاده، مهدی مشايخی و احمد قصابان که همگی دانشجويان اميرکبير هستند هجوم آوردند. اين چهار نفرعضو انجمن اسلامی دانشجويان و يا دفتر تحکيم وحدت که تحصن ياد شده را سازماندهی کردند، هستند. محمد علی دادخواه وکيل آنها به ديده بان حقوق بشر گفت: "موکلين من و ساير مدافعين به وکلای خود دسترسی نداشته اند. اين در حاليست که مطابق قانون کشورمان هر مدافعی حق دسترسی به وکيل دارد." وی افزود: "ما هنوز حتی نمی دانيم که اتهامات اين چهار جوان چيست، گرچه قانونا بايد طی ۲۴ ساعت پس از دستگيری اتهام های آنها اعلام شود."نيروهای امنيتی دانشجويان عضو هر دو سازمان ياد شده را در مراسم بزرگداشت بازرگان در تهران دستگير کردند. به گفته وبسايت خبری امير کبير و نيز دانشجويانی که با ديده بان حقوق بشر صحبت کردند دستگيری چهار تن از رهبران دانشجويی بنام های حسين ترکاشوند، مجيد توکلی، کوروش دانشيار و اسماعيل سلمانپور هشداری بود که بدنبال افزايش درگيريها بين نيروهای حکومتی و دانشجويانی که از طرح تدفين های ۲۳ فوريه مطلع بودند صورت گرفت. حکومت با انتشار بيانيه هايی در محوطه دانشگاه به دانشجويان هشدار داد به اين تدفين ها اعتراض نکنند.گرچه دانشجويانی که همچنان در حبس هستند تفهيم اتهام نشده و اجازه ديدار با خانواده هايشان را نيافته اند، دوستان آنها و نيز دادخواه وکيل برخی از آنان به ديده بان حقوق بشر گفته اند که به اعتقاد آنها همه اين دانشجويان در سلولهای انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوين در محبوسند. ديده بان حقوق بشر پيشتر گزارش مستندی از بازجويی های خشن اين بخش از زندان اوين منتشر کرده است
.

دستگیری خبرنگار ایرانی-آمریکایی در ایران


دستگیری خبرنگار ایرانی-آمریکایی در ایران


۱۳۸۷/۱۲/۱۱ مقامات ايرانی رکسانا صابری، خبرنگار آمريکايی-ايرانی را که برای رسانه‌هايی از جمله رادیو ان پی آر و بی‌بی‌سی گزارش تهيه می‌کرد، دستگير و زندانی کرده‌اند.به گزارش ان‌پی‌آر، رادیوی ملی آمریکا، خانم صابری ۳۱ ساله که از حدود شش سال پيش در ايران زندگی می‌کرد حدود يک ماه پيش دستگير شده است.رضا صابری، پدر اين روزنامه‌نگار زندانی که در آمريکا زندگی می‌کند، در گفت‌وگويی با ان‌پی‌آر گفت که آخرين تماسی که با دخترش داشته ۱۰ فوريه، ۲۲ بهمن‌ماه، بوده است. وی افزود در اين تاريخ رکسانا از محل نامعلومی تلفن زده و اطلاع داده که زندانی شده است.خانم صابری در اين گفت‌وگو با پدرش همچنين گفت که به اتهام داشتن يک بطری شراب دستگير شده است. آقای صابری اين اتهام را فقط بهانه‌ای برای دستگيری دخترش دانسته است. وی می‌گوید که تا اين لحظه معلوم نيست که دخترش «در کجا زندانی است و اتهامش چيست».رضا صابری همچنین می‌گوید دليل سکوت وی تا اين لحظه «اميدواری به آزادی دخترش» بوده است. به گفته وب‌سایت‌های خبری، دولت ایران بیش از یک سال پیش جواز فعالیت خانم صابری را لغو کرده است، اما او تا زمان دستگیری اجازه تهیه گزارش‌های کوتاه را داشته است. خانم صابری از پدری ايرانی و مادری ژاپنی در داکوتای شمالی در آمريکا متولد شده و در سال ۱۹۹۷ موفق شد به عنوان دختر شايسته ايالت داکوتای شمالی انتخاب شود.رضا صابری می‌گويد دخترش قصد داشته در سال جاری ميلادی به آمريکا بازگردد.«کميته حمايت از خبرنگاران» ايران را ششمين زندان مهم خبرنگاران در سال ۲۰۰۸ خوانده است. به گزارش اين گروه بيش از ۳۰ خبرنگار در سال ۲۰۰۸ در ايران زندانی شده‌اند.