Monday, April 20, 2009

اتحادیه دانشجویان اروپا خوهان آزادی دانشجویان دربند پلی تکنیک شد


اتحادیه دانشجویان اروپا خوهان آزادی دانشجویان دربند پلی تکنیک شد

خبرنامه امیرکبیر: اتحادیه دانشجویان اروپا (European Students Union) در اطلاعیه ای که در وب سایت خود منتشر کرده است با اشاره به بازداشت گسترده دانشجویان پس از اعتراض به دفن شهید، خواستار آزادی ۹ دانشجوی دربند پلی تکنیک شده است که در معرض بدرفتاری، شکنجه و رفتارهای اهانت آمیز قرار دارند.

در این بیانیه همچنین با اشاره به برخی از فشارها بر دانشجویان ایران در دانشگاه های مختلف نسبت به وضعیت نقض حقوق دانشجویان ابراز نگرانی شده است. (برای مشاهده اصل این اطلاعیه به
این لینک می توانید مراجعه کنید.)

گفتنی است اتحادیه دانشجویان اروپا سازمانی مرکب از ۴۱ اتحادیه دانشجوئی ملی در ۳۸ کشور اروپائی است که اعضای آن نماینده ۱۱ میلیون دانشجو در سراسر قاره اروپا هستند. مقر این اتحادیه در بروکسل بلژیک قرار دارد و مهم ترین هدف آن کمک به ارتقای اهداف آموزشی، فرهنگی، اقتصادی دانشجویان اروپا است.

ترجمه متن بیانیه اتحادیه دانشجویان اروپا به این شرح است:

دانشجويان در ايران در معرض موجي سركوبي و تجاوز به حقوق خود قرار دارند

مطابق با گزارش هاي عفو بين الملل، اين اتحاديه هشدارهائي در مورد وضعيت دانشجوياني كه در برابر موج سركوب در ايران ايستادگي مي كنند، دريافت كرده است.

اخرين موارد بازداشت خودسرانه و اقدامات سركوب كننده بوي‍ژه در مورد دانشجويان، اعضاي اقليت هاي مذهبي و قومي، فعالان اتحاديه هاي صنفي كارگري در ايران و نيز فعالان حقوق زنان است.

سازمان عفو بين الملل نيز در بيانيه هاي خود در مورد هر گونه اقدام خشونت آميز و سركوب كننده با دانشجويان هشدار داده و خواهان آزادي همه دانشجوياني شده كه در بازداشت خودسرانه بسر مي برند و تنها جرم آنها اجراي حق خود مبني بر آزادي بيان و آزادي برگزاري تجمع بوده است.

كانون مدافعان حقوق بشر در بيانيه خود در تاريخ ۱۲ مارس ۲۰۰۹ بازداشت اين دانشجويان را محكوم كرده و هم چنين تقاضا كرده كه دانشجويان محروم از تحصيل، كه تنها بدليل اجراي حقوق خود از حضور در كلاس هاي خود منع شده اند، بتوانند به تحصيل خود ادامه دهند. كانون مدافعان حقوق بشر توسط فعالان حقوق بشر در ايران از جمله شيرين عبادي، برنده جايزه صلح نوبل، تاسيس شده كه خود اين كانون نيز در دسامبر ۲۰۰۸ توسط مقامات جمهوري اسلامي تعطيل شد.

دانشجويان دانشگاه صنعتي اميركبير ظاهرا اكنون در معرض چنين رفتارهاي قرار دارند. چهار دانشجوي اين دانشگاه در روز ۱۷ بهمن ماه در مراسم سالگرد درگذشت مهندس بازرگان، اولين رئيس دولت جمهوري اسلامي ايران پس از پيروزي انقلاب در سال ۱۹۷۹ ميلادي، بازداشت شدند. اين مراسم يك مراسم صلح آميز بود كه طي يك دهه هر سال در چنين روزي برگزار مي شد. شركت كنندگان و سازماندهندگان چنين برنامه اي نيز از پيش مقامات ايران را در جريان برگزاري اين برنامه قرار داده بودند و هيچ كدام از اين مقامات نيز هيچ مخالفتي با برگزاري اين مراسم ابراز نكرده بودند.

در آغاز چنين برنامه اي ۲۰ تن از شركت كنندگان در اين برنامه بازداشت شدند اما ۱۶ تن از آنان آزاد شدند اما ۴ تن از آنان كه دانشجويان دانشگاه اميركبير بوده اند هنوز در زندان اوين در بازداشت بسر مي برند بدون آنكه هيچ اتهامي در مورد آنها مشخص شده باشد. اين دانشجويان مطابق اخبار در اعتراض به شرايط بازداشت خود دست به اعتصاب زده اند.

بيش از ۷۰ نفر از دانشجويان اين دانشگاه در ۲۳ فوريه ۲۰۰۹ در جريان يك تجمع مسالمت آميز در اين دانشگاه دستگير شدند. اعتراض دانشجويان به تدفين اجساد ۵ تن از سربازان جنگ ايران بود.

اين اقدام مقامات ايراني در تدفين شهدا در دانشگاهها به تلاش آنها براي اعمال كنترل بيشتر بر دانشگاهها تفسير شده است. اين اجساد سربازان كه بدليل اينكه خود را در جنگ قرباني كرده اند، شهيد خوانده مي شوند، ورود نيروهاي امنيتي و نظامي را به دانشگاهها تسهيل مي كنند، زيرا ديگر براي ورود به دانشگاه نيازي نيست اثبات كنند كه دانشجو هستند. اين امر هم چنين مي تواند مانعي براي تمامي اعتراضات و مخالفت هاي دانشجوئي در برابر سياست هاي دولت باشد.

بسياري از كساني كه در روز تدفين اجساد در اين دانشگاه دستگير شدند مورد بدرفتاري قرار گرفتند. تعدادي ديگر به كلانتري ۱۰۷ واقع در ميدان فلسطين منتقل شدند كه آنجا هم آنها مورد بدرفتاري قرار گرفتند.

چهار تن از اعضاي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي اميركبير (ISA)، يعني نريمان مصطفوي، مهدي مشايخي، احمد قصابان و عباس حكيم زاده، عضو شوراي مركزي نهاد دانشجوئي ملي ايران (دفتر تحكيم وحدت) (OCU) فرداي آن روز بازداشت شدند. همه آنها هم اكنون در بند ۲۰۹ اوين كه تحت نظارت وزارت اطلاعات ايران است بدون هيچ گونه ارتباطي با خارج و در حبس انفرداي، بسر مي برند.

ياسر تركمن، ديگر عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشگاه اميركبير نيز در اوايل مارس ۲۰۰۹ توسط نيروهاي اميتي دستگير شد. او پيش از آن توسط ماموران حراست دانشگاه مطلع شد كه به دانشگاه ممنوع الورود شده است و نمي تواند وارد دانشگاه شود. شاهدان ديده اند كه وي در هنگام دستگيري مورد ضرب و شتم شديد از سوي دو فرد لباس شخصي قرار گرفته است.

در طي هفته هاي گذشته هم در استان جنوب شرقي ايران يعني سيستان و بلوچستان نيز تعدادي از دانشجويان از ورود به دانشگاه منع شده اند و دو تن ديگر نيز بازداشت شدند كه پس از آن ازاد شدند.

در شهر جنوبي- مركزي ايران، شيراز نيز عده اي از دانشجويان بازداشت شدند و منازل عده اي از آنان مورد تفتيش قرار گرفت و عده اي ديگر هم از ورود به دانشگاه و حضور در كلاس هاي خود منع شده و چند تن ديگر نيز در اعتصاب غذا بسر مي برند.

در شهر مركزي ايران، يعني اصفهان نيز انجمن دانشجويان بطور اجباري تعطيل شد و دو دانشجوي اين دانشگاه بنام هاي داوودي و خداياري دستگير شدند.

در ماه ژانويه نيز، انجمن دانشجويان دانشگاه علامه طباطبائي و شاخه دفتر تحكيم وحدت بسته شد.در شهرهاي شمالي ايران، در دانشگاه صنعتي بابل نيز دانشجويان به كميته انضباطي فراخوانده شدند و نيز ۱۵ دانشجوي ديگر نيز در دانشگاه خواه نصير به كميته انضباطي فراخوانده شدند.

انجمن اسلامي دانشگاه صنعتي نوشيروان مازندران نيز تعطيل شد در حالي كه در شهر شمال غربي ايران يعني تبريز نيز دانشجويان بسياري به زندان محكوم شدند.

نسيم روشنائي، ساناز الله ياري، اميرحسين محمدي فر و مريم شيخ از دانشجويان طيف چپ، موسوم به دانشجويان‌آزاديخواه و برابري طلب نيز روز اول مارس توسط نيروهاي امنيتي دستگير شدند. عفو بين الملل نيز با صدور بيانيه اي در مورد خطر شكنجه و بدرفتاري با آنان در هنگام بازداشت ابراز نگراني كرد. آنها هم اكنون در بند ۲۰۹ اوين بسر مي برند.

روند چنين بازداشت هائي در ايران در حال افزايش است و اين امر با هدف ساكت كردن انتقادها و صداي منتقدين پيش از انتخابات درايران است. سازمان عفو بين الملل دانشجويان ياد شده را زنداني عقيده و وجدان مي داند، زيرا آنها تنها بدليل اجراي حق خود يعني ابراز آزادانه نظرات خود در بند بسر مي برند.

اتحاديه دانشجويان اروپا از مقامات جمهوري اسلامي ايران مي خواهد كه ۴ دانشجوي دانشگاه پلي تكنيك كه در روز ۴ فوريه و ۴ دانشجوي ديگر اين دانشگاه كه در روز ۲۴ فوريه متعاقب تجمع اعتراضي دانشجويان اين دانشگاه بدليل تدفين شهدا در اين دانشگاه بازداشت شدند، را در برابر هرگونه شكنجه، رفتار ظالمانه و تحقير آميز محافظت كرده و به آنها دسترسي سريع به خانواده، وكيل و هرگونه مراقبت پزشكي درصورت ضرورت، ارائه شود.

علاوه بر آن اتحاديه دانشجويان اروپا خواهان آزادي فوري و بدون قيد و شرط دانشجويان نه دانشجوئي است كه تنها بدليل مسالمت آميز ديدگاههايشان و اجراي حق خود مبني بر آزادي تجمعات در بازداشت بسر مي برند. آنها هم چنين فورا بايد اجازه يابند كه به سر كلاس هاي خود باز گردند
.

ترک نشست سازمان ملل به دلیل اظهارات احمدی نژاد علیه اسرائیل

ترک نشست سازمان ملل به دلیل اظهارات احمدی نژاد علیه اسرائیل
هیئت های نمایندگی چند کشور حاضر در کنفرانس سازمان ملل در ژنو پس از «نژاد پرست» خواندن اسرائیل از سوی محمود احمدی نژاد، این نشست را ترک کردند.رییس جمهوری ایران در سخنان خود که خبرگزاری جمهوری اسلامی، ایرنا، آن را بازتاب داده است با انتقاد از حق وتو شورای امنیت گفت: «شورای امنیت اين رژيم غاصب را در فلسطين حاکم و تثبيت کرد.»وی اظهار داشت: «آنها مهاجران را از اروپا، آمریکا، ...به سرزمین اشغالی فرستادند تا یک دولت نژاد پرست تاسیس کند.»کنفرانس ضدنژادپرستی سازمان ملل متحد در حالی روز دوشنبه در ژنو آغاز به کار کرد که ایالات متحده آمریکا همراه با شماری از متحدان مهم خود این کنفرانس را تحریم کرده است. بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد، در نطق افتتاحیه خود با انتقاد از کشورهایی که این کنفرانس را تحریم کرده‌اند اظهار داشت: تمام کشورهایی که برای جهانی عاری از نژادپرستی مبارزه می‌کنند باید در این کنفرانس شرکت داشته باشند.علاوه بر آمریکا کشورهای استرالیا، ایتالیا، آلمان، هلند، کانادا و اسرائیل کنفرانس ضدنژادپرستی سازمان ملل در ژنو را تحریم کرده‌اند.

گرچه فرانسه و بریتانیا در کنفرانس ژنو حضور دارند، ولی فرانسه اعلام کرده است اگر سخنان نژادپرستانه‌ای علیه اسرائیل در این کنفرانس مطرح شود نماینده فرانسه بی‌درنگ آن را ترک خواهد کرد.کشورهای تحریم‌کننده نگران آن هستند که کنفرانس ضدنژادپرستی ژنو همانند کنفرانس ضدنژادپرستی دوربان که در سال ۲۰۰۱ در آفریقای جنوبی برگزار شد به محلی برای انتقاد از اسرائیل تبدیل شود.در سال ۲۰۰۱ شماری از کشورهای عربی و اسلامی تلاش کردند صهیونیسم را معادل «نژادپرستی» معرفی کنند. نمایندگان آمریکا و اسرائیل در اعتراض به این اقدام، کنفرانس دوربان را ترک کرده بودند.هدف از برگزاری کنفرانس ضدنژادپرستی ژنو که از آن با عنوان «دوربان ۲» هم یاد می‌شود، بررسی پیشرفت‌های حاصله در زمینه مبارزه با نژادپرستی از سال ۲۰۰۱ تاکنون اعلام شده است.دبیر کل سازمان ملل متحد در نطق افتتاحیه خود با هشدار نسبت به خطر نژادپرستی اظهار داشت که هیچ جامعه‌ای، چه بزرگ و چه کوچک، چه ثروتمند و چه فقیر، در مقابل نژادپرستی ایمن نیست.بان کی مون همچنین اظهار امیدواری کرد، کشورهایی که کنفرانس ضدنژادپرستی را تحریم کرده‌اند در فرصت باقی‌مانده در آن شرکت کنند.سازمان دیده‌بان حقوق بشر نیز از تحریم کنفرانس ضدنژادپرستی توسط آمریکا و چند کشور دیگر انتقاد کرده و اعلام کرد این کار در نهایت به نفع کسانی تمام می‌شود که مخالف مبارزه با نژادپرستی هستند.
سازمان دید‌بان حقوق بشر از تحریم کنفرانس ضدنژادپرستی توسط آمریکا و چند کشور دیگر انتقاد کرده و اعلام کرد این کار در نهایت به نفع کسانی تمام می‌شود که مخالف مبارزه با نژادپرستی هستند.روزنامه آمریکایی «نیویورک تایمز» در گزارشی در سایت اینترنتی خود با اشاره به شروع به کار این کنفرانس در ژنو و غیبت آمریکا و اسرائیل از آن نوشته است: حضور محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور ایران، در این کنفرانس به نگرانی‌ها در مورد تبدیل شدن این کنفرانس به محلی برای انتقاد یک‌جانبه از اسرائیل دامن زده است. به نوشته نیویورک تایمز، تصمیم آمریکا برای تحریم این کنفرانس با استقبال گروه‌های طرفدار اسرائیل در این کشور روبه‌رو شده است، در حالی که سازمان‌های طرفدار حقوق بشر و تشکیلات آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار از این تصمیم انتقاد کرده و شرکت در کنفرانس ضدنژادپرستی را فرصتی برای جبران اشتباه‌های تاریخی خوانده‌اند.روز دوشنبه و در آستانه آغاز به کار کنفرانس ژنو، اسرائیل در اعتراض به حضور محمود احمدی‌نژاد در این کنفرانس سفیر خود را از سوئيس فراخواند.دولت اسرائيل پیشتر از «هانس رودولف مرتس» رئيس کنفدراسيون سوئيس خواسته بود تا به دليل مواضع آقای احمدی‌نژاد درباره اسرائيل و هالوکاست از ديدار با او خودداری کند.با این حال احمدی‌نژاد و مرتس یک‌شنبه شب طبق برنامه قبلی با هم دیدار کرده و درباره مسائلی مانند همکاری در زمینه انرژی و نیز موضوع بازداشت و محکومیت رکسانا صابری، خبرنگار آمریکایی ایرانی‌تبار، در ایران با هم گفت ‌و گو کردند.به گزارش رویترز، بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، نیز در واکنش به حضور آقای احمدی‌نژاد در کنفرانس ضدنژادپرستی سازمان ملل اظهار داشت: «شش میلیون نفر از مردمان ما در هالوکاست قتل عام شدند و متاسفانه همه از این ماجرا درس نگرفته‌اند



Saturday, April 18, 2009

احمدی نژاد

جلوگیری از ایجاد تشکل مرکزی کارگران


جلوگیری از ایجاد تشکل مرکزی کارگران
بازداشت بیش از ۹۰ نفر از کارگران در آستانه اول ماه مه
گفت و گوی ناضر اعتمادی با فردین نگهدار فعال کارگریرادیوی بین المللی فرانسه
شنبه ۲۹ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۸ آپريل ۲۰۰۹

نزدیک به ٩٠ تن از اعضای کمیته هماهنگی کارگران ایران، مرکب از نمایندگان کارگری نقاط مختلف این کشور روز جمعه در شهر سنندج توسط نیروهای انتظامی و امنیتی دستگیر شدند. فردین نگهدار فعال کارگری در ایران در مورد چند و چون این دستگیری ها توضیح می دهد :فردین نگهدار : حدود ٩٠ تن از فعالان کارگری و دوستداران طبقۀ کارگر ایران روز جمعه در منزل آقای غالب حسینی در سنندج دستگیر شدند (آقای حسینی از فعالان کارگری ایران است که به دلیل شرکت در مراسم اول ماه مه پارسال برای دومین بار از اسفندماه پیش در زندان به سر می برد). ضمن ملاقات با خانوادۀ آقای غالب حسینی، کارگران قصد داشتند در مورد مراسم اول ماه مه امسال نیز با یکدیگر گفتگو کنند. اما، همانطور که می دانید، منزل آقای حسینی توسط نیروهای انتظامی و امنیتی محاصره شد و حاضران در منزل ایشان دستگیر و روانۀ زندان شدند. با توجه به اینکه اکثر دستگیرشدگان اعضای کمیتۀ هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری در ایران هستند، نیروهای امنیتی از آنان تعهد خواسته اند که منبعد عضو کمیتۀ هماهنگی نباشند، اما ظاهراً همۀ دستگیر شدگان سپردن چنین تعهدی را نپذیرفته اند... اعضای این کمیتۀ هماهنگی تنها مختص به نمایندگان کارگران مناطق کردنشین ایران نیست. جمعی از دوستان مان از شمال کشور و از تهران از جمله دستگیرشدگان روز جمعه هستند و اساساً کمیتۀ هماهنگی ظرفی است برای همۀ کارگران ایران و به ویژه برای تشکل یابی کارگران ایران... تردیدی نیست که بخش غالب مشکلات امروز طبقۀ کارگر ایران مشکلات فراگیر جامعۀ امروز ایران است. اما، طبقۀ کارگر ایران، طبقۀ نسبتاً وسیعی است که شامل مستمری بگیران، بازنشستگان، میلیون ها بیکار، طبقۀ متوسط... می شود. در مجموع این طبقه دربرگیرندۀ اکثریت چهل پنجاه میلیون نفری جامعه ایران است. پیروزی این طبقه در وهلۀ نخست در گرو تشکل یابی آن و همبستگی اش با دیگر جنبش های اجتماعی ایران است. تجربۀ سال های اخیر نشان داده است که هر چقدر طبقۀ کارگر ایران به آزادی های مدنی خود دست یابد، به همان اندازه دیگر اقشار و طبقات جامعۀ ایران نیز

شصت هزار زن در زندان های ایران بسر می برند!


رسما اعلام شد60 هزار زن در زندان های ایران بسر می برند

مدیر کل فرهنگی- تربیتی سازمان زندان‌ها: 5 تا 7 درصد ورودی زندان ها را زنان و دختران و بقیه را مردان تشکیل می‌دهند که میانگین سن آنها 27 تا 29 سال است و مواد مخدر از مهم‌ترین عوامل وقوع جرم. نزدیک به 162 هزار نفر به دلیل ارتکاب جرایم مختلف در زندان‌های کشور به سر می‌برند. 22 درصد جمعیت ورودی زندان‌های کشور جوان اند و سالانه 27 تا 33 هزار جوان در گروه سنی 19 تا 25 سال زندانی می‌شوند.نزاع‌های دسته جمعی، فرار از خانه، اعتیاد، خودکشی، خانه‌های فساد و فحشا و پدیده مردان خیابانی، از جمله جرائم آنهاست.بیش از 15 درصد زندانیان سواد خواندن و نوشتن ندارند. 35 درصد نیز فقط تا مقطع ابتدایی تحصیل کرده‌اند. 30 درصد زندانی‌ها شغل آزاد، 18 درصد کارگر ساده، 7 درصد بیکار، 7 درصد کشاورز و 8 درصد راننده اند. بیش از 60 هزار زندانی ایران زن هستند
.

رکسانا صابری به هشت سال زندان محکوم شد



رکسانا صابری به هشت سال زندان محکوم شد
رکسانا صابری
۱۳۸۸/۰۱/۲۹ پدر رکسانا صابری، خبرنگار ایرانی-آمریکایی زندانی در ایران، در گفت‌وگویی با رادیوفردا گفت دخترش که پیشتر به جاسوسی برای آمریکا متهم شده بود به تحمل هشت سال زندان محکوم شده است. رضا صابری همچنین گفت که دخترش از امضای این حکم دادگاه خودداری کرده است.عليرضا جمشيدی، سخنگوی قوه قضائيه ايران، روز سه‌شنبه، در نشستی خبری اعلام کرد که رکسانا صابری، خبرنگار ایرانی - آمريکايی، روز دوشنبه در دادگاهی غيرعلنی به اتهام «جاسوسی برای آمريکا» محاکمه شده است. آقای جمشيدی افزود که آخرين دفاعيات رکسانا صابری اخذ شده و حکم دادگاه در هفته‌های آينده صادر می‌شود.حسن حداد، قاضی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران، پيشتر گفته بود که رکسانا صابری بدون مجوزِ خبرنگاری و تحت عنوان خبرنگار «فعاليت‌های جاسوسی» داشته است. به گفته او، رکسانا صابری همه اتهامات را نيز پذيرفته است.
رکسانا صابری حدود دو ماه پيش در ايران بازداشت شد و هم اکنون در زندان اوين به سر می‌برد.وی در شش سال گذشته به عنوان خبرنگار آزاد در ايران فعاليت می‌کرد و با بی‌بی‌سی، راديو آمریکایی «ان‌پی‌آر» و برخی ديگر از نشريات بين‌المللی همکاری داشته است. قوه قضائيه ايران در اسفندماه سال گذشته اعلام کرد رکسانا صابری «ظرف چند روز آينده» آزاد می‌شود، اما به رغم اين وعده اکنون تفهيم اتهام «فعاليت‌های جاسوسی» به وی صورت گرفته و او همچنان در بازداشت به سر می‌برد.مقام‌های جمهوری اسلامی ايران در ابتدا اعلام کرده بودند خانم صابری به اين دليل بازداشت شده است که بدون داشتن کارت خبرنگاری به فعاليت خبری خود ادامه داده بود.تاکنون چند سازمان و نهاد مدافع حقوق بشر از جمله شورای مناسبات آمريکايی – اسلامی مستقر در واشينگتن از دولت ايران آزادی رکسانا صابری را خواستار شده‌اند. هيلاری کلينتون، وزير امور خارجه آمريکا، نيز از مقام‌های ايرانی خواسته است هر چه زودتر وضعيت اين روزنامه‌نگار زندانی و عشاء مومنی، ديگر ايرانی – آمريکايی متهم به اقدام عليه امنيت ملی، و رابرت لوينسون، عضو سابق پليس فدرال آمريکا، اف بی آی، روشن شود.در همين حال گزارشگران بدون مرز با تاکيد بر آزادی فوری اين خبرنگار در اين باره اعلام کرد که «مقامات مسئول ايران از اتهام جاسوسی سوءاستفاده می‌کنند تا روزنامه‌نگاران را زندانی و آزادی بيان را محدودتر کنند

Friday, April 17, 2009

حکم اعدام دل ‌آرا دارابی را متوقف کنید

حکم اعدام دل ‌آرا دارابی را متوقف کنید















فعالان حقوق بشر در ایران
دل‌آرا دارابی دختر 23 ساله‌؛ نقاش و شاعر نوجوانی که محکوم به قتل شده و از 17 ساله‌گی در زندان رشت به سر می‌برد، این روزها منتظر اجرای حکم خویش است. وی در طول شش سال زندانی بودن و داشتن حکم اعدام در پرونده بارها و در نامه‌های متعدد به مسئولین قضایی کشور نوشته است که مرتکب قتل نشده و اعترافات اولیه‌ی او بر مبنای احساسات یک نوجوان بوده است.
اما اعتراض‌های او و دفاعیات وکیل وی که نقطه‌های مبهم زیادی در این پرونده را نشانه گرفته بودند و بر آن تاکید داشتند و دارند، نه تنها بی‌نتیجه مانده، بل‌که این دختر 23 ساله که به خاطر هنر و توان‌مندی‌اش در هنر نقاشی به «زندانی رنگ‌ها» ملقب شده، تا کم تر از سه روز دیگر به انتظار فاجعه‌یی در زندان نشسته است.
دلارا دارابی به هنگام وقوع قتل تنها ۱۷ سال داشت و طبق حقوق بين‌الملل افراد زير ۱۸ سال را نبايد اعدام كرد. ايران دو قرارداد بين‌المللى را امضا كرده كه در آن اعدام كسانى كه به هنگام ارتكاب جرم به سن ۱۸ ساله‌گى نرسيده‌اند ممنوع است؛ جمهوی اسلامی كنوانسيون حقوق مدنى و سياسى را در سال ۱۹۷۵ و كنوانسيون حقوق كودك را در سال ۱۹۹۴ امضا كرده است. طبق كنوانسيون حقوق كودك ، كودكان و نوجوانان زير ۱۸ سال بالغ نيستند و به خاطر نداشتن بلوغ فكرى ممكن است نتوانند پيامدهاى اعمال خود را پيش بينى كنند همان‌طور که دل‌آرا دارابی نتوانسته اعمال‌اش را کنترل کند.
هر چند ایران کنوانسیون حقوق کودک را به صورت مشروط پذیرفته ولی میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی را به صورت مطلق قبول کرده است؛ در بند 6 ماده‌ی 5 این میثاق صراحتا حکم به مجازات اعدام برای کودکان زیر 18 سال ممنوع اعلام شده است . در جایی که بیش 185 کشور دنیا مجازات مرگ را برای اطفال زیر 18 سال از قوانین‌شان برداشته اند، جمهوری اسلامی با داشتن قانون و تعهدات بین المللی، مبنی برمنع مجازات اعدام برای اطفال زیر 18 سال آن‌ها را به مرگ محکوم می‌کند.
با این همه و با وجود نکات مبهم زیادی که در پرونده وجود دارد و وکیل دارابی و کارشناسان بر آن صحه می‌گذارند، مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران با ابراز نگرانی جدی در خصوص آمار روز افزون اعدام‌ها در ایران و به ویژه نوجوانان زیر 18 سال خواستار توقف همیشه‌گی حکم اعدام دل‌آرا دارابی است و از مسئولین قضایی می‌خواهد که به قوانین بین‌المللی هم‌چون موارد بالا که آن‌را امضا کرده‌اند احترام گذاشته و عدم نقض حقوق کودکان و نوجوانان را در اولویت‌های اول دست‌گاه قضایی قرار دهد.
مجموعه فعالان حقوق‌بشر در ایران با ابراز تاسف از این‌که قضات دادگستری از اعمال و اجرای این موارد قانونی و به تبع آن اجتناب از صدور حکم اعدام کودکان و نوجوانان خودداری می ورزند؛ نسبت به اعدام کودکان و نوجوانان توسط دستگاه قضایی هشدار جدی می‌دهد و آن‌را جنایتی تلخ و نگران کننده برای جامعه‌ی حال و آینده‌ی ایران می‌داند.
دبیرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
28 فروردین ماه 1388

Thursday, April 16, 2009

شرایط بد اقتصادی تعداد کودکان خیابانی را افزايش داده




شرایط بد اقتصادی تعداد کودکان خیابانی را افزايش داده


رئیس شبکه حمايت از کودکان کار ایران گفت: دشوارتر شدن شرایط اقتصادی در کشور که بر اکثر طبقات مردم تاثیر گذاشته بر میزان کودکان کار وخیابانی افزوده است.
فاطمه قاسم زاده افزایش تعداد کودکان کار و خیابانی را واقعيتی تلخ دانست و افزود: در میان دلایلی همچون عوامل فرهنگی و خانوادگی، شرایط اقتصادی و مالی عاملی مهم برای گرایش کودکان به کار است.
وی ادامه داد: افزايش مراجعه کودکان کار و خیابان به مراکز حمایت از آنان دلیلی بر افزایش تعداد آنان محسوب می‌شود.
کودکان خيابانی مورد تجاوز جنسی قرار می ‌‏گيرند
محمد مهدي را خيلي‌‏ها مي شناسند. در خيابان انقلاب مي‌‏تواني او را پشت بساطش ببيني که در حال نوشتن مشق‌‏ است. او بدون پدر است و با مادرش در مولوي زندگي مي‌‏کند. "محمد مهدي" در عين حال پسر خوانده "سمانه - ر" محسوب مي شود. مهندس کامپوتر يکي از شرکت‌‏هاي نرم افزاري که هر روز بعد از ساعت کاري به ديدن "محمدمهدي" مي آيد برايش اسباب بازي و لوازم التحرير مي خرد وحال مادر مريض اش را مي پرسد. بجز مادر و محمد مهدي هيچکس از رابطه سمانه و او خبر ندارد و به گفته مادر محمد مهدي "تنها حمايتها و اصرار خانم مهندس باعث شده که او به مدرسه برود هر چند با اين وجود خيلي هم نمي تواند به درسهايش برسد."
حالا ماموران شهرداري هم او را مي شناسند. بيش از از دو سال است اينجا بساط مي کند و به درسش هم مي رسد و با هر نمره خوبي از مادرخوانده اش هديه اي مي گيرد. مادرخوانده اي که شايد حقوق اش کفاف زندگي خودش را ندهد اما مقيد به حمايت از محمد مهدي است.
کودکان خياباني نظير محمد مهدي تنها يک استثنا هستند. بر اساس آمارها بيشتر کودکان خياباني نه از آموزش خوبي بهره برده‌‏اند و نه در امنيت مطلوبي هستند. آنها مورد تجاوز قرار مي‌‏گيرند. در معرض آسيب‌‏هاي اجتماعي هستند و بسياري از آنها به دام فروشندگان مواد مخدر و سواستفاده کنندگان مي افتند و اين در مورد دختران بيشتر به چشم مي آيد.
کودکان خياباني به انسان‌‏هاي کمتر از 18 سالي اطلاق مي‌‏شود که به علت کار و يا نبود خانه و کاشانه در خيابان به سر مي برند. اين تعريف حتي کودکاني را که داراي خانواده هستند اما به علت مشکلات خانوادگي ترجيخ مي دهند بيشتر زمان خود را در پارک‌‏ها و خيابانها بگذرانند نيز شامل مي شود.
بر اساس آمارهاي غير رسمي اکنون بيش از يک ميليون کودک خياباني در کشور وجود دارد که روزهاي خود را در معرض آسيب‌‏هاي اجتماعي بسيار مي‌‏گذرانند و اين زنگ خطر بزرگي است که به اعتقاد "مهديه احمدي" از کارشناسان امور اجتماعي دير يا زود مي‌‏تواند به بحران منجر شود.
به گفته او بررسي‌‏ها نشان داده کودکان خياباني به علت شرايط ويژه خود در معرض تجاوز، قتل، تن فروشي، اعتياد و ايدز قرار دارند و هر يک مي‌‏توانند در عين پاکي کودکانه شان بمبي متحرک در جامعه باشن
د

Wednesday, April 15, 2009

کارنوال نوروز در نیویورک

در حاشيه سخنرانی روز گذشته مير حسين موسوی در اهواز

در حاشيه سخنرانی روز گذشته مير حسين موسوی در اهواز



بگذار ـ م. ساقی


تشدید فیلترینگ سایت‌های اینترنتی در ایران
در حالی که مجلس آماده‌ی اصلاح قانون مطبوعات می‌شود، فیلترینگ سایت‌های اینترنتی ابعاد گسترده‌ای یافته است. نمایندگان مجلس نیز از دسترسی به بسیاری از سایت‌ها محروم شده‌اند. این اقدام بخشی از" مبارزه با مفاسد اجتماعی" است.لایحه اصلاح قانون مطبوعات همان لایحه‌ای است که دولت احمدی‌نژاد به مجلس هفتم هم ارائه کرد، اما به دلیل ابهامات زیاد مورد بررسی قرار نگرفت. حمایت نمایندگان وابسته به فراکسیون حامی دولت (فراکسیون رایحه‌ی خوش خدمت) باعث شده که این لایحه در آستانه‌ی انتخابات مجدداَ در دستور کار بررسی مجلس قرار گیرد.محور اصلی این لایحه موظف‌کردن نشریات الکترونیکی، خبرگزاری‌ها، سایت‌ها و وبلاگ‌ها به ثبت خود در وزارت ارشاد است تا حیطه‌ی عمل این وزارتخانه در زمینه‌ی نظارت و کنترل، به این گونه رسانه‌ها نیز سرایت یابد. استدلال نمایندگان مجلس هفتم این بود که فضای مجازی و کارکرد نشریات الکترونیکی حیطه‌ی مستقلی برای خود است که نمی‌توان آن را تابعی از قانون محدودساز مطبوعات کرد.به نوشته‌ی روزنامه‌ی اعتماد، حمید رسایی عضو کمیسیون فرهنگی مجلس واز نمایندگان حامی دولت، «در وبلاگ شخصی خود به این نکته اذعان داشته که هدف بخشی از اصلاح قانون مطبوعات این است که نشریات الکترونیکی هم مانند خبرگزاری ها پس از طی مراحلی و با شرایطی مجوز فعالیت اخذ کنند تا علاوه بر قرار گرفتن چتر حمایتی قانون مطبوعات، به ساماندهی بیشتر این پایگاه ها بیانجامد.»حدس و گمان‌هامحرومیت اکثر نیروهای مخالف دولت احمدی‌نژاد از داشتن روزنامه و نشریه، باعث شده که آنها به ویژه در آستانه انتخابات، برای تبلیغات و اطلاع‌رسانی بیش از پیش به سایت‌ها و پایگاه‌های اینترنتی متکی شوند. از این رو آنها این گمانه را مطرح می‌کنند که طرح مجدد اصلاح قانون مطبوعات تلاشی برای محدود ساختن هر چه بیشتر امکانات رسانه‌ای آنهاست.در برابر این اتهام، برخی از نمایندگان اصول‌گرا، مانند علی مطهری، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس، شائبه انتخاباتی بودن این لایحه را منتفی دانسته ، و ثبت پایگاه اطلاع رسانی را "ایجادکننده زمینه های حمایتی" برای مسئولان آنها توصیف کرده است.در همین حال، علیرضا ملکیان، معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد اسلامی، روزدوشنبه، ۲۳ خرداد، به خبرگزاری ایرنا گفت که براساس مصوبات کمیته تعیین مصادیق «هر سایتی که در ایام برگزاری انتخابات برخلاف قوانین و آیین‌نامه‌های انتخاباتی کشور عمل کرده و به اصل انتخابات تعرض و یا نامزدهای انتخاباتی را تخریب کند، فیلتر شده و رفع انسداد آن به پس از پایان انتخابات و رسیدگی به تخلف آن موکول می‌شود.»سرایت فیلترینگ به مجلسپیش‌تر، رسانه‌های داخل از فهرستی از «باید و نبایدهای» کلی و انتخاباتی خبر داده بودند که معاونت مطبوعاتی به سایت‌های خبری ارسال کرده و مسئولان این سایت‌ها را ملزم به اجرای آنها دانسته است. در صورت عدم رعایت موارد ۳۸ گانه‌ی این باید و نبایدها، سایت "متخلف" به حکم "کمیته تعیین مصادیق پایگاه های اینترنتی غیرمجاز" فیلتر خواهد شد. این دستورالعمل در میان اصول‌گرایان نیز با انتقادهایی مواجه شده و مفاد آن را تفسیرپذیر و فاقد وجاهت قانونی دانسته‌اند.در گرماگرم بحث‌های مربوط به تشدید مقررات مربوط به راه‌اندازی و مدیریت سایت‌های خبری، کاربران اینترنت در ایران و حتی نمایندگان مجلس، در روزهای اخیر با عدم دسترسی به شمارزیادی از سایت‌ها مواجه بوده‌اند. روز ۲۳ فروردین پارلمان‌نیوز، سایت خبری وابسته به فراکسیون اقلیت مجلس از بروز این گونه محدودیت‌ها خبر داد.بنا به گزارش روزنامه‌ی اعتماد، حتی فیلترشکن‌های قوی نیز قادر به عبور از فیلترینگ اخیر شماری از سایت‌ها نبوده‌اند. سایت پارلمان‌نیوز یک روز بعد، توضیح کوتاهی از اداره اخبار و رسانه های گروهی مجلس را منتشر کرد که در آن، محدودیت دسترسی نمایندگان مجلس به سایت‌های اینترنتی متفاوت، «در راستای طرح مبارزه با مفاسد اجتماعی» توصیف و مجری آن هم وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات معرفی شده است.این محدودیت‌ها اندکی پس از ورود آشکار و گسترده‌ی سپاه پاسداران به کارزار فیلترینگ و شناسایی و دستگیری گردانندگان بیش از نود سایت "ضد دینی و مستهجن" صورت می گیرد

نسل تازه‌ای از زنان ایرانی برای حقوق خود مبارزه می‌کند


نسل تازه‌ای از زنان ایرانی برای حقوق خود مبارزه می‌کند
روزنامه‌ی آلمانی "دی‌ولت" در تاریخ ۱۱ آوریل، مقاله‌ی مبسوطی به پیکار آگاهانه‌ی زنان ایرانی اختصاص داده است. به نوشته‌ی این روزنامه‌، سی سال پس از انقلاب، نسل تازه‌ای در ایران به وجود آمده که حقوق خود را مطالبه می‌کند."دی‌ولت" می‌نویسد، پیکار آرام فمینیست‌های ایرانی سخت‌تر شده است. از زمانی که محمود احمدی‌نژاد محافظه‌کار تندرو، رییس‌جمهوری شده، دولت با شدت بیشتری با فعالان زن مقابله می‌کند.منصوره شجاعی، یکی از فعالان جنبش زنان می‌گوید: «ما این فشار را بیشتر حس می‌کنیم». شجاعی در برابر این پرسش که آیا می‌توان از انتخابات ریاست‌جمهوری در ماه ژوئن، بهبود اوضاع را انتظار داشت، سر تکان می‌دهد و می‌گوید که به سیاستمداران اعتماد چندانی ندارد.از سوی دیگر، فعالان حقوق زن نیز بر تلاش‌های خود افزوده‌اند و در سال‌های گذشته این تلاش‌ها را بهتر هماهنگ می‌کنند. برای نخستین بار در ژوئن سال ۲۰۰۶، صدها زن در میدان هفت تیر در مرکز تهران گردآمدند تا برای حقوق خود تظاهرات کنند.در آن زمان، پلیس تظاهرکنندگان را با باتوم و گاز اشک‌آور پراکنده ساخت و ده‌ها نفر را بازداشت کرد. منصوره شجاعی به یاد می‌آورد که ماموران حتا اجازه‌ندادند زنان تظاهرات خود را شروع کنند. با این همه، این حرکت بعدها بازتاب گسترده‌ای داشت.
به این ترتیب، فمینیست‌های ایرانی، راهبرد خود را تغییر دادند و تصمیم گرفتند به ریشه‌ها بازگردند. آنان در گروه‌های دو یا سه نفره در شهرها و روستاها به میان زنان می‌روند. در سالن‌های زیبایی، مغازه‌ها، ایستگاه‌های اتوبوس با زنان صحبت می‌کنند و برای آنان توضیح می‌دهند که قوانین ایران برای زنان تبعیض‌‌آور است.برای نمونه، اینکه گواهی زن در دادگاه، نیمی از گواهی یک مرد ارزش دارد. آنان زنان را درباره‌ی چندهمسری، ممنوعیت دستیابی به شغل قضاوت و سنگسار به دلیل زنا آگاه می‌کنند. هر کس قانع شود، طوماری را امضا می‌کند که کارزاری است برای جمع‌آوری یک میلیون امضا برای تساوی حقوق بیشتر. به محض اینکه یک میلیون امضا جمع‌آوری شود، این فهرست به همراه پیشنهادهایی برای تغییر قوانین، به پارلمان ارائه خواهد شد.منصوره شجاعی از سفر به استان‌های دورافتاده استقبال می‌کند. ولی او همواره به موانع تازه برمی‌خورد. برای نمونه اینکه مردم را با تبلیغات علیه فعالان جنبش زنان تحریک می‌کنند. پلیس تا به حال چند بار فهرست امضا‌ها را مصادره کرده است. منصوره شجاعی در برابر این پرسش که تا کنون چند امضا جمع‌آوری شده می‌گوید، شمار امضاها اهمیتی ندارد، بلکه این واقعیت مهم است که این کازرار در جریان است.رژیم جمهوری اسلامی می‌داند که جنبش پایه‌ای چه قدرتی می‌تواند ایجاد کند. هر چه باشد، خود این حکومت الهی نیز محصول انقلاب است. به گفته‌ی یک تحلیلگر سیاسی در ایران، رژیم نمی‌داند با دو گروه اجتماعی چه رفتاری بکند: دانشجویان و زنان. چند فعال این جنبش‌ها را می‌توان کنترل کرد، ولی اگر این حرکت به یک جنبش مردمی فراروید، دیگر نمی‌توان آن را مهار کرد.ولی فراتر از کارزار یک میلیون امضا، در فضای خصوصی نیز چیزی به حرکت درآمده است. رشد شمار باسوادان، دسترسی به اطلاعات از طریق اینترنت و تلویزیون‌های ماهواره‌ای، باعث شده که آگاهی زنان درباره‌ی حقوقشان افزایش یابد.تصادفا همین جمهوری اسلامی در این زمینه نقش داشته است. در زمان شاه خانواده‌های سنتی اجازه نمی‌دادند که دخترانشان تحصیل کنند و می‌خواستند آنان را از محیط‌های غیراسلامی دور نگاه دارند. این بهانه با اجباری شدن روسری و جداسازی کلاس‌های درس دختران و پسران از بین رفت.در حال حاضر، در دانشگاه‌های ایران، از هر ده دانشجو، هفت تن آنان دختر هستند. در ایران نسلی از زنان مستقل، تحصیل‌کرده و شاغل پدیدآمده که آگاهانه خواستار کنترل زندگی خود هستند

Tuesday, April 14, 2009

روناک صفازاده به 6 سال حبس تعزیری محکوم شد


روناک صفازاده به 6 سال حبس تعزیری محکوم شد

بیست و چهار فروردین 1388 - -
تغیر برای برابری - حکم دادگاه روناک صفازاده فعال زنان در کردستان به دکتر محمد شریف وکیل او ابلاغ شد. بر اساس حکم دادگاه روناک به 6 سال حبس تعزیری محکوم و از اتهام محاربه تبرئه شده است.محمد شریف اعلام کردکه به حکم دادگاه اعتراض خواهد شد.
محمد شریف وکیل روناک صفازاده با اعلام این خبر درباره حکم روناک چنین توضیح داد: « موکل از حیث شمول حکم محارب موضوع 186 قانون مجازات اسلامی که در کیفر خواست صادره به آن استناد شده بود برائت حاصل نمود و بر این اساس به اتهام عضویت در پژاک به استناد ماده 499 قانون مجازات به پنج سال حبس تعزیری و ازحیث فعالیت های تبلیغی علیه نظام و به نفع پژاک به یک سال حبس تعزیری محکوم شد. با توجه به ماده استنادی موکل محکومیت های مزبور را در زندان محل ارتکاب جرم یعنی سنندج تحمل خواهد نمود. بدیهی است که با توجه به ماهیت پرونده به حکم صادره اعتراض خواهد شد تا دادگاه تجدید نظر تصمیم نهایی را اتخاذ کند .»
محمد شریف درباره اتهام عضویت در پژاک برای روناک می گوید:« فعالیت های موکل محدود به فعالیت های انجمن زنان آذرمهر بوده و فعالیت های ایشان در پژاک با همین هدف صورت پذیرفته است. موکل با اهداف تحقیق در خصوص" انگیزه ها و عللل حضور زنان در پژاک در شرایط سخت" بوده است . امید است که دادگاه تجدید نظر محدودیت فعالیت موکل در جنبش زنان را احرازنموده و حکم صادره را نقض نماید
»

یک دانشجوی دختر دانشگاه تهران خودکشی کرد


یک دانشجوی دختر دانشگاه تهران خودکشی کرد

خبرنامه امیرکبیر: شب گذشته یکی از دانشجویان دختر ساکن خوابگاه دانشگاه تهران با پرتاب کردن خود از طبقه چهارم ساختمان اقدام به خودکشی کرد.

این اتفاق در ساختمان ۷۲ مجموعه ی خوابگاههای شهید چمران دانشگاه تهران رخ داد و وی بلافاصله پس از این اقدام به بیمارستان منتقل شد.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر، نام این دانشجوی دختر کرد، سندس محمدی بوده و وی دانشجوی سال اول کارشناسی رشته ارتباطات دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران می باشد.

گفتنی است این چندمین مورد اقدام به خودکشی در میان دانشجویان دانشگاه تهران است. پیش از این حادثه در ایام امتحانات پایان ترم اول دانشجویان نیز، دانشجوی دیگری بنام نبی الله پیرمحمدی، و از همین دانشکده بدلیل فشارهای کمیته انضباطی از طبقه چهارم خوابگاه کوی دانشگاه خود را به پائین پرتاب کرد و این حادثه منجر به اعتراض و تجمع دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران شد.

طی سال گذشته نیز خودکشی دانشجویان بارها در دانشگاه های مختلف کشور از جمله شهید بهشتی، سیستان و بلوچستان، شیراز و … اتفاق افتاد، اما مسئولین بدون توجه به مشکلات دانشجویان تنها تلاش کردند تا مانع از پخش اخبار خودکشی دانشجویان شوند.

هنوز از جزئیات و علل این خودکشی خبری در دست نمی باشد و خوشبختانه تا مخابره این خبر، دانشجوی نامبرده زنده بوده و در بیمارستان بسر می برد
.

Saturday, April 11, 2009

دانشجویان دانشگاه صنعتی بابل تحصن و اعتصاب غذای خود را آغاز کردند

دانشجویان دانشگاه صنعتی بابل تحصن و اعتصاب غذای خود را آغاز کردند




خبرنامه امیرکبیر: از ساعت ۸ صبح روز شنبه ۲۲ فروردین ۳ دانشجوی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل دست به اعتصاب غذای نامحدود در صحن دانشگاه زدند.

صدها دانشجویان دانشگاه صنعتی بابل نیز در اعتراض به فشارهای وارده از سوی دولت احمدی نژاد بر جنبش دانشجویی همچون بازداشت طولانی مدت دانشجویان پلی تکنیک و برخورد با طیف علامه دفتر تحکیم وحدت، پلمپ درب انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی بابل، ۱۷ حکم صادره از سوی کمیته انضباطی برای دانشجویان همین دانشگاه برای مراسم ۱۶ آذر و انحلال شورای صنفی دانشگاه دست به تحصن زدند.

همزمان بسیج دانشجویی با صدور بیانیه ای دعوت به مناظره ای بین نماینده دانشگاه و دانشجویان معترض کردند که انجمن اسلامی منتخب دانشجویان طی بیانیه ای با این پیشنهاد موافقت کرد مشروط بر اینکه دکتر شکری رییس دانشگاه و قربانی رییس حراست دانشگاه در این جلسه حضور یابند و این مناظره به صورت علنی در سالن آمفی تئاتر دانشگاه در حضور همه دانشجویان برگزار گردد.

بسیج در انتهای بیانیه خود اعتراض دانشجویان را پروژه مظلوم نمایی انتخاباتی خواند که با شانتاژ و جو کاذب و ایجاد جنجال شخص احمدی نژاد را هدف گرفته است!

به گزارش خبرنامه امیرکبیر، این تحصن بعد از اظهارات هفته پیش دکتر امینی راد (معاون دانشجویی دانشگاه صنعتی بابل) انجام می شود که گفته بود سیاست ابلاغ شده از سوی وزارت علوم برخورد جدی با طیف علامه و انجمن های زیر مجموعه آن است و ما این سیاست را در دانشگاه اجرا خواهیم کرد.

از هفته پیش دیوارهای دانشگاه صنعتی بابل مملو از عکس های دانشجویان زندانی پلی تکنیک است که با ناجوانمردی نیروهای امنیتی به زندان افتاده اند.

شرح تحصن امروز دانشجویان

از ساعت ۱۱ صبح دانشجویان معترض دانشگاه در جلوی دفتر دکتر شکری رییس دانشگاه حاضر شدند و به مدت ۱ ساعت در حالت سکوت در آنجا تحصن کردند. سپس در ساعت ۱۲ با قرائت پیام دانشجویان معترض در جلوی دفتر رییس دانشگاه تحصن و راهپیمایی آغاز گردید.اولین خواسته دانشجویان معترض که در پیام آنها به آن اشاره شد تقاضای استعفای دکتر امینی راد معاونت فرهنگی دانشجویی این دانشگاه است. از دیدگاه دانشجویان این دانشگاه ضعف شخصیتی مسئولین دانشگاه علی الخصوص دکتر امینی راد سبب شده است که دستگاه های امنیتی خارج از دانشگاه نظیر وزارت اطلاعات تصمیم گیرندگان اصلی در امور دانشگاه باشند و به دخالت در امور دانشجویان بپردازند.

در راهپیمایی دانشجویان معترض صدها دانشجو در حالی که شعارهای مرگ بر دیکتاتور، دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد، حراست زور نمی خواییم رییس مزدور نمی خواییم، زندانی سیاسی آزاد باید گردد حمایت قاطع خود را از دانشجویان زندانی پلی تکنیک نشان دادند.

سپس دانشجویان معترض در صحن ساختمان دانشکده برق دانشگاه جمع شدند و در آنجا محسن برزگر دبیر فرهنگی سابق انجمن اسلامی دانشگاه به تشریح فشارهای وارده بر جنبش دانشجویی پرداخت. وی همچنین چگونگی احضار خانواده اش به اداره اطلاعات بابل و مزاحمت هایی که نیروهای امنیتی برای وی سایر اعضای انجمن اسلامی دانشگاه ایجاد کرده اند را تشریح کرد.

دانشجویان متحصن از ساعت ۱ عصر کلیه کلاس های درس را تعطیل کرده اند. به گزارش خبرنامه امیرکبیر دانشجویان پلاکاردهایی با مضامین “انتقاد و اعتراض حق دانشجوست” و “تا احیای حق همکلاسی هایمان خاموش نخواهیم نشست” و “از این همه بیداد می کنیم فریاد” و “اتحاد مبارزه پیروزی” را در دست دارند.

دانشجویان متحصن پس از تجمع یک ساعته خود و تعطیلی کلاس های درس مجددا به راهپیمایی در داخل دانشگاه پرداختند و با شعارهای “صندلی حیا کن امینی را رها کن” و “قربانی حیا کن دانشجو را رها کن”، برای بار مجدد به امینی راد معاونت فرهنگی و قربانی رییس حراست پیغام دادند که اقدامات امنیتی علیه دانشجویان و پلمپ درب دفتر انجمن اسلامی دانشگاه، پرونده سازی برای دانشجویان در کمیته انضباطی و ده ها اقدام دیگر جهت سرکوب دانشجویان چه پیامدی خواهد داشت.

امینی راد هفته گذشته تهدید کرده بود که اگر دانشجویان امروز دست به تحصن بزنند آنها را بازداشت خواهیم کرد. دانشجویان در ساعت ۲:۳۰ عصر به راهپیمایی و مراسم امروز خود خاتمه دادند. این تجمع و اعتصاب غذا در روزهای آینده ادامه خواهد داشت.

روز گذشته انجمن اسلامی منتخب دانشجویان دانشگاه صنعتی بابل طی فراخوانی از همه انجمن های اسلامی خواست که بیش از سکوت نکنند و در این حرکت اعتراضی در کنار دانشجویان مازندرانی قرار گیرند.

نبرد حکومت اسلامی با زنان


نبرد حکومت اسلامی با زنان

دو گروه اجتماعی وجود دارند که رژیم نمی‌داند با آنان چه کند: یکی دانشجویان و دیگری زنان. رژیم می‌تواند عده‌ای از آنها را کنترل کند. ولی وقتی که همه اینها به یک جنبش مردمی تبدیل شود، آن وقت دیگر نمی‌توان آن را متوقف کرد.*****
برگردان از الاهه بقراط
نبرد حکومت اسلامی با زنان
با نزدیک شدن خرداد، توجه رسانه‌ها دوباره به حقوق زنان و تظاهرات آنها در سال 1385 در میدان «هفت تیر» تهران جلب می‌شود که اگرچه به شدت سرکوب شد لیکن به مثابه نخستین تظاهرات زنان بعد از تقریبا سه دهه که از تظاهرات 17 اسفند 1357 در اعتراض به حجاب اجباری می‌گذشت، به ثبت رسید. گزارش خبرنگار روزنامه آلمانی «دی ولت» (11 آوریل) را درباره جنبش برابرخواهی زنان می‌خوانید:
این زن نیز هر لحظه منتظر است که بر در بکوبند. هر بار که صدای پایی از پله‌ها به گوش می‌رسد، لحظاتی طولانی می‌اندیشد: همین الان است که بیایند. حدود هفتاد تن از فعالان حقوق زنان در حال حاضر در زندان بسر می‌برند. منصوره شجاعی نیز پیش از این چند بار دستگیر شده است. این زن پنجاه ساله لاغراندام و بلندقد با چهره‌ای کشیده در آپارتمانی در مرکز تهران زندگی می‌کند. منصوره با خونسردی می‌گوید: «من نمی‌ترسم ولی منتظرم هر لحظه بیایند و مرا ببرند».نبرد خاموش زنان فمینیست ایران دشوارتر شده است. از یک سو، حکومت با شروع ریاست جمهوری احمدی‌نژاد بر شدت اقدامات خود علیه فعالان حقوق زنان افزوده است، و از سوی دیگر مدافعان حقوق زنان نیز بر فعالیت‌های خود می‌افزایند. منصوره شجاعی می‌گوید: «ما فشار را بیش از پیش احساس می‌کنیم ولی با این همه امروز خیلی قویتر و هماهنگ‌تر از چند سال پیش هستیم». وی در برابر این پرسش که آیا انتخابات ریاست جمهوری در ماه ژوئن ممکن است به بهبود وضعیت بیانجامد، پاسخ می‌دهد دیگر اعتمادی به سیاستمداران ندارد.منصوره شجاعی خستگی‌ناپذیر به نظر می‌رسد و حرکاتش سرشار از انرژی است. انگشتانش را در موهای کوتاه و تیره‌اش فرو می‌برد. عینکش را مدام می‌گذارد و بر می‌دارد. به خوبی می‌توان او را پشت تریبون یک گردهمایی تصور کرد. ولی گردهمایی در ایران ممنوع است. با وجود این، در ماه ژوئن 2006 صدها زن در میدان هفت تیر در تهران گرد آمدند تا برای نخستین بار پس از گذشت سی سال از انقلاب اسلامی برای حقوق خود تظاهرات کنند.نیروهای انتظامی با چماق و گاز اشک‌آور به جان آنها افتادند و عده زیادی را دستگیر کردند. منصوره شجاعی چنین به یاد می‌آورد: «آنها حتی نگداشتند ما مراسم را شروع کنیم! با این همه بعد از آن ما تماس‌های خیلی زیادی داشتیم». به این ترتیب، زنان فمینیست استراتژی خود را عوض کردند و کار خود را به عمق جامعه بردند. اینک آنها شهر به شهر و روستا به روستا به میان مردم می‌روند. از سالن‌های آرایش و زیبایی تا فروشگاه‌ها. آنها در ایستگاه‌های اتوبوس با مردم حرف می‌زنند و به آنها توضیح می‌دهند که چگونه نظام حقوقی ایران در مورد زنان تبعیض قائل می‌شود. از اینکه گواهی زنان در دادگاه تنها نصف گواهی مردان ارزش دارد تا تعدد زوجات و ممنوعیت حق قضاوت زنان و سنگسار زنان. کسانی که از این روشنگری‌ها قانع می‌شوند، تومار «یک میلیون امضا برای برابری بیشتر» را امضا می‌کنند. هرگاه شمار امضاها به یک میلیون برسد، آن را همراه با پیشنهاداتی جهت تغییر قوانین به مجلس ارائه خواهند کرد.منصوره شجاعی با کمال میل به استان‌های دوردست می‌رود. ولی هر بار با موانع جدیدی روبرو می‌شود. برای نمونه معلوم می‌شود که مردم را با تبلیغات تحریک کرده‌اند. یک بار زن مسنی راه او را بست و در حالی که فعالان جوانتری را که همراه او بودند نشان می‌داد گفت: «خجالت داره که تو این دخترها رو برای فاحشگی به شهر ما میاری!» بارها پیش آمده است که نیروهای انتظامی هر آنچه امضا جمع شده بود، ضبط کردند. از همین رو، منصوره نمی‌تواند به طور دقیق بگوید که چند هزار امضا جمع شده است: «در چنین شرایطی تعداد امضاها مهم نیست، بلکه این موضوع اهمیت دارد که ما کمپین را پیش می‌بریم».رژیم می‌داند یک جنبش در عمق جامعه می‌تواند به شکل‌گیری چه قدرتی بیانجامد. مگر نه این است که خود حکومت الله محصول چنین انقلابیست؟! یک تحلیل‌گر سیاسی در تهران می‌گوید: دو گروه اجتماعی وجود دارند که رژیم نمی‌داند با آنان چه کند: یکی دانشجویان و دیگری زنان. رژیم می‌تواند عده‌ای از آنها را کنترل کند. ولی وقتی که همه اینها به یک جنبش مردمی تبدیل شود، آن وقت دیگر نمی‌توان آن را متوقف کرد».فعلا حکومت توانسته است فضای وحشت را چنان گسترش دهد که بسیاری از زنان بترسند علنی برای حقوق خود وارد عمل شوند. مریم که بیست و سه ساله است می‌گوید: «چیز زیادی نمی‌توان به دست آورد جز اینکه آدم موقعیت خودش را بدتر از این که هست کند». او که دانشجوست در یک کافه کوچک در نزدیکی دانشگاهش نشسته است. آهسته حرف می‌زند و چشم به میز دوخته است. او یکی از زنانی است که در تظاهرات ژوئن 2006 دستگیر شدند. مریم که دو روز در زندان نگاه داشته شد چنین زمزمه می‌کند: «آنها مرا کتک نزدند ولی آنطور که رفتار کردند یک جنگ روانی تمام عیار بود. من تا دو ماه بعد هنوز خواب‌های وحشتناک می‌دیدم». در اینجا حرفش را قطع می‌کند و سیگاری آتش می‌زند. او میل ندارد بیش از این درباره این دو روز حرف بزند چرا که نمی‌خواهد آنها را به یاد بیاورد. دوباره زمزمه می‌کند: «این اولین باری بود که من فعالیت سیاسی داشتم. و دیگر هرگز آن را تکرار نخواهم کرد». به غیر از این کمپین، در فضای خصوصی، چیزی به حرکت در آمده است: افزایش سوادآموزی و دستیابی به اطلاعات از طریق اینترنت و ماهواره به شدت بر خودآگاهی زنان درباره حقوقشان افزوده است. اتفاقا خود جمهوری اسلامی بدون آنکه بخواهد به این افزایش آگاهی یاری رسانده است.در دوران شاه، اغلب خانواده‌های سنتی اجازه نمی‌دادند دخترانشان به مدرسه بروند چرا که مدارس دولتی به نظر آنها غیراسلامی بودند. این بهانه با تحمیل حجاب اجباری و جداسازی جنسی در مدارس، از میان برداشته شد. امروز، از هر ده دانشجو، هفت نفر زن هستند. نسلی از زنان تحصیل‌کرده، مستقل و شاغل رشد کرده است که آگاهانه خواهان حقوق خود برای کنترل زندگی خویش هستند.دادگاه خانواده تهران در میدان ونک در شمال شهر قرار دارد. یک ساختمان اداری از بتون خاکستری. در این ساختمان بر نیمکت انتظار یک زن جوان رنگ‌پریده نشسته است و عصبی اوراق اسنادی را که بر روی زانوانش قرار دارند، ورق می‌زند. او نگار نام دارد و می‌گوید: «بلافاصله پس از ازدواج، شوهرم شروع کرد به کتک زدن من. من فکر می‌کردم زمان که بگذره، دست از این کار بر می‌داره. ولی بدتر شد». او سرانجام تصمیمی گرفت که ده سال پیش برایش تصورناپذیر بود: تقاضای طلاق کرد. جالب اینجاست که این زن 25 ساله به طبقات بالای جامعه تعلق ندارد بلکه همسر یک مکانیک اتومبیل از یک منطقه تنگدست در حومه تهران است. نگار مصمم سرش را تکان می‌دهد و می‌گوید: «من فکر کردم این درست نیست که یک مرد زنش رو کتک بزنه».طبق آمار دولتی، آمار طلاق در ایران در طول پانزده سال گذشته، چهار برابر شده است. بنا بر بررسی‌های زهرا ارزانی، وکیل دعاوی، این زنان هستند که بیش از پیش تقاضای طلاق می‌کنند. او این پدیده را چنین توضیح می‌دهد: «موضع زنان تغییر کرده است. قبلا این مثل رایج بود که زن با لباس سفید به خانه شوهر می‌رود و با لباس سفید هم از خانه شوهر بیرون می‌آید. امروز زنان دیگر اعتقاد ندارند که باید اینطور باشد».این وکیل دعاوی یادآوری می‌کند که البته میدان عمل او به عنوان حقوقدان محدود است چرا که قوانین به سود مردان هستند و توضیح می‌دهد: «یک زن نمی‌تواند همینطور به سادگی بگوید من از زندگی زناشویی‌ام ناراضی هستم. زن باید دلایلی برای طلاق داشته باشد که بتواند در برابر دادگاه اثبات کند». علاوه بر این، حق حضانت فرزندان از هفت سالگی به بعد خود به خود به پدر تعلق دارد.از همین رو این وکیل چهل و یک ساله در سایت خود که خدمات مشاوره ارائه می‌دهد، فهرستی را تهیه کرده که زنان باید موقع ازدواج به آن موارد توجه کنند و در عقدنامه به عنوان شرط ضمن عقد که ضمانت حقوقی داشته باشد، قید نمایند. البته این سایت در حال حاضر به کسی کمک نمی‌کند چرا که اداره سانسور دولتی آن را فیلتر کرده است.زهرا ارزانی کلمات را با احتیاط انتخاب می‌کند و سخنان خود را می‌سنجد تا از مرزهای مجاز عبور نکند. او می‌داند موضوع تا چه اندازه حساس است: «وقتی کسی خواهان حقوق برابر است، به این معنی است که کسی دیگر باید از امتیازات خود چشم بپوشد. سیاستمداران به دین و سنت پناه می‌برند تا وضعیت کنونی را حفظ کنند
».

تبعیض طبقاتی و فقر و گرسنگی در بند زنان زندانی

خدیجه مقدم - عالیه اقدام دوست



گفتگوی دو زندانی یکی آزاد شد و دومی در زندان ماند

تبعیض طبقاتی و فقر و گرسنگی در بند زنان زندانی

خدیجه مقدم، آخرین فرد از گروه 12 نفره ای که در آستانه سال نو و به جرم قصد دیدار نوروزی با خانواده برخی زنان زندانی جنبش برابری طلبی بازداشت شده بود، از زندان بیرون آمد. البته با وثیفه.
او در زندان با عالیه اقدام دوست یک مصاحبه خواندنی کرده است. گفتگوی دو زندانی که یکی در زندان ماند و دیگری موقتا بیرون آمد. بخش هائی از این مصاحبه را به نقل از سایت "برابری" می خوانید:
- چگونه وارد فعالیت در حوزه ی زنان شدی و چرا در تجمع22خرداد 1385 شرکت کردی؟
عالیه اقدام دوست - من از کودکی طعم تبعیض را چشیده و در طول دوران زندگی ام نیز بارها با نابرابری قوانین مواجه شده بودم، به طور مثال زمانی که قصد داشتم از همسرم جدا شوم قوانین طلاق تمام حقوق من به عنوان یک انسان را نادیده می گرفت در حالی که همسرم می توانست بدون هیچ دلیل موجهی از من جدا شود.
اما این که چگونه وارد فعالیت در حوزه ی زنان شدم روایت دیگریست. من همیشه پیگیر اخبار زنان و فعالیت های گروه های مختلف بودم اما تجمع 22 خرداد اولین باری بود که به دلیل اعتقاد جدی ام به تغییر قوانین تعیض آمیز پا به این حوزه گذاشتم و متاسفانه در همان روز نیز دستگیر شدم. البته برابری جنسیتی تنها خواسته و دغدغه من نیست، من خواسته های دیگری نیز دارم که در جهت ان ها نیز فعالیت می کنم.همان طور که در نامه ام از زندان نیز نوشته بودم بحث تبعیض طبقاتی، افزایش نرخ تورم و بیکاری، کاهش خدمات بهداشتی، گسترش اعتیاد، فقر و فحشا و افزایش نابسامانی های اقتصادی مخصوصا با بالا رفتن پرداخت حق السهم مردم از جمله دغدغه های جدی من است.
- ساعاتی پس از بازداشت شما در منزل شخصی خبری انتشار یافت که نشان می داد شما در منزلتان در فومن توسط مامورین بازداشت شده و تحت الحفظ به زندان منتقل شده اید.

عالیه اقدام دوست - من در تاریخ 12 بهمن ماه سال گذشته (1387)در منزل شخصی ام در فومن توسط دو مامور با حکم بازداشت از سوی دادگستری فومن بازداشت شدم. آنها به همراه یک مامور زن مرا به تهران منتقل کردند.حوالی ساعت 11 شب به همراه مامورین به تهران رسیدیم. هیچیک از ماموران نشانی دادگاه انقلاب تهران را نداشتند بنابراین با راهنمایی شخص من به آنجا مراجعه کردیم و همان گونه که انتظار می‌رفت با درهای بسته مواجه شدیم. سپس باز با راهنمایی من به بازداشتگاه وزرا رفتیم، من شب را در آن بازداشتگاه سپری کردم و صبح روز بعد پیش از باز شدن در سلول ها یعنی کمی قبل از ساعت 7 صبح مجددا به دادگاه انقلاب منتقل شدم. جالب این که تمام هزینه های ایاب ذهاب از فومن به تهران و سپس از وزرا به دادگاه انقلاب از من گرفته شد.
پس از انجام مراحل اداری، من به دستور شعبه ی 6 اجرای احکام دادگاه انقلاب به زندان اوین منتقل شدم و اکنون نزدیک به 2 ماه است که در بند نسوان زندان اوین به سر می برم.
مقدم- زمان دستگیری اولیه یعنی 22 خرداد ماه 1385 چند روز در بازداشت بودید و عمدتا چه سوالاتی از شما پرسیده شد؟
عالیه اقدام دوست - من در آن زمان 7 روز در بند 209 نسوان زندان اوین بازداشت بودم و سوالاتی بسیار فراتر از تجمع و مطالبات آن از من پرسیده شد، چرا که من سابقه ی 6 سال حبس در دهه ی 1360 را داشتم که دو سال آن را در قرنظینه سپری کرده بودم . بخش عمده ای از سوالات در رابطه با فعالیت سیاسی من در آن دوران بود.
مقدم- شما که سابقه ی زندان در سال های گذشته را داشته اید ، اکنون وضع بند نسوان زندان اوین را چگونه ارزیابی می کنید؟
عالیه اقدام دوست - در حال حاضر بند نسوان با مشکلات فراوانی روبه روست. تعداد زیادی از زنان زندانی بیمار هستند، برخی به بیماری های جسمی مبتلا هستند و برخی به بیماری های روحی اما متاسفانه زندان اقدام موثری جهت بهبود این افراد انجام نمی دهد. بسیاری از بیماران جسمی احتیاج به مداوای جدی دارند و بسیاری از بیماران روحی نیازمند جلسات مشاوره هستند که متاسفانه امکان هیچ یک فراهم نمی شود. وضعیت غذای زندان بسیار نامناسب است. هیچ گونه مواد پروتینی به زندانیان داده نمی شود و متاسفانه در هیچ یک از وعده های غذایی گوشت یا مرغ وجود ندارد. گاهی حتی 10 شب متوالی به زندانیان سیب زمینی داده می شود. همین وضعیت نامناسب غذا زندانیان را با مشکلات گوارشی مواجه کرده است.از طرف دیگر فروشگاه زندان محصولات غیرمفیدی را با قیمت های بسیار بالا به فروش می رساند که یا در توان خرید زندانیان نیست یا خاصیت چندانی ندارد.هم چنین وضعیت ناعادلانه ای نیز در توزیع امکانات موجود به چشم می خورد.
از دیگر مشکلاتی که زندانیان در طولانی مدت با آن مواجه می شوند آلودگی صوتی در محیط بند و اتاق هاست. تعداد زندانیان در هر اتاق زیاد است و بدین ترتیب به هیچ وجه آسایش افراد تامین نمی شود.
اما یکی از جدی ترین مشکلات بند عمومی که متاسفانه به وضوح هم قابل رویت است طبقاتی شدن فضای زندان است. در طول زندگی روزمره در زندان افرادی که پول بیشتری داشته باشند سایرین را مورد استثمار قرار می دهند و هیچ کس نیز قادر به اعتراض به آن ها نیست این مشکل باعث سرخوردگی بسیاری از زندانیان شده است و همچنین سلسله مراتب را در بین زندانیان به شدت تقویت کرده است .در اثر این سلسله مراتب پدید آمده زندانیان با دست خود زندان های دیگری درون زندان ساخته اند که افراد کم توان را به شدت آزرده می کند و صدای آن ها هیچگاه به گوش کسی نمی رسد.
مقدم- در این مدت ایا موفق شده اید با حضورتان در زندان تاثیری در زندگی زنان زندانی بگذارید؟
عالیه اقدام دوست- خودم احساس رضایت می کنم. صحبت از قوانین و حقوق زنان برای زنان زندانی بسیار جالب است. در کنار این گفتگو ها سعی کرده ام در حد توانم برای زندانیان کمک هایی نیز فراهم کنم. بخشی از این کمک ها مالی است که در ارتباط با زندانیان بند مالیست و بخشی نیز جذب حمایت های معنوی است، مثلا در رابطه با زندانیانی که در معرض اعدام هستند، چون در بسیاری از موارد نیاز است که در کنار پیگیری های حقوقی و مشاوره های روانشناختی تلاش هایی نیز برای گرفتن رضایت شاکی ها صورت گیرد یا خانواده زندانی تسلای خاطر داده شوند. من سعی می کنم وضعیت برخی از این زندانیان که نیاز به اینگونه حمایت ها دارند را به دوستانم اطلاع دهم تا آنان در خارج از زندان فعالیت هایی در این زمینه انجام دهند. به عقیده من مجموع این تلاش ها در طولانی مدت تاثیر بسزایی در بهبود وضعیت زنان زندانی خواهد داشت و موجب ایجاد حس همدلی در بین آن ها نیز می گردد

دختر 19 ساله ایرانی، جوان ترین پروفسور زن در جهان


دختر 19 ساله ایرانی، جوان ترین پروفسور زن در جهان

شهرزانیوز: آلیا صبور، دختر آمریکایی ایرانی تبار، جوان ترین پروفسور زن در جهان است. وی رتبه نخستین و جوان ترین زن را در تاریخ آمریکا به خود اختصاص داده است.
این دختر ایرانی تبار، به طور تمام وقت در دانشگاه نیویورک تدریس می کند و نامش به عنوان نابغه، در ردیف جوان ترین استاد دانشگاه های معتبر جهان، در کتاب "رکورد های گینس" به ثبت رسیده است.
رکورد دار قبلی ی جوان ترین پروفسور دانشگاه های جهان، یک فیزیکدان اسکاتلندی به نام "کالین مک لورین" بود. وی شاگرد "اسحق نیوتن"، فیزیکدان بزرگ جهان و کاشف نیروی جاذبه زمین، بود که در سال 1717 در سن 19 سال و 7 ماهگی، این رتبه را کسب کرده بود
.

Wednesday, April 08, 2009

دختران فراری


دختران فراری
به گزارش دریافتی خبرنگاراران دانشجویی ایران" ایسکانیوز":
درباره پدیده روسیپگری و فرار دختران که می توان آن را از کانون های چرکین آسیبهای اجتماعی دانست دقیق ترین شاخص عقب افتادگی برای جامعه ؛ تجلیگاه فقدان عدالت اجتماعی ، شاخص فقر و بیکاری ، شاخص فقر فرهنگی و یک پدیده فرهنگی ـ اجتماعی است.این ، یک معضل روانشناختی است و درمان پذیر است.باید به خاطر داشت هر گونه اقدام ناسنجیده این گونه آسیب های اجتماعی را افزایش می دهد. نباید با معلول برخورد قهری کرد ، بلکه باید علتها را جست و برطرف ساخت.....در مورد فرار فرزندان از خانه ، آمارها حکایت از افزایش میزان آن دارد.در طول سال ٨٠ دست کم٤٠٧٢ جوان و نوجوان از خانه گریختند که از این میزان ١٤ درصد دختر و ٨٦ درصد پسر بودند.البته نسبت دختران به پسران توجیهی برای عدم تمایل آنها به فرار نیست بلکه آنان بر خلاف پسران بیشتر گرفتار باندهای قاچاق و مراکز فساد می شوند. مشکلات عاطفی (‌مثل افسردگی ) خانواده پر جمعیت ، نداشتن صلاحیت اخلاقی والدین، بدرفتاری ، اعتیاد و فساد اخلاقی ، رفت و آمد با افراد نامناسب و شرکت در مجلس های غیر اخلاقی ، مهم ترین علل فرار از خانه به شمار می آیند.در فاصله سالهای ٦٥ تا ٧٨ شیوع فرار از خانه ٢٠ برابر شده است و میانگین سنی آنان ١٦ سال عنوان می شود.همچنین به نقل از سازمان بهداشت جهانی ، میانگین سنی نوجوانان در فرار از خانه ١٤ تا ١٧ سال است که ٧٤ درصد دختر و ٢٦ درصد پسر هستند....نتیجه تحقیقی که از شماری زنان روسپی صورت گرفته بیانگر این است که بیش از ٦٠ درصد آنان در نوجوانی وارد منجلاب می شوند.٦٢ درصد روسپیان زمینه خانوادگی داشته و با پدر و مادر زندگی می کرده اند .٢٢ درصد با خویشاوندان و ٢ درصد نیز با بهزیستی زندگی کرده اند....آمار ها نشان می دهد ٥٦ درصدافراد آلوده زیر ١٩ سال و ٧٠ درصد زیر ٢٤ سال هستند که این یک زنگ خطر بسیار جدی است. بیش از ٥٠ درصد افراد زیر ١٩ سال در دوره هایی که پر مخاطه ترین مرحله زندگی آنهاست با بحران هایی نظیر هویت ، بلوغ و مسائل جنسی رو به رو هستند و باید راهی برای ارضای شرعی یا قانونی نیازهایشان بیابند اما آنان در جامعه رها شده اند و راهکار تعیین شده ای وجود ندارد....به قلم: آسیه صدر اشکوری - مددکار اجتماعی

ماجرای یک تجاوز

ماجرای یک تجاوززنجانی ها انگشت به دهان مانده اند
روز گذشته علیرضا فیروزی از دانشجویان محروم از تحصیل دانشگاه زنجان که در ماجرای افشای تجاوز معاون دانشجویی این دانشگاه به یکی از دختران دانشجوی این دانشگاه به همراه دیگر دانشجویان تحصن کرده بود پس از مراجعه به دادگاه بازداشت شد. از خرداد گذشته تا کنون بیش از ۶ تن از دانشجویان دانشگاه زنجان به دلیل اعتراض به تجاوز معاون دانشجویی این دانشگاه به یک دختر دانشجو دستگیر و بازجویی شده اند.
خرداد گذشته، بدنبال مچ گیری معاون دانشجویی دانشگاه زنجان هنگامی که قصد تجاوز به یک دختر دانشجو را داشت، صدها دانشجوی این دانشگاه به مدت ۴ روز دست به تحصن اعتراضی زدند. رئیس دانشگاه زنجان (علیرضا نداف) با حضور در بین دانشجویان مسئولیت این اقدام معاون دانشجویی را پذیرفت و از خدا، امام زمان و دانشجویان به خاطر عمل غیر اخلاقی معاون دانشجویی عذرخواهی کرد و مسئله پیش آمده را ناشی از انتصاب غیر اشتباه خود دانست.
همچنین نماینده زنجان در مجلس شورای اسلامی (دکتر نصیری قیداری) در روز پایانی تحصن در بین دانشجویان حاضر شد و قول داد در صورت پایان یافتن تحصن با هیچ دانشجویی برخورد نشود. اما در تابستان سال گذشته ۵ دانشجوی دانشگاه زنجان بازداشت شدند و در آغاز سال تحصیلی فایل آموزشی بیش از ۱۵ دانشجوی این دانشگاه بسته شد و نماینده زنجان با وجود تعهدات داده شده هیچ کمکی به دانشجویان نکرد. پیش از این نیز به سورنا هاشمی، بهرام واحدی و علیرضا فیروزی، اعضای انجمن اسلامی دانشگاه زنجان بدون صدور حکم کمیته انضباطی اجازه انتخاب واحد داده نشد.
تجاوز را معاون دانشجوئی می خواسته مرتکب شود و حالا پرونده ای که برای دانشجویان تشکیل شده اتهام تشویش اذهان عمومی، اقدام بر علیه امنیت ملی، اشاعه فحشا و… است.
علیرضا فیروزی دومین عضو خانواده فیروزی است که در یک ماه اخیر بازذاشت می شود در آخرین روز های سال ۸۷ دکتر حسام فیروزی به جرم مداوای زندانیان سیاسی بازداشت شد. در فاصله این دوران، آن دختر را به صیغه معاون دانشجوئی در آوردند و پست نان و آبدار دیگری در وزارت کشور به معاون دانشجوئی دادند

بازی موش و گربه امنیتی با امریکائی ها







بازی موش و گربه امنیتی با امریکائی اینها را ما پس میدهیمآنها را هم شما پس بدهید

حدود 2 سال و نیم پیش، تعدادی از فرماندهان سپاه که همراه چند مقام و مامور دیگر، که تاکنون اسامی واقعی و مسئولیت و ماموریت آنها اعلام نشده، برای مذاکره، که نوع و طرف آن نیز رسما اعلام نشده راهی شهر "اربیل" در کردستان عراق می شوند.
آنها در ساختمانی که جمهوری اسلامی در اربیل دراختیار داشته و می گوید کنسولگری بوده، به دام نیروهای امریکائی می افتند و در واقع ربوده می شوند. از آن جمع، یک تن، که گویا معاون شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی بوده موفق به فرار می شود و خود را به ایران می رساند، که البته مدعی شده، در شب حادثه در آن خانه نبوده و در خانه دیگری مهمان بوده و به همین دلیل به تور امریکائی ها نیفتاده است. امریکائی ها نیز از زمین و هوا ( با هلیکوپتر) این ساختمان را محاصره کرده و سرداران را با خود برده اند.
هیچ مذاکره ای تاکنون برای رهائی آنها به نتیجه نرسیده است. نه دولت عراق توانسته دراین ارتباط کاری انجام بدهد و نه مذاکرات مستقیم و غیرمستقیم با ارتش و نیروهای امنیتی امریکائی مستقر در عراق نتیجه داده است. حتی ملاقات خانواده های آنها نیز در پرده ابهام است.
از آن زمان، تاکنون، مقامات امنیتی سپاه و دولت احمدی نژاد، هم چند تن ایرانی – امریکائی و حتی یک امریکائی را که گویا مامور اف بی آی امریکا بوده و معلوم نیست با چه هدف و برای چه ملاقات و دیداری با مقامات ایرانی از طریق جنوب ایران وارد کشور شده دستگیر کرده و ادعاهائی – بویژه درباره ایرانی – امریکائی ها که عموما هم دختر و زن هستند- طرح کرده اند. این ادعاها نیز چیزی نیست جز "براندازی" لابد از نوع زنانه اش!
همان بازی که با هاله اسفندیاری و مدتی نیز با نازی عظیما ( اولی ساکن امریکا و دومی گوینده رادیو فردا در جمهوری چک) در آوردند و سرانجام نیز آنها را آزاد کردند.
این گروگان گیری ها، همگی با هدف بدست آوردن یک شاه ماهی، برای رفتن پای میز معامله و رد و بدل کردن آن سرداران اسیر امریکائی ها، با این گروگان هاست.
هاراتونیان، عشاء مومنی و رکسانا صابری، از جمله این گروگان ها محسوب می شوند که بعید است آخرین قربانیان این طرح و اندیشه، یعنی رد و بدل کردن سرداران با آنها باشند.
رکسانا صابری روزنامه نگار ایرانی – امریکائی است و به این دلیل گروگان گرفته شده که گویا بدون مجوز برای نشریات انگلیسی زبان خارجی از داخل ایران کار خبرنگاری می کرده است.
عشاء مومنی دانشجوئی است که برای تهیه یک گزارش مستند از وضع زنان ایران، برای یک تحقیق دانشگاهی راهی ایران شده بود که در یک صحنه سازی امنیتی – تخلف رانندگی- ربوده شده و به بند 209 اوین منتقل شد و خانم سیلویا هاراتونیان نیز که تبعه آمریکاست به اتهام براندازی نرم بازداشت و به سه سال حبس تعزیری محکوم شده است. وی نیز برای سازمان بین المللی آریکس در حوزه روشهای زایمان در ایران کار می کرده است. او نیز در مرداد ماه سال 87 بازداشت و به بند 209 زندان اوین منتقل شد
.

روزنامه نگار ایرانی-آمریکايی به جاسوسی متهم شد


روزنامه نگار ایرانی-آمریکايی به جاسوسی متهم شد

به گزارش خبرگزاری فرانسه از تهران، دستگاه قضايی جمهوری اسلامی امروز رکسانا صابری، روزنامه نگار ایرانی- آمریکايی را به جاسوسی متهم کرد.
خبرگزاری ایسنا نوشت معاون امنيت دادسراي عمومي و انقلاب تهران درباره‌ آخرين وضعيت پرونده‌ ركسانا صابري گفت وي بدون مجوز خبرنگاري و تحت عنوان خبرنگار، فعاليت‌هاي جاسوسي انجام مي‌داده كه مدارك در پرونده موجود است و وي نيز تمام اتهامات را پذيرفته است.
قاضي حداد گفت پرونده‌ با صدور قرار مجرميت و كيفرخواست به دادگاه انقلاب ارسال شده و در حال حاضر در يكي از شعبات دادگاه انقلاب در حال رسيدگي است.
حداد با بيان اين‌كه ركسانا صابري طبق قوانين نظام جمهوري اسلامي دستگير شده است، ادامه داد وي داراي تابعيت ايراني است، پاسپورت و شناسنامه‌ي ايراني دارد و با مدارك ايراني وارد كشور شده و اگر تابعيت مضاعفي دارد ما از آن بي‌اطلاعيم و اين موضوع تاثيري در رسيدگي به اتهامات وي در مراجع قضايي جمهوری اسلامی ندارد.
معاون امنيت دادسراي تهران با نادرست دانستن ادعاهاي مطرح شده از سوي برخي رسانه‌هاي خارجي در مورد تابعيت ركسانا صابري، خاطرنشان كرد وي داراي تابعيت ايراني است. هيچ مدركي دال بر اين‌كه وي تابعيت مضاعفي داشته باشد، نداريم.
رکسانا صابری در ماه فوریه گذشته بازداشت شد و هم اکنون در زندان اوین بسر می برد. والدین وی توانستند این هفته بمدت نیمساعت با او در زندان دیدار کنند.
وزارت امور خارجه آمریکا از رژیم تهران خواسته است این روزنامه نگار ایرانی-آمریکايی را آزاد کند
..

Tuesday, April 07, 2009

اعتراض گزارشگران بدون مرز به شرایط زندان روزنامه‌نگاران و وب‌نگاران زندانی


اعتراض گزارشگران بدون مرز به شرایط زندان روزنامه‌نگاران و وب‌نگاران
سه شنبه ۱۸ فروردين ۱۳۸۸ - ۰۷ آپريل ۲۰۰۹
گزارشگران بدون مرز شرایط دشوار زندان برای روزنامه‌نگاران و وب‌نگاران زندانی را محکوم می‌کند، و با یادآوری بازداشت خودسرانه این روزنامه‌نگاران خواهان آزادی فوری آنان است.

گزارشگران بدون مرز در این باره اعلام می‌کند " ملاقات رکسانا صابری با پدر و مادرش خبری خوشحال کننده است. با این حال نباید فراموش کرد که ٩ روزنامه نگار دیگر در ایران زندانی و در شرایط دشواری بسر می‌برند. برخی از آنها از حق دسترسی به دارو و درمان محروم شده‌اند. مرگ امیدرضا میرصیافی در زندان اوین دلیلی جدی برای نگرانی فزاینده ما از وضعیت بازداشت روزنامه نگاران زندانی است ."

پدر و مادر رکسانا صابری یک روز پس از ورود خود به ایران در تاریخ ١٧ فروردین موفق شدند در زندان اوین با دختر خود که از اواسط بهمن ماه در بازداشت بسر می برد ملاقات کنند. در روز ورود خانواده رکسانا به ایران وکیل وی آقای عبدالصمد خرمشاهی اعلام کرده بود که ژرونده موکلش به دادگاه انقلاب ارسال شده است. خبرگزاری فرانس پرس از قول رضا صابری اعلام کرد که حال عمومی دخترش " خوب " است و " بنا بر شنیده‌هایش ممکن است به‌زودی آزاد شود." ١٠ اسفند ماه بازداشت خبرنگار امریکایی ایرانی تبار از سوی شبکه رادیویی ان پی آر به نقل از رضا صابری پدر این روزنامه‌نگار اعلام شد. وی در پی مکالمه کوتاهی در تاریخ ٢٢ بهمن بازداشت خود را اعلام کرده بود. مقامات رسمی ایران در فردای انتشار خبر از سوی رسانه‌ها، زندانی شدن روزنامه نگار را در زندان اوین و بدون توضیح در باره "اتهامات" وی تائيد کردند.

گزارشگران بدون مرز یادآور می‌شود که ایران با هفت روزنامه نگار و دو وب‌نگار زندانی، همچنان بزرگترین زندان روزنامه نگاران در خاورمیانه است.

محمد صدیق کبودوند در تاريخ ١٠ تير ماه ١٣٨٦ بازداشت و به زندان اوین انتقال یافت. مدت پنج ماه در سلول های انفرادی بند ٢٠٩ و ٢٤٠ زندان اوين نگاهداری شد و از سوی مقامات امنيتي برای انحلال "سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان" و پذيرش " انتشار گزارش‌هایی نادرست" از سوی اين سازمان، شديدا تحت فشارهای روحی و جسمي قرار داشت. در تاریخ ٢ آبان ماه ١٣٨٧ دادگاه تجدید نظر استان تهران حکم یازده سال زندان محمد صدیق کبودوند را تایید کرد. این حکم در دوم تیر ماه از سوی شعبه ١٥ دادگاه انقلاب تهران به اتهام تشکیل "سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان" و " تبلیغ علیه نظام" صادر شده بود. محمدصدیق کبودوند بیمار و از نارسایی قلبی رنج می برد و بارها در زندان دچار حمله و به درمانگاه زندان انتقال داده شده است. مقامات قضایی – امنيتی به بهانه مختلف با مرخصی این روزنامه نگار علیرغم وضعیت جسمی‌اش مخالفت می‌کنند. فروردين سال جاری British Press Awards جایزه روزنامه‌نگار بین‌المللی سال ٢٠٠٩ خود را با ارج گذاری به فعالیت های حقوق بشری و مطبوعاتی محمد صدیق کبودوند، به وی اهدا کرد.

محمدحسن فلاحیه‌زاده خبرنگار تلويزيون العالم، شبکه عرب زبان راديو تلويزيون دولتي ايران، و همکار بسیاری از رسانه‌های عرب از جمله روزنامه المستقبل، رادیو دوبی، و تلویزیون ابوظبی، از آذرماه ١٣٨٥ در زندان بسر مي‌برد. در تاريخ ۹ ارديبهشت ١٣٨٦ از سوی دادگاه انقلاب اسلامي تهران در پشت درهای بسته به اتهام " جاسوسي" محاکمه و به سه سال زندان و پرداخت جریمه سنگین مالی به مقدار دو برابر دستمزدش دریافتی از رسانه‌ها محکوم شد. این روزنامه‌نگار از تاریخ ١٠ اسفند ماه سال گذشته به بند ٢٠٩ زندان اوین منتقل شده است. قدیمی ترین روزنامه‌نگار زندانی در ایران به بیماری تالاسمی مبتلا است و شرایط نامناسب بازداشت به شکل جدی سلامت او را تهدید می‌کند.

مسعود کردپور در تاریخ ٢٤ مهرماه از سوی شعبه یک دادگاه انقلاب مهاباد به یک سال زندان محکوم شد. این روزنامه نگار در تاریخ ١٧ مرداد ماه در شهر بوکان از سوی ماموران وزارت اطلاعات بازداشت و بعد از ٢١ روز بازداشت و سلول انفرادی در زندان های اطلاعات و مرکزی بوکان به زندان مهاباد انتقال یافت. در تاریخ ٣١ شهریور از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی مهاباد به "تبليغ عليه نظام از طريق مصاحبه و گفتگو با رسانه های بيگانه " محاکمه و به یک‌سال زندان محکوم و این حکم نیز در پشت درهای بسته از سوی دادگاه تجدید نظر تایید شد. مسعود کردپور از تاریخ ٥ اسفند ماه برای بار دوم به زندان دیگری در اورمیه تبعید شده است.

مجتبی لطفی در تاریخ ١٧ مهر ماه توسط ماموران امنیتی با حکم دادگاه ویژه روحانیت بازداشت شد. برخی از اتهامات این وب‌نگار " چاپ تكثير انتشار و ارسال جزوات و شبنامه هاي داراي موارد توهين و افترا تحت عنوان افشاگري و همكاري با شبكه هاي ماهواره اي خارجي و ضدانقلاب" و "نشر اكاذيب و تشويش اذهان عمومي" اعلام شده بود. منظور از این اتهامات انتشار نظرات آیت‌اله منتظری یکی از روحانیون برجسته ایران و از مخالفان آیت‌اله خامنه‌ای است. ٩ آذر ماه ١٣٨٧اعلام شد دادگاه ویژه روحانیت در پشت درهای بسته این وب‌نگار را به اتهام " نشر افکار آيت الله منتظری و فعاليت تبليغی عليه نظام و نشر اخبار " به چهار سال زندان و پنج سال تبعید از شهر قم محکوم کرده است این روحانی جوان که از جانبازان شیمایی جبهه‌های جنگ ایران و عراق است، از بیمارهای پوستی و ریوی حادی در رنج است.

کاوه جوانمرد همکار نشریه توقیف شده کرفتو و دیگر نشریات محلی کردستان در تاریخ ٢٦ آذر ماه ١٣٨٦ در سنندج دستگير و در تاريخ ٢٧ ارديبهشت ماه ١٣٨٧از سوی شعبه شش دادگاه سنندج و در پشت درهای بسته به دو سال زندان و سپری کردن مدت محکومیت خود در زندان مراغه محکوم شد. این روزنامه نگار که از نارسایی و بیماری کبد رنج میبرد، در اواخر اسفند ماه سال جاری مجددا به زندان سنندج بازگرداننده شد.

بهمن توتونچی همکار دیگری هفته‌نامه کرفتو در تاریخ ٢٨ آبان از سوی ماموران وزارت اطلاعات در منزلش بازداشت شد. در طی سال گذشته این روزنامه‌نگار از سوی مقامات قضایی – امنیتی بارها مورد تهدید قرار گرفته بود. تاکنون به شکل رسمی هیج اتهامی علیه وی اعلام نشده است.

عدنان حسن پور روزنامه نگار هفته نامه ئاسو در تاريخ ٥ بهمن ماه ١٣٨٥ دستگير و در تاريخ ٢٢ خرداد در دادگاهي غير علني به اتهام "اقدام عليه امنيت ملي"، " جاسوسي" و "محاربه" محاکمه و به اعدام محکوم شد. ديوان عالي کشور در تاريخ ٣٠ مهر ماه حکم اعدام عدنان حسن پور را تائيد کرد. که مجددا با درخواست اعاده دادرسی و تلاش بی‌وقفه وکلیش محمد صالح نیکبخت در تاریخ ١٩ مرداد ماه دیوان عالی کشور حکم اعدام را لغو کرد. وی هم اکنون در زندان مرکزی سنندج زندانی است.

از تاریخ ١١ ابان ماه حسین درخشان وب‌نگار ایرانی به گفته خانواده اش همچنان در محل نامعلومی زندانی است. بازداشت وی نیز پس از انتشار خبر توسط رسانه‌ها از سوی سخنگوی دستگاه قضایی در تاریخ ١٠ دی ماه تائید شد.

از سوی دیگر اسماعیل جعفری در تاریخ ٢٧ اسفند ماه با سپردن وثیقه‌ای سنگین از زندان آزاد شد. وب‌نگار وبلاگ راه مردم در تاریخ ٢٥ آذر ماه در یکی از خیابان های بوشهر توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شده بود. این روزنامه‌نگار پیش از این در روز ١٩ فروردين ١٣٨٧ به هنگام پوشش خبری تظاهرات ده ها کارگر اخراجي شرکت ايران صدرا در برابر استانداری بوشهر بازداشت و در ٥ ارديبهشت ماه پس از سه هفته بازداشت با سپردن وثیقه ٥٠ میلیون تومانی آزاد شده بود. دادگاه انقلاب اسلامی بوشهر این روزنامه نگار را برای " تبلیغ علیه نظام و به نفع گروه ها و رسانه های خارجی" به پنج ماه زندان محکوم کرده است.

بیانیه حدود ۹۰۰ نفر خطاب به مسئولان قضایی و امنیتی کشور:

بیانیه حدود ۹۰۰ نفر خطاب به مسئولان قضایی و امنیتی کشور:

از دیدار نوروزی جرم نسازید، خدیجه مقدم و محبوبه کرمی را آزاد کنید

دوشنبه ۱۷ فروردين ۱۳۸۸ - ۰۶ آپريل ۲۰۰۹

moghadam-karami.jpg
ششم فروردین ۱۳۸۸، ۱۲ نفر از فعالان جنبش زنان متشکل از فعالان کمپین یک میلیون امضا و مادران صلح هنگامی که در ماشین های خود نشسته و منتظر دوستان شان بودند تا به دیدار نوروزی با خانواده شادروان زهرا بنی یعقوب بروند، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده و جهت بازجویی به پایگاه سوم پلیس امنیت نیلوفر منتقل شدند. در ادامه این بازداشت ضمن رفتار و برخوردهای تحقیر آمیز و خشونت بار با بازداشت شدگان، ابتدا همه آنها را به زندان اوین و روز بعد مردان را به زندان قزل حصار منتقل کردند.

طی این بازداشت، علاوه بر بی توجهی به اعتراض بازداشت شدگان، در پایگاه سوم پلیس امنیت نیلوفر و دادسرای امنیت اوین بنا به اظهاربازداشت شدگان به آنها اتهامات بی اساس و متناقضی چون "اخلال در نظم عمومی از طریق تجمع و تبانی و تشویش اذهان عمومی از طریق تبلیغ گفتمان مغایر با نظام به نفع افراد غیر خودی"نسبت داده شد و برای آنان قرار کفالت صادر گردید.

با وجود صدور قرار کفالت در همان شب اول و مراجعه مکرر خانواده های بازداشت شدگان و کفیل ها سرانجام پس از سه روز، در ۹ فروردین ماه۱۳۸۸ ده تن از بازداشت شدگان با قید کفالت آزاد شدند اما خدیجه مقدم و محبوبه کرمی همچنان در بند عمومی زندان زنان اوین در بازداشت به سر می برند و تاکنون دادیار، از قبول کفیل آنها امتناع کرده است.

عیددیدنی، نه در قانون و نه در عرف جامعه جرم محسوب نمی شود بنابراین چنین اقداماتی تنها بیانگر بی مسئولیتی و سوء استفاده برخی مسئولان امنیتی و قضایی از مقام و موقعیت خود بوده و باعث ایجاد نگرانی و ناامنی برای خانواده ها، تشویش در جامعه و پرونده سازی برای فعالان اجتماعی می گردد. ما امضا کنندگان این نامه، از مسئولان قضایی کشور خواهان آزادی بی قید و شرط دو فعال جنبش زنان خدیجه مقدم و محبوبه کرمی، رفع اتهام از دیگر متهمان پرونده و پی گیری رفتار غیرقانونی مسئولان امنیتی هستیم.

نام و نام خانوادگی

آبتین قاضی مرادی، آذر هوشيار،آذرخش صادق زاده، آذرخش صادقی،آرارات راتوسیان،آراز م. فنی،آراش ایران، آرزو ایران نژاد، آرش بهمنی، آرش توتونچی، آرش حافظی، آرش نصیری اقبالی، آرمان ریسی، آرمان مخبر،آرمین. الف، آرمين قهقائي، آریا اردلان، آزاد حاجی آقايی،آزاد مرادیان، آزاده بنایی،آزاده تاج پور، آزاده سیمیار، آزاده فرامرزیها،آزاده میرحسینی،آزیتا داوران، آزیتا رضوان، آسیه امینی، آشور محمد، آصف‌نخعي فروزان، آمنه شیرافکن، آمنه نصر، آنتونیو جروسالم، آنه گل ورز، آنیتا مرادی، آویشن نجفعلی، آهو سالم، آیدا روستا،

ابراهیم امدادی، ابوافضل اردوخانی،اتابک لرستانی، احترام شادفر، احمد احمدیان، احمد رافت، حمد رحیمی، احمد مچوف، احمد نجفی، ادر محرابی، ادریس صالحی، اردوان ارشاد، ارژنگ نجاریان، استیفن هال، اشرف حافظی، اشكان مسيبيان، اعظم خطیبی، افسانه آرمان، افسون تبریزی، اکبر داستان پور، اکبر عطری، اکرم خاتم، اکرم محمدی، اکرم مصباح، الدوز طالبی، الکساندرا کوونو، المیرا انصاری، الناز انصاری، الناز محمدي، الهام صحیحی، الهه امانی، الهه چوکرایی، الهه یدملتیان، امید ایران مهر، امید تهوری، امید کوهی، امیر امیرقلی، امیر امیری، امیر حسین بهادری، امیر حسین صحیحی، امیر حسین گنج بخش، امیر حسینی، امیر رشیدی، امیر صابر، امیر صادقی، امیر محمدی، امیر مظاهری، امیر معصومی، امیر ناصر توحیدی، امیر ناصر طهوری، امیر یعقوبعلی، امیر یعقوبی، امیر.ج ، امیرحسین اعتمادی، امیرشهریار پوینده، امیرعلی تهوری،امیرعلی حنانی، امین ذکایی آشتیانی، امین قلعه ای،اميني ستار، اميني‌زاده مهدي، انوش آذری، ایران میرحبیبی، ایرن پروتو، بابک امیرابراهیمی،

بابك قضوهي، بابك قياسی، بث اوانس، برنا احمدی، بلال مرادویسی،بلال مرل، بنفشه بندعلی، بنفشه حجازی، بهار آزاد، بهار ملا احمد، بهار ناصر آبادي ، بهارا بهروان، بهاره هدایت، بهجت میر حبیبی، بهجت میرحبیبی،بهرام امامی، بهرام رمضانی، بهرام شرقی، بهرام طهوری، بهرنگ تنکابنی، بهروز برهمن، بهروز موحدیان عطار، بهزاد پیله ور، بهزاد کریمی، بهزادي محمد، بهگل باقری، بهمن آبادی، بهمن مباشری، بهمن نیرومند، بهناز روحانی، بهناز شکاریار، بهناز فرمانبر، بهناز کمالی، بهنام طهوری، بهنوش طهوری، بیتا سیاح زاده، بیتا طاهباز، بیژن پیرزاده، بیژن مشاور،

پ.کرمچی، پاملا آدریان، پدرام داوودی، پرتو نوری علا، پرستو اله یاری، پرستو شاهی، پرستو نوینی، پروانه قاسمیان، پرویز میرمکری، پرویز نورپور، پروین ضرابی، پروین اردلان، روین اشرفی،پروین بختیارنژاد، پروین دارابی، پروين ذبيحی، پروين قائم مقامي، پری ناز مرادنوری، پریسا انصاری، پریسا حسامی، پریسا صفری نژاد، پریسا کاکائی، ‍پریسا کریمی، پریسا مروتی، پریناز اتابکی، پریوش نوروز، پگاه سجادی، پندار نوینی، پوریا پشتاره،پویا محمودی، پویا هیبت اللهی، پویان رمضانعلی، پویش عزیزالدین، پیام روشنفکر، پیام طیب نژاد، پیروز پیروزی، پیوند جلالی،

تارا سپهری فر، تارا عظيما، تارا نجداحمدی، تایماز منقبتی، ترابيان سعيد، ترانه امیرتیموری، تقی داور پناه، تنها مصطفي ، تنها نسيم، توران همتی، تولايي مجيد، تیرداد بنکدار، تیما بختیار، تینا صابر، ثریا سیدجوادی، ثریا صابر، ثریا عزیز پناه، ثریا فلاح، ثربا یعقوبی، ثریا یوسفی،

جادی میرمیرانی، جاماسب داوودی، جامک رضایی، جانت اندرسون، جباري عليرضا ، جعفر عباسی، جعفر یگانه، جلوه جواهري، جمال احمدي، جمشید قاضی مرادی، جواد ملک، جواد موسوی خوزستانی، جولی تریگ استد،

ح.وطنی، حامد جمشیدی، حبیب فرح زادی، حسن اکبری نیا، حسن شریعت مداری، حسن صفری، حسن عزیز زاده ، حسن نايب هاشم، حسین آذربایجانی، حسین رونقی ملکی، حسین عابدیان، حسین علوی، حسین قاضیان، حصيبه سبحاني، حمید برونوند، حمید بی آزار، حمید حمیدی، حمید رضا صفاری، حمید رضا عسگری نژاد ، حمید رضا مسیبیان، حمید صدر، حمید معینی، حمیده نظامی، حميد آزرم منش، حميد سبزواري، حميده نظامي، حنانه دبیری، حيات‌غيبي منصور،

خالد محمد زاده، خداوردي هما، خدیجه بنا، خسرو خسروی، خسرو خواجه نوری، خسرو دليرثاني، خسرو رحیمی، خيرابي ناهيد،

داریوش مرادی، دامون صابر، دانیل آنجل، داود شهیدی، دخی فصیحیان، درسا سبحانی، دکتر سیاوش عبقری، دکتر شهلا عبقری، دلارام علی، دیوود فراسر،

راحله حسینی، راحله عسگری زاده، رامونا صابر، رامین امن گستر، رخشان خاني، رستم شیرانی،رشید اسماعیلی، رضا بی شتاب، رضا پدرام،رضا پدرام، رضا تهرانی، رضا چاوشی،رضا دهقان ، رضا سیاووشی، رضا سیدی پور، رضا کاویانی، رضا کریمی، رضا كعبي ، رضا گوهرزاد، رضا محمدی ها، رضا مولایی، رضوان مقدم، رضوي داوود، رعنا طائفی،رکسانا ستایش، رکسانا هدایت، روزبه میرچرخچیان، روژین شریفی، روژين محمدي، روفيا رمضانعلي، رویا برومند، رویا درشتی، رویا سلامتی، رویا صحرایی، رویا طلوعی، ریحانه حقیقی،

زری عرفانی، زهدي محمدرضا ، زهرا عرفانی، زهره اسدپور، زهره امین، زهره رمضانعلی، زهره رمضانعلی، زهره شجاعی، زینب پیغمبرزاده ، زینب نعمت زاده

ژوزه کارلوس، ژیلا بنی یعقوب، ژیلا شرقی، ژینا مدرس گرجی، ژیلا موحد شریعت پناهی

سارا بهرامی، سارا داورپناه، سارا رستگار، سارا رها، سارا زارع، سارا زیبا، سارا صانعی، سارا فردوسی، سارا لقماني، سارا محمدی، سارا معظمیان، سارنگ هاشمي، ساقي حيدري، ساقي لقايي، سالومه کسمائی، سامان شاه محمدی، سامان م، ساناز بهنمکیا، ساینا مرندی، ستاره ثابتی، ستاره سجادی، ستاره هاشمی، سحر داورپناه، سحر رضازاده، سحر سجادی، سحر سعید، سحر کلیبری نوتاش، سحر مارانلو، سحر مفخم، سروین دهقانی، سعید خوشحال، سعید رمضانی، سعید نعیمی، سعیده اسلامی، سعیده صدیقی، سلماز يگانه مهر، سمانه خادمی، سمانه زارع، سمانه گرامی، سمیرا افخمی، سمیه اغنیا نژاد، سمیه جلیلی، سمیه فرید، سمیه نهاوندیان، سودابه آزاد،سودابه لطیفی، سوسن طهماسبی، سولماز احمری، سونیا پورمیرزاجانی، سونیا دقیقیان، سهراب كريمی، سهیل آصفی، سهیلا پناهی، سهیلا ستاری، سهیلا معینی، سیامک انصاری، سیامک فرید، سیاوش بهمن، سیاوش پارسی، سیاوش خدایی،سیاوش کوهرنگ، سیاوش منتظری، سیروس برهمن، سیروس رضایی، سیروس سیواری، سیری ایساک سون، سیما صفتی، سیمین دها، سیمین رمضانعلی، سیمین رمضانی، سیمین مرعشی،

شادی حامدی، شادی صدر، شاهرخ آصفی، شاهین زینعلی، شبنم شرفی، شبنم کاظمی، شراره صدیق، شروین غفرانی، شقایق کمالی، شکوفه منتظری، شکوه ميرزادگی، شلير انفرادي، شمسی رمضانی، شميراني گوهر، شورا جاری، شهاب الدین شیخی، شهباز نخعی، شهباز یوسفی، شهرام رفیع زاده، شهرام کیارستمی، شهرزاد ارشدی شهره موحدی، شهریار ایازی، شهریار محمدی، شهلا انتصاری، شهلا بهاردوست، شهلا خاورز، شهلا عبقری، شهلا فروزانفر، شهلا محسنی، شهوق شايا، شیرنا مهلوجی، شیرین اردلان، شیرین اکبری، شیرین عبادی ، شیرین فامیلی ، شیرین ناجی، شیما کلباسی، شیوا بدیهی نژاد، شیوا سیا،شیوا مقدم، شيما فرزادمنش،

صالح ابراهیمی، صالح جمشیدی،صبا دیهیم، صبرا رضایی، صبری نجفی، صدوقيان‌زاده مينوش، صدیقه جعفری، صدیقه فخرآبادی، صفا مرادی، صفورا نوربخش، صمد دستمالچی،صميمي كيوان،

ضيا مريم، طاهره خرمي، طاهري سيامك، طلا حمیدی، طلعت تقی نیا، طه ولی زاده،

عباس امیرانتظام،عباس احمدی، عباس جمالزاده، عباس رمضانی، عباس محمودی، عباس‌زاده جعفر ، عباسعلی فتاح، عبدالرسول شهدادی، عبداللطیف عبادی، عذرا حاج دینی، عزت گوشه گیر، عزیز کرم لو، عسگر روشنگر، عسل اخوان عسل پیرزاده، عسل قیصری، عطا مخبر، عفت ماهباز، عفت محمدپور، علی اشرفی، علی افشاری، علی البیگی، علی پور نقوی، علی پیشرو، علی توفانی، علی جمالی، علی رحیمی ، علی رمضانی، علی صابر، علی طایفی، علی عبدی، علی کلائی، علی محجوبی، علی نجاتی، علی ویلیامز، علیرضا اخوان،علیرضا امینی، علیرضا بازرگان، علیرضا صرافی علي باريكاني، علي شايگان، علي صمد پوري، علي‌بابايي مهين،

غزل رستمزاده، غفار داورپناه، غلام رضا رمضانی،

فاطمه بختیار، فاطمه بهادری، فاطمه حجازی فر، فاطمه خیابانی، فاطمه فرهنگ خواه، فاطمه محمدیان، فاطمه مسجدی، فاطمه مقدم، فاني‌يزدي رضا، فایزه مدرس گرجی، فتانه.ک، فخرالسادات محتشمی پور، فخری میرحبیبی فراز یکیتا، فراصت ناصري ، فرانک چالک، فرانک فرید، فربد خلج، فرح سماواتی، فرح صابر، فرخنده جبارزادگان، فرزاد پورمرادی، فرزاد کاظمی زند، فرزاد. الف، فرزان میرحبیبی، فرزانه ایل بیگی ، فرزانه جلالی، فرزانه راجی، فرزانه طاهری، فرزانه عظیمی، فرزانه نبی اللهی، فرشاد دوستی پور،فرشته شیرازی، فرشته فراهانی، فرشته قاضی، فرضی جلالی، فرناز جوادیان، فرناز صیحی، فرناز فلاحت، فرناز کمالی ، فرنیا فرخی، فروغ صابر، فروغ عزیزی، فرهنگ طاولی، فریبا داودی مهاجر، فرید چاوشی، فریده یزدی، فرین حسین روحانیان، فريبا محدي، فريدون (آژوان) رازيانی، فريده پورعبدالله، فهیمه رضایی، فیروزه فولادی، فیروزه مهاجر، قدسی سرمست، قراباغي عليرضا، قوامي اجلال، کاترین دب، کارن جواهری ، کاظم علمداری ، کامبیز گرمستانی، کامران پدرا، کامران طاهباز، کامران خاکپور، کامی دستمالچی، کاوه انصاری، کاوه صباغی، کاویان میلانی، کریستین پورتر، کریم پورحمزاوی، کریم کایدان، کلارا مرادیان، کوروش آزادی، کیانا کریمی، کیانوش سنجری، کیمیا رهنمون، کیوان پدرام، کیوان داور پناه، کیوان رفیعی، کیومرث حصیریان، كامران طاهباز، كاوه رضائي شيراز، كاوه قاسمی كرمانشاهی،كاوه مظفري، كبری كريمی كحال‌زاده هادي، كرماني عليرضا، كژان ناصر آبادي،

گلاله بهرامی، گلشید کریمیان،گلناز ملک، گیتی رمضانی، گیتی سلامی، گیلدا صدیقی،

ل. حسن زاده، لادن.ه، لارا السون، لاله افشار، لگزيان جواد، لورنزو اوربانی، لیلا اسفاری، لیلا راسخ میلانی، لیلا نادری، لیلا نظری، لیلا واعظی، لیلی ارشد، لیلی فرهادپور، لیونا عیسی قلیان،

مارال سالک، مارال فرخي، متهیو فیلمینگ، مجید اسدی، مجید رمضانی، محبوبه حسین زاده، محبوبه عباسقلي زاده ، محبوبه محبی، محدثه صابری، محسن اسدالهي، محسن خاتمی، محسن سازگارا، محسن قائم مقام، محسن قائنیی، محسن نژاد، محمد افراسیابی، محمد انصاری، محمد برزنجه، محمد بهشتی، محمد حسینی، محمد قاسم زاده، محمد قربانی، محمد ملکی، محمد مهدی صاحبی، محمد میرزا آقاتبار، محمدرضا اسكندري، محمدرضا ترابی، محمدرضا صفایی ، محمدرضا کثرانی، محمود ارگی، محمود شکرابی، محمود فائق، مرتصی عبدعلیان، مرتضی ابای، مرجان نمازی، مرضیه ابطحی، مرضیه بخشی زاده، مریم آزاد، مریم افشاری، مریم بهرمن، مریم جهانبین، مریم حسین خواه، مریم خدارحمی، مریم خرد پژوه، مریم زندی، مریم سطوت، مریم سمیع زاده، مریم عرب عامری، مریم قربانی، مریم مالک، مریم مجد، مریم معمار صادقی، مریم میرزا، مریم وزیری، مریم یوسفی، مريم سالك، مزدک بامدادان، مژگان ثروتی، مژگان جدیدی، مژگان غفاری، مژگان ملکیان، مژگان نامور، مستوره برادران نصيري، مسعود امیدی، مسعود بهنود، مسعود شکری، مسعود شکوری، مسعود فتحی، مسعود كرمی، مطلب‌زاده عاليه، معصومه تقی پور، معصومه علیزاده، معصومه لقمانی، مقصود رنجبر، ملكي محمد، ملوک عزیززاده، ملوک ملاحسینی، ملیحه رزازان، ملیحه علیزاده، مندی رودیک، منصور فرهنگ، منصور همدانی، منصوره بهکیش، منصوره شجاعی، منصوره مسعودی، منوچهر تقوی، منوچهر شفائی، منوچهر فاضل ، منوچهر فرید، منوچهر گلشن، منیره برادران، منیره کاظمی، منیژه قاسمی، مونا محمدزاده، مهتا کریمی، مهتاب اصفهانی، مهدی امینی، مهدی خانبابا تهرانی، مهدی رمضانی، مهدی فتاپور، مهدی مجبوری، مهدی محسنی، مهدی یوسفی، مهديس رهبر، مهراد مشایخی، مهرافرین ثابتیان، مهران ادیب، مهران انصاري، مهران براتی، مهران کشاورز، مهران میرفخرایی، مهرداد بزرگ، مهرداد درویش پور، مهرداد ضیایی، مهرداد فتا پور، مهرداد لوایی، مهرداد مشایخی، مهرنوش اعتمادی، مهرنوش رمضانعلی، مهرنوش زنوزي، مهروش داداشیان، مهری جعفری، مهسا جزینی، مهسا. ش، مهشید راستی، مهشید طباطبایی، مهناز خزائی، مهیار امیر دستمالچی، مهیارصدر، مهين خديوي، مید ملکی، میلاد اسدی، مینا شکری جمنانی، مینا معنی قلم، مير حميد سالك، ميلاني محمد،

ن. نوری زاده، ن. هاشمی، نازلي فرخي، نازنین افشین جم، نازنین جواهری شلمانی، نازنین فرزانجو، نازی ساجدی، نازی عظیما، ناصر صبافرد، ناصر میر حبیبی، ناهید توسلی، ناهید جعفری، ناهید خیرابی، ناهید سعیدی، ناهید علیزاده، ناهید میرحاج، نجيبه سبحاني، ندا تهرانی، نرگس عظيمي، نرگس کرمانشاهی، نرگس یزدی زاده، نریمان رحیمی، نسرین اردلان،نسرین بصیری، نسرین پدرام، نسرین پدرام، نسرین چنگیزیان، نسرین حمیدی، نسرین رمضانعلی، نسرین رمضانی، نسرين بصيري، نسیم بهمنیان، نسیم خسروی مقدم، نسیم سرابندی، نسیم عشقی، نسيم تنها، نصرت بازرگان، نعمت‌الهي پويا، نغمه توحيدي، نفیسه آزاد، نگار انسان، نگار بیات، نگار رهبر، نگار سماک نژاد، نگار مرتضوی، نگین رنجبر، نگین قصیری، نورا نیک اندیش، نوشین احمدی خراسانی، نوشین کشاورزنیا، نوگل مرادي، نوید وفایی، نیره توحیدی؛ نیکزاد زنگنه، نیکی ایرانی، نیکی ثابت، نیکی میرزایی، نیلوفر بیضایی، نیلوفر جلالی، نیلوفر مهدیان، نیلوفر میرحسینی، نیما پورهمت، نیماپابوسی، نینا صداقتی، نینا مرتضوی، نینا وباب، نیوشا پابوسی،

وحدتي سهيلا، وسمقي صديقه، ونداد جامی، وهاب دوستی دوكوشكانی، ویدا بادینات، ویدا خسروی،ویدا سمیعی، ویدا فرهودی، ویکتوریا آزاد، ه. پرویزیان، هاجر ظريفيان، هادی ابراهیمی، هادی اصغری، هادی قائمی، هادي جليلي، هاله آگنج، هاله صفرزاده، هانیه سلیمی، هایده تابش، هایده درآگاهی، هایده مغیثی، هدی امینیان، هرمز بينش، هژیر پلاسچی، هما حمیدی، هما کاویانی، هنگامه شهیدی، هنگامه هويدا، هومن کاظمیان، هیوا جلالی، یاسر بهرامی، یاسمن تورنگ، یاسمن گرمستانی، یاشار گرمسنانی، یاور خسروشاهی، يگانلي ميرمحمود

نشریه ایراندخت ، تارنمای مليون، کانون ره آورد آخن/آلمان، کمیته ادیان کانون حقوق بشر آلمان، کمیته مبارزه با سانسور در ایران

Saturday, April 04, 2009

روز جهانی کتاب کودک؛


روز جهانی کتاب کودک؛
دوم آوریل، سالروز تولد هانس کریستین اندرسن، داستان نویس دانمارکی که قصه های ماندگاری برای کودکان آفریده، روز جهانی کتاب کودک خوانده می شود.
این نویسنده قرن نوزدهم با قصه هایی چون "جوجه اردک زشت رو"، "ملکه برفی" و "پری دریایی کوچک" که به بیش از صد زبان ترجمه شده و هم چنان میلیونها خواننده دارد در ادبیات کودکان جهان جایگاهی زوال ناپذیر یافته است.
هدف از نامگذاری چنین روزی برقراری و حفظ پیوند میان کودکان سراسر جهان با پدیده کتابخوانی و مطالعه است. "هیات بین المللی کتاب برای خردسالان" که سازمانی غیرانتفاعی و جهانی است از حامیان مراسم فرهنگی است که در این روز برگزار می شود.

شعار و پیام روز جهانی کودک ۲۰۰۹ / ۱۳۸۸

من جهانم، جهان،همان من است
با کتاب ها که همدم منند
هستم آنجا که آرزو دارم
واژها و رنگ ها، شعرها – نوشته ها
مرا به دورها، به قلعه های بسته می برند
از دل کتاب های بی شمار
می روم به قصر شاه ها، به سرزمین گنج
و با چراغ جادوی خیالیم
سوار قالی پرنده می شوم
مثل جن و غول و سند باد
که رمز غارهای بسته را به شهرزاد قصه گو گفته اند
واژه های هر کتاب
می برد مرا به هر مکان، به هر زمان
و روح من
سوار بر پرنده ی خیال
از فراز مرزها و رودهای بیکران
می رود به سرزمین دور دست
هر چه بیشتر کتاب می خوانم
بیشتر به راز و رمز می رسم
راز این که یک کتاب
بهترین رفیق و همدم من است

Thursday, April 02, 2009

مراسم اولين نشاي برنج در روستاي "دارباغ" در استان گيلان

مراسم اولين نشاي برنج در روستاي "دارباغ" در استان گيلان







Wednesday, April 01, 2009

گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر، نویسنده و پژوهشگر

بهار آمد

دشواری‌های پایان‌ناپذیر



نگاهی به موانع پیش روی زنان در عربستان سعودی دشواری‌های پایان‌ناپذیر
يكشنبه 9 فروردین 1388

نوشته: استر سائوب
ترجمه برای کانون زنان ایرانی: آیدین فرنگی
aidin.ferangi@gmail.com
در عربستان سعودی به‌رغم گام‌های مثبت برداشته شده در زمینه حقوق زنان، همچنان نسبت به تحصیل دختران مخالفت‌هایی ابراز می‌شود.
«ابرار» دانش‌آموز کلاس چهام ابتدایی علاوه بر رعایت پوشش کامل اسلامی، برای حفظ موازین اجتماعی از روبند نیز استفاده می‌کند. او در جنوب عربستان سکونت دارد و روبند زدن دختران هم سن و سال او در این منطقه کاری است طبیعی. اگرچه گفته می‌شود از نظر اجتماعی و فرهنگی در جنوب عربستان فضایی محافظه‌کارانه‌تر حکمفرماست، در سایر نقاط عربستان نیز وضعیت دختران تفاوت چندانی با جنوب این کشور ندارد. سابقه تشکیل اولین کلاس درس دخترانه در عربستان تقریبا به 40 سال پیش بازمی‌گردد.
پروفسور ادبیات، «فوزیه بوخالد» در اواخر دهه 60 سال‌های 1900، پس از صدور اجازه تحصیل برای دختران عربستانی، جزو اولین دخترانی است که در این کشور وارد مدرسه شده. بوخالد مادری داشته که برای تحصیل دخترش اهمیت بسیاری قائل بوده. این پروفسور ادبیات می‌گوید: «مادرم پیش از به دنیا آمدن من گفته بود اگر صاحب فرزند دختری شود و نتواند دخترش را در عربستان به مدرسه بفرستد، او را برای تحصیل به خارج از کشور خواهد فرستاد. وقتی من مدرسه را شروع کردم مادرم هم کتاب‌هایم را در خانه مطالعه می‌کرد و همراه با من درس‌ها را یاد می‌گرفت. مادرم حالا یک کارشناس ماهر امور اداری است و البته باید تاکید کنم او یک نمونه کاملا استثنایی به حساب می‌آید.»
عربستان همچنان تحت سیطره تفکرات مردسالارانه قرار دارد. «ماها»، یک معلم زن، با انتقاد از وجود تبعیض‌های آموزشی علیه دختران تصریح می‌کند: «ما در برخی کتاب‌های درسی متن‌هایی را می‌خوانیم که در آنها زن مورد تحقیر واقع شده. نبود درس‌های مرتبط با ساختار بدن انسان نیز مساله آموزشی دیگری است که در مدارس دخترانه با آن روبرو هستیم.»
البته درس‌های مرتبط با ساختار بدن از حدود یک سال قبل در برنامه درسی مدارس دخترانه «ریاض»(پایتخت عربستان) گنجانده شده است.
پیش بینی می‌شود دانشگاه علم و تکنولوژی «ملک عبدالله» تا یک سال آینده کار خود را آغاز کند. در این دانشگاه علاوه بر آنکه دانشجویان دختر و پسر در کلاس‌های درسی مشترکی به تحصیل خواهند پرداخت، دانشجویان دختر اجازه انتخاب نوع پوشش و حتی اجازه رانندگی نیز خواهند داشت. دانشگاه ملک عبدالله که ساختمان آن در ساحل دریای سرخ قرار دارد، به دلیل موقوفه بودن موظف به اجرای دستورات وزارت علوم و نهادهای دینی عربستان نیست. مدیر بخش انتشارات این دانشگاه، «جمیل دندانی» با اشاره به تحصیل تعداد زیادی از دختران عربستانی در کشورهای خارجی تاکید می‌کند: «دختران دانشجوی عربستانی در دانشگاه‌های آمریکا و اروپا و حتی در دانشگاه‌های کشورهای حاشیه خلیج‌ [فارس] در سر کلاس‌هایی حاضر می‌شوند که به صورت مختلط برگزاری می‌شود و وقوع چنین اتفاقی برای خانواده این دختران مساله مهمی به حساب نمی‌آید.»
«حصا»، که دخترش را برای ادامه تحصیل به آمریکا فرستاده به هیچ وجه نگران آینده فرزندش نیست. او می‌گوید: «هر مردی به دلیل تحصیل دخترم در آمریکا احساس ناخوشایندی نسبت به او داشته باشد، قطعا برای ازدواج با دخترم گزینه مناسبی نیست و فرزندم به چنین شوهری نیاز ندارد. همسر او باید عقاید و شخصیت دخترم را بپذیرد.» دختر حسا علاوه بر نقاشی کشیدن، پیانو هم می‌نوازد.
دو نسل از زنان عربستانی برای رسیدن به حق تحصیل مبارزه کرده‌اند. اکنون نیز زنان این کشور برای کسب حق تحصیل در تمامی رشته‌ها و برای کسب حق اشتغال در زمینه مرتبط با رشته تحصیلی‌شان به تلاش خود ادامه می‌دهند