Tuesday, August 25, 2009
یورش وحشیانه به خانواده های زندانیان سیاسی در مقابل اوین
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
بنابه گزارشات رسیده از مقابل زندان اوین مامورین زندان اوین به دستور قاضی کشیک ولی فقیه به خانواده های که در مقابل زندان اوین تجمع اعتراضی برپا کرده بودند یورش بردن و با هل دادن و برخوردهای وحشیانه قصد متفرق کردن آنها را داشتند.خانواده ها نسبت به عمل وحشیانۀ آنها مقاومت کردند و اقدام به سر دادن بانگ الله اکبر نمودند.
روز يكشنبه 1 شهريور ماه ده ها نفر از خانواده هاي بازداشت شده ها با وجود داشتن روزه و گرمای زیاد در مقابل زندان اوين تجمع كردند و خواهان ملاقات و آزادي عزيزان خود بودند. مامورین زندان اوين به دستور قاضي كشيك به سمت آنها يورش بردند و آنها را مجبور كردند كه از مقابل زندان اوين دور شوند كه صداي الله اكير خانواده ها بلند شد ومامورین با حمله كردن و هل دادن خانواده ها آنها را به قسمت پايين زندان اوين كشاندند و گفتند ديگر حق آمدن و ايستادن در مقابل زندان را نداريد و گرنه شما را هم بازداشت مي كنيم برويد دادگاه انقلاب و از قاضي پرونده بخواهيد به شما ملاقات بدهد كه خانواده ها مي گفتند شما حق نداريد با ما چنين رفتاري كنيد تا عزيزانمان آزاد نشوند اين كار هر روز ماست. همچنین در مقابل دادگاه انقلاب نيز بيش از 100 نفر از خانواده ها كه بيشتر مادران بودند براي روشن شدن وضعيت عزيزانشان تجمع كردند اما همانند روزهاي گذشته هيچ كس جوابگوي آنها نبود تعدادي از خانواده ها با دفتر حيدري فر كه قاضي پرونده بازداشت شده هاست تماس مي گرفتند اما يا كسي جوابگو نبود و يا به آنها مي گفتند هنوز پرونده ها تكميل نشده، بازداشت شده ها همچنان مهمان ما هستند برويد خانه مزاحم كار ما نشويد ما خودمان با شما تماس می گيريم تعدادي از مادران که خواستار ملاقات با حداد بودند تنها جوابي كه به آنها داده می شد اين بود كه براي چي ؟ حالشان خوب خوب است.و سريع تلفن را به روي خانواده ها قطع قطع مي كردند. لیست جدیدی از اسامی دستگیر شدگان قیام که برای ارسال به سازمانهای حقوق بشری و اطلاع عموم منتشر می شود.
1- عارف سلطان زاده 28 ساله و متاهل دوشنبه 26 مرداد در خيابان کریمخان بازداشت و به اوين منتقل شده2- سعيد كرامتي شغل آزاد دوشنبه 12 مرداد در ونك بازداشت و به اوين منتقل شده3- سامان يزدان پناه 23 ساله دوشنبه 12 مرداد در ونك بازداشت و به اوين منتقل شده4- انوش محمدي نوري جمعه 26 تير در ولي عصر بازداشت و به اوين منتقل شده5- ابوالفضل خانمرادي 26 ساله ليسانس ايمني صنعتي پنجشنبه 18 تير در انقلاب بازداشت و به كلانتري 148 منتقل شده كه در كلانتري خانواده وي او را زخمي و در حالي كه دست وي خونريزي داشته ديده اند و سپس به اوين منتقل شده6- محسن شكوري راد 30 ساله ليسانس مكانيك پنجشنبه 18 تير در اميرآباد بازداشت و به اوين منتقل شده7- امير ابوالحسني 21 ساله دانشجوي عمران پنجشنبه 8 تير در تخت طاووس بازداشت و به اوين منتقل شده
محمود سالارکیا معاون سعید مرتضوی جنایتکار علیه بشریت که از شکنجه گران معروف و از کسانی بود که در دوران قاضی ناظر بودن حداقل 2 زندانی سیاسی اکبر محمدی و ولی الله فیض مهدوی به قتل رسیدند.او در طی مصاحبۀ اخیرش که یک فرار به جلو می باشد اعلام کرده که قصد دارند دستگیرشدگان قیام مردم ایران را به محاکمه بکشاند.پس از سرکوب خونین مردم در خیابانها که بدستور علنی ولی فقیه علی خامنه ای در 29 خرداد ماه صادر شد و تا به حال منجر به جان باختن تعداد زیادی از جوانان و هزاران زخمی و اسیرشده است. علی خامنه ای همچنین در سخنرانیهای بعدی خود دستگیر شدگان را اختشاشگر نامید و با این گفته، وی مجوز قتل در زیر شکنجه های وحشیانه مانند تجاوز جنسی به زندانیان بی دفاع و سوزندن اجساد آنها ، گرفت اعترافات تلویزیونی ، بر پا کردن دادگاههای فرمایشی و غیره را صادر کرد.جنایتهای ذکر شده بصورت طراحی شده و سیستماتیک در تمامی بازداشتگاهها و زندانهای رژیم بکار برده شد. علی خامنه ای همچنین با منصوب کردن احمدی نژاد و رئیس قوه قضائیه و بکار گیری نیروهای انتظامی و نظامی که تحت فرمان او عمل می کنند این جنایتها را پیش می برند، که تا به حال مرتکب جنایات متعددی علیه مردم ایران شده اند. مراجع بین المللی برای پیشگیری از اینگونه جنایتها موظف هستند که علی خامنه ای ولی فقیه رژیم و سایر همداستان وی را بخاطر جنایت علیه بشریت تحت پیگردو مجازات کنند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،شکنجه های قرون وسطلئی، گرفتن اعترافات تلویزیونی،محکمات فرمایشی،یورش به خانواده ها و بی اطلاع نگه داشتن خانواده ها را محکوم می کند و از دبیر کل سازمان ملل و کمیسر عالی حقوق بشر خواستار ارجاع پرونده نقض حقوق بشر این رژیم به شورای امنیت سازمان ملل می باشد.
اول شهریور 1388 برابر با 23 اوت 2008گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:دفتر دبیرکل سازمان مللکمیساریای عالی حقوق بشر کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا سازمان عفو بین المللسازمان دیدبان حقوق بشر
اعمال شکنجه برای گرفتن اعتراف دروغین
بر اساس اخبار رسیده، کیوان صمیمی که فعالیت های خود را در چهارچوب قوانین اساسی نظام می داند، اصل بازداشت خود را زیر سوال برده، با بازجوی خود همکاری ننموده و در نتیجه به منظور اعمال فشار برای اعتراف، با ضرب و شتم و انتقال های پیاپی به سلول انفرادی روبه رو شده است.
وی در شامگاه 24 خرداد در پی یورش به منزلش که با شکستن در همراه بوده، بازداشت و با ضبط وسایل و کامپیتر شخصی اش راهی زندان اوین شد. او بیش از دو ماه است که در بند 209 به سر می برد و در این مدت تنها دو بار با خانواده خود تماس گرفته و دو بار نیز اجازه ملاقات داشته است.
به گفته یکی از نزدیکان وی، بازجوی کیوان صمیمی، از عدم همکاری او شکایت داشته و خواستار تقویت این همکاری از طریق دخالت خانواده اش شده است.
کیوان صمیمی، مدیر مسوول مجله توقیف شده نامه، عضو هیأت اجرایی شورای ملی صلح، رئیس انجمن حامیان حقتحصیل، عضو کمیته پیگیری بازداشتهای خودسرانه، عضو شورای مرکزی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات و بنیانگذار کانون زندانیان سیاسی است.
پیش از این نیز دادگاه رسیدگی به جرایم مطبوعاتی، به ریاست قاضی مدیر خراسانی، کیوان صمیمی را در مورد مجله نامه، به جهت نشر مطالب مخالف موازین اسلامی از طریق ترویج مطالبی كه به نظام لطمه میزند و تحریص و تشویق افراد و گروهها به اعمالی علیه امنیت كشور و نظام جمهوری اسلامی مجرم شناخته بود و هیأت منصفه دادگاه مطبوعات هم پس از بررسی، وی را مستحق تخفیف ندانست.
لازم به ذکر است وی نیز همچون دیگر بازداشت شدگان اخیر با اتهامات واهی روبه رو بوده و این روند نشان از عزم قدرت حاکم به مقابله با هرگونه جریان منتقد به شیوه برچسب زدن است.
کمیته گزارشگران حقوق بشر ضمن محکوم نمودن اینگونه برخوردها اعتراض خود را به شیوه جاری بازداشت ها، اعمال فشار، شکنجه و اجبار به اعتراف های دروغین ابراز نموده و خواستار آزادی بی قید و شرط تمامی دستگیرشدگان جریانات اخیر است.
بزرگداشت یکصدوسومین سالگرد انقلاب مشروطه
سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان 1367
گرامیداشت یادمان آزادیخواهان جانباخته در تبعید
دکتر عبدلرحمان قاسملو، دکترفریدون فروخزاد، دکتر شاهپور بختیارٍ، دکترکاظم
رجوی، دکتر صادق شرافکندی وزنده یاد حسین نقدی
عفو بین الملل:
به سرکوب مدافعان حقوق بشر پایان دهید
چهار شنبه ۲۸ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۹ اوت ۲۰۰۹
کانون مدافعان حقوق بشر به وسیله دارنده جایزه صلح نوبل شیرین عبادی و چهار وکیل سرشناس حقوق بشری دیگر یعنی محمد علی دادخواه، محمد سیف زاده، محمد شریف و عبدالفتاح سلطانی پایه گذاری شد. مرکز توجه این کانون دادن گزارش در باره موارد نقض حقوق بشر در ایران، ارائه کمک قضایی رایگان به زندانیان سیاسی و حمایت از خانواده های زندانیان سیاسی است.این کانون از بدو تاسیس در سال 2001 کوشیده خود را قانونا به ثبت رساند اما موفق نشده است. در نتیجه، شیرین عبادی و همکارانش ناگزیر در حالتی از بلاتکلیفی و تحت تهدید تعطیلی و خطر انتقام فعالیت کرده اند. آنها مکرر با اذیت و آزار و ارعاب و تهدید، دستگیری و زندان روبرو بوده اند.مقامات در روز 21 در ماه دسامبر، پیش از برگزاری مراسمی برای بزرگداشت شصتمین سالگرد اعلامیه جهانی حقوق بشر، كانون را به زور بستند. اعضای آن بدون هراس به فعالیت و تجمع به نام کانون ادامه داده اند.حداقل سه نفر از اعضای کانون در پی تظاهرات پس از انتخابات ریاست جمهوری 12 ژوئن 2009 (22 خرداد 1388) بازداشت شده اند. عبدالرضا تاجیک، روزنامه نگار، در روز 14 ژوئن دستگیر شد. دو روز بعد ماموران امنیتی لباس شخصی بدون ارائه حکم جلب عبدالفتاح سلطانی، وکیل، را در دفتر کارش در تهران دستگیر کردند. این ماموران بدون حکم تجسس دفتر کارش را بازرسی و پرونده ها، کیف دستی، کامپیوتر و تلفن همراه او را ضبط کردند. روز 8 ژوئیه، ماموران امنیتی محمد علی دادخواه را در دفتر کارش دستگیر کردند.در هنگام نگارش این بیانیه در اواسط ژوئیه، سه عضو مذکور هنوز در بازداشت به سر می برند.عبدالفتاح سلطانی در سال 2005 نیز 219 روز را در بازداشت به سر برد که از این مدت 43 روز آن در حبس انفرادی بود. او در سال 2006 به خاطر «افشای اسناد محرمانه و تبلیغ علیه نظام» به پنج سال زندان محکوم شد. پس از تجدید نظر در ماه مه 2007، او از تمام اتهامات تبرئه شد. در پی آن، خروج او از ایران، ممنوع شد. شهر نورنبرگ در آلمان به او جایزه حقوق بشر را اعطا کرده است. هنوز معلوم نیست که او در اکتبر 2009 شخصا موفق به دریافت این جایزه خواهد شد یا نه.نرگس محمدی، سخنگو و معاون کانون مدافعان حقوق بشر نیز از سفر به خارج منع شده است. در روز 10 ماه مه 2009 از سفر او به گواتمالا برای سخنرانی در کنفرانسی بین المللی که ابتکار زنان دارنده جایزه صلح نوبل ترتیب داده بود، ممانعت به عمل آمد. گذرنامه او ضبط شد و او را به دادگاه انقلاب احضار کردند. در روز 22 ماه مه، اعلام شد که نرگس محمدی به «تبلیغ» علیه نظام اسلامی کشور متهم شده است. او اجازه نیافت در ژوئیه 2009 برای دریافت جایزه حقوق بشر آلکساندر لانگربه ایتالیا سفر کند.هشت روز پس از تعطیلی اجباری کانون، مامورانی که خود را بازرسان مالیاتی معرفی کردند وارد دفتر وکالت شیرین عبادی درتهران شدند و اسناد و کامپیوترها را، به رغم اعتراض او که این اسناد حاوی اطلاعات محرمانه و تحت حمایت قانونی بین وکیل و موکل است، با خود بردند. او در رابطه با پرونده هایی که بدون دریافت دستمزد پذیرفته است، متهم به فرار از پرداخت مالیات شد.شیرین عبادی به کرات هدف تهدید مرگ و نیز دشنام رسانه های دولتی بوده است. عفو بین الملل از این نگران است که او در خطر ترور باشد و قاتل او طبق ماده ای از قانون مجازات ادعای مصونیت از مجازات کند. ماده مذکور به قاتلی که کسی را با این ادعا بکشد که مقتول مستحق مرگ یا «مهدورالدم» بوده است، امکان گریز از پیگرد قانونی می دهد.هدف قرار دادن این فعال حقوق بشری سرشناس بین المللی و تعطیلی اجباری کانون پیام وحشت آوری به جنبش رو به گسترش مدافعان حقوق بشر در ایران است. همبستگی بین المللی با این مردان و زنان شجاع یک ضرورت فوری است.
مصاحبه با قربانی دیگری از تجاوز جنسی در زندان رژیم اسلامی/ کتایون آذرلی
تحصن و اعتصاب غذا در مقابل دادگاه انقلاب
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
تحصن و اعتصاب غذای خانواده های دستگیر شدگان در مقابل دادگاه انقلاب
بنابه گزارشات رسییده از مقابل دادگاه انقلاب خانواده های دستگیر شدگان اخیر که تعدادی از آنها در اعتصاب غذا بسر می برند از صبح امروز به تجمع اعتراضی خودادامه دادند و خواستار مطلع شدن از وضعیت و شرایط عزیزانشان و آزادی آنها شدند.از صبح روز سه شنبه 27 مرداد ماه بیش از 100 نفر از خانواده ها براي پيگيري وضعيت عزيزانشان در مقابل دادگاه انقلاب تجمع كردند تعدادي از خانواده ها در همراهي با عزيزانشان در اعتصاب غذا هستند و در گرما ساعتها به انتظار خبر آزادي عزيزانشان مي ايستند.خانواده ها كه به شدت نگران سلامت عزيزانشان هستند دائم به داخل دادگاه انقلاب مي رفتند به اميد اينكه بتوانند با دفتر حسن زارع دهنوی (حسن حداد) تماس بگيرند تا از سرگرداني و بلاتكليفي در بيايند اما مانند روزهاي قبل يا كسي جوابگو نبود و يا به آنها گفته مي شد هنوز پرونده تكميل نشده برويد ما خودمان با شما تماس مي گيريم كه شنيدن اين جمله تكراري خانواده ها را به شدت خشمگين مي كند و مي گويند بيشتر از دو ماه است هر روز يك وعده و وعيد مي دهيد حداقل يك جواب درست بدهيد تا ما هم از اين بلاتكليفي در بياييم. اغلب منشي دفتر حداد بدون دادن جواب درستي به خانواده ها تلفن رو قطع مي كند. لیست جدیدی از اسامی دستگیر شدگان اخیر جهت ارسال به سازمانهای حقوق بشری و اطلاع عموم انتشار می یابد؛
1-پژمان گرامي 25 ساله دوشنبه 26 مرداد در هفت تير بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص2- احمد شجاعي 27 ساله دوشنبه 26 مرداد در كريم خان بازداشت و محل نگهداري وي نامشخص
3- عارف خانپور 23 ساله دانشجو چهارشنبه 14 مرداد در بهارستان بازداشت و به اوين منتقل شده4- محمد صادق قوامي 20 ساله چهارشنبه 14 مرداد حوالي بهارستان بازداشت و به اوين منتقل شده5- علي پيري 32 ساله چهارشنبه 14 مرداد در بهارستان بازداشت و به اوين منتقل شده
6- حامد كريمي نژاد 28 ساله ليسانس مديريت دوشنبه 12 مرداد بازداشت و به اوين منتقل شده7- عليرضا محمودي فر 28 ساله دوشنبه 12 مرداد در ونك بازداشت و به اوين منتقل شده
8- محسن كاكاوند 18 ساله محصل پنجشنبه 8 مرداد بازداشت و به اوين منتقل شده9- حميد رضا ناظري 23 ساله پنجشنبه 8 مرداد در هفت تير بازداشت و بعد از دو روز بازداشت در كلانتري به اوين منتقل شده10- آرمان پزشكيان 26 ساله دانشجوي هنر جمعه 26 تير در انقلاب بازداشت و به اوين منتقل شده11- محسن گنجي 24 ساله فوق ديپلم رياضي جمعه 26 تير نزديك دانشگاه تهران بازداشت و به اوين منتقل شده12- نيما صمدي 22 ساله دانشجوي عمران جمعه 26 تير در ولي عصر بازداشت و به اوين منتقل شده
13- محمد حسن اسدالهي 29 ساله ليسانس روانشناسي باليني پنجشنبه 18 تير در انقلاب بازداشت و به اوين منتقل شده14- سيد محمد كاظم رضوي 30 ساله ليسانس عمران پنجشنبه 18 تير در امير آباد بازداشت و به اوين منتقل شده15- حامد شريفي 24 ساله شغل آزاد پنجشنبه 18 تير در اميرآباد بازداشت و به اوين منتقل شده16- مجيد اكبر پور 21 ساله دانشجوي برق پنجشنبه 18 تير در جمالزاده بازداشت و به اوين منتقل شده17- محمد تاجيك 31 ساله پنجشنبه 18 تير در امير آباد بازداشت و به اوين منتقل شده18-امير ابوالقاسمي 27 ساله ليسانس جامعه شناسي چهارشنبه 3 تير در بهارستان بازداشت و به آگاهي شاپور سپس به اوين منتقل شده19- سعيد ميثاقيان 28 ساله ليسانس شيمي دوشنبه 25 خرداد در ونك بازداشت و به اوين منتقل شدهاسامي تعدادي از خانواده ها كه در اعتصاب غذا هستند- اكرم محمدي 54 ساله مادر سروش رحيمي كه پنجشنبه 18 تير بازداشت شده از يكشنبه 25 مرداد در اعتصاب غذا بسر می برد.ياقوت فتحعلي 62 ساله مادر سعيد ميثاقيان كه 25 خرداد بازداشت شده از يكشنبه 25 مرداد اعتصاب غذا كرده- مهين اسكندري 48 ساله و باقر جمشيدي 52 ساله مادر و پدر امير جمشيدي كه جمعه 26 تير بازداشت شده از يكشنبه 25 مرداد در اعتصاب غذا هستندمريم صداقت 59 ساله و كريم قنبري 61 ساله مادر و پدر حامد قنبري كه پنجشنبه 18 تير بازداشت شده از يكشنبه 25 مرداد اعتصاب غذا كرده اند
حميده يوسف پور 56 ساله و الناز ناظري 27 ساله مادر و خواهر حمير رضا ناظري كه 8 مرداد بازداشت شده از دوشنبه 26 مرداد اعتصاب غذا كرده اندشهلا خوش نيت 50 ساله و هاشم شريفي 56 ساله مادر و پدر حامد شريفي از سه شنبه 27 مرداد اعتصاب غذا كرده اندشكوه اكبر پور 47 ساله مادر مجيد اكبرپور از دوشنبه 26 مرداد اعتصاب غذا كردهمعصومه ميرزايي 58 ساله مادر امين اميري كه جمعه 26 تير بازداشت شده از دوشنبه 26 مرداد اعتصاب غذا كردهنازي نعمتي 52 ساله و نعمت احمدي 57 ساله مادر و پدر مرتضي احمدي كه پنجشنبه 18 تير بازداشت شده از دوشنبه 26 مرداد اعتصاب غذا كرده اندشهلا خوش نيت 50 ساله و هاشم شريفي 56 ساله مادر و پدر حامد شريفي از سه شنبه 27 مرداد اعتصاب غذا كرده اند
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،دستگیری، شکنجه ،ادامه بازداشت زندانیان سیاسی ،بی اطلاع نگه داشتن خانواده ها و تحت فشارهای مختلف قرار دادن آنها را محکوم می کند و از دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل خواستار مداخله برای آزادی زندانیان سیاسی در ایران است.
27 مرداد 1388 برابر با 18 اگوست 2008گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:دفتر دبیرکل سازمان مللکمیساریای عالی حقوق بشر کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا سازمان عفو بین المللسازمان دیدبان حقوق بشر
مرگ بر دیکتاتور در مترو تهران، ۱۴ مرداد
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
بنابه گزارشات رسیده از از نقاط مرکزی شهر تعداد زیادی از مردم و جوانان در میادین و خیابانهای مرکزی شهر حضور دارند و خود را آماده شکل گیری اعتراضات می کنند.در نقاط مرکزی شهر تعداد زیادی از مردم تجمع نمودند بطوری که پیاده رو ها مملو از جمعیت است.آنها خودرا برای آغاز اعتراضات گسترده در سطح شهر و بخصوص نقاط مرکزی شهر آماده می کنند .محلهایی که مردم در حال تجمع هستند عبارتند میدان فاطمی،میدان ولی عصر ،میدان انقلاب،ونک و نقاط دیگر می باشد. و هر لحظه امکان شروع اعتراضات می رود.نیروهای سرکوبگر گارد ویژه سپاه پاسداران،بسیج و لباس شخصیها بصورت گسترده در نواحی مرکزی شهر مسقر شده اند. نیروهای موتور سوار در حال مانور دادن و ایجاد رعب و وحشت هستند و گارد ویژه باتون بدست آماده تهاجم به مردم هستند . آنها همچنین تعداد زیادی از خودرهای خود را که مملو از نیروه هستند مستقر کرده اند.
14 مرداد 1388 برابر با 05 اگوست 2009
گفتگو با یکی از قربانیان تجاوز؛ لاریجانی جنایتکار گوش کند
جزئيات منتشر نشده در مورد درگذشت دانشجوی جانباخته مصطفی غنيان
جزئيات منتشر نشده در مورد درگذشت دانشجوی جانباخته مصطفی غنيان
مصطفی غنيان درحال گفتن بانگ « الله اكبر » و در آغوش پدرش جان باخت
سه شنبه ۲۰ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۱ اوت ۲۰۰۹
گزارش دریافتی: شهيد مصطفي غنيان دانشجوي 26 ساله مقطع كارشناسي ارشد مهندسي معماري در شب 27خرداد اولين چهارشنبه پس از انتخابات در حال گفتن تكبير بر روي بام ساختمان 8 طبقه در محله سعادت آباد تهران به ضرب گلوله تك تير انداز هاي مستقر در ساختمان هاي اطراف به شهادت رسيد.گفتني است پيش از اين به دليل همزماني شهادت اين دانشجو با وقايع كوي دانشگاه تهران ، نام شهيد غنيان در اسامي شهداي كوي دانشگاه تهران منتشر شده بود ، درحالي كه وي بر پشت بام خانه دانشجويي خودش در منطقه سعادت اباد مورد هدف تك تيراندارها قرار گرفت و در آغوش پدرش به شهادت رسيد..بنا به اين گزارش در شب شهادت شهيد غنيان ، حاج محمد تقی غنیان پدر شهید مصطفی غنیان که از چهره های سرشناس انقلابی مشهد و دوران قبل از انقلاب است از سفر آلمان به ايران برميگردد و از فرودگاه به منزل دانشجويي فرزندش، شهيد مصطفي ميرود. به گفته يكي از اعضاي خانواده غنيان ، شهيد غنيان ضمن پذيرايي از پدرش با چاي و هندوانه به پدرش ميگويد : « ما اين شب ها بالاي پشت بام الله اكبر ميگوييم ، تا شما هندوانه تان را بخوريد و استراحت كنيد من بالاي پشت بام ميروم و امشب زودتر برميگردم.»از پدر شهيد غنيان نقل شده كه : « پس از مدت كوتاهي متوجه سرو صداي زياد در ساختمان شدم و ناگهان در منزل به شدت كوبيده شد . در را كه باز كردم يكي از همسايه گفت مصطفي روي پشت بام با شما كار دارد ، بياييد بالا »پدر شهيد غنيان هنگامي كه به پشت بام ساختمان هشت طبقه ميرسد به وي مي گو يند كه به علت تيراندازي بايد سينه خيز روي بام برود و در اين هنگام پدر شهيد غنيان پيكر نيمه جان فرزندش را در حالي كه يك گلوله شقيقه اش را سوراخ كرده در آغوش ميگيرد، مصطفي پس از دقايقي در آغوش پدر به شهادت ميرسد. خانواده اين شهيد پس از تحويل جسد به پزشكي قانوني و تنظيم شكايت از قاتلان وي با دادن تعهد مبني بر عدم برگزاري مراسم ختم و يادبود و با وساطت دفتر واعظ طبسي كه از دوستان قديمي پدر شهيد غنيان ميباشد ، موفق به دريافت جنازه فرزند شهيدشان پس از چند روز ميشوند.پدر شهيد غنيان در مراسم ترحيم فرزند شهيدش در مسجد قبا شهر مشهد اينچنين ميگويد: «... فرزندم این لیاقت را داشت که در راه اسلام و قرآن و در راه حفظ استقلال این کشور و در راه آزادی ملت مسلمان و عزیز ایران تنها سرمایه اش را که جانش بود غریبانه نثار کند.»دروغگويي خبرگزاري فارس و روزنامه هاي وطن امروز و ايران و تكذيب پدر شهيد غنيانخبرگزاري دروغگو فارس و روزنامه هاي وطن امروز و ايران دوروزنامه اصلي حامي دولت كودتا خبري مبني بر اينكه پدر شهيد غنيان در مجلس ختم فرزندش در سخناني در « مسجد كرامت » مشهد ، مهندس موسوي را مسئول شهادت فرزندش ميداند ، منتشر ميكنند.اين خبر دروغ در حالي منتشر ميشود كه تنها مراسم ختم شهيد غنيان در« مسجد قبا» واقع در بلوار خيام مشهد برگزار شده است ، نه در مسجد « كرامت» كه در خيابان شيرازي و اطراف حرم امام رضا واقع است.اين عمل ناجوانمردانه رسانه هاي حامي كودتا با عكس العمل شديد پدر شهيد غنيان در مشهد روبرو ميشود . به نحوي كه فشار هاي نهاد هاي انقلابي و دوستان پدر شهيد غنيان مانند استان قدس رضوي ،خبرگزاري ايرنا منطقه خراسان را مجبور به مصاحبه با پدر اين شهيد ودرج تكذيبيه وي ميكند. ولي با اين حال تا كنون رسانه هاي كودتاچيان خبردروغ و جعلي خود را تصحيح نكردند.بخش هايي از تكذبيه پدر شهيد غنيان به صورت سانسور شده در خبرگزاري ايرنا منطقه خراسان منتشر شده است را مي خوانيد :« ... در یکی از این روزنامه ها چاپ روز چهارشنبه هفته گذشته آمده بود که " در مراسم ترحیم مصطفی غنیان طی روز گذشته در مسجد کرامت پدر وی چنین مطالبی عنوان کرده است. در حالی که مراسم ختم فرزند من روز شنبه 30 خرداد 88 آن هم در مسجد قبا برگزار شده بود و در آن هیج مطلبی مبنی بر اتهام زنی به فردی یا افرادی من نگفتم، اما متاسفانه بعد از آن چند روزنامه به آن استناد کرده و مطالب کذب را دوباره تکرار کرده و به آن دامن زدند.وی اظهار داشت : من در مراسم ختم فرزندم تنها به منظور تقدیر از لطف جمع کثیری از دوستان و شهروندان مطلبی را تهیه و قرائت کردم که هم فایل صوتی و تصویری و هم دستنوشته آن وجود دارد. وی متن آنچه که در این مراسم قرائت کرده را خواند..در بخشی از این مطلب آمده است : "پروردگارا تو را سپاس می گویم و نیکوترین درودهایم را بر ارواح مطهر خاتم الانبیا محمد مصطفی (ص) و ولی و حجت برحقت علی مرتضی (ع) و صدیقه طاهره فاطمه زهرا (س) و یازده فرزند پاکش تا قطب عالم امکان مهدی موعود با ذکر صلواتی بر محمد و آل محمد (ص) نثار ميكنم.پروردگارا : تو خود فرمودی که بندگانت را می آزمایی ، پروردگار عزیز من، مرا به سخت ترین روش آزمودی و در فاصله کمتر از پنج دقیقه که پسرم مصطفی از من جدا شد او را در حالی که به سرش گلوله خورده بود در روی پشت بام طبقه هشتم ساختمان غرق در خون در آغوشم افکندی.همانجا بود که گفتم "فاذا جاء اجلهم لایستاخرون ساعته و لا یستقدمون و بی اختیار به یاد آقا و مولایم حسین (ع) افتادم ....در آن شهر غریب و در آن شب هولناک و در آن دل شب من کسی را نداشتم و باز بی اختیار به یاد ولی نعمتم علی ابن موسی الرضا (ع) غریب الغربا افتادم که به دور از اهل و عیال از مدینه کوچ کرد و در توس به غربت جان سپرد، باز از غم غربت به خود نالیدم و با خود زمزمه کردم کهخدا ز آستان رضایم جدا نکند من و جدایی از آن آستان خدا نکندز دامن کرمش دست التجا نکشم گدای، دامن صاحب کرم رها نکندپروردگارا : تو خود شاهد باش از امانتی که به من سپرده بودی 26 سال نگهداری کردم و تا جایی که در توانم بود در تربیتش کوشیدم که خدا شناس، با ایمان ، مردمدار، با عاطفه و با اخلاق شود که خوشبختانه چنین بود و چنین شد و خود مصطفی هم پذیرش این را داشت او پسری متدین، فروتن، متواضع، خوشرو و با اخلاق و به قول همه دوستانش "با مرام " بود و این لیاقت را داشت که در راه اسلام و قرآن و در راه حفظ استقلال این کشور و در راه آزادی ملت مسلمان و عزیز ایران در طبق اخلاص تنها سرمایه اش را که جانش بود غریبانه نثار کند. »در
حضور نيروهاي انتظامي و امنيتي در بازار تهران
حضور نيروهاي انتظامي و امنيتي در بازار تهران
بازار در التهاب
ز چهارراه گلوبندك تا چهارراه سيروس موتورسواران نيروي انتظامي حضور دارند و از ايستادن خريداران در پيادهروها و خيابانها جلوگيري ميشود.
چهار شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۲ اوت ۲۰۰۹
ايلنا: امروز بازار تهران شاهد حضور نيروهاي انتظامي و امنيتي در بازار تهران است.به گزارش خبرنگار اعزامي ايلنا به بازار بزرگ تهران، امروز در بازار تهران و در خيابانهاي منتهي به بازار، نيروهاي انتظامي و امنيتي حضور پيدا كردهاند. از چهارراه گلوبندك تا چهارراه سيروس موتورسواران نيروي انتظامي حضور دارند و از ايستادن خريداران در پيادهروها و خيابانها جلوگيري ميشود.به گفته دبير كل جامعه انجمنهاي اسلامي اصناف و بازار اين اقدام در برابر پخش اطلاعيهاي مجهول انجام شده است.به گزارش ايلنا مردم و خريداران حاظر در بازار تهران كه در حتي در جريان اين اطلاعيه قرار نداشتند از حضور نيروهاي انتظامي در بازار ابراز تعجب ميكنند. مهرداد .پ يكي از كساني كه امروز در بازار تهران حضور داشت به خبرنگار ايلنا گفت: در بازار هيچ تجمعي نيست اما حضور اين ميزان نيروي انتظامي در بازار، فضا را امنيتي كرده و موجب شده است مردم دائم از يكديگر علت را ميپرسند.حاج احمد.م يكي از دكان داران بازار كفاشان گفت: برخي از همكاران كه تعدادشان زياد نيست امروز مغازههايشان را تعطيل كردهاند، اما تجمعي شكل نگرفته است. فقط حضور انبوه نيروهاي انتظامي و امنيتي در بازار موجب شده است تا فضاي بازار دگرگون شود. خريداراني كه امروز مراجعه ميكنند دائم از ما علت اين فضا را ميپرسند كه ما هم چندان درست نميتوانيم اين كار را انجام دهيم.به گزارش خبرنگار اعزامي ايلنا به بازار تهران در اين شرايط كه بازار تهران امروز روز شلوغي را سپري ميكند، گروهي از صدا و سيما براي تهيه گزارش در بازار مستقر شدهاند و در حال تهيه گزارش از وجود رونق در بازار هستند.شرايط بازار آرام استدبيركل جامعه انجمنهاي اسلامي اصناف و بازار نيز در اين زمينه گفت: امروز بازار تهران با تعطيلي مواجه نشد و شرايط آرام پيش ميرود.احمد كريمي اصفهاني در گفتوگو با ايلنا ادامه داد: اطلاعيهاي مجهول و نامفهوم طي روزهاي گذشته از طريق ايميل براي اهالي بازار و مردم ارسال شده بود كه از تجمع در بازار و تعطيلي دكانها حكايت داشت.وي افزود: به همين دليل نيروي انتظامي امروز در باز تهران حاضر شد تا با تجمع احتمالي برخورد كند. البته مشكلي پيش نيامد و تجمع و تعطيلي شكل نگرفت.وي خاطرنشان كرد: نبايد اين مسائل به بازار كشيده شود اگر هم اين چنين شود با آن برخورد ميشود. بازار بايد آرامش داشته باشد. فضاي اقتصادي براي شكلگيري نياز به آرامش دارد. بازار با هر نوع تجمع و برهم ريختگي فضاي بازار مخالف است.
اعتصاب،تظاهرات و درگیری در بازار تهران
تجمع اعتراضی خانواده ها و لیست جدیدی از دستگیر شدگان
ضرب و شتم و بازداشت شهروندان در اهواز
عفو بين الملل : حقوق معترضان در ایران پایمال می شود
پس از 47 روز پیکر بی جان بهزاد را به خواهرش نشان دادند

خبرنامه امیرکبیر: بهزاد مهاجر، از دستگیرشدگانی که در تجمع روز 25 خرداد بازداشت شده بود، به شهادت رسیده است. خانواده وی پس از 46 روز بی خبری روز گذشته جسد وی را در سردخانه کهریزک شناسایی کردند.بهزاد مهاجر 47 سال داشته و طی این مدت اقوام او به دنبال نشانی بهزاد به دادگاه انقلاب، زندان اوین و مراکز قضایی مراجعه کردند، اما مسئولین از ارائه پاسخ مشخص به آنها خودداری می کردند. روز گذشته و پس از 47 روز آزار و اذیت این خانواده، جسد بهزاد مهاجر به خواهر وی نشان داده شده است.خانواده مهاجر تأکید کردند جسد بهزاد روز 31 خردادماه تحویل پزشکی قانونی شده است اما تا دیروز شنبه در خصوص کشته شدن فرزندشان خبری به این خانواده سرگردان داده نمی شده است.به نظر می رسد وی بر اثر اصات گلوله در سینه اش درگذشته است.جسد وی صبح امروز به خانواده اش تحویل داده و ساعت 12 امروز در قطعه 208 بهشت زهرا تشییع خواهد شد.
Thursday, July 30, 2009
خون بها (گرامیداشت چهلمین روز جانباختگان راه آزادی)
خون بها , گرامیداشت چهلمین روز جانباختگان راه آزادی
حمله مزدوران رژیم به تظاهرکنندگان در تهران
خبرگزاری فرانسه: پرتاب گاز اشک آور بسوی تظاهرکنندگان در تهران
به گزارش خبرگزاری فرانسه از تهران، پلیس ضد شورش دقایقی پیش برای متفرق کردن تظاهرکنندگان در یکی از خیابانهای مرکزی پایتخت اقدام به پرتاب گاز اشک آور کرد. تظاهرکنندگان در حال رژه رفتن در خیابان ولیعصر تهران بودند که با برخورد خشونت آمیز ماموران پلیس ضد شورش مواجه شدند.
تظاهرات امروز تهران: استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی
آغاز تظاهرات ضد حکومتی در تهران

بنا به گزارشهای رسیده، تظاهرات ضد حکومتی در چند نقطه تهران از جمله خیابان ولیعصر آغاز شده است. تظاهرکنندگان با برافروختن آتش در حال شعار دادن هستند. آنها از جمله شعار می دهند: مرگ بر دیکتاتور؛ مجتبی بمیری، رهبری رو نبینی؛ ندای ما نمرده، این دولته که مرده؛ نترسید نترسید ما همه با هم هستیم. اتوموبیل سواران نیز با بوق زدنهای ممتد با تظاهرکنندگان همراهی می کنند.
ضرب و شتم تجمع کنندگان در بهشت زهرا
Wednesday, July 29, 2009
حمله وحشیانه نیروهای عراقی به ساکنین قرارگاه اشرف
آزاد زمانی- سخنگوی انجمن دفاع از زندانیان سیاسی وحقوق بشر ایران
روز ششم مردادماه نیروهای نظامی دولت عراق به ساکنین قرارگاه اشرف درنزدیک شهر خالص درشمال شرقی عراق حمله کردند. دراین یورش وحشیانه به شهروندان این قرارگاه دهها نفر مجروح وتعدادی دستگیر وربوده شدند.
تعرض به شهروندان قرارگاه اشرف توسط نیروهای دولت عراق نقض اشکار قوانین بین المللی وحقوق بشر است. گزارشات و تصاویرعینی این رویداد، سبوعیت و رفتارغیر انسانی نیروهای دولت عراق را به نمایش می گذارد. نیروهای عراقی اقدام به تیراندازی، ارعاب، ضرب وشتم وترور و آدم ربایی کرده اند دهها نفر از زنان ومردان غیرمسلح قرارگاه اشرف را مجروج می کنند. به زخمی ها ومجرحین رحم نمی کنند وتعدادی را بازداشت میکنند وباخود می برند.
امنیت جانی وزندگی شهروندان قرارگاه اشرف درخطراست. باید به این وحشیگری دولت عراق که مخالفین رژیم اسلامی ایران راهدف گرفته است اعتراض کرد.
انجمن دفاع اززندانیان سیاسی وحقوق بشرایران تعرض به شهروندان قرارگاه اشرف را غیرانسانی وبه شدت محکوم میکند. از فعالین حقوق بشر، نهادهای بین المللی ، سازمان عفوبین الملل و همه احزاب و سازمانها وشخصیتهای انسان دوست می خواهد نسبت به این تعرض اشکار سکوت نکنند وبرای حفظ جان وزندگی شهروندان قرارگاه اشرف تلاش نمایند.
7 مراد ماه 1388
فیلم حمله نیروهای عراقی
تطاهرات امروز در میدان ونک
امروز ۳ مرداد میدان ونک قلب آزادی خواهی بود. من که امروز گذرم به میدان ونک افتاده بود دیدم که مردم بدون توجه به حضور گسترده گاوهای وحشی با صدای بلند شعار مرگ بر دیکتاتور میدادند و تظاهرات میکردند. اما یک صحنه ناجوانمردانه اعصابمو خورد کرد و اونم این بود که لباس شخصیها بین مردم پنهان می شدند و مدام با بیسیم به پلیس دستور میدادند که به کدام سمت بروند و گاهی خودشون به طرز وحشیانه ای به مردم حمله می کردند که خودم دیدم یک پسر جوان رو زیر ساختمون اسکان مورد ضرب و شتم شدید قرار دادند و مردم هم با شعار ولش کن ولش کن و جیغ و فریاد سعی داشتند اون جوان رو نجات بدن ولی بسیجیها بردنش و به مردم نیز هجوم بردند.
Thursday, July 23, 2009
Tuesday, July 21, 2009
اعتراضات و درگیریها در نقاط مختلف تهران

اعتراضات و درگیریها در نقاط مختلف تهران
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
اعتراضات و درگیریها در نقاط مختلف و یورش وحشیانه نیروهای سرکوبگر به مردم
بنابه گزارشات رسیده از میدان 7 تیر و مناطق مرکزی تهران ، تعداد زیادی از مردم بمناسبت گرامیداشت 30 تیر دست به اعتراضاتی در نقاط مختلف تهران زدند. از ساعت 17:00 مردم تهران از مناطق مختلف بسوی میدان 7 تیر روانه شدند و علاوه بر میدان 7 تیر در اکثر مناطق مرکزی حضور داشتند. مردم و بخصوص جوانان به صورت گروهای چند صد نفری جمع می شدند و اقدام به دادن شعارهای مانند مرگ بر دیکتاتور،ایرانی میمیرد ذلت نمی پذیردو شعارهای دیگر را سر می دادند. وقتی که با یورش مامورین مواجه می شدند با آنها درگیر و بعد از آن پخش می شدند و در نقطه ای دیگر دوباره اعتراضات و درگیریها را ادامه می دادند. عمده اعتراضات در میدان 7 تیر ،ولی عصر،میدان انقلاب ، و سایر مناطق دیگر می باشد.نیروهای سرکوبگر که از گارد ویژه، سپاه پاسداران، بسیج و لباس شخصیها در تمامی مناطق مرکزی بصورت گسترده و بی سابقه ای حضور دارند. آنها بصورت 10 متر به 10 متر در میادین و خیابانها آرایش بسته بودند. همچنین مامورین گارد ویژه که سوار بر موتور هستند و بصورت گله ای در خیابانهای اصلی و میادین مانور می دهند و به مردم یورش می بردند و آنهارا آماج باتوم های خود قرار میدادند. انبوهی از خودروهای نیروهای سرکوبگر در خیابانها و میادین اصلی شهر مسقر هستند. خیابانهای مرکزی شهر بصورت یک حکومت نظامی اعلام نشده است.نیروهای سرکوبگر به مردم و جوانان وحشیانه یورش می برند و آنها را آماج باتوم های خود قرار میدهند .آنها از حرکت چند نفری با هم وحشت دارند و با مشاهدۀ حرکتهای چند نفری مردم و جوانان بسوی آنها یورش می برند و آنها را مورد ضرب وشتم قرار میدهند. با هر یورش نیروهای سرکوبگر بسوی مردم و ضرب وشتم یا دستگیری آنها باعث سر دادن شعارهای مرگ بر دیکتاتور از نقاط مختلف می شد. تا به حال تعداد زیادی در اثر ضربات باتوم زخمی شده اند و تعداد بیشماری دستگیر و به نقاط نامعلومی منتقل شدند.طبق معمول سرکوبگران دستگیر شدگان را ابتدا به زندان کهریزک (اردوگاه مرگ)،کلانتری 148 ،آگاهی شاپور ،ستاد پیگیری وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه جهت شکنجۀ وحشیانه منتقل می کنند. که تا به حال تعدادی از آنها زیر شکنجه جان باخته اند. این اعمال غیر انسانی و جنایت علیه بشریت بدستور علی خامنه ای ولی فقیه رژیم صورت می پذیرد.
30 تیر 1388 برابر با 21 ژولای 2009
فیلم؛ حضور چماق بدستان رژیم در میدان هفت تیر
صحنه هايی از چماق کشی و اسلحه کشی مزدوران لباس شخصی و بازداشت تظاهرکنندگان در میدان هفت تیر تهران. در جايی از فیلم (ثانیه 10 تا 16 سمت راست صفحه) یکی از مزدوران رژیم با بیرون آوردن سلاح کمری خود رانندگان اتوموبیل ها را تهدید می کند که نایستند.
فراخوان / اتحاد برای ایران / آلمان / مونیخ
Saturday, July 18, 2009
تدفین یک شهید دیگر جنبش ایرانیان: شهید محمد کامرانی
جراحتهای وارد شده در زندان
تدفین یک شهید دیگر : شهید محمد کامرانی
يکشنبه ۲۸ تير ۱۳۸۸ - ۱۹ ژوييه ۲۰۰۹
پیکر شهید محمد کامرانی که پنجشنبه گذشته بر اثر جراحتهای وارد شده در زندان اوین، در بیمارستان مهر تهران از دنیا رفت، صبح امروز (شنبه) در بهشت زهرا تشییع و به خاک سپرده شد.محمد کامرانی که تنها ۱۸ سال داشت و جمعه گذشته قرار بود در کنکور پزشکی دانشگاه آزاد شرکت کند، روز هجدهم تیر در حوالی میدان ولیعصر تهران دستگیر و به بازداشتگاه کهریزک منتقل شده بود.این شهید جنبش سبز چند روز پس از بازداشت، به همراه گروه دیگری از بازداشت شدگان به زندان اوین منتقل شد. خانوادهی این شهید وقتی از محل نگهداری او خبردار شدند که یک مامور زندان اوین در جمع خانوادهی بازداشتشدگان فهرستی از اسامی افراد بازداشت شده راخواند و از انتقال آنها از کمپ کهریزک به زندان اوین خبر داد.پیگیری خانوادهی او به اینجا رسید که مطلع شدند دستور آزادی وی نیز صادر شده و به همین منظور صبح روز چهارشنبه ۲۴ تیر ماه به زندان اوین مراجعه کردند، اما در آنجا به آنها گفته شد که فرزند شما مجروح بوده و به بیمارستان منتقل شده است.وقتی این خانواده به بیمارستان لقمان رفتند، با پیکر نیمه جان محمد کامرانی روبهرو شدند که همچنان تحت کنترل ماموران بود. آنها با هماهنگی مسئولان بیمارستان و باز تحت کنترل شدید ماموران، فرزند خود را به بیمارستان مهر منتقل کردند، اما تلاشهای کادر پزشکی در نهایت بینتیجه ماند و محمد کامرانی ۱۸ ساله نیز به ندا آقاسلطان، سهراب اعرابی و دیگر شهیدان جنبش سبز پیوست.پیکر شهید محمد کامرانی صبح روز شنبه ۲۷ تیر همزمان با شهادت ایام شهادت امام موسی کاظم (ع) و در حالی که او هم همانند امام نهم شیعیان در زندان به شهادت رسیده بود، در میان حزن و اندوه دوستان و خانواده داغدارش تشییع و در قطعه ۲۲۱ بهشت زهرا مدفون شد
Friday, July 17, 2009
مزدوران رژیم با باتوم به جان مردم افتاده اند

شعار زندانی سیاسی آزاد باید گردد در نماز جمعه
خانواده ترانه می گويند جنازه سوخته او را يافته اند
خانواده ترانه موسوي مي گويند جنازه سوخته او را يافته انددوستان ترانه موسوي، از بازداشتشدگان هفتم تير در درگيريهاي مسجد قبا، گفته اند كه خانوادهي وي از يافتن جنازهي سوختهي ترانه در حومهي قزوين خبردادهاند. يكي از دوستان ترانه موسوي ديروز براي پيگيري وضع ترانه با منزل پدري او تماس گرفت و با خبر مرگ ترانه و يافتن جنازه سوختهاش ـ بين كرج و قزوين ـ مواجه شد. خانواده ترانه از بازگويي مكان و زمان تشييع جنازه وي خودداري كردند و گفتند نمي توانند توضيحات بيشتري دهند. پس از پيگيري ها و تماس هاي مكرر دوستان ترانه با منزل وي، خانواده موسوي از آنان خواستند كه ديگر تماس نگيرند و در برابر سخن يكي از دوستان ترانه كه گفته بود خانواده او بايد نوع مرگش را به جامعه اطلاع دهند و به رسانه ها بگويند كه ترانه دستگير شده و پس از دستگيري به اين سرنوشت دچار شده است شنيده بودند كه ما صلاح كار خود را بهتر از شما مي دانيم و نمي خواهيم در تشييع جنازه اش كسي حضور داشته باشد.ترانه موسوي به گفته يكي از دوستانش - كه نمي خواهد نامش فاش شود - روز هفتم تير در حوالي تقاطع ميرداماد و خيابان شريعتي كلاس آرايشگري داشته است. او اتومبيل خود را در يكي از خيابان هاي فرعي بين حسينه ارشاد و ميرداماد، پارك مي كند و پس از ديدن تجمع مردم در خيابان قبا و اطراف حسينه ارشاد با يكي از دوستان خود تماس مي گيرد و به او مي گويد كه پيش از رفتن به آرايشگاه بهتر است سري به مسجد قبا بزنند و با دوست خود در نزديكي مسجد قبا قرار ميگذارد. وي كه به گفته دوستش مانتوي سبز به تن و شالي سبز به سر داشته است درحاليكه در خيابان شريعتي منتظر يكي از دوستان خود بوده است از سوي مأموران حكومتي دستگير مي شود و در هنگام دستگيري، دوست وي كه به محل قرار نزديك ميشده از دور وي را مي بيند. ترانه را سوار به وني ميبرند. شواهد دستگيري ترانه به همين جا ختم نمي شود و چند نفر از دستگيرشدگان واقعه مسجد قبا در تماس هايي با خانوادهي وي، خبر دستگيري اش را به آنان اطلاع مي دهند. ترانه موسوي در زمان دستگيري شماره منزل و يكي از دوستانش را به چند نفر از دستگيرشدگان مي دهد و از آنان ميخواهد در صورت آزادي با خانواده اش تماس گرفته و خبر دستگيري اش را به آنان اطلاع دهند. كساني كه در آن روز همراه با ترانه به ساختماني در حوالي پاسداران منتقل مي شوند گفته اند كه او مدام گريه مي كرده و مي گفته است نه براي تجمع كه براي شركت در كلاس آرايشگري در آن محل حضور داشته است. اما برخي از دوستانش خبر داده اند كه ترانه در راهپيمايي هاي مسالمت آميز روزهاي 25، 26 و 27 خرداد شركت داشته است و حتا پيش از انتخابات نيز با حضور در زنجيره سبز، حمايت خود را از اصلاحات و آزادي در ايران ابراز مي كرده است.به گفته يكي از دوستان ترانه، پس از دو هفته از دستگيري او، فردي ناشناس با منزلش تماس گرفته و به مادر ترانه خبر بستري بودن وي را در بيمارستان امام خميني كرج مي دهد. اين ناشناس به مادر ترانه مي گويد كه مردم دخترش را پس از تصادف، به آن بيمارستان رسانده اند. مادر ترانه به ناشناس مي گويد برخي تماس گرفته اند و ترانه را در درگيري هاي مسجد قبا و در بازداشگاه ديده اند اما ناشناس مي گويد ترانه ربطي به حادثه مسجد قبا ندارد و احتمالن قضيه اش ناموسي ست؛ چراكه مي خواسته با شلنگ سرم خودش را حلق آويز كند. او پارگي رحم و مقعد را نيز دليل بستري شدن ترانه ذكر مي كند. خانواده ترانه به آن بيمارستان مراجعه مي كنند اما مسوولان بيمارستان بستري شدن ترانه موسوي را تكذيب مي كنند و تنها يكي از پرسنل مي گويد كه دختري را با موهاي بافته شده ديده است كه چند نفر با ظاهري به گفته او «حزب اللهي» بيهوش مي آورند و بيهوش مي برند.جملاتي كه اين ناشناس در مكالمه تلفني با مادر ترانه بيان مي كند نشان مي دهد كه ماموران وزارت اطلاعات و لباس شخصي ها مي خواسته اند ذهن خانواده ترانه را از سياسي بودن قضيه منحرف كنند و به آنان بقبولانند كه دخترشان از نظر اخلاقي مشكلاتي داشته است تا خانواده نيز پس از شنيدن خبر مرگ فرزندشان، از پيگيري و پي جويي درباره چند و چون مرگ وي خودداري كنند.ممانعت خانواده ترانه موسوي از دادن اطلاعات درباره تشييع پيكر وي و چگونگي درگذشتش عجيب به نظر نمي رسد؛ چراكه تمامي خانواده هاي قربانيان حوادث اخير از سوي حكومت و وزارت اطلاعات تهديد مي شوند و به آنان گفته مي شود در صورتي كه تشييع پيكر عزيزانشان و مراسم كفن و دفن و ختم آنان با حضور مردم و با شيون و ناله برگزار شود مشكل حاد ديگري براي يكي ديگر از عزيزانشان اتفاق خواهد افتاد. ترانه موسوي اكنون تنها به خانواده اش تعلق ندارد و متعلق به همه ايرانيان است؛ بنابراين پيگيري وضعيت او و چگونگي درگذشتش وظيفه تك تك ماست. اين كه من نمي توانم با نام خود اين اخبار را منتشر كنم؛ اين كه دوست ترانه نمي تواند نامش را بگويد؛ اين كه خانواده ترانه درباره فرزندشان هيچ حرفي نمي زنند همه از خفقاني حكايت دارد كه امروز بر جامعه ما حاكم است. من از دوستاني كه وظيفه خود مي دانند به راحتي و به سرعت اين نوع اطلاع رساني را محكوم كنند مي خواهم به جاي نشستن و محكوم كردن اين و آن، درباره ترانه تحقيق كنند و خبرهايش را به گوش نخست ايرانيان و سپس جهانيان برسانند تا شايد از بيش از اين شاهد قرباني شدن ترانه هايمان نباشيم. لازم است بگويم عكس ترانه را نيز يكي از هنرجويان آموزشگاه آرايشگري و از دوستان ترانه در اختيار وبلاگ زيرزمين قرار داد.
شادی صدر امروز توسط لباس شخصی ها ربوده شد

گزارش دریافتی: شادی صدر که به همراه تعدادی از اعضای گروه میدان زنان به صورت پیاده در خیابان کریم خان در حال رفتن به نماز جمعه بود با حمله نیروهای لباس شخصی مواجه و به زور سواتر یک ماشین پژو شد. دوستان حاضر در محل می گویند سعی کرده اند او را از دست این نیروهای لباس شخصی که هیچ حکم و حتا توضیحی ندادند که از طرف چه ارگانی هستند و خانم صدر را به کجا می برند نجات دهند انها چنان او را کشیده اند که مانتو و روسری او از تنش خارج شده است
Thursday, July 16, 2009
Tuesday, July 14, 2009
مرگ دانشجوی هنر «بر اثر شلیک گلوله نیروهای بسیج»
.
۱۳۸۸/۰۴/۲۳ طبق گزارش های رسیده از ایران، يعقوب بروايه، دانشجویی که چهارم تير ماه توسط نيروهای بسيج از بام مسجد لولاگر مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود در بیمارستان درگذشت.سایت نوروز که نزدیک به اصلاح طلبان است در مورد درگذشت یعقوب براویه می نویسد : « این دانشجوی کارشناسی ارشد رشته نمايش در دانشکده هنر و معماری دانشگاه تهران، روز چهارم تير ماه توسط نيروهای بسيج از بام مسجد لولاگر مورد اصابت گلوله قرار گرفت، از ناحيه سر مجروح شد و بلافاصله توسط دوستانش به بيمارستان لقمان انتقال يافت اما به رغم تلاش پزشکان برای جان وی، در نهايت دچار مرگ مغزی شد.»
به گزارش نوروز، يعقوب بروايه فرزند دوم يک خانواده پنج نفری و اهل اهواز بود. وی متولد تيرماه ۱۳۶۱ بوده و در هنگام مرگ تنها ۲۷ سال سن داشت.بر اساس آمارهای رسمی دستکم ۲۰ نفر در روايدادهای پس از انتخابات به دست بسيج يا نيروهای انتظامی کشته شدهاند. آمار غیر رسمی تعداد کشته شدگان را بیش از صد نفر می داند.مقامات امنیتی جمهوری اسلامی ، پس از آغاز اعتراضات گسترده به نتایج انتخابات ریاست جمهوری، صدها نفر از معترضان، روزنامه نگاران و شخصیت های سیاسی را بازداشت کردند.پيشتر سازمان عفو بينالملل از احتمال شکنجه چند تن از نزديکان ميرحسين موسوی که به دنبال انتخابات رياست جمهوری دستگير شدند و واداشتن آنها به «اعترافات» تلويزيونی شديداً ابراز نگرانی کرد. سهراب اعرابی در بهشت زهرا به خاک سپرده شد سهراب اعرابی، جوان نوزده سالهای که در راهپیمایی مردم تهران در اعتراض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری با شلیک گلوله کشته شد، بامداد روز دوشنبه در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.مراسم خاکسپاری سهراب اعرابی با شرکت بستگان و اعضای خانواده وی و نيز شماری از مردم تهران برگزار شد. مقامهای امنيتی از خانواده اعرابی خواسته بودند، از «سياسی کردن» مراسم خاکسپاری خودداری کنند و هر چه سريعتر آن را به پايان ببرند.در باره نحوه و زمان دقيق کشته شدن سهراب اعرابی تاکنون گزارش دقيقی منتشر نشده است. برخی گزارشها حکايت از آن دارد که وی روز ۲۵ خرداد ماه و در جريان راهپيمايی ميليونی طرفداران ميرحسين موسوی در تهران هدف گلوله قرار گرفته و در بيمارستان جان سپرده است.تصاویر ویدئویی تیراندازی مستقیم یک عضو نیروی مقاومت بسیج به سوی جمعیت معترض در پایان راهپیمایی مسالمتآمیز ۲۵ خرداد را نشان می دهند.مقامهای قضايی جمهوری اسلامی روز شنبه بيستم تيرماه خبر مرگ سهراب اعرابی را به خانواده وی اطلاع داده بودند.در اين ميان مليحه محمدی، عمه سهراب اعرابی، به راديو فردا گفته است: «سهراب بر اثر اصابت گلوله به زير قلبش کشته شده است.»خانم محمدی افزود: سهراب اعرابی پس از شرکت در راهپيمايی ۲۵ خرداد، ديگر به خانه برنگشته بود.در اين مدت مادر وی هر روز برای کسب اطلاع از سرنوشت فرزندش به مقابل زندان اوين میرفت، ولی مسئولان مربوطه از دادن اطلاعات خودداری میکردند.راهپيمايی مسالمت آميز روز ۲۵ خرداد با دعوت مير حسين موسوی و با حضور صدها هزار معترض به نتيجه انتخابات رياست جمهوری در تهران برگزار شد. به دنبال انجام اين راهپيمايی، راديو دولتی ايران اعلام کرده بود، دست کم هفت نفر در اين روز در تهران کشته شدند.
سیزده نفر در زاهدان اعدام شدند
Monday, July 13, 2009
به سرکوب زنان و مردان ايران پايان دهيد/ کليه بازداشت شدگان را آزاد کنيد
آمار های متعدد از تعداد کثیربازداشت شدگان خبر می دهند که هنوز به رغم آزادی برخی از آنها تعداد زیادی در بند هستند . از میان فعالان جنبش زنان ژیلا بنی یعقوب ، مهسا امرآبادی و شیوا نظر آهاری همچنان در زندان هستند، از میان وکلای مدافع حقوق بشر عبدالفتاح سلطانی، محمد علی دادخواه ؛ کامبیز نوروزی و...نیز در زندان اند. کاوه مظفری هم مجددا امروز 18 تیرماه توسط لباس شخصی ها بازداشت شد. برخی از بازداشت شدگان کنونی پیشتر برای بازداشت شده گان پیشین امضا کرده بودند.
به سرکوب زنان و مردان ايران پايان دهيد
کليه بازداشت شدگان را آزاد کنيد
انتخابات غير دمکراتيک دهمين دوره رياست جمهوري گرچه از پراقبال ترين انتخابات اين دوره براي ايجاد تغيير مسالمت جويانه بود، آنچه در پي آن آمد اعتراض همگاني را برانگيخت.
طيف وسيعي از فعالان جنبش زنان، در کمپين ها و گرايشات مختلف، در کنار فعالان دانشجويي، کارگري، مدني و سياسي، قوميتي، روزنامه نگاران، و... در انتخابات شرکت کردند تا به دولت تبعيض نگر "نه" بگويند، و خواهان رفع تبعيض هاي جنسيتي عليه زنان شوند.
اميد به تغيير وضعيت، ميليون ها زن و مرد را به پاي صندوق هاي راي کشاند، اما نتيجه شمارش آرا اين اميد را به ياس بدل کرد و اعتراض گسترده ي مردمي را برانگيخت. اعتراضي که پاسخ حاکميت به آن خشونت عريان، ضرب و شتم ومجروح کردن و کشتن شهروندان عادي، بازداشت فعالان و وکلاي حقوق بشر، فعالان سياسي و مدني، روزنامه نگاران، فعالان دانشجويي و قوميتي و... بود.
دامنه خشونت هاي خياباني توسط نيروهاي سرکوبگر، اعم از آمر و عامل، بار ديگر دانشگاه ها و خوابگاه هاي دانشجويي را به خاک و خون کشيد تا خاطره تلخ 18 تير کوي دانشگاه در ذهن خسته از خشونت ايرانيان انعکاسي پايان ناپذير يابد. خبر ها حاکي از آن است که تعداد قابل توجهي از دانشجويان دختر و پسر در شهرهاي مختلف ايران کشته، مجروح، بازداشت و/يا مفقود الاثر شده اند.
قطع همه مسيرهاي تلفني و اينترنتي در کنار موارد بالا، دسترسي نسبتا آزاد به اطلاعات و ارتباطات را به حداقل رسانده و باعث افزايش تشويش اذهان عمومي شده است. حاکميت با در دست داشتن مهم ترين رسانه ها، به ويژه صدا و سيما، منتقدان و معترضان به اقدامات قهري و تماميت خواهانه خود را اغتشاش طلب و اراذل و اوباش مي خواند و خشم مردم را دامن مي زند. در عين حال، همچنان با ناديده گرفتن حقوق مردم بيشترين خشونت را به انواع مختلف به آن ها اعمال مي کند.
ما، جمعي از فعالان جنبش زنان، ضمن محکوم کردن تمامي اقدامات خشونت بار و تحقير آميزي که در اين سال ها عليه زنان و مردان ايران و در جهت سرکوب آن ها صورت گرفته است و مي گيرد، با تاکيد بر تداوم تلاش براي احقاق خواسته هاي جنبش زنان که نقش مهمي در اين سال ها در افزايش آگاهي و مبارزات مدني داشته است، همبستگي خود را با معترضان به نتايج انتخابات اعلام مي داريم، و خواستار آزادي بي قيد و شرط بازداشت شدگان چند روزه اخير، و تامين وتضمين آزادي هاي مدني و سياسي در ايران هستيم.
بيست و نه خرداد 1388
اسامی کامل امضا کنندگان
آرزو حسيني ، آرش ضيايي ، آرش انواري، آرش نصيري، آرش نصيري اقبالي، آرش مهدوي، آريا مهدوي،آزاده اميري، آزاد مراديان، آزاده خسروشاهي، آزاده فرامرزيها، آزاده نعمتي، آزيتا شرف جهان، آسيه اميني، آنوشا شهسواري، آيدا سعادت، آيدا کريمي، آينده آزاد،آمنه شيرافکن، آذرخش صادق زاده، آینا قطبی یعقوبی،آدرینه صفاریان، آدلین کارزی، آذر حامو، آرش حافظی، آزیتا ایرانی، آنا نوری، آیدا خمان، آیدا شاهرخ شاهی، آیدا کریمی، آیدا ورشویی، ابرا سامی،
ابراهيم طاهري، احترام شادفر، احسان نجف زاده، احمد بيگلو ،احمد صادقي، اخوان، اشکان ضيايي اشكان مسيبيان، اعظم ابطحي، افرا شکرلو،افسر قلعه مياندوابي، اکرم خير خواه، اکرم سلح جو، الناز انصاري، الهه اماني، اميد حسين زاده، اميد کلانتري، امير رشيدي، ايليا ماهان،اکرم مینویی، افشین زمانی، اکرم مصباح، البرز محبوب خواه، الناز بابایی، الناز محمدی، الهام قیطانچی، الینا کامران، امید کوهی، امین حصوری،
بابك غياثي، باربد گلشيري، باوند بهپور، بلال مرادويسي، بهاره هدايت، بهجت حسيني، بهرام زنگنه، بهروز صحت لو، بهرنگ شاهين فر، بهزاد نيک فر، بهزاد خوشحالي، بهمن احمدي امويي، بهمن صحت لو، بهناز شکاريار، بيتا طاهباز،بيژن مشاور، بهاره علوی، بهناز یوسفی، بهنام اميني، بهزاد خوشحالی، بهزاد شمس، بهزاد هوشمندی، بهناز مهرانی، بهنام سلطانی، بیژن سیادت،
پرتو نوري اعلا، پرستو اله ياري،پروشات شکرلو، پروين اردلان،پروين دانا،پروين ذبيحي،پروين ضرابي، پريا نعمتي، پريسا ربيعي، پريسا کاکائي، پويا حبيب خواني، پويا عزيزي، پرستو علایی، پرنازعظیما، پروشات علایی، پرينوش كريمي، پریسا انصاری، پریسا جعفریان،
تارا آغداشلو، تارا نجداحمدي، ترانه بني يعقوب، ترانه صادقيان ، ترگل مصباح، تهمینه باستانی، تینا فصیح،
ثريا قزل اياغ، ثريا فلاح،
جمشيد آيين دار، جميله هاشمي، جواد صفوي زاده،جلوه جواهری، جواد صفری زاده، جواد مهدوی،
حسن ماهان، حسن قمي، حسن نايب هاشم، حسين صحت لو، حسين فصيحي، حسين لاجوردي، حشمت صفايي، حميد ساغي،حميده نظامي، حامد صادقی، حسين قاضيان، حامد سلطان، حسن عزبزاده حجازی، حسن کنگرلو، حمید ایرانی، حمید رضا عسگری نژاد،
خالد توکلي، خديجه مقدم، خسرو تجربه کار، خشايار جهانيان، خدیجه مقدم،
داريوش حببي خاني، داود داوودي ، دکتر هوشنگ سبحاني، دلارام علي، دیاکو مرادی
راحله حسيني، راضيه نعمتي، راميار منوچهر زاده، ربابه عظيمي، رزيتا شرف چهان، رضا افتاده، رضا رازي، رضا يزدي زاده مطلق، رضا ماهان، رضا نعمتي، رکسانا ستايش، رعنا هاشمي، روجا بندري، روحي افسر، روشنک قريشي،رويا درشتي، رويا صحرايي ، رويا کاشفي، رويا محمدي، رضوان مقدم، روزبه میرچرخچیان، راحله عسگری زاده، رامین امن گستر، رامین ناصح، رزا حسامی، رزیتا رجایی، رزیتا رجایی، رضا شاهرخ شاهی، رضوان مقدم، روجا تفرجی، روحا هرمزبانون، رویا کاشفی، ریحانه رجایی،
زارا امجديان، زانيار مراديان، زويا اسکندريان، زهرا فتا، زهرا محمدي، زهرا نبوي، زهره ارزني، زهره اسد پور، زهره امين، زهره عراقي، زينب پيغمبرزاده، زينت مقدم، زيبا مرندي،
ژاله سالاري، ژيلا بني يعقوب، ژاله کامل، ژینا مدرس گرجی،
سارا اسديان، سارا صباغيان، سارا محمدي، سامان شاه محمدي، سپهر ساغي، ستاره دباغ، ستاره سجادي، سجاد سلطان زاده، سحر سجادي، سحر صنيعي، سعيد موسوي، سعيده هاتف، سمانه عابديني، سعيد عبدي، سمانه فريد، سمانه موسوي، سميرا افخمي، سميه رشيدي، سميه فريد، سودابه سيرجاني، سوزان ذاکر، سوسن طهماسبي، سولماز احمري، سهراب كريمي، سهراب مهدوي، سهيلا مرعشي، سياوش منتظري، سيمين بهبهاني، سيمين مرعشي، سوسن محمدخاني غياثوند، سوسن نصيري، سونيا غفاري، سهيلا ستاري، سارا ایمانیان، سامره مرادی، ساناز غلامی، ستاره هاشمی، سعید صحرایی، سمانه فدایی، سورش دوانی، سولماز ایکدر، سولماز شکوهی، سونا یاسمی، سینا انصاری،
شقايق درخشان، شهاب الدين شيخي، شهرام آقامير، شهرام شيدايي، شهرزاد جهانيان، شهرزاد هاديان، شهلا شفيق، شيرين اردلان ، شيرين عبادي، شيرين فاميلي، شعله ايراني، شورانگيز داداشي، شهلا انتصاري، شيوا نجو، شكوفه سخی، شهلا لاهيجی، شیوا بدیهی نژاد، سيما حسين زاده، سمیه جدی، شهرزاد قهرمان، شهرزاد مسعودی، شهلا فروزانفر، شهناز غلامی، شیرین دلیلی، شیما کلباسی،
صبا دباغ، صدف عدل گستر، صديقه مقدم، صفا پوينده، صبری بهمنی، صبریه نجفی، صدیقه فخرآبادی، صفورا نوربخش،
طاهره ماشالله، طلعت تقي نيا، طاهره نجف زاده، طليعه نجف زاده، طيبه نجف زاده،
عذرا صمدي، عفت ماهباز، علي اخوان، علي اکبر خسروشاهي، علي صادقي، علي طايفي، علي عبدي، علي مشمولي، علي واعظي پور، عاطفه اسديان، عباس ابراهيمي، علي روح الهي، علي عابدي، علي محمدي، علي هاشمي، عليرضا رهبري، علی فتوتی، عاليه مطلب زاده ، علی نيکويی، عبداللطیف عبادی، عشا مومنی، عفت گوهری، علي باريكاني، علی اکبر خسرو شاهی ، علی رضا علایی، علی قاسمی،
غزال اميري، غزال شولي زاده، غزاله نيک نيرويي،غزل قهقایی،
فاطمه شاه نظري، فتانه عباسي فر، فتانه فراهاني ، فخري شادفر، فخري نامي، فراز يکيتا، فرانک فريد، فرحناز جمالي، فرخنده برکسه، فرخنده جبارزادگان، فرزاد طلوعي، فرزانه طاهري، فرشاد شعباني، فرشيد محمودي تهراني، فرهاد داودي، فريده جلالي، فريده غائب، فريده فرهنگ، فريده مقدم، فريده ميرزايي، فرين حسين روحانيان، فريناز آزادفر، فيروزه مهاجر، فاخته رازي، فاطره رازي، فاطمه خاني، فرحناز محمدي، فردوس شهبازي، فرزانه فصيحي، فرشته شيرازي، فرشته فصيحي، فرشته قاضي، فروغ سميع نيا، فرهاد شهبازي، فرهنگ نيک فر، فريبا داوودي مهاجر، فريدون مهربان، فريده جعفري، فريده يونسي،فرشته قاضی، فاطمه بهادری، فاطمه خضری، فرزاد پورمرادی، فرزانه دارابی، فرزانه محجوب، فرشته شیرازی، فرناز فلاحت باسمنج، فریده یزدی، فریما کشاورز صفییی، فرناز کمالی
قدسي سرمست،
کاظم علمداري، کامبيز گرمستاني، کاوه رضايي ، کيوان اميري الياسي، کيومرث حکيم، كاوه قاسمي كرمانشاهي، كاوه ماهان، كبري كريمي، کاوه آهنگري، کلارا مراديان، کويستان گاداني، کاوه مظفری، کتایون بقایی، کیانا کریمی
گلاله بهرامي، گلنازملک، گيتا طاهباز، گيتي خير خواه،گلناز بهگو، گلی اریا، گیسو جهانگیری،
ليلا وثوقي، ليلا هاشمي، ليلا صحت، ليلي بهبهاني، لادن بازرگان، لادن لامناتی، لیلا ایرجی فر، لیلا خاپور، لیلا هاشمی، لیلی تاجعلی،
مارال فرخي، مجيد ملکي ، محبوبه کرمي ، مرضيه محجوبي، مرضيه وفا مهر، مريم پناهي، مريم حسين خواه، مريم رضوي، مريم زندي، مريم مالک، مژگان ثروتي، مسعود شکري، مسعود كرمي، مصطفي عبدي، معصومه پريدار، معصومه عراقي، معصومه مسعودي، ملوک ملاحسيني، مليحه رزازان، منصور تيفوري، منصوره شجاعي، منصوره مسعودي، منوچهر فريد، منيژه مرعشي، مونا عليخواه، مهدي مجتهدي، مهرانگيز کار، مهرنوش اعتمادي، مهسا خيرالهي، مهسا شکرلو، مهشيد جوانمرد، مهين رضوي، مينا زندي، مينا کريمي، مينا ماني، مارال ابراهيمي، مجيد محدوي، محبوبه عباسقلي زاده، محمد جعفري، محمد رازي، محمد رحمتي، محمد ضيايي، محمود شهبازي، مرتضي صادقي، مرضيه آريان فر، مريم اقا ربيعي، مريم بهرمن، مريم بهشتي، مريم رحماني، مريم سطوت، مريم فراهاني، مريم ياسمين شيرازي، مژگان جعفريان، مسعود حکمتي، مونا فتا، مهدي آقايي، مهدي فتاپور، مهري قلعه مياندوابي، مهين خانبخش، ميترا شجاعي، ميثم رحمتي،منيره کاظمی، محبوبه محبی، مریم امی، مریم مجد، مهناز محمدی،مریم حسینخواه، مریم قنبری، محسن مالجو، محبوبه حسین زاده، مهرداد ترابی، مریم کسایی، مريم خدا رحمی، مرضيه بخشی زاده مرسده هاشمی، مجید اینانلو، محسن عیسی پور، محمد شوراب، محمودی احمدی، مرسده هاشمی، مرضیه بخشی زاده، مریم پاک نهاد، مریم روزبهانی، مریم شیرانی، مریم کاظمی، مریم معتمدی، مریم هادی زاده، مژده کامل ، مسعود خاکبازان، مسعود رسا ، معصومه مسعودی، معصومه وطني، ملیحه شریف پور، منصور تیفوری ، منصوره مسعودی، منظر الف ، مهتاب بارانی، مهدی حیدری، مهرداد حمزه ، مهرداد دادرسان، مهری معمارحسینی، مهسا حاتمی نژاد، مهناز خزائی، مهناز دشتی، مهین شکرالله پور، میترا یوسفی، میثم طالبی، مینا کریمی،
نادر حاجي محسن، نازلي فرخي، ناصر کلانتري، ناهيد جعفري، ناهيد کشاورز، ناهيد ميرحاج، نرگس خسروي، نرگس طيبات، نسترن موسوي، نسرين ستوده، نسرين سياوشي، نسرين صمدي، نسيم خسروي مقدم، نسيم سرابندي، نسيم سلطان بيگي، نسيم کريمي، نفيسه آزاد، نگار نهاوندي، نوشين احمدي خراساني، نوشين خاکي، نويد محبي ، نيره توحيدي ، نيکزاد زنگنه، نيلوفر انسان ، نيلوفر کشميري، نيلوفرگلکار، ، نرگس عاددي، نرگس کرمانشاهي، نسيم سالاري، نوا عليخاني، نوشين پرند، نيک دوره، نيما قاسمي، نينا وباب، نريمان رحيمی، ناهید توسلی، نوشين كشاورزنيا، ندا رستم پور، نرگس خسروشاهي، نسا حسینی، نسیم کریمی، نیکی ایرانی،
وجيهه مقدم، وهاب دوستي دوكشكاني، ويدا بيگلري، وجيهه الزمان معتمد
هايده تابش، هدي امينيان، هما کاوياني، هما مداح، هنگامه مشهدي الاصل، هدیه رفیعی، هژیر پلاسچی،
ياسر عزيزي، ياسمن گرمستاني، ياشار گرمستاني، ياور خسروشاهي،ويدا قنبرپور، هدی کیانی راد، یاسمن دادور، یاور خسرو شاهی، یحیی صوتی خیابانی
کانون ره اورد ، کمیته زنان کانون دفاع از حقوق بشر در ایران، کمیته گزارشگران حقوق بشر،
برخورد با روزنامهنگاران ایرانی: فراتر از گذشته
سازمان گزارشگران بدون مرز با انتشار بیانیهای و اعلام نام دهها تن از روزنامهنگارانی که در حال حاضر در ایران در نقاط معلوم یا نامعلومی در بازداشت به سر میبرند، ایران را بزرگترین زندان روزنامهنگاران در تمام جهان نامید.این سازمان از تحت فشار بودن شدید روزنامهنگاران زندانی، برای شرکت در اعترافات رسانهای یا تلویزیونی علیه خود، خبر میدهد.اگر چه آنگونه که گزارشهای سازمانهای مستقل حقوق بشری میگويند، مطبوعات و روزنامهنگاران ايرانی همواره زير فشارها و سانسورهای امنيتی و قضايی بودهاند، اما هر بار نيز با اندک گشايشی در فضای سياسی ايران به آيينهای برای انعکاس صدای مردم تبديل شدهاند.البته هزينه اين بازتابها نيز معمولاً يا تعطيلی گسترده مطبوعات بوده و يا زندان برای روزنامه نگاران؛ تا جايی که سازمان گزارشگران بدون مرز سالها ايران را بزرگترين زندان اهالی مطبوعات در خاورميانه نام داده بود. با اين حال همين سازمان در آخرين بيانيه خود از ايران به عنوان بزرگترين زندان جهان برای روزنامهنگاران نام برد.رضا معينی، مسئول بخش ايران در سازمان گزارشگران بدون مرز، در اين رابطه به راديو فردا میگويد:«از تاريخ ۲۳ خرداد تا امروز ۲۷ روزنامهنگار بازداشت شدهاند که همچنان در زندان هستند، البته تعداد آنها بيشتر بود که طی اين چند روز آزاد شدند. مجموع زندانيان اخير به اضافه زندانيان قبل از انتخابات ۳۴ نفر هستند که اين تعداد امروز ايران را به عنوان بزرگترين زندان برای روزنامهنگاران در جهان تبديل کرده است.»وی میافزايد: «بر طبق اطلاع ما بخش عمده روزنامهنگارانی که در تهران بازداشت شدهاند، در بند ۲۰۹ زندان اوين توسط کميته مشترکی از وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران مورد بازجويی قرار میگيرند و تحت فشار و شکنجه هستند. به صراحت میگوييم اين زندانيان برای اعترافات اجباری شکنجه میشوند و بر خلاف قوانين و مقررات بينالمللی، هيچ اطلاعی در مورد آنها به خانوادههايشان داده نشده است.»به گفته آقای معینی، فقط تعدادی از اين روزنامهنگاران توانستهاند به صورت تلفنی با خانوادههای خود تماس بگيرند در حد اين که بگويند سلامت هستند. آنها از حق ملاقات با وکيل و خانواده خود محروم هستند و مهمتر اينکه هيچ مقام مسئولی در ايران امروز مسئوليت بازداشت و وضعيت اين روزنامهنگاران را به عهده نگرفته و مشخص نيست اين افراد به چه دليل و به چه اتهامی بازداشت شدهاند و در چه شرايطی به سر میبرند.در چنين شرايطی اين برخوردهای خشونت بار و گسترده با رونامهنگاران با چه هدفی است؟ به عبارتی آيا اين برخوردها فقط واکنشی از سوی تصميمگيران نظام اسلامی به وقايع اخير و موقتی است، يا آنها به طور کامل در پی تبديل کردن مطبوعات ايران به وضعيتی هستند که از آن با عنوان «زمين سوخته» ياد میشود.حسين باستانی، روزنامهنگار و تحليلگر سياسی، در اين زمينه به راديو فردا میگويد: «اتفاقی که در ايران رخ داده فراتر از برخوردهايی است که در گذشته با روزنامهنگاران و مطبوعات صورت گرفته است. آنها در اين انتخابات به شيوهای عمل کردند که مجبورند تا وقتی میتوانند جلوی انتشار آزادانه اخبار و اطلاعات را بگيرند. اعتراضها نسبت به آنچه در انتخابات صورت گرفت، ادامه خواهد داشت و در نتيجه تا وقتی اعتراض نسبت به نتيجه انتخابات و برخوردهای بعد از آن وجود دارد، حکومت هم تلاش خواهد کرد رسانههای عمومی را محدود کند. من فکر نمیکنم اين اعتراضها در آينده قابل پيشبينی فرو بنشيند، درنتيجه در آينده فشار بر مطبوعات و رسانههای عمومی قطع نخواهد شد.»علاوه بر دهها روزنامهنگار بازداشت شده در روزهای اخير، محمدعلی دادخواه، وکيل مدافع بسياری از روزنامهنگاران زندانی و کامبيز نوروزی، حقوقدان و دبير کميته حقوقی انجمن صنفی روزنامهنگاران ايران، نيز بازداشت و به نقاط نامعلومی منتقل شدهاند
سهراب فقط حرفی برای گفتن داشت
سهراب فقط حرفی برای گفتن داشت








.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)


درباره من




