Tuesday, February 24, 2009
اعتراض دانشجویان پلی تکنیک به پروژه دفن شهید
Monday, February 23, 2009
دانشجویان: دفن شهید گمنام نمی خوایم نمی خوایم
خبرنامه امیرکبیر: همانطور که از روز جمعه اعلام شد، ديروز شنبه تحصن آرام شورای عمومی انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر برگزار شد. در این تحصن که در اعتراض به پروژه دفن شهید در دانشگاه و سوء استفاده از نام شهید برای ایجاد فضای خفقان در دانشگاه - بازداشت حسین ترکاشوند، مجید توکلی، اسماعیل سلمانپور و کوروش دانشیار - ممنوع الورود شدن احمد قصابان، سجاد ویس مرادی، علی اصغر سپهری و یوسف رشیدی به دانشگاه و با حضور بیش از ۵۰۰ تن از دانشجویان پلی تکنیک در صحن دانشگاه برگزار شد، دانشجویان با در دست داشتن پلاکاردهایی چون: ” اوین دانشگاه می شود، دانشگاه قبرستان”، ” ما مخالف بودیم و هستیم”، ” پس نظر قاطبه دانشجویان چه؟”، «پروژه دفن شهید در راستای اسلامی کردن دانشگاه ها”، “برای ورود شهیدان، دانشجویان را ممنوع الورود می کنند!”، «شهیدان آمدند: بازداشت ۴ پلی تکنیکی، ممنوع الورودی ۵ پلی تکنیکی”، «دولت نهم: خودسوزی شهید زنده یا تکریم شهید در دانشگاه”، “یادمان آری، قبر نه!”، “شهادت را دفن می کنند”، “خوارج باز آمدند” و… مخالفت خود را با دفن شهید در دانشگاه اعلام نمودند. به گزارش خبرنامه امیرکبیر، در طی این تحصن دانشجویان شعارهایی نظیر: “دانشجویی زندانی آزاد باید گردد”، “دیکتاتور زمانه، شهید شده بهانه”، “استاد استاد به تو مربوطه، دانشجوی کلاست، تویه اوین محبوسه”، “مرگ بر دیکتاتور”، “دانشجو می میرد، ذلت نمی پذیرد”، “شهید گمنام، نمی خوایم نمی خوایم”، ” بسیجی بی حیا، اسم شهید و نیار”، “بسیجی بی عرضه، قرآنه روی نیزه”، ” دانشجوی سهمیه، همینان همینان” و…. را سر دادند و خواندن شعر یار دبستانی پرداختند. در طی این مدت بسیجیان که از صبح با برپا کردن چندین خیمه در صحن دانشگاه و پخش چای و نذری و گذاشتن مداحی از چندین بلندگو در صحن دانشگاه در جلب توجه دانشجویان ناکام مانده بودند رو به نمایشی روحوضی آوردند که با مخالفت شدید دانشجویان که فضای دانشگاه کوچه و بازار نیست که با چنین نمایش های خیابانی آن را اشغال کنند، برنامه آن ها را مختل نمودند.سپس دانشجویان با دادن شعار، تحصن آرام خود را ادامه و از صحن مرکزی به سمت درب حافظ حرکت کردند. سپس یکی از اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی پلی تکنیک طی ایراد سخنانی پروژه دفن شهید در دانشگاه را محکوم و حرکتی در ادامه پروژه جعل نشریات و در راستای سرکوب هر چه بیشتر دانشجویان خواند. وی در پایان خواستار آزادی هر چه سریعتر چهار تن از اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی پلی تکنیک و رفع ممنوع الورودی پنج تن از دانشجویان پلی تکنیک شد.سپس دانشجویان با سردادن شعار “دانشجوی زندانی آزاد باید گردد” به صحن دانشگاه بازگشتند و با خواندن سرود یار دبستانی و دعوت از کلیه حاضرین برای حضور در تحصن و اعتصاب غذا در روز یکشنبه، در ساعت ۱۳:۳۰ به تحصن خاتمه دادند.خبرگزاری های فارس و ایسنا که از اعتراضات دانشجویان نسبت به پروژه دفن شهید عصبانی شده اند، تعداد دانشجویان مخالف با پروژه دفن شهید را کمتر از ۱۰ نفر گزارش کرده اند.لازم به ذکر است که امروز یکی دیگر از اعضای شورای مرکزی انجمن پلی تکنیک، یاسر ترکمن، ممنوع الورود شد، و حدود ۲۰ تن از دانشجویان پلی تکنیک بدلیل اعتراض به دفن شهید در دانشگاه، به کمیته انضباطی احضار شدند.از روز گذشته نیز حراست دانشگاه امیرکبیر به همراه نهادهای امنیتی با تماس با خانواده های دانشجویان آنها را به برخورد با فرزاندانشان تهدید کردند. در برخی از این تماسها مامورین امنیتی با روشهایی غیراخلاقی مادران برخی از دانشجویان را تهدید کرده اند.
جوانان: فوتبال با سیاست نمی خوایم نمی خوایم
اعتراض به نتیجه دربی: فوتبال با سیاست نمی خواهیم
فردا: تماشاگرانی که روزجمعه گذشته برای دیدار شصت و ششمین شهرآورد تهران به استادیوم آزادی آمده بودند، مسئولان فدراسیون فوتبال و سازمان تربیت بدنی را مورد انتقاد قرار دادند.
تماشاگرانی که از اولین ساعات بامداد دیروز به استادیوم آمده بودند، بعد از صحنه پنالتی و گل مساوی پرسپولیس، شعار دادند :" فوتبال با سیاست نمی خوایم نمی خوایم".
بازی استقلال و پرسپولیس در حالی دیروز با حضور حدود 100 هزار تماشاچی مشتاق از سراسر کشور برگزار شد، که پیش از این زمزمه ها و شایعاتی مبنی بر پیش بینی نتیجه مساوی برای بازی در سطح جامعه به وجود آمده بود.
این گمانه ها زمانی قوت بیشتر یافت که امیر قلعه نویی در بازی حساس و در حالی که یک گل هم از حریف خود جلو بود، در تعویض های خود فرهاد مجیدی و علی علیزاده که هر دو مهاجم هستند را به میدان آورد. در حالی که معمولا در چنین بازی های حساسی و در شرایطی که تیم جلو است سعی بر حفظ نتیجه و ورود مدافع به تیم است.
گذشته از این خطای هند بسیار ناشیانه علیزاده آنهم در آخرین دقایق بازی که می رفت رکورد 4 بازی با نتیجه مساوی را بشکند، به این شایعات دامن زد.
به هر روی بازی سرد و بی روح دو تیم در بیشتر دقایق بازی و نتیجه مساوی در آخر بازی تماشاچیان را وادار کرد تا شعار دهند:" فوتبال باسیاست نمی خوایم نمی خوایم."
گفتی است علی آبادی و سازمان تربیت بدنی نیز از شعارهای انتقادی تماشاچیان بی نصیب نماندند.
Sunday, February 22, 2009
خانه ام ابريست
Saturday, February 21, 2009
روز جهانی زبان مادری
در زبان اسکیموها، مسافت به ”فرسنگ“ یا ”کیلومتر“ محاسبه نمیشود بلکه با واحد ”خواب“ سنجیده میشود. بله تعجب نکنید. اسکیموها میپرسند: «چند بار باید خوابید و بیدار شد تا به مقصد رسید؟» . در زبانهای دیگر نیز میتوان مشابه این مثال را یافت. مثلاً عبارت ”خسته نباشید“ در زبان فارسی که ترجمهی آن به زبانهای دیگر به شنونده امر میکند که نباید خسته باشد! یا اصطلاح ”دستت درد نکند“ . چرا باید دست کسی که آدرسی را توضیح داده است، درد گرفته باشد؟ در واقع برای درک مفهوم درست عباراتی از این دست که در زبانها و لهجههای مختلف به وفور یافت میشوند و گاهی برگرداندنشان به زبان دیگر، معنایی کاملاً متفاوت به خود میگیرد، باید پیشینهی آن زبان و فرهنگ مردمان آنرا شناخت.
زبان، بازتابدهندهی فرهنگ مردمی است که به آن زبان سخن میگویند، نمایندهی هویت آنهاست و دنیای آنها را تشریح میکند. زبان پدیدهای است که همچون موجودی جاندار با مردمان خود زندگی میکند، آنها را در بازگو کردن دنیایشان یاری میدهد، در کنارشان میبالد و تغییر و تحول پیدا میکند و حتی گاهی میمیرد. مرگ هر زبان به معنای مرگ گوشهای از فرهنگ بشری است.
دیوید هیکس (Davyth Hicks) سردبیر یک سرویس خبری فعال در زمینهی زبانهای کوچک اروپایی معتقد است: «تنوع زبانی، قسمتی از تنوع زیستی است. وقتی حیوانات و جانوران از بین میروند، به ضرر سیارهی ماست اما بهنظر من اگر زمانی زبانهای دیگر از بین بروند و تنها انگلیسی و فرانسه یا چینی باقی بمانند، جهان ما فقیرتر شده است» .
سر بریدن یا با شمشیر یا با پنبه
برای حفظ این تنوع زبانی و تنوع فرهنگی، سازمان ملل متحد، سال ۲۰۰۸ را ”سال جهانی زبانها“ نامیده است. سال زبانها، همزمان با ”روز جهانی زبان مادری“ (۲۱ فوریه) آغاز میشود. این مراسم بهصورت رسمی در مقر یونسکو در شهر پاریس و با سمیناری آغاز میشود که در آن شرکتکنندگان از سراسر دنیا، برنامههای منطقهای و ملی خود را برای حفظ تنوع زبانی اعلام میکنند.
یک نکته بر همگان روشن است و آن اینکه تنوع زبانی در حال پسرفت است. به گونهای که در حال حاضر از حدود ۷ هزار زبان زندهی دنیا، نیمی از آنها در معرض انقراض قرار دارند که برخی برخوردهای سیاسی با اقلیتها، یکی از عوامل مهم این تهدید است.
زمانی که دولت استرالیا، اهالی قبیلهی Aborigines را وادار میکند که زبان خود را کنار بگذارند و اگر یک بومی در حال صحبت به زبان مادری دستگیر شود، با او برخورد شده یا حتی به مرگ محکوم میشود؛ یا زمانیکه دولت وقت پاکستان در سال ۱۹۵۲ تصمیم میگیرد زبان اردو را که تنها ۳ ٪ مردم این کشور به آن صحبت میکنند، زبان رسمی اعلام کند، نمیتوان انتظار شکوفایی تنوع زبانها را داشت.
گرچه امروز برخورد دولتها با زبانهای اقلیت ملایمتر شده است اما این اقلیتستیزی خود را با شکل دیگری نشان میدهد. بهعنوان مثال زبان کردی هنوز در مدارس ترکیه تدریس نمیشود. در کشور چین دستکم هفت زبان رسمی با بیش از ۱۳۰ لهجه وجود دارد که از این میان، از دههی ۱۹۵۰ ، تنها دو زبان (Mandarin و Putonghua) بهعنوان زبانهای رسمی شناخته میشوند. دو زبانی که تنها نیمی از ۳ /۱ میلیارد جمعیت چین به آنها صحبت میکنند.
نکتهی جالب اینکه Putonghua در شهرها برای یافتن شغل مناسب یک مزیت به شمار میرود که خود انگیزهای است تا والدین، کودکان را به سمت یادگیری آن هدایت کنند.
بسیاری از زبانها نیز در معرض انقراض قرار دارند، پیش از اینکه حتی یک بار بر روی کاغذ آمده باشند. تنها در قارهی آفریقا بیش از ۲ هزار زبان مختلف وجود دارد. اما در بسیاری از کشورهای این قاره زبانهای انگلیسی، فرانسه یا پرتغالی، زبان رسمی هستند.
پیوند زبان با توسعهی عدالت اجتماعی
به عقیدهی برخی کارشناسان، زبان، حکومت و دموکراسی در پیوندی تنگاتنگ با هم قرار دارند. به این معنی که اگر در یک کشور خاص، گروهی از مردم به زبانی صحبت میکنند که آنرا سالها پیش، استعمارگران برایشان به میراث گذاشتهاند، این گروه، از جامعهی خود جدا افتادهاند.
مثالی ساده موضوع را روشن میکند. در کشور هندوستان با وجود اینکه زبان هندی –به همراه انگلیسی – زبان رسمی است اما تنها ۴۰ درصد از مردم به آن صحبت میکنند. در این کشور ۶۰۰ قوم مختلف در کوهستانها، به زبانهایی صحبت میکنند که اصلاً در مدارس آموزش داده نمیشوند. در هندوستان از حدود ۴۰۰ زبان مختلف، تنها ۶۰ زبان در مدارس تدریس میشوند.
البته اقدامات مثبتی نیز در زمینهی ارتباط فرهنگ، زبان و هویت صورت گرفته است. امروزه متنها از زبانهایی نوشته میشوند که پیشتر تنها صحبت میشدند. این دقیقاً همان هدفی است که کارشناسان در قالب ”سال جهانی زبانها“ بر آن تأکید میکنند.
دویچهوله / پ
Friday, February 20, 2009
آژانس: تحقیق درباره ماهیت برنامه اتمی ایران پیشرفتی نداشته است
جمعه ۲ اسفند ۱۳۸۷ - ۲۰ فوريه ۲۰۰۹
رادیو فردا:محمد البرادعى، مديركل آژانس بين المللى انرژى اتمى در تازه ترين گزارش خود اعلام كرد: ايران غنى سازى را متوقف نكرده و با بازرسان آژانس همكارى نمى كند.آقاى برادعى در اين گزارش كه در اختيار اعضاى شوراى حكام قرار گرفته است، مى گويد: بر خلاف تصميم شوراى امنيت (سازمان ملل) ايران فعاليت هاى مربوط به غنى سازى اورانيوم را متوقف نكرده است. با این حال وی در گزارش خود گفته است: ايران به طور قابل ملاحظه اى توسعه برنامه مناقشه برانگيز غنى سازى اورانيوم را كند كرده است.این مقام آژانس دلیلی برای آهسته شدن این روند ارائه نکرده است ولی آقای برادعی اوایل هفته جاری گفته بود که علت این مسئله، «سیاسی» است و ایران منتظر است تا نشانه های مصالحه جویانه ای از دولت جدید آمریکا دریافت کند.مدیر کل آژانس افزوده است: ايران تعداد سانتريفوژهاى فرآورى اورانيوم را ۱۳۶ دستگاه افزايش داده است كه رقم ناچيزى به حساب مى آيد.اين گزارش مى افزايد: آژانس قادر نشده است كه در جريان تحقيقات خود پيرامون اينكه آيا برنامه اتمى ايران جنبه نظامى دارد یا نه، «پيشرفت واقعى» داشته باشد.بر اساس گزارش آژانس، «ایران به بازرسان آژانس اجازه نداده است که در ماه ژانویه از تاسیسات آب سنگین اراک بازدید کنند و گنبدی بر فراز آن ساخته است که مانع عکسبرداری ماهواره ای از این تاسیسات می شود.»مدير كل آژانس مى افزايد: «متاسفانه، در نتيجه فقدان همكارى ايران در ارتباط با مسائل باقى مانده پيرامون نگرانى از جنبه هاى احتمالى نظامى برنامه اتمى ايران، آژانس قادر نشده كه در باره اين مسائل پيشرفت واقعى داشته باشد.»آژانس بين المللى انرژى اتمى كه خواستار افشاى تمام جزئيات برنامه اتمى ايران است پيشتر اعلام كرده بود: به برخى از اسناد دست يافته است كه نشان مى دهد جمهورى اسلامى مطالعاتى در زمينه استفاده از سانتريفوژهاى پيشرفته براى غنى سازى سريعتر اورانيوم، آزمايش مواد منفجره و تحقيقات بر روى موشك براى سوار كردن كلاهك هسته اى، انجام داده است.ايران اين اسناد را «جعلى و ساختگى» خوانده است و اعلام كرده كه اقدامات لازم در ارتباط با موضوع مطالعات ادعايى را انجام داده است و نيازى به همكارى بيشتر در اين زمينه نمى بيند.كشورهاى غربى ايران را متهم مى كند كه در چارچوب فعاليت هسته اى خود به دنبال توليد و ساخت سلاح اتمى است ولى تهران اين ادعا را رد مى كند و هدف از اين برنامه را توليد برق مى داند.مقام هاى جمهورى اسلامى ايران و بويژه محمود احمدى نژاد، رييس جمهورى اسلامى، بارها اعلام كرده اند كه از نظر آنها پرونده اتمى ايران بسته شده است و آژانس نيز صلح آميز بودن اين برنامه را تاييد كرده است.شوراى امنيت به دليل امتناع ايران از تعليق فعاليت هاى غنى سازى اورانيوم تا كنون سه دور تحريم هاى تسليحاتى و مالى بر شركت ها و افراد نظامى درگير در برنامه هسته اى ايران وضع كرده است.رگه هاى اورانيوم در تاسيسات سوريهگزارش روز چهارشنبه مديركل آژانس بين المللى انرژى اتمى هشت صفحه است كه سه صفحه آن به بازرسى از تاسيسات بمباران شده سوريه در سال ۲۰۰۷ اختصاص دارد.مدير كل آژانس مى گويد: نمونه هاى برداشت شده از تاسيساتى كه ظن آن مى رود راكتور مخفى اتمى بوده است حاوى رگه هاى اورانيوم غنى شده است.آقاى برادعى مى افزايد: سوريه به رغم درخواست هاى مكرر، به بازرسان آژانس اجازه نمى دهد كه بازديد از اين راكتور را ادامه دهند.اين راكتور كه الكباب نام دارد در سال ۲۰۰۷ از سوى اسرائيل مورد حمله هوايى قرار گرفت و ويران شد.رسانه هاى بين المللى در آن زمان اين احتمال را مطرح كردند كه سوريه با كمك كارشناسان كره شمالى در این راکتور فعاليت هاى اتمى - نظامىداشته است. کندشدن فعالیتهای هستهای ایراندویچه وله: بنا به گزارش جدید آژانس انرژی اتمی، پیشرفت برنامهی اتمی ایران کند شده است. در این گزارش، از ادامهی عدم همکاری لازم ایران انتقاد شده است. آژانس همچنین از وجود اورانیوم در تأسیسات هستهای سوریه خبر میدهد. به گزارش خبرگزاری آلمان از وین، ایران اجرای برنامهی هستهای خود را کند کرده است. این موضوع براساس گزارش محرمانهای مطرح شده که محمد البرادعی، رئیس آژانس انرژی اتمی، روز پنجشنبه (۱۹ فوریه- اول اسفند) به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارائه کرده است.براساس این گزارش که نسخهای از آن نیز در اختیار خبرگزاری آلمان قرار گرفته، کارشناسان ایرانی از دسامبر سال ۲۰۰۸ تنها ۱۶۴ سانتریفوژ گازی دیگر را در مرکز غنیسازی نطنز، برای تولید اورانیوم غنی شده با غلظت پایین، کار گذاشتهاند. ادامهی فعالیت ایران در ساخت نیروگاه آب سنگین در اراک، یکی دیگر ازنکات مطرح در گزارش آژانس است. درگزارش آژانس همچنین گفته میشود که تغییر اساسی در رویکرد ایران در همکاری با آژانس پدید نیامده و ایران همچنان از همکاریهای لازم برای روشنشدن ماهیت برنامهی هستهایاش خودداری میکند.تهران تاکنون با وجود فشارهای بینالمللی بهخاطر برنامهی اتمی خود زیر فشار بوده است. سازمان ملل متحد، بیم آن دارد که ایران بهشکل پنهانی در حال ساخت بمب اتمی باشد. دولت ایران این انتقادها را رد میکند و قصد دارد غنیسازی اورانیوم را ادامه دهد.در سپتامبر سال ۲۰۰۸ شورای امنیت سازمان ملل متحد چهارمین قطعنامهی خود را دربارهی ایران صادر کرد که دربرگیرندهی تحریم جدیدی نبود و تنها از رژیم تهران خواسته بود که بهخواستههای جامعهی بینالمللی عمل کند.پیشتر شورای امنیت سازمان ملل متحد با فشارهای آمریکا ۳ قطعنامهی تحریمی علیه ایران تصویب کرده بود. دو هفته پیش از این، وزارت امور خارجه ایران اعلام کرده بود که یک قدرت اتمی در منطقه است و گروه کشورهای پنج بهعلاوهی آلمان باید این واقعیت را بپذیرد. آثار اورانیوم در راکتور بمباران شدهی سوریهطبق گزارش روز پنجشنبه (۱۹ فوریه- اول اسفند) آژانس انرژی اتمی، بازرسان این آژانس در بررسیهای خود در یک تأسیسات اتمی بمباران شدهی سوریه توسط اسرائیل، ذرات اورانیوم کشف کردهاند.گذشته از این، آنها بقایای گرافیت نیز در ویرانههای این نیروگاه یافتهاند که برای ساخت هستهی راکتور اتمی بهکار میرود. براساس گزارشهای بازرسان این نیروگاه یک سامانهی نظامی بوده است. احتمال آن که ذرات اورانیوم از بمبهای هوا به زمین جنگدههای اسرائیلی بوده باشد، بسیار کم است.
Thursday, February 19, 2009
دو فعال زن در سنندج شلاق خوردند

شعبه 101 دادگاه جزايي سنندج سوسن رازاني را به تحمل 9 ماه زندان تعليقي به مدت سه سال و 70 ضربه شلاق و شيوا خيرآبادي را به تحمل چهارماه زندان تعليقي به مدت سه سال و 40 ضربه شلاق محکوم کرده بود که حکم سوسن رازاني بعد از تجديدنظرخواهي تغييري نکرد و حکم شلاق شيوا خيرآبادي ، پس از تجديد نظرخواهي به15 ضربه رسيد، و نهايتا هر دو حکم روز 27 بهمن ماه به آنها ابلاغ و در زندان سنندج به اجرا درآمد.
همچنين دو فعال کارگري مرد اين پرونده به نامهاي عبدالله خاني و سيد غالب حسيني به ترتيب به نود و يک روز زندان تعزيري و تحمل چهل ضربه شلاق و همچنين شش ماه حبس تعزيري و تحمل چهل ضربه شلاق محکوم شده اند.
به گفته يکي از فعالان مدني سنندج در حالي که اين دو زن در زندان سنندج شلاق مي خوردند، عده اي ديگر از فعالان کارگري و اجتماعي در بيرون از زندان با گل و شيريني در انتظار آنها به سر مي بردند.
شوراي عمومي کنگره اتحاديه هاي کارگري انگلستان که 6.5 ميليون نفر از اعضاي اتحاديه هاي کارگري را نمايندگي مي کند، پيش از اين طي بيانيه اي از دولتمردان ايران خواسته بود که از اجراي احکام زندان و شلاق براي اين فعالان جلوگيري کند. در اين بيانيه، اين شورا نگراني و انزجار خود را از محکوميت فعالان کارگري به تحمل ضربه هاي شلاق و زندان ابراز داشته و نوشته بود: صدور اين حکم در مورد هر فردي که با اعمال حقوق اساسي بشر در فعاليت هاي مشروع اتحاديه اي شرکت مي کند، انزجار آور است. شلاق زدن بيانگر مجازاتي خوار کننده و ظالمانه است و نقض حقوق بين المللي محسوب مي شود.
سال گذشته نيز احکام شلاق براي چهار نفر از فعالان کارگري در کردستان به اجرا درآمده بود که با اعتراض فعالان حقوق بشر در داخل و خارج ايران همراه بود.
Monday, February 16, 2009
با یاد خسرو گلسرخی
Sunday, February 15, 2009
خشونت علیه زنان ،جرم پنهان اما سیاه
تبعیض های حقوقی علیه زنان با حضور حقوقدانان بررسی شد
پنج شنبه 24 بهمن 1387
کانون زنان ایرانی - فریده غائب: " خشونت علیه زنان به ویژه خشونت های خانگی یک جرم پنهان است که درلیست سیاه قرار دارد ، زیرا آماردقیق وصحیحی که میزان خشونت علیه زنان را نشان دهد ، وجود ندارد . زنان در طول زندگی خود از مرحله پیش از تولد تا دوره میانسالی تحت انواع خشونت ها قرار می گیرند ."
این را رزا قراچورلو ، حقوق دان و مدرس دانشگاه می گوید.
او عصر دوشنبه همراه با نسرین ستوده ، حقوق دان در جلسه ماهانه گروه زنان انجمن جامعه شناسی ایران حضور یافت تا ممنوعیت خشونت علیه زنان را مطابق با اسناد و موازین بین المللی حقوق بشر مورد بررسی قرار دهد.
اقدامات سازمان ملل متحد درموضوع خشونت علیه زنان بخش عمده صحبت های قراچورلو در زمینه اقدامات جهانی برای محدود کردن خشونت علیه زنان است:" تدوین اعلامیه بیستم دسامبر 1993 مجمع عمومی درتعریف وذکرمصادیق خشونت علیه زنان ، انتخاب وتعیین گزارشگرویژه موضوعی بررسی خشونت نسبت به زنان ازسال 1994 تاکنون ، تشکیل صندوق خاص واختصاص بودجه ویژه ای برای مبارزه باخشونت علیه زنان ، صدورتوصیه نامه ها وقطعنامه های مکرر درمحکومیت این امر ، برگزاری کنفرانس ها وگردهمایی هایی دراین زمینه ، تشکیل گروه های بین المللی کاری برای تحقیق دراین موضوع واعلام روزجهانی مبارزه با خشونت علیه زنان از جمله اقدامات سازمان ملل برای رفع خشونت علیه زنان است."
او خطاب به حاضران جلسه که شامل جامعه شناسان و نیز حقوق دانان بودند، می گوید:" بنابرگفته " پطرس غالی " دبیرکل سازمان ملل متحد درسالهای 1992 تا 1996 ، خشونت علیه زنان یک پدیده نابهنجار جهانی است که باید به طورجهانی نیزبا آن مبارزه کرد . همچنین کوفی عنان دبیرکل سابق سازمان ملل متحد درگزارش هزاره خود ودراهداف هشتگانه پیشنهادی وی تحت عنوان « اهداف توسعۀ هزاره » دو ره هایی عمده را برای افراد بشر درآغازقرن بیست ویکم مطرح کرد . اول رهایی ازترس درزمان جنگها و یا به جهت تعارضات قومی و دوم رهایی ازترس حتی درحریم خانه . "
او همچنین به اعلامیه نهایی کنفرانس دوهفته ای جهان شمولی حقوق بشر در ژوئن 1993 در شهروین اتریش نیزاشاره کرد که درآن اعلامیه نهایی ، خشونت علیه زنان به عنوان نقض حقوق بشر پذیرفته شد و برای اولین بار یک گزارشگرویژه موضوعی برای بررسی همه جانبه خشونت علیه زنان وریشه های سنتی ، محلی وقومی یا قانونی آن درسطح بین المللی ، منطقه ای وملّی پیشنهاد و توصیه شد. دراین اعلامیه ازتمام دولتها و ازسازمان ملل متحد خواسته شد برای حذف انواع خشونت شامل آزارجنسی، جسمی وروانی و استثمار زنان وغیره با یکدیگر همکاری کنند. این اعلامیه موسوم به اعلامیه وین 1993 موضوعات مهمی مانند تجارت زنان ، پیشداوری های فرهنگی ، باورها وسنت های غلط قومی ، بومی وافراط مذهبی درمورد زنان را نیز مورد توجه قرارداد .
این حقوق دان در ادامه با اشاره به کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان مصوب 1979 سازمان ملل متحد می گوید:" این کنوانسیون اگرچه بطور خاص، به موضوع خشونت علیه زنان نمی پردازد اما درماده شش به رفع استثمار و فحشاء زنان و درماده یازدهم به برابری دراشتغال و درماده شانزده به مساوات درزندگی خصوصی و زناشویی تأکید می کند ."
به گفته او کمیتۀ رفع تبعیض علیه زنان درتوصیه نامه عمومی شماره نوزدهم خود درسال 1989 ، خشونت مبتنی بر جنسیّت را نوعی تبعیض اعلام می کند وازدولتهای عضو می خواهد که درمقابل خشونت خانوادگی ، آزار، تجاوز ، آزارجنسیتی و دیگراشکال خشونت مبتنی بر جنسیّت ، حمایت های لازم را اززنان به عمل آورند . همینطور به دولتها پیشنهاد میکند که درگزارشهای دوره ای خود به کمیته یاد شده ، به اقدامات و معیارهایی که برای مقابله با خشونت نسبت به زنان درخانواده ، محیط کار و ... اتخاذکرده اند نیز اشاره کنند .
مهمترین اسناد بین المللی جهانی مربوط به خشونت علیه زنان وممنوعیت آن را قراچورلو بر می شمارد و نیز از مهمترین اسناد بین المللی منطقه ای که به موضوع ممنوعیت خشونت علیه زنان پرداخته اند، می گوید:"
پروتکل الحاقی به منشورآفریقایی حقوق بشرو مردم مصوب یازدهم جولای 2003 که راجع به حقوق زنان درآفریقاست وتوسط پنجاه وسه کشور درموزامبیک آفریقا با یک مقدمه وسی ودو ماده تصویب شده است . در سطح قاره آمریکا باید از کنوانسیون پیشگیری ، مجازات وحذف خشونت علیه زنان مصوب نهم ژوئن 1994 درشهر بلن دوپارای کشوربرزیل که دارای یک مقدمه ، پنج فصل وبیست و پنج ماده است ، نام برد. دراین اسناد منطقه ای تأکید شده است که خشونت علیه زنان ، خشونت علیه تمام اشخاص جنس مؤنث اعم از زنان و دختران و کودکان دختر را در برمی گیرد .
درسطح قاره آسیا متأسفانه سند منطقه ای یا کنوانسیون مجزا وخاصی راجع به خشونت علیه زنان و ممنوعیت آن تا کنون به تصویب نرسیده است ."
این حقوق دان در پایان تعریفی از خشونت علیه زنان ارائه می کند و خطاب به دولت ها یشنهاد هایی برای رفع هرگونه تبعیض عیلیه زنان ارائه می دهد. پیشنهاد هایی که در قالب برنامه های جهانی بسیاری از دولت ها موظف به انجام آن ها شده اند.
نسرین ستوده حقوقدانی که به تازگی موفق به کسب جایزه بین المللی حقوق بشر شده سخنان خود را به قوانین داخلی کشور ما و تبعیض های حقوقی علیه زنان ایرانی محدود می کند.
او می گوید:" اجازه دهید با بی طرفی قوانین را مورد بررسی قرار دهیم.من می خواهم حقوق زنان را در سه بعد قانون اساسی و کیفری و مدنی بررسی کنم و قضاوت با خودتان است. "
گاهی گفته می شود بعد از انقلاب حقوق زنان از کجا شروع شد؟ستوده با طرح این سوال پاسخ می دهد:" می گویم از پشت در دادگاهها حقوق زنان آغاز شد. زمان انقلاب سخنانی در زمینه حقوق زنان رد و بدل شد. قرار بوده زنان در انتخاب بسیاری از امور مربوط به خود آزاد باشند. علاوه بر آن آنها دهه هایی را قبل از انقلاب تجربه کرده بودند که ازدواج مجدد مرد، امر قبیحی به شمار می رفت وتنها با اثبات شرایط خاصی در دادگاه اجازه ازدواج مجدد را می داد. همچنین ضرب و شتم همسر بسیار نکوهیده بود و اگر زنی به خاطر ضرب و شتم شوهر به دادگاه می رفت آن مرد در آن دادگاه قافیه را باخته بود. اما بعد از انقلاب زنان به خاطر ازدواج مجدد به دادگاه شکایت بردند اما ناگهان به آنها گفته شد اتفاقی نیفتاده است. نمی توانند طلاق بگیرند چون شرع اسلام اختیار را کاملا در ید قدرت مرد قرار داده است. و این چنین بود که زنی که از پشت در دادگاه بیرون می آمد احساس می کرد نسبت به این قانونی که به او تحمیل شده معترض است. "
به گفته ستوده در انقلاب سال 57 همواره از طرف حکومت اعلام شده که این حکومت صبغه مذهبی و اسلامی داشته و قانون هم بر همین اساس تنظیم شده است. دیباچه این قانون یکی از آرمان گرایانه ترین دیباچه قانون های جهان است که درباره زنان نوشته است: "در ایجاد بنیاد های اجتماعی اسلامی نیروهای انسانی که تا کنون در خدمت استثمار همه جانبه خارجی بوده اند هویت اصلی و انسانی خود را باز می یابند و در این بازیابی طبیعی است که زنان به دلیل ستم بیشتری که از نظام طاغوتی متحمل شده اند استیفای حقوق آنان بیشتر خواهد بود. "
او در ادامه به اصل هایی از قانون اساسی اشاره می کند:"در این اصل تاکید شده که از اهداف جمهوری اسلامی تامین همه جانبه حقوق افراد اعم از زن و مرد ،ایجاد امنیت قضایی و ایجاد تساوی بین عموم مردم است. اصل بیستم صراحتا اعلام می کند که همه افراد ملت اعم از زن و مرد در حمایت قانون به طور یکسان قرار دارند و از همه حقوق انسانی، سیاسی ، اجتماعی ،اقتصادی ، فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند. اصل 21 دولت را موظف می کند حقوق زن را در تمام جهات با رعایت موازین اسلامی تضمین کند. "
به اعتقاد ستوده ملت به این قانون سال 58 رای دادند .اما در سال 61 اولین قانون مجازات اسلامی در ایران تدوین و در آن قصاص و دیه نابرابر و ... مطرح شد. با این عنوا ن که منظور از حقوق مساوی موازین اسلامی است و در نتیجه زنان احساس کردند که در این بازی مغبون شده اند.
در قانون مدنی ما ماده 1133 تا سال 81 می گفت: "مرد هر وقت بخواهد می تواند زنش را طلاق دهد . یعنی شما برای معامله حتی یک مداد هم اینقدر نمی توان رابطه ای را یکجانبه نگاه کرد. اما قانون ما با همه ادعایی که برای تحکیم خانواده داشت این را آورده بود. بعدها واژه را اصلاح کردند اینکه مرد طبق شرایطی می تواند زن را طلاق دهد و زن هم می تواند طبق شرایطی شوهرش را طلاق دهد اما در واقع امر هنوز هم مرد هر وقت بخواهد می تواند زنش را طلاق دهد ."
ستوده با اشاره به قوانین نابرابر ولایت قهری پدر بر فرزند، حق حضانت کودکان و مهریه به سراغ قوانین کیفری می رود:" سن مسوئلیت کیفری برای دختران نه سال و برای پسران 15 سال قرار داده اند. یعنی دختر 9 ساله مانند یک فرد 40 ساله مورد محاکمه قرار می گیرد. حق و تکلیف به یک نسبت نیستند به دختران تکلیف زیاد داده شده اما وقتی نوبت به حق می رسد استیفا نمی شود."
این حقوق دان به موارد دیگر تبعیض های حقوقی علیه زنان در قانون اساسی ایران بعد از نقلاب اشاره می کند و این قضاوت را بر عهده حاضران در جلسه گذاشت که تا چه حد قوانین ایران حقوق زنان را دیده و یا نادیده گرفته است.
خودسوزی جانباز جنگدر مقابل مجلس
Thursday, February 12, 2009
به مناسبت سالروز درگذشت فروغ فرخزاد
من خواب دیده ام که کسی می آید
من خواب یک ستاره قرمز دیده ام
و پلک چشمم هی می پرد
و کفش هایم هی جفت می شوند
و کور شوم
اگر دروغ بگویم
من خواب آن ستاره قرمز را
وقتی که خواب نبودم دیده ام
کسی می آید
کسی دیگر
کسی بهتر
کسی که مثل هیچ کس نیست ، مثل پدر نیست ، مثل یحیی نیست ، مثل انسی نیست
و مثل آن کسی است که باید باشد
وقدش از درخت های خانه معمار هم بلند تر است
و از برادر سید جواد هم که رفته است و رخت پاسبانی پوشیده است نمی ترسد
و از خود سید جواد هم که تمام اتاق های منزل ما از اوست نمی ترسد
و اسمش آنچنانکه مادر
در اول نماز و آخر نماز صدایش می کند
یا قاضی القضات است
یا حاجت الحاجات است
و می تواند تمام حرف های سخت کلاس سوم را
با چشم های بسته بخواند
و می تواند حتی هزار را
بی آنکه کم بیاورد از روی بیست میلیون بردارد
و می تواند از مغازه سید جواد ، هرچقدر که لازم دارد جنس نسیه بگیرد
و می تواند کاری کند که لامپ الله
که سبز بود : مثل صبح سحر سبز بود
دوباره روی آسمان مسجد مفتاحیان
روشن شود
آخ .............چقدر روشنی خوب است
و من چقدر دلم می خواهد که یحیی
یک چارچرخه داشته باشد
و من چقدر دلم می خواهد که روی چارچرخه یحیی میان هندوانه ها و خربزه ها بنشینم
و دور میدان محمدیه بچرخم
آخ ......چقدر دور میدان چرخیدن خوبست
چقدر روی پشت بام خوابیدن خوب است
چقدر باغ ملی رفتن خوب است
چقدر مزه پپسی خوب است
چقدر سینمای فردین خوب است
و من چقدر از همه چیزهای خوب خوشم می آید
و من چقدر دلم می خواهد گیس دختر سید جواد را بکشم
چرا من این همه کوچک هستم که در خیابانها گم می شوم
و چرا پدر که اینهمه کوچک نیست
و در خیابانها گم نمی شود
کاری نمی کند آن کسی که به خواب من آمده است زودتر بیاید
روز آمدنش را جلو بیندازد
و مردم محله کشتارگاه
که خاک باغچه هایشان هم خونیست
و آب حوضهایشان هم خونیست
چرا کاری نمی کنند
چقدر آفتاب زمستان تنبل است
من پله های پشت بام را جارو کرده ام و شیشه های پنجره را هم شسته ام
چرا پدر فقط باید در خواب خواب ببیند
کسی می آید
کسی می آید
کسی که در دلش باماست در نفسش باماست در صدایش با ماست
کسی که آمدنش را نمی شود گرفت
و دستبند زد و به زندان انداخت
کسی که زیردرختهای کهنه یحیی بچه کرده است
و روز به روز بزرگ می شو د
بزرگتر می شود
کسی که از باران ، از صدای شرشر باران ، از میان پچ و پچ گلهای اطلسی
کسی که از آسمان توپخانه در شب آتش بازی می آید
و سفره را می انداز د
و نان را قسمت می کند
و پپسی را قسمت می کند
و باغ ملی را قسمت می کند
و شربت سیاه سرفه را قسمت می کند
و روز اسم نویسی را قسمت می کند
و نمره مریضخانه را قسمت می کند
و چکمه های لاستیکی را قسمت می کند
و سینمای فردین را قسمت می کند
درخت های دختر سید جواد را قسمت می کند
و هرچه را که باد کرده باشد قسمت می کند
و سهم ما را هم می دهد
من خواب دیده ام...........
فروغ فرخزاد
Wednesday, February 11, 2009
Friday, February 06, 2009
آن عاشقان
Wednesday, February 04, 2009
Monday, February 02, 2009
بازسازی غزه؛ نیمی از مردم ایران زیرخط فقر

بازسازی غزه؛ نیمی از مردم ایران زیرخط فقر
سایت فرارو: وزیر رفاه و تامین اجتماعی دولت نهم با مبنا قرار دادن درآمد روزی یک دلار می گوید که در سال 86، 49 هزار نفر زیر خط فقر شدید قرار داشتند اما آمارهای دیگر تعداد فقرا را نزدیک به 15 میلیون نفر می دانند.
در عین حال برخی كارشناسان معتقدند كه تعداد 14 تا 15 میلیون نفر فقیر اعلام شده توسط علی عسگری معاون اقتصادی معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبری رییس جمهور، شامل تعداد افرادی است كه زیر خط فقر خشن هستند و تعداد فقرا حدود 50 درصد جامعه است و 70 درصد جامعه با 40 درصد امكانات و درآمد كشور زندگی می كنند و این شكاف شدید طبقاتی و توزیع درآمد نامناسب باعث شده كه افراد فقیر افزایش یابند و طبقه متوسط كوچك شود و گروهی كوچك با درآمد بالا و امكانات زیاد و اكثریت با درآمد كم و فقر زندگی كنند.
عملکرد ضعیف اقتصادی دولت منجر به تورم بیش از اندازه در کشور و سوق یافتن تعداد کثیری از جمعیت کشور به زیر خط فقر شده است و اظهار نظر عجیب وزیر رفاه محمود احمدی نژاد نشان می دهد گویا دولت قصد دارد با تغییر دادن مبنای تعیین خط فقر، بر روی کاغذ میزان فقرا را کاهش دهد.
برخلاف وزیر رفاه که درآمد ماهانه نزدیک به سی هزار تومان را ملاک فقیر بودن در نظر می گیرد اما کارشناسان خط فقر مطلق كشوری در سال 83 را 238 هزار تومان، سال84 ، 276 هزار تومان، سال85، 325 هزار تومان و در سال 86 نیز 400 هزار تومان می دانند.
بر این اساس خط فقر مطلق استان تهران نیز در سال 83 ، 400 هزار تومان، سال84 ، 480 هزار تومان ، سال85 ، 560 هزار تومان و سال 86 ، 650 هزار تومان می دانند که این رقم برای شهر تهران در سال 86 ، حداقل 770 تا 780 هزار تومان بوده است. این ارقام بیانگر رشد سالانه 18 درصدی خط فقر در كشور است.
آماری که در مورد میزان خط فقر و تعداد افراد فقیر در کشور مطرح می شود بسیار متفاوت با چیزی است که وزیر رفاه و تامین اجتماعی به عنوان مسئول بررسی و اعلام میزان فقرا مطرح می کند.
عبدالرضا مصری در حالی مبنای خویش برای تعیین خط فقر را درآمد یک دلار در روز می داند که کارشناسان این امر را نادرست می دانند. با توجه به برخی خبرهای دیگر نیز می توان فهمید که تعداد فقرا در کشور بسیار بیش از آن چیزی است که مطرح می شود.
مدیركل دفتر برنامهریزی و فناوری اطلاعات كمیته امداد در گفتگو با ایسنا اعلام كرد: «سالانه حدود 200 هزار خانوار در حالی به دلیل هزینههای كمرشكن درمان، مسكن و یا ودیعه مسكن به سمت كمیته امداد سوق مییابند كه امكان تحت پوشش قرار دادن تمامی این مراجعان وجود ندارد و پشت نوبت میمانند.»
وی همچنین به جمعیت 5/4 میلیون نفری (8/1 میلیون خانوار) تحت پوشش این نهاد حمایتی اشاره كرد و گفت: «حدود 65 درصد از جمعیت تحت پوشش را زنان سرپرست خانوار، حدود 30 درصد دیگر تحت پوششیها سالمندان و ازكار افتادگان و مابقی را نیز خانوادههای زندانیان و غیره تشكیل میدهند.»
اظهار نظر این عضو کمیته امداد نشان می دهد رقمی که وزیر رفاه برای تعداد فقرا در کشور مطرح می کند کاملا غیر واقعی است. بنا بر گفته حسین هوشیاری فقط 5/4 ملیون نفر به عنوان فقیر تحت پوشش کمیته امداد می باشند و سالانه نیز نزدیک به یک ملیون نفر درخواست عضویت در این نهاد را دارند.
دیوانعالی رژیم حکم در آوردن چشمان مردی را تائید کرد

ز رنجی که می بریم، نامه ای از فرزاد کمانگر
"از رنجی که می بریم
پرده اول : کشورهای اروپائی گاه گاه ، دستخوش نا آرامی ها و اعتراضات گسترده ای میشوند که میتواند برای ما جای تامل و تجربه بسیار باشد ، مانند ناآرامی هایی که در فرانسه رخ داد، برخورد خشن نیروهای وابسته به دولت برآمده از رای مردم (پلیس) با یک جوان مهاجر حاشیه نشین پاریس فرصتی برای بازگشایی عقده سندیکاهای کارگری و آحاد مردمی فراهم آورد که شاهد پایمال شدن ایده ال های اجتماعی و سیاسی خود توسط نهادهای زیرمجموعه دولت بودند. اعتراضات و ناآرامی سراسری کشور را فرا گرفت و تا مدتها ادامه یافت یا در یونان قتل یک جوان توسط پلیس با چنان حجم عظیم اعتراضات مردمی مواجه شد که دولت را تا آستانه سقوط پیش برد و یونان را عملا فلج کرد . وجه مشترک هر دو حادثه ، خودسری و قانون شکنی نیروی تحت اختیار دولت با فردی از جامعه بوده است. جامعه ای که از آنچنان استانداردهای بالایی در زمینه قانون اساسی و نهادهای غیردولتی و قوانین حفظ حقوق شهروندی بهره مند است که کوچکترین کج روی از هنجارها و ظوابط مذکور را بر نمی تابد و آحاد جامعه را یکپارچه در مقابل متجاوز به حقوق مردم بسیج کرده و تا تنبیه خاطی و اجرای خواست مردم حق اعتراض را برای جامعه محفوظ می داند. پرده دوم : در ایران : اصل 22 قانون اساسی : حیثیت ، جان ، مال ، حقوق ، مسکن و شغل شخص از تعرض مصون است مگر در مواردی که قانون تجویز کند. در آموزه های اسلامی نیز ، حفظ جان ، مال ، ناموس و آبروی کسی که شهادتین را بر زبان جاری کرده بر جامعه و حکومت است و متجاوز به آن به قصاص محکوم میگردد. پرده سوم : وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران ، دوره اصلاحات در زمستان 1377 ، طی اعلامیه ای اعلام کرد که تعدادی از نیروهای خودسر آن وزارتخانه مبادرت به قتل شهروندانی کردند که با روشهای غیر خشن اعتراض خود را به شرایط حاکم بر جامعه اعلام کرده اند. قتل هایی که تحت عنوان خودکشی ، سکته قلبی ، قتل توسط سارقان منزل ، ایست قلبی هنگام ورزش ، خفت گیری توسط زورگیران! توجیح میشدند. خشونت غیرمنطقی ، تعصب کور و جاهلانه ، برخوردهای شدید با شهروندانی که باور کرده بودند در جامعه ای زندگی میکنند که در آن قانون حاکم است و نیز دلخوش به قانون اساسی خود بودند که تک تک شهروندان را تحت حمایت کافی نهادهای حکومتی قرار داده است. پیگیری های متعاقب وقایع مذکور که توسط ارکان گوناگون حکومت صورت گرفت ، نوید آن را میداد که سرانجام نیروهای خودسر و محفل نشین قانون شکن ، رخت بر بسته اند و جامعه از وجودشان پاک شده و رئیس جمهور وقت اعلام کرد که دولت با از بین بردن غده ای چرکین درون خود راه را بر خودسری بسته است. پرده چهارم : کنفرانس مطبوعاتی احمدی نژاد ، 26/10/87: در ایران آزادی تقریباً مطلق وجود دارد. اما هدف از بیان این مقدمه نگاهی گذرا به اعتراضات مردمی و مدنی و یا یادآوری قتل های زنجیره ای در ایران و برخورد با آن و گفته های هر دو رئیس جمهور نه به منظور مقایسه با همدیگر و یا با اروپائیان بوده بلکه هدف یادآوری جایگاه شهروندان در قانون و تعالیم اسلامی و حرمت جان انسانها می باشد تا با این مقدمه خوانشی هر چند کوتاه داشته باشیم از نحوه مرگ "ابراهیم لطف الهی" در اولین سالمرگ این زنده یاد. هر چند وزارت اطلاعات هنوز سرانجام پرونده و مسئله قتل یا خودکشی ایشان را تائید یا تکذیب ننموده است. تحقیقات و قضاوت را بعهده وزارت اطلاعات بعنوان زیر مجموعه دولت عدالت محور! و قوه قضائیه میگذاریم ، اما روشن شدن واقعیت این پرونده می تواند نقطه پایانی بر چنین مرگها و خشونتهای اعمال شده در بازداتشگاهها باشد که متاسفانه تازگی ها نیز رسانه ها خبر از مرگ هاشم رمضانی در بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه منتشر نمودند ، گویا هر دم از این باغ بری می رسد ، تازه تر از تازه تری می رسد. حال بررسی موضوع ابراهیم لطف الهی ، جمشيدي، سخنگوي قوه قضاييه، در خصوص مرگ مشکوک ابراهيم لطف اللهي در زندان سنندج اظهار داشت: بر اساس گزارشي که از ادارهي اطلاعات سنندج و دادگستري آنجا ارائه شده وقتي به سلول اين فرد مراجعه ميکنند مشخص ميشود که وي خود را حلقآويز کرده که بلافاصله جسد متوفي به پزشکي قانوني منتقل ميشود. صالح نيکبخت وکیل خانواده لطف الهی نیز عنوان داشت: تا کنون حتي دادسراي عمومي و انقلاب سنندج با بهانه اينکه ميخواهيم پرونده را مطالعه بکنيم يا اينکه آن چه ما ميگوييم ببينيم شما قيد ميکنيد يا نه، از تحقيقات خودداري کردهاند. اگر ما این فرض خودکشی را بخواهیم به اجبار یا برای مصلحت قبول کنیم فوراً این سئوالات برای ما پیش می آید که : یک : آیا دانشجوی تحت مظان اتهام در طی مدت کوتاه بازداشت آنچنان ارشاد شده و تمامی گناهان گذشته دور و نزدیک خود را به یاد آورده که از فرط شرم و ندامت ترجیح داده که داوطلبانه از خدمت دنیا مرخص شده و بیش از این بار سنگین گناه را به دوش نکشد؟ دو : آیا فشار بازجویی آنقدر شدید بوده که نامبرده برای خلاصی از آن مرگ را به تحمل بازجویی ترجیح داده است؟ سه : اساساً یک دانشجو چه اطلاعات طبقه بندی شده سطح بالایی برخوردار بوده که برای جلوگیری از افشای آن اسرار خودکشی کرده است؟ چهار : کسی که خودکشی کرده قاعدتاً اثر طناب بر روی گردنش به جا می ماند ، چه لزومی دارد که بصورت ناگهانی و غیرمعمول بدون تحویل جنازه به خانواده و انجام مراسم خاکسپاری ، بصورت شبانه و تحت کنترل نیروهای امنیتی و انتظامی زنده یاد لطف الهی زیر خروارها بتون دفن گردد ، آیا چنین تعجیل و پنهان کاری ، طبیعی است؟ پنج : آیا باز هم مسئله برخورد سر با جسم سخت (و نه جسم سخت با سر) مطرح خواهد شد ؟ که انسان را به یاد مثل معروف مرغ و تخم مرغ خواهد انداخت. بیایید قضیه را کمی دقیقتر بنگریم و شما بر اساس "گردش کار"² پیش رو قضاوت کنید: گزارش پیش رو حاصل مشاهدات بیش از چهار ماه بازداشت و تحمل شدیدترین فشارهای بر روی اینجانب در بازداشتگاههای کرمانشاه و سنندج می باشد. 1- بازداشتگاه سنندج که تقریباً مدت دو سال و نیم است بازسازی و تعمیرات اساسی در آن انجام گرفته پنجره های کوچک آن در سومین متری از زمین قرار گرفته و به هیچ وجه دسترسی به آن امکان پذیر نمی باشد 2- در بدو ورود کلیه وسایل شخصی که متهم بتواند با آن آسیبی به خود برساند ، از قبیل کمربند ، ساعت ، عینک از او گرفته می شود و با یک زیر پیراهن و زیر شلواری به سلول فرستاده میشود. 3- در سلول تنها دو یا سه پتوی کهنه ارتشی وجود دارد که کناره پارچه ای آن را کنده اند و اگر کسی بخواهد پتو را پاره کند و به صورت طناب یا نوار درآورد ، غیر ممکن است چون تار و پود آن از هم گسسته میشود . 4- لوله های پلاستیکی حمام درون سلول که بنا به گفته مسئولان ابراهیم لطف الهی با آنها خودکشی نموده تحمل نگهداری یک تکه لباس خیس و یا دو کلیو وزنه را ندارد. 5- اینجانب مدت دو ماهی را که در بازداشتگاه سنندج بودم حتی یکبار هم بازجویی نشدم ، اما بارها به وسیله نگهبانان و رئیس بازداشتگاه مورد ضرب و شتم قرار گرفته و حتی بیهوش شدم، نگهبانانی که مسئول حفظ جان متهم هستند! . حال قضاوت با شما که متهمی که بازجویی هم بشود باید چه مصیبتهایی را تحمل کند. 6- بازداشتگاههای شهرستانهای دورافتاده از تهران مانند سنندج و کرمانشاه و... ، خارج از نظارت و دید قوه قضائیه ، تحت مقررات و قوانین مصوب خاصی اداره می شود و مانند بازداشتگاههای تهران زیر ذره بین نهادهای حقوق بشری و رسانه ها قرار ندارد. و این فقدان نظارت دست برخی ها را برای اعمال سلایق شخصی و قانون شکنی و غرض ورزی باز میگذارد. 7- متاسفانه بازجوها و مامورین بازداشتگاههای مناطق کردنشین ، عمداً یا سهواً از بین بازجوهای چند شهر بخصوص ..و... انتخاب میشوند که به دلایل عدیده ای که در مطلب بعدی توضیح خواهم داد بیشتر به دنبال انتقام و زهره چشم گرفتن و اثبات ابراز وجود خود و نفی دیگری می باشند و به خاطر عقده های سرکوب شده و انکار شده شخصیتی، اعمال خشونت را تا سر حد ممکن در دستور کار خود قرار داده اند. 8- اگر خودکشی در بازداشتگاه سنندج در حد یک هزارم درصد آن هم با روشی که برای ابراهیم لطف الهی گفته اند امکان داشت ، بی گمان من برای رسوا کردن شکنجه گران انجام میدادم. حال قضاوت با شما ، ابراهیم خودکشی کرده است یا نه ؟ متاسفانه مظلومیت ابراهیم لطف الهی تنها در دستان پینه بسته او و زندگی کارگری اش برای تامین مخارج دانشگاه و یا در نحوه تدفین او نبوده . بلکه پیگیری کمرنگ نهادهای حقوق بشری داخلی و خارجی و نهادهای دانشجویی و وکیل ایشان بر مظلومیت او دو چندان افزوده است. به همین دلیل ابراهیم لطف الهی سمبل مظلومیت زندانیان سیاسی و قربانیان خشونت و شکنجه و قانون شکنی است که نباید فراموش شود. سالها بی توجهی و نارسائی مناطق مرزی و حاشیه ای و امنیتی کردن مسائل قومیتها و حقوق شهروندی ، از سویی سبب نابرابریهای سیاسی و اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی گشته و از سویی دیگر راه را برای اعمال خشونت و قانون شکنی در بازداشتگاه و جامعه باز گذاشته است و هر بار با بهره گرفتن از لولوی خیالی تجزیه طلبی از هرگونه اعتراض مدنی و همدردی آحاد جامعه جلوگیری میکند ، متاسفانه اتهام واهی و رنگ و رو رفته تجزیی طلبی امروزه دست آویزی برای صدور احکام سنگین و مبتذلانه برخی ها گشته است. غافل از اینکه خشونت و اعدام هیچگاه نقطه پایانی بر هیچ آغازی نبوده و نخواهد بود. امید که در سایه قانون و پیگیری نهادهای مدنی به زودی با روشن شدن وضعیت پرونده زنده یاد لطف الهی، پایانی بر خودسری و قانون شکنی ها باشیم . هر چند میدانم گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من ، آنچه البته به جایی نرسد فریاد است.
بند بیماران عفونی – زندان رجایی شهر کرج 10/11/87 1-تقدیم به جواد علیزاده، هموطنی که در اولین سالگرد ابراهیم لطف الهی بعلت شرکت در مراسم وی و همدردی با خانواده آن زنده یاد هم اکنون در بازداشتگاه اطلاعات سنندج به سر می برد. 2-گردش کار : گزارشی است که توسط بازجوهای وزارت اطلاعات تهیه میشود و مبنای صدور حکم قضائی است. مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران |







.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)


درباره من




