
http://freepersia.com/stream/flash/atefeh/atefeh150kb.html
اکبر محمدی، اسطوره قیام 18 تیر سرانجام در راه آزادی جانباخت

زنستان از زمان تدوين قوانين در انقلاب مشروطه، طي 100 سال گذشته، تلاش زنان ايراني همواره متوجه دستيابي به حقوق برابر و انساني بوده است. اما با وجود تمامي اين تلاش ها، در کليه قوانين از جمله قوانين مدني و جزايي، حقوق اوليه زنان همچنان ناديده گرفته شده و بن بست هاي قانوني بسياري را بر زندگي زنان جامعه ايراني تحميل کرده است. ما زنان در ۲۲ خرداد سال گذشته يک دل و يک صدا اعتراض خود را به کليه قوانيني که حقوق زنان را نقض کرده ابراز داشتيم اما مطالبات بر حق ما همچنان بي پاسخ مانده است. بدين سبب امسال نيز در پيگيري قطعنامه 22 خرداد سال گذشته دوباره گرد هم خواهيم آمد و خواسته هاي مشخص خود را از جمله منع چندهمسري، لغو حق طلاق يکطرفه مرد، حق ولايت و حضانت بر فرزند توسط پدر و مادر به طور مشترک، تصويب حقوق برابر در ازدواج (مانند حق بدون قيد و شرط اشتغال و حق تابعيت مستقل زنان متاهل و...)، تغيير سن کيفري دختران به 18 سال، حق شهادت و ديه برابر، و لغو قانون قراردادهاي موقت كار و ديگر قوانين تبعيضآميز اعلام خواهيم کرد .از اين رو از همه شهرونداني که به نقض حقوق زنان در قوانين موجود اعتراض دارند مي خواهيم به گردهم آيي که به اين منظور در روز دوشنبه ۲۲ خرداد ماه ۱۳۸۵ (ساعت ۵ الي ۶ بعدازظهر در ميدان هفتتير) برگزار ميشود بپيوندند

كنفرانس بينالمللي پاريس به مناسبت روز جهاني زن، يك كنفرانس بينالمللي به دعوت فدراسيون بينالمللي زنان عليه بنيادگرايي و براي برابري و با حمايت دهها تن از نمايندگان پارلمان، انجمنهاي زنان و انجمنهاي حقوقبشري از كشورهاي مختلف جهان، تحت عنوان «رهبري زنان ضرورت مبارزه با بنيادگرايي» و با حضور بيش از هزار تن از شخصيتها و فعالان و مدافعان حقوق و برابري زنان روز شنبه، 25فوريه در پاريس برگزار گرديد. در اين كنفرانس، شماري از چهرههاي فعال مبارزه براي حقوق و برابري زنان از آمريكا، كانادا، استراليا، فرانسه، انگلستان، آلمان، بلژيك، سوئيس، ايتاليا، هلند، يونان، هندوستان و عراق و نمايندگاني از سوي مقاومت ايران حضور يافته و به سخنراني پرداختند

آمدند تا با زنان ستمديده ميهنمان همصدا شوند كه جهان
و بگويند كه اين درد مشترك هرگز جدا جدا درمان نمي شود .
سرود كارزار زنان تقد يم به زنان رنجديده ميهنمان كه توسط خانمصفيه شجاعي
هشت مارس تجلي خود آگاهی زنان و مبارزه آنان برای دست يابی به حقوق انسانی برابر است . به دليل فشار شديدیكه بر زنان كشورمان در زندگي اجتماعي و خصوصي وارد مي شود كه ناشي از ستم جنسي عليه زنان به صورت نابرابري حقوقي ، تحميل سنن عقب مانده و گستردگي فرهنگي فرو دست نگر است ، اين مبارزه نقش و جايگاه ويژه اي مي يابد . تحت اين شرايط زنان كشور ما توانسته اند به ديدگاهها و موازين حقوقي قابل توجهي چه در عرصه اجتماعي و چه در عرصه مناسبات درون خانوادگي نائل آيند .
سلطه قوانين زن ستيز همچنان بر زنان كشورمان توسط بنيادگرايان مذهبي اعمال مي شود . آنها سرسختانه مانع هر گونه تغييري در اين قوانين شده اند ، فاشيستها ي بنيادگرا به بهانه تقدس ديني هر گونه انتقاد از اين قوانين را با واكنش شديد پاسخ ميدهند . قوانين قرون وسطائي چون سن ازدواج ، حضانت فرزندان ، ارث ، سهم ديه زن و شهادت دادن زنان و.......
بحرانهاي اجتماعي پيش از همه دامن زنان را ميگيرد . بيكاري گسترده زنان تحصيلكرده ، نابسامانيهاي اقتصادي و عدم استقلال مالي در متن نابرابريهاي موجود عليه زنان موج وسيعي از زنان را به سرخوردگي واداشته است . زنان با عواقب سوء نابسامانيهاي اجتماعي مانند بيكاري و اعتياد دست به گريبانند كه به شكل خشونت در زندگی خانوادگي تجلي مي يابد . از سوي ديگر فرهنگ و سننی كه از طرف حاكمان زن ستيز تبليغ و ترويج مي شود ، زنان را در چنگال خود گرفته است ، آمار تكان دهنده خودكشي ها و خود سوزي ها و افسردگي هاي گسترده تابع اين بحرانها هستند.
جاي خوشحالي است كه توجه زنان به مسئله تشكل ها بيش از پيش افزوده شده . زنان مي كوشند در چهار چوب اين تشكل ها كه هر روز دامنه عمل بيشتري مي يابند ، با تجمع نيروهاي خود و تبادل افكار و انديشه از طريق اعمال فشار اجتماعي موانع را از سر راه خود برداشته وجامعه را مجبور به پذيرش حقوق و حضور خود نمايند .
حضور متشكل و پر قدرت زنان در تشكل هاي مدني و پاي فشردن بر برابري و عدم تبعيض جنسي واحقاق حقوق حقه تنها راهكار مبارزه بي امان در برابر بنيادگرائي حاكم بر ايران است .


هر شب از اين آسمان پر ستاره ستاره اي فرو مي كشند و باز
اين آسمان غمزده غرق ستاره هاست
جان زندانيان سياسي ايران در خطر است.
كشتار بزرگ زندانيان سياسي ايران در سال 1367 پرونده ای گشوده است كه هنوز حرف آخرش گفته نشده است .
در سراسر زندانهاي ايران ظرف چند ماه چند ده هزار مخالف در بند را كشتند . بی سرو صدا و در نهان .
پنهان كاری را به آنجا رساند ند كه حتی جسد قربانيان را به خانواده هاي آ نها باز پس نداده و تنها نشان گورها ، گورهای دسته جمعی را دادند .
همو طن گرامي
جان زندانيان سياسی ايران در خطر است .
بار ديگر رژيم جنايتكار و ضحا ك زمان در انديشه قتل عام زندانيان سياسی است .
دژخيمان تهد يد كرده بودند كه اگر پرونده اتمي ايران به شوراي امنييت ارجاع شود تمام زندانيان را قتل عام خواهند كرد.
با سكوت ما حجت زماني اعدام شد .
با سكوت ما الهام افروتن اعدام شد .
با سكوت ما هزاران زندانی سياسی در دهه شصت اعدام شدند و ما نشستيم و تماشا كرديم .
فرصتي دوباره به ما دست داده تا از ارزش هاي انساني و حقوق بشري حفاظت كنيم .
پذ يرش قطع نامه 598 سازمان ملل متحد و آتش بس با عراق در سال 1367 ، ارجاع پروندهء اتمي ايران به شورای امنيت سازمان ملل در سال 1384 ،
چه وجه تشابهی بين اين دو قطعنامه وجود دارد !؟؟
جز قتل عام زندانيان سياسی اين بهترين فرزندان ايران زمين .
باايجاد يك كمپينگ بزرگ براي نجات جان زندانيان سياسیاقدام كنيم .
ادامه مبارزه عليه ديكتاتوري مذهبي فاشيستي ايران بدون حمايت از زندانيان سياسي يك كار عبث و بيهوده خواهد بود . سكوت جايز نيست ، حركتي كنيم .
با ايجاد كميته براي پيگيري وضعيت زندانيان سياسی تا لحظه آزادی به يكی از وظايف ميهني خود عمل كنيم .
جمعيت آزاديخواهان ايران ( آلمان مونيخ ) glfi2000@yahoo.de
17.2.2006