Wednesday, September 23, 2009

ساعتی باشاهنامه ی فردوسی/آلمان/مونیخ

ساعتی باشاهنامه ی فردوسی/آلمان/مونیخ


ساعتی باشاهنامه ی فردوسی/آلمان/مونیخ auf Yahoo! Video
فراخوان به شرکت در تظاهرات

اعتراض علیه حضور پاسدار احمدی نژاد در مجمع عمومی سازمان ملل

هم ميهنان عزيز
نزدیک سه ماه از موج مبارزات دمکراسی خواهی مردم ایران که با اعتراض به کودتای انتخاباتی رژیم شروع شد؛ می گذرد. این اعتراضات هر روز ابعاد گسترده تری به خود می گیرد.
ایرانیان در شهرهای مختلف ایران و جهان صدای اعتراض خود را رساتر می کنند. این صدای آزادیخواهی مردم ایران در سراسر جهان وحشت دولت جمهوری اسلامی را بیشتر کرده و سرکوب را در ابعاد گوناگون گسترش می دهد. رژیم ولایت فقیه در پاسخ به اعتراضات مسالمت آمیز مردم آنها را دستگیر و شکنجه و به قتل رساند.
حال قرار است روز 24 سپتامبر ریئس جمهور انتخابی ولایت فقیه در مجمع عمومی سازمان ملل شرکت کند.
ما ایرانیان آزادیخواه مونیخ /آلمان با نقطه نظرات گوناگون در اعتراض به حضور پاسدار احمدی نژاد در مجمع عمومی سازمان ملل و هم صدا با مردم ایران که " احمدی نژاد ریئس جمهور مانیست" و جمهوری اسلامی رژیم ما نیست گرد هم می آییم تا صدایمان را به جهانیان برسانیم.
حضور گسترده ما در این گردهمائی دلگرمی هموطنانمان در داخل ایران می باشد.


زمان: پنجشنبه 24 سپتامبر . 2009
ساعت 19 تا 21.30
مکان: Neuhauserstraße 8 (Fußgängerzone

ایرانیان آزادیخواه مونیخ / آلمان

http://iraniyanemunich.blogspot.com/
iraniyanemunich@yahoo.de

Friday, September 18, 2009

برقع سبز: هدیه زنان بنادر جنوب به جنبش سبز

برقع سبز: هدیه زنان بنادر جنوب به جنبش سبز



منصوره شجاعي -23 شهریور 1388
مدرسه فمينيستي- آن روز كه زنان بنادرجنوب،‌ برقع به صورت زده و رو به درياي ديار آفتاب اندود خويش به امواجي چشم دوختند كه لنج مرد درياشان رابه سوي آنان مي سرانيد ، برقع ها شان سرخ سرخ بود وگاه نارنجي و سياه ؛‌ ونه هميشه سياه كه به دل بد راه مي داد و آن كس كه سفري داشت سياه از تن به در مي كرد.....هرچند كه در تاريخي دور ، سياهي و مستوري با بيرق حفاظت از زنان،‌ بددلي و سياه روزي را بر آنان استيلا داده بود.
آن روز كس نمي دانست كه روزگاري خواهد رسيد كه اين نظر به آب دوختگان ِ سواحل ِ انتظار، برقع سبز به چشم به استقبال برابري ، آزادي و عدالت خواهند شتافت.
و امروز ، شاهد بدعتي جديد در سنت هاي ديرين اين زنان هستيم. برقع هاي سبز، چالشي با جهان ِ اجبار ... بدعتي كه بي ترديد برآيند ديگر سنت شكني هاي زنان از سراسر ايران وديگر جوامع ستمديده و دردكشيده است.
********
صداي گرم و هيجان زده ي دوست جنوبي ام از سبزي برقع هايي مي گفت كه اين روزها به بازار آمده ...هنوز آنها را نديده بود اما تنها گزارش شاهدي عيني كافي بود تااين چنين به هيجانش بياورد و او نيز طبق عادت ديرينه ، با دقت و ظرافت قصد انتقال اين هيجان را داشت .... موفق شد، چونان هميشه.
گفت :‌ رنگ سبز درميان رنگ هاي برقع زنان جنوب از قديم الايام تا كنون جايي نداشته و هرگز و هيچ گاه شاهد و سندي بر سبزيِ برقع ها يافت نشده است.
گفتم : شايد با خيزش جنبش عمومي و مدني "راي من كجاست" و انتخاب نماد سبز براي رويش دوباره آزادي و برابري خواهي ، زنان جنوب نيز دراعتراض به آنچه از آنان دريغ شده بود در پي خلق نماد پيوند خويش با اين سبزينگي بر آمده اند.
گفت :‌نميدانم لابد اين هم روشي است مبتكرانه به جاي دستمال گردن يا سريند يا مچ بند يا بازوبندي كه دراين روزها درتهران رايج شده .
گفتم : حضور رنگارنك و گوناگون طيف هاي مختلف در اين جنبش موجب شد كه نماد آن نيز نشاني از سبزينگي و رويش متنوع سبزه ها و نهال هاي نورس باشد. دختران و پسران جوان حتي به بندي سبز بر انگشت پيروزي ويا سربندي بر پيشاني ِ روبه آينده خويش و زنان و مردان نيز هريك به نمادي سبز بر لباس و پوشش ظاهري در اين روزها پيوند با اين جنبش را فريادكردند. سهم زنان جنوب نيز لابد اين شده كه آب درياهاي گرم بوم خويش را باخلق برقع سبز به پاي اين سبزينگي ريزند ودر رويش نهال هاي مدنيت سهمي داشته باشند تا كه سبزبرگي به يادگار در ميان اوراق تاريخ زنان شود.
گفت : مي داني برقع جنوبي فقط به منظور حفظ حجاب نيست ؟ اين تكه اي از لباس سنتي آنهاست يعني اصولا برقع زنان جنوب متفاوت از برقع هايي است كه اجباري والزامي به تن زنان كرده اند ،‌ با برقع زنان افغان و برقع هاي طالباني فرق دارد. شايد يادگاري است از صورتك هاي نمايشي در مراسم و آيين ساحل نشينان دور...
گفتم : هرچه كه هست و هرچه بوده حتي اگر در گذشته نشاني از بردگي و سرسپردگي ؛ اينك در هيبتي ديگر به ضد خويش بدل شده و به بازارسبز و پررونق اعتراض هاي مردمي پيوسته است يعني آن چه ميبايست موجب خاموشي آنها شود اينك به هزار زبان در سخن است...
گفت : خودشان مي گويند :‌برقع " موسوي چي "‌ و در نمايشگاه صنايع دستي زنان دانه اي 6000 تومان فروش رفته اما دربازار بندر و ميناب بايد دانه اي 3000 تومان باشد لابد به تهران كه آمده " تهراني شده و گران " !!
********
....برقع سبز با پولك هاي طلايي در ميان دستان كشيده و آفتاب سوخته اش مي درخشيد. دستان توانايي كه انگار ازميان درياهاي جنوب مرواريدي سبز صيد كرده و حاليا به سخاوت به بازار آزادي خواهي عطا مي كرد .
هردو به آن خيره ميشويم و دست به دست مي گردانيم انگار كه از وراي پوست سرانگشتانمان تپيدن و تولد نبضي پرخروش را به يكديگر صلا مي دهيم . نوعي آيين و مناسك براي تكريم نشانه هايي كوچك ، حركت هايي خرد و آثاري به جاي ماندني و به خاطر سپردني . حركت هايي بي ادعا و به دور از سهم خواهي با سهيم شدن در خيزشي مدني به هرنام و به هر شيوه اي كه خودِ زنان مي خواهند .... بودن ! بي صدا و كم هزينه دراين دوران خشونت زا . ماندن ! واندادن ! علامتْ به جايْ نهادن تا كه رهرواني ديگر به دنبال اين نشانه ها راه به حركت هاي خلاق و مدني زنانه يابند .
و علامتْ اين بار ،‌برقع سبز زنان سرخ پوش بنادر هرمزگان است كه در طريقي بديع، هرم آفتاب خفته در جان ِ جنوبي خويش را به گرما بخشي و سبزينگي جنبش مدني ومردمي آورده اند .
برقع سبز را چونان يادگاري عزيز بر دل و ديده نشاندم و چونان ارمغاني از جنبش هاي "خرداد"‌ي در موزه واره تاريخ زنان جاي دادم . ظهوراولين و نمادين برقع سبز چالشي با جهان اجبار است . استفاده اي جسورانه از آن چه قراربوده زنان را به مستوري و پرده نشيني از تاريخ مخفي بدارد ليك ، حاليا به هزار زبان در سخن است...



-->

مادر سهراب اعرابی در تظاهرات امروز تهران

تظاهرات تهران: نسل ما آریاست دین از سیاست جداست

گزارشی از تظاهرات مردم تهران در روز جمعه

گزارشی از تظاهرات مردم تهران در روز جمعه
خبرنامه امیرکبیر: با وجود تمامی تدابیر امنیتی و حصارهای امنیتی که طی روزهای قبل در خیابان ها برای جلوگیری از شکل گیری هرگونه تجمع اعتراضی کشیده شده بود، مردم معترض تهران بار دیگر در خیابان های مختلف به یکدیگر پیوستند و با اعتراضات گسترده خود، نشان دادند که صدای حق خواهی و حق طلبی آنان هنوز خاموش نشده است.از صبح امروز، مردم معترض بصورت پراکنده در خیابان حضور داشتند اما نیروهای امنیتی و ضدشورش با بستن تمامی پیاده روهای خیابان انقلاب و مقابل دانشگاه تهران قصد داشتند از بروز هرگونه تجمع اعتراضی جلوگیری کنند. اما در خیابان های 16 آذر و بلوار کشاورز عده ی زیادی از معترضین با در دست داشتن پلاکاردها و پارچه های سبز و سر دادن شعارهائی دست به اعتراض گسترده ای زدند.همزمان در میدان هفت تیر و خیابان کریم خان نیز در نتیجه اعتراضات مردم و تجمع آن ها و نیز پرتاب گاز اشکاور درگیری های گسترده ای روی داد.در بلوار کشاورز تقاطع خیابان آمیراباد، نیروهای بسیجی با در دست داشتن پرچم های زرد حزب الله لبنان سعی داشتند به میان مردم هجوم بیاورند اما با مقاومت مردم روبرو شدند و مردم نیز در مقابل شعار "مرگ بر اسرائیل" از بلند گوهای آنان شعار "مرگ بر روسیه" و "مرگ بر چین" و در مقابل شعار "ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند" شعار می دادند "ما اهل کوفه نیستیم پشت یزید بایستیم" سر می دادند. نیروهای بسیجی که از این اقدام مردم بسیار عصبانی شده بودند در چند مورد با چوب پرچم های خود به جوانان معترض حمله ور شدند.جمعیت معترض در تقاطع خیابان امیرآباد و بلوار کشاورز در حالی که شعارهای اعتراضی سر می دادند به سمت خیابان فاطمی حرکت کردند. شعارهای "ای رهبر کودتا این آخرین پیامه، جنبش سبز ایران آماده ی قیامه"، و نیز منتظری زنده باد صانعی پاینده باد"، "کروبی دستگیر بشه ایران قیامت می شه"، "استقلال آزادی جمهوری ایرانی"، "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران" از جمله مهم ترین شعارهای اعتراضی مردم بود. هم چنین پرچم روسیه نیز توسط جوانان معترض به آتش کشیده شد.به محض ورود جمعیت معترض به خیابان فاطمی، نیروهای گارد ضد شورش و نیز نیروهای بسیجی با در دست داشتن چوب، با یورش به جمعیت مردم تعداد زیادی را زخمی کرده و تعدادی را نیز بازداشت نمودند. صحنه ضرب و شتم معترضان و مردمی که هم چنان فریادهای مرگ بر دیکتاتور در زیر باتوم سر می دادند و یا مردمی که از بیم یورش وحشیانه نیروهای گارد و نیروهای امنیتی و بسیجی به زیر ماشین هائی که در اطراف خیابان پارک شده بود، پناه میبردند، صحنه های بسیار تکان دهنده ای را در این خیابان رقم زد.همچنین برای لحظاتی طولانی جو خیابان فاطمی بسیار متشنج بود و نیروهای گارد ضد شورش که پیش تر در پارکینگ های طبقاتی خیابان فاطمی مخفی شده بودند با یورش یکباره در خیابان موجی از وحشت را ایجاد کردند.از سوی دیگر مطابق با برخی گزارش ها میدان آزادی و خیابان آزادی نیز نیروهای لباس شخصی و بسیجی و نیروهای ضد شورش مردم معترض را وحشیانه در زیر ضربات باتوم و مشت و لگد، مورد ضرب و شتم قرار دادند
.

Thursday, September 17, 2009

مریم صبری دختری که در زندان به او تجاوز شده

مریم صبری دختری که در زندان به او تجاوز شده

Monday, August 31, 2009

Sohn eines iranischen Hingerichteten

Sohn eines iranischen Hingerichteten

«پزشکی قانونی علت مرگ روح الامينی را اصابت جسم سخت اعلام کرد

پزشکی قانونی علت مرگ روح الامينی را اصابت جسم سخت اعلام کرد

محسن روح الامينی




۱۳۸۸/۰۶/۰۹
به گزارش‌های رسيده از منابع موثق در تهران، پزشکی قانونی ايران، علت مرگ محسن روح الامينی را اصابت جسم سخت اعلام کرده و رسما ابتلای او را به بيماری مننژيت، نفی کرده است.يک منبع آگاه در گفتگو با خبرگزاری نیمه رسمی مهر گفت: «کميسيون پزشکی قانونی کشور در تاريخ ۲۵ مرداد ماه نتيجه نهايی و نظريه رسمی خود در باره علت فوت محسن روح الامينی را به مراجع قانونی و طرفين ذيربط ارائه نموده است.»وی افزود: «بر اساس اين گزارش ، مرگ ناشی از استرس های فيزيکی ، شرايط بد نگهداری ، ضربات متعدد و نيز اصابت جسم سخت عنوان شده و قويا ابتلای آن مرحوم و فوت به علت بيماری و مننژيت نفی شده است.»

بر پايه اين گزارش، «محسن روح الامينی در بازداشتگاه کهريزک زندانی بوده و در شرايط نا مناسب جسمانی در حال انتقال به زندان اوين بوده که با توجه به تشديد حالت بد جسمانی در انتهای مسير و قبل از پذيرش با تاخير ۷۰ دقيقه ای به بيمارستان منتقل شده و متاسفانه فوت نموده است. بدين ترتيب وی اصولا در زندان اوين پذيرش نشده بود.»پیشتر سرتیپ پاسدار عزیزالله رجب‌زاده در گفت‌وگو با خبرنگاران گفت که «حدود ۱۴۰ تا ۱۴۵ نفر از بازداشت‌شدگان اغتشاش‌های اخیر به علت نبود مکان به مدت سه روز در در کهریزک نگهداری شدند و هیچ کس بدون حکم قضایی بازداشت و به این بازداشتگاه منتقل نشده و همچنین کسی در این بازداشتگاه کشته نشده است».واژه اغتشاش عنوانی است که مقامات جمهوری اسلامی به اعتراض‌های عمدتاً مسالمت‌آمیز پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری می‌دهند، اعتراض‌هایی که در مجموع و به دلیل برخورد نیروهای انتظامی و امنیتی با معترضان، به کشته شدن دست کم ۳۰ نفر، آن طور که مقامات رسمی جمهوری اسلامی می‌گویند، منجر شده است.محسن روح الامينی فرزند عبدالحسين روح الامينی از مشاوران محسن رضايی در انتخابات اخير بود. خبرگزاری مهر نيز به نقل از يک منبع آگاه در تهران نوشته است، که خانواده محسن روح الامينی خواستار پيگيری قانونی مسئولان قتل فرزندشان و همچنين کسانی هستند که علت مرگ او را مننژيت اعلام کرده بودند.سعيد مرتضوی دادستان برکنار شده تهران که اکنون معاون دادستان کل کشور شده است، به اعضای کميته ويژه مجلس برای پيگيری وضعيت زندانيان اخير گفته بود محسن روح الامينی و محمد کامرانی، بر اثر مننژيت، در زندان اوين، درگذشتند. آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی به دلیل «غیر استاندارد» بودن، دستور تعطیلی بازداشتگاه کهریزک را صادر کرد. وقایع رخ داده در بازداشتگاه کهریزک از سوی محمد خاتمی، رئیس جمهور پیشین ایران، جنایت خوانده شد و آقای خاتمی تصریح کرد که «جنایت‌ها با تعطیلی یک بازداشتگاه توجیه نمی‌شوند».

Sunday, August 30, 2009

Iran größtes Gefängnis der Welt

Iran größtes Gefängnis der Welt

خود کشی جوانی 23 ساله در اصفهان پس از آزادی از زندان

خود کشی جوانی 23 ساله در اصفهان پس از آزادی از زندان
این جریان پسری است که توی تظاهرات بعد از انتخابات می گیرنش. بعد از شکنجه و تجاوز بهش تو زندان و وثیقه ای که پدرش برای آزادی می ذاره که بیاد بیرون از طرف اطلاعات دوباره میان دنبالش که ببرنش ولی پسره فرار می کنه و می ره بالای پل عابر پیاده در خیابان کشاورز اصفهان و خودشو پرت می کنه پایین و مغزش می پاشه بیرون. تو این فیلم هم مردی که می بینید خونیه پدر این پسر هست.4 شهریور

تظاهرات امشب در غرب تهران مرزداران




افشای نام و نشان یکی شهدایی که مخفیانه در قطعه ۳۰۲ بهشت زهرا دفن شد




افشای نام و نشان یکی شهدایی که مخفیانه در قطعه ۳۰۲ بهشت زهرا دفن شد
«سعیده پورآقایی» قربانی جنایت لباس شخصی‌ها
يکشنبه ۸ شهريور ۱۳۸۸ - ۳۰ اوت ۲۰۰۹

«موج سبز آزادی»: اطلاعات جدیدی درباره‌ی یک شهید گمنام جنبش سبز از دو روز قبل به «موج سبز آزادی» رسید که در این دو روز جزئیات آن را مورد بررسی قرار دادیم و از صحت آن مطمئن شدیم. این خبر دردناک حاکی از آن است که یک دختر دیگر، همچون «ترانه موسوی»، قربانی جنایت‌پیشگی برخی بسیجیان شده و پس از آن هم جنازه‌ی وی با اسید سوزانده شده و در نهایت بدون حضور خانواده‌اش به صورت مخفیانه در قطعه 302 بهشت زهرا دفن شده است. جالب است؛ تقدیر این بوده که خبر این جنایت، درست در روزی منتشر شود که دولت کودتا نمایش تشکیل کابینه را در دستور کار دارد؛ دولتی که بی‌اغراق با خون‌ریزی و جنایت بر سرکار آمده است.به گزارش موج سبز آزادی، سعیده پورآقایی (آمایی) دختر جوانی است که اکنون پیکر او در یکی از قبور گمنام قطعه 302 بهشت زهرا دفن شده است. سعیده پورآقایی تنها فرزند جانباز شهید عباس پورآقایی (آمایی) است که در یکی از شب‌های پس از کودتا در حالی که به الله اکبر گفتن شبانه بر پشت بام خانه‌شان در خیابان دولت تهران مشغول بود، از سوی نیروهای لباس شخصی وابسته به بسیج دستگیر شد و پس از 20 روز جنازه او در یکی از سردخانه‌های جنوب تهران از سوی مادرش شناسایی شد. اما مسئولان ذی‌ربط از تحویل جنازه به مادرش خودداری کردند و حالا پس از هفته‌ها بی‌خبری خانواده‌اش مطلع شده‌اند او به صورت مخفیانه در قطعه 302 بهشت زهرا به خاک سپرده شده است.بر اساس این گزارش، خانواده این شهید جنبش سبز طی هفته‌های اخیر به شدت تحت فشار بودند تا از افشای ماجرا خودداری کنند. اما بالاخره سکوت درباره این ماجرا شکسته شد و ماجرای تاسف‌برانگیز ظلمی که بر این فرزند شهید رفته، از سوی برخی افراد مطلع، شرح داده شده است که «موج سبز آزادی» برای رعایت مسائل امنیتی از ذکر نامشان معذور است.به گفته‌ی مطلعان، سعیده پورآقایی پس از بازداشت مورد تجاوز وحشیانه قرار گرفته و سپس به قتل رسیده است. متجاوزان جنازه‌ی وی از زانو به بالا در اسید سوزانده‌اند تا آثار این جنایت شنیع به صورت کامل از بین برود. سپس خانواده‌ی وی تحت فشار قرار می‌گیرند تا علت مرگ دخترشان را بیماری شدید کلیوی اعلام کنند.این موضوع در حالی اتفاق می‌افتد که جنازه‌ی سعیده اساسا به خانواده تحویل نشده است و شنیدن خبر بیماری سعیده موجب تعجب اقوام وی شده است که اطمینان دارند سعیده سابقه‌ی هیچ نوع بیماری نداشته است؛ و همین دروغ بود که در نهایت به افشای ماجرا منجر شد.گفتنی است مراسم ختم شهید سعیده پورآقایی (آمایی) روز شنبه هفتم شهریور به صورت محدود در مسجد جامع قلهک (محل زندگی وی) برگزار شد و نمایندگانی از جنبش سبز برای همدردی با خانواده داغدار این شهید مظلوم در این مراسم حضور یافتند.لازم به ذکر است که برخی اطلاعات تازه که به محض تکمیل منتشر خواهد شد، نشان می‌دهد اکثر کسانی که به صورت مخفیانه و بی‌نام و نشان در بهشت زهرا دفن شدند، دخترانی هستند که مورد تجاوز وحشیانه‌ی نیروهای امنیتی و شبه نظامی قرار گرفته‌اند و دفن شبانه و غیرقانونی آن‌ها نیز برای جلوگیری از افشای ابعاد جنایات رخ داده صورت گرفته است.«موج سبز آزادی» همچنین جدا از این قبرهای بی‌نام و نشان، از وجود یک گور دسته‌جمعی در نزدیکی بهشت زهرا مطلع شده که به محض تایید و دریافت جزئیات بیشتر، این گزا
رش نیز به اطلاع خوانندگان خواهد رسید.

جمعی از اعضاء کمپین یک میلیون امضاء - نروژ

جمعی از اعضاء کمپین یک میلیون امضاء - نروژ
یاران در بند ما را آزاد کنید



آکسیون سراسری برای آزادی فعالان و مدافعین جنبش زنان

بیش از ۷۰ روز از دستگیری یاران ما می گذرد، ما جمعی از اعضا کمپین یک میلیون امضا درکشورنروژ، همصدا با خانواده های بازداشت شدگان اخیر، خواهان آزادی بدون قید وشرط تمامی بازداشت شدگان، بویژه فعالان و مدافعان جنبش زنان هستیم .ما از تمامی انسانهای آزادیخواه وسازمانهای مدافع حقوق بشر در سراسر دنیا می خواهیم که روز« شنبه ۵ سپتامبر ۲۰۰۹ »در اقدامی هماهنگ و مشترک با ما همراه شوند و یا از این حرکت اعتراضی پشتیبانی نمایند.هر روز ما شاهد خبرهای تازه ای ازشکنجه برای اعتراف گیری ، بر پایی دادگاههای نمایشی ، تجاوزهای وحشیانه جنسی واعدام ها می باشیم. سلامت، امنیت جانی و قضایی یاران دربند ما شدیدا در خطر است.باشد که در این راه با ما همراه شوید لطفا برای کسب اطلاعات بیشترواعلام حمایت از این اکسیون با ایمیلn.onemillion@gmail / شماره تلفن 004799370461تماس بگیرید ویا به سایت تغییر برای برابری – نروژ مراجعه نمایدhttp://www.norway-onemillion.blogfa.com/زمان و مکان تجمع در نروژ: شنبه ۵ سپتامبر ساعت 5 بعد از ظهر - مقابل پارلمان نروژ (Stortinget) جمعی از اعضاء کمپین یک میلیون امضاء - نروژ

Wednesday, August 26, 2009

گردهمائی در مونیخ / آلمان

ایران زندان بزرگ

سرود با من بخوان

سرود با من بخوان

در شبهای 22 . 23 و 24 تیرماه در بهشت زهرا چه گذشت؟

در شبهای 22 . 23 و 24 تیرماه در بهشت زهرا چه گذشت؟
این گزارش توسط یکی از خوانندگان برای سایت ارسال شده است

من فرزند یک کارمند بهشت زهرا هستم
در شبهای 22 . 23 و 24 تیرماه در بهشت زهرا چه گذشت ؟
من دانشجو هستم و یکی از افراد خانواده ما در بهشت زهرا مشغول کار است وضعیت مالی آنچنانی نداریم و من و خانواده همگی طرفدار احمدی نژاد هستیم ( میخواد خوشتون بیاد میخواد خوشتون نیاد ! ) هر چند که میدونیم که تقلب هم واسش کردن ! . چون این دولت خانواده کارمندان بهشت زهرا ( بخصوص ما ) روبعد از سالها صاحب خانه کرد طرفدارشیم !. من بر این باور هستم نیرویی ما فوق احمدی نژاد این جنایات رو مرتکب میشه و اگر احمدی نژاد از این جنایات اطلاع پیدا میکرد شدیدا جلوی آن می ایستاد و به دلایلی هم نمیتونه علیه این جنایات انجام شده موضع بگیره……………………… بگذریم
مادر من که در یکی از شیفتهای قسمت خدمات بهشت زهرا کار میکنه و سابقه طولانی در بهشت زهرا داره خبر داد که به تعدادی از اونها گفتن که چند شب یعنی 22 و 23 و 24 تیر ماه تعدادی تصادفی دارند که باید در شب خاک بشوند ! که هم او و هم من تعجب کرده بودیم . و حدس زدم که احتمالا خبرهایی است . من از مادرم بارها درباره اجساد کشته شدگان تظاهراتها سوال میپرسیدم . و اون هم به خاطر روحیات من سعی میکرد هیچوقت درباره این چیزها صحبت نکنه و من رو به درس خوندن ترغیب میکرد . اما اینبار توی شیفت شب این اتفاقات قرار بود بیفته البته تو یه مواردی هم شیفت شب باز هم کار کردن . مثل تصادفات که کار آنها یک خورده مشکل میشد و نیاز به وقت بیشتر داشتند . ولی اینبار برای 3 شب !. خلاصه مادرم رو قرار بود خودم برسونم ولی مادرم گفت قراره خودشون بیان سراغش . خلاصه مادرم صبح ساعت 6 برگشت و ازش سریع پرسیدم که چی شده بود ؟ جوابی نداد ولی توی چهرش اضطراب و ناراحتی رو میدیدم . باز ازش پرسیدم . گفت بگیر بخواب !. فردا صبح که بهش مرخصی داده بودند مشغول کار خونه بود که دستاش رو دیدم که جای جوهر استمب بود . انگار پای یک چیزی رو انگشت زده بود . گفتم نمیخوای بگی چی شده بود ؟تصادفی بودن ؟ گفت هیچ نگو که حالم اصلا خوب نیست . منم گیر ندادم . شب ساعت 12 بود که زنگ زدن موبایلش و دوباره اومدن سراغش و رفت ولی اینبار ساعت 7 صبح بود که اومد و خسته و ناراحت خوابید ساعت 9 صبح دیدم صدای هق هق گریش میاد . سریع بلند شدم و گفتم یا میگی چی شده یا خودم الان میرم بهشت زهرا . گفت هیچی . هیچی نشده . گفتم پس الان زنگ میزنم خاله مهین ( همکار مامانم ) از اون میپرسم که اونجا چه خبره ؟ گفت اون خبر نداره . این رو بگم که مادر من درسته که زنه ولی هیچوقت ندیده بودم که به خاطر مشاهداتش که شغلش ایجاب میکنه گریه کنه ولی باور کنید خیلی دلرحمه .
خلاصه کلی گیر دادم و قسمم داد به روح بابام که چیزایی رو که میگه به کسی نگم . من هم قبول کردم و قرآن رو آورد پیش روم گذاشت و گفت برو وضو بگیر و دستت رو بزار رو قرآن و قسم بخور که جایی این حرفارو که میخوام بگم رو نمیزنی ( من که خیلی تعجب کرده بودم ! چون انگاری خیلی براش مهم بود که جایی چیزایی رو که میگه درز پیدا نکنه .چون تا حالا واسه قسم خوردن انقدر حساس ندیده بودمش ) گفت که بیشتر واسه خود من و حفظ سلامتیم چیزی نمیخواد به گوش کسی برسه . به هر حال قسم خوردم و مادرم شروع کرد . گفت که پریشب ( 22 تیر ) وقتی وارد محوطه بخش شدم تعداد زیادی حدود 30 جنازه کاملا منجمد رو تو محوطه خوابونده بودن که یخشون آب بشه . کلی آدمهای ریش و پشم دار هم اونجا بودن و ما رو همراه تعدادی از همکارام به اتاقی بردند . اونجا واسمون یک آدم مسنی که جای مهر رو پیشونیش بود شروع به صحبت کرد و گفت امشب و چند شب دیگه ما اینجا باید جنازه هایی رو خاک کنیم که مربوط به منافقین هستند . اینها از گروه های ضد انقلاب هستند که با حمله به ما تعداد زیادی رو از سربازان ما رو کشته اند و ما جنازه اونها رو از نقاط مرزی برای شناسایی به اینجا اوردیم . و الان قراره دور از چشم جاسوسان و خبر گزاریها اینها رو خاک کنیم . در این رابطه اگر با کسی صحبت کنید و اشاره ای کنید . مطمئن باشید که جون خودتون و تک تک افراد خونوادتون در خطره . بعدش یک به یک اسم اعضای خونواده ها رو میپرسیدند و مینوشتند . و در آخر هم اثر انگشت چند چا از ما گرفتند . و دوباره تاکید کردند که نکاتی رو که گفتند رو نباید فراموش کنیم . ما رو به محلهای کارمون راهنمایی کردند . جنازه هایی رو که بیشتر آورده بودند مربوط به آقایون بود و اونجا تعداد همکاران ما بیشتر بود . در قسمت خانمها من بودم و چند نفر دیگه . به ما آنشب 5 جنازه زن و دختر تحویل دادند که به کلی یخ زده بودند ولی قسمت آقایون فکر کنم بالای 20 نفر بودند . اونطوری که توی محوطه دیدم . خلاصه مدیر بهشت زهرا هم که اونشب اومده بود به ما اعلام کرد که حتی اگه جنازه ها رو نیمه کاره شستشو و کفن کنیم باید ساعت 5 و قبل از طلوع خورشید کار رو تموم کنیم . ما هم شروع کردیم . تو کشته شدگان که خون توی صورتشون منجمد شده بود و آثار پارگی در صورت بودن آنها شدیدا دیده میشد . سه زن میانسال بودند و دو دختر 20 تا 30 سال که یکی از اونها کلا سرش متلاشی شده بود و ما آن را بدلیل آب نشدن یخهای شکل رفته در بدن که آنها را مانند چوب کرده بود کفن کردیم و تحمیل خدماتیهای دفن دادیم .
—— ولی مادرم بیشتر از چیزی که امشب 23 تیر ماه دیده بود خواست برایش تعریف نکنم ولی قبول نکردم و با اصرار ازش خواستم که بگه ——-
-از زبان مادرم



امشب هم به محوطه اون بخش رفتیم تعداد 4 برابر شب گذشته بود ! بیش از 100 نفر!! . به ما ( بخش خانمها ) تعداد 23 جنازه بی نام و نشان را تحویل دادند . تعداد ریش و پشمیا ( لباس شخصی ها ) 3 یا 4 برابر شب قبل شده بود . ورودیهای بهشت زهرا مامور گذاشته بودند و تمام رفت و آمدهای احتمالی کنترل میشد . شروع به کار کردیم ولی اعلام کردیم که اینها برای قبل از ساعت 5 حاضر نمیشن که رئیسشون که جای مهر روی پیشونیشون بود وارد بخش ما شد که با اعتراض ما روبرو شد ( چون ورود مرد ممنوع بود ) که ایشون در جواب گفت اینا همه یک مشت فاحشه . قاتل و وطن فروش بودند . گفت از مردا سریع کمک بیارین اینجا ! ولی اونجا هم ( بخش مردها ) کلی جنازه داشتند . به هر حال 3 نفر از اونا هم واسه اولین بار وارد بخش زنها شدن ! و شروع به کمک ما کردند . صحنه ای که من رو آزار می داد جسدهای یخ زده دخترانی بودند که علاوه بر آثار شکستگی فک و شکاف—– . خونی بود که از آلات تناسلی و مقعد آنها لخته بسته بود .( کروبی وقتی این افشاگری تجاوز رو کرد جا خوردم ! چون ما قبل از اون این اطلاعات و این حدسو زده بودیم که تو بازداشتگاه این بلا رو سرشون آوردن ) - امشب یخ جنازه ها تقریبا آب شده بود ولی آثار یخ روی آنها موجود بود . در بین آنها دخترانی بودند که زیر بیست سال سن داشتند . با سرعت زیادی که به کار بردیم توانستیم تا ساعت 4 صبح چهارده تاشون رو به کمک آقایان حاضر کنیم . که کلی به ما تند رفتند و گفتند بقیه رو بدون شستشو و پنبه گزاری فقط کفن کنید . که ما هم همینکارو کردیم ولی تا ساعت 5 به 17 تا رسید . که گفتند این 6 جنازه آخرو پارچه ای بپیچید دورشون و تحویل خدمات دفنی ها بدین که رئیسشون گفت که دیگه دیره و تا طلوع خورشید چیزی باقی نمونده و باید به فردا شب موکول بشه —- مادر من که اشک تو چشماش حلقه بسته بود گفت قراره که فردا شب هم بره و گفتن شب آخره . مادرم خودش از همکاراش شنید که همه میگفتن و زمزمه میکردند که اینا مربوط به درگیریهای بعد از انتخابات تهران بوده .
امشب 24 تیر مادرم رفت و منتظر برگشتنش شدم و خوابم نبرد تا اینکه ساعت 7 صبح کلید رو انداخت در و اومد . سریع رفتم جلوشو دستش رو گرفتم و نشست و تاکید کرد چیزایی رو که به من گفته هیچ جا نگم . گفت که دیشب ( 24 تیر ) فقط دفن اجساد بوده و چند جنازه پریشب رو که نصف و نیمه کفن کرده بودند رو اوردن و کاراشون رو انجام دادند . دیشب مادرم هفته های بعد شنید که تعداد زیادی از جنازه ها رو بهشت زهرا دفن نکردند و با خودشون به جای نامعلومی بردند. در ضمن یکی از کارگرای دفن که رفت و آمد با ما داره بعدا به ماگفت که بهشون گفتن بعضی از قبرها رو خالی بزارن و اگه فردا و روزهای آینده مردم جنازه و فوتیشون رو اوردن بین اینا بذارن خاک . در ضمن نیازی به گفتن قطعه ها نیست چون تو بی بی سی شماره قطعه ها رو گفتند . یک خبر رو هم بگم که بدونید تا چند روز دیگه قراره با رئیس یهشت زهرا به خاطر آنچه که ناشیگری بهش گفتند وقطعه ها رو بدون نام . شماره گذاری ( تابلو ) کرده . برخورد کنند


من هم این اطلاعات رو به دلایلی دادم با این که قسم خورده بودم . هر چی هم بخواد بشه اگر هم طرفدار موسوی بودند و مخالف اونها بودم ولی هموطنهای من بودند و جون من در مقابل جون اونها عزیز تر نیست .

Tuesday, August 25, 2009

داستان فرزند یک اعدامی

داستان فرزند یک اعدامی

یورش وحشیانه به خانواده های زندانیان سیاسی در مقابل اوین

یورش وحشیانه به خانواده های زندانیان سیاسی در مقابل اوین

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
یورش وحشیانه به خانواده های زندانیان سیاسی در مقابل زندان اوین
بنابه گزارشات رسیده از مقابل زندان اوین مامورین زندان اوین به دستور قاضی کشیک ولی فقیه به خانواده های که در مقابل زندان اوین تجمع اعتراضی برپا کرده بودند یورش بردن و با هل دادن و برخوردهای وحشیانه قصد متفرق کردن آنها را داشتند.خانواده ها نسبت به عمل وحشیانۀ آنها مقاومت کردند و اقدام به سر دادن بانگ الله اکبر نمودند.
روز يكشنبه 1 شهريور ماه ده ها نفر از خانواده هاي بازداشت شده ها با وجود داشتن روزه و گرمای زیاد در مقابل زندان اوين تجمع كردند و خواهان ملاقات و آزادي عزيزان خود بودند. مامورین زندان اوين به دستور قاضي كشيك به سمت آنها يورش بردند و آنها را مجبور كردند كه از مقابل زندان اوين دور شوند كه صداي الله اكير خانواده ها بلند شد ومامورین با حمله كردن و هل دادن خانواده ها آنها را به قسمت پايين زندان اوين كشاندند و گفتند ديگر حق آمدن و ايستادن در مقابل زندان را نداريد و گرنه شما را هم بازداشت مي كنيم برويد دادگاه انقلاب و از قاضي پرونده بخواهيد به شما ملاقات بدهد كه خانواده ها مي گفتند شما حق نداريد با ما چنين رفتاري كنيد تا عزيزانمان آزاد نشوند اين كار هر روز ماست. همچنین در مقابل دادگاه انقلاب نيز بيش از 100 نفر از خانواده ها كه بيشتر مادران بودند براي روشن شدن وضعيت عزيزانشان تجمع كردند اما همانند روزهاي گذشته هيچ كس جوابگوي آنها نبود تعدادي از خانواده ها با دفتر حيدري فر كه قاضي پرونده بازداشت شده هاست تماس مي گرفتند اما يا كسي جوابگو نبود و يا به آنها مي گفتند هنوز پرونده ها تكميل نشده، بازداشت شده ها همچنان مهمان ما هستند برويد خانه مزاحم كار ما نشويد ما خودمان با شما تماس می گيريم تعدادي از مادران که خواستار ملاقات با حداد بودند تنها جوابي كه به آنها داده می شد اين بود كه براي چي ؟ حالشان خوب خوب است.و سريع تلفن را به روي خانواده ها قطع قطع مي كردند. لیست جدیدی از اسامی دستگیر شدگان قیام که برای ارسال به سازمانهای حقوق بشری و اطلاع عموم منتشر می شود.
1- عارف سلطان زاده 28 ساله و متاهل دوشنبه 26 مرداد در خيابان کریمخان بازداشت و به اوين منتقل شده2- سعيد كرامتي شغل آزاد دوشنبه 12 مرداد در ونك بازداشت و به اوين منتقل شده3- سامان يزدان پناه 23 ساله دوشنبه 12 مرداد در ونك بازداشت و به اوين منتقل شده4- انوش محمدي نوري جمعه 26 تير در ولي عصر بازداشت و به اوين منتقل شده5- ابوالفضل خانمرادي 26 ساله ليسانس ايمني صنعتي پنجشنبه 18 تير در انقلاب بازداشت و به كلانتري 148 منتقل شده كه در كلانتري خانواده وي او را زخمي و در حالي كه دست وي خونريزي داشته ديده اند و سپس به اوين منتقل شده6- محسن شكوري راد 30 ساله ليسانس مكانيك پنجشنبه 18 تير در اميرآباد بازداشت و به اوين منتقل شده7- امير ابوالحسني 21 ساله دانشجوي عمران پنجشنبه 8 تير در تخت طاووس بازداشت و به اوين منتقل شده
محمود سالارکیا معاون سعید مرتضوی جنایتکار علیه بشریت که از شکنجه گران معروف و از کسانی بود که در دوران قاضی ناظر بودن حداقل 2 زندانی سیاسی اکبر محمدی و ولی الله فیض مهدوی به قتل رسیدند.او در طی مصاحبۀ اخیرش که یک فرار به جلو می باشد اعلام کرده که قصد دارند دستگیرشدگان قیام مردم ایران را به محاکمه بکشاند.پس از سرکوب خونین مردم در خیابانها که بدستور علنی ولی فقیه علی خامنه ای در 29 خرداد ماه صادر شد و تا به حال منجر به جان باختن تعداد زیادی از جوانان و هزاران زخمی و اسیرشده است. علی خامنه ای همچنین در سخنرانیهای بعدی خود دستگیر شدگان را اختشاشگر نامید و با این گفته، وی مجوز قتل در زیر شکنجه های وحشیانه مانند تجاوز جنسی به زندانیان بی دفاع و سوزندن اجساد آنها ، گرفت اعترافات تلویزیونی ، بر پا کردن دادگاههای فرمایشی و غیره را صادر کرد.جنایتهای ذکر شده بصورت طراحی شده و سیستماتیک در تمامی بازداشتگاهها و زندانهای رژیم بکار برده شد. علی خامنه ای همچنین با منصوب کردن احمدی نژاد و رئیس قوه قضائیه و بکار گیری نیروهای انتظامی و نظامی که تحت فرمان او عمل می کنند این جنایتها را پیش می برند، که تا به حال مرتکب جنایات متعددی علیه مردم ایران شده اند. مراجع بین المللی برای پیشگیری از اینگونه جنایتها موظف هستند که علی خامنه ای ولی فقیه رژیم و سایر همداستان وی را بخاطر جنایت علیه بشریت تحت پیگردو مجازات کنند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،شکنجه های قرون وسطلئی، گرفتن اعترافات تلویزیونی،محکمات فرمایشی،یورش به خانواده ها و بی اطلاع نگه داشتن خانواده ها را محکوم می کند و از دبیر کل سازمان ملل و کمیسر عالی حقوق بشر خواستار ارجاع پرونده نقض حقوق بشر این رژیم به شورای امنیت سازمان ملل می باشد.
اول شهریور 1388 برابر با 23 اوت 2008گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:دفتر دبیرکل سازمان مللکمیساریای عالی حقوق بشر کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا سازمان عفو بین المللسازمان دیدبان حقوق بشر