Thursday, April 29, 2010

گزارشگران حقوق بشر در دادسرای اوین و دادگاه انقلاب


گزارشگران حقوق بشر در دادسرای اوین و دادگاه انقلاب
برگرفته از سایت کمیته گزارشگران حقوق بشر

در چند روز گذشته چندتن از اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر با حضور در دادسرای مستقر در زندان اوین و دادگاه انقلاب تفهیم اتهام شده و آخرین دفاعیات از آنان اخذ گردید.

سعید جلالی‌فر که پیش از این بیش از ۱۰۰ روز را در زندان اوین سپری کرده بود با اتهام «تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت ملی» روبرو شد. جلالی‌فر تمامی اتهامات وارده را رد کرده است.

پیش‌تر، شیوا نظرآهاری، کوهیار گودرزی و سعید حائری نیز با اتهاماتی مشابه روبرو شده بودند.

همچنین روز گذشته سعید کلانکی و علی کلایی، دو عضو دیگر کمیته نیز جهت بررسی پرونده در دادسرای اوین و دادگاه انقلاب حاضر شدند.

همچنین، رسیدگی به پرونده سعید کلانکی دیگر عضو کمیته نیز با حضور وی در دادسرای اوین انجام شد. به گفته کلانکی اتهامات تفهیم‌شده به او «تبلیغ علیه نظام به نفع گروه‌های معاند» و «توهین به رهبری» است.

کلایی، دو پرونده در دو شعبه ۳ و ۴ بازپرسی امنیت داشته که پس از مراجعه وی به دادگاه انقلاب اعلام شده دو پرونده او در شعبه ۳ تجمیع شده است. ظاهرا اتهامات منتسب به علی کلایی «ارتباط و همکاری با منافقین» و «نشر بیانیه اختلاف‌ برانگیز میان ارتش و سپاه» است اما ادامه تحقیقات در مورد پرونده وی به جلسه بعد موکول شده است.

حکم ممنوعیت خروج از کشور اعضای کمیته از جمله سعید کلانکی و سعید جلالی‌فر به آنان ابلاغ شد.

در حال حاضر شیوا نظرآهاری، کوهیار گودرزی و نوید خانجانی سه عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر در بازداشت به سر می‌برند. در سال گذشته ۹ نفر از اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر در تاریخ‌های مختلف بازداشت شدند که اکنون سه تن از آنان در زندان اوین به سر می‌برند.

Tuesday, April 27, 2010

سخنرانی و پرسش و پاسخ


اول ماه مه روز جهانی کارگر گرامی باد

سخنرانی و پرسش و پاسخ
جنبش آزادیخواهانه مردم ایران
و
نقش طبقات اجتماعی درگذار به دموکراسی
محمد ابراهیم محمودی
جامعه شناس و پژوهشگر: تاریخ و توسعه بین المللی

Wir verehren den ersten Mai, den Arbeitertag
Einladung zum Vortrag:
„Die Demokratiebewegung im Iran und die Rolle der sozialen Klassen
für den Übergang zur Demokratie“
von
Mohamad Ebrahim Mahmoodi
(Forscher und Soziologe)

زمان: جمعه 30.04.2010 از ساعت 19:00 تا 22:00
Freitag, 30.04.2010, 19:00 - 22:00 Uhr
مکان: Brienner Str. 39, 80333 München
(KKV HANSA e.V. München)

برگزار کننده:
کانون ایرانیان آزادیخواه مونیخ

یک بانوی ایرانی - هلندی تحت شکنجه در بند 209 اوین

یک بانوی ایرانی - هلندی تحت شکنجه در بند 209 اوین


بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" یکی از زنان دستگیرشده در روز عاشورا از زمان دستگیری تا به حال دربند مخوف 209 زندان اوین در بلاتکلیفی بسر می برد. خانم زهرا بهرامی مقیم کشور هلند می باشد و دارای ملیت ایرانی- هلندی است. او برای دیدن فرزندش به ایران سفر کرده بود.

زندانی سیاسی زهرا بهرامی 45 ساله از دستگیر شدگان روز عاشورا از زمان دستگیری تا به حال در بند مخوف 209 زندان اوین بسر می برد. او در سلولی همراه با 2 نفر دیگر زندانی است و از زمان دستگیر تا به حال از داشتن ملاقات حضوری با خانواده اش محروم بوده است. خانم بهرامی در اثر شکنجه های شدید روحی و جسمی دچار افسردگی شده است .
خانواده بهرامی در چند ماه اول بازداشت از وضعیت و شرایط عزیزشان بی خبر بودند و تاکنون از داشتن ملاقات حضوری محروم هستند.آنها در طی این مدت تحت فشارهای روحی و تهدیدات بازجویان قرار دارند که از انتشار وضعیت وشرایط خانم بهرامی خوداری کنند و گرنه آنها هم دچار مشکل خواهند شد.
خانم بهرامی در جریان اعتراضات گسترده روز عاشورا با یورش مامورین سرکوبگر دستگیر و به بند 209 زندان اوین منتقل شد سپس او را به سلولهای انفرادی بند سپاه در زندان گوهردشت کرج انتقال دادند.در آنجا او تحت شکنجه های وحشیانه جسمی و روحی و توهینهای اخلاقی بازجویان وزارت اطلاعات قرار گرفت تا او را به مصاحبه تلویزیونی وادار کنند. خانم بهرامی دوباره بعد از چند هفته به بند 209 زندان اوین منتقل شد و بیش از 3 ماه در سلولهای انفرادی بسر برد. او بصورت مستمر تحت بازجوئیهای طولانی و شبانه بازجویان وزارت اطلاعات قرار داشت. بازجویان او را به زیر زمین بند 209 می بردند و در آنجا وی را تحت شکنجه های جسمی و روحی و توهینهای اخلاقی قرار می دادند در اکثر بازجوئیها 3 نفر از بازجویان وزارت اطلاعات حضور داشتند.خانم بهرامی چندین بار وادار به مصاحبه تلویزیونی گردید .بازجویان وزارت اطلاعات برای رسیدن به اهداف غیر انسانی خود دوشیوه جنایتکارانه را بکار می بردند :یک قرار دادن زندانی سیاسی تحت شکنجه های شدید روحی و جسمی و از طرفی دیگر با بکار بردن وعده های دروغین که در صورت همکاری با آنها و انجام مصاحبه تلویزیونی و تکرار گفته های آنها در مصاحبه های تلویزیونی او را آزاد خواهند کرد.
اما بازجویان بعد از گرفتن اعترافات تلویزیونی و تعهد کتبی همکاری با آنها اقدام به پخش مصاحبه های تلویزیونی وی نمودند و اعترافات تلویزیونی را بعنوان اتهام علیه او بکار بردند. ازجمله اتهامات او؛محاربه،اقدام علیه امنیت ،عضویت در انجمن پادشاهی و اتهامات متعدد دیگری می باشد.
خانم زهرا بهرامی مقیم کشورهلند می باشد و دارای ملیت ایرانی- هلندی هستند او برای دیدن فرزندش به ایران سفر کرده بود.
اسامی مستعار تعدادی از بازجویان وزارت اطلاعات در بند 209 زندان اوین که در شکنجه های قرون وسطائی و غیر انسانی علیه زندانیان سیاسی مشغول هستند عبارتند از ؛ علوی( او از درنده خو ترین و وحشترین بازجویان و زارت اطلاعات در زندان اوین است این جنایتکار علیه بشریت علاوه به شکنجه های جسمی و روحی با وقاحت و بیشرمی از قربانیان خود می خواهد که با او در جرم و جنایت و جاسوسی همکای کنند در غیر اینصورت احکام ستکینی را علیه آنها بکار خواهد برد. او همچنین به کسانی که با وثیقه های سنگین آزاد شده اند دائم تماس تلفنی برقرار می کند و آنها را با تهدید به مرکز شکنجه وزارت اطلاعات تحت عنوان ستاد پیگیری احضار می کند این احضارها بصورت تلفنی صورت می گیرد . اقدامات او در روزهای اخیر علیه دستگیرشدگان شدت یافته است با این عمل ضدبشری خود سعی در ایجاد فشارهای روحی علیه خانواده و زندانی سیاسی است). یاسر،سعید شیخان،محمدی،سید و احدی می باشند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،وادرار کردن زندانیان سیاسی به اعترافات تلویزیونی تحت شکنجه های قرون وسطائی و بکار بردن آن علیه قربانی تحت عنوان اتهام بعنوان یک عمل جنایتکارانه و غیر انسانی محکوم میکند و از کمیسر عالی حقوق بشر ،گزارشگر ویژه زنان و دستگیریهای خودسرانه سازمان ملل خواستار اقدامات عملی برای پایان دادن به جنایت علیه بشریت است.

7 اردیبهشت 1389 برابر با 26 آپریل 2010
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
گزارشگر ویژه زنان و دستگیریهای خودسرانه سازمان ملل متحد
وزارت امور خارجه هلند

پستان- لرزه" 185 هزار زن در واکنش به رابطه زنا و زلزله


جنبش اعتراضی جهانی علیه خرافات رژیم ارتجاعی حاکم برایران

پستان- لرزه" 185 هزار زن در واکنش به رابطه زنا و زلزله


شهرزادنیوز: پس لرزه‌های سخنان صدیقی، امام جمعه موقت تهران، که مدعی شده بود بی حجابی باعث زنا و زنا باعث زلزله می‌شود، همچنان ادامه دارد و موجب آن شده است که 185 هزار زن آمادگی خود را برای نمایش پستان- لرزه در پورتال اجتماعی فیس بوک اعلام کنند.

به گزارش روزنامه آلمانی "زود دویچه تسایتونگ"، دختر دانشجوی 22 ساله‌ای در آمریکا به نام جین مک کریت، با شنیدن سخنان امام جمعه، طی فراخوانی در فیس بوک از زنان خواسته است که در آکسیونی به نام "پستان لرزه" Boobquake شرکت کنند. تاکنون بیش از 185 هزارنفر، اکثرا ً زنان، به این فراخوان پاسخ مثبت داده‌اند.

این دختر 22 ساله که خود را آتئیست می داند، از استقبال داوطلبان غافلگیر شده و می‌گوید اگر می خواستم به بحثی جدی علیه سخنان صدیقی بپردازم، شاید این واکنش فوق العاده به فراخوان خود را دریافت نمی‌کردم.

دختر دانشجوی آمریکایی در این میان تی- شرتی هم با شعار" کی میگه علم کسالت آوره"، تولید کرده که درآمد آن به صرف امور خیریه خواهد رسید.

در این میان، زنان در سایت‌های فیس بوک و تویتر خود را با دکولته نشان می‌دهند و در تویتر، در هر دقیقه، صدها خبر با واژه " پستان لرزه" منتشر می‌شود.

Thursday, April 22, 2010

Friday, April 16, 2010

جایزه «آزادی بیان» گزارشگران بدون مرز به ژیلا بنی‌یعقوب تعلق گرفت


جایزه «آزادی بیان» گزارشگران بدون مرز به ژیلا بنی‌یعقوب تعلق گرفت

۱۳۸۹/۰۱/۲۷
ژیلا بنی‌یعقوب، روزنامه‌نگار، وبلاگ‌نویس و فعال حقوق زنان، جایزه سازمان گزارشگران بدون مرز سال ۲۰۱۰ با عنوان جایزه «آزادی بیان» را برای وبلاگ خود با عنوان «ما روزنامه‌نگاریم» از آن خود کرد.

مراسم اهدای این جایزه به «بهترین وبلاگ‌ها» در ماه ژوئن سال جاری در چارچوب «تریبون رسانه‌های جهانی» دویچه‌وله در شهر بن آلمان برگزار خواهد شد.

سازمان گزارشگران بدون مرز در بیانیه خود به مناسبت اهدای این جایزه می‌گوید: «ژیلا در خط مقدم تلاش برای آزادی بیان در کشور خود ایستاده است. او و خانواده‌اش تاکنون بهای سنگینی برای تعهدات او پرداخته‌اند.»

به دنبال اعلام نتیجه انتخابات ریاست جمهوری در ایران که اعتراض گسترده مردم را به دنبال داشت، ژیلا بنی‌یعقوب و همسرش، بهمن احمدی امویی، در میان حدود ۲۰ روزنامه‌نگاری بودند که توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت شدند.

خانم بنی‌یعقوب پس از تحمل حدود دو ماه حبس از زندان آزاد شد، اما بهمن احمدی امویی که اکنون از زندان به مرخصی رفته است به پنج سال حبس محکوم شد.

ژیلا بنی‌یعقوب در واکنش به اعلام نام خود به عنوان برنده این جایزه معتبر حقوق بشری از دیگر روزنامه‌نگاران زندانی ایران همچون شیوا نظرآهاری، احمد زیدآبادی، عیسی سحرخیز و بدرالسادات مفیدی یاد کرده و گفته است که آنها «بیشتر از من شایسته این جایزه هستند».

بر اساس آخرین آمار کمیته حمایت از روزنامه‌نگاران در نیویورک، تا پایان هفته دوم فروردین‌ماه دست‌کم ۳۵ روزنامه‌نگار در زندان‌های جمهوری اسلامی به سر می‌بردند، و ۱۸ روزنامه‌نگار دیگر با مرخصی‌های کوتاه‌مدت به مناسبت تعطیلات نوروز از زندان‌ها بیرون رفته بودند تا بار دیگر به زندان بازگردند.

پیشتر همین کمیته در اواسط اسفندماه گفته بود که جمهوری اسلامی ایران با ۵۲ روزنامه‌نگار زندانی «بزرگ‌ترین زندان روزنامه‌نگاران در جهان» است. این نهاد مدافع حقوق خبرنگاران می‌گوید که یک سوم روزنامه‌نگاران زندانی جهان در ایران به سر می‌برند.

جایزه آزادی بیان سازمان گزارشگران بدون مرز سال گذشته به وبلاگ زنگ جین‌یان، همسر هو جیا، فعال حقوق بشری چینی، تعلق گرفت.
آقای هو اکنون تقریبا دو سال است که به دلیل فعالیت‌های خود در زندانی در چین به سر می‌برد.

Friday, April 09, 2010

فحاشی دیپلمات حکومت اوباش سالاران در مونیخ

؛ فحاشی دیپلمات حکومت اوباش سالاران در مونیخ
این ویدئو چهره یکی از نمایندگان رژیم ولایت اسلامی را افشا میکند که از حضور ایرانیانی که برای اعتراض به حضور رسمی نمایندگان ولایت اسلامی و رحیم مشائی در شهر مونیخ در جلوی هتل بایریش هوف تجمع کرده بودند, وحشت زده با الفاظ رکیک که لایق رهبر کبیرشان است به مقابله با هم میهنمان می پردازد. این صحنه زشت توسط یکی از هم میهنان شجاع مان فیلمبرداری شده که آنرا برای نشان دادن ماهیت مامورین چاقوکش این رژیم منتشر می کنیم. لطفا این ویدئو را به همه دوستان خود بفرستید و اسم و نشانی این مزدور را افشا کنید تا دیگر کسی جرات چنین رفتاری را نداشته باشد


تحویل نامه ۳۵۰۰ امضایی در حمایت از روزنامه‌نگاران به نمایندگی ایران

تحویل نامه ۳۵۰۰ امضایی در حمایت از روزنامه‌نگاران به
نمایندگی ایران



چهار شنبه ۱۸ فروردين ۱۳۸۹ - ۰۷ آپريل ۲۰۱۰
سه تن از نویسندگان امضاکننده نامه به آیت‌الله خامنه‌ای: (از راست به چپ) ماریو بارگاس یوسا، نیدین گوردیمر، مارتین ای‌میس

رادیو فردا : گروهی از سازمان‌های بین‌المللی طرفدار آزادی بیان روز سه‌شنبه نامه‌ای را با امضای نویسندگان برجسته‌ای چون ماریو بارگاس یوسا و مارگرت اتوود در دفاع از روزنامه‌نگاران دربند ایرانی به دفتر ایران در سازمان ملل تحویل دادند.
نامه سرگشاده این سازمان‌های بین‌المللی خطاب به آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، و در ادامه کمپین جهانی «جامعه ما جامعه‌ای آزاد خواهد بود» بیش از ۳۵۰۰ امضا دارد که در میان آنها می‌توان نام برخی از بزرگ‌ترین نویسندگان دنیا را هم دید.
از جمله امضاکنندگان برجسته این نامه که از رهبر جمهوری اسلامی آزادی روزنامه‌نگاران دربند ایرانی را خواستار شده‌اند می‌توان به ماریو بارگاس یوسا، نویسنده پرویی، مارگرت اتوود، نویسنده کانادایی، مارتین ای‌میس، بزرگ‌ترین نویسنده زنده انگلیس، ای. ال. داکترو، نویسنده آمریکایی، و نی‌دین گوردیمر، نویسنده‌ آفریقایی و برنده نوبل ادبیات، اشاره کرد.
در کنار نام بزرگان ادبیات جهان در این نامه، نام روزنامه‌نگاران بزرگی چون تامس ال. فریدمن و مجری برنامه تلویزیونی «دیلی‌شو»، جان استیوارت، نیز دیده می‌شود.
شانزده سازمان معتبر طرفدار آزادی بیان از جمله «کمیته حمایت از روزنامه‌نگاران»، قلم (پن)، گزارشگران بدون مرز، شاخص سانسور، «روزنامه‌نگاران کانادایی حامی آزادی بیان» و انجمن بین‌المللی ناشران همزمان با ۲۲ بهمن‌ماه سال گذشته برای اعمال فشار بر حکومت ایران و آزادی روزنامه‌نگاران دربند ایرانی کمپینی جهانی به راه انداختند که تا پایان بهار سال جاری در آمریکای شمالی و اروپا ادامه خواهد داشت.

این سازمان‌های حامی آزادی بیان نام کمپین جهانی خود را «جامعه ما جامعه‌ای آزاد خواهد بود» گذاشتند که برگرفته از یکی از سخنرانی‌های آیت‌الله خمینی در سال ۱۳۵۷ و بحبوحه انقلاب ایران است. بنیان‌گذار جمهوری اسلامی در این سخنرانی وعده داده بود که حکومت جدید ایران حامی آزادی بیان و مطبوعات خواهد بود.
این در حالی است که ایران در ماه‌های پس از اعلام نتیجه انتخابات ۲۲ خردادماه در حبس روزنامه‌نگاران از کشور چین نیز پیشی گرفت و به گفته چندین سازمان بین‌المللی حمایت از اصحاب مطبوعات به بزرگ‌ترین زندان روزنامه‌نگاران در جهان بدل شد.
بر اساس آخرین آمار کمیته حمایت از روزنامه‌نگاران، تا هفته گذشته دست‌کم ۳۵ روزنامه‌نگار در زندان‌های جمهوری اسلامی به سر می‌بردند، و ۱۸ روزنامه‌نگار دیگر با مرخصی‌های کوتاه‌مدت به مناسبت تعطیلات نوروز از زندان‌ها بیرون رفته بودند تا بار دیگر به زندان بازگردند.
در نامه خطاب به رهبر جمهوری اسلامی که به دفتر نمایندگی ایران در سازمان ملل ارسال شده آمده است:‌ «از شما نمی‌خواهیم که پای خود را از محدوده قوانین‌تان یا آرمان‌های انقلاب ایران فراتر بگذارید؛ بلکه می‌خواهیم به وعده‌ها و قول‌های آیت‌الله خمینی عمل کنید.»‌
سازمان‌های حامی آزادی بیان در نامه خود به آیت‌الله خامنه‌ای اشاره کرده‌اند که در بخش اعظم سال‌های پس از انقلاب و به‌ویژه ماه‌های پس از انتخابات، جهان شاهد «سرکوب آشکار و علنی مخالفان، ساکت کردن روزنامه‌نگاران و نویسندگان و زندانی کردن شهروندانی بوده است که به راه‌پیمایی‌های مسالمت‌آمیز پیوسته‌اند».

بدون نسیم «بهار»ان و در نبود نغمه های «سحرخیز»ان...

بدون نسیم «بهار»ان و در نبود نغمه های «سحرخیز»ان

گزارشی کوتاه از تولد بهار هدایت و دیدار با همسر عیسی سحرخیز

چهار شنبه ۱۸ فروردين ۱۳۸۹ - ۰۷ آپريل ۲۰۱۰





مدرسه فمینیستی: وقتی روز را آغاز می کنی می دانی در گوشه ای از خاک میهن ات، همسری وجود دارد که به رغم دلواپسی های شبانه برای همسر دربندش، و نگرانی برای دخترش،از صبح تا شام تلاش می کند و می دود و روزها را به قامت سالها، می شمارد. و وقتی شب را به پایان می بری باز هم می دانی که مرد جوانی در نبود نوعروس اش، بهار را اندک اندک انتظار می کشد، و حالا هرچقدر هم که به خودت دلداری بدهی و تظاهر کنی به بازگشت به زندگی «هر روزه»، انگار که باز هم نمی شود. در عمق وجودت، شاید ته قلب ات، حدافل پیش وجدانت می دانی که اوضاع به سامان نیست و چیزی این وسط تغییر کرده، خیلی چیزها... مثلا همین که بهاره چندین ماه است که جایش در خانه خالی است و شوهرش امین احمدیان هر روز و لحظه، سرگردان و عصبی است از بلاتکلیفی همسر نازنین اش در زندان اوین، و دوستان نگران بهاره : عباس حکیم زاده، نسیم سرابندی، مهدی عربشاهی، محمد هاشمی، و بقیه دوستانش که نگرانی شان دستکمی از نگرانی های شوهر بهاره ندارد، آره خیلی چیزها تغییر کرده مثلا زن و دختر عیسی سحرخیز که بدجوری دلتنگ اش هستند...



هر کسی که قدم به خانه عیسی سحرخیز گذاشته باشد نمی تواند منکر شخصیت احترام برانگیز و پرطاقت زنی شود که هر روز درحالی که «مهتاب اش» را _ آن دختر یکی یک دانه پدر را _ دلداری می دهد تا روزهای دوری از پدر را تحمل کند، از صبح تا شام در تکاپو و تلاش برای گرداندن چرخ زندگی است.



منزل عیسی سحرخیز
هنگام دیدار با همسر عیسی سحرخیز، که تازه از ملاقات با عیسایش بازگشته، با مهربانی در باره او می گوید که چگونه تمام دقایق مکالمات تلفنی اش از زندان اوین و تمام لحظات ملاقات باخانواده اش را به جای پرداختن به انبوه مشکلات زندگی شان، یا حرف زدن از پهلوی شکسته و جسم بیمارش، صرف کارهایی می کند که باید برای هم بندیانش و رتق و فتق مشکلات شان انجام دهد.
وقتی محسن امین زاده و همسرش وارد می شوند، می توان رنج مشترک ماه ها دوری از همسران را در آن دو زن در فضا احساس کرد.



همسر عیسی سحرخیز در نامه ای به مهتاب، دختر 20 ساله اش می نویسد:
«سلام مهتابم ، سلام دختر گلم: وقتي چند روز پيش از من پرسيدي كه عيد آمد چرا پدر نيامدوهمه باباها آمدند ولي بابايي من نيامد ، دلم بيشتر گرفت . مي دانم براي تو كه در اين نه ماه زينب وار صبر كردي ودر پيچ و خم هاي اوين براي 20 دقيقه ملاقات، بیش از 4 ساعت در صف و انتظار همراهم بودي - هميشه آرام بودي و صبور و در اين روزهاي سخت تنهايي دم نزدي ـ چقدر سخت است كه پدر نيامد.
ولي دلبندم همه باباها شب عيد به خانه نيامدند كه اوين هنوز پر است از پدران و فرزندان اين ملت ....
....
من در اين 31 سال كه در كنارش بودم شاهد فراز و نشيب هاي زندگي يك خبرنگار بودم كه خبرنگار بي پناه است و پر تلاش. امروز ديگر پدر، جوان نيست و 56 سالگي را با دنده هاي شكسته و هيكل تا شده از ضعف و بيماري در اوين تجربه كرده ولي همچنان با روح مقاوم و اراده آهنين وبه قول بازجو ها نستوه.
دخترعزيزم غمگين مباش كه پدر خواهد آمد و عيد واقعي روزي است كه ديگر در سرزمين ما نه زنداني باشد ونه دربندي.
شايد آن روز دل مادران نداها و سهرابها و... نيز آرام گيرد و زندگي روي صلح و آرامش ببيند.»



منزل بهاره هدایت
وقتی با اعضای گروه های مختلف به منظور دیدارهای نوروزی از زندانیان و خانواده های شان، همراه می شوی وقبل از راه افتادن،قرار می گذاری که حداقل به خانه چندین نفر از زندانیان یا کسانی که به مرخصی آمده اند سر بزنی، و پیش از درآمدن از خانه با خبر می شوی که امروز، از قضا روز تولد بهاره هدایت هم است که با روز ازدواجش هم مصادف شده، آن وقت است که دیدار با خانواده چنین زندانی، حال و هوای دیگری پیدا می کند. و در چنین حال وهوایی است که راه های پر ترافیک و شلوغ شهر را تا رسیدن به خانه بهاره، با شعرهایی به یاداو و همه زندانیان سیاسی پر می کنی.
در خانه بهاره و در خلال این دیدار صمیمی و بی تکلف، از همه رنگ پیدا می شد از مادران صلح تا حقوق بشری ها و فعالان دانشجویی. همه آمده بودند که روز تولدش را در کنار همسر بهاره باشند.



از بازداشت بهاره هدایت این عضو پرتلاش و مقاوم شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و مسوول روابط عمومی این اتحادیه دانشجویی چند ماه گذشته است. او را درست درشامگاه روز چهارشنبه ۹ دی‌ماه بود که به زندان بردند. و از همان موقع بود که همه در قلب مان گفتیم: «بهار بی بهار، پاییز است».

Thursday, March 25, 2010

سال 88، سال زنان مبارز ایران بود


سال 88، سال زنان مبارز ایران بود
سال گذشته، سال مبارزات و فداکاری زنان، به ویژه پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران بود. افزون بر "ندا آقا سلطان"، که به مظهر جنبش آزادیخواهانه مردم ایران تبدیل شد، دست کم 11 زن دیگر برای احقاق حقوق مدنی خود و همه مردم ایران، جان باختند.

شهرزاد نیوز: سال گذشته، سال مبارزات و فداکاری زنان، به ویژه پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران بود.

افزون بر ندا آقا سلطان که به مظهر جنبش آزادیخواهانه مردم ایران تبدیل شد، دست کم 11 زن دیگر برای احقاق حقوق مدنی خود و همه مردم ایران جان باختند که عبارتند از: فاطمه رجب پور، پریسا كلی، فهیمه سلحشور، شلیر خضری، مبینا احترامی، فاطمه براتی، ندا اسدی ، فاطمه سمسارپور، تینا سودی، ترانه موسوی و مریم مهرآذین.

در این سال ده ها تن از زنان، متشکل از فعالان سیاسی، روزنامه نگاران، فعالان حقوق بشر و حقوق زنان و کودکان، راهی زندان ها و سلول های انفرادی شدند و با ایستادگی خود در مقابل مردانی در کسوت قاضی و دادستان و بازجو شکنجه گر، برگی تازه از مبارزات مدنی را رقم زدند.

نام عده‌ای از این زنان عبارت است از: آذر منصوری، هنگامه شهیدی، بهاره هدایت، تارا سپهری فر، بدرالسادات مفید، مهدیه گلرو، نیلوفر لاری پور، مریم ضیاء، مرجان صفری، درسا سبحانی، ژینوس سبحانی، سوسن محمدخانی غیاثوند، زینب جلالیان، فرزانه زینالی، پروین جوادزاده، زهرا جباری، کبری زاغه دوست، عاطفه نبوی، شبنم مددزاده، نازنین فرزان جو،ماه فرید منصوریان، عالیه اقدام دوست، مریم کریمی، سحر قاسمی نژاد، گلناز توسلی، نگین درخشان، سعیده میرزایی، سما بهمنی، فاطمه سیفی نیا، گلی ابراهیمی، الهام حسنی، لیلا سیف الهی، ژیلا اکرم زاده، شیرین علیپناه، نازنین رضا قلی زاده، نفیسه اکبری، فاطمه رستگار، لاله حسن پور و سمیه فرید.

علاوه بر این‌ها، باید از دو تن از زنان جوان کرد به نام‌های زینب جلالیان و شیرین علم هولی نام برد که محکوم به اعدام شده اند و همچنان در خطر اجرای این حکم به سر می برند.


حداقل 92 مورد دستگیری فعالین زنان در سال 88

طبق تخمین گزارشگران و فعالان حقوق بشر، آمار دستگیری‌ها در سال 88 به بیش از ده هزار نفر می‌رسد. در گزارش سالیانه‌ی این ارگان مستقل اسامی 2676 نفر از دستگیرشدگان با استناد به حداقل سه منبع خبری ذکر گردیده است.

طبق این آمار دست کم 92 مورد دستگیری فعالین زنان در این سال صورت گرفته است. همچنین آمار ارائه شده حاکی از دستگیری حداقل 147 روزنامه‌نگار و وبلاگ نویس، 565 دانشجو، 46 فعال ترک، 87 فعال مدنی کرد و 126 نفر به دلیل عقاید مذهبی است. در سال 1388 سهم شهروندان عادی ایرانی که به خاطر مطالبات و خواسته‌های قانونی خود دست به اعتراض زده بودند، بیش از 70 درصد بوده است.

Thursday, March 18, 2010

بهاران خجسته باد

به آنان که با قلم، تباهي و درد را به چشم جهانيان پديدار مي کنند
بهاران خجسته باد

Monday, March 08, 2010

گرامی باد 8 مارس روز جهانی زن

گرامی باد 8 مارس روز جهانی زن

"زنانی که از خود دفاع می کنند

برای رفع ستم از همه انسانها مبارزه می کنند








٨ مارس ١٩١٢ (١٢٩٢) زنان با خواندن ترانه " نان و گل سرخ" در خیابان های اروپا اعلام کردند که " نان " تنها نیاز انسان نیست. گفتند که ما گرسنه " عشق، دوستی،برابری و عدالت هم" هستیم.
گذشت نزدیک به یک قرن از آن زمان گِردی بر این ترانه ننشانده است. زنان کماکان ٧٠ درصد جمعیت فقیر روی زمین را تشکیل می دهند که ١ درصد ثروت روی زمین را در اختیاردارد. و زنان همچنان در گیر مبارزه برای شکستن قفس تنگ تعریف های جنسیتی هستند تا راه را برای ساختن جامعه ای عادلانه تر بگشایند. اما در این میان اگر در یک سر کُره خاکی زنان به تدقیق بیان این خواسته ها، به روشن کردن معنای صلح و بی عدالتی مشغولند، در سوی دیگر آن زنان مجبور به درگیرشدن با تعاریفی شده اند که دیواره های قفس تعریف جنسیتی را هرچه تنگتر و فشرده ترکرده است. در ایران وحشت از سرگیری جنگ، وحشت از تکرار تجربه عراقی دیگر، بر این فشار افزوده است. از سویی دولتی متحجر بر سر کاراست که عقب مانده ترین لایه های ارتجاع فرهنگی جامعه ما را نمایندگی می کند، در این میان آنچه کمتر به آن پرداخته می شود حضورِِ با نام و نشانِ زن ایرانیست. باردیگر موضعگیری های جنگ افروزانه سران جمهوری اسلامی مطبوعات چهارگوشه جهان از موافق و مخالف را به خود مشغول داشته و وجود قوانین و سنت های زن ستیز ، استثمار یک جنس توسط جنس دیگر، به حاشیه رانده شده است. بار دیگر پرداختن به ستم جنسیتی در مقابلِ دار بست ویرانِ خانه، به فکر نقش ایوان بودن تلقی می شود!
" مبارزه برای دمکراسی و عدالت اجتماعی در ایران جدا از مبارزه برای رهایی زن نیست، چرا که دمکراسی و عدالت اجتماعی به خودی خود رهایی زن را تحقق نمی بخشد و رهایی زن هنگامی می تواند تحقق یابد که زنان که نیمی از جمعیت را تشکیل می دهند نه تنها از حقوق برابر در قانون برخوردار باشند بلکه بطور مساوی با مردان در قدرت سیاسی شرکت داشته باشند." . ما حمایت از جنبش های فمینیستی مترقی و حمایت از تشکل مستقل زنان جهت کسب آزادی و برابری را جزء برنامه خود می دانیم.
ما معتقدیم که بدون حضور مستقل زنان، بدون سازماندهی و کار مشترک بر روی مفاهیم و ارزش های تنظیم کننده مناسبات مابین "دو جنس"، بدون به زیرسوال بردنِ الگوهای جنسیتی موجود، هیچ تغییر بنیادی در جامعه امکان پذیر نیست.

جنبش زنان ایرانی در خارج کشور در ارتباط تنگاتنگ با خواهران خود در داخل، پیوند زنان داخل ایران را با چهارگوشه جهان ممکن ساخته و بازگو کننده صدای زن مستقل ایرانی در خارج کشوربوده و تاکنون نقش مهمی در طرح، تثبیت و گسترش مسئله "زن" در داخل و خارج کشور ایفا کرده است. اما عدم پیوند سازمان های مدعی اپوزیسیون با مطالبات جنبش زنان، درونی نشدن شعارهای فمینیستی در میان این نیرو ها هنوز کار سنگینی را در پیش روی نیروهای خواهان تفییرات بنیادی در جامعه ایران قرارمی دهد. به جسارت مدنی بیشتری نیاز است تا به آنچه به غلط نُرم شناخته شده نه بگوئیم و از بکاربستن سنن و قوانینی که آن را در شأن انسان نمی دانیم خودداری کنیم. هنوز کار سنگینی در مقابل تک تک ما قراردارد تا به جامعه ای برسیم که وکلا و قضات آن از استناد به قوانین عقب مانده در دادگاه ها سر باز زنند و صحنه دادگاه ها را به صحنه محاکمه واضعان این قوانین تبدیل کنند. هنوز کار زیادی در پیش روی تک تک ماست تا جامعه ایران هویت خود را نه بر اساس سنت های جامعه پدر- مرد سالاری گذشته خود و ارزش های آن تعریف کند بلکه با تکیه بر تجربه تاریخی به ساختن ارزش های نوین برای ایجاد جامعه نوین بپردازد. مسئله "زن" در ایران دار بست این خانه ویران است. با حمایت از جنبش مستقل زنان به طرح گسترده تر مطالبات زنان یاری رسانیم!
قطعا روزی می رسد که میلیون ها زن ایرانی ابعاد تحقیری را که روزانه بر آن ها می رود، درک کرده و دیگر آن را تحمل نمی کنند. روزی می رسد که میلیون ها زن می دانند، چگونه بر سرنوشت خود حاکم شوند.

درود بر مبارزات رهایی طلبانه زنان
برقرارباد همبستگی جنبش زنان با دیگر جنبش های اجتماعی


Monday, February 15, 2010

سرود انسانها

در هفته منتهی به 22 بهمن، حداقل 24 زن فعال در حوزه های مختلف خبری، هنری، فمینیستی و... بازداشت شدند

در هفته منتهی به 22 بهمن، حداقل 24 زن فعال در حوزه های مختلف خبری، هنری، فمینیستی و... بازداشت شدند

24 بهمن 1388

مدرسه فمینیستی: در هفته منتهی به 22 بهمن امسال (بهمن 1388) و در پی دستگیری های گسترده، حداقل 24 زن فعال در حوزه های مختلف مطبوعاتی، هنری، فمینیستی، و... بازداشت شده اند از جمله: نیلوفر لاری پور، نوشین جعفری، مهسا جزینی، سمیه مومنی، مریم قنبری، زینب کاظم خواه، نازنین فرزان جو، بهار تراکمه، حمیده قاسمی، بنفشه دارالشفایی ، جمیله دارالشفایی، سعیده میرزایی، ماه فرید منصوریان، پروین کهزادی، ملودی محمودی زنگنه، الهام احسنی، مریم کریمی، نازنین حسن نیا، سحر قاسمی نژاد، گلناز توسلی؛ تارا سپهری‌فر، توران کبیری و صفورا تفنگچی ها، نعیمه دوستدار و... دستگیر و زندانی شده اند. لازم به ذکر است بهار تراکمه پس از سه روز آزاد شده است.

اما پیش از آن نیز در شب پس از حوادث روز عاشورا، و چند روز بعد از آن، تعدادی از فعالان جنبش زنان و جنبش دانشجویی، و فعالان مدنی و نیز زنان روزنامه نگار بازداشت شده بودند، از جمله منصوره شجاعی، زهره تنکابنی، بدرالسادات مفیدی، مهین فهیمی، لیلا توسلی، نوشین عبادی، نسرین وزیری، نیلوفر هاشمی آذر، آتیه یوسفی، بهاره هدایت، نفیسه اصغری، مریم ضیاء، مهسا حکمت، پریسا کاکایی، فروغ میرزایی، سارا توسلی، پروانه راد، زویا حسنی، نگین درخشان، سولماز علیمرادی، مهرانه آتشی، سمیه عالمی، لیلی فرهادپور، فرزانه زینالی، و...

از میان زنان بازداشت شده در حوادث پس از عاشورا نیز تعدادی به تدریج آزاد شده اند که از جمله افراد آزاده شده می توان به آتیه یوسفی، نوشین عبادی، نسرین وزیری، زویا حسنی و ناهید کوه شکاف، سولماز علیمرادی، مهسا حکمت، منصوره شجاعی، زهره تنکابنی، مهین فهیمی، فروغ میرزایی و پروانه راد، اشاره کرد.

اما قبل از حوادث عاشورا نیز (یعنی در خلال 6 ماه اول پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری) زنان دیگری نیز بازداشت شده بودند که برخی از آنان از آن تاریخ تا به کنون همچنان در زندان بسر می برند از جمله شیوا نظرآهاری (که در مراسم ترحیم آیت الله منتظر بازداشت شد)، آذر منصوری (که در همان ماه های اولیه پس از انتخابات دستگیر شد)، سمیه رشیدی و مهدیه گلرو (که دو ماه پیش بازداشت شدند)، و نیز زنان دیگری همچون زهرا جباری، کبری زاغه دوست، عاطفه نبوی، شبنم مددزاده و... که هنوز در بازداشت بسر می برند و برای برخی از آنان نیز احکام قطعی زندان، صادر شده است. از جمله می توان به شبنم مددزاده اشاره کرد که به تازگی به ۵ سال حبس تعزیری و تبعید به زندان رجایی‌شهر محکوم شده است.



24 تن دیگر از زنان در جریان دستگیری های هفته منتهی به 22 بهمن، بازداشت شداند

نوشین جعفری، خبرنگار روزنامه اعتماد بازداشت شد

به گزارش سایت جرس، نوشین جعفری خبرنگار فرهنگی اعتماد بازداشت شد.

بنا به این گزارش ماموران امنیتی روز 14 بهمن ماه، چهارشنبه شب با حضور در منزل خانم جعفری وی را بازداشت کردند.

نوشین جعفری که بیست و دو سال سن دارد در ماه های پس از انتخابات ریاست جمهوری هیچ گونه فعالیت سیاسی نداشت و صرفا به فعالیت در حوزه مسایل فرهنگی و ادبی می پرداخت. بنابراین گزارش، هنوز از محل بازداشت وی اطلاعی در دست نیست.

بهار تراکمه بازداشت شدند

کلمه: بهار تراکمه فرزند یونس تراکمه نویسنده و منتقد ادبی روز 14 بهمن ماه بازداشت شد. به گزارش خبرنگار کلمه، پیش از این پسر این نویسنده دستگیر شده بود. اردوان تراکمه پسر یونس تراکمه در رشته سینما تحصیل می‌کند و چند فیلم مستند ساخته که بعد از عاشورا بازداشت شده بود. بهار تراکمه که شب گذشته (14 بهمن ماه) دستگیر شد بیست و پنج سال دارد.

خبر تکمیلی: بهار تراکمه سه روز بعد یعنی 17 بهمن ماه آزاد شد.

مريم قنبری، وکيل دادگستری، بازداشت شد

کميته گزارشگران حقوق بشر- مريم قنبری وکيل دادگستری و از فعالان حقوق زنان امروز، 19 بهمن ماه در ساعت ۳ صبح در منزلش توسط ماموران امنيتی بازداشت شد.

مامورين امنيتی ابتدا زنگ همسايه ها را زده و از اين طريق وارد ساختمان شده و سپس در آپارتمان مريم قنبری را زده اند و پس از ورود به منزل و بازداشت او، وسايل مريم قنبری از جمله کامپيوترش را نيز با خود برده اند.

از اتهام مريم قنبری اطلاعی در دست نيست. وی جزو ده ها بازداشت شده ی چند روز اخير و چندمين وکيل بازداشت شده پس از وقايع انتخابات است. از ديگر وکلای بازداشت شده مي توان از فروغ ميرزايی نام برد.

مهسا جزینی، روزنامه نگار و فعال حقوق زنان بازداشت شد

تا آزادی روزنامه نگاران زندانی - بنا بر خبرهای دریافتی مهسا جزینی از همکاران روزنامه ایران (بخش اصفهان) روز 18 بهمن ماه در این شهر بازداشت شده است. جزینی از فعالان حقوق زن و از همکاران کمپین یک میلیون امضا نیز بوده است.

مادر مهسا جزینی گفته است که نمی داند دخترش به چه جرمی دستگیرشده ولی مامورانی که وی را دستگیر کردند به او حکمی را نشان دادند که درآن به علت دستگیری اشاره شده بودکه « ما در شوک به سر می بریم. او فعالیت غیرقانونی نداشت که به خاطرآن بخواهد دستگیر شود. امیدوارم به زودی آزاد شود چون از وقتی دستگیر شده من تمرکزم را کاملا از دست داده ام.»

نیلوفر لاری‌پور شاعر، ترانه‌سرا و خبرنگار نشریه چلچراغ نیز بازداشت شد

تا آزادي روزنامه نگاران زندانی - نیلوفر لاری‌پور شاعر، ترانه‌سرا و خبرنگار نشریه چلچراغ روز 13 بهمن ماه بازداشت شد.

خواهر نیلوفر لاری‌پور در گفتگو با «پارلمان‌نیوز»، با تایید خبر بازداشت خواهرش، گفت:«شب گذشته ماموران با خواهرم در منزل حاضر شده و کیس کامپیوتر او و یکسری وسایلش را بردند.»

وی با بیان اینکه برخورد ماموران بسیار محترمانه و خوب بود اظهار امیدواری کرد :هر چه زودتر مشکل نیلوفر حل شده و به خانه برگردد. یکی از همکاران لاری‌پور نیز در گفتگو با پارلمان‌نیوز، تاکید کرد:« ساعت ۶:۳۰ دقیقه روز گذشته از وزارت اطلاعات با نیلوفر تماس گرفته شد و از او خواستند تا ساعت ۷ به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات برود. او هم به درخواست وزارت اطلاعات به مرکز مورد نظر مراجعه کرد اما علی‌رغم اینکه به او گفته بودند فقط قرار است چند سئوال پرسیده شود او بازداشت شد.»

وی در خصوص فعالیت‌های خبری لاری‌پور گفت:«ایشان مسئول صفحه ترانه‌های مجله هستند که بیشتر در مورد ترانه‌های مذهبی و ریشه آن در ایران باستان مطلب می‌نوشته است.» وی تاکید کرد:« نیلوفر هیچ گونه فعالیت سیاسی و حزبی نداشته و حتی مطالب وبلاگی او نیز در خصوص مسایل مذهبی و دین بوده است.» وی خاطر نشان کرد:« تنها فعالیت سیاسی لاری پور مربوط به دوران انتخابات و تبلیغات بوده که برای آقای موسوی تبلیغ می‌کرد.» نیلوفر لاری پور از خبرنگاران نشریه چلچراغ است.

سمیه مومنی روزنامه نگار و از فعالان کمپین یک میلیون امضاء بازداشت شد

ابه گزارش کمیته ی گزارشگران حقوق بشر سمیه مومنی روزنامه نگار و از فعالان کمپین یک میلیون امضا نیز بامداد روز 18 بهمن در منزل خود بازداشت شده است.

بر اساس این گزارش، وي ساعت 3 صبح در منزل خود توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. از محل نگهداری این روزنامه نگار اطلاع دقیقی در دست نیست.

بازداشت سه دختر دانشجو: نازنین فرزانجو، نازنین حسن نیا و سحر قاسمی نژاد

سایت فعالان حقوق بشر در ایران: صبح روز سه شنبه 13 بهمن ماه نیروهای امنیتی، نازنین فرزانجو، یک دانشجو و مدافع حقوق بشر را بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل کردند.

به گزارش واحد اندیشه و بیان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، نازنین فرزانجو، دانشجوی مترجمی زبان فرانسه و از همکاران مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران صبح روز جاری مورخ 13 بهمن ماه در منزل شخصی خود در مهرشهر کرج، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل شد. از دلایل بازداشت و سرنوشت نامبرده پس از دستگیری کماکان اطلاعی در دست نیست.

به گزارش سایت جرس: بامداد امروز، چهارشنبه 14 بهمن ماه، نازنین حسن نیا و سحر قاسمی نژاد بازداشت شدند. حوالی ساعت 4 صبح امروز ماموران با حضور در خانه این دو تن آنها را بازداشت و وسایل شخصی آنها از جمله کیس کامپیوتر، کتاب و دیگر لوازم شخصی شان را ضبط و آنها را با خود بردند. سحر قاسمی نژاد متولد سال 62 است پدرش از جمله افرادی است که در دهه 60 اعدام شده است. گفتنی است این دو تن عضو هیچ گروه و جریان سیاسی نبوده اند.

مريم کريمی و گلناز توسلی دو دانشجوی دیگر بازداشت شد

امريم کريمی (دانشجوی ورودی ۸۵ مهندسی شيمی) پس از مراجعه به دفتر پيگيری وزارت اطلاعات، بازداشت شد.

مريم کريمی هفته گذشته به حراست دانشگاه احضار شده بود و کارمندان حراست به وی گفته بودند که بايد به دفتر پيگيری وزارت اطلاعات مراجعه کند. وی عصر روز چهارشنبه 14 بهمن به دفتر پيگيری مراجعه کرد و پس از آن بازداشت شد.

همچنین گلناز توسلی (دانشجوی دانشکده هنر دانشگاه آزاد) نیز بازداشت شده است.

زینب کاظم خواه، خبرنگار بازداشت شد

زينب کاظم خواه خبرنگار يک خبرگزاری دولتی ساعت ۳ بامداد روز يکشنبه 18 بهمن ماه با مراجعه ۹ تن از ماموران وزارت اطلاعات به محل سکونت اش، بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است.

ماموران وزارت اطلاعات در مراجعه به منزل اين خبرنگار با نشان دادن حکمی که اتهام ايشان را شرکت در تجمعات نوشته بود بازداشت شده است. ماموران امنیتی کليه لوازم شخصی وی را نیز ضبط کردند.

جمیله دارالشفایی و بنفشه دارالشفایی، دو هنرمند، بازداشت شدند / توران کبیری و صفورا تفنگچی ها از اعضای دیگر خانواده دارالشفایی نیز در بازداشت بسر می برند

جمیله دارالشفایی، فیلمنامه‌نویس و بنفشه دارالشفایی، مدرس موسیقی، پنجشنبه 15 بهمن ماه به دفتر پی‌گیری وزارت اطلاعات احضار و ساعاتی بعد، به زندان اوین منتقل شدند.

وزارت اطلاعات پس از احضار جمیله دارالشفایی از او خواست تا با خانواده خود تماس بگیرد و از خواهر، پدر و مادرش بخواهد تا به اداره اطلاعات بروند. ماموران وزارت اطلاعات پس از چند ساعت بازجویی از آنها، دو دختر این خانواده را بازداشت کردند.

همچنین صفورا تفنگچی‌ها، یکی دیگر از اعضای خانواده دارالشفایی ها روز چهارشنبه ۲۱ بهمن ماه در پی احضار به وزارت اطلاعات بازداشت شده و به زندان اوین منتقل شده‌اند.

همچنین در ۱۵ بهمن‌ توران کبیری به همراه کاوه درالشفایی (از دیگر اعضای خانواده دارالشفایی ها) نیز بازداشت شده بودند که یک روز پس از آن آزاد شدند، اما هر دوی وی مجددا روز چهارشنبه 21 بهمن به وزارت اطلاعات احضار شده و آنان نیز بازداشت و به زندان اوین منتقل شدند.

بازداشت حمیده قاسمی، دانشجوی دانشگاه تهران

رهانا – زندانیان: بازداشت این دانشجو در حالی صورت گرفته است که تا ظهر امروز خانواده‌ی این دانشجو، در جریان بازداشت فرزندشان قرار نداشتند. هنوز از اتهام حمیده قاسمی و علت بازداشت وی اطلاع دقیقی در دست نیست.

بازداشت سعیده میرزایی از فعالان حقوق کودکان

خبرگزاری هرانا- در طی روزهای گذشته 2 تن از فعالان حقوق کودک، دستگیر و به نقطه نامعلومی منتقل شدند. به گزارش فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، روز 7 بهمن ماه فعال حقوق کودک «خانم سعیده میرزائی» 25 ساله فوق لیسانس شیمی از دانشگاه تهران و از فعالین ان. جی . او . دنیایی بهتر که در حال کمک کردن به کودکان کار و خیابانی بود توسط مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و به نقطه نامعلومی منتقل شده است.

بازداشت ماه‌فريد منصوريان معمار، فعال محيط زيست

طبق خبر دريافتی، نيمه شب ۱۹ بهمن‌ماه، هم‌زمان با موج جديد بازداشت‌ها، خانم ماه‌فريد منصوريان معمار، از فعالان محيط زيست، در منزل مسکونی خود بازداشت شد.

به گفته‌ی همسر وی، ماموران يک حکم کلی برای بازداشت فله‌ای به وی نشان داده و پس از تفتيش خانه و برداشتن مقداری از لوازم شخصی‌اش، او را به نقطه‌ی نامعلومی بردند.

ماه‌فريد منصوريان معمار، ۵۵ سال دارد و پيش از اين نيز در دهه‌ی ۶۰ به مدت شش سال در زندان بوده‌است.

دستگیری دو فعال ملی - مذهبی در خوزستان: پروین کهزادی و همسرش،

ماموران وزارت اطلاعات با مراجعه به منزل مسعود لدنی در اهواز، وی و همسرش پروین کهزادی را بازداشت کردند. به گزارش سایت جرس، ماموران یکشنبه شب پس از جستجو و تفتیش منزل و به همراه بردن کامپیوتر و برخی جزوات و ... این دو فعال ملی - مذهبی را دستگیر کرده و با خود بردند.

آقای لدنی و همسرش دارای یک فرزند هستند که در مدرسه ابتدایی تحصیل می کند. آنها تاکنون هیچ تماسی با خانواده خود نداشته اند و خبری از وضعیت آنها در دست نیست.

ملودی محمودی زنگنه، آهنگساز دستگیر شد

به گزارش رادیو فردا ملودی محمودی زنگنه، آهنگ ساز و ترانه سرا، از ديگر بازداشت شدگان روزهای اخير است که طی روزهای 17 تا 20 بهمن ماه دستگیر شده اند.

الهام احسنی و برادرش نادر احسنی، فعال دانشجويی بازداشت شدند

بنابه کميته ی گزارشگران حقوق بشر الهام احسنی و برادرش نادر احسنی فعال دانشجويی در شامگاه ۱۹ بهمن در منزل خود به بازداشت نيروهای امنيتی در آمدند. از دليل بازداشت الهام احسنی، اطلاعی در دست نيست. مامورين امنيتی در پاسخ به علت بازداشت این خواهر و برادر، حوادث اخير را به عنوان دليل بازداشت آنها ذکر کرده اند.

تارا سپهری‌فر، دبير انجمن اسلامی دانشگاه شريف، نیز بازداشت شد

ميزان ـ يکی از فعالين دانشجويی دانشگاه شريف بازداشت شد.

تارا سپهری فر، ورودی سال ۸۴ مهندسی شيمی و دبير انجمن اسلامی دانشگاه شريف بازداشت شد. هنوز هيچ اطلاعی از محل نگهداری و علت بازداشت اين دانشجو در دست نيست.

وی در تيرماه سال جاری و در حوادث پس از انتخابات نيز به همراه نريمان مصطفوی در اطراف مسجد قبا بازداشت شده بود.

بازداشت نعیمه دوستدار روزنامه نگار و شاعر

هرانا: نعیمه دوستدار شاعر، نویسنده و روزنامه نگار و بلاگر روز یکشنبه ۱۷ بهمن ماه توسط ماموران امنیتی بازداشت و به زندان اوین منتقل شده است. به گزارش هرانا، نعیمه دوستدار با سرویس اجتماعی روزنامه‌ی جام‌جم و بخش ویراستاری این روزنامه همکاری می‌کرده و پیش از این نیز با رادیو فرهنگ و گروه مجلات همشهری همکاری داشته است.

این بازداشت در حالی صورت می‌گیرد که وی پیش از این، هیچ گونه فعالیت سیاسی انجام نداده و به عنوان خبرنگار حوزه‌های اجتماعی و فرهنگی فعالیت داشته است، تا کنون هیچ اطلاعی از اتهام او در دست نیست

گزارش یونسکو از حمله به دانشگاهیان و فرهنگیان در ایران


گزارش یونسکو از حمله به دانشگاهیان و فرهنگیان در ایران
يکشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۸۸ - ۱۴ فوريه ۲۰۱۰
در گزارش یونسکو به حوادث پس از انتخابات ایران و برخورد با دانشجویان، معلمان و استادان دانشگاه در این کشور اشاره شده است بی بی سی: سازمان تربیتی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) با انتشار گزارشی، از حملات صورت گرفته علیه دانشجویان، معلمان و استادان دانشگاه در ۳۲ کشور از جمله ایران انتقاد کرد.
در این گزارش که به فشارهای اعمال شده علیه فضاهای آموزشی، دانشگاهیان و فرهنگیان در سال های ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹ میلادی اختصاص دارد، مواردی از کشتار، شکنجه، بازداشت، مجازات های خودسرانه و ممانعت از تحصیل در کشورهایی مانند ایران، افغانستان، پاکستان، هند و تایلند برشمرده شده است.
در بخش مربوط به ایران، به حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری در خردادماه گذشته اشاره شده و از جمله از کشته شدن چند تن از دانشجویان در جریان این حوادث سخن به میان آمده است.
در این گزارش به نقل از خبرگزاری رویترز آمده است که در جریان حمله ۲۴ خرداد ۱۳۸۸ مأموران بسیج به خوابگاه دانشگاه تهران، ۳ دانشجوی پسر و یک دانشجوی دختر کشته شده و اتاق های دانشجویان به آتش کشیده شده است.
گزارش یونسکو همچنین به حمله مأموران مجهز به باتوم و گاز اشک آور به خوابگاه گلشن دانشگاه امیرکبیر تهران اشاره کرده و نوشته است که در جریان حمله ای مشابه به دانشکده مهندسی دانشگاه شیراز یک دانشجوی دختر به شدت مضروب و دست کم یک دانشجوی دیگر کشته شده است.
گزارش های مربوط به حملات خشونت آمیز نیروهای امنیتی به محیط های دانشگاهی در شیراز، اصفهان، تبریز، بندرعباس و مشهد بخش دیگری از گزارش یونسکو را تشکیل می دهد.
در این گزارش همچنین آمده است که ۷۰ استاد دانشگاه در روز ۴ تیر ۱۳۸۸ پس از دیدار اعضای انجمن اسلامی استادان دانشگاه با میرحسین موسوی، یکی از رهبران مخالفان دولت ایران بازداشت شده اند.

اتهامات امنیتی
در بخش های دیگری از گزارش یونسکو به زندانی شدن کامیار و آرش علایی، پژوهشگران شناخته شده بین المللی در زمینه ایدز اشاره شده است که به برقراری تماس با دشمن متهم شده بودند.
همچنین بازداشت هاله اسفندیاری و کیان تاج بخش، دو دانشگاهی ایرانی - آمریکایی و متهم شدن آنها به اتهامات امنیتی در گزارش یونسکو مورد اشاره قرار گرفته است.
محکومیت فرزاد کمانگر، معلم و فعال حقوق بشر کرد به اعدام به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و محکومیت یاسر گلی، فعال حقوق بشر و دبیر کل اتحادیه دانشجویان کرد دانشگاه های ایران به تحمل ۱۵ سال حبس به اتهام داشتن ارتباط با سازمان های غیر قانونی کرد، از جمله موارد دیگری است که در گزارش مذکور آمده است.
در این گزارش همچنین به بازداشت و بدرفتاری با بیش از ۴۰ تن از اعضای گروه "دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب" در جریان حوادث مربوط به روز دانشجوی سال ۱۳۸۶ اشاره شده است.

برخورد با معلمان
بخش دیگری از این گزارش به محدودیت هایی اشاره دارد که علیه معلمان معترض به وضعیت کاری خود در ایران اعمال شده است.
بر اساس این گزارش، ۹ معلم به دلیل شرکت در اعتراضات سراسری معلمان علیه شرایط کاری در پائیز سال ۱۳۸۶ به مجازات هایی مانند تبعید و کسر حقوق محکوم شدند.
همچنین گزارش هایی به یونسکو رسیده است مبنی بر اینکه حدود ۷۰۰ تن از معلمانی که در جریان اعترضات شناسایی شده بودند با کسر حقوق، ۸۶ نفر از آنها با تعلیق و ۳۹ نفر دیگر با منع تدریس مواجه شده اند.
محکوم شدن چند دانشجوی دانشگاه امیرکبیر تهران به تحمل حبس به اتهام اهانت به اسلام و روحانیت از طریق انتشار یک نشریه دانشجویی، موضوع دیگری است که در گزارش یونسکو آمده است.
بنا بر این گزارش، این دانشجویان اتهامات خود را رد کرده بودند و گفته می شد که نشریه مذکور توسط تندروها جعل شده است.
موضوع "ستاره دار" کردن دانشجویان فعال در زمینه سیاسی که باعث بازماندن تعدادی از آنها از ادامه تحصیل شده است هم در گزارش یونسکو مورد توجه قرار گرفته است

جمهوری اسلامی ایران باید در شورای حقوق بشر محکوم شود


جامعه جهانی در برابر نقض فاحش حقوق بشر در ایران مسئول است
جمهوری اسلامی ایران باید در شورای حقوق بشر محکوم شود
دوشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۸۸ - ۱۵ فوريه ۲۰۱۰

دوشنبه ٢٦ بهمن ماه در نشست دوره‌ای شورای حقوق بشر وضعیت حقوق بشر در ایران مورد بررسی قرار خواهد گرفت. از زمان تاسیس این نهاد در سال ٢٠٠٦ جمهوری اسلامی ایران علیرغم نقض فاحش و مستمر حقوق بشر اما هر بار از محکوم شدن نجات یافته است. تصمیم قاطع کشورهای عضو شورا و به وِیژه کشورهایی چون چین و اعضای کنفرانس اسلامی در محکومیت نقض حقوق بشر در ایران می‌تواند کمکی موثر در وادار کردن این کشور به محترم شمردن تعهدات بین‌المللی و موازین حقوق بشر باشد.
در اسفند ماه ١٣٨٦ پرونده وضعیت حقوق بشر در ایران برای اولین بار در این نهاد طرح اما در پشت درهای بسته بایگانی شد و به نشست عمومی راه نیافت. در فروردين ماه ١٣٨٧ از ٤٧ کشور عضو شورای حقوق بشر ٢٥ کشور به عدم بررسي وضعيت ايران رای دادند و جمهوری اسلامی با سواستفاده از نزدیکی‌های مذهبی و جغرافیایی با برخی کشورها و زد و بند با " دوستان و همسایگان" بازهم از "مصونیت" بهره مند شد.
از ٢٢ خرداد و در پی انتخاب مجدد و مورد اعتراض محمود احمدی‌نژاد در ایران ٢٩ نشریه در توقیف و تعطیل، بیش از ١٣٠ روزنامه‌نگار بازداشت و بیش از ٦٠ خبرنگار مجبور به ترک کشور شده‌اند. امروز ایران با بیش از ٨٠ روزنامه‌نگار و وب‌نگار زندانی بزرگترین زندان جهان برای روزنامه‌نگاران در جهان است. این آمار در ٣١ سال پس از انقلاب در کشور بی‌سابقه است.
گزارش‌گران بدون مرز در این باره اعلام می‌کند " کشورهایی که در برابر سرکوب خونین هشت ماه گذشته در ایران سکوت می‌کنند در ارتکاب این جنایات شریک هستند. شورای حقوق بشر سازمان ملل به هنگام بررسی پرونده ایران باید به مسئولیت‌ خود عمل کند و نباید اعتبار این نهاد بار دیگر خدشه‌دار شود. شورای حقوق بشر باید خواهان آزادی بدون قید و شرط همه زندانیان سیاسی و از جمله روزنامه‌نگاران دربند شود. باید بر تعهدات جمهوری اسلامی ایران به رعایت حقوق بشر و قانونمداری دولت نظارت شود. "
از سال ١٣٧٩ چندین گزارش‌گر ویژه سازمان ملل در گزارشات متعدد، موارد نقض حقوق بشر را مورد انتقاد قرار داده‌اند و توصیه‌هایی مهم برای بهبود وضعیت به جمهوری اسلامی ابلاغ کرده‌اند.
آمبي ليگابو گزارش‌گر ویژه حق آزادی بيان و عقيده کميسيون حقوق بشر سازمان ملل که از ١٣ تا ١٩ آبان ١٣٨٣ از ايران بازدید کرده بود، در گزارش خود، وضعيت آزادی بيان در ايران را با افزايش تعداد توقيف مطبوعات و روزنامه‌نگاران زندانی، که "اغلب مدت بازداشت موقت شان از حدود قانوني فراتر است، بدتر از گذشته" توصيف کرده بود. وی بر "اعمال رويه‌های خودسرانه توسط نهادهای قضايي که ابتدايي ترين حقوق متهم را زير پا می‌گذارند، به مانند محاکمه بدون حضور وکيل مدافع در دادگاه‌های غير علنی، نگاهداری طولاني مدت زندانيان در سلولهای انفرادی و شرايط دشوار بازداشت موقت که مصداق اعمال شکنجه است"، تاکيد کرده بود.
لويي ژوانه گزارش‌گر ویژه دستگيری‌های خودسرانه کميسيون حقوق بشر در بهمن ماه سال ١٣٨٢ از ايران بازديد کرد. گزارش تکان دهنده وی از بازداشت های خودسرانه و محاکمات غیر قضایی، عدم انطباق بسیاری از قوانین جاری در ایران با قوانین بین‌المللی، همراه با پیشنهادهای برای بهبود وضعيت حقوق بشر در ايران در تير ماه ١٣٨٣ انتشار يافت. اين دو گزارش‌گر بر نکات مشترک بسیاری در نقض حقوق بشر و آزادی مطبوعات و بیان در ايران تاکيد داشتند. اما گزارشات انها با بی اعتنایی مقامات مسوول ایران روبرو شد.
بیلان جمهوری اسلامی در سی و یکمین سالگرد تاسیس‌اش در یک کلام اسف‌باری وضعیت حقوق بشر و آزادی بیان و مطبوعات است. از بهمن ١٣٥٧ تا امروز هزاران نشریه در ایران توقیف و تعطیل شده‌اند، صدها روزنامه‌نگار زندانی و صدها حرفه‌کار مطبوعات به حبس‌های طولانی مدت محکوم شده‌اند، متاسفانه ار فردای انقلاب تا امروز ده‌ها روزنامه‌نگار اعدام و یا به قتل رسیده‌اند.
از خرداد ماه سال جاری بازداشت‌های خودسرانه و غیر قانونی روزنامه‌نگاران افزایش بی سابقه‌ای یافته است. جمهوری اسلامی ایران با برقراری حکومت ترور هر انتقاد به نهادهای سیاسی و مذهبی را سرکوب می‌کند. نگاهداری زندانیان در شرایط دشوار و انفرادی‌‌های طولانی مدت و در زندان‌های مخفی پایمال کردن حقوق اولیه و بینادین انهاست. این نوع زندانی کردن مخفیانه شکلی از " ناپدید کردن اجباری" و شکنجه و نقض حقوق بین‌المللی است. این اعمال می‌تواند از مصادیق جنایت علیه بشریت بشمار آید.
گزارش‌گران بدون مرز یادآور می شودجامعه جهانی باید بر اساس اصول ناظر بر حقوق انسانی به محکومیت ایران رای دهد.
گزارش‌گران بدون مرز خواهان تعیین گزارشگر ویژه‌ای از سوی شورای حقوق بشر سازمان ملل برای بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران و اعزام فوری وی به این کشور است.

«جنگلی هستی تو ای انسان...» / برای فاطی كبيری



«جنگلی هستی تو ای انسان...» / برای فاطی كبيری

منصوره شجاعی-23 بهمن 1388



مدرسه فمینیستی: خيلي نمي شناختم اش ، يعني اصلا نمي شناختم اش. شايد تنها در كشورهاي انقلاب زده است كه گذشته اي مشترك مي تواند افرادي از قبيله هاي سركش و عصيان زده را در زمان هايي خيلي بعدتر و در مكان هايي خيلي دورتر بي شناسنامه و بي واسطه اي بر سر راه يكديگر قرار دهد و دوستي هايي از نوع ديگر را فراهم آورد.

بدين گونه ، سه سال پيش در آخرين سفرم به "كلن" ، از طريق خواهري كه در آن سال هاي قيام و عصيان ، خود كودكي بيش نبود، كودك معصوم و غمگين به جامانده از قبيله اي سركش را ديدم كه با گذشت زمان هايي زياد هنوز كودك مانده بود.

موي برسر نداشت و ابروهايش را نيز هيچ كركي معنا نمي داد. پوستش شيشه اي بود و رگ هاش را از پس پشت آن مي ديدي... كله بزرگش نه نشان رشد نايافتكي جنيني اش بود كه نشان از تك تك قصه هاي تلخي بود كه دركاسه سرش در آن زمين بي دريغ، رشد يافته و حالا ديگر براي خودش جنگل انبوه درختاني شده بود كه هريك از پي تحمل يك دردو يك تجربه ولابد يك شب از شب هاي قيامت زاده شده بودند .....خب ، معلوم بود كه اين جنگل در هر سري نمي گنجيد . بهانه گير بود و بي رودربايستي مشكلاتش را به زبان مي آورد . خواهركم كه هميشه برايم همچون كسي دورمانده ازكودكي مي نمايد ، اين كودك به جا مانده از قبيله عصيان را به من وصل كرد.

در ديدار اول با تعجب نگاهش كردم تلخي قصه ها و جاي پاي خاطرات را به بهايي گزاف در سر بزرگش حفظ كرده بود و به شيره جان نگهداري اش ميكرد . .نهان كردني نبود ، بي پروا و بي اندوه براي همه دور وبري هايش از رويش جنگلي انبوه در ميان سري بزرگ و بي مو مي گفت كه مرگ وي را در ازاي حيات وقيح و زورمندش، به تدريج به اومي نماياند .

باهم در يكشنبه بازار ارزان فروشان كلن راه مي رفتيم .... مثلا راهنماي امان بود اما مرتب ياد آوري ميكرد كه تا فلان جا و فلان ساعت بيشتر نخواهد آمد... آفتاب براي اش خوب نيست و خستگي و تشنگي خيلي زود از پايش در مي آورد خب معلوم كه كودك بود وصادق و رك . قرار نبود كه دروغ بگويد و تعارف ببافد .خسته بود.

خسته بود... خسته بود ... اما درمان را به جد دنبال مي كرد تا كه سرباراطرافيان و دوستان اش نشود. يكي دوبار ديگر ديدم اش . كم حرف ، مصمم ، مرگ اندود و زندگي دوست..... حرف زيادي نداشتيم ، كه "‌خامشي به هزار زبان در سخن " بود.

از گذشته ها خيلي نمي گفت . هرچند افتخارش بود اما آويزان آن گذشته نمانده بود. تنها به مثابه تجربه اي آرماني و خاطراتي سخت ، نگاه اش مي كرد كه اكنون ٍ‌ انساني اش را ساخته بود . گاه گاه از مكاني در گذشته هاي دور مي گفت كه تجسم ‌قيامت بود و از بدن معصومي كه به تدريج حتي با تجسم ٍ تجسمٍ قيامت... تمام ابزاردفاعي اش را از دست داده بود.... از كار در مهد كودك مي گفت و ازبرخي انسان هاي باسمه اي دوروبر كه گاه نمي دانست تهو ع اش از آنان است يا از رشد بيش از حد درختان جنگل سرسودايي اش... از پس انداز اندك اش گفت و عشق اش براي اهداي بخشي از آن به زنان.

انگار از يك جنس بوديم. هردو از سلاله قبايل عصيان و طغيان . اما عادات قبيله اي را پشت سر گذاشته بوديم و سعي امان در پيش بردن آرمان هاي اكنون امان بود ،با تكيه بر آن تجربه آرماني گذشته هاي دور....... هيچكدام آونگ گذشته نبوديم اما از تعلق به آن، آموزه ها داشتيم ونقدها و تجربه ها ي بسيار، انگار اكنون امان به هم نزديك تر بود تا دورهايمان .

از گذشته ها كه مي گفت ، من گوش مي كردم ، تلخ وشيرين سرشارازصداقت بود... از حال كه مي گفتم ، او گوش مي كرد ، تلخ وشيرين سرشار از واقعيت بود.

از كتابخانه زنان برايش گفتم ...گفت من هم هستم و آن سال حقوق اندك كتابدار جوان امان تامين شد.... از كتابخانه زنان برايش گفتم ... گفت هنوز هستم.... از كمپين يك ميليون امضا از همگرايي زنان ، از موزه زنان واز همه دغدغه هاي مشترك گفتم و گفت هر چه خودت ميداني فقط نامي از من نباشد ، چه بزرگ بود سر سودايي اش و چه سنگين بود براي تن رنجورش . تن رنجورش رابا خود برد و سر سودايي اش را براي من و تو و زناني چونان ما به جاي گذاشت.

نه كينه به كسي داشت و نه مترصد انتقام جويي هاي تنگ نظرانه بود ... تنهادل به فرصت هايي خوش داشت كه گوشه اي ازكاري رابه پيش ببرد و همواره بر بي نام بودن تاكيد ميكرد . گهگاه در مقابل پافشاري هايم تسليم مي شد و نامش كم برزبان نبود. هرچند كه به نظر مي آمد از جنس وجنم فرقه " ملامتيا ن" باشد اما از اينكه كسي فكر كند كه او براي نام و جاه كاري مي كند حذر مي كرد.

حالا با گذشت سه سال از آن آشنايي، يك هفته اي از" بازگشت مشروط ام " به خانه مي گذشت وبا خواهرك درددل سايبري مي كرديم. ميانه هاي حرف ها گفتم كه بايد با فاطي حرف بزنم و برايش بگويم كه..... جواب آمد : تو نبودي فاطي رفت....

اندوه ، اندوه، اندوه .... هرچند منتظرخبرش بوديم اما حالا ؟ حالا آن حرف را به كه مي گفتم ؟ او هم رفت ؟‌ و من كه بايد از همه دوستان همدل براي تنها گذاشتن اشان و غمگين شدن اشان در اين يك ماه غيبت اجباري عذر مي خواستم فقط پرسيدم فهميد كه من نبودم ؟... انگار گريه مي كرد جواب واضحي نداد .

اين چندمين نام و چندمين شماره بودكه بايد از تلفن همراهي كه هنوزتحويل نگرفته بودم پاك مي كردم؟ و اين چندمين نام و چندمين آدرس بود كه بايد از دفتر و ايميل ام حذف مي كردم ؟ مرگ اندود وفراق زده شديم انگار....

اي كاش به جاي " آزادي " اين تن ٍ خسته ، ‌روح ٍ هميشه سرزنده و سبكبال ام را پس داده بودند و تن را "وثيقه" نگاه مي داشتند تا كه پرمي زدم و اشك هاي تنهايي ميترا را پا ك مي كردم ، تا كه پر مي زدم و به فاطي مي گفتم كه خيا لت راحت، هرچند كه دوست و دشمن هردو به يك ميزان با موزه و ادامه كار نهادهاي كوچك فرهنگي عناد و كينه دارند اما موزه ها و كتابخانه ها ونهادهاي زيادي رابه نام زنان وبراي زنان بنا مي كنيم... چه دشمنان پيدا وپنهان را خوش آيد و چه نيايد !

پرسيدم لحظه رفتن اش كي و كجا بود ؟ چيزهايي گفت اما من انگار نمي فهميدم و با خود چنين مي گفتم : شايد لحظه رفتن اش آن لحظه اي بوده كه كساني در كتابخانه زنان نامش را برروي لوح يادگار كتابخانه در كنار صدها نام عشق آشناي ديگر خوانده بودند.

شايد لحظه رفتن اش آن لحظه اي بوده كه من، سربلند از اينكه زنان اگر بخواهند كاري بكنند پاي هزينه هاي مادي و معنوي آن هستند با اطمينان از كمك هايش براي طرح هاي زنان مي گفتم.

شايد لحظه رفتن اش آن لحظه اي بوده كه من بابت چگونگي تامين بخشي از هزينه هاي موزه اي كه هنوز موزه نشده بايد به كساني جواب مي دادم كه عشق آشنا نبودند اما از عشق انساني محتضر و درآستانه مرگ كه قرار بود ياري امان كند درشگفت مانده بودند.

شايد لحظه رفتن اش آن لحظه اي بوده كه كساني نام اش را در پايان آخرين بخش گزارش موزه نيمه تمام و تمام عيار زنان خوانده بودند كه اولين زني است كه داوطلب اهداي كمك مالي به موزه زنان شده .

شايد لحظه رفتن اش آن لحظه اي بوده كه در راهروهاي طول ودراز بازگشت ازسوال وجواب هاي زمان بر ، نهاني با او پچپچه مي كردم كه دست مريزاد فاطي خانم نامت زينت بخش طرحي شده كه حسد دردل آنها كه هرگز نمي توانند كارستاني به راه اندازند به جاي گذاشته است .

كاشكي شنيده باشد آن لحظه كه نام ٍ هنوزو هميشه اش را مي خواندند......كاشكي ريشه هاي درختان انبوه جنگل سر سودايي اش مانع شنيدن پژواك نام بزرگش اش در آن راهروهاي دراز و بيست و چهارساعت مهتابي نشده باشند.

كاشكي شنيده باشد كه من در پايان آن راهروي طولاني در اتاقي كوچك، با ياد ريشه هاي صعب و مرگ آفرين سرطان كه جنگل سياه مرگ را در سر سودايي اش پرورانده بود با صداي بلند برايش خواندم كه : ...... جنگلي هستي تو اي انسان ! جنگلي روييده آزاده ! سربلند وسبز باش اي جنگل انسان!(1)

1. اشاره به شعر معروف "‌آرش كمانگير " اثر شاعر نامدار سياوش كسرايي .