Sunday, March 18, 2012

شکوه رزم - اثر محمد شمس گیسو شاکری - نادیا - عزه بلبا - جنی دوورو - بتاتریز پینه دا

شکوه رزم - اثر محمد شمس گیسو شاکری - نادیا - عزه بلبا - جنی دوورو - بتاتریز پینه دا

در كنفرانس بين المللي گراميداشت روز جهاني زن در پاريس 10 مارس

Monday, March 12, 2012

جشن چهارشنبه سوری در شهر مونیخ




جشن چهارشنبه سوری در شهر مونیخ
با هموطنانمان در ایران همصدا شویم
اسپند دونه دونه .....رژیم سرنگونه
زمان سه شنبه 13 مارس 2012
از ساعت 19
مکان کنار رودخانه ایزار ، زیر پل تال کیرشن، باغ وحش
unter der Thalkirchen Brücke
U3 : Thalkirchen (Tierpark


خامنه ای بدونه...... بزودی سرنگونه





Thursday, March 08, 2012

تاریخچه روز جهانی زن












تاریخچه روز جهانی زن : نگاهی به گذشته
مترجم: سمانه موسوی




دیباچه




هشتم مارس، روز جهانی زن در بسیاری از کشورهای دنیا گرامی داشته می شود. روزی است که زنان جهان بدون توجه به گرایشات مختلف فکری، عقیدتی، قومی و ملیتی، نژادی، زبانی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی به یادآوری موفقیت ها و دستاوردهای شان می پردازند. در حقیقت، این روز مجالی است برای نگاه کردن به گذشته در مسیر تلاش ها، منازعه ها و فعالیت های پیشین، و بیشتر برای نگریستن در راستای حرکت های پیش رو برای باز کردن راه در جهت شکوفایی استعدادها و فرصت هایی که در انتظار نسل آینده زنان است.




در جریان سال جهانی زن، سازمان ملل متحد تجلیل و گرامیداشت روز جهانی زن را در 8 مارس سال 1975 میلادی آغاز کرد. دو سال پس از آن بود که مجمع عمومی سازمان ملل در دسامبر 1977، تصمیم گرفت روزی را برای حقوق زنان و صلح جهانی نامگذاری کند تا در این روز از سال، کشورهای عضو سازمان ملل، بر اساس سنن تاریخی و ملی شان آن را گرامی بدارند. با تصویب این روز، مجمع عمومی نقش زنان را در تلاش ها و گسترش صلح بازشناخت و بر پایان دادن به تبعیض و افزایش حمایت از برابری و مشارکت کامل زنان تاکید ورزید.




پیشینه




آغاز حرکت برای شکل گیری یک روز و اختصاص آن به زنان، ابتدا از دل فعالیت های اعتراضی زنان کارگر در آغاز قرن بیستم در امریکای شمالی و سراسر اروپا نطفه بست.




1909 : نخستین روز جهانی زن در ایالات متحده در 28 فوریه 1909 برپا شد. حزب سوسیالیست آمریکا این روز را به افتخار و تجلیل از اعتصاب کارگران نساجی نیویورک، که در آن زنان علیه شرایط کاری خود اعتراض کرده بودند، برگزید.




1910: کنگره جهانی سوسیالیست ها، طی جلسه ای در کپنهاگ، «روز زن» را روز بین المللی زنان اعلام و آن را به عنوان حرکتی در جهت کسب حقوق زنان و گسترش حمایت به منظور دستیابی زنان به حق رای در سراسر جهان، تثبیت کرد. طرح پیشنهادی با موافقت بیش از یکصد تن از زنان از 17 کشور جهان در این کنگره به تصویب رسید، و نخستین پیامد آن، انتخاب سه زن در پارلمان فنلاند بود. در این کنگره تاریخ ثابتی برای برگزاری مراسم انتخاب نشد.




1911 : بازتاب کنگره کپنهاگ سبب شد که روز جهانی زن برای نخستین بار (19 مارس) در اتریش، دانمارک، آلمان و سوئیس برگزار شود، یعنی در کشورهایی که بیش از یک میلیون زن و مرد در تظاهرات بزرگی شرکت و حق رای برای زنان، امکان دستیابی به مشاغل دولتی، حقوق زنان برای کار، آموزش حرفه ای و پایان تبعیض شغلی را مطالبه کردند.




1913-1914 : با شروع جنگ جهانی، روز جهانی زن، دستمایه ای برای جنبش های زنان در سراسر جهان شد تا آن را به روزی برای اعتراض به جنگ جهانی تبدیل کنند. زنان روسی، به عنوان بخشی از جنبش صلح خواهی، نخستین مراسم روز جهانی زن را در آخرین یکشنبه ماه فوریه برگزار کردند. زنان در دیگر نقاط اروپا نیز حول و حوش 8 مارس در اعتراض به جنگ و با ابراز همبستگی با دیگر فعالان، تظاهرات باشکوهی برپا ساختند.




1917 : زنان روسی، علیه عاقبت شوم جنگ، آخرین یکشنبه فوریه را برای اعتراض و اعتصاب خود و با درخواست «نان و صلح» انتخاب کردند (که بر اساس تقویم گرگوری روز 8 مارس قطعیت پیدا کرد). چهار روز بعد، تزار روسیه استعفا داد و دولت موقت حق رای برای زنان را به رسمیت شناخت.




در چند ساله اخیر، روز جهانی زن برای زنان، نه تنها در کشورهای توسعه یافته که در جوامع در حال توسعه نیز به صورت گسترده تری مطرح و ابعاد تازه ای به خود گرفته است. جنبش رو به رشد جهانی زنان، که با برگزاری چهار کنفرانس بین المللی زنان توسط سازمان ملل متحد جهان تعمیق یافته است، در تبدیل روز جهانی زن به صف آرایی و اعتراض در جهت دستیابی زنان به حقوق شان و مشارکت آنان در عرصه های سیاسی و اقتصادی یاری بسیار رسانده است. علاوه بر این، زنان جهان در روز جهانی زن تلاش کرده اند تا این روز را به فرصتی برای انعکاس پیشرفت ها و دستاوردهای به دست آمده، و کنش های شجاعانه و نیز عزم راسخ زنان عادی (که نقش شگفت آوری را در تاریخ کشورها و جوامع شان ایفا کرده اند) تبدیل کرده و این دستاوردها را گرامی بدارند.




سازمان ملل متحد و برابری جنسی




قطعنامه سازمان ملل متحد که در سال 1945 امضا شد، نخستین توافقنامه ای بود که اصل برابری زن و مرد را تصریح کرد. از آن زمان تاکنون، این قطعنامه بین المللی که منجر به ارائه استراتژی ها، استانداردها، برنامه ها و اهداف مختلف از سوی سازمان ملل شده، در پیشرفت موقعیت و وضعیت زنان در سرتاسر جهان موثر بوده است.




پس از سال ها، سازمان ملل متحد و آژانس های تخصصی اش مشارکت زنان را به عنوان شرکا برابر با مردان در دستیابی به پرورش، صلح، امنیت، و احترام کامل برای حقوق بشر مداوم، ترفیع داده اند. قدرت و اختیار زنان، نشان از چهره آشکار تلاش های سازمان ملل متحد با نظارت و تصحیح چالش های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در سراسر جهان دارد.



















































Tuesday, March 06, 2012

زندانی سیاسی آزاد باید گردد



تعداد زیادی از فعالان سیاسی، مدنی و عقیدتی ایران هم اکنون در حال سپری کردن دوران محکومیت خود در زندان اوین هستند. پس از برخوردهای امنیتی صورت گرفته در سال های اخیر بسیاری از فعالین زن با بازداشت و احکام قضایی مواجه شده اند.

اکنون 25 نفر از زندانیان عقیدتی- سیاسی زن در بند نسوان زندان اوین به سر می برند. در این گزارش که از سوی کمیته گزارشگران حقوق بشر تهیه شده است، آخرین لیست از زندانیان این بند به همراه اتهامات وارده و میزان محکومیت آن ها آورده شده است.

1- نام: مریم - نام خانوادگی: اکبری منفرد - اتهام: سازمان مجاهدین - حکم: پانزده سال

2- نام: کبری - نام خانوادگی: بنازاده امیرخیزی - اتهام: سازمان مجاهدین - حکم: پنج سال

3- نام: مریم - نام خانوادگی: جلیلی - اتهام: نوکیش مسیحی - حکم: دو سال و شش ماه

4- نام: ریحانه - نام خانوادگی: حاج ابراهیم دباغ - اتهام: سازمان مجاهدین - حکم: پانزده سال

5- نام: نوشین - نام خانوادگی: خادم - اتهام: دانشگاه آنلاین بهائیان - حکم: چهار سال

6- نام: سیمین - نام خانوادگی: دانشپور(بهرامی) - اتهام: سازمان مجاهدین - حکم: ده سال

7- نام: نازیلا - نام خانوادگی: دشتی - اتهام: سازمان مجاهدین - حکم: سه سال

8- نام: میترا - نام خانوادگی: زحمتی - اتهام: نوکیش مسیحی - حکم: دوسال و شش ماه

9- نام: نسرین - نام خانوادگی: ستوده - اتهام: وکیل(اقدام علیه امنیت ملی، تبانی و تبلیغ علیه نظام) - حکم: شش سال

10- نام: مهوش - نام خانوادگی: شهریاری - اتهام: مدیران جامعه بهائی(یاران ایران) - حکم: بیست سال

11- نام: هانیه - نام خانوادگی: صانع‌فرشی - اتهام: وبلاگ‌‌نویس(توهین به مقدسات، تبلیغ علیه نظام، اقدام علیه امنیت) - حکم: هفت سال

12- نام: اشرف - نام خانوادگی: علی‌خانی - اتهام: وبلاگ‌نویس(اجتماع و تبانی، تبلیغ علیه نظام) - حکم: سه سال

13- نام: ژیلا - نام خانوادگی: کرم‌زاده مکوندی - اتهام: مادران پارک لاله - حکم: دو سال

14- نام: محبوبه - نام خانوادگی: کرمی - اتهام: فعال زنان و حقوق بشر - حکم: سه سال

15- نام: فریبا - نام خانوادگی: کمال‌آبادی - اتهام: مدیران جامعه بهائی(یاران ایران) - حکم: بیست سال

16- نام: مهدیه - نام خانوادگی: گلرو - اتهام: فعال دانشجویی، فعال حق تحصیل(تجمع و تبانی، تبلیغ علیه نظام) - حکم: دو سال + شش ماه

17- نام: شبنم - نام خانوادگی: مددزاده - اتهام: فعال دانشجویی، سازمان مجاهدین(محاربه و اقدام علیه امنیت ملی) حکم: پنج سال

18- نام: صدیقه - نام خانوادگی: مرادی - اتهام: سازمان مجاهدین - حکم: بلاتکلیف

19- نام: لادن - نام خانوادگی: مستوفی - اتهام: وبلاگ‌نویس - حکم: دو سال و شش ماه

20- نام: کفایت - نام خانوادگی: ملک‌محمدی - اتهام: سازمان مجاهدین(اجتماع و تبانی) - حکم: پنج سال

21- نام: عاطفه - نام خانوادگی: نبوی - اتهام: شرکت در تظاهرات 25 خرداد - حکم: سه سال

22- نام: منیژه - نام خانوادگی: نصرالهی - اتهام: بهائی(قدام علیه امنیت ملی از طریق تبلیغ بهاییت و عضویت در تشکیلات مخالف نظام و وابسته به بهاییت) - حکم: سه سال و چهار ماه

23- نام: بهاره - نام خانوادگی: هدایت - اتهام: فعال دانشجویی، فعال زنان - حکم: نه سال و شش ماه + شش ماه

24- نام: فرح - نام خانوادگی: واضحان - اتهام: سازمان مجاهدین - حکم: پانزده سال

25- نام: معصومه - نام خانوادگی: یاوری - اتهام: سازمان مجاهدین - حکم: چهار سال و شش ماه

Tuesday, January 24, 2012

چهل و یکمین سالگرد رستاخیز سیاهکل آلمان / مونیخ



کانون ایرانیان آزادیخواه مونیخ برگزار می کند
در چهل و یکمین سالگرد رستاخیز سیاهکل
پاس بداریم یاد آن اختران فروران فدائی را
زمان شنبه 18 فوریه 2012 ساعت 17.00
Hansahaus, Brienner Str. 39, 80333 München
میهمانان آقایان منصور امان و جعفر پویه
(از اعضاء کمیته مرکزی سازمان چریک های فدائی خلق ایران)
همراه با هنرمند معترض در تبعید ، خانم گیسو شاکری
و فریدون از تبار آفتابکاران جنگل با ترانه سرودهای به یادماندنی کارگاه هنر ایران




Münchener Verein für Freiheit im Iran veranstaltet:



41. Jahrestag des Siahkal-Aufstandes
Samstag 18.02.2012 beginn 17:00 Uhr
Hansahaus, Brienner Str. 39, 80993 München
Vorträge: Herren
Mansour Aman und Djafar Puye
( Mitglieder des Zentralkomitees der Organisation der Volksfedayin)



Gesang:
Frau Gissoo Shakeri
(politisch engagierte Künstlerin im Exil)
mit
Ferydoun Ramezanpur
unvergesslichen schönen Liedern und Melodien aus Iran

Friday, December 02, 2011

فراخوان: گرامی باد 16 آذر روز دانشجو







فراخوان
شانزده آذز ، یادروز خشم و خروش و خیزش و جان بازی دانشجویان در ستیز با دیکتاتوری ، گرامی باد
اتحاد ، مبارزه ، پیروزی
زمان: چهارشنبه 7 دسامبر 2011
ساعت: 19.00 تا20.00
IsartorPlatz
کانون ایرانیان آزادیخواه مونیخ








Kundgebung
Wir verehren den 16.Azar (7.Dezember) Tag der Studenten
Mittwoch 7 .12.2011
19:00 bis 20:00uhr
IsartorPlatz
Münchenerverein für die Freiheit im Iran

Thursday, November 24, 2011

بیست و پنج نوامبر روز جهانی منع خشونت علیه زنان

بیست و پنج نوامبر روز جهانی منع خشونت علیه زنان

خشونت علیه زنان را متوقف کنید

Tuesday, November 22, 2011

عباس آقا سلام اثری از زنده یاد رفیق سعید سلطانپور

y‎
عباس آقا سلام اثری از زنده یاد رفیق سعید سلطانپور چریک فدایی خلق ایران _ شاعر نویسنده نمایشنامه نویس و کارگردان انقلابی تئاتر

خشونت عليه زنان



خشونت عليه زنان
ناهيد جعفرپور

خشونت بر عليه زنان در سطوح جهاني و سطوح منطقه اي واقعيتي روزانه است. واقعيتي که فرهنگ، رنگ پوست، نسبت درآمد و سطح آموزش نمي شناسد و بخشا علني و بخشا غير علني زندگي بسياري از زنان را درسرتا سر جهان مملو از رنج و عذاب ساخته است. آمار و داده هاي منابع متفاوت تکان دهنده مي باشند. طبق منابع شوراي اروپا خشونت بر زنان در خانواده در سال هاي اخيرعامل اصلي مرگ بسياري از زنان در فاصله سني 16 تا 44 ساله بوده است. همچنين طبق اين داده ها يک سوم زنان در سرتاسر جهان اين نوع خشونت را تجربه نموده اند. مورد ضرب و شتم قرار گرفته، دچارسوء استفاده روحي و رواني و جنسي شده و شکنجه و حتي بقتل رسيده اند.
براي بسياري از زنان خانواده و محيط زندگي چيزي جز ترس به همراه ندارد. ترس از توهين و آزار و بي حرمتي و از دست دادن هر آنچه که انسان را به يک زندگي در چهارچوب شرف انساني وابسته مي سازد. خشونت بر عليه زنان در محيط خانواده و در جامعه آنچنان عادي شده است که در اکثر آمارهاي رسمي بشدت ناديده گرفته مي شود. سوء استفاده جنسي از زنان در محيط کار، استفاده ابزاري از پيکر زنان براي فروش کالا در رسانه هاي تصويري و تبليغات، فروش زنان و دختران تهيدست به بنگاه هاي تجارت سکس و صدها خشونت ديگر جزء واقعيت هاي روزانه جهانند. در بسياري از کشورها زنان فعال سياسي و زنان فعال اپوزيسيون دچار خشونت هاي سخت دولتي مي شوند و به زندان و شلاق و تجاوز و اعدام سپرده مي شوند. زنان اولين قربانيان جنگ ها و اختلافات درون و برون مرزي بوده و تجاوز جنسي به زنان مهمترين اسلحه جنگي به حساب مي آيد.
فقر و تهيدستي، وابستگي يا به حاشيه راندن انسانها منجر به خشونت بر عليه زنان مي شود. کسي که برعليه نابرابري و بي عدالتي و قدرت و وابستگي صحبت نکرده و اقدامي براي رفع آن نمي کند، بنابراين بايد در باره خشونت به زنان هم صحبتي نکند. زيرا خشونت و ستم بر عليه زنان زاده بي عدالتي و فقر و تهيدستي و قدرت و وابستگي است. خشونت بر عليه زنان را نمي توان موردي مورد تجزيه و تحليل قرار داد و براي رفع آن موردي اقدام نمود زيرا که اين نوع خشونت سيستماتيک است و تا به ريشه هاي آن دست نيابيم نمي توانيم در ريشه کن ساختن آن موفق شويم.
ساختار ها خود از کاراکتري خشن برخوردارند. در اين خشونت ساختاري موضوع بر سر مناسبات و روابط، نهاد ها و روش هاي تفکر و رفتاري است که به انسانها ضرر و آسيب مي رسانند و آنها را فلج مي سازند. زنان در اين گونه ساختار ها بسيار کم و نازل آموزش مي بينند، مشاغل خويش را از دست مي دهند، گرسنگي مي کشند، از مدد هاي اجتماعي و بهداشت عمومي و دارائي هاي فرهنگي بريده مي شوند و يا حوايج اساسي زندگي چون آب از آن ها گرفته مي شود. اين خود شرايط اجتماعي است که انسانها را در نحوه عمل و حرکتشان و امکان و فرصت براي توسعه شان محدود مي سازد. اين شرايط اجتماعي بايد تغيير کنند تا بتوان خشونت بر عليه زنان را از بين برد.
البته هر کجا که بتوان جلوي خشونت و سنگسار و اعدام و ظلم و تجاوز و... به زنان را گرفت حرکتي مثبت است اما اين خشونت سيستماتيک به زنان چون غده اي سرطاني است که اگر از ريشه کنده نشود همواره خود را در شکلي ديگر نشان خواهد داد. با وجود اين که فمنيست ها در گذشته بر عليه اشکال تبعيض و رهبري و وابستگي و در نتيجه تغيير مناسبات اجتماعي حرکت مي کردند اما در بيست سال گذشته مبارزه آنها سمت و سو و اهداف متفاوت ديگري را بخود گرفته است.
ايمانسيپاسيون تنها به برابري ميان زن و مرد تقليل يافته است و تلاش بر اين است که شرايط بازار را براي شرکت زنان در بازار بهبود دهند و يک سازگاري ميان شغل و خانواده ايجاد نمايند و توازن ميان نابرابري دستمزد زنان در مقايسه با دستمزد مردان به وجود آورند و درهاي کادر رهبري شرکت ها و آموزشگاه ها و دانشگاه ها را بروي زنان باز گشايند. اين ها همه درست و ارزش مندند اما در اينجا موضوع بر سر تشويق و فراهم کردن نياز هاي زنان ممتاز جامعه و برابر سازي زنان سفيد پوست کشور هاي شمال جهان نيست. اين سياست خشونت ساختاري و خشونت فيزيکي را بطور فردي بررسي مي کند. در اين سياست موضوع بر سر مقام داشتن در يک دانشکده و يا در يک شوراي اداري است و نه بر سر خشونت عمومي اجتماعي. خشونت ميان مناسبات تنها بصورت محدودي در اين مجادلات نقش پيدا مي کند و از ديده ها محو ميشود که بازار آزاد و مستقل به انسانها زيان مي رساند و تبغيض و وابستگي را نهادينه مي کند. نبايد فراموش نمود که بازار جهاني نه آزاد و نه بي رهبريت و نه بي سلطه و نه طبيعي است.
سال هاست که در اکثر کشورهاي جهان بشدت ارزش کار خانگي ( کار براي بازار در خانه)، کارمجاني شهروندي، کار مجاني و آزادانه اجتماعي و کار براي يک اقتصاد غير رسمي بالا رفته است. ايجاد شرايط توليد اجتماعي و زير ساختاري ( زير بنائي) بدين طريق از نو سازماندهي مي گردد. اکثر اين کارها از سوي زنان انجام ميشوند. شرايط بهبود بهره برداري ازسرمايه که از سال هاي 70 دچار بحران شده است، به هزينه زنان و سپردن کارهاي مزد ارزان و سخت و حتي مجاني که کسي حاضر به آنجام آن نيست به زنان، شرايط فوق استثماري را براي زنان ايجاد نموده است. اين سياست برابر سازي زنان نه سياست نئوليبرالي و نه سياست هاي جهاني سازي را مورد نقد قرار مي دهد. اگر اين سياست برابر سازي زنان قصد مبارزه بر عليه خشونت ساختاري بر عليه زنان را دارد بايد اين نقد ها را برجسته سازد.
اشکال خشونت بر زنان
همانطور که در بالا اشاره شد ريشه خشونت بر عليه زنان در ساختار جامعه نهفته است. اين به لحاظ تاريخي رشد نابرابر قدرت، شرايط تبعيض به زنان را در بسياري از بخش ها فراهم مي سازد. بخصوص در ساختار خانواده اين خشونت خود را آشکارا نشان مي دهد. دسته بندي اشکال متفاوت خشونت بر عليه زنان را مي توان بصورت زير نشان داد:
خشونت جسمي
ـ از ضرب و شتم گرفته تا تلاش براي قتل و در نهايت قتل زنان
ـ کتک زدن، به آتش کشاندن، سنگسار، سوء استفده جنسي، قتل با اسلحه سرد و گرم
ـ سوء استفاده جنسي به هنگام بارداري ( در حقيقت اولين قدمهاي خشونت به کودکان)
خشونت جنسي
ـ اجبار به رابطه جنسي و سوء استفاده از پيکر زنان علارقم خواست آنان
ـ تجاوز فردي و تجاوز جمعي به زنان
خشونت رواني و روحي
ـ انزواي زنان
ـ ايجاد ترس و وحشت
ـ تهديد، تهديد به خودکشي
ـ فشار، تهديد و اجبار
ـ توهين، تحقير ، افترا
ـ ترور رواني، ترور از طريق تلفن، تعقيب، مزاحمت و آزار
ـ خشونت بر عليه فرزندان
خشونت اقتصادي، خشونت مالي
ـ سوء استفاده از وابستگي و جلوگيري از استقلال مالي زنان
ـ سوء استفاده از بنيه قوي مالي در برابر بنيه ضعيف مالي زن و در تنگنا قرار دادن زن
ـ در تنگنا قرار دادن زن به لحاظ مالي بعنوان عامل فشار
خشونت بر عليه زنان خدشه دار کردن حقوق بشر است
دربند يک قطعنامه عمومي حقوق بشر جهاني به تاريخ 10.12.1948 آمده است که: تمامي افراد بشر آزاد زاده مي شوند و از لحاظ منزلت و حقوق برابر مي باشند. اين به آن مفهوم است که انسانها صرف نظر از جنسيت از حقوق مساوي و برابربرخوردارند. اما واقعيت امروز جهان تصوير ديگري را نشان مي دهد. زنان و دختران از حقوق بشردوستانه خود محروم مي شوند و در حقيقت اولين قربانيان نقض حقوق بشر مي گردند. نقض حقوق بشر براي زنان عبارتند از:
الف/ تجارت با زنان در تمامي جهان بعنوان نيروي کار ارزان، فحشاي اجباري و عروس سفارشي
ب/ عدم پذيرفتن تحت تعقيب بودن زنان به دليل جنسيتشان در امور پناهندگي کشورها
پ/ انکار حق تعيين سرنوشت زنان در مورد بدنشان. براي مثال فحشاي اجباري و ختنه زنان
س/ خشونت سکسيستي بر عليه زنان و دختران و سنگسار، اعدام و....
ش/ بريدن و تکه تکه کردن و بازار يابي اندام زنان از طريق فناوري ها ژنتيکي وتوليد مثل
خشونت بر عليه زنان بزبان آمار
طبق داده هاي شوراي زنان اتحاديه اروپا:
ـ از هر سه زن يک زن در طول عمرش يکبار مورد تجاوز، ضرب و شتم، اجبار به سکس و سوء استفاده هاي ديگر قرار مي گيرد
ـ خشونت در خانواده دليل اصلي مرگ و آسيب هاي جسمي زنان در فاصله سني 16 تا 44 سال مي باشد و اين آزار هاي جسمي و روحي درصد سرطان و بيماري هاي خطرناک جنسي را در زنان تشديد مي نمايد
ـ 70 درصد قربانيان قتل ها در سرتاسر جهان قتل زنان بدست هاي همسرانشان مي باشد.
ـ 40 درصد زنان جهان خشونت روحي رواني در خانواده را تجربه نموده اند
ـ تجاوز به زنان شايع ترين آزار به زنان در جهان است. در آمريکا براي مثال سالانه 700 هزار زن مورد تجاوز قرار مي گيرند. 14 درصد زناني که به آنها تجاوز مي شود در فاصله سني کمتر از 17 سال مي باشند. در فرانسه سالانه ميان 50 تا 90 هزار زن مورد تجاوز قرار مي گيرند که غالبا قربانيان شکايتي به مراجع قانوني نمي کنند.
ـ تجاوز جنسي به کودکان در سطوح جهاني به طرز وحشتناکي در حال رشد است. در يک بررسي و تحقيق در ژنو در ميان دختران 16 تا 17 ساله نتيجه گيري شده است که 20 درصد اين دختران حداقل يکبار مورد تجاوز جنسي قرار گرفته اند. در پرو در تحقيقي ديگر در باره دختران باردار بين 12 تا 16 ساله اين کشور نتيجه گيري شده است که 90 درصد اين دختران از طريق تجاوز جنسي باردار شده اند.
ـ آمار خشونت به دلائل فرهنگي و مذهبي بر عليه زنان در سرتاسر جهان وحشتناک است. طبق اين داده ها هم اکنون در سرتاسر جهان در حدود 130 ميليون زن ختنه شده اند و هر ساله 2 ميليون زن و دختر ديگر به اين سرنوشت دچار مي شوند. در هند سالانه 15000 زنان به خاطر جهيزيه به قتل مي رسند.
ـ بيش از 60 ميليون زن در جهان بدلائل سقط جنين و قتل دختران " مفقود" مي باشند. در آخرين سرشماري چين معلوم شد که نسبت جنسيت دختران با پسران تازه متولد شده بين 100:119 مي باشد در حاليکه استاندارد بيولوژيکي بين 100:103 قرار دارد. در پاکستان هر ساله بيش از 1000 زن بنام دفاع از ناموس بقتل مي رسند. همچنين در ترکيه سالانه 200 زن و دختر بنام دفاع از ناموس بقتل مي رسند. البته اين آمار هاي رسمي است.
ـ تجارت با زنان در سرتاسر جهان پر منفت ترين تجارت هاست. طبق تخمين ها سالانه 4 ميليون زن و دختر براي ازدواج هاي اجباري، فحشا، و بردگي خريد و فروش مي شوند. هر ساله دو ميليون دختر در فاصله سني 5 تا 15 ساله به فحشاي اجباري کشيده مي شوند. طبق آماري از سوئيس سالانه 1500 تا 3000 زن بعنوان قرباني تجارت با زنان به آن کشور وارد مي شوند. در اروپا طبق تخمين کميسيون اروپا در حدود 120000 تا 500000 زن از اروپاي شرقي و مرکزي چون کالا به کشورهاي غربي اروپائي وارد مي شوند.
ـ بيش از نيمي از مبتلايان به بيماري ايدز در سرتا سر جهان دختران جوان فاصله سني 15 تا 24 ساله مي باشند و بيش از 60 درصد آنها رابطه جنسي داشته اند.
ـ تجاوز به زنان در مناطق جنگي و جنگ هاي داخلي: براي مثال تنها به دو مثال از ميان ده ها مثال ديگر اشاره مي کنيم: در روآندا بهنگام جنگ داخلي 1994 بيش از نيم ميليون زن مورد تجاوز قرار گرفته اند. در بوسني در سه ماهه اول جنگ 1992بين 20 تا 50 هزار زن مورد تجاوز قرار گرفتند. آسيب هاي جسمي و رواني اين تجاوز ها غير قابل توصيفند. بسياري از اين زنان بهنگام اين تجاوز ها جان خود را از دست دادند و تعداد بسيار زيادي به بيماري ايدز مبتلا گشتند.
چگونه مي توان از زنان و دختران در برابر خشونت هاي خانوادگي و اجتماعي محافظت نمود
1/ در مرحله نخست قوانيني را که تبعيض ساختاري بر عليه زنان را باعث مي شود از بين برد و براي ايجاد واقعي عدالت جنسيتي در سياست و جامعه حرکت و برنامه ريزي نمود.
2/ براي محافظت از زنان در برابر خشونت هاي جنسي و خشونت در خانواده و اجتماع بايد قوانين پايه اي حقوقي ايجاد گردد و براي ضمانت اين قوانين خانه هاي بيشمار زنان تاسيس گردد و تامين مالي قانوني اين خانه هاي زنان و همچنين دسترسي نامحدود تمامي زنان و دختران بي توجه به اينکه از چه قشري بر مي خيزند و از کجا مي آيند و مليت و مذهب و مرام و فرهنگ و زبان آنها چيست، فراهم شود.
يک زندگي بدون خشونت و تبعيض ممکن است!

Tuesday, November 01, 2011

تظاهرات سراسری برای آزادی کارگران زندانی و کلیه زندانیان سیاسی در ایران



تظاهرات سراسری برای آزادی کارگران زندانی و کلیه زندانیان سیاسی در ایران
زمان :شنبه٥ نوامبر
ساعت ;19.30 تا 17.30
Münchner Freiheit: مکان
کانون ایرانیان آزادیخواه مونیخ /آلمان

وضعیت نامساعد جسمی فعال دربند حقوق زنان در اوین




خبرگزاری هرانا - محبوبه کرمی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین از لحاظ جسمی شرایط نامساعدی دارد و قادر به تحمل ادامهٔ حبس نیست.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، محبوبه کرمی زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین از مدتی پیش به دلیل ابتلا به کم خونی به سبب پایین آمدن هموگلوبین خونش، دچار سر درد‌های شدیدی شده است. وی هم چنین به دلیل تشدید این بیماری دوبار در بند به حالت نیمه بیهوش درآمده است.

پزشک زندان اوین به دلیل ابتلای وی به کم خونی احتمال اینکه وی به حالت کما برود را نیز داده است. بر اساس این تشخیص خانواده وی نیز اقدام به ارسال دارو به زندان کرده‌اند و هم چنین درخواست مرخصی استعلاجی نیز از سوی این زندانی ابلاغ شده است.

بر اساس تجویز پزشک زندان اوین وی جهت درمان بیماری می‌بایست آزمایشات پزشکی در خارج از زندان انجام دهد، اما با این وجود تا کنون وی برای انجام آزمایش به بیرون از زندان انتقال داده نشده است.
این در حالیست که خانم کرمی سابقهٔ چنین بیماری‌ای را نداشته و به نظر می‌رسد شرایط زندان و تغذیه نامناسب داخل زندان سبب ابتلای وی به این بیماری شده است.

گفتنی ست که بند زنان زندان اوین به علت نبود امکانات گرمایشی مدتی ست که به به شدت سرد بود و زندانیان هنگام خوابیدن مجبور بودند که با خودشان بطری آب گرم زیر پتو ببرند و این معضل با بیماری نامبرده نیز همزمان شده بود.

لازم به یادآوری ست که محبوبه کرمی، فعال حقوق بشر زنان از اردی بهشت ماه سال جاری تاکنون جهت گذراندن دوران سه سالهٔ محکومیتش در زندان محبوس است.

Thursday, October 13, 2011

.نخستین سالگرد درگذشت مرضیه؛ زنی از تبار شیدائیان


.نخستین سالگرد درگذشت مرضیه؛ زنی از تبار شیدائیان
تو خامشي، كه بخواند؟
تو مي‌روي، كه بماند؟
كه بر نهالك بي‌برگ ما ترانه بخواند


Wednesday, October 12, 2011

فیلم کامل "تهران من حراج"

یک سال حبس و ۹۰ ضربه شلاق برای مرضیه وفامهر، همسر ناصر تقوایی
مرضیه وفامهر، همسر ناصر تقوایی، به یک سال حبس تعزیری و ۹۰ ضربه شلاق محکوم شد. به گزارش سایت کلمه، این حکم که روز گذشته از سوی دادگاه صادر شده، به درخواست وکیل وی برای تجدید نظر ارسال شده است. مرضیه وفامهر اوایل تیرماه سال جاری بازداشت شد. بر اساس گزارش‌ها علت بازداشت این هنرمند بازی در فیلم «تهران من، حراج» اعلام شده است. تقوایی اما می‌گوید مجوز ساخت از سوی وزارت ارشاد داشته و برخلاف شایعات مطرح شده، این فیلم زیرزمینی نبوده است. طی ماه‌های اخیر فشارها بر هنرمندان روز به روز افزایش یافته و تعدادی از مستندسازان و بازیگران بازداشت و ممنوع‌الخروج شده و یا تحت فشارهای حقوقی و قضایی وادار به سکوت و انفعال شده‌اند.


چرا به جوک رشتی می خندیم؟



یاداشتی از پروفسور بیات استاد بخش
جامعه شناسی در دانشگاه تهران

چرا به جوک رشتی می خندیم؟


"یه روز یه رشتی وارد خونه میشه، می بینه زنش لخت روی تخت خوابیده ..."
"یه روز یه رشتی در کمد را باز می کنه، می بینه حسن آقا ..."

چه چیزی درباره لطیفه های رشتی خنده آور است؟


هنگامی که یک ماجرایی تعریف می شود که در آن فردی از میان ما بر خلاف همه آن انتظارات عمومی رفتار می کند، ما آن را بانمک و خنده دار می یابیم.


حالا بیایید ببینیم آن بخش از فرهنگ ما که در لطیفه های رشتی پنهان شده چیست.

در مورد لطیفه های رشتی، معمولا محور لطیفه یک مرد رشتی است که مرد دیگری با زنش خوابیده است. آنچه لطیفه رشتی را برای ما خنده دار می سازد معمولا دو حالت دارد. حالت یک اینست که مرد رشتی هالو است و متوجه نمی شود که مرد دیگری با زنش خوابیده است، و ما به حماقت او می خندیم. در این حالت به حماقت کاراکتر لطیفه می خندیم.

حالت دو اینست که مرد رشتی متوجه این رابطه جنسی می شود، اما واکنشی از خود نشان نمی دهد و به سادگی از کنار آن می گذرد. یعنی وضعیت تعریف شده در لطیفه با انتظارات ما بر اساس تربیت و جامعه پذیری و شناخت ما تناقض دارد و از این روست که وضعیت به نظر ما خنده دار می آید.

حالا بیایید حالت دو را در نظر بگیریم و نگاهی عمیق تر به دلیل خنده داربودن جوک های رشتی بیاندازیم.

مگر نه اینکه انتظار داریم که هر مردی وقتی که مرد دیگری را با زنش می بیند، عصبانی شده، غیرتش به جوش بیاید و بزند یکی از آن دو یا هر دو را بکشد؟ و واکنش خونسرد و عاری از خشونت مرد رشتی ما را به خنده می اندازد!

در فرهنگ ما، ناموس و غیرت** متاسفانه چنان ریشه دوانده که بدون آنکه آگاهانه بدان بیاندیشیم، در ذهنیت ما همواره جاری است.

اول از همه اینکه ما زن را ناموس مرد می دانیم و هنوز باور نداریم که زن هم یک انسان است که اختیار خود را دارد. یک دلیل خنده دار بدون جوک رشتی اینست که زن را هنوز ابزار جنسی برای استفاده مرد می دانیم. هر مردی که دستش برسد، به زن مرد رشتی تجاوز می کند و کنار او می خوابد. زن اعتراضی نمی کند، چیزی نمی گوید، و اصولا در همه جوک های رشتی کاراکتری ندارد، و هنگامی که مردی به سراغ او نمی آید هیچ اعتراضی نمی کند. زن رشتی انتخابی ندارد، اعتراضی ندارد، صدایی ندارد، فقط یا لخت روی تخت خوابیده، یا مورد تجاوز مرد همسایه و بقال و حسن آقا قرار می گیرد. زن رشتی در همه ی این لطیفه ها فقط "ناموس" مرد رشتی است! مرد رشتی هم که به ناموس اهمیتی نمی دهد، پس هر مردی می تواند به زنش دست درازی کند.

دوم اینکه مرد باید "غیرت" داشته باشد، یعنی اینکه از "ناموس" خود دفاع کند و اگر مرد دیگری را با زن خود دید، از خود خشونت نشان دهد** و خون بریزد!اینکه مرد رشتی بدون ارتکاب خشونت از کنار ماجرا رد می شود، برای ما بشدت خنده دار است.

آخرین جوک رشتی را که شنیده اید به خاطر بیاورید و به جای "مرد رشتی" یک "مرد سوئدی" را در آن قرار دهید. آیا بازهم بانمک و خنده دار است؟ طبیعی است که از مرد سوئدی انتظار نمی رود که دست به چاقو بزند و زن خود یا مرد دیگر را بکشد! فرهنگ و قانون کشور سوئد متفاوت است.

این وضعیت رقت بار فرهنگی ماست! به عنوان روشنفکر به نقد حکومت جمهوری اسلامی می پردازیم که چرا دست به سنگسار می زند، ولی کمتر به نقد فرهنگ ناموسی و غیرت پرستی خودمان می پردازیم که مسبب قتل زنان و دختران بسیاری در این مملکت بوده و هست.

برای اینکه عمق این وضعیت رقت بار روشن تر شود، اجازه دهید چند خطی از کتاب «فاجعه خاموش (قتل های ناموسی)» به قلم پروین بختیار نژاد *** را در اینجا نقل کنم.

***
"شیدا زن 16 ساله مریوانی که یک کودک 2 ساله نیز داشت ... در حال حرف زدن با مردی در خیابان توسط برادرش به قتل رسید.
مردی به علت سوءظن به همسرش او را پس از 29سال زندگی مشترک در برابر دیدگان فرزندانش به قتل رساند.
خانواده‌ای در خوزستان در کیف دختر خود کارت تبریکی بدون امضاء یافتند. دختر توسط عمویش به قتل رسید و خانواده آن دختر قاتل را بخشیدند.
سعیده دختر 14 ساله بلوچستانی به دلیل شک پدر به او، به وسیله پدر، برادر و دوستان برادرش سنگسار شد و به قتل رسید.
دلبر خسروی، دختر 17 ساله‌ای در دهی نزدیکی مریوان، به دلیل داشتن قصد طلاق از همسر ناخواسته و اجباری خود، توسط پدرش سر بریده شد.
مردی 46 ساله‌ای همسر صیغه‌ای و نوجوانش را که 15 سال بیشتر نداشت به دلیل سوءظن با ضربات چاقو مجروح کرد و مردی که در خیابان در حال حرف‌زدن با او بود را با ضربات چاقو به قتل رساند.
در دزفول، جاسم که خود دارای سه زن بوده دختر 15 ساله‌اش را به دلیل اینکه فکر می‌کرد عمویش به او تجاوز کرده، سر برید.
باز در دزفول، مردی با سوءظن به همسر دومش و با ادعای اینکه پسرش متعلق به او نیست، سر وی و فرزند 7 ساله‌اش را برید.
زهرا دختر 7 ساله اهوازی زمانی که مادرش بر سر اختلافی با شوهرش (پدر زهرا)، به همراه وی به منزل پدری‌اش می‌رود، پس از بازگشت مورد سوءظن پدر خود قرار می‌گیرد. پدر به زهرای 7 ساله شک می‌کند که شاید زمانی که او در منزل پدربزرگش بوده، مورد تجاوز دایی‌اش قرار گرفته باشد. وی با این سوءظن به دست پدر کشته می‌شود."
***

پروین بختیارنژاد در این کتاب تلاش کرده نمایی از فاجعه خاموش را به ما نشان دهد. مردهایی که او به ما نشان می دهد، مردهایی که سر دختر 7 ساله، خواهر 17 ساله و زن 15 ساله خود را می برند، مردهایی که هیچکدام "مرد رشتی" نیستند. اینان همه مردان باغیرتی هستند که از ناموس خود دفاع می کنند و واکنش آنها همخوان با انتظارات فرهنگی ماست، و از این رو برای ما خنده دار نیست!

ولی آیا واقعا اینطور است؟ آیا ماجرای قتل های ناموسی گریه آور نیست؟ اگر ما واقعا از هر مردی که زن یا دختر یا خواهر خود را با مرد دیگری می بیند انتظار نداریم که دست به جنایت بزند، چرا به جوک های رشتی می خندیم؟ وقت آن نرسیده که از خود بپرسیم فرهنگ خشونت ناموسی را چرا پذیرفته ایم؟


آیا بهتر نیست آرزو کنیم .. هیچ زن و دختری قربانی خشونت ناموسی نشود؟

برنده نوبل صلح جايزه خود را به فعالان بهار عربی تقديم کرد

رنده نوبل صلح جايزه خود را به فعالان بهار عربی تقديم کرد



به گزارش خبرگزاری فرانسه از اسلو، دو زن لیبریایی و یک زن یمنی به طور مشترک به عنوان برندگان جایزه نوبل صلح دو هزار و یازده اعلام شدند.

کمیته نروژی نوبل جمعه اعلام کرد جایزه نوبل صلح را به آلن جانسون سیرلیف رئیس جمهور لیبریا و لیماه بووه فعال لیبریایی و همچنین توکل کرمُن فعال یمنی می دهد.
...
توربیوئرن یاگلاند رئیس کمیته نوبل اعلام کرد: این سه نفر به خاطر مبارزه غیر خشونت آمیز در زمینه امنیت زنان و حقوق آنها در مشارکت در روند صلح مستحق دریافت جایزه صلح نوبل شناخته شدند.

توکل کرمن ، یکی از سه زن برنده جایزه نوبل صلح امسال ، جایزه غیر منتظره خود را به فعالان بهار عربی تقدیم کرد .

خانم توکل کرمن اهل یمن با اشاره به اعتراضات مردمی دمکراسی خواهانه در خیابانهای اغلب کشورهای عربی گفت : من جایزه نوبل صلح خود را به همه فعالانی تقدیم می کنم که در بهار عربی به ایفای نقش می پردازند

.تبعيض و استثمار زنان در جهان

ناهيد جعفرپور:

زنان در جهان سوم,

صدها سال است که زنان در سرتاسر جهان تحت ستم و تعقيب رنج ميبرند، استثمار ميشوند، مورد تهديد قرار مي گيرند و از آنها سوء استفاده ميشود. در حاليکه زنان در کشورهاي صنعتي بخشا موفق شده اند به حداقل برابري حتي اگر روي کاغذ دست يابند، شرايط زنان در جهان سوم همچنان چون گذشته همواره فاجعه بار تر ميگردد.

به ويژه در زمينه اقتصادي نابرابري و بي عدالتي اجتماعي در ميان زنان چشمگير است: در سطح جهان زنان ميان دو سوم و سه چهارم تمامي مشاغل را انجام مي دهند و 45% مواد غذائي جهان را ( در کشورهاي در حال توسعه حتي تا 80%) توليد مي کنند. اما تنها 10% از درآمد حاصل از توليدشان را دريافت مي کنند و تنها 1% از کل مالکيت خصوصي را در اختيار دارند.

بنابراين زنان براي بخش بزرگي از کارشان مزدي دريافت نمي کنند: خانه داري، تربيت فرزندان و در جهان سوم همچنين کار زراعي عمدتا به عهده زنان است. آنها حتي از کمک هاي نقدي براي توسعه به هيچ وجه برخوردار نمي شوند: وام ها غالبا به مردان داده ميشوند. زنان با وجود اينکه غالبا تا 82% بيشتر از مردانشان کار زراعت را انجام مي دهند اما حقي در سود حاصله از پروژه هاي توسعه را ندارند.

غالبا زنان کارگر يا بعنوان کارگران مزد ارزان در کارخانه جاتي که اکثرا مالکينش کنسرن هاي غربي مي باشند، کار مي کنند و يا از طريق فروش سبزي جات و کارهاي دستي و يا خود فروشي امرار معاش مي نمايند. به ويژه در برخي از کشورهاي آسياي شرقي با پشتيباني زنجيره هتل هاي بين المللي و شرکت هاي هواپيمائي از زنان و کودکان تهيدست براي سکس توريسم سوء استفاده مي گردد و منافعي فراوان حاصل مي گردد.

در سرتاسر جهان بيش از يک ميليارد انسان دچار سوء تغذيه مي باشند و تقريبا روزانه 50000 نفر در جهان از سوء تغذيه جان خويش را از دست مي دهند. غالب اي اين افراد زنان و کودکان مي باشند. در بسياري از فرهنگ ها مردان ارزششان بسيار بيشتر از زنان است و در ابتدا مردان بايد سير شوند و با پس مانده غذا زنان شکم خود را سير نمايند به همين منظور مثلا در شمال هند 21% فرزندان دختر و تنها 3% فرزندان پسر دچار سوء تغذيه مي باشند. در بسياري از کشورها سوء استفاده و آزار شديد زنان و دختران امري مشروع است. براي مثال کتک زدن زنان و دختران از سوي مردان بنفع عفت خانواده و جامعه است و امري طبيعي است و از مجازات برخوردار نيست و يا قتل هاي ناموسي، فروش دختران و ده ها خشونت خانگي و اجتماعي. ميليون ها دختر در کشورهاي جهان سوم ختنه مي شوند تا بدينوسيله از آنها زني مطيع و تحت فرمان و امين به شوهر ساخته شود. از آنجا که ختنه زنان غالبا بصورت سنتي و با آلات غير بهداشتي انجام مي شود آمار بالائي از دختران به خاطر خونريزي شديد جان خود را از دست داده و يا تمام عمر دچار نقص عضو و بي حسي در ناحيه شکم گشته اند. وضعيت زنان در مناطق جنگي وحشتناک تر از موقعيت هاي عادي است تجاوز به زنان ووو از جمله آسيب ها است که در برابر آن از سوي جامعه ملل سکوت برقرار است.

آزار و اذيت و تعقيب سيستماتيک زنان در بسياري از کشورها مانند هندوستان جائي که فرزندان دختر سقط گشته و يا پس از تولد کشته مي شوند، امري عادي است. زيرا که در اين کشورها براي فرزند دختر بهنگام ازدواج بايد جهيزيه زيادي چه نقدي و چه کالائي به خانواده داماد پرداخت شود اما براي فرزند پسر بر عکس است. افزون بر اينکه فرزند پسر در آينده سرپرست و در حقيقت بيمه دوران پيري والدين است. در هند هنوز هم زنان زماني که جهيزه کافي نپرداخته باشند و يا خانواده زن تهيدست باشد و قادر به پرداخت جهيزيه نباشد و يا زن سرکش باشد به همراه شوهرانشان سوخته مي شوند. تعقيب قضائي اين گونه قتل ها با وجود اينکه در قوانين هند ممنوع است اما غالبا به لحاظ مسائل فرهنگي انجام نمي گيرد.

طبق گزارش سازمان ملل متحد آمار قتل زنان در سرتاسر جهان همواره در حال افزايش است ( طبق آمار اخير در حدود 52%). در هند، پاکستان، آلباني و بسياري از کشورهاي عربي اين آمار چشم گير است.

در حاليکه فقر در جهان سوم در حال رشد است و هر روز انسانهاي بيشتري ساکن مخروبه ها و زاغه هاي حاشيه شهر ها مي شوند، بسياري از اين کشورها ميليارد ها دلار براي تسليحات هزينه مي کنند: هند و پاکستان و چين قدرت اتمي مي باشند.

شرايط زنان در اين کشورها ( گذشته از تغييرسيستم سياسي و اقتصادي در سطح کلان اين کشورها) تنها مي تواند از طريق استقلال اقتصادي زنان، فرصت هاي آموزش و آگاهي زنان به حقوقشان از جمله ازطريق پروژه هاي هدفمند توسعه ارتقا و بهبود يابد.

واقعيت: اگر جائي در جهان اقليتي قومي اين چنين مانند زنان تحت آزار و تبعيض و تعقيب قرار مي گرفت، سازمان هاي بين المللي مطمئنا مدتها بود که يا به تبيض کنندگان حمله نموده و يا حداقل بعنوان نسل کشي اعلام جرم نموده بودند. اما زماني که حقوق انساني زنان خدشه دار مي شود طرفداران و حاميان " دخالت هاي بشردوستانه" و " صلح خواهان" و " پليس هاي جهان" چشم هاي خود را مي بنندند. زيرا که آنان خود از استثمار زنان نفع مي برند.

1/ بنا براين جمع بندي نقش اجتماعي زنان و موقعيت آنها در جهان سوم از طريق فاکتور هاي زير خلاصه و مشخص مي شود:

الف/ زنان کار اجتماعي ضروري را بدون دريافت درآمدي قابل مشاهده و درآمدي شخصي انجام مي دهند.

ب/ زنان چه به لحاظ حقوقي و چه به لحاظ اجتماعي و چه به لحاظ اقتصادي بسيار پائين تر از مردان قرار گرفته اند و در بسياري از کشورها حتي آن حقوق حداقل نوشته شده در باره زنان هم به هيچ وجه اجرا نمي شود.

ت/ حضور زنان در فرهنگ آموزشي و فرهنگ سياسي يا بسيار کمتر از مردان است و يا اصولا وجود ندارد.

س/ نقش زنان در تمامي عرصه ها به لحاظ موجوديتشان و به لحاظ جنسيتشان در غالب کشورهاي جهان سوم ازاهميت بسيار محدودي برخوردار است

ش/ زنان به لحاظ موقعيت اجتماعيشان در بخش صنايع به لحاظ دستمزد و ساعات کار نسبت به مردان ( چه در کارخانه جات و چه توليد در خانه براي کارخانه جات و چه کار براي بازتوليد نيروي کار و...)بشدت استثمار مي شوند و غالبا کار آنها در آمار هاي رسمي بحساب نمي آيد.

2/ شرايط زندگي

الف/ کار زنان در روستا ها و کارخانه جات : کار زنان بر روي مزارع، خانه داري، مراقبت از فرزندان و سالمندان خانواده، کيلومتر ها راه رفتن براي تامين آب خوراکي و ابزار سوخت ( هيزم و..)، تهيه آرد براي نان، جمع آوري ميوجات و سبزي جات براي تامين خوراک روزانه، ذبح حيوانات اهلي براي تهيه گوشت، تعمير و دوخت البسه و وسائل خواب ( تشک و لحاف)، صنايع دستي چون سبد و فرش و گليم و.....مي باشد و غالبا زنان در اين بخش به کار توليد مواد غذائي روي مزارع و همچنين کارهاي دستي براي ارائه به بازار هاي محلي و فروش اين محصولات در آن بازار ها يا توليد براي واسطه ها مشغولند. غالب همسران اين زنان به بخش صنايع شهرها رفته و درکارخانه جات و يا مزارع صنعتي بکار مشغول شده و از اين روي بار سنگين گذران امور خانواده و سرپرستي خانوار به عهده اين زنان است. با افزايش بيکاري مردان در جهان سوم مسئوليت کار بر روي زمين و تجارت خرد در بازار هاي محلي از زنان گرفته شده و اين مسئله خود باعث شده است که زنان موقعيت اجتماعي خود را در خانواده از دست بدهند. زمان متوسط کار زنان در بخش روستائي روزانه ميان 15 تا 16 ساعت مي باشد. در شهرها با زنان کارگري روبرو مي شويم که بعنوان کارگر کارخانه ( معمولا در بخش بسته بندي) خدمتکار، دست فروش، پرستار، سکرتر، معلم، کارگر ساختماني و تن فروش ..... مشغول بکارند.

ب/ آموزش: درجه بيسوادي زنان بالا تر از درجه بيسوادي مردان است. وزنه آموزش زنان بيشتر بر آموزش تعليم و تربيت و مشاغل مراقبت هاي ويژه استوار است.

ب/ موقعيت اجتماعي: مدل زن خانواده که پاداشش مادر بودن و جنسيتش است و فضيلتش پاکدامني، بکارت، فرمانبرداري، زرنگي و باروري اش مي باشد.

ت/ موقعيت حقوقي: غالبا هيچ تضمين حقوقي براي برابري زنان با مردان در برابر قوانين وجود ندارد بلکه برعکس بيشتر يک سري قوانين بشدت افراطي مانند قانون ارث، قانون ازدواج و طلاق و قانون مالکيت و.... بر زندگي زنان حکمفرماست. بخصوص در قانون طلاق و حضانت فرزند زنان بشدت تحت فشار بي قانوني قرار دارند و اگر قانوني هم اجرا ميشود برخواسته از سنن و فرهنگ و دين ووو که خود شرايط صددرصد بي حقوقي و پايمال شدن حقوق انساني را براي آنان به همراه دارد.

س/ بهداشت و سلامتي: به لحاظ رشد فشار کاري و حاملگي هاي متعدد درجه طول عمر زنان در کشورهاي در حال توسعه در مقايسه با مردان بسيار پائين تر است.

ش/ جنسي: جنبش هاي زنان ختنه زنان در کشورهاي جهان سوم را بعنوان يک ويژگي آشکار جنسي که از سوي ديگري تصميم گيري ميشود و تحت پيگرد قانوني قرار نمي گيرد ارزيابي مي کنند. مسئله اي که بطور رسمي در غالب اين کشورها با پيروي از فرهنگ و سنن و مذهب مورد بر عليه زنان و بدون خواست آنها به اجرا در مي آيد.

ج/ حضور سياسي: همواره در برخي از کشور هاي جهان سوم اتحاديه هاي زنان وابسته به دولت ها وجود دارند که عملا هيچ معناي واقعي براي زنان به همراه ندارند. احزاب تحت تاثير آراء مردان قرار داشته و همچنين تعداد زنان فعال سياسي در اين احزاب نسبت به مردان اندکند و احزابي هم وجود دارند که زنان در آن ازحق راي محدود برخوردارند. سازمان هاي سياسي زنان و سازمان هاي غير دولتي زنان معمولا فعاليت زير زميني دارند و چهره هاي شناخته شده آنان تحت پيگرد و آزار و دستگيري و شکنجه و... قرار مي گيرند.

3/ جنبش هاي زنان و جنبش هاي آزادي بخش

جنبش جهاني زنان در پروسه برابر حقوقي افراد و مشکلات جنوب/شمال جهان وضعيت زنان را مورد بحث و گفتگو قرار داده است. زن بودن به اين مفهوم است که در يک موقعيت پائين تر اجتماعي نقش مادر را قبول نمود و جنس دوم را تشکيل داد. اين نقش را شايد بتوان تصور نمود اما علل اجتماعي آن کجا قرار دارد؟

خطوطي از بحث هاي جنبش جهاني زنان:

1/ پدرسالاري جهاني

الف/ از طريق ساختار هاي قدرتي در خانواده ( مرد مسئول بيرون است و زن مسئول درون خانواده)

ب/ از طريق تقسيم کار اجتماعي ( کار مزدي و کار خانگي) و نابرابري حقوقي ميان مردن و زنان

ت/ از طريق موقعيت اجتماعي

2/ جامعه طبقاتي: مسئله اي که با آن کاملا در تمامي کشورهاي جهان سوم روبرو هستيم و شرايط زندگي در اين کشور ها وابسته (سرمايه داري) به آن است. به مفهوم بيشترين بهره با حداقل سرمايه گذاري تحت شرايط استثمار و استفاده از آخرين نيروي کار ضعيف ترين بخش هاي اجتماعي و انهدام تمامي مناسبات اجتماعي

4/ سنت ها، ايدئولوژي، مذهب و فرهنگ: در مبارزات آزادي بخش ملي کشورهاي جهان سوم غالبا آزادي و برابر حقوقي زنان بعنوان جنبشي مستقل در سايه قرار مي گيرد. به اين صورت که همواره بعد از يک مبارزه آزاديبخش ملي زنان مي بايست چون گذشته به تقسيم کار گذشته خود باز گردند و مردان از مزاياي آزادي جديد خود بهره برند.

در حاليکه زنان بخش مهم تمامي جنبش هاي آزاديبخش را تشکيل مي دهند و غالبا بخش هاي راديکال جنبش انقلابي را سازماندهي مي کنند

استفاده از ماخذ هاي زير:

Kay-Michael Schreiner / Johanna Skrodzki,

زنان در جهان سوم

Peter Hammer Verlag, 3. Auflage 1986

Rose Gauger / Ulrike Helwerth,

ما مورچه گان جنبش هستيم ـ زنان در آمريکاي لاتين

Schwarzwurzel-Verlag, 1. Auflage 1982

Friday, August 26, 2011

یادواره قتل عام زندانیان سیاسی



یادواره قتل عام زندانیان سیاسی
نه فراموش می کنیم و نه می بخشیم
زمان : شنبه 2011.8.27
ساعت : 18 تا 20
Neuhauserstr. 8,,
(Fußgängerzone) , München
کانون ایرانیان آزادیخواه مونیخ /آلمان








Kundgebung
23. Jahrestag der Hinrichtungswelle der politischen Gefangenen im Jahre 1988
Aufruf an den Sicherheitsrat der vereinten Nationen:
Die Verantwortlichen müssen wegen Verbrechen gegen die Menschlichkeit vor ein internationales Gericht gestellt werden.
Samstag, 27.08.2011,
18:00 bis 20:00 Uhr
Neuhauserstr. 8,,
(Fußgängerzone) , München