Wednesday, March 07, 2007

ستم بر زنان موقوف



حجاب=زندان
آزاد
ی پوشش
نه به آپارتاید جنسی
ستم بر زنان موقوف
حقوق زنان جهان شمول است
هشت مارس نه به زندان نه به جنگ بهداشت آموزش حق مسلم کودک
زندانی سیاسی آزاد باید گردد ...

تجمع گسترده معلمین




تجمع گسترده معلمین
دربرابر مجلس برگزار شد

هزاران معلم و فرهنگی، در اعتراض به وضع نابسامات معیشتی خود دیروز در برابر مجلس جمع شدند. شمار اجتماع کنندگان تا 5 و حتی 10 هزار تن تخمین زده شده و این در حالی است که سیمای جمهوری اسلامی بناگهان از دو روز پیش سانسور این نوع اخبار را لغو کرده و خبر تحصن فرهنگیان در برابر مجلس را با آب و تاب، برای روز دوشنبه اعلام کرده بود. این درحالی بود که تحصن فرهنگیان برای روز شنبه(دیروز) تدارک دیده شده و اعلام شده بود. به این ترتیب سیمای جمهوری اسلامی سعی کرد با این اقدام خود از حضور فرهنگیان در تحصن دیروز در برابر مجلس جلوگیری کند!
معلمین و فرهنگیان سراسر کشور نه تنها خواهان رسیدگی به وضع معیشتی خود هستند، بلکه نسبت به امنیتی و نظامی شدن فضای آموزش و پرورش اعتراض دارند و در تظاهرات دیروز در مقابل مجلس در این زمینه نیز شعار دادند.
شماری از نمایندگان مجلس از صندلی های خود جدا شده و برای دیدن این تحصن از ساختمان مجلس بیرون آمدند اما هیچیک جرات نکردند سخن بگویند."مشكل ما حل نشه، مدرسه تعطيل مي شه" و "توپ و تفنگ نداريم، دانش آموز مي آريم" و "دولت بی کفایت، خجالت خجالت"، "مجلس به این بی غیرتی، هرگز ندیده ملتی" از جمله شعارهای دیروز معلمان بود. درپایان نیز اجتماع کنندگان وعده دادند که در صورت عدم رسیدگی به خواسته های آنها، این اعتراض و تحصن ادامه خواهد یافت. پنجشنبه ای که در پیش است، بعنوان روز دیگری برای جمع شدن در برابر مجلس اعلام شده است
.

Tuesday, March 06, 2007

همراه شو عزیز


امضاء کنید

فراخوان تجمع روز جهانی زن

فراخوان تجمع روز جهانی زن درایران
روز جهانی زن را در زمانی گرامی می داریم که هنوز سایه قوانین تبعیض آمیز بر سر زنان میهنمان سنگینی می کند، سیاستهای جداسازی و سهمیه بندی جنسیتی با شدت هر چه تمام تر اعمال می شود، جنگ طلبان با کوبیدن بر طبل جنگ، آرامش و امنیت را از مردم سلب می کنند، حقوق بشر به طور مستمر نقض می شود، زنان، کودکان و سایر قربانیان خشونت و بی عدالتی، پناهی نمی یابند و آسیبهای اجتماعی و فقر هر چه بیشتر چهره ای زنانه به خود می گیرد. در این شرایط، زنان با تلاشهای خستگی ناپذیر در مسیر احقاق حقوق انسانی، شهروندی و جنسیتی همچنان پای می فشارند.
ما با تاکید بر خواسته های دمکراتیک و مسالمت جویانه خود، از همه زنان و مردان آزاد اندیش دعوت می کنیم برای تجدید میثاق و ابراز همبستگی تا رفع هر گونه تبعیض و نابرابری و بی عدالتی علیه زنان، به تجمع ما که در روز 8 مارس، 17 اسفند 85 از ساعت 2 تا 3 بعد از ظهر در مقابل در اصلی مجلس برگزار خواهد شد، بپیوندند.
گروه هماهنگ کننده: شهلا انتصاری، شادی صدر، محبوبه عباسقلی زاده، فاطمه گوارایی، مینو مرتاضی لنگرودی، رضوان مقدمامضا کنندگان
اشرف چیتگر زادهاعظم اکبر زادهافروز مغزیاکرم اصانلوآمنه شیرافکنبهاره دولوبهاره هدایتپروانه میلانیپروین اردلانپروین بختیار نژادپگاه حمزه ایجهان فیروزه ایحمیده ابراهیمیخدیجه حسینیدلارام علیرضوان مقدمروشنک غیاثیانزارا امجدیانزهرا اکبر زادهزهرا حیدر زادهزهرا داوریزهرا مینوییزینب پیغمبر زادهزینب مختاریژیلا بشیریسارا اسمی زادهسارا کرمانیانسارا لقاییساقی لقاییسحر ابونصرسحر مرانلوسعیده اسلامیسکینه قنبریسمیرا صدریسهیلا طهماسبی فرسونیا ترکمانسیما مدنیشادآفرین قدیریانشادی صدرشفیقه حمید زادهشهره نامجوشهلا انتصاریشهلا ذاکرشیرین عبادیفائزه اثنی عشریفاطمه توقیریفاطمه گواراییفاطمه نجاتیفرزانه روستاییفرشته ذاکرگیسو فغفوریگیلدا فرید مجتهدیگیلدا مجتهدیمتین دخت صالحیمحبوبه عباسقلی زادهمرضیه مرتاضی لنگرودیمرضیه نوربخشمریم شبانیمریم ضیاءمریم عرب عامریمریم قنبریمریم کیان ارثیمریم محبوبمریم محمودخواهمنصوره سلیمیمنصوره شجاعیمهسا امرآبادیمهناز محمدیمهین پیرکهمینا جعفریناهید توسلیناهید کشاورزنسرین افضلینسرین فرهومندنسرین فیروزه اینسرین ملکینفیسه زارع کهننگار انساننوشین احمدی خراسانینیره توکلینیلوفر انساننیلوفر گلکارهاله سحابیهدی عمیدهما خداوردی
حمایت کنندگان
امیرحسین امیریپیمان عارفحمید بی آزارحمیدرضا ایمانیرضا نیرورضی جعفر زادهروزبه میرچرخچیانساسان آقاییسید داود رضویسید داود رضویعلی تدین علی عبدیعیسی سحرخیزفرید هاشمیمححسن مالجومصطفی نیلیمنصور حیات غیبیهانی ساداتی

Sunday, March 04, 2007

در آستانه روز جهانی زن


بازداشت دستکم 36 نفر ار فعالان جنبش زنان در جریان تجمع در برابر دادگاه انقلا ب

درميان زنان یازداشت شده چهره های مختلفی از روزنامه نگاران، نويسندگان و فعالين حوزه زنان ديده می شوند.
تعدادی از فعالان حقوق زنان در ایران بازداشت شدند

نيروهای پليس امنيتی، صبح روز يکشنبه، ۱۳ اسفند، بين ۲۷ تا ۴۰ نفر از فعالان جنبش زنان را در برابر دادگاه انقلاب بازداشت کردند.
سايت ادوار نيوز، ارگان سازمان دانش آموختگان ايران(ادوار تحکيم وحدت)، اعلام کرد: تجمع آرام فعالين جنبش زنان در برابر دادگاه انقلاب، در اعتراض به فشارهای امنيتی وارد آمده، و احضار های متعدد اين فعالان، که از ساعت ۸/۳۰ صبح روز يکشنبه، آغاز شده بود با حمله پليس امنيتی، و بازداشت ۲۷ نفر به خشونت کشيده شد.
در همين ارتباط، سايت روزنا، وابسته به حزب اعتماد ملی، نيز خبر داد که بيش از ۴۰ نفراز فعالان حقوق زنان، در آستانه روز جهانی زن و در مقابل دادگاه انقلاب تهران، بازداشت شدند.
به گزارش اين سايت خبری، اين افراد که همزمان با دادگاه پنج نفر از فعالان حقوق زنان، دستگیر شده در تجمع ۲۲ خرداد در ميدان هفت تير، در مقابل دادگاه انقلاب تهران حضور يافته بودند، همگی بازداشت شدند و به مراکز انتظامی انتقال يافتند.
درميان اين زنان چهره های مختلفی از روزنامه نگاران، نويسندگان و فعالين حوزه زنان ديده می شوند. در اين ميان، به گزارش ادوارنيوز، آسیه امينی، ژيلا بنی يعقوب، محبوبه عباسقلی زاده، محبوبه حسين زاده، سارا لقمانی، زارا امجديان، مريم حسين خواه، جلوه جواهری، نيلوفر گلکار، پرستو دوکوهکی، زينب پيغمبر زاده، مريم ميرزا، ساغر لقايی خديجه مقدم، ساقی لقايی، ناهيد کشاورز، مهناز محمدی، نسرين افضلی، طلعت تقی نيا، فخری شادفر، مريم شادفر، الناز انصاری، فاطمه گوارايی، آزاده فرقانی، سميه فريد،

مينو مرتاضی و سارا ايمانيان از جمله دستگير شدگان هستند نقل از رادیو فردا

Sunday, February 18, 2007

پس از بیست و هشت سال از حاکمیت مستبدان دینی در ایرا

پس از بیست و هشت سال از حاکمیت مستبدان دینی در ایران

پانزده ساله هائی که درجمهوری اسلامی
به حجله فحشاء می روند

گفتند: فوتبال خطرناک است، دوچرخه سواری فحشاست، ورزش دختران
در ميادين ممنوع، سن بلوغ 9 سالگی، ... امر "امر معروف" و نهی "نهی منکر

هر سال 15 درصد به آمار دختران جوان فراری ايران اضافه می شود. شمار زيادی از اين دختران فراری اسير شبکه های خريد و فروش زنان و دختران شده و سر از شيخ نشين های خليج فارس در می آورند.

بر اساس‌ گــزارش‌ «ســازمــان‌ بـيــن‌المللـی مـهـاجـرت‌» خريد و فروش‌ زنان‌ و دختران‌ سالانه‌ 8 ميليارد دلار برای باندهای مافيايی درآمد دارد. بطوری كه‌ قاچاق‌ زنان‌ پس‌ از قاچاق‌ اسلحه‌ و مواد مخدر، سومين‌ قاچاق‌ پردرآمد دنيا محسوب‌ مي‌شود
زنـان‌ و دختـران‌ كشـورهای اروپای شرقی و جمهوري‌های استقلال‌ يافته‌ شوروی سابق‌ بيشترين رقم را در اين تجارت انسانی به خود اختصاص داده اند و در ايران‌ نيز با توجه‌ به‌ رشد سالانه‌ 15 درصدی دختران‌ فراری، آمار تجارت زنان و دختران بـه‌ شكل‌ نگران‌ كننده‌يی در حـــــال‌ افــــــزايـش‌ اسـت‌.
فرار كودكان‌ 8 تا 17 ساله‌ از منزل‌ همه‌گير شده است و نيز شيوع‌ اين‌ پديده‌ در ميان‌ دخـتـران‌ شدت‌ يافته،‌ بطوری كه‌ سن‌ فحشا را نيز بشدت‌ كاهش‌ داده‌ است و‌ به‌ همين‌ دليل در ميان‌ فراريان‌ زنانی ديده می شوند که در سن‌ 15 سالگی در شبکه فحشاء قرار گرفته اند.

بيشترين‌ آمار دختران‌ فــراری مـتـعـلــق‌ بــه‌ اسـتــانـهـای كرمانشاه‌، لرستان‌، همدان‌، خراسان‌ و استان‌های شمالی كشور است. در اين‌ مناطق‌ به‌ دليل‌ وجود بافت‌ فرهنگی، تحكم‌ بيش‌ از حد بر دختران‌، معضلات‌ خانوادگی، ميزان‌ فرار دختران‌ بيشتراز پـسـران‌ است‌. توزيع‌ ناعادلانه‌ امكانات‌ رفاهی در كشور و رويای زندگی در تهران‌، دختران‌ شهرستانی را به‌ فرار تحريك‌ مي‌كند.
دخترانی كه‌ از شهرستان‌ها فرار مي‌كنند، ابتدا به‌ ترمينال ها و راه‌ آهن‌ پناه‌ مي‌برند و در اين‌ مكان‌ها توسط‌ زنانی موسوم‌ به‌ شكارچی به‌ دام‌ مي‌افتند و به‌ مراكز فساد منتقل‌ مي‌شوند و مورد تعرض‌ قرار مي‌گيرند.
راستی چه باید کرد؟
اگراز کل به جز بپردازیم ، بطورساده میتوانیم بگوییم که باید استقلال، آزادی وعدالت اجتماعی را به همراه پیشرفت اجتماعی، بر پایه اصول شهروندی ــ که مساله تساوی ملی را هم در بر میگیرد ــ تأمین نمایم .
خلع سلاح جنایتکاران و جنگسالاران مستبد دینی ، نابودی مافیا های غارت و قدرت، نابودی شبکه های که وابسته گی کشور را ریشه دار تر می سازند ، ایجاد یک دولت ملی ، کوشش برای یک رفاه نسبی وتأمین اصول دموکراسی در عرصۀ آزادی بیان و سایر آزادی های اولیه اجتماعی و . . . . وظایفی اند که باید به آن بپردازیمپس بر ماست که درین جهت هر آنچه را که مانع است ، از راه برداریم وهر آنچه را که این پروسه را تخریب می کند ، انجام ندهیم

Friday, February 09, 2007

به پیشواز روز جهانی زن برویم
برای لغو کليه قوانين نابرابر و مجازات های اسلامی عليه زنان متحد شويم

هشت مارس2007 روز جهانی زن همراه، همدل و هم صدا، خلق جهانی نو را فریاد کنیم



http://www.karzar-zanan.com/8mars2007.html


Thursday, February 01, 2007

نازنین فاتحی آزاد شد




یک خبر مسرت بخش
نازنین فاتحی آزاد شد


امروز چهارشنبه 11 بهمن نازنین فاتحی آزاد شد. نازنین فاتحی به هنگام آزادی با استقبال خانواده و بستگان و وکلا و جمعی از فعالین حقوق انسان روبرو شد. نازنین به هنگام آزادی از همه کسانی که به خاطر نجات جان و آزادی او تلاش کرده اند، تشکر و قدردانی کرد.
آزادی نازنین فاتحی با تلاش وسیعی که در ایران و جهان جریان داشت ممکن شده است. نجات نازنین از اعدام و آزادی او زندان یک پیروزی برای بشریت آزادیخواه و همه کسانی که حرمتی برای زندگی و جان انسانها قائلند، است.
آزادی نازنین بخشی از تلاش مردم آزادیخواه برای لغو قوانین اعدام و قصاص است. به امید روزی که نازنین ها در رفاه و آرامش و شادی و خوشبختی زندگی بگذرانند و زندان و اعدام افسانه شود.
. در سازمان رهائی زن خانم مینو همتی با پشتکار مداوم کیس نازنین را دنبال میکرده است و جای او به حق در کنار همه کسانی قرار دارد که با پشتکار این آزادی را میسر ساختند. سازمان رهائی زن به مینو همتی، ناهید ریاضی، نازنین افشین جم، مینا احدی، وکلای و همه کسانی که برای نجات جان و ازادی نازنین سهمی بازی کردند، تبریک و خسته نباشید میگوید.

سازمان رهائی زن آزادی نازنین فاتحی را به همه تبریک میگوی
د

Wednesday, January 31, 2007

جشن سده فرخنده باد




جشن سده (جشن مهر میهن) فرخنده باد
به فردا بنگر
شب تمام است ،تمام
صبح می خندد باز
و در این وسعت مغرور فلات شعله تا گردون است

Sunday, January 28, 2007

آزادی 3 فعال حقوق زنان ایران


وطن نسل دوم مهاجران ايرانى كجاست؟

گزارشی از میترا شجاعی Deutsche Welle

بشنويد: وطن نسل دوم مهاجران ايرانى



ايرانى هستى؟ اينجا به دنيا اومدى يا ايران؟ چند ساله اينجايى؟ خودتو ايرانى مى‌دونى يا... نسل دوم مهاجران اغلب يا نمى‌دانند وطنشان كجاست و يا خود را دو وطنه مى‌دانند. نسلى كه يا در غربت به دنيا آمده و يا آنجا بزرگ شده است. به راستى وطن حقيقى اين نسل كجاست؟
«راستش را بخواهید من وطن ندارم. چون که نه ایران توانست وطن ما باشد و آلمان هم که تا حالا احساس وطن را به ما نداده. بخاطر این من وطنی ندارم». (كيوان، ۲۵ ساله)
«من فکر می‌کنم که وطن جایی هست که آدم ریشه‌اش را آنجا دارد. یعنی آدم حتما نباید آنجا به دنیا آمده باشد، ولی آدم باید احساس بکند که ریشه‌اش مال آنجاست. یعنی وطن جایی هست که آدم خودش را متعلق به آنجا بداند». (انوشه، ۲۷ ساله)
«به نظر من وطن جایی‌ست که آدم به دنیا آمده. چون قلب آدم از آنجا می‌آید». (هوتن، ۲۰ ساله)
«وطن براى من واقعا ایران هست، جایی که به دنیا آمدم». (آزاده ۲۵ ساله)
«من فکر می‌کنم وطن مفهومش این است که آدم آن جایی كه هست خوشبخت باشد، فرق نمی‌کند کجا. مهم این است که آدم در آنجایی که هست خوشبخت باشد و حس خوبی داشته باشد». (شيرين، ۲۳ ساله)‌
چشمانش خيس از اشك است. هق‌هق نمى‌كند اما صورتش گواه همه چيز است. هميشه همينطور بوده؛ هم وقتى كه در فرودگاه كلن منتظر نوبت پرواز تهران است و هم زمانى كه در مهرآباد در صف پرواز كلن ايستاده. اين ديگر چه حسى است؟ به راستى او دلتنگ كجاست؟
سورمه ۲۴ ساله در آلمان به دنيا آمده اما هربار كه از ايران برمى‌گردد تا مدتها دلتنگ آنجاست. در ايران هم مدام به آلمان فكر مى‌كند. او هم حس هموطنى با ايرانيان دارد و هم با آلمانيها احساس نزديكى مى‌كند: «ایران می‌روم گهگاه و وقت‌هایی که ایران هستم واقعا با مردم احساس هموطنی می‌کنم و آلمان هم وطن من هست، اینجا بزرگ شدم، اینجا دوستانم هستند، آشنایانم هستند».
على طايفى مسئول بخش ايران «انجمن جامعه‌شناسان بدون مرز»، اين حالت را يك دوران گذار مى‌داند به اين معنى كه نسل اول ايرانيان مهاجر به شدت به دنبال حفظ هويت فرهنگى خود هستند در حاليكه نسل دومى كه در دامن آنها به دنيا آمده‌اند از يك طرف از سوى خانواده به سمت فرهنگ سرزمين مادرى كشيده مى‌شوند، از سوى ديگر جامعه ميزبان كه در آن بزرگ شده، تحصيل كرده و دوست يا همسر پيدا كرده‌اند از آنها مى‌خواهد كه فرهنگ و سبك زندگى اين جامعه را بپذيرند. به همين دليل نسل دوم مهاجر دستخوش بحرانى است كه جفرى الكساندر جامعه‌شناس آمريكايى از آن به عنوان «شوك فرهنگى» ياد مى‌كند.
"پيروز" كه از يك سالگى در آلمان بوده، بعد از ۲۲ سال زندگى در جامعه ميزبان هنوز نتوانسته براى اين سؤال كه وطنش يا به قول آلمانيها «هايماتش» كجاست پاسخى پيدا كند: «والا راستش را بگویم من هنوز جواب این سوال را صددرصد پیدا نکرده‌ام ولی خودم روی آن خيلی فکر کردم و این سوالی‌ست که برای خودم خیلی معنی دارد، و نتیجه‌ای که تا حالا به‌دستم رسیده، این است که در واقع برای من اينكه آلمان وطن باشد یا ایران، هیچکدامش در واقع صددرصد heimat حساب نمی‌شود، و به این نتیجه رسیدم که اصلا احساسی ندارم که heimat داشته باشم».
پيروز وقتى در اين فكر فرو می‌رود كه آلمان را به عنوان وطن بپذيرد يا ايران را، هيچ‌كدام احساس رضايتمندى به او نمى‌دهد و حس مى‌كند كه اصلن وطن ندارد.
طايفى: «يك تعريف سنتى از وطن وجود دارد كه اين تعريف امروزه دستخوش چالشهاى جدى از نظر مفهومى شده است. در اين تعريف سنتى، وطن مبتنى بر خاك و خون تعريف مى‌شود حتا در بسيارى از قوانين اساسى از جمله در امريكا هم مبناى تعريف وطن اين است كه افراد از نظر خويشاوندى و محل تولد به كدام جغرافيا و فرهنگى وابسته هستند در واقع مى‌توان گفت يك تاريخ و جغرافيا پشت اين تعريف از وطن نهفته است».
على طايفى، جامعه‌شناس مقيم سوئد در ادامه سخنانش به اين نكته اشاره مى‌كند كه در دو دهه اخير و به دنبال افزايش روند مهاجرت، تعريف وطن نيز تغيير كرده. وى به مفاهيمى چون دو وطنه و چند وطنه بودن اشاره مى‌كند، بدان معنا كه ايرانى مهاجر نسل دوم مى‌تواند وطن ذهنيش ايران باشد، وطن دومش كشور محل اقامتش و وطن سومش هم تمامى كشورهاى عضو اتحاديه اروپا كه او مى‌تواند بدون گذرنامه و ويزا به آنها سفر كند و يا حتا در آنجا اقامت گزيند.
طايفى همچنين معتقد است كه فرايند جهانى‌سازى عليرغم اينكه در پى يكپارچگى است ولى به طور ناخواسته فرديت‌هاى مستقل از هم را شكل مى‌دهد و شكل‌گيرى يا تمايل به شكل‌گيرى اين فرديت است كه باعث مى‌شود فرد در جمع حل نشود و بخواهد به صورت هويتى جدا و منفك از جمع باقى بماند: «نسل دوم مهاجر ايرانى كه در اينجا زندگى ميكند از يك طرف دستخوش يك بحران هست به اين معنا كه در كشمكش بين فرهنگ مادرى و پدرى با فرهنگ جامعه ميزبان كمى درگير است ولى اين فرد اگر در مسير اين فرديت سازيها قرار بگيرد خواهى نخواهى نه لزومن به فرهنگ جمعى كه در جامعه ميزبان هست اقتدا و تبعيت مى‌كند و نه لزومن به آنچه كه در فرهنگ پدرى و مادرى است، بلكه فقط آن چيزى را معيار قرار مى‌دهد كه خودش از حقوق فرديش و از سبك زندگيش استنباط می‌كند و آنچه را كه به عنوان آرمانش در ذهنيت خودش شكل گرفته».
آقای طايفى، شرايط كشور ميزبان را براى برون‌رفت از اين بحران بسيار مهم مى‌داند. به اعتقاد او نسل دوم مهاجران در كشورهايى كه سياست چند فرهنگى را پيش گرفته‌اند كمتر دچار اين بحران شده‌اند: «سياستهاى چند فرهنگى كه در برخى كشورهاى اروپايى پيش گرفته شده، كمك بسيارى می‌كند تا اين افراد به تعبير شما از ناهنجارى و به تعبير من از بحران‌هاى رفتارى و فرهنگى خارج شوند. اين افراد مى‌توانند هويت فردى خود را مستقل از هويتهاى جمعى‌شان تعريف كنند. كشورهاى اروپايى كه اين سياستهاى چند فرهنگى را پيش نگرفته‌اند و بيشتر دنبال همانند سازى افراد هستند و می‌گويند مهاجران حتمن بايد عين ما بشوند و رفتار و فرهنگ ما را عينن بپذيرند، اينها با مشكلات جدى روبرو هستند و نسل دوم مهاجران كه در اين كشورها زندگى مى‌كنند نيز بيشتر دچار اين شوك فرهنگى مى‌شوند».
خانواده به اعتقاد طايفى فاكتور مهم ديگرى براى رهايى از اين احساس بى‌وطنى است. نوع رفتار و كنش و واكنشهاى پدر و مادر و نيز ميزان پايبندى يا عدم پايبندى آنان به فرهنگ مادرى، در عبور از بحران فرهنگى نسل دوم مهاجران بسيار تعيين كننده است.
آزاده ۲۵ ساله كه از ۴ سالگى به آلمان آمده به خاطر نوع تربيتش، خود را كاملن ايرانى مى‌داند: «بخاطر اینکه حتا در آلمان با پدر و مادرم زبان فارسی را توی خانه صحبت می‌کنیم و رسم‌های ایرانی را به من یاد دادند و جوری که من را بزرگ کرده‌اند، بخاطر همه‌‌ی این چیزها خودم را ایرانی می‌دانم و بخاطر همین هم وطنم ایران است».
شيرين از ۶ سالگى به آلمان آمده و الان ۲۳ سال دارد. او وطن اصلى‌اش را آلمان مى‌داند و اصلن نمى‌تواند به زندگى در ايران فكر كند. هربار كه به ايران مى‌رود، خوب مى‌داند كه ميهمان است و موقت و چه بسا كه براى بازگشتن لحظه‌شمارى كند: « من ايران كه بودم خيلى لذت بردم، فامیلم آنجا بود، خوشحال شدم، ولی همیشه برای من مثل یک تفریح است. یعنی می‌دانستم من یکماه آنجا هستم و برمی‌گردم و من بهیچوجه نمی‌توانم آنجا زندگی کنم یا اصلا آرزویش را ندارم که آنجا زندگی کنم».
اين دوران گذار اما براى نسل سوم مهاجران شايد پايان پذيرد. اين نسل هرچند با موى سياه و پوست تيره پا به دنياى بلوند غرب مى‌گذارد اما شايد ‌بداند وطنش كجاست. براى اين نسل، وطن مى‌تواند تمام دنيا باشد.
ميترا شجاعى

بازداشت 3 فعال حقوق زنان ایران در فرودگاه





امنیت ملی؛ شده سرکوب داخلی!
ببازداشت 3 فعال حقوق زنان ایران در فرودگاه





خبرگزاری ها گزارش کرده اند که ماموران وزارت اطلاعات وامنیت جمهوری اسلامی روز گذشته 3 تن از فعالان جنبش زنان ایران را در فرودگاه خمینی در تهران دستگیر کرده و به زندان اوین منتقل کرده اند. این سه زن طلعت تقی نیا، منصوره شجاعی و فرناز سیفی معرفی شده اند که هر سه روزنامه نگار، فعال جنبش زنان و عضو مرکز فرهنگی زنان ایران بوده اند.
گفته می شود این زنان برای شرکت در یک کارگاه آموزشی روزنامه نگاری عازم دهلی نو بوده اند که مقامات امنیتی آنها را در فرودگاه و قبل از سوار شدن به هواپیما بازداشت کرده اند.
در همین ارتباط گفته می شود، بازداشت کنندگان سه فعال حقوق زنان ایران، همراه با آنان از فرودگاه به خانه آنها رفته و مقداری از کتاب ها، نوشته ها و کیس کامپیوتر و دیگر وسائل شخصی آنها را جمع کرده و با خود برده اند.
خبرگزاری ها محل انتقال این سه زن را بند 209 زندان اوین اعلام کرده و بر این نکته نیز تاکید کرده اند که وزارت اطلاعات و امنیت دولت احمدی نژاد همان شیوه هائی که اطلاعات موازی در دوران خاتمی عمل می شد را سیاست رسمی این وزارتخانه کرده است. محسنی اژه ای وزیر اطلات و امنیت دولت احمدی نژاد که از متهمین فتوای قتل های زنجیره ایست، با انتقال کادرهای تشکیلات موازی به وزارت اطلاعات و بازگرداندن تصفیه شدگان وزارت اطلاعات در دوران محمد خاتمی بار دیگر وزارت اطلاعات را به دستگاه سرکوب داخلی نیروهای سیاسی و نه تشکیلاتی حافظ امنیت عمومی کشور تبدیل کرده است. دستگیری، بازجوئی، اعتراف گیری، پرونده سازی و سپس صدور قرار وثیقه و سپس زندانی جان به لب رسیده را تحت کنترل رها کردن و پیوسته آنها را در تهدید محاکمه براساس پرونده اعترافات و بازگرداندن به زندان نگه داشتن از شیوه های شناخته شده سالهای فعالیت تشکیلات موازی امنیتی و یکسال و نیم اخیر در دولت احمدی نژاد است. این شیوه در باره فعالان سندیکای شرکت واحد، دبیرکل ادوار تحکیم وحدت (مهندس موسوی)، بازگرداندن "باطبی" به زندان و اکنون سه فعال زن تاکنون دنبال شده است. در سالهای فعالیت سازمان امنیت موازی نیز همین شیوه در ارتباط با "عباس عبدی" و دهها فعال سیاسی و ملی مذهبی و دانشجوئی طرفدار اصلاحات اعمال شد. بدین ترتیب، بازی کهنه و شناخته شده امنیتی یک بار دیگر و بی اعتناء به همه فشاری که بر سر مسائل حقوق بشر بر ایران وارد می شود ادامه یافت. درحقیقت بخشی از غرب ستیزی دولت احمدی نژاد و بخش راست حاکمیت جمهوری اسلامی نیز نه در سرمایه داری ستیزی، بلکه در همین نکته، یعنی پذیرفتن قوانین بین المللی و رعایت حقوق بشر نهفته است