Friday, June 15, 2007

کاروان هوشنگ ابتهاج

دیراست گالیا
در گوش من فسانه دلدادگی مخوان
دیگر ز من ترانه شوریدگی مخواه
دیر است گالیا! به ره افتاد کاروان
عشق من و تو ؟ آه
این هم حکایتی است
ما درین زمانه که درمانده هر کسی
از بهر نان شب
دیگر برای عشق و حکایت مجال نیست
شاد و شکفته در شب جشن تولدت
تو بیست شمع خواهی افروخت تابناک
امشب هزار دختر هم سال تو ولی
خوابیده اند گرسنه و لخت روی خاک
زیباست رقص و ناز سرانگشتهای تو
بر پرده های ساز
اما هزار دختر بافنده این زمان
با چرک وخون زخم سرانگشت های شان
با چرک وخون زخم سرانگشت های شان
جان می کنند در قفس تنگ کارگاه
ز بهر دستمزد حقیری که بیش از آن
پرتاب می کنی تو به دامان یک گدا
وین فرش هفت رنگ که پامال رقص توست
وین فرش هفت رنگ که پامال رقص توست
از خون و زندگانی انسان گرفته رنگ
در تار و پود هر خط و خالش هزار رنج
در آب و رنگ هر گل و برگش هزار ننگ
اینجا به خاک خفته هزار آرزوی پاک
اینجا به باد رفته هزار آتش جوان
دست هزار کودک شیرین بی گناه
چشم هزار دختر بیمار ناتوان
دیر است گالیا
هنگام بوسه و غزل عاشقانه نیست
هرچیز رنگ آتش و خون دارد این زمان
هنگامه رهایی لبها ودست هاست
عصیان زندگی ست
در روی من مخند
شیرینی نگاه تو بر من حرام باد
بر من حرام باد ازین پس شراب و عشق
بر من حرام باد تپش های قلب شاد
یاران من به بند
در دخمه های تیره و نمناک باغشاه
در عزلت تب آور تبعیدگاه خارک
در هر کنار و گوشه این دوزخ سیاه
زود است گالیا
در گوش من فسانه دلداگی مخوان
اکنون ز من ترانه شوریدگی مخواه
زود است گالیا ! نرسیده ست کاروان
روزی که بازوان بلورین صبحدم
برداشت تیغ و پرده تاریک شب شکافت
روزی که آفتاب
از هرچه دریچه تافت
روزی که گونه و لب یاران هم نبرد
رنگ نشاط و خنده گم گشته بازیافت
من نیز باز خواهم گردید آن زمان
سوی ترانه ها و غزلها و بوسه ها
سوی بهارهای دل انگیز گل فشان
سوی تو
عشق من

Wednesday, June 13, 2007

مراسم سالگرد 22 خرداد

منصوره شجاعی، آنچه ما در دبستان دشوار زندگی سیاسی جدیدخود آموخته ایم این نکته است که فرهنگ بشری به هیچ روی آن چیز ثابت و مستحکمی که زمانی می پنداشتیم نیست.........همیشه باید آماده زمین لرزه های سخت باشیم که ممکن است جهان فرهنگ ما و نظام اجتماعی ماراازبیخ و بن بلرزانند ":«کمپین یک میلیون امضا به عنوان تجسمی واحد از مطالبات حقوقی زنان نیز از آن دست زمین لرزه هایی است که تکانه هایش نه ویرانی که امید آبادانی را به جنبش زنان پیشکش کرده است




روی عکس کلیک کنید


Sunday, June 03, 2007

آهای جَوون




شعر: مینا اسدی



وقتی صدای سُرخ تو در کوچه های شهر، جاری شد تو، بهترین شعر مرا گفتی آهای جَوون تو می تونی یه شِعر تازه تر بگی از درد و رنج آدمااز شهر پُِر خطر بگی از شورو شوق باغهااز شعله های پُر شرراز دیده های تر بگی هو کُن ها کُن شورش کُن غوغا کُن ها کُن هو کُن دنیا رو زیرو رو کن هو کُن ها کُن قیامتی بپا کن ها کُن هو کُن دنیا رو زیرو رو کن تو می تونی کلید باشی، قفل درا رو وا کنیدستهای پینه بسته رو از زنجیرا جدا کنی تو می تونی دیو شبو رسوا کنی رسوا کنی هو کُن ها کُن شورش کُن غوغا کُن ها کُن هو کُن دنیا رو زیرو رو کن هو کُن ها کُن قیامتی بپا کن ها کُن هو کُن دنیا رو زیرو رو کن شورشو شرر شوموج شو خزر شوفریاد خشم مردم جنبش پُر ثمر شوسرو شو سمن شومشعل شب شکن شوداس شو درو کُن زمینو زیر رو کُن هو کُن ها کُن شورش کُن غوغا کُن ها کُن هو کُن دنیا رو زیرو رو کن هو کُن ها کُن قیامتی بپا کُن ها کُن هو کُن دنیا رو زیرو رو کُن رود شو روان شوپناه بی کسان شوگندم کشتزاران چاره ی درد نان شوراه شو رها شوغُرش توپ ها شوچشم و چراغ مردماز نو دوباره پا شوهو کُن ها کُن شورش کُن غوغا کُن ها کُن هو کُن دنیا رو زیرو رو کُن هو کُن ها کُن قیامتی بپا کُن ها کُن هو کُن دنیا رو زیرو رو کُن تو می تونی اگه بخوای قیامتی بپا کنی کبوترای خسته رو از قفسا رها کنی تو می تونی برکه ها رو دریا کنی دریا کنی هو کُن ها کُن شورش کُن غوغا کُن ها کُن هو کُن دنیا رو زیرو رو کُن هو کُن ها کُن قیامتی بپا کن توها کُن هو کُن دنیا رو زیرو رو کن هو کُن ها کُن هو کُن ها کُن آهای جَوون تو می تونی یه شعر تازه تر بگی از درد و رنج آدمااز شهر پُر خطر بگی از شور و شوق باغهااز شعله های پُر شرراز دیده های تر بگی هو کُن ها کُن شورش کُن غوغا کُن ها کُن هو کُن دنیا رو زیرو رو کُن هو کُن ها کُن قیامتی بپا کُن ها کُن هو کُن دنیا رو زیرو رو کُن هو کُن ها کُن





Wednesday, May 30, 2007

اینجا پلی تکنیک تهران است

و اینک ما مانده ایم و زندانهای آباد،دانشگاههای ویران و جامعه ای رنجور.دانشجو و استاد هر دو تاوان استقلال خود را خواهند داد


روی عکس کلیک کنید و ببینید

Monday, May 28, 2007

حکم اعدام دلارا تایید نشده

روی عکس کلیک و پتیشن را امضاء کنید





نامه پر سوز و گداز پدر دلارا به هاشمی شاهرودی
پدر دلارا دارابی دختر نقاش متهم به قتل با ارسال نامه به رییس قوه قضاییه تقاضا کرد دخترش را به زندانی در تهران منتقل کنند.
پدر دلارا در نامه اش اورده است : دلارا ۳ سال است که در رنج و عذاب ز ندگی میکند. او سه سال است که سایه طناب دار را به گردنش می بیند اما لب فرو بسته و از این رنج و عذاب برای من و مادرش چیزی نمی گویید. من اطمینان دارم که او بی گناه است و این بی گناهی ثابت خواهد شد . اما خواهش می کنم تا زمان روشن شدن تکلیف پرونده اش او را به تهران منتقل کنید.
دلارا در روز ۱۵ قرص اعصاب می خورد و همانطور که قبلا گفته شده به شدت ناراحت است و لاغر شده .
اقای شاهرودی شما خود فرزند دارید و می دانید که زمانی فرزندی از دیدن پدر و مادرش سر باز می زند که در وضعیت بسیار بدی باشدو روحیه دیدن انها را نداشته باشد. دلارای ۲۰ ساله من هم در چنین شرایطی است . دوبار است که از دیدن ما سرباز می زند .
شرایط بد روحی دلارا حتی او را تا پای مرگ برد و دخترم در زندان خودکشی کرد اما او حالا نجات یافته پس اجازه ندهید به خاطر گناه نکرده ذره ذره آب شود و از شما می خواهم کمکش کنید.
در شرایطی که دلارا باید در دانشگاه باشد و برای ایندهای بهتر تلاش کند در زندان است و به جای کس دیگری مجازات می شود . از شما خواهش می کنم او را از این وضعیت جهنمی نجات دهید.
این در حالی است که وکیل دلارا در اخرین مصاحبه خود اعلام کرد پرونده دلارا همانطور که انتظار می رفت از دفتر رییس قوه قضاییه و مرحله استیذان به شعبه تشخیص فرستاده شده است و البته باید یگویم که اخبار درج شده در رسانه ها مبنی بر تایید حکم اعدام دلارا کاملا کذب است . شعبه تشخیص هنوز به این پرونده رسیدگی نکرده است و طی ۲ ماه اینده این کار را انجام خواهد داد . حتی اگر تشخیص حکم را تایید کند باز مرحله دیگری هست و پرونده باید برای استیذان به دفتر رییس قوه قضاییه فرستاده شود و در این مرحله هم احتمال نقض حکم بسیار زیاد است.
خرمشاهی گفت:تلاشها بسیاری برای انتقال دلارا به تهران انجام گرفته است و با توجه به دیداری که انجمن دفاع از حقوق زندانیان انجام داده است و نامه هایی که من و پدر دلارا فرستاده ایم احتمل انتقال دلارا به تهران بسیار زیاد است و فکرمی کنم رییس قوه قضاییه در این خصوص اقداماتی انجام دهد

Saturday, May 26, 2007

موج جديد سركوب و ضرب و شتم وحشيانه و تحقير آميز زنان و جوانان توسط پاسداران و ماموران نقاب زده تحت عنوان مبارزه با «بدحجابي» و «گردآوري اراذل و اوباش»

دیگه بسه

این قصه نیست حقیقت است، باورش کنید / میرا قربانی فر



زنگ تلفن در بعدازظهر جمعه ای که هیچ برنامه ای نداری، در بعدازظهرهای دلگیر جمعه، باید برایت نوید شادی بخش باشد اما برای من نبود... زمانی که صدای پر از بغض دوستی را می شنوم که بی سلام می کوید الهام در بیمارستان است بیمارستان... سریع بیا... زنگ خطر بدی درمغزم، در قلبم به صدا در می آید... یعنی باز هم دعوایشان شده؟ زمانی که به بیمارستان می رسم فقط و فقط صورت الهام قصه ما از ۳ جا شکسته... می دانم نباید گریه کنم اما... الهام... الهام قصه ما... .
الهام زنی ست ۲۸ ساله. چند سالی بزرگتر از من و چند صد سال زجرکشیده تر. عاشق شده و ازدواج عاشقانه داشته با ۱۴ سکه بهار آزادی مهریه و حالا در هم شکسته با کودکی ۸ ماهه که حتی دیدار فرزندش از او دریغ شده. با نداری همسرش ساخته و بدبختی هایش . ۱۰ سال سختی و بی پولی و حالا که زندگی به بهای پیر شدن این زن ۲۸ ساله در حال پا گرفتن است... اولین بار که دیدمش در دادگاه خانواده بود. زمانی که بعد از خرید به خانه رفته همسرش را در خانه (خانه خودش ) با زنی دیگر دیده بود و بعد از کتک ها و رنج های بسیار به دادگاه آمده بود و قاضی با وقاحت گفته بود از تو چیزی کم شده یا برایت کم گذاشته؟ هیچ کس نخواسته بود قلب شکست خورده اش را ببیند، زمانی که مرد با وقاحت گفته بود صیغه اش کردم حاج آقا خلاف شرع که نبوده. چرا زمانی که این شرع را می نوشتند قلب ما زنان را ندیده بودند؟ و چه بد که این آغاز شکست حرمت هایی بود که در نهایت به اینجا رسیده بود که مرد روزی که در خانه بود با ۱۴ سکه. گفته بود مهرت آماده است... ناراحتی برو.
با کمک مشاور خانواده و دوستان او به خانه بازگشته بود تا امروز که این بار اور ا بر تخت بیمارستان می دیدم و در حالی که بدون ماسک اکسیژن حتی قادر به نفس کشیدن نبود.
نمی دانم الهام چندمین زنی است از سرزمین فلک زده ی من که دچار این سرنوشت شده اما می دانم که اولین نیست و آخرین هم نخواهد بود. تا زمانی که این قوانین پوسیده ضد بشری هست امثال الهام نازنین ما هم هست.
نمی دانم چرا ... اما می دانم که نمی خواهم. دیگر زنان آگاه این سرزمین هم نمی خواهند امتداد آن نقش تاریخی و همیشگی باشند. دیگر نمی خواهیم و نمی شود با عذاب الهی و دنیا و آخرت در برابر این سیل ایستاد. نمی شود. این سیل به راه افتاده.
حالا الهام نازنین من از همان روی تخت بیمارستان بسیار قاطع می گفت می خواهد آنقدر امضا بگیرد تا تغییر دهد آنچه را باید تغییر کند.
لینک مطلب: http://www.weforchange.info/spip.php?article646

Sunday, May 13, 2007

پشتیبانی از مبارزه زنان در ایران


شماری از شخصیت‌های سیاسی و دانشگاهی آلمان با انتشار اطلاعیه‌ای از مبارزه زنان ایران علیه قوانین تبعیض‌آمیز و احقاق حقوق مدنی خود و نیز لغو سنگسار از قوانین کیفری ایران پشتیبانی کردند.
فعالان حقوق مدنی زنان در ایران از تابستان گذشته دو کمپین در دفاع از حقوق زنان به راه انداخته‌اند که با استقبال زیادی مواجه شده است. این دو کمپین یکی "یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز علیه زنان" و دیگری لغو مجازات سنگسار از قوانین کیفری ایران است.

در اطلاعیه‌ی شخصیت‌های سیاسی و دانشگاهی آلمانی گفته می‌شود:
« این دو کمپین از سوی فعالان حقوق زنان پیش برده می‌شود و هدف‌های آن حقوق بشر و برابری زنان و مردان است.»

در اطلاعیه شخصیت‌های آلمانی آمده است:
«بخاطر موفقیت این دو کمپین و حمایت گسترده مردم از آنها، این حرکت اکنون هدف حمله‌ی دستگاه حکومتی ایران قرار گرفته است. دهها نفر از زنان به اتهام "اخلال در امنیت ملی" بازداشت شده‌اند. با این اقدام می‌خواهند از یک سو فعالان حقوق زنان را بترسانند و از سوی دیگر این دو کمپین را غیرقانونی و کاری مجرمانه جلوه‌گر سازند.»

در ماه مارس گذشته، در یک گردهمایی در برابر دادگاه انقلاب، به خاطر همبستگی با گروهی از زنانی که در دادگاه محاکمه می شدند، بیش از ۳۰ تن از زنان بازداشت شدند. شماری از آنها را بدون هیچ دلیلی تا ۱۷ روز در بازداشت انفرادی نگه داشتند و سپس در برابر وثیقه آزاد کردند. برای تعدادی از آنها پرونده قضایی باز کرده‌اند.

شخصیت‌های آلمانی در اطلاعیه مطبوعاتی خود نوشته‌اند:
« دو تن از فعالان مشهور حقوق زنان، پروین اردلان و نوشین احمدی خراسانی هر یک به سه سال حبس محکوم شدند. در روزها و هفته‌های آینده، تعقیب قضایی در انتظار دیگر فعالان حقوق زنان نیز هست. این زنان کاری نکرده و گناهی مرتکب نشده‌اند ، جز آنکه از حقوق زنان در ایران دفاع کرده‌اند.»

در ادامه‌ی اطلاعیه امده است:
«سرنوشت محکوم‌شدگان به‌روشنی نشان می‌دهد که در ایران حقوق زنان در کانون مبارزه برای حقوق بشر، دموکراسی و برقراری دولت حقوقی قرار دارد. درست به همین خاطر این کمپین‌ها برای حکام اسلامی در ایران بسیار خطرناک شده است. ما نگران زنان محکوم به حبس و تحت پیگرد هستیم. از این رو ما ساکت نمی‌نشینیم.»

این اطلاعیه را ۳۷ تن از شخصیت‌های سیاسی و دانشگاهی آلمان، از جمله خانم کلودیا روت، رهبر حزب سبزهای آلمان، فولکر بک، رئیس فراکسیون حزب سبزها در پارلمان آلمان، یوتا ابلینگ، شهردار شهر فرانکفورت امضا کرده‌اند.

م.

Saturday, May 12, 2007

فیلم سینمائی و مستند سنگسار




کاترین دختر آمریکائی تبار که با یک دنیا عشق و آرزو با حمید ازدواج کرده و به ایران می رود او از احکام قرون وسطائی جمهوری اسلامی (زندان،شلاق و سنگسار) بی بهره نماند

روی عکس کلیک کنید

Tuesday, May 08, 2007

بر زنان ما چه مي گذرد

بر زنان ما چه مي گذرد


جنبشهاي اجتماعي مردم ايران عليه حكومت ديكتاتوري اسلامي نشان از به ستوه آمدن آنان ازظلم وستم است .ايشان تلاش مي كنند تا صداي حق طلبانه خود رابه گوش مردم جهان برسانند. اين گونه جنبش هاي ( دانشجويان ، فرهنگيان، پرستاران و...) از طرف رژيم اسلامي سركوب مي شود. سران رژيم ازاين حركتها وحشت بسياري دارند و سرنگوني خود را در ادامه اين جنبشها مي ببنند.ترديدي وجود ندارد كه زنان ايران اولين وبيشترين قربانيان جنبش ها ي اجتماعي هستند. حكومت زن ستيز اسلامي دراين مدت 28 سا ل به انحاء مختلف اعتراضا ت زنان را که براي احقاق حقوق اوليه شان بوده ، سركوب كرده و از حضور فعال ايشان در جنبش هاي اجتماعي جلوگيري مي كنند.
در جامعه اسلام زده ايران دختران از زمان كودكي با اعتقادات مذهبي در محيط خانواده و تهديدهاي خانوادگي و جامعه روبرو بوده وهستند كه اين گونه محدوديتها ترفند اين رژيم استبدادی بوده است. زيرا آنان مي خواهند که انسانهاي مطيع احکام اسلامي باشند. حال مي توان متوجه شد چرا همين زنان زماني كه پا به عرصه جامعه ميگذارند نگاهي ديگرگونه دارند. اين آموزشهاي كه اززمان كودكي درمغز آنها فرو رفته و جز زنجيري براي بسته شدن دست وپاي آنها از فعاليتهاي اجتماعي نبوده است را به کناري مي گدارند .هنگامي ايشان وارد اجتماع ميشوند.
جامعه اي كه الگوي سياسي ، اجتماعي واقتصادي آن ازقوانين ارتجاعي نشات مي گيرد وبراساس تفسيرخميني ازچنين قوانيني، قانون اساسي رژيم اسلامي پايه ريزي گرديده ا ست به مردم تحميل شد. در اين قانون اساسي ارتجاعي شديدا خقوق اوليه زنان پايمال شده است.
ازنظربنيادگرايان وازديد محافظه كاران (زن به عنوان انسان برابر در جامعه مطرح نيست بلكه تنها به عنوان يك مادر وهمسر مطرح ميگردد نه يك موجود صاحب اختيار)كه اين تفسيرات براي مردان زمينه را مساعد ميسازد كه اجازه ي هر كاري ازقبيل ضرب وشتم و قتل را بر زنان روا مي دارند. مردان طبق قوا نين ا سلامي اين موارد را حق مسلم خودمي دانند .متاسفانه اين قوانين ارتجاعي مرد سالار نه تنها جلوي اين مسائل رانمي گيرد بلكه مجوزي علني هم براي آنها صادر ميكند . حوادثي كه درجامعه اتفاق ميافتد بازگو كننده تمام اين فجايع است مانند: پدر66ساله اي كه به علت مظنون بودن به دخترش او را ميكشد . ويا همسري به علت ناموس وشرف خانوادگي خود همسرش را به سيم برق وصل مي كند واورا به قتل مي رساند.
خانواده براي دختران بدون نظر خواهي همسر انتخاب ميكند.اومي بايست با مرد مورد نظر خانواده ازدواج كند واگر او تن به اين عمل ندهد ، تهديد به مرگ ميشود . موارد خودسوزي زنان بر اثرسركوب هاي خانوادگي و اجتماعي ديگر در ايران بيشمار است .همه اينها سرمنشاء قوانين مرتجع اسلامي است كه درآن اثري ازآزادي فردي زنان وجود ندارد. نه تنها قانون ولايت فقيه آنها را مجازات نمي كند بلكه تبصره اي براي تبرئه آنها وجوددارد با اين قوانين مهر تائيد به اعمال آنها ميزند وزمينه را براي جرايم بعدي هموار ميسازد. اين گونه است سرنوشت زنان در
جامعه اسلامي که تحت احكام ديني هدايت مي شود
.

Saturday, April 28, 2007

باید فورا حکم محکومیت مدافعان حقوق زن لغو شود

سازمان دیده بان حقوق بشر:
باید فورا حکم محکومیت مدافعان حقوق زن لغو شود

ایران: از قوانین امنیت ملی برای زندانی کردن فعالان حقوق زنان استفاده میشود
شش نفر از مدافعان حقوق زنان احکام سنگین زندان دریافت کردند

(نیویورک , 5 اردیبهشت 1386) – سازمان دیده بان حقوق بشر امروز با صدور بیانیه ای گفت که آیت الله هاشمی شاهرودی ، رئیس قوه قضائیه ایران، باید فورا حکم محکومیت شش تن از مدافعان حقوق زن در این هفته را لغو کند و به تعقیب قضایی چنین افرادی که در زمینه حقوق بشر فعالیت می کنند , پایان دهد.

این شش زن در جنبش فعال زنان مشارکت دارند. قوه قضائیه، پس از برگزاری تجمع به تاریخ ۱۲ خرداد ۱۳۸۵ در میدان هفت تیر تهران برای اعتراض به قوانین تبعیض آمیز ، برای این افراد پرونده قضایی تشکیل داد.

سارا لی ویتسون، مدیر بخش خاورمیانه سازمان دیده بان حقوق بشر گفت: " قوه قضائیه ایران از قوانین امنیت ملی به عنوان حربه ای برای زندانی کردن فعالان حقوق زن که به شکلی مسالمت آمیز نسبت به تبعیض های قانونی اعتراض می کنند، استفاده می کند."
" حکومت ایران باید به جای پیگرد قضایی فعالان حقوق زنان به محو و تغییر قوانین تبعیض آمیز بر علیه زنان بیندیشد،" وی افزود.

شعبه ششم دادگاه انقلاب اسلامی تهران در 4 اردیبهشت ماه، نوشین احمدی خراسانی، شهلا انتصاری و پروین اردلان را بر اساس ماده 610 قانون مجازات اسلامی به جرم "تبانی و اجتماع جهت بر هم زدن امنیت کشور" به سه سال زندان محکوم کرد. این دادگاه، اردلان،انتصاری و خراسانی را به تحمل شش ماه حبس محکوم کرد و دو سال و نیم باقی مانده را به مدت پنج سال به تعلیق در آورد.

همان دادگاه دو مدافع دیگر حقوق زنان را در 29 فروردین به زندان محکوم کرد. این شعبه فریبا داوودی مهاجر را به جرم "تبانی و اجتماع جهت بر هم زدن امنیت کشور" به چهار سال زندان محکوم کرد که سه سال آن تعلیقی است . این دادگاه همچنین سوسن طهماسبی را به جرم "اقدام بر علیه امنیت ملی" به دو سال زندان محکوم کرد که یک سال و نیم آن را به تعلیق در آورده است.

شعبه پانزدهم دادگاه انقلاب تهران یک هفته پیش تر در 22 فروردین، آزاده فرقانی یک فعال دیگر حقوق زنان را به جرم "اقدام بر علیه امنیت ملی از طریق شرکت در تجمع غیر قانونی" به دو سال حبس تعلیقی محکوم کرد.

بر این اساس ، قاضی می تواند احکام تعلیقی را به اجرا در بیاورد، اگر مدافع در طی پنج سال آینده قوانین را نقض کند و یا بنا بر تشخیص قاضی جرمی مشابه را انجام دهد.

تمامی این شش زن از کمپینی که اخیرا با عنوان یک میلبون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز راه افتاده است ، حمایت کرده اند.
این کمپین اصلاحات مشخصی چون حق برابر شهادت زنان در دادگاه، برابری ارث بین زن و مرد، حذف چند همسری و برابری دیه قتل غیر عمدی بین مرد و زن را دنبال می کند.

ایران به عنوان عضوی از کنوانسیون جهانی حقوق مدنی و سیاسی به صورت قانونی مقید است تا آزادی بیان و اجتماعات و برابری در برابر قانون را مراعات کند و از بازداشت و زندانی کردن افرادی که این حقوق را مطالبه می کنند، خودداری کند.

حکومت ایران به شکلی اساسی ، اذیت و آزار و پیگرد قانونی فعالان زنان را در سال گذشته افزایش داده است.

نیروهای امنیتی 33 نفر از مدافعان برجسته زنان را در 13 اسفند 1385 بازداشت کردند. خانم های اردلان ،انتصاری، احمدی خراسانی ، طهماسبی و فرقانی در بین این بازداشت شدگان بودند. اگر چه دستگاه قضایی همه بازداشت شدگان را با وثیفه آزاد کرده است ، اما اخیرا شروع به صدور احکام سنگین زندان برای آنها کرده است.

در 29 فروردین غلامحسین محسنی اژه ای وزیر اطلاعات ایران ادعا کرد که دشمنان حکومت ایران برنامه های شان "برای براندازی نرم جمهوری اسلامی " را از طریق جنبش زنان و جنبش دانشجویان دنبال می کنند.

ویتسون گقت : " حکومت ایران وقتی از قوانین امنیت ملی جهت تعقیب کیفری مدافعان حقوق زن که به شکلی مسالمت آمیز برای برابری فعالیت می کنند، استفاده می کند در واقع این قوانین را به سخره گرفته است."

برای مطالعه اطلاعات بیشتر در این زمینه مراجعه کنید به
:

ایران: فعالان ومروجان حقوق زنان را آزاد کنید
http://hrw.org/persian/docs/2007/03/07/iran15453.htm

ایران: زنان برای حضور در تجمع مسالمت آمیز دادگاهی می شوند
http://hrw.org/persian/docs/2007/02/27/iran15417.htm

http://www.hrw.org/photos/2007/iran03/index.html