Thursday, January 03, 2008

اعتراض شدید نروژ به اعدام مادری جوان در ایران


اعتراض شدید نروژ به اعدام مادری جوان در ایران

اعدام يک مادر جوان به جرم قتل در ايران، با اعتراض شديد دولت نروژ رو به رو شد


اعدام يک مادر جوان به جرم قتل در ايران، با اعتراض شديد دولت نروژ رو به رو شد.
به گزارش روزنامه نروژی آفتن پستن - دومين روزنامه بزرگ نروژ – اين کشور پيش از اعدام راحله زمانی، مادر ۲۷ ساله دو کودک خردسال، به شدت مخالفت خود را با اين اعدام اعلام کرده بود.
راحله زمانی که روز چهارشنبه به دار آويخته شد، به جرم قتل همسرش با مجازات مرگ رو به رو شده بود.
اين روزنامه نروژی نوشته است که بر اساس ادعای خانم زمانی، همسرش سال ها به او تجاوز کرده بود.
اما رسانه های ايرانی گزارش داده اند که وی در دادگاه گفته بود که به دليل خيانت همسرش او را به قتل رسانده است. اين زوج يک پسر سه ساله و يک دختر پنج ساله داشتند.


«اين که اين دو کودک بايد بدون پدر و مادر بزرگ شوند، بسيار دهشتناک است.»
«ما با سفير ايران [در نروژ] تماس گرفتيم و به اين عمل وحشيانه اعتراض کرديم.»
معاون وزیر امور خارجه نروژ

ريموند جانسون، معاون وزير امور خارجه نروژ به روزنامه آفتن پستن گفت: «اين که اين دو کودک بايد بدون پدر و مادر بزرگ شوند، بسيار دهشتناک است.»
وی افزود: «ما با سفير ايران [در نروژ] تماس گرفتيم و به اين عمل وحشيانه اعتراض کرديم.»
بر اساس گزارش رسانه های ايرانی که از سوی برخی مدافعان حقوق بشر در سطح بين المللی منتشر شده، راحله زمانی در زندان اوين اعدام شده است.
معاون وزير امور خارجه نروژ تاکيد کرد که اين کشور «به خود اجازه نمی دهد که فکر کند می تواند بر کشور بزرگی چون ايران تاثير بگذارد»، اما در عين حال مقام های نروژی معتقدند که واکنش رسمی به چنين رويدادی «برای مخالفان مجازات اعدام در داخل ايران بسيار مهم است.»
وی همچنين گفت که اجرای مجازات اعدام در برخی کشورهای غربی مانند ايالات متحده آمريکا، به کارزار جهانی برای از بين بردن اين مجازات، ضربه می زند.
به نوشته روزنامه «آفتن پستن»، نروژ اخيرا به موج تازه مجازات های اعدام در ايران اعتراض کرده بود و در سفر ماه می وزير امور خارجه ايران به اين کشور، اين اعتراض رسما به او اعلام شده بود.
ايران، رکورد دار اعدام در جهان
مخالفان اعدام اين مجازات را «بی رحمانه» توصيف می کنند و می گويند مجازات اعدام به بازتوليد خشونت در جامعه می انجامد و به گفته پاره ای از جرم شناسان، قابليت کنترل جرايم را ندارد.
مدافعان حقوق بشر همچنين تاکيد می کنند که اعدام، «مجازاتی مطلقا برگشت ناپذير» است و اگر متهمی، بی گناه به مجازات اعدام محکوم شود، هيچ راهی برای جبران وجود ندارد.
کارزار جهانی برای لغو مجازات اعدام موجب شده تا هم اکنون اين مجازات در تمامی ۲۷ کشور اتحاديه اروپا، به کلی از فهرست مجازات ها پاک شود و در بسياری از کشورهای جهان، اجرای آن متوقف شود.
بر اساس گزارش سازمان عفو بين الملل، ايران به نسبت جمعيت ۷۰ ميليونی خود بيشترين مجازات اعدام را در سراسر جهان اجرا می کند.
به گزارش خبرگزاری فرانسه در سال ۲۰۰۷ در ايران دست کم ۲۹۷ نفر اعدام شده اند. اين در حالی است که طبق گزارش سازمان عفو بين الملل در سال ۲۰۰۶، در ايران ۱۷۷ نفر اعدام شده بودند.
مقايسه اين دو آمار نشان می دهد که روند افزايش اعدام ها در ايران در سال ۲۰۰۷ شتاب بيشتری گرفته است. شمار اعدام ها در ايران که بنابر اعلام سازمان عفو بين الملل در سال ۲۰۰۵، ۹۴ نفر بود.
نهاد های بين المللی مدافع حقوق بشر طی ماه های اخير به روند پرشتاب اعدام در ايران اعتراض کرده و اعلام کرده اند که ايران رکورد اعدام در سال ۲۰۰۷ ميلادی را شکسته است.
فعالان حقوق بشر ايران در اروپا و آمريکای شمالی، اخيرا درگزارش سال ۲۰۰۶ خود که به مناسبت روز جهانی مبارزه با حکم اعدام منتشر شد، از افزايش ۴۶ درصدی حکم اعدام در ايران خبر داده بودند
.

ای زن، به پا خیز از نو


ای زن، به پا خیز از نو/ گزارشی از چندهمسری و عروسان خردسال در زاهدان

تقدیم به مریم حسین خواه که قرار بود دراین سفر با هم باشیم و در ارائه گزارش نیز.../ محبوبه حسین زاده
سه شنبه11 دی 1386


می گوید: « من از شهری آمده ام که زنانش با انداختن سه ریگ بر زمین طلاق داده می شوند بی هیچ ثبتی و بی هیچ حق و حقوقی؛ از شهری که دخترانش در سن یازده سالگی به عقد مردانی درمی آیند بسیار بزرگتر از خود و حتی همسر چندم مردانی می شوند که هم سن پدربزگ شان است آن هم به اجبار پدر. از شهری آمده ام که وقتی مردی، برای پنجمین بار زن می گیرد، زن اول بدون هیچ قانون نانوشته ای طلاق داده می شود باز هم بدون هیچ حق و حقوقی.»
تکرار مدام جمله« زنانی که هیچ حقی ندارند» ما را نه به سوی شهر او بلکه به سوی منطقه ای می کشاند که زنان، دختران و کودکان هم از تبعیض های قانونی رنج می برند و هم از تبعیض های عرفی و سنتی.
کودکان بی هویت زنان ایرانی
اولین چیزی که در کوچه پس کوچه های اصلی شهر و بعد از آن هم در خیایانهای مناطق حاشیه ای شهر زاهدان، توجه را به خود جلب می کند کودکان دستفروش هستند؛ در یکی از کوچه ها، دو پسر و یک دختر کوچک با چاقویی کوچک و دسته دار مشغول بریدن تکه ای پارچه هستند تا آن را برای تزئین گاری دستی ای استفاده کنند که اجناس حقیری بر آن گذاشته می شود و به فروش می رسد؛ در یکی از مناطق حاشیه نشین زاهدان با نام مشهور شیرآباد که دارای جمعیتی زیاد هم هست؛ کودکان بسياري هستند که یا در کنار گالن هايي سفيدرنگ پر از بنزین نشسته اند و یا این گالن ها را به سختی حمل می کنند و برای فروش آن به سوی ماشین ها می دوند؛«ده ساله، دوازده ساله». اکثرشان در همين رده سني قرار دارند ولی از هر کدام که می پرسیم مدرسه نرفته اند و سواد خواندن و نوشتن هم ندارند...و همین طور است پسر دیگری با لباسی پر از لکه های خون بر تن که در گوشه بازار محقر منطقه که با تیر و تخته الم شده و چند گاری پر از اجناس، مشغول کندن پر مرغهایی است که به صورت زنده به فروش می رسند و یا پسرک دیگری که نخودشور می فروشد. بعدها با صحبت های اهالی متوجه می شویم که در این منطقه بیشتر کودکان شناسنامه ندارند و دلیل این موضوع را هم بعدتر می فهمم آن هم در جلسه ای که مدیر کل اداره ثبت احوال استان سیستان و بلوچستان آمده است تا بگوید:« در سیستان و بلوچستان، افراد زیادی بدون ثبت رسمی ازدواج به صورت کاملاً سنتی با هم زندگی می کنند به طوری که با استناد به آمار سال ۸۳، بیش از ۴۰درصد ولادت نوزادان در استان متعلق به پدر و مادرهایی بوده که ازدواج شان ثبت نشده است.»
روحانی دلیل این موضوع را رواج فرهنگ عشیره ای و سنتی می داند و وقتی از کارهایی می گوید که برای شناسنامه دارشدن افراد و ثبت ازدواج ها کرده اند، با انتقاد از وی در مورد وضعیت این کودکان می پرسم. با خونسردی پاسخ می دهد:« این کودکان، حاصل ازدواج مادران ایرانی و پدران افغانی هستند و چون تابعیت ایرانی به آنان تعلق نمی گیرد، شناسنامه ای هم ندارند»!!!
ازدواج در سن ده یازده سالگی
می گویند در مناطق حاشیه نشین شهر زاهدان، خانه هایی فراوان است که در هر اتاق آن یک خانوار زندگی می کنند. فرصتی پیش آمد که ما هم وارد یکی از این خانه ها شویم؛ مادر، خواهر، همسر، همسر برادر؛ پدر و دو برادر مردی که ما را به داخل خانه اش فرامی خواند و البته چند بچه کوچک در یک تک اتاق زندگي مي کنند. يکي از عروس ها 27 ساله است و مادر پسري 12ساله و نوزاد دختري چندين ماهه. وقتي مي پرسم در چه سني ازدواج کرده مي گويد:«10 سالگي»!!!
و بعدها افراد دیگری می گویند که در برخی از شهرهای منطقه سن ازدواج همین است؛ ده یازده سالگی. هرچند اگر ازدواج شان به صورت رسمی هم ثبت می شد، بازهم قانون مانعی نبود بر سر راه ازدواج دختر ده ساله ای که مسلمن هنوز درک درستی از دوست داشتن و انتخاب ندارد تا چه برسد به ازدواج؛ قانون مدنی که ماده 1041اش می گوید:« مدنی عقد نکاح دختر ۱۳ ساله و پسر ۱۵ ساله منوط به اخذ اجازه ولی (پدر و جد پدری) یا حکم دادگاه است.». آماری که شاید ندانسته منتشر شد، هرچند هیچ نگرانی ای در مسئولان ایجاد نکرد، تائیدی بود بر استفاده به جا و صحیح از این ماده قانونی؟!!! آمار رسمی سازمان ملی جوانان از وجود ۳۰هزار نوجوان متاهل ۱۰تا ۱۴ساله ایرانی خبر می داد؛ ۲۴هزار و ۵۰۶نفر از این افراد متاهل دختران زیر ۱۴سال بوده اند.( آمار در مهرماه امسال منتشر شد و مربوط به سال 1383است)
برخی از نمایندگان مجلس، این آمار را مخدوش اعلام کردند ولی چند روی بعد خبری روی خروجی یکی از خبرگزاری ها قرار گرفت که تائیدی بود بر صحت این خبر. هرچند یک ساعت بعد این خبر از خروجی خبرگزاری حذف شد، اما خبر که مربوط به آمار جدیدی بود که از سوی نماینده قوه قضائیه در جلسه شورای اجتماعی -فرهنگی زنان ارائه شده است، تاییدی مجددی است بر ازدواج کودکان ایرانی. این آمار از ۴۲۲۱۳مورد صدور حکم رشد خبر می دهد.
نسرین ستوده، وکیل دادگستری، می گوید: «طبق قانون مدنی ایران حداقل سن ازدواج برای دختران ۱۳ سال و برای پسران ۱۵ سال است اما با مراجعه به دادگاه و تقاضای صدور حکم رشد، قاضی چند سوال از کودک می پرسد و حکم رشید بودن را برای وی صادر می کند و بدین ترتیب اجازه ازدواج وی داده می شود.»
او صدور گواهی رشد را فقط مربوط به ازدواج نمی داند و می گوی: «گاهی از دادگاه ها درخواست صدور حکم می شود برای اینکه یک کودک بتواند تصمیم گیری کند که حضانتش با مادر باشد یا با پدر. همچنین گاهی حکم رشد برای این گرفته می شود که کودک بتواند معامله مالی انجام دهد.»
البته چون آمار ارائه شده از سوی بداغی نماینده قوه قضائیه، در جلسه شورای فرهنگی - اجتماعی زنان دعاوی مربوط به مشکلات خانوادگی بوده است پس تقاضای صدور حکم رشد برای انجام معاملات در این مقوله نمی گنجد.
وقتی به سراغ یکی از نمایندگان مجلس می روم آن هم یک نماینده زن عضو کمیسیون حقوقی و قضائی و از او می پرسم:« آیا زمان آن نشده است که فکری برای تغییر این ماده قانونی شود؟ آیا با ازدواج آن هم در سن 10سالگی، یک دخترابتدایی ترین حقوق قانونی خود یعنی حق تحصیل را از دست نمی دهد در حالی که تحصیل تا مقطع ابتدایی اجباری است و البته آقای رئیس جمهور به تازگی مصوب کرده تحصیل تا دبیرستان اجباری است و والدین متخلف جریمه می شود؟ و آیا یک دختر ده ساله که به بلوغ فکری نرسیده است، می تواند مسئولیت اداره یک زندگی را برعهده بگیرد؟» با بی تفاوتی پاسخ می دهد:« هستند دخترانی که در سن ده یازده سالگی مثل یک زن بیست ساله می فهمند.»
و وقتی می گویم: مسلمن این ازدواج به انتخاب خود این کودکان نیست و باید قانون از آنان حمایت کند و جلوی این ازدواج ها را بگیرد، می گوید:« خانواده ها نباید کودکان شان را وادار به ازدواج کنند پس باز هم ربطی به قانون ندارد و با فرهنگ سازی جلوی این موضوع گرفته شود. شما هم بروید فرهنگ سازی کنید.»
تلاش برای تغییر؛ تغییر برای برابری
و اما در منطقه ای که از زبان برخی مردم شنیدیم که به جای ازدواج، واژه« زن خریدن» و نه حتی «زن گرفتن» را به کار می برند، بودند و هستند جوانانی که به تنگ آمده از این همه تبعیض علیه زنان، تلاش می کنند تا با آگاهی رسانی به مردان و زنان، کاری برای بهبود وضعیت آنان انجام دهند.
فرصتی دست داد تا با آنان از نزدیک آشنا شوم؛ بیشترشان پسر بودند و کمتر از پسران، دخترو همگی بسیار جوان. صحبت از تبعیض های قانونی علیه زنان بود و آنان همگی می گفتند که زنان این منطقه علاوه بر این تبعیض ها از تبعیض های عرفی و سنتی زیادی رنج می برند. از یکی شان که لباس بلوچی بر تن داشت، در مورد طلاق پرسیدم. می گفت:« ریش سفیدان قوم و یا محله جمع می شوند و در این مورد قضاوت می کنند. اکثر زنها هم که در این موارد حرفی نمی زنند و نمی توانند از خودشان دفاع کنند، اگر ریش سفید حکم به طلاق داد، مرد سه تا سنگریزه بر زمین می اندازد و زن سه طلاقه می شود.» و مهریه و حق و حقوقی به این زن تعلق نمی گیرد چرا که قبل از ازدواج، پولی از سوی خانواده داماد به پدرعروس داده می شود. می پرسم: اگر زنی بخواهد طلاق بگیرد:« حق طلاق با مردان است و فقط مرد می تواند زن را طلاق بدهد.» ...و باز صحبت از تبعیض بود و همان حرفهایی تکرار می شد که انگیزه سفرمان شده بود به این شهر.
بیشتر این جوانان که با درد از درد زنان این شهر می گفتند، برای تحصیل به این شهر آمده بودند. اما حجم تبعیض ها نگذاشته بود بی تفاوت از کنار زنانی رد شوند که تنها پاسخ شان به این همه تبعیض، درماندگی است و صبوری.
دختری که ساکن شهری دیگر از همین استان بود، با درد می گفت:« اینجا پاسخ به پافشاری زنان برای رسیدن به خواسته هایشان با مرگ داده می شود. دخترانی در خانواده هایی هستند که اگر حرف از ادامه تحصیل بزنند، کشته می شوند وای به حال نه گفتن به ازدواج اجباری. باید در این شرایط چکار کرد؟»
باید چکار کرد در شرایطی که در آنجا با حجم عظیم فقر و کمبود امکانات، دختران برای ادامه تحصیل تهدید به مرگ می شوند و در پایتخت، دخترانی دیگر به دلیل تلاش برای تغییر قوانین تبعیض آمیز راهی زندان می شوند. با کدام قانون حمایتگر باید به حمایت از این زنان برخاست؟
این جوانان، اعضای کمپین یک میلیون امضا بودند. جوانانی که برایشان مهم تر از رسیدن به عدد یک میلیون امضا؛ تغییر وضعیت رقت بار زنان و کودکانی است که نمی توان به همین راحتی از کنار حجم عظیم تبعیضی که از آن رنج می برند، گذشت. گفتیم ازآگاهی ای که قرار است خواسته عمومی شود و عاملی برای تغییر قوانین تبعیض آمیز علیه زنان. گفتم و گفتند از مسیر سختی که در پیش دارند، از بذر آگاهی ای که قرار است با همه سختی ها، در دل زنان و مردان کوچه پس کوچه های محلات دوردست شهرهای دور سیستان و بلوچستان جوانه زند.
و بالاخره روزی می آید که کودکان برهنه پای کوچه پس کوچه های زاهدان هم سرودی برای خواندن بلد باشند؛ از همان سرودهایی که همه مان در کلاس های مدرسه آموختیم؛ نه به جرم این که حاصل ازدواج مادران ایرانی با مردان افغان هستند، شناسنامه ای نداشته باشند برای مدرسه رفتن... می آید روزی که دیگر دخترکان ده ساله شهربه جای خانه شوهر، دست در دست به سوی مدرسه ها بروند؛ شاید آن روز این دخترکان زمزمه کنند سرودی را که از مادران شان به یاد دارند، سرودی را که می گفت: ای زن به پا خیز از نو
..

ایران اتمی در یک نگاه


صف های طویل نان و گاز

اعتراضات مردم به دلیل بحران گاز و بی اعتنایی رژیم نسبت به مشكلات مردم، در برخى استانهاى كشور









اعتراضات مردم به دلیل بحران گاز و بی اعتنایی رژیم نسبت به مشكلات مردم، در استان های مازندران، گیلان، سمنان، قزوین، كرمانشاه، ایلام، آذربایجان غربی، خراسان و اردبیل ادامه دارد.بسیاری از مدارس، نانواییها، بیمارستان ها و اماكن عمومی دیگر به دلیل قطع گاز و نبودن سوخت به حالت تعطیل درآمده و بخش های وسیعی از كشور فلج شده است.در شهرهای استان مازندران برخی اجناس نایاب و قیمت آنها چند برابر شده است. نان ماشینی كه قبل از قطع گاز به قیمت 200 تومان عرضه می شد درحال حاضر بین 600 تا 700 تومان عرضه می شود . ازدحام جمعیت در نانوائى هایی كه نان پخت می كنند بسیار زیاد و حداقل انتظار در صف برای گرفتن نان 3 ساعت می باشد همچنین با تعطیلی جایگاه های سوخت زندگی شهروندان مختل شده و ادارات دولتی بانك ها و بیمارستان ها نیز با قطع گاز دچار مشكل شدهاند. روز گذشته مردم شاهرود برای چندمین روز متوالی در اعتراض به قطع مستمر گاز در مقابل شركت گاز تجمع كردند.بنا به گزارش های رسیده, قطعی گاز در برخی شهرها، نظیر مشكین شهر در استان اردبیل مردم این شهر را در سرمای 20درجه زیر صفر با مشكلات طاقت فرسایی روبرو ساخته و خشم و اعتراض آنها را علیه آخوندهای حاكم بر انگیخته است.جریان گاز در شهرهای مهاباد,سقز وبانه نیز قطع شده و مردم این مناطق در شرایط سختی قرار گرفته اند. فرماندار رژیم در مهاباد در مصاحبه با خبرگزاری حكومتی مهر گفت: به دنبال افت فشار گاز و افزایش مصرف گاز به دلیل برودت هوا, از روز سه شنبه جریان گاز در این شهرستان قطع شده است“. همچنین شرکت گاز استان کردستان اعلام كرد که گاز شهر سقز نیز قطع است. در برخی محلات شهر سنندج نیز فشار گاز بشدت افت کرده است

جواهری و حسين خواه از زندان آزاد شدند


جواهری و حسين خواه از زندان آزاد شدند


جلوه جواهري و مريم حسين‌خواه ، دوتن از فعالان کمپین «يک ميليون امضاء برای تغيير قوانين زن ستيز»، روز چهارشنبه با توديع قرار وثيقه از زندان اوين آزاد شدند.
مريم حسين خواه روزنامه نگار و فعال جنبش زنان، به همراه جلوه جواهری، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته جامعه شناسی، به اتهام همکاری با سايت اينترنتی«تغيير برای برابری» متعلق به اعضای کمپين «يک ميليون امضاء برای تغيير قوانين زن ستيز»، بازداشت و به زندان منتقل شده بودند.
وکيل مدافع اين دو روز چهارشنبه گفت:«دادياری امنيت دادسرای انقلاب تهران پيش از اين برای موکلانم قرار وثيقه‌ ۱۰۰ ميليون تومانی صادر کرده بود که با اعلام ناتوانی خانواده موکلان برای پرداخت اين ميزان وثيقه، اين مبلغ به ۵ ميليون تومان کاهش يافت و با توديع قرار وثيقه و صدور دستور آزادی آن‌ها از سوی دادسرا، موکلانم عصر امروز آزاد شدند».
به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران، ايسنا، وکيل مدافع مريم حسين خواه و جلوه جواهری افزود:«تاکنون اتهام مريم حسين‌خواه و جلوه جواهری به من ابلاغ نشده است».
فعالان حقوق بشر در ايران می گويند جلوه جواهری و مريم حسين خواه هر دو به اتهام نوشتن و انتشار مقاله و گزارش در سايت های «زنستان» و «تغيير برای برابری» بازداشت شده بودند.
يک هفته قبل از بازداشت مريم حسين خواه، اخباری انتشار يافت که حاکی از توقيف سايت زنستان بود.
بر اساس گزارش هايی که فعالان حقوق زنان در سايت های خود منتشر کرده اند: «دادسرای ارشاد تهران با اخطار به شرکت هايی که «هاست» و «دومين» زنستان از آنها خريداری شده بود و احضار مسئولان اين شرکت ها از آنها خواسته بودند که فضای اينترنتی فروخته شده به زنستان را مسدود کنند».
کمتر از يک هفته، پس از توقيف سايت «زنستان» از سوی دادسرای ارشاد تهران، مريم حسين خواه، يکی از نويسندگان اين سايت، بازداشت شد.
سايت های نزديک به جنبش زنان، به نقل از خانم حسين خواه گزارش کرده بودند که «بازجويان در معاونت امنيتی دادستانی تهران، فهرست ساير عوامل و نويسندگان سايت اينترنتی زنستان» را از وی خواسته بودند و چون« وی حاضر به ارائه چنين فهرستی نشده، بازداشت شده است».
طی دو سال اخير نهادهای حکومتی از روش های مختلفی برای مقابله با جنبش زنان استفاده کرده اند؛ احضار و بازجويی های گسترده فعالان حقوق زنان، ممنوع الخروج کردن، بازداشت های کوتاه مدت، و بر هم زدن تجمعات مسالمت آميز زنان با استفاده از نيروی انتظامی که گسترده ترين مورد آن در ۲۲ خرداد ۸۵ و ۱۳ اسفند سال ۸۵ است که ده ها فعال حقوق زنان طی آن بازداشت و روانه زندان شدند.
مريم حسين خواه و جلوه جواهری در جريان تجمع اعتراضی زنان در ۲۲ خرداد در ميدان هفت تير که منجر به درگيری فيزيکی پليس با معترضان شد، حضور داشتند و به همراه نزديک به سی نفر ديگر بازداشت شده بودند

بدار آویختن 13 نفر در نخستین روز سال جدید میلادی

بدار آویختن 13 نفر در نخستین روز سال جدید میلادی



خبرگزاری فرانسه در گزارشی از تهران نوشت جمهوری اسلامی در نخستین روز سال جدید میلادی، 13 ایرانی از جمله یک زن جوان و مادر دو کودک خردسال را بدار آویخت.زن اعدام شده راحله زمانی نام دارد و مادر دو کودک پنج و سه ساله است. اجرای حکم اعدام وی پیشتر بر اثر برخی اعتراضات به تاخیر افتاده بود.بنابراین گزارش شمار اعدامها در ایران در سال 2007 میلادی نسبت به سال پیش از آن تقریبا دو برابر شده است.به گفته عفو بین الملل، تعداد اعدامها در سال 2006 در ایران 177 مورد بوده که در سال 2007 به نزدیک به 300 نفر رسیده است.این آمار تنها مواردی را شامل می شود که خبر آن در رسانه های حکومتی منعکس شده و مسلما شمار واقعی اعدامها بیش از اینها است.در حالیکه در اکثر کشورهای جهان مجازات اعدام یا لغو شده و یا عملا به اجرا گذاشته نمی شود، در جمهوری اسلامی علیرغم هشدارها و محکومیت های بین المللی، شمار اعدامها دو برابر شده است

گفتگو با الهام احسنی ، خواهر نادر احسنی


Sunday, December 30, 2007

سال نو میلادی بر همه خجسته باد

اتحاد، مبارزه، پيروزى
در سال نو میلادی
دست در دست هم، مقاومت عليه سرکوب جنبش دانشجوئى و کارگارگری و زنان را
سازماندهى کنيم





Friday, December 28, 2007

درگیری ماموران سرکوبگر انتظامی با زنان در میدان ولی عصر


درگیری ماموران سرکوبگر انتظامی با زنان در میدان ولی عصر

غروب پنجم دی ماه سال 86 برای آنان که رهگذر میدان ولی عصربوده اند هرگز فراموش نمی شود.

کانون زنان ایرانی: در ضلع غربی میدان ولی عصر هیاهوی عجیبی برپاست جایی که خودرو ماموران گشت ارشاد با ماموران همیشگی اش دو خانم و سه مرد بلند قامت درآن از زمان اجرای طرح امنیت اجتماعی جا خوش کرده است .از میان این هیاهو یک صدا بیشتر به گوش میرسد:"...ولش کنید ،اون مریضه."
زن با صدای بلند التماس می کرد . اما ماموران دخترک 16_ 17 ساله اش را به جرم پوشیدن پوتین زمستانی داخل ماشین انداخته اند و تحت هیچ شرایطی نیز حاضر به خروج او نیستند.
...زنی مبان سال بارویی گندمی و مانتو و شلوار سیاه و روسری قرمز.
زن بیشتر التماس می کرد و مردم که نظاره گر این جریان بودند فریاد« ولش کنید» را سر می دادند.
زن که دید حریف ماموران نمی شود خواست همراه دخترش به کلانتری برود.
تلاش کرد از در خودرو وارد شود که ماموران مرد بلافاصله او را به عقب هل دادند و در را با شدت هرچه تمام بستند. حالا دیگر مردم آرام نبودند . از میان جمع زنی فریاد زد:« اگر این عدالت است نمی خواهیم.»
مردی نیز گفت:«در برابرحق ات دفاع کن.»
زن آرام و قرار نداشت فریاد می زد و نمی گذاشت ماموران دخترش را به کلانتری ببرند. هر چه بیشتر مقاومت می کرد ، ماموران با زور بیشتری او را از اطراف خودرو دورمی کردند. یکی از ماموران زن ، با شدت زن را به میله های اطراف میدان کوبید، روسری از سر زن برداشته شد. حالا او فقط گریه می کرد.
زن با مامور زن گشت ارشاد دست به یقه شد. در این میان یکی از ماموران مرد نیز بی کار ننشست و به کمک همکارش آمد . زن را به عقب پرت کرد و همکارش را نیز سوار خودرو کرد.
و خودرو آماده حرکت شد. اما این پایان ماجرا نبود . زن با دستان باز ، خودش را به جلوی خودرو انداخت و اجازه حرکت نمی داد.
حالا دیگرعلاوه بر پیاده ها ، سواره های ضلع غربی میدان ولی عصر نیز با بوق ماشین هایشان خواهان پایان ماجرا بودند.
تعدادی از مردان به یاری زن شتافتند و تلاش کردند خودرو را متوقف کنند ، اما نمی شد.مردم که نظاره گر این ماجرا بودند عملکرد نیروی انتظامی با این زن را با «هو» جواب دادند.
"بیشتر مردها می ترسند و نمی توانند دخالت کنند" این جمله را مرد میانسالی که کنار من ایستاده بود و نظاره گر ماجرا ، گفت.
حالا دیگر نرده های ضلع غربی میدان ولیعصرنیزگویا مانع رسیدن زن به دخترش شده بود.دختر سواره و زن در تلاش برای رسیدن به او.
چند زن از آن طرف خیابان وارد جریان شدند و زن را از جلوی خودرو کنار کشیدند.
زن دیگر نیرویی در بدن نداشت . رنگ صورتش نیز هم رنگ روسری اش ، سفید شده بود. از میان زنانی که او را از جلو خودرو کنار کشیده بودن،د کسی می گفت :«زن دچار طپش قلب شده است.»
او را به یک خودرو تکیه دادند و اما این خودرو نیروی انتظامی بود که مغرورانه از فتح صاحبان اش با چراغ های قرمز و بوق زنان به آنان که نظاره گر بودند ، فخر می فروخت و می رفت تا سرنوشت نا معلومی را برای دختر بیمار و دیگر سرنشینان باز داشت شده در پیچ و خم راهرو های سرد کلانتری ها، رقم زند.
غروب پنجم دی ماه سال 86 برای آنان که رهگذر میدان ولی عصربوده اند هرگز فراموش نمی شود.
سرما سوز عجیبی دارد، بیشتر مردم در خیابان ها صورت خود را زیر شال و یقه های پالتو و بارانی خود پنهان کرده اند. سرما شوخی بردار نیست ویروس جدید سرما خوردگی در بین مردم شایع شده است.( اخیرا آنفلوانزای مرغی نیز در بین پرندگان رواج یافته هرچند که وزارت بهداشت آنرا تکذیب می کند.)
ساعت 20 دقیقه از 19 گذشته است و این میدان ولی عصر است که زیر گذر عابران بی نام و نشان می گذراند شب را ، روز را و هنوز را
.

Thursday, December 27, 2007

عصر پنجشنبه؛ غروب اولین نخست وزیر زن پاکستان

عصر پنجشنبه؛ غروب اولین نخست وزیر زن پاکستان


بانوی سیاستمدار پاکستانی و اولین زنی که درپاکستان به مقام نخست وزیری رسید، در ساعت 16:6 دقیقه بعدازظهر به وقت محلی امروز پنجشنبه ششم دی ماه 86 در یک انفجار انتحاری در شهر راولپندی بدست مخالفان به قتل رسید.
بی نظیر بوتو که در زبان اردو به وی "بینظیر بھٹو" می گویند، در 21 ژوئن سال 1953 میلادی در شهر کراچی بدنیا آمد.
خانم بوتو بانوی سیاستمدار پاکستانی و اولین زنی بود که در یک کشور اسلامی به مقام نخست وزیری رسید. وی طی دو دوره از سال های 1988 تا 1990 و 1993 تا 1996 میلادی نخست وزیر پاکستان از حزب مردم بود.
خانم بوتو فرزند "ذوالفقار علی بوتو" که از سیاستمداران سوسیالیست پاکستان بود، است.
بی نظیر پس از آنکه هشت سال در تبعید خودخواسته بسر برد، در روز 18 اکتبر سال جاری میلادی به میهن بازگشت، اما استقبالی خونبار از وی به عمل آوردند.
در دو انفجار پیاپی که در مسیر حرکت وی بسوی اقامتگاه رخ داد، صدها نفر کشته و زخمی شدند اما بوتو از این انفجارها جان سالم بدر برد.
خانم بوتو سالهای تبعید خود را کشورهای انگلستان و دبی به سر برد.
بوتو که امروز برای سخنرانی در جمع هواداران خود در پارکی در شهر راولپندی حضور یافته بود، در اثر انفجار فردی که بخود مواد منفجره بسته بود، بشدت زخمی و در مسیر بیمارستان جان سپرد.
در حالی که وزارت کشور پاکستان این خبر را مورد تائید قرار داده است، پنج شنبه 6 / 10 / 1386

Wednesday, December 26, 2007

کمپین بین المللی برای آزادی زنان در بند!


کمپین بین المللی برای آزادی زنان در بند

ستم بر زن موقوف
سرکوب زنان ممنوع
فعالین حقوق زن در بند باید آزاد شون

لطفا پتیشن را امضا کنید


سازمان آزادی زن

Sunday, December 23, 2007

کریسمس مبارک

Frohe Weihnachten


گفتگو با نسرین ستوده حقوقدان و از فعالین زنان پیرامون نقد لایحه اصلاحیه خانواده

از زندان های ایران ، بوی خون می آید


از زندان های ایران ، بوی خون می آید

هم میهنان آزادیخواه

در اعلامیهء مورخ بیست و هشتم آذرماه دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاه های ایران می خوانیم

ما دانشجویان آزایخواه و برابری طلب٬ به نمایندگی از همه دانشجویان ایران از این موج همبستگی با احساسی افتخارآمیز تشکر میکنیم. واقعیت اما این است که علیرغم این اعتراضات وسیع از طرف مجامع بین المللی و مردم آزادیخواه جهان٬ یاران ما هنوز در بند هستند. برای تقویت جنبش آزادی دانشجویان زندانی باید اقدامی جهانی را سازمان داد! به این مناسبت ما روز جمعه ٢٨ دسامبر برابر با ٧ دی ماه را بعنوان روز جهانی اعتراض به حکومت اسلامی در خارج کشور اعلام میکنیم. از همه شما٬ از همه سازمان ها٬ نهادها و مراجع بین المللی میخواهیم که در این روز هم زمان و از هر طریقی که امکان آن را دارید٬ اعتراض خود را به حکومت اسلامی اعلام دارید و همگام با دانشجویان آزادیخواه ایران٬ خواهان آزادی فوری همه دستگیر شدگان شوید. اعتراضات وسیع شما در خارج از ایران به نیروی اعتراضی ما در جامعه ایران قدرت و توان بیشتری میبخشد و موجبات آزادی سریعتر دوستان دانشجویمان را فراهم میسازد.
انجمن ما به سهم خود به این دعوت پاسخ می گوید. ما در روز جمعه بیست و هشتم دسامبر از ساعت هفده الی نوزده در حمایت از جنبش دانشجوئی و در اعتراض به موج دستگیری های اخیردر میدان “باستیل” پاریس به تظاهرات ایستاده خواهیم پرداخت تا پژواکی از صدای این فرزندان در بند باشیم.
انجمن دفاع از زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران ، پاریس ، بیست و یکم دسامبر دو هزار و هفت

٢٨ دسامبر را به روز جهانی اعتراض به دستگیری دانشجویان در ایران تبدیل خواهیم کرد!


٢٨ دسامبر را به روز جهانی اعتراض به دستگیری دانشجویان در ایران تبدیل خواهیم کرد

مردم آزادیخواه

بیش از دو دهفته است که ٤٣ تن از دانشجویان و فعالین سیاسی دانشگاه های ایران طی عملیات های شبانه از روز ٢ دسامبر ربوده شده و یا در جریان مراسم های روز دانشجو در روز ٧ دسامبر و پس از آن در ایران دستگیر و زندانی شده اند.
به دستگیر شدگانی که جرمی جز دفاع از آزادی و برابری ندارند٬ به دانشجویانی که مخالفت خود را با فضای جنگی اعمال شده از طرف حکومت اعلام داشته بودند٬ به کسانی که دانشگاه را میخواهند نه پادگان نظامی را٬ به یاران ما که جرمی جز دفاع از انسانیت و عدالت ندارند٬ به برگزار کنندگان مراسم های روز دانشجو که بر پرچم هایشان نوشته شده بود، نه به جنگ، دانشگاه پادگان نیست! نه به تبعیض جنسیتی، کارگران اتحاد! آزادی و برابری! اتهاماتی واهی و ساختگی از جمله اقدام علیه امنیت ملی و حتی بمب گذاری وارد ساخته اند.
بر کسی پوشیده نیست که زندانیان سیاسی در بند ٢٠٩ و ٣٢٥ اوین در چه شرایط وخیمی به سر می برند. متاسفانه هر روز خبرهای ناگواری از سلامتی دانشجویان در بند به ما می رسد. طبق اخبار دریافتی، یاران ما زیر شدیدترین شکنجه ها و فشار های جسمی و روانی قرار دارند.وضع جسمی دانشجویان بسیار نگران کننده است. به زندانیان اجازه ملاقات و تماس با خانواده های خود داده نشده است. وکلای دانشجویان امکان ملاقات با موکلین خود را ندارند. دانشجویان زندانی در زندان های حاکمیت از اولیه ترین حقوق انسانی نیز محرومند!
این رفتار حکومت اسلامی با دانشجویان با اعتراضی جهانی روبرو گشته است. سازمان عفو بین الملل طی نامه ای رسمی به سران حکومت نسبت به دستگیری دانشجویان اعتراض کرده است٬ رﺋیس پارلمان اروپا خواهان آزادی فوری دستگیر شدگان شده است. طی دو هفته گذشته صدها نامه همبستگی از سراسر جهان به دست ما رسیده اند٬ آکسیون ها و تظاهرات های متعددی در سراسر جهان علیه این رفتار وحشیانه تاکنون صورت گرفته است.
ما دانشجویان آزایخواه و برابری طلب٬ به نمایندگی از همه دانشجویان ایران از این موج همبستگی با احساسی افتخارآمیز تشکر میکنیم. واقعیت اما این است که علیرغم این اعتراضات وسیع از طرف مجامع بین المللی و مردم آزادیخواه جهان٬ یاران ما هنوز در بند هستند.
برای تقویت جنبش آزادی دانشجویان زندانی باید اقدامی جهانی را سازمان داد!
به این مناسبت ما روز جمعه ٢٨ دسامبر برابر با ٧ دی ماه را بعنوان روز جهانی اعتراض به دستگیری دانشجویان در ایران اعلام میکنیم. از همه شما٬ از همه سازمان ها٬ نهادها و مراجع بین المللی میخواهیم که در این روز هم زمان و از هر طریقی که امکان آن را دارید٬ اعتراض خود را به روند بازداشت ها اعلام دارید و همگام با دانشجویان آزادیخواه ایران٬ خواهان آزادی فوری همه دستگیر شدگان شوید. اعتراضات وسیع شما در خارج از ایران به نیروی اعتراضی ما در جامعه ایران قدرت و توان بیشتری میبخشد و موجبات آزادی سریعتر دوستان دانشجویمان را فراهم میسازد.
جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی در ایران به حمایت های بیشتر شما نیاز دارد!
زنده باد آزادی!
زنده باد برابری!

A call to an international protest to free students in Iran!
A call to freedom – loving Iranian abroad!
A call to international organisations around the world!
Freedom – loving people!
More than two weeks ago 43 students and political activists across the cities of Iran were either abducted or were arrested before, during and after the national student day on 7th December in Iran and all of them were imprisoned.
The arrested students who have not committed any crime but defending freedom and equality; those students who have expressed their opposition to the militarised atmosphere in the universities created by security forces; our comrades who have not committed any crime and only defended humanity and justice; the students who organised the national students day with slogans such as “No War”, “University is Not a Militaries Camps”, “No Sexual Apartheid”, “Long Live Freedom & Equality”, “Workers Unity”, have been accused of actions against country’s security including conspiracy and bombings.
It is a fact that political prisoners in horrible wards 209 and 325 of Evin prison live under difficult conditions. Every day we here news about bad health and worsening of the physical condition of our comrades. According to news we have received our friends are under torture and all physical and psychological pressure. We are gravely concerned about our comrades as their families are banned to visit them. Students’ lawyers are not permitted to meet them and they are deprived of their basic human rights.
This treatment of students by the Islamic Republic has been faced with a fierce international protest. The amnesty international has organised a campaign to free students. The head of the EU Parliament has asked for their immediate release. During the last two weeks we have received hundreds of protest letters from across the world and numerous protest actions and demonstrations against the Islamic Republic and for immediate release of the imprisoned students have been organised.
On behalf of all students, we the Freedom and Equality – seeking Students are very proud of these waves of solidarity and thank all who were with and for us in these difficult days. But the fact of the matter is that despite all these efforts, our friends are still in prison.
To release the arrested students an international action is urgently required!
We call all the international organisations and campaigns to join us on 28th December to protest against the Islamic Republic and raise your voice to free the students in Iran. Your solidarity and joint actions all around the world will strengthen our efforts and make the release of our friends and comrades possible.The movement for freedom and equality urgently needs your support and solidarity and united action.
Long Live Freedom!
Long Live Equality!
Freedom and Equality – seeking Students of Universities in Iran
19 December 2007 / 28th Azar 1386

اينجا بند زنان اوين است




اينجا بند زنان اوين است


قصه هزار و يکشب


جلوه جواهری


جلوه جواهری، وب‌نگار و فعال حقوق زنان که از دو هفته پيش در بند زنان اوين زندانی است گزارشی زير نوشته و روزنامه سرمايه منتشر کرده است:
اين‌جا بند نسوان اوين است، با بيش از هزار و يك قصه، قصه‌هايی تو در تو كه در هزار توی هر بند و سلول در هم می‌آميزند و دوباره تكرار می‌شوند. قصه‌های واقعی از زندگی زنانی كه وقتی می‌فهمند برای نوشتن و گفتن از حقوق زنان،بازداشت شده‌ همهء وجودشان همدردی می‌شود. اين‌جا در بند نسوان زندان اوين برای گفتن از خواسته‌هايمان نيازی به مثال آوردن نيست. زندگی‌های از هم پاشيدهء ساكنان اوين خود گواه روشنی بر ناعادلانه بودن برخی از قوانين است. بسياری از زنان به زندان افتاده‌اند فقط و فقط برای اين كه حق طلاق نداشتند. آری، مقصر بسياری از موارد همسركشی در ميان ساكنان بند نسوان، نداشتن حق طلاق است و بن‌بست‌هايی كه جامعه و گاه قوانين برايشان ايجاد كرده‌اند.
زنی خسته، مرا به مددكاری می‌برد و در راه كوتاه‌مان به فغان و ناله در می‌آيد كه به دليل قتل همسرش به اين‌جا آمده.«فرشته» همسر چهارم شوهرش بوده است.شوهری كه او را هميشه زير مشت و لگد، می‌گرفته است. فرشته می‌گويد: «از آن وضع ديگر خسته شده بودم و درخواست طلاق دادم»، اما شوهرش در پاسخ به اين درخواست، با قساوت بيش‌تری او را زير حملات مشت و لگد می‌گيرد و زن تنها از خود دفاع می‌كند، دفاعی كه به مرگ شوهر می‌انجامد. حال سرنوشت فرشته، بودن در هزار توی قصه‌های اين‌جاست. زهرا به همراه دختران و پسرش، همسر خود را كشته است و همراه آن‌ها راهی زندان شده. زهرا و دخترانش زندان را آسايشگاه بهتری از خانه می‌دانند كه در جهنم خانه، به سرنوشتی نامعلوم گرفتار شده بودند. زهرا می‌گويد حالا می‌تواند لحظه‌ای آرام باشد و حتی به زندگی خود و فرزندانش ذره‌ای اميدوار. می‌گويد حتی اگر از پيش او فرار هم می‌كرديم به دنبال ما می‌آمد و تك تك ما را می‌كشت. همه راه‌ها را امتحان كرده بودند و درمانده در كنار قوانينی كه هيچ راه‌حلی برای آنان نداشت و آن‌ها در اوج نااميدي
به تنها چاره يعنی مرگ او رسيده بودند. تنها مرگ او می‌توانست نجات‌بخش آنان باشد.
پروين، صداقت برايش از همه چيز مهم‌تر است. با اصرار، همسر مردی می‌شود كه صادق است و می‌خواهد او را خوشبخت‌ترين زن دنيا كند اما اسير چهار ديواری خانهء خود می‌شود و هوس‌های مردی كه می‌خواست او را «خوشبخت» كند. مرد (صادق) معتاد می‌شود و در بگومگوهای خانه هر بار او را به زير مشت و لگد می‌گيرد و هر شب پی زنی ديگر می‌رود. پسرش به رابطهء پدرش با زنان ديگر پی می‌برد و به مادر نهيب می‌زند. پروين در آخرين باری كه زير مشت و لگد مردی كه می‌خواست «خوشبخت»اش كند له ‌شده به محكمه می‌رود تا شايد بتواند با گواهی پزشكی قانونی، طلاق بگيرد، قاضی به او می‌گويد:«بايد سه بار كتك خورده باشی و هر بار با گواهی پزشكی قانونی شكايت كرده باشی، آن وقت است كه می‌توانی طلاق بگيری". پروين می‌گويد: «شوهرم معتاد است»، جواب می‌شنود:«اگر سه بار شوهرت را بستری كردی و دوباره به اعتياد روی آورد، آن وقت است كه می‌توانی طلاق بگيری".می‌گويد:«با هم تفاهم نداريم» می‌گويند:«اگر هفت ماه گذشت و...» پروين در ميان اماها و اگرها غرق می‌شود تا سرانجامش به دست مرد ديگری سپرده می‌شود كه می‌خواهد او را خوشبخت كند و همو، شوهر پروين را با وجود ميل او می‌كشد و سرانجام‌اش در هزار توی قصه‌های بند نسوان اوين است.
سپيده كه هيچ گاه نمی‌تواند طلاق‌اش را از شوهر مواد فروش‌اش بگيرد، روانهء زندانی شده كه به دست شوهرش برای او ساخته‌اند. سپيده كه در خانهء خود نيز قدرت تصميم‌گيری ندارد، يك سال و نيم پس از دستگيری شوهرش، اكنون به جرم همدستی با شوهرش، زندانی است. سپيده كه بارها خواسته از شوهر مواد فروش خود طلاق بگيرد، حال بايد جور زندان شوهر خود را نيز تقبل كند.
در هر گوشهء بند نسوان اوين، قصهء زنانی را می‌شنوی كه به مدد قوانين و با زور پدرانشان در سنين پايين ازدواج كرده‌اند و با زور شوهرانشان مواد مخدر فروخته‌اند و قانون ،كمتر از آن‌ها حمايت كرده است.
در هر گوشه اغلب زنانی را می‌بينيم كه زير ضرب و شتم شوهران‌شان دست به جنايت زده‌اند، در حالی كه نمی‌توانستند از حصار تنگی كه دورشان را گرفته، رهايی يابند اما همين زنان را می‌بينی كه به محض زندانی شدن، فراموش‌شدگان خانوادهء همان شوهران و پدرانی هستند كه آن‌ها را به اين‌جا كشانده‌اند.
ما، روزنامه‌نگاران و فعالان جنبش زنان را چند ماه يا چند سال، سرانجام آزادمان می‌كنند و می‌رويم. هر كدام‌مان از حداقلی از حمايت خانواده‌ها و دوستان‌مان برخورداريم و هر قدر هم كه اين‌جا باشيم اگر بيرون بياييم از آن حمايت‌ها بهره‌مند خواهيم شد اما برخی ازآنهايی كه در اين چهارديواری‌ها اسيرند، به جرم گناهی كه گاه چارهء ديگری به جز ارتكاب آن نداشتند، در بيرون از اين جا هيچ كسی را ندارند كه از آنان حمايت كند. آن‌ها به ندرت از قانون آگاه هستند و وقتی آزاد هم بشوند پل‌های پشت سرشان را ويران شده می‌يابند.
خبرهايی كه در اين پستوهاست گاهی بسيار كوچك و جزيی می‌نمايد و شايد بيرون از اين‌جا دل هيچ كس را حتی برای درج خبری در روزنامه‌ای نلرزاند، اما در پس اين خبرهای كوچك و جزيی اين تو در تو، زنی تنها زندگی‌اش را از دست رفته می‌بيند.(نقل از سرمايه

کار کودکان موقوف


نقض حقوق بشر را در ایران متوقف کنید


سازمان ملل

نقض حقوق بشر را در ایران متوقف کنید

راديو فردا: مجمع عمومی سازمان ملل متحد روز سه شنبه قطعنامه ای را عليه نقض حقوق بشر در ايران شامل «شکنجه، شلاق زدن، قطع عضو، سنگسار و اعدام در ملا عام» تصويب کرد.
در رای گيری از ۱۹۲ عضو اين مجمع، پيش نويسی که از سوی کميته حقوق بشر مجمع عمومی سازمان ملل ارائه شده بود، با ۷۳ رای موافق، ۵۳ رای مخالف و ۵۵ رای ممتنع به تصويب رسید.
جمهوری اسلامی ایران همواره به خاطر اعدام های متعدد در ملا عام، سنگسار و شکنجه زندانیان سیاسی مورد اتهام و انتقاد مجامع بین المللی بوده است.
قطعنامه تازه تصویب شده، الزام آور نيست اما بار اخلاقی دارد و نگاه غالب جهانيان را به اين مساله بازتاب می دهد.
اين قطعنامه توسط کانادا پيشنهاد شده بود و آمريکا و کشورهای غربی از آن حمايت کردند.
کشورهايی نظير کوبا، کره شمالی، سودان، سوريه و زيمبابوه که خود از سوی مجمع عمومی سازمان ملل در همين زمينه مورد انتقاد هستند، با این قطعنامه مخالفت کردند.
اين قطعنامه ضمن ابراز «نگرانی بسيار جدی»، به اين امر اشاره دارد که عليرغم قطعنامه های قبلی درباره حقوق بشر در ايران، «شواهد معتبری» از ادامه خشونت هايی چون سنگسار به عنوان نوعی مجازات برای مرگ، «شکنجه ومجازات های بی رحمانه و غير انسانی و تحقير کننده شامل شلاق زدن و قطع عضو» و اعدام های متعدد در ملا عام در ايران وجود دارد.
همچنين در اين قطعنامه نسبت به دستگيری فعالان و خشونت عليه جنبش زنان که برای به دست آوردن حقوق خود تلاش می کنند، ابراز نگرانی شده است.
اين قطعنامه خواستار توجه جدی به خشونت ها و تبعیض هايی شده است که عليه مذاهب، اقليت های قومی و نژادی و به ويژه عليه مذهب بهائيت در ايران صورت می گيرد.
قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل از جمهوری اسلامی خواسته است که چه در قانون و چه در عمل همه نوع تبعيض را نسبت به اقليت ها و همچنين موارد دیگر نقض حقوق بشر را برطرف کند.
همچنين از دولت ايران درخواست شده که اعدام در ملا عام و سنگسار را کنار بگذارد و از اذيت و آزار، ارعاب و شکنجه مخالفان سياسی و فعالان حقوق بشر دست بردارد و کسانی را که «به شکل مستبدانه و به خاطر باورهای سياسی شان زندانی شده اند»، آزاد کند.
صدور قطعنامه در مجمع عمومی بر خلاف قطعنامه های شورای امنيت، لازم الاجرا نيست و بيشتر برای فشار تبليغاتی به کشورهای ناقض حقوق بشر صورت می گيرد.

ايران و مسئله حقوق بشر
به گفته مدافعان حقوق بشر، جمهوری اسلامی ايران به شکلی گسترده بيانيه جهانی حقوق بشر را زير پا می گذارد و نقض گسترده حقوق بشر، سال ها است که در ايران اتفاق می افتد. تا کنون مجمع عمومی در قطعنامه های بسياری عملکرد حکومت ايران در اين زمينه را محکوم کرده است.
بازداشت های دانشجويان، روزنامه نگاران، فعالان حقوق زنان ، ممنوع الخروج کردن آنان، جلوگيری از ادامه تحصيل برخی دانشجويان، اعدام های گسترده متهمان موسوم به اراذل و اوباش، سنگسار، فشار بر اقليت های مذهبی و اعدام جوانانی که در سنين کودکی مرتکب جرم شده اند، از جمله اين موارد است.
عبدالکريم لاهيجی ، نايب رييس فدراسيون جوامع دفاع از حقوق بشر به راديوفردا می گويد:« با توجه به اين که بالاترين و والاترين حق بشری حق زندگی است بدترين وضعيتی هم که در رابطه با نقض حقوق بشر در ايران امروز وجود دارد متاسفانه افراط در نقض اين حق و اعدام مردم است.»
وی می افزايد: «در سال ۲۰۰۷ بيش از ۳۰۰ تن در ايران اعدام شده اند که به نسبت جمعيت ايران بالاترين رقم اعدام در جهان است. متاسفانه مجازات اعدام بدترين ننگ در کارنامه حقوق بشری جمهوری اسلامی است.»
دکتر حسين باقرزاده فعال مستقل حقوق بشر در لندن می گويد: «در حالی که سير اعدام در جهان رو به کاهش است آمار نشان می دهد که در ايران موج اعدام تشديد شده است.»
یکی از تازه ترين موارد اعدام مربوط به ماکوان مولود زاده است که ۱۴ آذر سال جاری، در زندان کرمانشاه به دار آويخته شد و موجی از اعتراض جهانی را برانگيخت. وی به اتهام جرمی که در کودکی مرتکب شده بود، اعدام شد
.

Thursday, December 20, 2007

یلدا شب زایش مهر(یا زایش خورشید)خجسته باد


یلدا شب زایش مهر(یا زایش خورشید)خجسته باد

عمرتون صد شب یلدا
دلتون قد یه دریا
توی این شبای سرما
یادتون همیشه با ما

Sunday, December 16, 2007

یه شب ماه میاد

فراخوان خانواده‌های دانشجویان دستگیر شده مراسم ۱۶ آذر سال ۸۶


فراخوان خانواده‌های دانشجویان دستگیر شده مراسم ۱۶ آذر سال ۸۶

دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب را آزاد کنید

درموج دستگیری های بی‌سابقه‌ی دانشجویی در آستانه‌ی روز ۱۶ آذر(روز دانشجو) بیش از ۳۰ تن از دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب دانشگاه‌های سراسرکشور بازداشت شده‌اند. شگفت این که ۱۶ آذر که نماد مبارزه با رژیم وابسته‌ی شاهنشاهی و سلطه‌ی بیگانه بوده است از سوی جمهوری اسلامی نیز تحمّل نمی‌شود. آن چه امسال در روز دانشجو روی داد، تکرار همان صحنه‌هایی است که رژیم گذشته هر ساله در برخورد با جنبش دانشجویی ایجاد می‌کرد. گرامی‌داشت روز دانشجو سنت پنجاه و چند ساله‌ی جنبش دانشجویی ایران است و دانشجویانی که امسال به اتّهام برگزاری مراسمی ، با محوریت مخالفت با جنگ و تحریم، بازداشت شده‌اند در زمره‌ی شریف‌ترین فرزندان این آب و خاک‌اند. ما خواهان آزادی سریع و بی قید و شرط فرزندان اسیر خود هستیم.
کمیته‌ی پی جوی آزادی دانشجویان دربند
*برای امضای این فراخوان نام خود را به آدرس
seeking.committee@gmail.com بفرستید