Monday, March 04, 2013

سال نو سال خلق ایران باد Guten Rutsch ins neues Jahr

Guten Rutsch ins neues Jahr und 
wir Wünschen euch Gesundheit und Glück
سال نو سال خلق ایران باد
سال نو سفره شان پر از نان باد
سال نو سال سرنگونی شیخ
خانه ی شیخِ دزد ویران باد
سال نو بشکفد در ایران گل
 سال پایان این زمستان باد
سال نو سال رزم و جنگیدن
 یارِ رزمنده، صدهزاران باد

شعر از هنرمند مبارز ,حسین پویا

بیست و هشت آذر سالروز شهادت انقلابی هميشه در يادها ، شکرالله پاک نژاد

بیست و هشت آذر سالروز شهادت انقلابی هميشه در يادها ، شکرالله پاک نژاد
یادش گرامی

به مناسبت 21 آذر، زادروز احمد شاملو

احمد شاملو شاعر، نویسنده، ادیب و مترجم بزرگ معاصر ایرانی در 21 آذر ماه سال 1304 در تهران ه دنیا آمد. احمد شاملو در تاریخ فرهنگ و ادبیات معاصر ایران پدیده ای تاثیرگذار و ماندگار است. شعر شورانگیز شاملو چكیده تاریخ نانوشته معاصر این سرزمین است.
عمرتون صد شب یلدا
دلتون قد یه دریا
توی این شب های سرما
یادتون همیشه با ما

Tuesday, January 15, 2013

عمرتون صد شب یلدا

عمرتون صد شب یلدا
دلتون قد یه دریا
توی این شب های سرما
یادتون همیشه با ما

Tuesday, December 11, 2012

گرامی باد دهم دسامبر روز جهانی حقوق بشر


10. Dezember – Tag der Menschenrechte
Am 10. Dezember begeht die internationale

Gemeinschaft jedes Jahr den Tag der Menschenrechte

in Erinnerung an jenen 10. Dezember des Jahres 1948,

als die Generalversammlung der Vereinten Nationen die

Allgemeine Erklärung der Menschenrechte

verabschiedete.

Wednesday, November 28, 2012

گرامی باد 16 آذر روز دانشجو


اتحاد مبارزه پیروزی
گرامی باد 16 آذر
 روز دانشجو ، روز مبارزه در برابر استبداد
 پنجشنبه 6 دسامبر 2012
از ساعت 19.00 تا 20.00
 Odeonsplatz , München (ادئون پلاتز ، مونیخ)
کانون همبستگی ایرانیان ، مونیخ

بی حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست


روز ۲۵ نوامبر روز جهانی منع خشونت علیه زنان گرامی باد


سالروز درگذشت شادروان غلامحسين ساعدي

div dir="ltr" style="text-align: left;" trbidi="on">

زنده یاد غلام حسین ساعدی: پناهنده 

سياسي كيست؟

پناهنده سياسي كسي است كه چهره به چهره روبه ‌رو، در برابر حكومت مسلّط ايستاده بود، و اگر بيرون آمده،‌از ترس جان نبوده است.
‌او با همان فكر مبارزه و با سلاح انديشه خويش ترك خاك و ديار كرده است.
در اين ميان هستند بسياري از نويسندگان، شاعران، نقاشان،‌مجسمه ‌سازان، كه سلاح آنها همان كارشان است و در جرگه رزمندگان ديگر قرار مي‌گيرند.
پناهنده سياسي نيّتش اين است كه با جلّادان حاكم بر وطنش تا نفس آخر بجنگد و حاضر نيست از پا بيفتد.
به لقمه ‌ناني بسنده مي‌كند، ناله سرنمي ‌دهد و شكوه نمي ‌كند.
مدام در تلاش است كه ديوار جهنم آخوندها را بشكند و به خانه برگردد. خانه ‌او وطن اوست. 
براي تميز كردن خانه قدرت روحي كافي دارد و وقتي آشغالها جمع شدند، حاضر است سرتاسر وطن را با مژّه‌هاي خود پاك كند.
از جان گذشته است ‌و مطلقاً‌ نمي‌ترسد. 
پناهنده سياسي نارنجكي است كه به ‌موقع مي‌خواهد ضامن را بكشد و كوهي را از جا بركند با دست بريده براي هر كار يدي حاضر است، با پاي بريده مدام مي ‌دود و با چشمان كم ‌سو همه ‌جا را مي‌بيند.‌
روحيه پناهنده سياسي عضلاني است، انگار كه از سرب ريخته شده.
واهمه ‌يي از مرگ ندارد، ‌و زماني كه خود را در صف پناهنده‌هاي قلّابي مي‌بيند، خشم جان او را به لب مي‌رساند، چون مي‌بيند ستون فقرات بشردوستي ساخته و پرداخته حكومتها فرقي بين او و دلالان اسلحه نمي‌گذارد. اولي مدام با دو گذرنامه در رفت و آمد است.. ولي او اگر پا به وطن بگذارد،‌ جمهوري اسلامي امكان نفس كشيدن نيز برايش نخواهد گذاشت و پاي ديوار خواهدش كاشت و سوراخ سوارخش خواهد كرد.
دراين‌جاست كه قوانين به يك‌باره بي‌اعتبار مي‌شوند. دراين جاست كه بايد تأملي مثلاً‌در «قرارداد1951» كرد، يا در قوانين و مقرّرات ديگر
سوءتفاهم نشود، منظور اين نيست كه كشورهاي پناه‌دهنده سختگيري بكنند. اصلاً حتّي تلاش فراواني بايد كرد كه به آواره‌هاي دور افتاده بيش از پيش توجّه شود،‌اين تلاش امر بسيار لازمي است. غرض اين است كه فرق «پناهنده‌سياسي» قلّابي با «پناهنده‌سياسي واقعي» روشن شود. اين دو از يك جنس و از يك قماش نيستند.
پناهنده سياسي قلّابي جانوري است همه چيز خوار، ولي پناهنده سياسي واقعي انساني است مرگ بركف،‌كه بي‌هيچ چشم‌داشتي مي‌خواهد كمر رژيم جمهوري اسلامي را بشكند، خشت روي خشت بگذارد و خانه تازه و وطن تازه‌يي بسازد.

ميان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمين تا آسمان است

ستار بهشتی زیر شکنجه ماموران درگذشت


ستار بهشتی زیر شکنجه ماموران درگذشت
 صبح امروز ماموران پلیس امنیت به خانواده ی ستار بهشتی، که روز هفتم آبان ماه بازداشت شده بود، اطلاع دادند که این جوان ۳۵ ساله جان خود را از دست داده و آنها باید روز آینده برای دریافت پیکرش مراجعه کنند.

München:Solidarität mit Nasrin Sotoudehمونیخ :همبستگی با نسرین ستوده


Nach einer 11-Tägigen Hungerstreik ist Nasrin Sotoudeh in Lebensgefahr!


Iranischer Solidaritätsverein,München betrachtet Nasrin Sotoudeh als eine gewaltlose politische Gefangene, die nur aufgrund ihrer Arbeit als Anwältin festgehalten wird, und fordert ihre sofortige und bedingungslose Freilassung.


Friday, October 12, 2012

روز جهانی علیه مجازات اعدام Zehnte Oktober Welttag gegen die Todesstrafe

روز جهانی علیه مجازات اعدام 
Zehnte Oktober Welttag gegen die Todesstrafe

Monday, October 08, 2012

ستم کشیدگی زنان، اولین شکل نهاد یافته نابرابری اجتماعی


ستم کشیدگی زنان، اولین شکل نهاد یافته نابرابری اجتماعی
مبانی مارکسیستی
بین جامعۀ کمونیستی اولیه گروه ها و کلان ها و اولین
اشکال جامعۀ استوار به تسلط یک طبقه به طبقه دیگر به عنوان مثال جامعۀ برده داری، یک دوران انتقالی وجود داشته است. این دورانی بود که هنوز یک طبقه حاکمه دارا کاملاً ظهور نکرده بود، لیکن نابرابری های اجتماعی بنقد استقرار یافته بودند. ما به وجود این جوامع صرفاً از طریق شرح و اوصاف متعدد گذشته که عمدتاً در اساطیر، افسانه ها، و یا در به اصطلاح ادیان « بدوی» آمده 
اند، پی نبرده ایم. بلکه اطلاع ما از این جوامع به خاطر وجود جوامعی است که بر اساس روابط قبیله ای، که امروز هنوز در پاره ای از نواحی آفریقای سیاه مشاهده می شوند، استوارند، علیرغم این که این جنبه ها به خاطر رابطه متقابل شان با جوامع طبقاتی امروزی بسیاری تغییر شکل داده اند- و در تمام کشورهائی که این جوامع اولیه هنوز در آنها باقی مانده اند، صورت بندی طبقاتی غالب است. نخستین شکل نهاد یافته نابرابری و ستم اجتماعی، ستمی است که از جانب مرد به زن وارد می شد که تا مرحلۀ کنونی از انکشاف خویش تداوم یافته است. ستم کشیدگی زن همیشه وجود نداشته است. این ستم کشیدگی به هیچ وجه از تقدیر زیست شناسانه که به زیان جنس مونث باشد، ناشی نمی شود. برعکس، شواهد بسیاری از ما قبل تاریخ مبین آنست که ویژگی بارز جوامع کلان های کمونیستی اولیه به مدت طولانی، تساوی بین زن و مرد بوده است. شواهد کافی برای تعمیم این پدیده به کل جوامع بدوی موجود نیست. اما دست کم، واضح است که در یک سلسله از جوامع زنان حتا از نظر اجتماعی نقشی برتر را ایفاء می کردند. اعتقاد به رب النوع «زن» برکت، بمثابۀ فرمانروای بهشت که در طلوع کشت و زرع توسط زن آفریده شد و همه جاگیر گردید، و بعدها خدایان (مرد) متعددی ( و سپس یک خدای مرد واحد) جای این الهه زن را گرفتند، خود به کفایت بیان می کند که این جایگزینی صرفاً پدیده ای اتفاقی نبود. انقلاب در بهشت بازتاب انقلاب در زمین بود. دگرگونی در عقاید مذهبی خود نتیجۀ دگرگونی در شرایط اجتماعی و دگرگونی روابط متقابل بین مرد و زن بود. در نظر اول ممکن است این نکته واقعیتی متضاد جلوه کند که نقش مسلط اقتصادی زن، همانطوریکه از نقش مهم او در کار بر روی زمین ( در انقلاب نوسنگی) پیداست، به تدریج بازگشائی دوران انقیاد اجتماعی اش گردید. با پیشرفت کشاورزی اولیه، زن منبع دوگانه اصلی ثروت قبیله شد، هم بمثابۀ تولید کننده اصلی غذا، و هم بمثابۀ زاینده انسان. چرا که صرفاً بر پایه تدارک کمابیش تضمین شده غذاست که رشد جمعیت دیگر نه یک خطر، بلکه یک مزیت بالقوه اجتماعی محسوب می شود. از اینرو زن شیئی مناسبی برای تملک اقتصادی می شود، در حالی که زن در دوره شکار و گردآوری میوه نمی توانست چنین باشد. به هر رو جهت تحقق این انقیاد لازم بود که سلسله ای از مبارزات و تحولات اجتماعی انجام می گرفت. زنان باید خلع سلاح می شدند، یا بعبارت دیگر حمل اسلحه باید در انحصار مردان قرار می گرفت. افسانه فراوان در مورد آمازون ها ( زنان جنگجوی اسطوره ای) که در همه قاره ها هنوز هم دیده می شوند- نشان می دهد که همیشه هم این چنین نبوده است. به منظور تضمین تسلط روابط پدرسالاری لازم بود که در موقعیت اجتماعی زن، در رابطه با قواعدی از نظیر ازدواج و اجتماعی شدن فرزندان دگرگونی شدیدی پدید بیاید. انکشاف و سپس تحکیم مالکیت خصوصی شاهد آن است که چگونه خانواده پدر سالاری به تدریج شکل نهائی به خود می گیرد. خانواده شکل خود را- علیرغم تحولات پیاپی- در بخش بزرگی از تاریخ جوامع طبقاتی حفظ کرده است. خانواده خود نهاد غیر قابل تغییری شده که تحکیم مالکیت خصوصی را از طریق وراثت، و نیز ستم اجتماعی در تمامی اشکال گوناگونش ( از جمله شیوه های فکری که صرفاً چیزی جز اطاعت کورکورانه دستورهای مافوق نیست) را تضمین می کند. خانواده آزمایشگاه فرهنگی برای موارد بیشمار تبعیض علیه زنان در کلیه جنبه های حیات اجتماعی می گردد. توجیهات ایدئولوژیکی همراه با تعصبات ریاکارانه ای که این نوع تبعیض را حمایت و حفظ می کنند همواره بخشی جداناپذیر از ایدئولوژی حاکم تمام طبقات دارا که در پی یکدیگر در تاریخ ظهور کرده اند، بوده است. از جمله در اذهان پرولتاریای جدید تحت نظام سرمایه داری و یا در دوران بعد از سرنگونی این نظام.

باز هم به مناسبت اُکتبر سُرخ

باز هم به مناسبت اُکتبر سُرخ
این زنان کارگر پتروگراد بودند که انقلاب 1917 را آغاز کردند. این مارش انقلابی زنان کارگر سرشار از خشم قرن ها ستم، جرقه ای بود که شعله های عظیم انقلاب را افزون تر ساخت، انقلابی که تزاریسم را در هم کوبید.
در 22 فوریه ( 7 مارس) گروهی از زنان کارگر، گرد هم آمدند تا به بحث در مورد سازماندهی روز جهانی زن بپردازند. کرینو که رهبر کمیته کارگری سن پترزبورگ حزب بلشویک بود، اقدام را عجولانه خواند و آنان را از این کار برحذر دانست. او در این رابطه گفت: من از آنه
ا خواسته بودم آرام و منظبط باشند،دست به اعتصاب زده بودند، من فوق العاده ناراحت شدم. ( پایان نقل قول) 
بلشویک ها با اکراه ( تاکید بر کلمه) با گسترش اعتصاب، موافقت کردند. کارگران دیگر، از جمله منشویک ها و اس- ارها هم به اعتصاب پیوستند. در 25 فوریه، بعد از آنکه بیست هزار کارگر دست از کار کشیده بودند، بلشویک ها نخستین فراخوان خود را برای یک اعتصاب عمومی منتشر ساختند. موج وسیع اعتصاب و تظاهرات ها نقطه اوج سالها خشم متراکم شده و انباشته بود. یکی از شاهدان عینی این رویداد می گوید: زنان کارگر که در اثر گرسنگی و جنگ به تنگ آمده بودند، مانند طوفانی که با قدرت تمام هرچه را که بر سر راهش قرار دارد، جاروب می کند، به حرکت آمدند. این مارش انقلابی زنان کارگر سرشار از خشم قرن ها ستم جرقه ای بود که شعله های عظیم انقلاب فوریه را افزون تر ساخت، انقلابی که تزاریسم را در هم کوبید( برگرفته شده از زنان روسیه - صفحه 91).
این زنان کارگر صنایع نساجی بودند که به انتخاب نمایندگان و اعزام آنها به کار خانه هاای مجاور دست زدند و خواهان جلب حمایت آنها شدند. اینگونه بود که انفجار انقلاب رخ داد. تروتسکی در کتاب تاریخ انقلاب روسیه صفحه 122 در این باره نوشته است که انقلاب از پایین آغاز شد، مقاومتی که بر سر راه سازماندهی انقلابی اش قرار داشت از میان برداشت. ابتکار عمل آن دست ستمدیده ترین و لگدمال شده ترین بخش کارگر، زنان نساجی قرار داشت. 
همین زنان بودند که سربازان را به برادری فراخواندند و آنها را متقاعد ساختند که از فرامین فرماندهایشان سرپیچی کنند و از شلیک بپرهیزند. آنها بودند که اسلحه سربازان را محکم گرفتند و به آنها گفتند به ما پیوندید و سربازان را شرمسار کردند به گونه ای که سربازان یکی پس از دیگری تسلیم شدند. تروتسکی در این رابطه در روزنامه پراودا در سرمقاله خود نوشت که انقلاب مدیون زنان است. اما حتی انقلاب هم نتوانست پیش داوری های عمیقی که طی نسل ها در ذهن ها ایجاد شده بود را کاملا از بین ببرد. به قول مارکس « سنن تمام نسل های مرده مانند کابوسی بر مغز زندگان سنگینی می کنند. یک نگاه به تبعیض در تعیین حداقل دستمزد بین زنان و مردان در کتاب کارخانه - خانواده و زنان د راتحاد شوری صفحه 80 ) بر این مساله مهر تایید می زند. بلشویک ها علیه این نابرابری مبارزه می کردند ( مقاله کولنتای در سال 1915 در روزانه پراودا به نام یک تفاوت اساسی) در همین رابطه است. زنانی که پیشاهنگ انقلاب فوریه بودند به حاشیه تاریخ کشیده شده بودند از همین روست که در کتاب تاریخ انقلاب روسیه، زنان فقط در چند فصل اولیه کتاب حضور دارند. از همین رو بود که از اولین اقدامات لنین در سال 1917 این بود که از کمیته مرکزی خواست که از کار سیاسی در میان زنان حمایت کنند. او در همان زمان تاکید کرد که صحبت از سوسیالیسم و حتی دموکراسی کامل و پایدار بدون نقش مستقل زنان نه تنها در کار سیاسی بلکه در خدمات روزانه که برای هر فردی الزامی است،گزافه گویی می باشد. ( انقلاب 1917- مجموعه آثار- جلد 20- صفحه 142)، پس زنان بلشویک دست به کار شدند. روزنامه روبوتسینا با چهل تا پنجاه هزار تیتراژ در هفته شروع به کار کرد. کلوبهای زنان با هدف جذب زنان به فعالیت حزبی تشکیل شدند. بنابراین وقتی بلشویک ها در اکتبر 1917 به قدرت رسیدند مساله درگیر کردن توده زنان غیر حزبی ابعاد گسترده تر و نوینی به خود گرفت. مساله بعد از انقلاب اکتبر این بود که اکنون چگونه باید میلیون ها زن را برای مشارکت در امر ساختمان سوسیالیسم بسیج نمود. در این مسیر پیروزی ها و شکستهایی وجود داشت. 
اگرچه انقلاب اکتبر بزرگترین فصل رهایی زنان را رقم زد اما هرگز نباید فراموش کرد که مبارزه برای مشارکت زنان و دفاع از حقوق زنان بعد از آن نیز توسط بلشویک ها نه تنها پایان نپذیرفت بلکه سرسختانه تر ادامه یافت چرا که سنن تمام نسل های مرده مانند کابوسی بر مغز زندگان سنگینی می کند

هم اکنبر روز جهانی مبارزه علیه مجازات اعدام



هم اکنبر روز جهانی مبارزه علیه مجازات اعدام

فراخوان


احکام اعدام را فورا متوقف کنید


زمان : سه شنبه 09.اکتبر.2012


ساعت : 19 تا 20


مونبخ ، Karlsplatz Stachus 


کانون همبستگی ایرانیان مونیخ / آلمان








Zehnte Oktober Welttag gegen die Todesstrafe

Kundgebung

Sofortige Aufhebung aller Todesurteile

Datum: Dienstag 09.10.2012

Zeit: 19:00 bis 20:00 Uhr


Ort: karlsplatz stachus , München

iranischer Solidaritätsverein







Wednesday, September 12, 2012

غلامرضا خسروی، زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰



یادواره قتل عام زندانیان سیاسی / Gedenkveranstaltung









فراخوان



یادواره قتل عام زندانیان سیاسی



نه فراموش می کنیم و نه می بخشیم


در بیست و چهارمین سالگرد کشتار زندانیان سیاسی یاد آزاد زنان و مردانی که در زندان های جمهوری اسلامی به جوخه هایمرگ سپرده شدند را گرامی می داریم

زمان : شنبه 2012.9.15



ساعت : 19 تا 20



Neuhauserstr. 8,,


(Fußgängerzone) , München


کانون همبستگی ایرانیان مونیخ / آلمان







Gedenkveranstaltung




Samstag, 15.09.2012,


19:00 bis 20:00 Uhr


Neuhauserstr. 8,,



(Fußgängerzone) , München


Iranischer Solidaritätsverein


اجرای ۴ سال حبس شیوا نظر آهاری، فعال حقوق بشر



اجرای ۴ سال حبس شیوا نظر آهاری، فعال حقوق بشر

کمیته گزارشگران حقوق بشر – شیوا نظر آهاری فعال حقوق بشر و از اعضای موسس کمیته گزارشگران حقوق بشر امروز صبح (۱۸ شهریورماه) در دادسرای زندان اوین بازداشت و به بند زنان این زندان منتقل شد.

شیوا ن
ظر آهاری بعد از انتخابات پرمناقشه سال ۸۸ دو بار بازداشت و یک سال را در زندان اوین گذراند. او در این دوران ۱۰۰ روز در سلولهای انفرادی بند ۲۰۹ نگهداری شد. مدتی بعد وی توسط شعبه ۳۶ دادگاه انقلاب، به تحمل ۴ سال حبس تعزیری، تبعید به زندان رجایی شهر و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد.

وی چهارشنبه گذشته نیز برای اجرای حکم خود به زندان اوین مراجعه کرد. اما مسئولان اعلام کردند به دلیل اینکه در حکمش گذراندن حبس در زندانی دیگر (زندان رجایی شهر) درج شده است باید روز شنبه به دایره اجرای احکام مراجعه کند. این وبلاگ نویس و روزنامه نگار امروز بعد از مراجعه دوباره به این شعبه به بند زنان زندان اوین منتقل شد.

شیوا نظر آهاری در سال ۲۰۱۱ برنده جایزه حقوق بشری نئودور هکر شهر اسلینگن آلمان شد. اینجایزه هر دو سال یک بار به کسانی اهدا می‌شود که در راه مبارزه با نقض حقوق بشر و استقرار دموکراسی، تلاش‌های قابل توجهی از خود نشان داده باشند.

رفیق شهید چریك فدائى خلق مرضیه احمدی اسكوئى