Sunday, March 02, 2008

نامه شعرگونه یک زن معلم کرد به همکار منتظر اعدامش فرزاد کمانگر


از سایت انتگراسیون ایرانیان ساکن آلمان

نامه شعر گونه یک زن معلم کرد به همکار منتظر اعدامش فرزاد کمانگرمعلم، رفیق و همبازی بچه های مدرسه

بعد از آنکه چند روز قبل در نهم اسفند فرزاد کمانگر معلم جوان کرد، دوست و رفیق و همبازی بچه ها و فعال حقوق بشری نامه ای خطاب به دانش آموزانش فرستاد و درحالی که او به "جرم" ! عشق به بچه ها و پایبندی به شرافت انسانی اش به عنوان یک معلم در آگاه کردن دانش آموزانش در انتظار اعدام بسر میبرد، از گوشه ای دیگری از این "تلخ سرزمین" به زنجیر کشیده شده، یار دردمند و همکار دیگری از او فریادی از دل برآورده تا دهان به دهان به گوش و قلب " فرزاد" رسانده شود.
به امید آنکه فرزاد زنده بماند، صدای بفنشه از مهاباد را از گوشه ای دیگر از این کره خاکی پژواک میدهیم تا در آسمان گلگون شده سرزمین "خورشید خانوم" روزنه ای به سوی قلب تپنده فرزاد و بچه هایش باز کند!
صدای اعتراض خود را برای آزادی فرزاد کمانگر به هر طریق که میتوانید بلندتر کنید
!

بنفشه م. از مهاباد- 12 اسفند 1386 برابر با 2 مارس 2008


آقا معلم در بند ! من هم اگر "شرعا " و "عرفا " گناه نباشد خانم معلمی از صنف توام و با اندیشه هایی از جنس اندیشه های تو اما نه ! شک دارم که به آن پاکی و زلالی باشم .و شک دارم که شاگردانم به خوبی شاگردان معلم در بندی باشندکه به قیمت جان درسشان داده است معلمی که در چار دیوارهای بلندزندان رجایی شهر برای "کوروش" آن قربانی فقر میگرید ودلش برای گل خوردن از پسرکان خود تنگ شدهو چقدر رویای پسرکانش را هر چند به "نومیدی" دوست می دارد. و اندیشه های پاکش نمی گذارند به رویا ها و لیلا ها پشت کند.
بگذار من هم با ذغال نه ! نه! با ذغال ! نه با روژ لب شکسته در جیب روپوش سیاه مریم از ترس آن ناظم اخمو که خوب می شناسیمش درس" کوکب خانم" را خط قرمزی بکشم تا بگویم" عمه قزی" شدندیگر رسم نیست
من هم دلم تنگ است من هم خسته از منطق تفریق ها و تبعیض ها درس ریاضیات را زیر آن سنگ می گذارم و در شیمی دنبال ماده ای هستم تا نگذارد دخترکان آفتاب در ایفای نقش "جنس دومی" خویش ٬ جوان نشده پیر شوند.
آیا ممکن است؟!!!!
وای که اینجا میان کودکی و نه سالگی چه فاصله ی حقیریست!!!!!میان بی گناهی و گناهکار شدندر این" تلخ سرزمین"چه فاصله ی حقیریست!!!و میان زندگی نکرده ای به مرگ محکوم شده چه زمان 7 دقیقه ای حقیریست!!!
و آن که از عشق می گوید و به انتظار معجزه ای در یافتن یک جفت کفش نو وسفره ای از نقل و شیرینیست و می خواهد به جای مادر "دایه " بگوید و بنویسد چه جنایتکار بزرگیست که جز به مرگ " محکوم" نمی شود !!!!وای که در این "سیاه زمین " ٬ "امنیت ملی" چه ارتفاع حقیری دارد!که همه چیز به خطر میاندازدش!همه چیز همه چیزکارگر نالان از فقرش زن محروم از "حق بدنش"چه زود حق شلاق می گیرند!
و رقصند ه های راضی به سیمفونی طبیعت دست و پای بریده خود رابه جای" نفت بر سر سفره شان " کادو می گیرند!!وای که چه خوب گفتی میان دوست داشتنلیلاها و رویا ها و مصیبت مرد گشتن میان خند ه های کودکی و گریستن از غم نان چه فاصله حقیری ست!!!
وای که درسم چه عقب است !هنوز به شاگردانم نگفته اما ز درس چند تا چند زندگی امتحان است هنوز به آنها نگفته ام مصیبت جنس دوم بودندر سرزمین اهورا مزدامصیبتی به چند سکه اسیر شدن است!!و تاج بنفشه بر سر نهادن تا کجا در هزار توی گم شدن است !
وای که درسم چه عقب است ! هنوز دخترکانم نمی دانند قامت زیبایشان" شرم آور"است!گیسوان زیبایشان در معرض دیدخورشید خانوم هم "حرام " است !و آرزوی پوشیدن شنل قرمز رنگ و گل زرد بر سر نهادن اقدام علیه " امنیت ملی " است!هنوز به فرشتگان خود نگفته ام کشتگاهی خواهند شد برای هر بذر نا مطلوبی!و به چند سکه و اندی تازیانه خوردن را خواهند آموخت!
درسم از" ترسم" عقب است !ترسم از آن روزی است که اگر دخترانم درسشان را دوست نداشتند به جای نوشتن " کاش دختر به دنیا نمی آمدیم" بنویسند کاش زاده نمی شدیم
.

ادامه نا آرامی های دانشجویی و تحصن صنفی در دانشگاه شیراز

ادامه نا آرامی های دانشجویی و تحصن صنفی
در دانشگاه شیراز

















خبرنامه امیرکبیر: تحصن دانشجویان دانشگاه شیراز که چهارشنبه (۸ اسفند ماه) در چهارمین روز پی در پی خود به دلیل تعطیلی دانشگاه به هفته بعد موکول شده بود در روز شنبه از سر گرفته شد.
بیش از ۱۰۰۰ دانشجوی این دانشگاه در محل میدان اصلی کوی دانشگاه جمع شده اند و کماکان بر خواسته خود مبنی بر استعفای محمد هادی صادقی رییس دانشگاه شیراز، پافشاری می کنند.
دانشجویان دانشگاه شیراز در حالی تجمع خود را آغاز کردند که در روزهای قبل برخی تشکل های همسو با مدیریت، قصد برهم زدن نظم و به تشنج کشاندن آن را داشتند. تعداد زیادی از بسیجیان به طور سازماندهی شده در کوی حضور پیدا کرده اند. جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز از تشکلهای اصولگرای دانشگاه نیز با انتشار بیانیه ای متحصنین را وابسته “اجانب” و عاملان سازمان CIA دانسته است.
در این بیانیه انتشار خبر این اعتراضات در رادیو فردا به عنوان نماد وابستگی دانشجویان!!! دانسته شده است. جمعی از بسیجیان نیز یا حسین گویان در اطراف تجمع دانشجویان حضور داشتند، که با بی اعتنایی دانشجویان محل را ترک کردند.
دانشجویان در ادامه به سمت ساختمان مدیریت دانشگاه حرکت کردند و تحصن خود را به آنجا منتقل کردند. حراست دانشگاه از ورود دانشجویان به ساختمان مدیریت جلوگیری می کرد. دانشجویان درب ساختمان مدیریت را شکستند و آنجا را برای چندمین بار در طی روزهای اخیر به تسخیر در آوردند.
دانشجویان همچون روزهای قبل نهار سلف سرویس دانشگاه را نخورده و سینی های نهار خود را تا بیرون از دانشگاه چیده اند.
نامه حمایتی جمعی از اساتید دانشگاه شیراز در بین دانشجویان توزیع شده است. اساتید دانشگاه ضمن اعلام حمایت از این حرکت و پیوستن به آن، از دانشجویان خواسته اند تا نیل به خواسته های خود دست از اعتراض بر ندارند. همچنین نامه ای از کارمندان اداری مالی دانشگاه خطاب به رییس جمهور در بین دانشجویان توزیع شده است که در آن به فروش ” ۲۵ میلیارد تومان ارزان تر” ساختمان ۸ طبقه دانشگاه شیراز واقع در خیابان صورت گر این شهر توسط رییس دانشگاه به “موسسه فرهنگی رمضان ” اعتراض شده است.
وزارت علوم به نامه اعتراضی دانشجویان دانشگاه شیراز که درخواست برکناری رییس این دانشگاه داشته اند تاکنون جوای نداده است و تماس دانشجویان با این وزارت خانه بی نتیجه مانده است.
گفتنی است از دو روز پیش بیش از ۱۰ تن از دانشجویان فعال در تحصن توسط اداره اطلاعات و حراست دانشگاه احضار مورد تهدید و ارعاب قرار گرفته اند. همچنین حراست دانشگاه با خانواده نزدیک به ۲۵ تن از دانشجویان تماس گرفته و آنها را تحت فشار قرار داده است.
همچنین دانشجویان دانشگاه باهنر شیراز نیز روز گذشته در اعتراض به مشکلات صنفی و کارشکنی های دانشگاه در برگزاری انتخابات انجمن اسلامی دانشجویی خود دست به تجمع اعتراض آمیز زدند

شش ماه زندان و ۱۰ ضربه شلاق




شش ماه زندان و ۱۰ ضربه شلاق


برای مرضيه مرتاضی لنگرودی



مدرسه فمينيستی - مرضيه مرتاضی لنگرودی از فعالان حوزه زنان به شش ماه زندان و ۱۰ ضربه شلاق که برای مدت دو سال به حالت تعليق در می آيد، محکوم شد.
در روز ۱۳ اسفند ۱۳۸۵ که قرار بود ۵ نفر از فعالان حوزه زنان در دادگاه انقلاب محاکمه شوند تعدادی از دوستان و اعضای خانواده اين افراد برای اطلاع از جريان دادرسی در محل دادگاه انقلاب حاضر شدند که متعاقب اين امر حدود ۳۳ نفر از حاضران بازداشت شدند. مرتاضی لنگرودی يکی از اين بازداشت شدگان بود. بنابراين برای او و ديگر افراد بازداشت شده، پرونده‌ای در دادگاه انقلاب تشکيل شد. حال شعبه ۱۳ دادگاه انقلاب پس از برگزاری دادگاه حکم خود را اعلام کرده است.
فريده غيرت وکيل مرضيه مرتاضی لنگرودی با تأييد خبر محکوميت موکلش از صدور چنين حکمی توسط شعبه ۱۳ دادگاه انقلاب برای مرتاضی لنگرودی ابراز تعجب کرد چرا که به اعتقاد وی شعبه ۱۳ دادگاه انقلاب برای چند نفر از افرادی که آنها نيز مانند مرتاضی لنگرودی در مقابل دادگاه انقلاب بازداشت و سپس محاکمه شده بودند، حکم برائت صادر کرده است اما فقط برای مرتاضی لنگرودی حکم محکوميت صادر شده است.
اين وکيل دادگستری با اعتقاد بر اينکه اتهامات وارده بر مرضيه مرتاضی لنگرودی مانند اتهامات ديگر موکلينی است که آنها نيز در مقابل دادگاه انقلاب بازداشت و پس از برگزاری دادگاه برای آنها حکم برائت صادر شده، گفت که نسبت به اين حکم اعتراض کرده است.

سازمان عفو بین الملل


مدافعان حقوق زنان با سركوب ‏مبارزه می‌كنند

پیش‌درآمد‏«تا هنگامی كه زنان، درهر نقطه‌ی جهان، از حقوق بشر محروم بمانند عدالت یا صلح ‏نمی‌تواند برقرار شود.»‏

شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل، و آیرین خان دبیر كل عفو بین‌الملل،‌ مارس 2007‏
زنان در ایران با تبعیضات گسترده‌ قانونی روبرو هستند. آنان از بخش های كلیدی دولت ‏کنار گذاشته شده اند - برای‌ مثال، آنان نمی‌توانند قاضی باشند یا برای‌ ریاست جمهوری نامزد ‏شوند. آنان در ازدواج، طلاق، حضانت كودك و ارث از حقوق برابر با مردان محرومند. ‏صدمه جنایی‌ به یك زن، در مقایسه با همان صدمه جنایی به یك مرد، مجازات خفیف‌تری ‏دارد. شهادت زنان در دادگاه نصف شهادت یك مرد ارزش دارد. گرچه سن قانونی ‌ازدواج ‏‏13 سال است، پدر می‌تواند برای ‌ازدواج دختر‌ در سن پائین تر - با مردی كه بسیار مسن‌تر ‏از دختر است - تقاضای اجازه بكند. مردان حق چند همسری دارند، زنان چنین حقی ندارند. ‏مردها در قانون حق بی چون و چرا برای‌ طلاق همسرشان دارند. زنان چنین حقی ندارند.‏
همه چیز در ایران به زیان زنان نیست. برای‌ مثال، سواد زنان از انقلاب اسلامی 1979 ‏به بعد به نحو چشمگیری بالا رفته است، گرچه دختران هنوز، و به خصوص در مناطق ‏روستایی، از پسران عقب‌تر هستند. توجه دولت به آموزش، به وضعیتی انجامیده است كه ‏اكثریت ورودی‌های دانشگاه‌ها زن هستند. بسیاری از زنان ایرانی دیگر حاضر نیستند به ‏كناری‌ بنشینند و اجازه دهند كه تبعیضات فاحش علیه زنان بدون چالش ادامه یابد.‏در جهت این هدف، مدافعان حقوق زنان در ایران شجاعانه پیكاری را حول خواست پایان ‏بخشیدن به تبعیضات قانونی ‌علیه زنان به راه انداخته‌اند. مقامات حكومتی با بدگمانی به این ‏تلاش‌ها می‌نگرند و موجی از ارعاب و سركوب را علیه آنان به راه انداخته‌اند.
عفو بین‌الملل به عنوان همبستگی با تلاش‌های این زنان برای دستیابی‌ به برابری قانونی، و ‏به منظور جلب توجه به سركوبی كه آنان در فعالیت‌های مسالمت‌آمیز خود با آن روبرو ‏هستند، این گزارش را منتشر می‌كند.
‏‏1 - جنبش زنان در ایران
جنبش زنان در ایران كه با انقلاب مشروطه در 1906 آغاز شده بود، پس از انقلاب اسلامی ‏‏1979، موقعی كه بسیاری از پیش‌رفت‌های محدود قانونی دربرگیرنده حقوق بیشتر برای ‏زنان با تصویب قانون جدید مجازات اسلامی از بین رفت، دچار یك شكست شد.
ولی در سال‌های اخیر، در دوران رییس جمهور اصلاح‌طلب خاتمی (1997- 2005)، ‏جامعه مدنی در ایران شروع به رشد كرد. رییس جمهور خاتمی مركز امور مشاركت زنان ‏در دفتر رییس جمهور را به منظور كمك به تشكیل سازمان‌های غیر دولتی مدافع حقوق زنان ‏و كودكان ایجاد كرد. تعداد این سازمان‌ها از 67 عدد در سال 1997 به 480 عدد در ‏‏2005 افزایش یافت.
مجلس ششم، در دوره چهارساله 2000 تا 2004، قوانین زیادی‌ به منظور بهبود موقعیت ‏زنان تصویب كرد، گرچه بیشتر آن‌ها - از جمله پیشنهادی مبنی بر این كه ایران کنوانسیون ‏محو کلیه اشكال تبعیض علیه زنان را تصویب كند - را شورای نگهبان رد کرد. این نهاد، ‏متشكل از روحانیون و حقوق‌دانان، قوانین مصوبه مجلس را از نظر تطبیق آن‌ها با قوانین ‏اسلامی و قانون اساسی بررسی می‌كند. قوانینی‌ كه به تأیید رسید از جمله شامل دو مورد ‏بود: افزایش حد اقل سن ازدواج برای دختران از 9 به 13 سال و دادن اجازه به زنان كه پس ‏از طلاق حضانت كودكان خود را تا سن 7 سالگی به عهده داشته باشند.‏
كارهای زنانی كه در رشته‌های مختلف شهرت یافته‌اند از جمله در رشته‌های هنر، فرهنگ و ‏علوم، و هم‌چنین كارهای حقوق بشری زنان حقوقدان برجسته مانند مهرانگیز كار و شیرین ‏عبادی، به زنان در به چالش‌ گرفتن نظم حاكم اعتماد به¬نفس تازه¬یافته¬ای داده است. این ‏اعتماد به¬نفس با اعطای جایزه صلح نوبل 2003 به شیرین عبادی و شناسایی و احترام ‏بین‌المللی كه بازتاب آن بود، تعالی بیشتری یافت.‏
در جریان انتخابات ریاست جمهوری 2005، هشتاد و نُه زن با به چالش گرفتن این تفسیر ‏تنگ‌نظرانه قانون اساسی كه فقط مردها می‌توانند رییس جمهور شوند، خود را نامزد كردند. ‏شورای‌ نگهبان كه صلاحیت نامزد‌ها را تأیید می‌كند تمام آنها را ردکرد. در 1 ژوئن ‏‏2005، گروه كوچكی از زنان در اعتراض به سلب صلاحیت تمام زنان نامزد در انتخابات، ‏در برابر دفتر ریاست جمهوری تحصن کردند. چند روز بعد، در 9 ژوئن، تقریبا 100 زن ‏جوان برای شركت در نیمه دوم مسابقه بین‌المللی فوتبال ایران و بحرین به زور وارد ‏ورزشگاهی در تهران شدند تا ممنوعیت حضور زنان در مسابقات ورزشی مردان را به ‏چالش بكشند. اوج اعتراض‌ها در جریان مبارزات انتخاباتی فراخوان¬هایی برای شركت در ‏تظاهراتی در روز 12 ژوئن در میدان هفت تیر به عنوان اعتراض به تبعیضات قانونی¬شده ‏علیه زنان در ایران بود. مراسم به صورت مسالمت‌آمیزی شروع شد، ولی حاضران به ‏فاصله كوتاهی به زور به وسیله پلیس پراكنده شدند.‏
انتخابات مجلس در سال 2004 مرحله جدیدی از محدودیت‌های گسترده علیه جامعه مدنی و ‏اصلاحات را به دنبال آورد. این روند از هنگام انتخاب رییس جمهور احمدی‌نژاد در 2005 ‏ادامه یافته است. یكی از اولین اقدامات رییس جمهور احمدی‌نژاد تغییر نام مركز امور ‏مشاركت زنان به مركز امور زنان و خانواده بود. آسیه امینی روزنامه‌نگار و فعال حقوق ‏زنان در این مورد اظهار داشت: «تغییر این نام نمایشگر انتظارات دولت فعلی است مبنی بر ‏این كه نقش اصلی زنان در جامعه نقش همسر و مادر باشد» وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ‏احمدی‌نژاد با صدور بخشنامه‌ای وقت كار زنان در ادارات دولتی را به ساعات‌ روشنایی ‏روز محدود كرد. ولی تلاش رییس جمهور احمدی‌نژاد برای این كه زنان بتوانند در كنار ‏مردان در مسابقات فوتبال حضور یابند به دلیل مخالفت روحانیت منتفی ‌شد.‏
نیروهای امنیتی تحت كنترل وزارت اطلاعات و قوه قضاییه در حملات هم‌آهنگی علیه جنبش ‏زنان و جامعه مدنی دخیل بوده‌اند. این حملات، تخطئه رسمی و آزار و دستگیری مدافعان ‏حقوق بشر در ایران شاملِ مدافعان حقوق زنان را در بر داشته است. در آوریل 2007، ‏وزیر اطلاعات غلامحسین اژه‌ای علنا جنبش حقوق زنان را متهم كرد كه بخشی از توطئه ‏دشمن به منظور یك «براندازی نرم» در جمهوری اسلامی است - اتهامی كه مدافعان حقوق ‏زنان آن را كاملا رد كرده‌اند. از آن هنگام، سازمان‌های غیر دولتی حقوق زنان و غیر آن‌ ‏كه از كمك‌های سازمان¬های بین‌المللی، مانند سازمان هلندی هیوُس، برخوردار شده بودند ‏بسته شده¬اند و مدیران و كاركنان آن‌ها در مورد كار و مسایل مالی خود از سوی نیروهای ‏امنیتی تحت بازجویی قرار گرفته‌اند.‏در آوریل 2007، حملات بی‌سابقه‌ای علیه «مفاسد اجتماعی» به راه افتاد كه تا كنون ادامه ‏دارد. هزاران زن و مرد كه مرتکبِ اعمال خلاف عفت عمومی تلقی می¬شدند، اخطار ‏گرفته‌اند، دستگیر شده‌اند و در برخی از موارد تحت تعقیب قرار گرفته‌اند. به موجب ماده ‏‏638 قانون مجازات، زنانی كه «بدون حجاب شرعی» - مانتو بلند و روسری - در معابر ‏ظاهر شوند مشمول حبس از ده روز تا دو ماه یا جریمه نقدی هستند.‏
‏2 - تظاهرات ژوئن 2006
بی اعتنا به برخوردهای سال 2005 و رفتار خشنی كه با زنان شركت كننده در مراسم روز ‏جهانی زن در مارس 2006 در تهران به عمل آمد كه بر اساس گزارش‌ها پلیس باتون بدست ‏ده¬ها زن را زیر ضربه‌های خود قرار داد، مدافعان حقوق زنان تصمیم گرفتند كه به مناسبت ‏سالگرد تظاهرات ژوئن 2005 تجمع دیگری فرا بخوانند. روز پیش از آن، مقامات به آنان ‏گفتند كه این تجمع را لغو كنند، ولی سازمان دهندگان تصمیم گرفتند كه بر اساس حقوق خود ‏تحت اصل 27 قانون اساسی تجمع مسالمت‌آمیزی برگزار كنند.‏
متعاقب آن، در 12 ژوئن 2006، عده‌ای زن و مرد در گروه‌های كوچك در میدان هفت تیر ‏تهران گرد آمدند. پلیس، اما، مانع تجمع آنان شد و ده‌ها نفر از آنان را كه به تظاهرات ‏مسالمت‌آمیز دست زده بودند دستگیر كرد، و در جریان دستگیری برخی از آنان مضروب ‏شدند. بعدا یك سخنگوی قوه قضاییه اعلام كرد كه 70 نفر دستگیر شده‌اند. بیشتر آنان در ‏فاصله كوتاهی آزاد شدند، گرچه یكی از آنان - سید علی اكبر موسوی خوئینی‌ - بیش از ‏چهار ماه در بازداشت به سر برد و تحت شكنجه قرار گرفت. چندین تن از دستگیرشدگان، ‏از جمله سازمان دهندگان برنامه، فریبا داودی‌ مهاجر، شهلا انتصاری، پروین اردلان، نوشین ‏احمدی خراسانی و سوسن طهماسبی، به اتهاماتی از قبیل «اجتماع و تبانی در اقدام علیه ‏امنیت كشور»، «شركت در تجمع غیر قانونی» یا «تبلیغ علیه نظام» به زندان محكوم شدند ‏و دست كم یك نفر در رابطه با تظاهرات ژوئن 2006 به شلاق محكوم شد.
‏در ژانویه 2008، همه زنان دستگیر شده در آزادی به سر می‌برند. بیشتر آنان، به استثنای ‏دلارام علی، در انتظار نتیجه تقاضای تجدید نظر در احكام صادره خود هستند. در جریان ‏تظاهرات 2006 دست خانم دلارام علی زیر ضربات پلیس شكست و تصاویر كتك خوردن ‏او از پلیس به طور گسترده‌ای منتشر شد. دلارام علی و سایر كسانی‌ كه در جریان تظاهرات ‏ژوئن 2006 مصدوم شده بودند علیه پلیس شكایت كردند. ولی در اكتبر 2007 دادگاه همه ‏اتهامات علیه مأموران پلیس را كه در جریان تظاهرات حضور داشتند مردود دانست. در ‏ژوئن 2007، دلارام علی به اتهام «شركت در یك تجمع غیر قانونی»، «تبلیغ علیه نظام» و ‏‏«اخلال در نظم و آرامش عمومی» به 34 ماه زندان و 10 ضربه شلاق محكوم شد. در ‏تجدید نظر، حكم به 30 ماه زندان كاهش یافت. با احضار او به اجرای احكام در 10 نوامبر ‏‏2007، به دنبال یك غریو گسترده داخلی و بین‌المللی، حكم او از سوی‌ رییس قوه قضاییه ‏موقتا به حال تعلیق در‌آمد. رییس قوه قضاییه به یك قاضی دستور داد كه پرونده را از نظر ‏نواقص آن مورد بررسی قرار دهد. دلارام علی در خطر رفتن به زندان به عنوان یك ‏زندانی وجدان به سر می‌برد.
برخی از كسانی كه در رابطه با تظاهرات ژوئن 2006 محكوم شده‌اند، مانند نسیم ‏سلطان‌بیگی 22 ساله، آزاده فرقانی و بهاره هدایت،حبس تعلیقی‌ گرفته‌اند. ولی این افراد اگر ‏در دوران تعلیق یک¬بار دیگر به جرم مشابهی محکوم شوند، باید محكومیت تعلیقی خود را ‏نیز در زندان بگذرانند. بسیاری از دستگیرشدگان معتقدند كه این تهدید به زندان به منظور ‏ترساندن آنان و بازداشتن‌شان از اقدامات دیگر در حمایت از كمپین صورت می‌گیرد.
بهمن احمدی امویی، یك روزنامه نگار مرد، كه در پی تظاهرات 2006 یک هفته در ‏بازداشت به سر برد، در سپتامبر 2007 به شش ماه زندان محكوم شده که به مدت دو سال ‏به تعلیق در آمده است. مدارك علیه او، بنا به گزارش، از جمله شامل نامه‌های سرگشاده‌ای ‏خطاب به مجلس بود كه او امضا كرده است. یكی از این نامه‌ها در حمایت از تظاهرات ‏ژوئن 2006 بوده است.‏
‏3 - كمپین برای برابری
‏‏«برادرها زندگی خوب و خوشی داشتند و مسافرت و گردش های خارج‌ ‏کشورشان به راه بود. اما ما شش خواهر هر کدام اسیر مردی بودیم که از ‏ما فقط آشپزی و بشور و بساب و بچه زیاد می‌‌خواست. وقتی که پدرمان هم ‏مرد. برادرها تمام ساختمان‌ها و زمین‌ها را که تعداد بسیار زیادی بودند ‏صاحب شدند و با پول کمی دهان مارا بستند... حالا دیگر برای من کار از ‏کار گذشته. اما خوشحالم که با امضای من ممکن است دختران امروز ‏سرنوشت مشابه من را نداشته باشند.»‏
یك امضاكننده 76 ساله‏

‏ به دنبال این تجربیات،‌ فعالان حقوق زنان تصمیم گرفتند روش تازه‌ای اتخاذ کنند و ‏خواست‌های خود برای برابری را به میان جامعه بزرگتر ببرند. به این منظور، آنان در 27 ‏اوت 2006 كمپین برای برابری را به راه انداختند. آنان سعی داشتند این كمپین را در یك ‏سمینار عمومی اعلام كنند، ولی مقامات از ورود آنان به محل ممانعت كردند. با وجود این، ‏شیرین عبادی برای حاضران صحبت كرد و فعالان كمپین به پخش برگه‌ و جزوه‌ در خیابان ‏پرداختند. پایگاه اینترنتی كمپین (كه فعلا ‏‎:
http://www.we-change.org ‎و‎ ‎www.wechange.info‏ است) همان روز با بیانیه «یك میلیون امضا برای تغییر قوانین ‏تبعیض‌آمیز» شروع به كار كرد و آماده جمع‌آوری امضا از ایرانیان شد.‏
بیانیه وسیله با ارزشی برای ابراز حمایت از بهبود موقعیت زنان در اختیار ایرانیان ‏می‌گذارد. در عین اهمیت آن،‌ این اقدام فقط یك وجه از كمپین یادشده بشمار می‌رود كه به ‏ایجاد تغییر از طریق ابتكارهای جامعه مدنی و در سطح عموم پای‌بند است. داوطلبان پس از ‏شركت در كار‌آموزی‌های اولیه رهسپار شهرستان¬ها می‌شوند تا به تبلیغ كمپین بپردازند و ‏امضا جمع‌آوری كنند. داوطلبان از طریق سخن گفتن با زنان در خانه‌های آنان، یا در اماكن ‏عمومی مانند پارك‌ها، دانشگاه‌ها، مراكز بهداشتی و تجمعات مذهبی، با مشكلات زنان آشنا ‏می‌شوند و در باره حقوق آنان و لزوم اصلاحات قانونی به آنان توضیح می‌دهند.‏
اعضای‌ كمپین بر این امر تصریح دارند كه هدف از طرح خواست‌هایشان به چالش كشیدن ‏بنیان سیاسی جمهوری اسلامی ایران نیست و این خواست‌ها با فقه شیعه تضاد ندارد. آنان ‏سعی می‌كنند كه فعالیت‌هایشان را با رعایت كامل قانون دنبال كنند و بر این نكته انگشت ‏می‌گذارند كه قانون اساسی ایران اجتماعات مسالمت‌آمیز را مجاز دانسته است و تحت قوانین ‏ایران تشكیل كارگاه‌های آموزشی و جمع‌آوری امضا برای تقاضای تغییر قانون كاملا قانونی ‏است. آنان به بحث‌های مربوط به مسایل زنان كه در بین رهبران مذهبی در جریان است ‏اشاره می‌كنند و از تعدادی از فقیهان برجسته اسلامی نقل قول آورده‌اند كه می¬گویند قوانین ‏تبعیض‌آمیز علیه زنان را می‌توان، و باید، در درون فقه اسلامی اصلاح کرد. اخیرا آیت‌الله ‏حسین موسوی‌ تبریزی، دبیر كل مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم، گفته است:‌
‏«ما قوانین زیادی در مورد زنان و حتی مردان داریم که باید با شرایط ‏روز و به نفع همه مردم تغییر کند. در مورد زنان قوانینی نظیر دیه، ‏ارث، حضانت فرزندان، طلاق و ... قابل تغییر هستند و این تغییر به ‏هیچ وجه خلاف شرع نیست چرا که بسیاری از مراجع تقلید فتاوایی در ‏این باره صادر کرده اند.»‏
‏ اعضای كمپین هم‌چنین از این كه از آغاز فعالیتشان در بسیاری از محیط‌های اجتماعی به ‏مسایل زنان توجه بیشتری دیده می‌شود دلگرم شده‌اند. آنان، به دنبال اظهار نظر آیت‌الله ‏هاشمی ‌رفسنجانی، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، مبنی‌ بر این كه با اصلاح قانون ‏مربوط به دیه زن و مرد موافق است، امیدوارند كه برخی از موارد تبعیض از قبیل برابری ‏دیه مردان و زنان از نظر قانونی مورد بررسی‌ قرار گیرد. مجمع تشخیص مصلحت نظام ‏می‌تواند قانونی را به دلیل مصلحت نظام تصویب كند، حتی اگر شورای نگهبان آن را به دلیل ‏ناسازگاری با شرع رد كرده باشد.
‏4 - سركوب فعالان كمپین
‏ ‏ ‏«هانا فقط در حوزه زنان فعالیت می کرد. آنها در زمستان گذشته برای زنان ‏بی سواد در روستاها رایگان کلاس گذاشتند. او با دوستانش در انجمن آذرمهر ‏برای زنانی که ترک اعتیاد می کردند با هزینه خودشان جشن می گرفتند. آنها ‏صندوق هایی تهیه کرده بودند و آنها را بین دوستان وآشنایان پخش می کردند و ‏از پولش برای زنان بی سرست هدیه می گرفتند و به دیدن آنها می رفتند. ‏برای زنان کلاس حقوق و تاریخ زن برگزار می کردند و همه فعالیت هایشان ‏در این حوزه بود. ما هم به آنها کمک می کردیم. برای آنها امضا جمع می ‏کردیم.»‏فرید عبدی، برادر فعال بازداشت شده هانا عبدی
مقامات مانع از فعالیت كمپین شده‌اند و فعالان آن را سركوب كرده‌اند. تا ژانویه 2008، ‏پایگاه اینترنتی كمپین دست كم هفت بار مسدود شده است. فعالان كمپین، به دلیل این كه ‏مقامات مرتبا از دادن اجازه جلسات عمومی به آنان ابا می‌كنند، كارگاه‌های خود را در ‏خانه‌های هوادارانشان برگزار می‌كنند. برخی از این هواداران تلفن‌های تهدید آمیزی دریافت ‏كرده‌اند، كه ظاهرا از مقامات امنیتی است، یا از سوی آنان برای بازجویی احضار شده‌اند.‏ده‌ها نفر از فعالان و پشتیبانان كمپین در رابطه با فعالیت¬هایشان در این كمپین، و برخی به ‏هنگام جمع‌آوری امضا، دستگیر شده‌اند. نسیم سرابندی و فاطمه دهدشتی اولین كسانی بودند ‏كه در ارتباط با جمع‌آوری امضا به زندان محكوم شدند. آنان در ژانویه 2007 در حال ‏جمع‌آوری امضا در متروی‌ تهران 24 ساعت بازداشت شدند و سپس در 12 اوت 2007 به ‏شش ماه زندان محکوم شدند که به مدت دو سال به تعلیق در آمد. آنان به «اقدام علیه امنیت ‏كشور از طریق تبلیغ علیه نظام» متهم شده بودند.
مردانی كه از كمپین حمایت می‌كنند نیز متحمل واكنش تلافی‌جویانه شده‌اند. امیر یعقوب ‏علی، یك دانشجوی 20 ساله، در ژوئیه 2007 به هنگام جمع‌آوری امضا در یك پارك در ‏تهران دستگیر شد و یك ماه در زندان اوین در بازداشت بود. در یورشی به خانه‌‌ رضا ‏دولتشاه در خرم‌آباد در 15 سپتامبر 2007 كه در آن‌ یك كارگاه آموزشی برای كمپین در ‏جریان بود، او در میان 25 نفر دستگیر شدگان بود. او زیر ضرب و شتم قرار گرفت، سه ‏روز در بازداشت به سر ‌برد و بعد آزاد شد. شرایط آزادی او برای عفو بین‌الملل معلوم ‏نیست. بهمن آزادی، یكی دیگر از شركت‌كنندگان در این كارگاه كه در را به روی‌ مأموران ‏باز كرده بود، با قنداق تفنگ زیر ضرب قرار گرفت.‏‏«دستانمان خالي است، خانه‌هايمان شيشه ايست، بغضهايمان مجالي براي ‏شکستن نيافته اند، مدتهاست خواهرانمان زنداني اند، روزهايمان انباشته از ‏نا امني است، با اين حال هنوز و هميشه تا عوض شدن اين قوانين، رد ‏امضاهاي بيشتري را بر بيانيه کمپين خواهيم نشاند.»‏
نفیسه آزاد، یك فعال كمپین برای برابری
در هنگام نوشتن این گزارش در ژانویه 2008، دو فعال جوان كرد ایرانی - روناك ‏صفارزاده و هانا عبدی - كه در اكتبر 2007 دستگیر شدند، هنوز بدون اتهام یا محاكمه در ‏سنندج در بازداشت به سر می‌برند. آنان ملاقات‌هایی با خانواده‌هایشان داشته‌اند، ولی هنوز ‏به وكیل انتخابی خود دسترسی نداشته‌اند. هیچ اتهام رسمی علیه آنان اقامه نشده است، ولی ‏به نوشته برخی از پایگاه‌های خبری اینترنتی اتهام پشتیبانی از گروهای مخالف حكومت از ‏سوی مقامات به آنان نسبت داده‌ شده است. مریم حسین‌خواه در 18 نوامبر 2007 دستگیر ‏شد و برای بازجویی در بند 209 زندان اوین كه تحت كنترل وزارت اطلاعات است در ‏بازداشت به سر ‌برد. او یك روزنامه نگار است و سردبیری پایگاه اینترنتی كمپین و پایگاه ‏اینترنتی «زنستان» را به عهده داشت. «زنستان» به مسایل مربوط به زنان می‌پرداخت و ‏چند روز پیش از دستگیری او از سوی مقامات مسدود شده بود. نامبرده همراه با جلوه ‏جواهری كه در 1 دسامبر دستگیر شده بود در ژانویه 2008 به قید وثیقه آزاد شدند. پس از ‏آزادی آنان، كمپین برای برابری اظهار داشت:‏
‏«اين دو فعال حقوق زن، در مدت بازداشت نيز از فعاليتهاي خود باز ‏نمانده و در طول اين مدت با همکاري دوستان خود در بيرون زندان ، ‏کتابخانه زندان را تجهيز نمودند، صندوق کمک به زنان زنداني ايجاد ‏کردند و در همه حال سعي نمودند که زنان فراموش شده اوين را ‏نيرويي دوباره بخشند، چنانچه بازرس بند زنان زندان اوين ، حضور ‏فعالان حوزه زنان در زندان اوين را غنيمتي براي زندانيان دانسته ‏بود.»‏

‏ 5 - دستگیری‌های مارس 2007
در 4 مارس 2007، 33 زن كه اعضای كمپین نیز‍ در میان آنان بودند دستگیر شدند. بیشتر ‏اینان به عنوان اعتراض به محاكمه پنج زن - فریبا داودی مهاجر، شهلا انتصاری، پروین ‏اردلان، نوشین احمدی خراسانی و سوسن طهماسبی - كه در رابطه با تظاهرات 12 ژوئن ‏‏2006 به «تبلیغ علیه نظام»، «اقدام علیه امنیت كشور» و «شركت در تجمع غیر قانونی» ‏متهم شده بودند در جلو دادگاهی در تهران گرد آمده بودند. شادی‌ صدر، كه یك حقوقدان ‏است، و چهار نفر از كسانی كه تحت محاكمه بودند نیز در بین دستگیرشدگان دیده می‌شدند. ‏دستگیرشدگان را ابتدا به بازداشتگاه وزرا بردند و برخی از آنان سپس به زندان اوین منتقل ‏شدند. بیشتر آنان پس از چند روز آزاد شدند، ولی شادی صدر و محبوبه عباسقلی زاده - كه ‏هر دو در كمپینی برای پایان بخشیدن به اعدام به وسیله سنگسار نیز دخیل هستند - 15 روز ‏در بازداشت بودند و بعد به قید وثیقه آزاد شدند. این دو در یك جلسه دادگاه انقلاب در اوت ‏‏2007، كه وكیل آنان اجازه حضور در آن را پیدا نكرد و در جریان آن در مورد ‏سازمان‌های غیر دولتی‌¬اشان و فعالیت‌هایشان در كمپین «قانون بی سنگسار» مورد بازجویی ‏قرار گرفتند، به تجمع غیرقانونی، تبانی علیه امنیت كشور، اخلال در نظم عمومی و سرپیچی ‏از دستور پلیس متهم شدند. دست كم 16 نفر از سایر دستگیرشدگان 4 مارس، از جمله ‏نوشین احمدی خراسانی،‌ الناز انصاری، شهلا انتصاری، ناهید انتصاری، نیلوفر گلكار، مریم ‏حسین‌خواه، سارا ایمانیان، جلوه جواهری، سارا لقمانیان، مریم میرزا، رضوان مقدم، آسیه ‏امینی، فاطمه گوارایی، ژیلا بنی‌یعقوب، و سوسن طهماسبی برای محاکمه احضار شده‌اند یا ‏تحت محاكمه قرار گرفته‌اند. تا ژانویه 2008، دست كم سه نفر از آنان - سوسن طهماسبی، ‏آسیه امینی و فاطمه گوارایی از اتهامات تجمع غیرقانونی و تبانی برای صدمه زدن به امنیت ‏كشور، اخلال در نظم عمومی و سرپیچی از دستور پلیس تبرئه شدند.‏
‏6- چارچوب قانونی سركوب
بیشتر مدافعان حقوق زنان كه دستگیر شده و تحت تعقیب قرار گرفته‌اند به جرائم امنیتی با ‏بیانی مبهم متهم شده‌اند. این گونه اتهامات از سوی مقامات برای محدود كردن حقوق شناخته ‏شده بین‌المللی آزادی بیان و تجمع كسانی كه برای محافظت و تبلیغ حقوق زنان در ایران به ‏فعالیت می‌پردازند، به صورت مؤثری به كار گرفته می‌شود. این امر استانداردهای ‏بین‌المللی مانند میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی را كه ایران یك كشور امضاكننده آن ‏است نقض می‌كند.‏
در جریان دستگیری، با برخی از مدافعان بدرفتاری شده است، ولی تلاش¬های آنان برای ‏دادرسی از طرف مقامات خنثی شده است. برخی دیگر مدت‌های طولانی‌ بدون اتهام رسمی ‏بازداشت شده‌اند، آن هم غالبا در سلول انفرادی و بدون دسترسی به اعضای خانواده یا وكیل ‏انتخابی‌شان. آنان تحت مقرراتی از نظر قانونی نگهداری شده¬اند كه به قاضیان اجازه می¬دهد ‏دستور بازداشت آنان را برای یك ماه صادر كنند و آن را نامحدود تجدید نمایند. مقررات ‏دیگری نیز هست كه به قاضی اجازه می‌دهد در پرونده‌های امنیتی حضور وكیل را در ‏مرحله تحقیق پرونده، و حتی در جریان دادگاه ممنوع كند.‏
در برخی از موارد، مدافعان به قید وثیقه آزاد می‌شوند و ماه‌ها یا سال‌ها در انتظار می‌مانند تا ‏پرونده آنان به دادگاه برود یا آنان بشنوند كه تعقیب آنان منتفی‌ شده است. در موارد دیگری، ‏مدافعان به حبس‌های تعلیقی محكوم می‌شوند كه به عقیده آنان به منظور بازداشتن آنان از ‏ادامه فعالیتشان صورت می‌گیرد.‏ممنوعیت مكرر اجتماعات مسالمت‌آمیز از سوی مقامات ایرانی و دستگیری مدافعان حقوق ‏بشر به وسیله ماموران پلیس و وزارت اطلاعات، حقوق مربوط به بیان، تجمع و تشكل ‏مسالمت‌آمیز را نقض می‌كند. این اعمال هم‌چنین تعهدات ایران تحت میثاق بین‌المللی حقوق ‏مدنی و سیاسی را كه در مواد 19، 21 و 22 بر حقوق آزادی‌ بیان، تجمع مسالمت‌آمیز و ‏آزادی تشكل تصریح كرده است زیر پا می‌گذارد. ماده 19 بیان می‌دارد كه هر كسی «حق ‏آزادی‌ بیان دارد» كه از جمله «شامل آزادی تفحص و تحصیل و اشاعه اطلاعات و افکار» ‏بدون توجه به سرحدات، خواه شفاها یا كتبا یا به هر وسیله دیگر خواهد بود. ماده 21 حق ‏تجمع مسالمت‌آمیز را به رسمیت می‌شناسد و می‌گوید كه این حق تابع هیچ محدودیتی ‏نمی‌تواند باشد، جز آن چه كه بر طبق قانون مقرر شده و «در یك جامعه دموكراتیك به ‏مصلحت امنیت ملی یا ایمنی‌ عمومی، نظم عمومی، برای حمایت از سلامت یا اخلاق عمومی ‏یا حقوق و آزادی‌های دیگران ضرورت داشته باشد». ماده 22، در باره آزادی تشكل، از ‏حق تشكیل احزاب سیاسی، اتحادیه‌های كارگری و انجمن‌های خصوصی مانند سازمان‌های ‏غیر دولتی به شمول سازمان‌های حقوق بشری حمایت می‌كند.‏
مقامات ایران، مانند دولت¬های سایر کشورهای امضا كننده میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و ‏سیاسی به اجرای مفاد آن متعهدند و ازین رو نباید بر استفاده از حقوق - مانند حقوق تجمع و ‏تشكل - محدودیت‌هایی بیش از آن چه كه صریحا در ماده 21 آمده است اعمال كنند. اما در ‏عمل، همان طور كه در بالا تشریح شد، مقامات ایران مقرراتی را وضع كرده‌اند كه بر ‏اساس آن برگزاری جلسات و تجمعات به اجازه قبلی نیاز دارد، و اقدامات دیگری برای ‏محدود كردن انتقاد یا مخالفت انجام می‌دهند كه از حد مجاز تعیین شده در قوانین بین‌المللی ‏بسیار فراتر می‌رود.‏مقامات ایران هم‌چنین پیوسته در تضمین محافظت از فعالان حقوق زنان، از جمله زنان مدافع ‏حقوق بشر، در برابر كاربرد بیش از حد زور از سوی نیروهای امنیتی به هنگام شركت در ‏تظاهرات یا اعتراضاتی كه برای دنبال كردن حقوقشان برگزار می‌كنند، كوتاهی‌ كرده‌اند. ‏این فعالان و مدافعان به تكرار مورد تعرض و خشونت‌های دیگر از سوی مأموران امنیتی ‏قرار گرفته‌اند و مقامات در مورد این وقایع حتی تحقیق نكرده‌اند چه برسد به این كه پلیس و ‏سایر مأمورانی را كه مرتكب این حملات شده‌اند مورد تنبیه قرار دهند یا به دست عدالت ‏بسپارند، یا مأمورانی را كه مورد تحقیق قرار گرفته‌اند تبرئه كرده‌اند. استانداردهای‌ ‏بین‌المللی اقتضا می‌كند كه هر نوع توسل به زور به وسیله مأموران مجری‌ قانون در چنین ‏شرایطی‌ باید با احترام به حقوق بشر و با رعایت استانداردهایی از قبیل «اصول پایه‌ای ‏سازمان ملل در باره كاربرد زور و سلاح گرم به وسیله مأموران مجری‌ قانون و ضوابط ‏عمل برای مأموران مجری‌ قانون» انجام شود.
مقامات ایران هم‌چنین از تحقیق كافی‌ در باره سایر اتهامات مربوط به نقض حقوق بشر، مانند ‏محدود كردن حركت، آزار، دستگیری‌های خودسرانه و بدرفتاری‌ با بازداشت‌شدگان، یا برای ‏شكستن دورِ مصونیت از مجازات كه ادامه بدرفتاری‌‌ها از سوی نیروهای امنیتی را تسهیل ‏می‌كند، كوتاهی‌ كرده‌اند.‏
مقررات بازداشت و محاكمه به كار رفته علیه كسانی‌ كه مقامات آنان را مظنونان امنیتی ‏می‌شناسند، از استانداردهای بین‌المللی مربوط به محاكمات عادلانه، مانند آن چه كه در میثاق ‏بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی وضع شده است، به مراتب پایین‌تر است؛ این مقررات ‏می‌تواند به زندانی كردن فعالان حقوق زنان، مدافعان حقوق بشر و دیگران به عنوان زندانی ‏وجدان بینجامد و می انجامد.
در ادامه نقض حقوق مدافعان حقوق زنان، مقامات ایران قوانینی با بیان مبهم را به كار ‏می‌گیرند، به پلیس و سایر نیروهای امنیتی اجازه كاربرد زور خارج از حد علیه ‏تظاهركنندگان را می‌دهند یا آن را تسهیل می‌كنند و چشم خود را بر بدرفتاری با آنان در طی ‏بازداشت می‌بندند. مدافعان حقوق بشر عملاً از حمایت قانون بی‌بهره‌اند و به خاطر ایستادگی ‏برای حقوق زنان هدف قرار می‌گیرند و تنبیه می‌شوند.‏
به موجب اعلامیه حقوق و وظایف افراد، گروه‌ها و ارگان‌های جامعه در مورد ترویج و حفظ ‏حقوق بشر و آزادی‌های اساسی شناخته شده عمومی (معروف به اعلامیه سازمان ملل در ‏باره مدافعان حقوق بشر) مصوبه مجمع عمومی سازمان ملل در 1998، كشورها به ‏محافظت از مدافعان حقوق بشر متعهدند. اعلامیه این امر را به رسمیت می‌شناسد كه ‏مدافعان حقوق بشر نقشی حیاتی در ترویج حقوق بشر و حاکمیت قانون ایفا می‌كنند و بر ‏اصول میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی و سایر پیمان¬های بین‌المللی حقوق بشر كه ایران ‏امضاكننده آنها است استوار شده است. اصل 12 اعلامیه مشخصا حق مدافعان حقوق بشر ‏برای شركت در فعالیت‌های مسالمت‌آمیز را، به طور فردی یا در همكاری‌ با دیگران، در ‏دفاع از حقوق بشر و آزادی‌های‌ بنیادین به رسمیت می‌شناسد، حقی كه در عمل مکرر از ‏سوی مقامات ایران نقض شده است.‏
‏7 - نتیجه‌ها و توصیه‌ها
عفو بین‌الملل شدیدا نگرانی خود را در مورد عدم تحمل مخالفت مسالمت¬آمیز از سوی مقامات ‏ایران كه رو به افزایش است ابراز می‌دارد. ای‍ن برخورد وجوه زیادی از زندگی را در ‏برمی‌گیرد و شدیدا، از جمله، بر كسانی كه از حقوق زن دفاع و آن را ترویج می‌كنند - اعم ‏از زن و مرد - تأثیر می‌گذارد. مدافعان حقوق زنان و به خصوص آنان كه برای جلب توجه ‏به تبعیض‌های‌ قانونی علیه زنان در ایران از حقوق سیاسی و مدنی‌ خود استفاده می‌كنند، به ‏صورت خودسرانه دستگیر و بازداشت می‌شوند، غالبا در هنگام بازداشت از سوی مأموران ‏امنیتی كه از مجازات مصونند مورد بدرفتاری قرار می‌گیرند، و از دسترسی به وكیل، ‏خانواده و روند قانونی محروم می‌مانند. ‏
حكومت ایران به جای این كه با كاربرد ابزارهای قدرت خود كسانی را كه حق‌خواهی ‏می‌كنند مورد سركوب قرار دهد، باید گام‌هایی برای بررسی تبعیضات قانونی و دیگر ‏تبعیض¬ها علیه زنان، نیمی از جمعیت كشور، بردارد. حكومت باید به كار فعالان حقوق ‏زنان و مدافعان حقوق بشر به عنوان یك موهبت بنگرد و اهمیت سهمی را كه این فعالان و ‏مدافعان در برخورد به تبعیض و عدم تحمل و ترویج حقوق بشر عمومی همه ایرانیان ایفا ‏می‌كنند به رسمیت بشناسد.
حكومت باید از برخورد کیفری به فعالیت‌های قانونی در دفاع از حقوق بشر، شامل حقوق ‏زنان، دست بردارد و حاکمیت قانون را در تطابق با تعهدات ایران به عنوان یك عضو ‏امضاكننده میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی و سایر پیمان¬های بین‌المللی حقوق بشری به ‏مرحله اجرا درآورد. حكومت باید از چشم‌‌پوشی از تعرضات و بدرفتاری‌ها با كسانی‌ كه ‏دستگیر و بازداشت می‌شوند دست بردارد و به جای آن همه شكایات مربوط به بدرفتاری و ‏سایر تعرض‌ها را فعالانه مورد تحقیق قرار دهد و مرتكبان آن‌ها را به عدالت بسپرد. ‏عفو بین‌الملل جامعه بین‌المللی، و به خصوص كشورهایی را كه روابط نزدیك با ایران دارند، ‏فرا می‌خواند كه آن حكومت را ترغیب کنند به تعهداتش تحت قوانین بین‌المللی عمل كند و به ‏تبعیض قانونی و دیگر تبعیض¬ها علیه زنان خاتمه دهد و از اقدامات خلاف قانون مانند ‏بازداشت‌های خودسرانه زندانیان وجدان و بدرفتاری و تعرضات دیگر علیه زندانیان ‏خودداری كند.
حكومت ایران باید جنبه‌های مثبت كار مدافعان حقوق زنان را به نحوی كه در اعلامیه ‏سازمان ملل در باره مدافعانِ حقوق بشر بازتاب یافته است به رسمیت بشناسد و محیطی ‏مساعد را ایجاد كند كه در آن مدافعان حقوق زنان بتوانند بدون ترس از دستگیری یا تبعیض ‏به فعالیت‌های خود بپردازند. مدافعان حقوق زنان منبع مهمی برای توسعه در هر كشوری ‏بشمار می‌روند. حكومت باید مشروعیت كار آنان را به رسمیت بشناسد و هر نوع تجلی ‏تبعیض جنسیتی و قالبی¬نگری به زنان را به چالش بكشد و با حملات جسمانی یا لفظی علیه ‏آنان مبارزه كند. حكومت باید از هر گونه نقض حقوق بشر علیه مدافعان حقوق زنان ‏جلوگیری كند، موارد آن را مورد تحقیق قرار دهد و عاملان آن را مجازات كند.‏
توصیه‌هابه رهبر انقلاب:‏
• دستور یك بازنگری سریع و فراگیر در همه قوانین ایران را، به منظور تشخیص و ‏تصحیح همه قوانینی كه مستقیما علیه زنان تبعیض قایل می‌شوند یا اثر تبعیض‌آمیز بر ‏روی زنان دارند، صادر كنید.‏• به نیروهای امنیتی، به خصوص وزارت اطلاعات، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ‏نیروی‌ داوطلب بسیج كه تحت كنترل آن است، دستور دهید كه مدافعان حقوق زنان ‏را كه به استفاده از حقوق آزادی بیان و تشكل خود به صورت مسالمت‌آمیز ‏می‌پردازند دستگیر و زندانی نکنند یا به هر نوع دیگر تحت آزار قرار ندهند، و هر ‏مأموری كه چنین كند تحت بازخواست قرار گیرد.
به رییس جمهور و کابینه دولت:‏
• یك بازنگری در قوانین ایران را به صورتی كه در بالا آمد به منظور پایان بخشیدن ‏به تبعیضات قانونی علیه زنان، از جمله از طریق لغو یا پس گرفتن هر بخشنامه ‏دولتی تبعیض‌آمیز علیه زنان، آغاز كنید.‏
• برای اطمینان از این كه هر فردی به خاطر استفاده از حقوق خود به صورتی كه در ‏اعلامیه سازمان ملل در باره مدافعان حقوق بشر آمده است از هر نوع خشونت، ‏تهدید، تلافی، تبعیض منفی، فشار یا هر نوع عمل خودسرانه دیگر در امان باشد، ‏همه اقدامات لازم را انجام دهید.‏
• به همه انواع ارعاب و آزار مدافعان حقوق بشر مانند اخراج از شغل، تلفن‌های‌ ‏تهدیدآمیز و حمله به جلسات مسالمت‌آمیز در منازل شخصی خاتمه دهید.‏
• ‏- برگزاری تظاهرات مسالمت‌آمیز با هدف تغییرات قانونی را، به صورتی كه در ‏قانون اساسی ایران آمده است، مجاز كنید.‏
• به پلیس و سایر نیروهای امنیتی دستور دهید كه امنیت تظاهرات را در تطابق كامل ‏با استانداردهای بین المللی حفظ نظم تأمین كنند و از كاربرد زور، به جز در موارد ‏استثنایی كه تحت قوانین بین‌المللی مجاز شناخته شده است، خودداری كنند.
• تحقیقات سریع و بی‌طرفانه‌ای را درمورد همه دعاوی‌ مربوط به نقض حقوق بشر ‏آغاز كنید و هر كس را كه مسئول ارتكاب تعدی حقوق بشری شناخته شد به دست ‏عدالت بسپارید.‏
• از گزارشگر مخصوص سازمان ملل در مورد مدافعان حقوق بشر دعوت كنید كه ‏برای تحقیق در مورد وضعیت مدافعان حقوق بشر در ایران و گزارش یافته‌ها و ‏توصیه‌های خود به دولت، در اولین فرصت از ایران دیدن كند.‏
به رییس قوه قضاییه:‏
• دستور آزادی سریع و بی‌قید و شرط همه مدافعان حقوق زنان را، كه صرفا در ‏رابطه با فعالیت‌های مسالمت‌آمیز خود با خواست پایان بخشیدن به قوانین تبعیض‌آمیز ‏علیه زنان بازداشت شده‌اند، صادر كنید.
• همه اتهامات علیه مدافعان حقوق زنان را كه در رابطه با فعالیت‌های مسالمت‌آمیز ‏خود با خواست حقوق برابر برای زنان تحت تعقیب قرار گرفته‌اند حذف كنید و احكام ‏آنان را مورد بازنگری قرار دهید.‏
• همه احكام شلاق را كه در رابطه با فعالیت‌های‌ مسالمت‌آمیز در دفاع از حقوق زنان ‏صادر شده است فورا معلق كنید.‏
به مجلس:‏
• یك روند مؤثر برای رسیدگی به شكایات و، هر جا لازم است، اعاده حقِ ‌ كسانی كه ‏حقوق بشری آنان نقض شده، شامل مدافعان حقوق زنان، ارائه كنید.‏
• ترتیبی بدهید هر قانونی كه تصویب می¬شود علیه زنان تبعیض‌ قائل نشود.‏
به جامعه بین ‌الملل:‏
• بر مقامات ایران فشار وارد كنید تا به تعهدات خود تحت میثاق بین‌المللی حقوق مدنی ‏و سیاسی، كه حق آزادی بیان، تشكل و اجتماع را به رسمیت شناخته است، عمل كنند ‏و به اعلامیه سازمان ملل در باره مدافعان حقوق بشر پایبند باشند.‏
• به مقامات ایران فشار آورید تا همه مدافعان حقوق زنان را كه زندانی وجدان هستند ‏آزاد كنند و همه احكامی را كه صرفا در رابطه با استفاده مسالمت‌آمیز از حقوق ‏آزادی بیان و تشكل آنان صادر شده‌ مورد بازنگری قرار دهند.‏
• از همه نفوذ ممكن برای حمایت از مدافعان حقوق زنان در ایران، و توانمند ساختن ‏آنان به انجام كارشان بدون ترس از واكنش تلافی‌جویانه، بهره بگیرید. ‏

اطلاعیه مطبوعاتی "فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر"




اطلاعیه مطبوعاتی "فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر"


درمورد صدور حکم اعدام فعالان سیاسی
فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر (FIDH) و جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران (LDDHI) اعتراض شدید خود را نسبت به صدور حکم اعدام سه فعال کرد ذیل که از سوی دادگاه انقلاب ایران ابلاغ شده است اعلام می کنند:

- فرزاد کمانگر، معلم و عضو انجمن صنفی معلمان کامیاران (در استان کردستان) و فعال در یک انجمن محلی مدافع حقوق بشر که فعالیت آن از سوی دولت ممنوع اعلام شده است
- فرهاد وکیلی از کارمندان اداره جهاد کشاورزی شهرستان سنندج
- علی حیدریان از اعضای حزب خلق کرد (پ ک ک)

فرزاد کمانگر در ژوئیه 2006 در تهران دستگیر شد. او را در یک محل نامعلوم حبس کردند و به شکلی خشونت آمیز مورد شکنجه و آزار قرار گرفت. او همچنین شوک الکتریکی، فحاشی و ضربات بسیاری را، به ویژه به قسمت های حساس بدنش، متحمل شده که آثار آنها امروز کاملاً مشخص است. پس از آن، او را به زندان اوین و به بند بدنام 209 منتقل کرده اند که به زندانیان سیاسی اختصاص دارد و سپس به زندان سنندج منتقل شده. وی نزدیک به 8 ماه بدون داشتن وکیل در سلول انفرادی بسر برده و در این مدت هیچ گونه تماس، حتی تلفنی، با خانواده و نزدیکانش برقرار نکرده. او طی این مدت بارها متحمل شکنجه و آزار شده است.

پس از آن، او را مجدداً به زندان اوین منتقل کرده و در ماه مه 2007 در برابر دادگاه انقلاب محاکمه شده است. او از ماه نوامبر 2007، در زندان فوق امنیتی رجایی شهر که به جانیان خطرناک اختصاص دارد بسر می برد.

محاکمه این سه نفر روز 31 ژانویه 2008 پشت درهای بسته برگزار شد؛ متهمان وکیل مدافع نیز داشته اند. سپس آنان را به دلیل همکاری با حزب خلق کردستان (پ ک ک) به اعدام محکوم کرده اند. این حکم روز 25 فوریه به آنان ابلاغ شده و وکلای آنان تقاضای رسیدگی مجدد داده اند.

فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر و جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران خاطرنشان می سازند که فعالان سیاسی وابسته به اقلیت های قومی، به ویژه کرد، به طور مرتب پس از محاکمات کاملاً ناعادلانه به انجام اقدامات تروریستی و به جرم های بسیار سنگین محکوم می شوند.

فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر و جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران از دولتمردان جمهوری اسلامی می خواهند که تحقیق مستقل و بی طرفی را درخصوص شکنجه های انجام شده بر فرزاد کمانگر آغاز کنند و حکم تعقیب دست اندرکاران این اعمال غیرانسانی را صادر نمایند. این دو سازمان همچنین از دادگاه های ایران می خواهند که هرگونه اعتراف تحت شکنجه را براساس قوانین بین المللی، به ویژه ماده 15 کنوانسیون بین المللی برضد شکنجه، ملغی اعلام کنند. به علاوه، این دو سازمان از دولت می خواهند که به تعقیب و دستگیری فعالان سیاسی به بهانه "مبارزه بر ضد تروریسم" پایان دهد. بی شک این اقدامات را نمی توان به هیچ وجه براساس موازین بین المللی که شکنجه را کاملاً مردود و ممنوع اعلام کرده اند توجیه نمود.

فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر و جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران از اتحادیه اروپا می خواهند که براساس "رهنمودهای اتحادیه اروپا" درخصوص شکنجه هایی که در کشورهای ثالث روی می دهد و همچنین درباره مجازات اعدام، از جمهوری اسلامی ایران بخواهند که نسبت به اجرای تعهدات بین المللی خویش اقدام کند.

در پایان، فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر یادآوری می کند که گزارشگر ویژه سازمان ملل برضد شکنجه در سال 2005 از جمهوری اسلامی تقاضای سفر به این کشور را کرد، ولی دولتمردان جمهوری اسلامی تا امروز این تقاضا را بدون پاسخ گذاشته اند.

Saturday, March 01, 2008

نامه ای از "فرزاد کمانگر"،معلم محکوم به اعدام به شاگردانش



نامه ای از "فرزاد کمانگر"،معلم محکوم به اعدام به شاگردانش






بچه ها سلام،

دلم براي همه شما تنگ شده ، اينجا شب و روز با خيال و خاطرات شيرينتان شعر زندگي مي سرايم ، هر روز به جاي شما به خورشيد " روزبخير" ميگويم ، از لاي اين ديوارهاي بلند با شما بيدار ميشوم ، با شما ميخندم و با شما ميخوابم . گاهي « چيزي شبيه دلتنگي » همه وجودم را مي گيرد.کاش مي شد مانند گذشته، خسته از بازديد، که آن را گردش علمي مي ناميديم ، و خسته از همه هياهوها ، گرد و غبار خستگيهايمان را همراه زلالي چشمه روستا به دست فراموشي مي سپرديم ، کاش مي شد مثل گذشته گوشمان را به «صداي پاي آب » و تنمان را به نوازش گل و گياه ميسپرديم و همراه با سمفوني زيباي طبيعت کلاس درسمان را تشکيل مي داديم و کتاب رياضي را با همه مجهولات، زير سنگي مي گذاشتيم ؛چون وقتي بابا ناني براي تقديم کردن در سفره ندارد چه فرقي مي کند ، پي سه مميز چهارده باشيد یا صد مميز چهارده ؛درس علوم را با همه تغييرات شيميايي و فيزيکي دنيا ، به کناري مي گذاشتيم و به اميد تغييري از جنس «عشق و معجزه» لکه هاي ابر را در آسمان همراه با نسيم بدرقه مي کرديم و منتظر تغييري مي مانيدم که "کورش" همان همکلاسي پرشورتان را از سر کلاس راهي کارگري نکند و در نوجواني از بلنداي ساختمان به دنبال نان براي هميشه سقوط ننمايد و ترکمان نکند ، منتظر تغييري که براي عيد نوروز يک جفت کفش نو و يک دست لباس خوب و يک سفره پر از نقل و شيريني براي همه به همراه داشته باشد.کاش مي شد دوباره و دزدکي دور از چشمان ناظم اخموي مدرسه، الفباي کرديمان را دوره ميکرديم و براي هم با زبان مادري شعر مي سروديم و آواز ميخوانديم و بعد، دست در دست هم مي رقصيديم و مي رقصيديم و مي رقصيديم .کاش مي شد باز در بين پسران کلاس اولي همان دروازه بان مي شدم و شما در روياي "رونالدو شدن" به آقا معلمتان گل مي زديد و همديگر را در آغوش مي کشيديد؛ اما افسوس نمي دانيد که در سرزمين ما روياها و آرزوها قبل از قاب عکسمان غبار فراموشي به خود مي گيرد ، کاش مي شد باز پاي ثابت حلقه "عمو زنجيرباف" دختران کلاس اول مي شدم ، همان دختراني که مي دانم سالها بعد، در گوشه دفتر خاطراتتان دزدکي مينويسيد: کاش دختر به دنيا نمي امديد.مي دانم بزرگ شده ايد ، شوهر مي کنيد ولي براي من همان فرشتگان پاک و بي آلايشي هستيد که هنوز « جاي بوسه اهورا مزدا» بين چشمان زيبايتان ديده ميشود؛ راستي چه کسي مي داند اگر شما فرشتگان، زاده رنج و فقر نبوديد ، کاغذ به دست براي کمپين زنان امضاء جمع نمي کرديد و يا اگر در اين گوشه از « خاک فراموش شده خدا » به دنيا نمي آمديد ، مجبور نبوديد در سن سيزده سالگي با چشماني پر از اشک و حسرت « زير تور سفيد زن شدن » براي آخرين بار با مدرسه وداع کنيد و « قصه تلخ جنس دوم بودن » را با تمام وجود تجربه کنيد . دختران سرزمين اهورا ، فردا که در دامن طبيعت خواستيد براي فرزندانتان پونه بچينيد يا برايشان از بنفشه،تاجي از گل بسازيد، حتماً از تمام پاکي ها و شادي هاي دوران کودکيتان ياد کنيد .پسران طبيعت آفتاب؛ ميدانم ديگر نمي توانيد با همکلاسيهايتان بنشينيد ، بخوانيد و بخنديد، چون بعد از « مصيبت مرد شدن » تازه « غم نان » گريبان شما را گرفته ، اما يادتان باشد که به شعر ، به آواز ، به ليلاهايتان ، به روياهايتان پشت نکنيد ، به فرزندانتان ياد بدهيد براي سرزمينشان، براي امروز و فرداها فرزندي از جنس « شعر و باران » باشند به دست باد و آفتاب مي سپارمتان تا فردايي نه چندان دور درس عشق و صداقت را براي سرزمينمان مترنم شويد .
رفيق ، همبازي و معلم دوران کودکيتان فرزاد کمانگر - زندان رجايي شهر کرج

Thursday, February 28, 2008

سهميه بندی جنسيتی دانشگاه؛ نمونه ای ديگر از تبعيض جنسيتی


سهميه بندی جنسيتی دانشگاه؛ نمونه ای ديگر از تبعيض جنسيتی

بیژن یگانه


اگر قرار باشد ترکيب جمعيتی دانشگاه ها طوری باشد که در زمانی زنان تحصيلکردهای داشته باشيم که خواستگارانی تحصيل نکرده داشته باشند، مشکلاتی به وجود خواهد آمد که کيان خانواده را تهديد می کند.
احمد توکلی، رييس مرکز پژوهش های


يک روز پس از تاييد اعمال سهميه بندی جنسيتی در کنکور از سوی رييس سازمان سنجش، احمد توکلی يکی از سران فراکسيون اصولگرايان مجلس شورای اسلامی نيز از سهميه بندی جنسيتی در کنکور و دانشگاه دفاع کرد.
احمد توکلی در باره سهميه بندی جنسيتی در دانشگاه ها با تاکيد براينکه«بايد بگويم که من از سهميه بندی جنسيتی دفاع می کنم»، گفته است:«اگر قرار باشد ترکيب جمعيتی دانشگاه ها طوری باشد که در زمانی زنان تحصيلکردهای داشته باشيم که خواستگارانی تحصيل نکرده داشته باشند، مشکلاتی به وجود خواهد آمد که کيان خانواده را تهديد می کند.»
در گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران، ايسنا، از سخنان آقای توکلی، وی ادعا کرده که سهميه بندی جنسيتی خواسته زنان است و گفته«به نظر من اين نظر خود زنان است.»

درحالی که سهيه بندی جنسيتی برای محدود کردن ورود دختران به دانشگاه با مخالفت فعالان حقوق زنان در ايران مواجه شده و آنها اعلام کرده اند که ۸ مارس امسال و همزمان با روز جهانی زن به شدت نسبت به اعمال چنين تبعيضی عليه زنان اعتراض خواهند کرد، روز يکشنبه پنجم اسفند نيز رييس سازمان سنجش کشور «سهميه بندی جنسيتی به شيوه ای خاص در برخی رشته های کنکور» را تاييد کرد.
وی گفت:«نوع پذيرش جنسيتی که در کنکور سراسری اعمال می شود موجب پذيرش داوطلبان پسر يا دختر با تفاوت علمی بالا نخواهد شد و اين نوع پذيرش به هيچ عنوان تبعيض تلقی نمی شود.»
عبدالرسول پورعباس به خبرگزاری مهر گفت:«قانونی که ما اعمال می کنيم به اين صورت است که در برخی رشته های روزانه شامل برخی پزشکی ها، برخی از مهندسی ها و برخی علوم انسانی ها حداقل ورود هر جنسيت را تضمين می کنيم. اين موضوع در بخشی از ظرفيت ها به نفع دختران و بخشی از ظرفيت ها به نفع پسرها است.»
رييس سازمان سنجش درحالی اعمال سهميه بندی جنسيتی برای کاهش ورود دختران به دانشگاه ها در کنکور ۸۷ را «قانون» ناميد که با وجود طرح سهميه بندی جنسيتی در مجلس هفتم خبری در خصوص تصويب آن منتشر نشده است.
وی همچنين با تاييد برتری جمعيتی دختران نسبت به پسران در کنکور ورود به دانشگاه گفت:« تعداد پسران و دختران در اين سال ها يکسان است، اما به دليل اينکه پسران بايد پس از فراغت از تحصيل به سربازی اعزام شوند، تعداد دختران کنکور در سال های قبل بيشتر از پسرها است.»
رييس سازمان سنجش کشور در توضيح تعيين پذيرش ۳۰ درصدی از هر جنسيت و بروز برخی تفاوت ها در ميان دختران و پسران در قبولی کنکور، گفت:«در رشته های رياضی و فنی به دليل اينکه نمره دختران به طور ميانگين پايين تر از نمراه پسران است، پذيرش به نفع دختران و در رشته های علوم تجربی به دليل اينکه نمره دختران بيشتر از پسران است پذيرش و قبولی به نفع پسران تمام می شود.»
خبرگزاری مهر در گزارش خود تاکيد کرده که پذيرش جنسيتی در برخی رشته های گروه های آزمايشی رياضی فنی، علوم انسانی و علوم تجربی اعمال می شود و اين موضوع به شکل رسمی از امسال در دفترچه کنکور قيد خواهد شد تا داوطلبان پيش از انتخاب رشته از آن مطلع شوند.»
اعمال مخفيانه سهميه بندی جنسيتی
اعلام علنی و رسمی سهميه بندی جنسيتی و دفاع از اتخاذ روش هايی برای کاهش ورود دختران به دانشگاه در حالی صورت می گيرد که به تاييد رسانه های رسمی طی دو سال اخير سازمان سنجش با همکاری وزارتخانه های «علوم، تحقيقات و فن آوری» و «بهداشت، درمان و آموزش پزشکی» اقدام به اعمال مخفيانه سهميه بندی جنسيتی کرده است.
خبرگزاری ايسنا ۱۶ آذر ماه امسال، در گزارشی از اعمال مخفيانه سهميه بندی جنسيتی در کنکور و با اشاره به اينکه در دفترچه کنکور تمام سهميه ها برای دختران و پسران ۵۰-۵۰ است، گزارش داد:«سازمان سنجش، امسال بدون اعلام قبلی و به صورت غيررسمی اقدام به اعمال سهميه بندی جنسی کرده است.»
مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی که رياست آن با احمد توکلی است، دو هفته قبل طی گزارشی تاييد کرد که سازمان سنجش در سال ۸۵ برای ۲۶ رشته، و در ۱۳۸۶ برای ‏‏۳۹ رشته با اعمال سياست گزينش، ضرايبی را به صورت ۳۰ تا ۴۰ درصد زن،و ۳۰ تا ۴۰ درصد مرد و مابقی به ‏صورت رقابتی برای توزيع دانشجويان بر حسب جنسيت اعمال کرده است.
در گزارش اين مرکز با اشاره به افزايش تدريجی تعداد پذيرفته شدگان دختر در مراکز ‏دانشگاهی يادآوری شده بود که تعداد ‏شرکتکنندگان زن در کنکور ورود به دانشگاه طی سال های اخير از ۴۲ درصد به ۶۵ درصد و ميزان دختران پذيرفته شده در دانشگاه نيز از ۳۲ درصد به ۶۵ درصد ‏رسيده و به همين سبب در ميان مقامات دولت آقای احمدی نژاد نگرانی هايی ايجاد شده است.
«تامين خوابگاه»، «حفاظت از دختران دانشجو در برابر آسيب های اجتماعی»، «بلا استفاده ماندن بخشی از هزينه های صرف شده برای تربيت نيروی متخصص»، «تغيير جنسيتی بازار کار به نفع زنان»، «توانايی جسمانی و وضعيت ‏روانی» و «بر هم خوردن تعادل اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی ميان زنان و مردان» از جمله مواردی است که در گزارش مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی به عنوان«نگرانی های اجرايی» و« آثار و نتايج اجتماعی و اقتصادی» رشد ورود دختران به دانشگاه مورد اشاره قرار گرفته اند.
تبعيض جنسی و حاميانش
در سال ۱۳۷۷ برای نخستين بار در طول تاريخ دانشگاه های ايران،آمارهای سازمان سنجش و آموزش کشور افزايش نسبت دختران به پسران در کنکور ورودی به دانشگاه را نشان داد.
مقامات اين سازمان در همان زمان اعلام کردند که ۵۲.۱ در صد دانشجويان ورودی را دختران تشکيل داده اند.
نسبت ورود دختران به دانشگاه از آن پس تاکنون رو به رشد بوده و بنابر اعلام سازمان سنجش در سال ۸۶ نسبت پذيرفته شدگان دختر به پسر ۶۵ به ۳۵ درصد را نشان می دهد.
تعداد داوطلبان دختر در کنکور نيز از سال ۷۷ تاکنون نسبت به داوطلبان پسر افزايش يافته و نسبت ۶۵ به ۳۵ را نشان می دهد.
بنابر همين آمار که از سوی مرکز پژوهش های مجلس نيز تاييد شده نسبت قبولی دختران به دختران شرکت کننده و نسبت پسران پذيرفته شده به پسران داوطلب ورود به دانشگاه متناسب است.
مخالفان سهميه بندی جنسيتی اما تاکيد دارند که هدف اصولگرايان از اجرای سهميه بندی جنسيتی بيش از آنکه اهداف اقتصادی يا زيربنايی داشته باشد، از انگيزه های ايدئولوژيک برخوردار است؛ انگيزه ای که هدف آن پيشگيری از حضور رو به گسترش زنان در بيرون از خانه بر خلاف سنت های تاکنون رايج است.
يک سال پيش در اوايل بهمن ماه ۸۵ خبر ارائه طرحی در خصوص رسميت دادن به سهميه بندی جنسيتی برای ورود به دانشگاه به مجلس هفتم از سوی رسانه های کشور منتشر شد.
روزنامه تهران امروز همان زمان به نقل از زادعلی خليل طهماسبی، نماينده لردگان در مجلس هفتم،و يکی از حاميان اصلی طرح محدود کردن ورود دختران به دانشگاه نوشت:«وقتی دختران بدون اجازه پدر و همسر خود نمی توانند کار کنند و به شهرهای دور بروند، تخصص آنها به حال مملکت هيچ تاثيری ندارد.»
وی تحصيل دختران را«موجب افزايش اختلاف های خانوادگی و شکسته شدن حرمت خانواده» عنوان کرد.
ديگر نمايندگان نزديک به جناح حاکم که از آنها با عنوان اصولگرايان نامبرده می شود نيز نظراتی مشابه نماينده لردگان در مجلس هفتم دارند.
مخالفت با افزايش ورود دختران به دانشگاه از سال ۷۷ که برای اولين بار در عمر هفتاد و چند ساله نظام دانشگاهی در ايران نسبت دختران دانشگاهی به پسران فزونی گرفت، آغاز شد.
فاطمه آجرلو يکی ديگر از حاميان اعمال تبعيض و سهميه بندی جنسيتی برای محدود کردن دختران به دانشگاه نيز در همين باره گفته است:«چه بخواهيم چه نخواهيم، اسلام تهيه روزی حلال، تامين اقتصاد زندگی ، خمس و زکات را برعهده مرد گذاشته است و اينها از ثروتهای معنوی ماست که نبايد محصورشان کنيم و بايد به جهان ارايه دهيم.»
برخی از نمايندگان نزديک به جناح حاکم با صراحت نگرانی خود از ورود زنان به عرصه اجتماعی را بيان کرده اند.
عوض حيدرپور، نماينده شهرضا يکی از اين دست نمايندگان است که می گويد:«با ورود بيش از حد زنان به جامعه استحکام خانواده به خطر ميافتد. ما بايد به فکر اين باشيم که نسل مذکر جامعه ضرر نکند.»
از اجرای مخفی تا اعلام رسمی
مخالفت با افزايش ورود دختران به دانشگاه از سال ۷۷ که برای اولين بار در عمر هفتاد و چند ساله نظام دانشگاهی در ايران نسبت دختران دانشگاهی به پسران فزونی گرفت، آغاز شد.
در سال ۷۹ و طی برگزاری «سمينار حوزه های علميه خواهران» مخالفان تحصيل دانشگاهی دختران به مقامات جمهوری اسلامی هشدار دادند:«رشد ورود دختران به دانشگاه خلاف وظايف مادری و همسری زن» است.
آنان همچنين اعلام کردند که ورود هر زن به دانشگاه و پس از آن بازار کار، عاملی است برای «بيکار شدن تعداد بيشتری از مردان که از نظر اسلام نان آور خانواده اند.»
در پی همين مخالفت ها بود که در ارديبهشت ۸۲ حسين رحيمی، رييس وقت سازمان سنجش از احتمال «ايجاد محدوديت ۵۰ درصدی در پذيرش دختران» در کنکور خبرداد و گفت با ايجاد چنين سهميه ای مشکل سربازی پسران نيز جبران خواهد شد.
پس از آن، برای سه رشته پزشکی، دندان پزشکی و دارو سازی سهميه بندی جنسيتی در کنکور سال ۸۳ پيش بينی و به مرحله اجرا گذاشته شد.
انتشار خبر اعمال سهميه بندی جنسيتی در همان زمان با اعتراض گسترده فعالان حقوق زنان همراه شد.
۳۷ تن از نمايندگان مجلس ششم در همان زمان «طرح ممنوعيت اعمال هر نوع تبعيض جنسيتی در گزينش دانشجو برای کليه دانشگاه های دولتی و غيردولتی در تمام مقاطع تحصيلی» را در مخالفت با اعمال سهميه بندی جنسيتی به مجلس ارايه کردند.
اگرچه آن طرح نيز با سرنوشت نامعلومی مواجه شد، اما نامه ۱۵۸ نماينده مجلس به محمد خاتمی رييس جمهوری وقت، که خواستار لغو سهميه بندی جنسيتی شده بودند، وی را واداشت تا دستور لغو اجرای سهميه بندی جنسيتی عليه دختران در برخی رشته ها را صادر کند.
تغيير ترکيب دولت و مجلس در سال های بعد به تدريج مدافعان اجرای سهميه بندی جنسيتی را بارديگر تقويت کرد.
دو سال پيش در اسفند ۸۴ علی عباس پور، رييس کميسيون آموزش مجلس هفتم خبر داد «موضوع افزايش تعداد ورودی های دختران در دانشگاه ها در مجلس و شورای عالی انقلاب فرهنگی مطرح است.»
پس از آن، در کنکور سال ۸۵ بدون تصويب قانونی در اين خصوص سهميه بندی جنسيتی عليه دختران در رشته های علوم پزشکی در ۳۰ دانشگاه کشور بدون اعلام رسمی به اجرا در آمد.
اکثريت اصولگرايان مجلس هفتم پس از انتشار اخبار اعمال سهميه بندی مخفی در کنکور ۸۵ اعتراضی نسبت به آن ابراز نکرد، و در مقابل حتی کوشيد تا با ارايه طرح سهميه بندی جنسيتی به مجلس و تصويب به تبعيض جنسيتی ابعادی قانونی ببخشد.
سهميه بندی جنسيتی عليه تحصيل عالی دختران در دانشگاه اگرچه طی چند روز اخير با اعلام رييس سازمان سنجش جنبه ای رسمی به خود گرفت، و رييس مرکز پژوهش های مجلس هفتم به عنوان يکی از چهره های شاخص جناح حاکم در ايران ديروز تاکيد کرد که از سهميه بندی جنسيتی دفاع می کند، اما ناظران بر اين باورند که اعمال چنين محدوديت هايی نمی تواند مانع از روند رو به گسترش حضور زنان در عرصه های اجتماعی شود.
دکتر ناصر فکوهی، متخصص مردم شناسی و استاد دانشگاه اخيرا در همايش «علل و پيامدهای فزونی ورود دختران به دانشگاه»، که با همکاری دفتر امور بانوان وزارت کشور و مرکز مطالعات و تحقيقات دانشگاه تهران برگزار شد، گفت:«سهميه بندی بزرگ ترين اشتباهی است که دستگاه های اجرايی مرتکب خواهند شد، به دليل اينکه ما اگر دختران را از سيستم دانشگاه دولتی خارج کنيم، انگيزه برای ورود به دانشگاه های خصوصی در آنها بالا خواهد رفت.»
وی در سخنانی هشدار گونه به مقامات دولتی يادآور شد:«اگر قانونی گذاشته شود و با سيستم اجتماعی منطبق نباشد، اجرا نخواهد شد.»

Tuesday, February 26, 2008

جواد شجاعی صبح امروز در زندان اصفهان اعدام شد

جواد شجاعی صبح امروز در زندان اصفهان اعدام شد

گزارش فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، جواد شجاعی متولد 1362 که در سن 16 سالگی مرتکب جرم شده بود صبح امروز در زندان دستگرد اصفهان اعدام گردید.
روز گذشته 6 اسفند در حدود ساعت 16:00 به ما اطلاع داده شد که جوادشجاعی جهت اعدام به سلول انفرادی منتقل گردیده و قصد دارند صبحگاه امروز 7 اسفند ماه حکم اعدام او را به اجرا بگذارند. تماسهای گسترده ای با سازمانهای حقوق بشری برای جلوگیری از حکم اعدام این جوان بعمل آمد. حتی مقامات سازمان ملل روز گذشته با سفارت رژیم در ژنو تماس گرفتند و خواستار متوقف شدن حکم اعدام شدند. ولی علیرغم تقاضای سازمان ملل، او را اعدام کردند.
در حال حاضر چندین زندانی در زندان اصفهان که در سنین بین 15 و 16 سالگی مرتکب جرم شده اند محکوم به اعدام هستند و هر لحظه امکان اعدام آنها وجود دارد.
اسامی افراد آنها به قرار زیر است:
1 - احمد مرتضویان متولد 1370 تاریخ دستگیری 1385، 15 ساله (زندان دستگرد اصفهان) 2- رضا حجازی متولد 1367 ، تاریخ دستگیری 1382 ،15 ساله (زندان دستگرد اصفهان) 3- ایمان هاشمی متولد 1367 تاریخ دستگیری 1383 ، 16 ساله(زندان دستگرد اصفهان) 4- رضا بیکسان ،هنگام دستگیری زیر 18 ساله (زندان دستگرد اصفهان) 5- حمید بیکسان ،هنگام دستگیری زیر 18 ساله (زندان دستگرد اصفهان)6 – بهنود شجاعی هنگام دستگیری زیر 17 ساله (زندان گوهرداشت کرج) 7 – بنیامین رسولی هنگام دستگیری زیر 16 ساله (زندان گوهرداشت کرج)6 – علی مهین ترابی هنگام دستگیری زیر 16 ساله (زندان گوهرداشت کرج)
به سازمانهای زیر ارسال گردید:
دبیر کل سازمان ملل متحد آقای بان کی مونکمیساریای عالی حقوق بشر خانم لوئیز آربورکمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا سازمان عفو بین المللسازمان دیدبان حقوق بشر

تجمع صنفی دانشجویان شیراز به تصرف اتاق رئیس این دانشگاه انجامید، همراه با عکس




تجمع صنفی دانشجویان شیراز به تصرف اتاق رئیس این دانشگاه انجامید،
خبرنامه امیرکبیر: بیش از ۵۰۰ دانشجوی دانشگاه شیراز امروز، دوشنبه ۱۶ اسفند ماه، با ادامه تجمع در مقابل کوی دانشگاه خواستار استعفای دکتر صادقی، رییس این دانشگاه، شدند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر دانشجویان در حالی که سرود یار دبستانی می خواندند و پلاکاردهایی با مضامین “اینجا پادگان نیست “، ” پرونده هسته ای را می بندند ، پرونده دانشجو را نمی بندند “، “رییس پادگان استعفا استعفا ” ، ” مدیر بی لیاقت استعفا استعفا ” ، ” آزادی نشریات ” ، ” اینجا آزاد ترین کشور دنیاست؟! “به سمت بیرون از دانشگاه حرکت کردند و در محل میدان ارم تجمع کردند.

هم زمان با تجمع دانشجویان نیروهای امنیتی فضای اطراف میدان را فرا گرفتند. دانشجویان با سر دادن شعارهایی نظیر ” مدعی عدالت خجالت خجالت ” ، ” صادقی صادقی استعفا استعفا ” ،” این آخرین پیام است ، جنبش دانشجویی آماده قیام است ” ، ” ملت آزاده ، حمایت حمایت “، “رییس سپاهی نمی خواهیم ” ، ” زنده باد آزادی ” ، ” گر تیر وفتنه بارد جنبش ادامه دارد “، ” مفسد اقتصادی استعفا استعفا ” به سمت داخل کوی دانشگاه برگشتند.

پس از ورود دانشجویان به دانشگاه، تریبون آزاد دانشجویی برگزار شد و دانشجویان به بیان اعتراضات خود نسبت به مسائل صنفی و انسداد فضای فرهنگی-سیاسی دانشگاه و کشور پرداختند. پس از گذشتن ساعتی از این برنامه، دانشجویان با سر دادن شعارهایی مبنی بر استعفای رییس دانشگاه شیراز، به سمت ساختمان مدیریت این دانشگاه راهپیمایی کردند.

مردم نیز از پشت نرده ها در بلوار جمهوری به تماشای اعتراض دانشجویان پرداختند. دانشجویان پس از رسیدن به ساختمان مرکزی دانشگاه، با سر دادن شعار به سمت دفتر ریاست دانشگاه که در طبقه هفتم این ساختمان قرار دارد، حرکت کردند و در مقابل دفتر رییس دانشگاه تجمع کردند.

در این هنگام دکتر صادقی از درب پشتی ساختمان، محل را به سرعت ترک کرد. تلاش تعداد اندکی از دانشجویان که متوجه این موضوع شده بودند، برای رساندن خود به دکتر صادقی با مقاومت حراست دانشگاه مواجه شد. دانشجویان با اطلاع از این مسئله وارد دفتر صادقی شده و با تحصن در آن جا خواستار استعفای وی شدند.

دانشجویان اعلام کردند شب را در دفتر رئیس دانشگاه سپری خواهند کرد. این در حالی است که اطراف ساختمان مدیریت دانشگاه مملو از بسیجیان است. گفتنی است دکتر صادقی همزمان سخنگوی هیات نظارت بر انتخابات استان فارس نیز می باشد.


شلاق بر گرده کارگران





شلاق بر گرده کارگران








بوسه بر دست پینه بسته کارگر یا شلاق بر پشت خمیده او
صدیق امجدی ،فارس گویلیان و حبیب الله كلكانی کارگران اخراجی نساجی کردستان متحمل 10 ضربه شلاق وپس از آن مبلغ 65000 هزارتومان بعنوان جریمه پرداخت شدند ،این جریمه هم حتما بعنوان دستمزد شلاق زنان دریافت میشود،البته این3 تنها نیستند8 نفر دیگر هم در نوبت شلاق وجریمه قراردارند.اتهام وجرم آنها هم شرکت در مراسم روز جهانی کارگر در سنندج بوده؟؟؟
در اینکه رژیم سرمایه داران اسلامی تاکنون از هیچ جنایتی نسبت به کارگران ،زنان،دانشجویان،معلمین ودیگر اقشار زحمتکش وحتی مرفه غیر وابسته به خود کوتاهی نکرده هیچگونه شک وشبهه ای وجود ندارد.ولی چرا اکنون سرکوب را به این سطح رسانده است؟ما بخوبی میدانیم که طی 29 سال عمر ننگین جمهوری اسلامی کارگران ایران همیشه در مقابل این رژیم قرار داشته ودارند.( رویارویی در برابر قوانین یا در برخورد با مسائل صنفی در محیط های کارهمواره وجود داشته ودارد)
رژیم اسلامی قبل از بقدرت رسیدن باسوء استفاده از سرکوب وبی عدالتی وبی حقوقی کارگران دردوران رژیم سرمایه داران سلطنتی که در آن نیزکارگران وزحمتکشان ایران از بی حقوقی کامل رنج میبردند،با استفاده از نامتشکل بودن آنان ضمن پنهان نمودن چهره کریع خود، به طرح شعارهای عوامفریبانه مانند پیامبربر دست پینه بسته کارگر بوسه میزد!!!!؟؟؟ ،تا عرق کارگر خشک نشده باید مزد او را پرداخت!!!!؟؟ یا اینکه پیامبران وامامان همه زحمت میکشیدند و حاصل دسترنج خود را میخوردند!!!!؟؟ما میخواهیم عدالت اجتماعی !!! برقرار کنیم واز این دست شعارهای عوام فریبانه ،توانسته بود با بهره گیری از عقاید مذهبی وسنتی اکثرزحمتکشان جامعه وبا معصوم نشان دادن خودشان اینکه به مال دنیا نیازی ندارند وبه آخرت خود فکر میکنند!!!!؟؟؟؟فاجعی بنام جمهوری اسلامی ایران را برای ما رقم بزند.
زمانیکه در سال 1357قدرت را بدست گرفتند تازه برای زحمتکشان آشکار شد که در پس آنهمه عوامفریبی چه موجودات جنایتکار و مرتجع وضد بشری وجود دارد .در همان اولین روزبقدرت رسیدن اعدام وقتل عام دست اندرکاران رژیم جنایتکار شاهنشاهی بدون هیچ ضوابط حقوق بشری، بدون انکه آنان اجازه دفاع از خود داشته باشند ،اجرا شد تا همگان بدانند که این رژیم به هیچ قانونی پایبند نیست ، دراین میان کارگران وزحمتکشان وروشنفکران جامعه که جنایات رزیم شاه را با گوشت وپوست خود لمس کرده بودند نه تنها سکوت نموده بلکه ابراز شادمانی وهمراهی نیز مینمودند.
حکومت اسلامی در اولین سال به قدرت رسیدن توی خیابانها با شعار روسری یا توسری زنان را به زیر روسری وچادر کشاند تا بدینوسیله جامعه رو بدونیم تبدیل نماید وهیچ زنی احساس انسان بودن بخود راه ندهد !!زنان جامعه درگیر مسائلی شدند تا توان آنان در مبارزات طبقاتی محدود شود .گام بعدی کارگران بودند که روز 11 اردیبهشت 58 به خیال اینکه باید آزادانه مراسم روز جهانی کارگررا برگزار گنند در شهرهای مختلف مورد هجوم چماقداران سرمایه قرار گرفته تا فکر نکنند که آزادند ومیتوانند به خودشان بعنوان یک طبقه اجتماعی باور داشته باشند.و یک وقت هوس کارهای مهمتری بسرشان نزند !!دقیقافردی (احمد توکلی) رابعنوان وزیر کار اسلامی معرفی کردند که سرسپردگی او به سرمایه داری جهانی علی الخصوص (انگلیس )برای همه کاملا آشکار بود تا بدینوسیله به کارگران وزحمتکشان بگویند که چه نقشه های شومی در سر دارند همان وزیری که بیشرمانه اسم کارگررابه کار پذیر تعویض نمود و میگفت بازنشتگی یعنی چه؟ما در کشور اسلامی زندگی میکنیم ومعتقد به صله رحم هستیم هرکس پیر واز کار افتاده شد ونتوانست کار کند باید اقوام بعنوان صله رحم یا اگر بیکس بود از صندوق صدقات( در حد بخور ونمیر )به او کمک شود!!!!!یا در پست وزارت نفت افرادی مثل غرضی وتندگویان مامور مقابله با کارگران نفت شدند تا فکر نکنند اگر اعتصاب کردند وبدینوسیله حکومت شاه را سرنگون نموده ،اکنون برای خود سهمی میتوانند داشته باشند !!!در این میان طبقه کارگر ساکت ننشسته و با تشکیل شورای کارخانه وسندیکاها درمقابل حملات رژیم اسلامی مقاومت نمود، حکومت فاشیستی اسلامی که حالا تمامی ابزار های سرکوب را بدست گرفته با توجه به خطری که از جانب طبقه کارکر متوجه کل نظام سرمایه داری میشد در وحشیانه ترین حالت ممکن لحظه ای درنگ بخود راه نداده وشروع به دستگیری وزندان، ترورواعدام نمودن فعالین کارگری نمود.از طرفی بوسیله مزدوران خود تشکلاتی بنام خانه کارگر وشورای اسلامی کار را جایگزین تشکلات واقعی ومستقل کارگری نمود.البته باید یاد آور شد که کشورهای سرمایه داری وسازمانهای به اصطلاح حقوق بشری و در آن زمان با سکوت خود نقش بسزایی در این سرکوب ها ایفاءنموده وبه باور ما در نوع سرکوب با این رژیم همکاری مینمودند آیا ماجرای روابط پنهای ایران وامریکا به گفته خود سران رژیم یا روابط علنی رژیم با کشورهای اروپایی سر چه مسائلی بوده؟؟؟؟یک نمونه کوچک آن ماجرای مک فارلین معروف به ایران کنترا است.
.
اینها کوشه کوچکی از فجایحی است که بر ما رفته وهیچگاه فراموش نخواهد شد .اما چه مناسبتی با خبر شلاق خوردن کارگران دارد؟
کارگران ایران درطی این 29 سال مرتب از این حکومت شلاق خورده اند ولی نه اینگونه علنی، هر فعال کارگری یا دیگر اقشار زحمتکش جامعه که تعداد زیادی را شامل میشوند در ابتدای دستگیری توسط بازجویان ومامورین رژیم مستقیم به اطاق تعزیر(شکنجه )هدایت میشود.پس این امر غیر عادی برای فعالین ومبارزین نیست !رژیم اسلامی نیز اینرابخوبی میداند .
اگر به سیر حوادث 29 ساله توجه داشته باشید ،رژیم خونخوار وجنایت پیشه اسلامی یکی از شیوه های سرکوب خود راتمرکز روی نابودی شخصیت افراد قرار داده تا بدینوسیله آنها را از صحنه اجتماعی محونماید .در اوایل سال 60 این کار را با تجاوز به زنان ،دختران وحتی مردان زندانی سیاسی آغار نمود این عمل آنقدرشنیع ووحشیانه بود که باور آن برای خیلی ها امکان نداشت ،امروز دیگر تقریبآ همه آن را میدانند ،این سیاست آنهم با آن ابعاد زیاد برای تهی نمودن زندانی از آرمانهای خود و گرفتن شخصیت سیاسی او صورت میگرفت زیرا این مسائل متاسفانه در سنت ها وباورهای ما وجود داشته که در اینگونه مواقع ما به اصلاح عامیانه نتوانیم در جامعه سر بلند نمائیم !!!!!در بین همبندان حتی ابرازش نتوانیم ودر این رهگذر عده ای چنان مرعوب جانیان شده که حتی برای خلاصی خود به همکاری با آنان کشیده شدند.این اعمال با شدت بیشتری نسبت به زندانیان موسوم به عادی رواج دارد زیرا در آنجا دیگر افشاگری وجود ندارد، زندانی بدون آنکه بداند علت مجرمیت او وجود همین حکومت های ضد مردمی است ،در مقابل هرگونه تجاوزی هیچگونه مقاومتی در خود نمی بیند وبعد از زندان نیز همه چیز را برای خود از دست رفته می بیند عده ای به اعتیاد در داخل خود زندان کشیده شده و بیرون ادامه میدهند عده ای که مورد تجاوز وتعرض قرار گرفته با توجه به همان سنتهای غلط جامعه از خانه طرد یا روی برگشت به خانه راندارند در نتیجه به حاشیه خیابانها وخانه های فحشاءیا توسط همان زندانبان مهربان!!!برای صدور به کشورهای دیگر برنامه ریزی میشوند .این شیوه در زندانهای مخوف جمهوری اسلامی رایج شده ،اما رژیم اسلامی که درتمامی زمینه های سیاسی واجتماعی درگیر بحرانهای خود ساخته است برای بقاء عمر کثیف خود نیاز به ایجاد جو رعب ووحشت بیشتری دارد به همین دلیل چند سال اخیر موج اعدام ها و دستگیری وضرب وشتم وحشیانه جوانان بنام مبارزه با مفاسد اجتماعی واراذل واوباش !!!در ملاءعام شدت بیشتری یافته . سیاست های غارتگرانه سرمایه داران حاکم باعث بیکاری کسترده جوانان وکارگران صنایع وکارخانجات میباشد .سرمایه داران حاکم که خود را به هیچکس پاسخگو نمیدانند با آسودگی خاطر قوانین ضدکارگری را برعلیه کارگران تصویب نموده ،صنایع ملی ما را مفت و ارزان در اختیار عوامل خود بعنوان حق السکوت یا پاداش جنایتکاری در حفظ نطام یا افراد فامیل خود، بصورت اقساط تحت عنوان خصوصی سازی قرارداده وآنها نیز با پشتوانه تمام دستگاههای سرکوبگر رژیم ،کارگران را به برده گی واداشته و یا بنام صنعت به تجارت می پردازند چراکه سود بیشتری را با استفاده از امکانات دولتی که در اختیارشان است بدست آورده و با فروش ملک ومستغلات بدست آمده ،کارخانجات وصنایع غنیمتی را به تعطیلی کشانده وخود را از شر کارگران راحت نموده تا با خیالی آسوده ثروت های کلان اندوخته نمایند ودر موقع لزوم با فرار به کشورهای امن (برای سرمایه گذاری وادامه زندگی )مشکل مصادره وبازپس گیری سرمایه وجود نداشته باشد.بیهوده نیست آیت الله های بقدرت رسیده که تا دیروز از طریق روضه خوانی ورمالی در پناه تجار محترم!! روزگار سختی رو میگذراندن،امروز با راهنمایی ومشارکت همین تجاروپاسداری فرزندان سپاهی خود انحصار واردات تمامی کالاهای مورد نیاز جامعه را بدست گرفته (بدون توجه به تولید داخلی محصولات اساسی مانند شکر،چای،صنعت نساجی )باتوجه به استفاده از ارز دولتی و عدم پرداخت مالیات به ثروت های باد آورده میرسند، از آنطرف صنایع تولیدی تعطیل و کارگران بیشتری به صف بیکاران اضافه میشوند .حال با توجه به بیکاری روز افزون وعدم یک افق روشن برای بهبود اوضاع ،بخشی از جامعه به سمت دلالی وواسطه گری ،دستفروشی، تکدی گری ،فحشا،فروش اعضاءبدن،سرقت ،فروش موادمخدر واجناس قاچاق( که مدیریت آن هم با خود حاکمیت است)روی آورده که از اینان در 2مورد سوءاستفاده میشود هم بعنوان بزه کار!برای سرکوب وهم بعنوان عاملی برای انتقال و فروش کالا .در مقاطعه ای که سرکوبگران نیاز داشته باشند جامعه رو مرعوب نمایند همین انسانهای بیدفاع را به بدترین شکل در انظار عمومی اعدام ،قصاص ،گرداندن بطور مضحک وشلاق زدن برای( به اصطلاح خودشان )عبرت دیگران به نمایش میگذارند.رژیم ضد مردمی تاکنون شیوه های ننگین خود را تجربه نموده وتوانسته میلیونها ایرانی را دارای سابقه کیفری نماید، اکثرا با وثیقه های سنگین به اصطلاح آزاد میشوند، این ها همه گرو کشی هایی است که حکومت اسلامی انجام داده تا بدینوسیله نیروی بلقوه برای دگرگونی را منفعل نماید .در این رابطه است که برای هشدار به فعالین کارگری ،دانشجویی ،زنان وروشنفکران سیاسی اجتماعی دست به اقدامی تحقیر آمیز میزند .در آبان 86 دلارم علی فعال جنبش زنان به زندان وشلاق محکوم میشود .درتاریخ 27 بهمن و2اسفند86سه تن از فعالین جنبش کارگری بجرم برگزاری اول مه روز جهانی کارگرمتحمل ضربات شلاق میشوند. این حکم ضدانسانی وشنیع را درست در کردستان این دژسازش ناپذیرجنبش کارگران وزحمتکشان به اجرا میگذارند.شما فکر میکنید سرمایه داران حاکم آنقدر احمقند که ندانند 10 ضربه شلاق برای کارگری که تمامی عمر مفیدخود را به سختی کار کرده درد آور نیست؟ جانیان حاکم که تا کنون از هیچ جنایتی نسبت به مردم ما دریغ نورزیده اند مسلما اهداف دیگری را دنبال میکنند .آنها راحت دانشجویان ومبارزین را زیر شکنجه میکشند وتوسط مزدوران خود که ملبس به لباس پزشکی میباشند تاییدیه خودکشی میگیرند.محمود صالحی و منصور اسانلو را با وجود بیماری وعلیرغم فشار مجامع بین المللی وفعالین کارگری ،دانشجویی با وجود خطر مرگ ونقص عضو همچنان در زندان نگه میدارند .مجید حمیدی را در روز روشن ترور میکنند تا به همه بگویند به هیچ قاعده وقانونی پایبند نیستند.
اینها میخواهند با شلاق زدن روحیه مقاوم کارگران را در هم بشکنند ،اینها بدینوسیله میخواهند طبقه کارگر رو تحقیر کنند.این سرکوب عریان همراه با قلدری است .این هوشیاری بیشتر کارگران ،دانشجویان ، زنان واقشار زحمتکش جامعه رو میطلبد این نشان میدهد که باید جهت تشکل یابی تلاش بیشتری نمود ،حکومت اسلامی نیز مانند حکومت سلطنتی نابود شدنی است ،ما با پراکندگی خود دست این رژیم را برای غارت ،سرکوب،ونابودی انسانیت باز گذاشته ایم.نباید منتظر کسی ماند، کس ندهد آزادی بما ،دولت های سرمایه داری وبنگاههای سرمایه داری ساخته فقط میخواهند شیوه استثمار وبرده گی را عوض کنند .نیروی ما اکر متحد شویم به اندازه کافی زیاد است که حکومت سرمایه را سرنگون نمائیم.
نابود باد جمهوری اسلامی
نابود باد نظام سرمایه داری
پیروز باد جنبش کارگران وزحمتکشان
22-02-2008
جمعی از کارگران پیشرو تبعیدی - سوییس
اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران -سوییس

اسفندگان ؛ جشن زن و زمين و زندگي / با رويش ناگزير جوانه چه مي‌كنيد؟





اسفندگان ؛ جشن زن و زمين و زندگي / با رويش ناگزير جوانه چه مي‌كنيد؟



فهیمه خضر حیدری/7 اسفند 1386



« اینک زمین را می ستاییم؛ زمینی که ما را در بر گرفته است. ای اََهوره مَزدا ! زنان را می ستاییم. زنانی را که از آن ِتو به شمار آیند و از بهترین اَشَه برخوردارند، می ستاییم. » اوستا - یسنا 38 - بند 1



بهار، خوش قول مثل هميشه از راه مي‌رسد و در تدارك آمدنش يك بار ديگر جهان را با همه سياهي‌ها و تلخي‌هايي كه بر آن گذشته به جشن زندگي دعوت مي‌كند.پنج‌شنبه گذشته ، جمعي از دوستداران فرهنگ و آيين‌هاي ايرانيان به همت بنياد جمشيد در تالار دبیرستان فیروزبهرام تهران دور هم جمع شدند تا دعوت بهار را پاسخ بگويند و «اسفندگان » را كه بر اساس گاهنامه ايرانيان باستان در روز پنجم اسفند ماه برگزار مي‌شده با هدف پاسداشت زن و زمين جشن بگيرند.
در اين جشن كهن ايراني كه امسال عنوان « بزرگداشت چکامه‌سرایان زن ایران » را هم بر خود داشت ، پوران فرخزاد ، نويسنده و پژوهشگر ، گیتی پورفاضل، حقوق‌دان و فیروزه ماوندادی ، چکامه‌سرای زرتشتی با تاكيد بر رابطه متقابل زن و زمين ، از ستايش زن در فرهنگ ايراني سخن گفتند.زنان و مردان ايراني دور هم جمع شدند تا اسفندگان را جشن بگيرند و اين جشن اگرچه مانند جشن‌هاي اسفندگان ايران باستان عظيم و پرشكوه نبود اما يادمان آورد كه يك بارديگر از زمستان‌هايي كه پشت سرگذاشتيم بپرسيم: «گيرم كه مي‌زنيد ، گيرم كه مي‌بريد...با رويش ناگزير جوانه چه مي‌كنيد؟ »
اسفند ؛ ماه زن ، ماه زمين
« در ايران باستان چيزي به نام « هفته » به آن شكل كه امروز مرسوم است وجود نداشت.در عوض هر يك از 30 روز ماه براي خود نام مخصوصي داشتند .هر ماه با نام اهورمزدا آغاز مي‌شد و هر روز نام يكي از مقدسان را به خود مي‌گرفت. ايرانيان حتي براي ماه‌هاي مختلف سال هم جنسيت قائل بودند و در اين ميان چهار ماه از ماه‌هاي سال را مونث يا « زنينه » در برابر « مردينه » مي‌دانستند : خرداد ، امرداد ، آبان و مهم‌ترين آنها اسفند.» پوران فرخزاد ،‌نويسنده و پژوهشگر با بيان اين مقدمه درباره آيين‌هاي باستاني ايرانيان و ويژگي‌هاي ماه‌هاي « زنينه » مي‌گويد : « اسفند ماه را ايرانيان سپندارمز مي‌گفته‌اند و سپندارمز نمايانگر بردباري ، صبر ، مهرباني و ملايمت جنس زن است. فرشته موكل ماه اسفند كه همان سپندارمز يا « آرمه‌ئيتي » است در واقع نماد زن و زمين و زندگي است . چرا كه زن و زمين شباهت‌هاي بسياري به هم دارند و از همه مهم‌تر اينكه هر دو زاينده‌اند و زندگي‌بخش.»
با وجود اين پوران فرخزاد صفات و نمادهاي ديگري هم در سپندارمز مي‌بيند : « من فكر مي‌كنم علاوه بر اين نمادهايي كه درباره سپندارمز و جشن اسفندگان گفته‌اند بايد آن را نماينده عشق و انگيزه هم بدانيم. در اسفند ماه زمين يك بار ديگر از خواب بيدار مي‌شود، درختان جوانه مي‌زنند و بار ديگر آماده زايش مي‌شوند درست همان‌طور كه زنان بارور و آماده زايش مي‌شوند و اين نيروي عشق و انگيزه است كه آنها را وامي‌دارد تا در هر شرايطي همچنان به فكر آفرينش دوباره و دوباره و دوباره زندگي و فصل‌هاي تازه باشند، درست مثل زمين و طبيعت .»
زنان و روح شادناك آريايي
به گفته اين پژوهشگر آريايي‌ها كه روح شادناك و زيبايي داشتند در طول هر ماه جشن‌هاي مختلفي برگزار مي‌كردند كه از آن جمله جشني بود كه در روز هم‌نام هر ماه برگزار مي‌شد.فرخزاد مي‌گويد : « پنجم اسفند كه اسفندگان نام دارد از آنجا كه بهم‌نام ماه اسفند است در ايران باستان جشن گرفته مي‌شود همان طور كه مثلا تيرگان يا مهرگان در ماه‌هاي تير و مهر جشن گرفته مي‌شدند.» اما چرا جشن اسفندگان به نام و به افتخار زنان برگزار مي‌شده است؟
فرخزاد در پاسخ به اين پرسش از ابوريحان بيروني ، دانشمند ايراني قرن چهار و پنج هجري ياد مي‌كند و مي‌گويد: « اگر ابوريحان بيروني ماجراي جشن اسفندگان را ثبت نكرده بود ما امروز اصلا نمِي‌دانستيم كه چنين جشني روزگاري وجود داشته است.اين دانشمند ايراني ثبت كرده است كه روز پنجم اسفند ماه در نزد ايرانيان باستان روز «مردگيران » يا « مزدبگيران » و البته به نظر من « مژده‌بگيران » بوده ؛ روزي كه همه زنان ، مادران ، خواهران ، همسران و خلاصه همه « زنينه‌» ها قدرداني و ستايش مي‌شدند. در اين روز زنان پا روي پا مي‌انداختند ، بهترين لباس‌هايشان را مي‌پوشيدند، بهترين غذاها از قبل براي اين روز آماده مي‌شد و زنان ايراني در جشن اسفندگان هيچ كاري انجام نمي‌دادند.مردان ايراني در اين روز به نشانه سپاس و عشق به زنان هديه مي‌دادند و از آنها پذيرايي مي‌كردند و به اين ترتيب اسفندگان روز ستايش از زن بود.»
اسفندگان را به تقويم رسمي ببريم
در متون زرتشتي ، اسفندگان ، روز زن و مادر نام گرفته ؛ روزي كه ايرانيان از جايگاه و مقام زن در جامعه و خانواده تجليل مي‌كردند و به اين ترتيب از هزاران سال پيش ، فرهنگ والاي برابري و همراهي زن و مرد در جامعه را در روحيه و آداب خود به نمايش مي‌گذاشتند.با وجود اين ريشه‌هاي كهن و ديرينه‌سال اما امروز «جشن اسفندگان» در هجوم انوع جشن‌ها و مراسم غيرايراني به فراموشي سپرده شده است.پوران فرخزاد دراين باره مي‌گويد : «امروز ما روز مادر و روز زن را در تقويم رسمي كشور داريم و با فضايي كه موجود است حق دخالت در تعيين روز مادر و يا زن را هم نداريم.البته روز هشتم مارس هم به عنوان روز جهاني زن وجود دارد اما من پيشنها مي‌كنم كه براي احياي اسفندگان تلاش كنيم تا آن را به نام « روز سپاس و قدرداني از زن » وارد تقويم رسمي كشور كنيم.در اين روز زنان ايراني مي‌توانند براي يك روز هم كه شده پا روي پا بياندازند و به مردان بگويند امروز نوبت شماست كه كار كنيد و هديه بدهيد و پذيراي ما باشيد».
پوران فرخزاد همچنين درباره استقبال جامعه مردان از نامگذاري چنين روزي در تقويم رسمي كشور به حضور فعال و تشويق‌هاي مردان در جشن اسفندگان پنج‌شنبه گذشته اشاره و تاكيد مي‌كند : « مردان در اين جشن استقبال خيلي خوبي كردند . با علاقه بحث‌ها را دنبال مي‌كردند و من فكر مي‌كنم شايد در همه مردان جامعه ما آمادگي براي پذيرش بهتر از جايگاه زن وجود نداشته باشد اما در عموم مردان فهيم اين پذيرش وجود دارد.»
زنان تحقير نمي‌شدند !
گیتی پورفاضل، حقوق‌دان و نویسنده هم كه در اسفندگان امسال حضور داشت در سخن از اسفندگان و جايگاه زن در فرهنگ ايراني به گذشته‌هاي دور بازمي‌گردد؛ به زماني كه "افلاطون" زنان را حیوانات دراز گیسو معرفی می‌کرد و همزمان ، ایرانیان ارتشی از زنان داشتند. پورفاضل با تاكيد بر اينكه در اوستا و گاتاها هیچ واژه‌ای در تحقیر زنان نیامده است به ساختار خانواده در ايران باستان اشاره مي‌كند و مي‌گويد :«در ساختار حقوقی ایران باستان روش ویژه‌ای وجود داشت تا دختر خانواده نیز بتواند نام خاندان را منتقل کند».
فیروزه ماوندادی ، چكامه‌سراي زرتشتي نيز از ديگر سخنران جشن اسفندگان بود ؛ زني با لباس ویژه زنان زرتشتی یعنی مکنا و شوال . اين زن چكامه‌سرا معتقد است : « با اشاره به اينكه ایرانیان از دیرباز و حتي پیش از آیین زرتشتی به جایگاه مهم زنان در پیشرفت زندگی بشری پی‌برده بودند .» او مي‌گويد : « از هفت امشاسپند زرتشتي ، سه امشاسپند مونث هستند و سپندارمز هم یکی از آنهاست. این امشاسپند جایگاه ویژه‌ای داشته و نماد فروتنی، عشق، جایگاه زنانگی است و از همین روی است هرچیز بزرگی را با استفاده از واژه مادر بیان می‌کنند مانند مام میهن، مادر طبیعت و زبان مادری.»

نگاهی به ایران اتمی

روستاي اربطان در 15 كيلومتري "هريس" در استان آذربايجان شرقي، بدليل نداشتن آب شرب مورد نياز خود ، مجبور به استفاده از آبي هستند كه بوسيله تانكرهايي كه در روز يكبار به روستا مي آيد ، آنهم در صورت مساعد بودن راه











انرژی هسته ای حق مسلم ماست؟؟؟؟؟؟؟

Monday, February 25, 2008

بچه های محل همیشه میگن زنده باد آزادی


بچه های محل همیشه میگن زنده باد آزادی

از وبلاگ شاتوت

تو محل ما سه تا خونه هست ….! خونه اولیش یه ویلای بزرگه که اقای اصولی توش زندگی میکنه ! درو همسایه ها میگن خونه غصبیه ! آقای اصولی یه شکم چاق داره و یه گردن کلفت با یه بنز سیاه که شیشه هاش دودیه ! آقای اصولی خیلی متکبر و خودخواهه ! اون کلانتر محله ! توپ بچه های محل اگه بیفته تو ویلاش جر میده میندازه بیرون ! مردم آقای اصولی رو دوست ندارن ! خیرش به کسی نمیرسه ! تازه همش به اهل محل گیر میده ! جوونای محلم گاهی با میخ رو ماشینش خط میندازن ! بعضی وقتایم زنگ در خونه آقای اصولی رو میزنن فرار میکنن ! آقای اصولی هم زنگ میزنه کلانتری مامورا میان بچه ها رو میبرن !
خونه آقای اصلاحی هم اینطرف تره ! آقای اصلاحی و اصولی چشم ندارن همدیگه رو ببینن ! قیافه آقای اصلاحی خیلی ظاهر الصلاح و متینه ! همیشه یه لبخند گوشه لبشه و به بچه های محل میخنده ! توپ بچه های محل اگه بخوره به شیشه خونه اش با مهربونی میگه مشکلی نیست ! راحت باشین عزیزان من …! آقای اصلاحی بیشتر وقتا تو محل هی میگه زنده باد آزادی و حرفای قشنگ میزنه با اینکه دماغش بلند میشه اما خجالت نمیکشه ! کلا اینروزا اقای اصلاحی حال و روز خوبی نداره …! قبض برق و آب و تلفنش پرداخت نشده …! قسط های وام خونه اش هم همینطور …! میخوان خونه اش رو به مزایده بذارن ! آقای اصولی هم چشم میکشه خونه آقای اصلاحی رو بخره اونو بندازه بیرون ! یه سری از بچه ها با آقای اصلاحی خیلی خوبن …! میگن این بابا از اقای اصولی بهتره که ! تو پمون رو پاره نمیکنه لااقل ! اما اینا هم میدونن که اقای صولی و اصلاحی جنسشون از یه قماشه …! میدونن که اینا دوتا برادر بودن که سر ارثیه باباشون دعواشون شده و قهر کردن با هم !
اون ته کوچه تو خرابه ها هم خونه آقای آزادیه ! آقای آزادی نه آب و برق داره و نه تلفن و گاز ! سقف خونه اش هم چکه میکنه ! آقای اصولی گفته آقای آزادی حق نداره از خونه اش بیاد بیرون …! گفته وجود آقای آزادی برای محل مضره ! آقای آزادی موهاش بلند شده و لباساش پاره پوره ! لاغر و استخونی ! آقای آزادی مریض شده …! آقای آزادی با اینکه چند ساله حمام نرفته اما بوی خوبی میده ! آقای آزادی مهربونه …! عین بابای بچه ها میمونه ! بچه های محل یواشکی براش آب و نون میبرن ! بچه های محل نمیذارن آزادی بمیره ! بچه های محل همیشه میگن زنده باد آزادی !

حکم اعدام به اتهام "محاربه" برای سه فعال مدنی و سياسی






حکم اعدام به اتهام "محاربه" برای سه فعال مدنی و سياسی



به گزارش فعالان حقوق بشر در ايران، سه فعال مدنی و سیاسی بنامهای فرزداد کمانگر،علي حيدريان و فرهاد وکيلي توسط شعبه 30 دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شدند.
اين سه فعال مدني و سياسي پس از بيش از 18 ماه بازداشت توام با شکنجه هاي جسمي متعدد در اداره هاي اطلاعات کرمانشاه ، سنندج و 209 اوين سرانجام در دادگاهي به مدت هفت دقيقه به اعدام محکوم شدند.
فرزاد كمانگر معلم آموزش وپرورش شهرستان كامياران با 12 سال سابقه تدريس كه از يكسال قبل از دستگيري در هنرستان كارودانش مشغول به تدريس بوده همچنين عضو هيئت مديره انجمن صنفي معلمان شهرستان كامياران شاخه كردستان ميباشد و تا زمان فعاليت اين انجمن و قبل از اعلام ممنوعيت فعاليتهاي آن مسئول روابط عمومي اين انجمن بوده است . همچنين عضو شوراي نويسندگان ماهنامه فرهنگي - آموزشي رويان (نشريه آموزش و پرورش كامياران) که توسط حراست آموزش و پرورش توقيف شده است و نيز عضو هيئت مديره انجمن زيست محيطي كامياران (ئاسك) ميباشد و از اواخر سال 84 نيز با نام مستعار سيامند به عضويت مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران درآمده است. به همراه فرهاد وکيلي ، معاون سابق اداره جهاد کشاورزي شهرستان سنندج و علي حيدريان يک از اعضاي حزب زحمتکشان کردستان ترکيه (پ ک ک) پس از ماهها شکنجه در تاريخ 10/11/1386 در شعبه 30 دادگاه انقلاب به رياست قاضي تيارامي به اتهام آنچه که محاربه خوانده شده و برخلاف تمامي موازين قانوني و بي توجه به فقدان اسناد لازم و در 7 دقيقه دادگاه ، در حالي که تمامي مطلعين منتظر خبر آزادي و احکامي ديگر بودند به اعدام محکوم شدند.
اين حکم ساعاتي پيش توسط دادگاه به آنان ابلاغ گرديد. فرزاد کمانگر ضمن غيرقانوني دانستن دادگاه از امضاي حکم خود با خواندن سرودي خودداري نمود.
محمود عليزاده طباطبايي ، خليل بهراميان و حسيني اخگر وکلاي مدافع پرونده شديداً نسبت به حکم صادره اعتراض نموده اند .حکم صادره موجبات تعجب حتي نهادهاي قضائي موازي نيز گشته است.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران بدينوسيله ضمن محکوم نمودن احکام صادره براي اين فعالان مدني و سياسي ، بدينوسيله اعتراض شديد خود را به روند مذکور اعلام و خواستار اقدام عاجل و يکپارچه سازمانها و مدافعان حقوق بشري در مقابل حکم غيرانساني وغيرقانوني صادر شده ميباشد

Sunday, February 24, 2008

زن در مبارزه




مبارزات زنان درروسیه /سلسله گفتارهای زن در مبارزه



زن در مبارزه











سلسله گفتارهای زن در مبارزه














.

درگيری مردم با نيروی سرکوبگر انتظامی در ميدان صادقيه تهران شنبه شب: حکومت اسلامی نمی خواهيم نمی خواهیم

کميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر (و خبرنامه اميرکبير) :
در پي اعتراضات عده‌اي از مردم به طرح امنيت اجتماعي نيروي انتظامي به ضرب وشتم معترضين پرداخت.بنابر اخبار رسيده عصر امروز (ديروز) در ميدان صادقيه تهران، مقاومت يك دختر جوان در برابر دستگيري توسط مأموران گشت ارشاد به رفتار خشن مأموران و ضرب و شتم وي منجر شد. در پي اين برخورد ناظران اين واقعه و افراد حاضر در محل به عملكرد نيروي انتظامي اعتراض كردند. اعتراض حاضران كه تعداد آنان در حدود دويست تن گزارش شده به تجمع در اين محل و سر دادن شعارهايي عليه نيروي انتظامي و حاكميت منجر شد.پس از اين مأموران حاضر در محل به همراه مأموران اعزامي يگان ويژه به ضرب وشتم حاضران و دستگيري عده‌اي از آنان پرداخت. بنابر گزارش رسيده دست‌كم پانزده تن توسط مأموران بازداشت شده‌اند. از هويت دستگيرشدگان و محل نگهداري آنان اطلاعي در دست نيست.طرح امنيت اجتماعي كه دور سوم از ابتداي بهمن ماه آغاز شده، همواره با اعتراض حقوقدانان و فعالان جامعه مدني روبرو بوده است. به گفته حقوقدانان نيروي انتظامي به عنوان مجري طرح، رأساً حق متهم ساختن افراد و دستگيري آنان را ندارد و اين اقدام فاقد وجاهت قانوني است.از سوي ديگر علاوه بر ماهيت طرح، نحوه اجراي آن نيز اعتراضات گسترده‌اي را به همراه داشته است. برخورد نامناسب مأموران و نيز در مواردي ضرب و شتم افراد از جمله مواردي بوده كه مورد انتقاد افكار عمومي قرار گرفته است. چنين رويكردي خلاف شأن و شخصيت انساني و متناقض با حقوق شهروندي افراد جامعه بوده و دخالت در حوزه خصوصي شهروندان محسوب مي‌شود.

درگيری مردم با نيروی سرکوبگر انتظامی در
ميدان صادقيه تهران شنبه شب: حکومت اسلامی نمی خواهيم نمی خواهیم

مردم شنبه شب در جریان درگیری با نیروی سرکوبگر انتظامی در

میدان صادقیه تهران شعار می دادند مرگ بر نیروی انتظامی

Saturday, February 23, 2008

هشت مارس در راه است و ما بر آنیم که 8 مارس را به روزاعتراض میلیونی علیه هر گونه نابرابری و ستم تبدیل کنیم

هشت مارس در راه است و ما بر آنیم که 8 مارس را به روزاعتراض میلیونی علیه هر گونه نابرابری و ستم تبدیل کنیم

گرامیداشت 8 مارس تداعی کننده ی یاد و خاطره زنان مبارزی است که اگر بودند و وضع ما زنان در دنیای امروز را می دیدند حیرت می کردند چرا که هنوز دراین دنیای نابرابرما زنان از ابتدایی ترین حقوق محرومیم ؛ هنوز نصف انسان به حساب می آییم ؛ ملک مرد به حساب می آییم ؛ پدر؛ برادر؛ شوهر و مناسبات دنیای وارونه بر گوشه گوشه ی زندگی مان چنگی ظالمانه انداخته است به سان یک کالا با قیمتی به سنگینی حقارت انسان در طول تاریخ همه ی استعداد و توانایی مان به یغما برده می شود . هنوزما زنان قربانیان جنگ ؛ فقر ؛ تبعیض و خشونت هستیم . راه نفس کشیدنی نیست این درد مشترک پیر و جوان نمی شناسد ؛ باسواد و بی سواد نمی شناسد ؛ این سرنوشت گریز ناپذیر یکایک ما زنان است اما دنیای بهتری ممکن است . برای پایان دادن به این وضعیت نابرابرو غیرانسانی ؛ همه ی انسانهای ستمدیده و برابری طلب و نهادهای مدنی وفعالین اجتماعی را به برگزاری هر چه با شکوهتر روز جهانی زن فرا می خوانیم . شخصیتها و فعالین و نهادهای مدنی که از این فراخوان حمایت می کنند اسامی خود را به این ایمیل jameezanan@yahoo.com ارسال فرمایند . جامعه حمایت از زنان دیبا علیخانی ثریا محمدی سیما علیخانی آسو قصری هانا صدیق وزیری رعنا مرادی - انجمن سبز تبریز سیمین هادی فر- انجمن ادبی فرهنگی همدان ساناز فروهر - کانون دفاع ازحقوق زنان و کودکان ایران لیرا عزیزی ملوک ملکی شریفه ماجدی ناهید محمدی حدیقه بدری – کرمانشاه فریبا فرشا - انجمن حمایت از کودکان معلول شهرستا ن الیگودرز عصمت نعمتی پونه احمدی زاده مهناز محمدی پریا وزیری هولیر محمودی - مریوان شیلر محمودی ناهید غلام شاهی - انجمن حقوق کودک زاهدان آنا نوری - خرم آباد ژانت اردلان اسرین سوران سقزی ریتا مجیدی فرانک رسولی - اراک روناک احمدی - ارومیه رباب حسین پناهی – کرمان