در اين هنگام قاضي از زينب پرسيد، چرا خانه شوهرت را ترک نکردي. متهم نيز پاسخ داد؛ يک بار قهر کردم و پيش مادرم رفتم. چند ساعت که گذشت و مادرم فهميد من قهرکرده ام، مرا از خانه اش بيرون کرد و گفت ديگر در خانه اش جايي ندارم و بايد به منزل شوهرم برگردم. وقتي مادرم مرا از خانه بيرون کرد، هيچ راهي به جز اينکه نزد «م» برگردم، نداشتم. از آن به بعد شرايطم بدتر شد.
«م» هر شب دير به خانه مي آمد. محله يي که ما در آن زندگي مي کرديم امن نبود و تنهايي بيش از حدم باعث ايجاد ترس در وجودم شده بود. هر شب زير بالشم آچار فرانسه مي گذاشتم تا اگر شب کسي حمله کرد از خودم دفاع کنم. شب حادثه «م» بسيار دير وقت به خانه آمد و من هم از ترسم هنوز نخوابيده بودم. وقتي وارد خانه شد، مواد مصرف کرده بود. به اتاق اش رفت تا باز هم فيلم نگاه کند. به سراغش رفتم و پرسيدم چرا شب ها دير به خانه مي آيد و به من بي توجهي مي کند. به او گفتم من مي ترسم. در اين لحظه «م» قمقمه يي که در اتاقش بود به طرفم پرت کرد. من به اتاق خودم رفت، دنبالم آمد و کتکم زد. من هم آچار را از زير بالشم در آوردم و چهار ضربه به او زدم. من فقط مي خواستم جلوي ضربات «م» را بگيرم و قصد کشتن او را نداشتم. قاضي از زينب پرسيد اگر اولياي دم به ديه رضايت دهند، مي تواني آن را پرداخت کني؟ زن جوان در حالي که به شدت گريه مي کرد، گفت؛ من هيچ پولي ندارم و هيچ کسي را هم ندارم در ادامه جلسه دادگاه حاج محمدعلي وکيل زينب در جايگاه قرار گرفت و در دفاع از موکلش گفت؛ مقتول 6 پرونده در خصوص حمل و مصرف مواد مخدر در دادگاه ها داشته است و اين امر ادعاي موکلم را تاييد مي کند. ضمن اينکه همه همسايه ها هر روز صداي کتک خوردن هاي زينب را مي شنيدند و در پرونده نيز اين مساله منعکس است. شوهر زينب مانند يک کارگر با او رفتار مي کرده است. در اين سال ها که زينب زنداني شده متاسفانه هيچ کدام از اعضاي خانواده اش به ديدن او نيامده و حتي نمي دانند دخترشان کجاست.
وي ادامه داد؛ وضعيتي که مقتول داشت کاملاً در پرونده منعکس است. من به عنوان وکيل زينب از قضات مي خواهم به وضعيت اين زن 30 ساله خارج از قوانين خشک نگاه کنند و شرايط او را در طول زندگي اش بسنجند و بعد راي دهند. هيات قضات پس از پايان جلسه محاکمه با اکثريت آرا راي بر قصاص متهم صادر کردند اما دو تن از قضات رسيدگي کننده زينب را مستحق مرگ تشخيص ندادند















.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)


درباره من




